ایران کهن تر از تاریخ

ایران کهن تر از تاریخ

یادگارهای تاریخی:                                                                                    

فلات ایران از قدیمی ترین کانون های تمدنی دوران باستان در آسیا است و از این نظر در دانش باستان شناسی جایگاه مهمی دارد. تاریخ اسکان در فلات ایران از دوره نوسنگی تا مهاجرت آریاییان چندان روشن نیست اما شواهد روشنی در دست است که سرزمین ایران در دیرباز مسکون بوده است. کانونهای قدیمی سکونت در کنار چشمه ها و رودخانه ها یا به طور کلی در مجاورت کوه های زاگرس و البرز به وجود آمده اند.

مهم ترین این کانون های باستانی تپه سیلک کاشان، تپه حصار دامغان، ترنگ تپه گرگان، تپه حسنلو در آذربایجان، تپه مارلیک در رودبار و شوش در خوزستان می باشد. در کاوش های باستان شناسی در این کانون ها آثاری به دست آمده اند که قدمت برخی از آنها به هزاره پنجم پیش از میلاد میرسد.

مهاجرت قوم های آریایی به فلات ایران از هزاره دوم پیش از میلاد آغاز شد. از این قوم ها پارت ها در خراسان، مادها د رغرب و پارس ها در جنوب ایران مستقر شدند. امپراتوری مادها در هگمتانه (اکباتان) یا همدان کنونی پا گرفت. هخامنشیان پس از پیروزی بر مادها و تسخیر پایتخت آنان نخستین امپراتوری بزرگ ایران را به وجود آوردند. حدود متصرفات آنان در زمان داریوش اول (۴۸۵-۵۲۲ قبل از میلاد) از جلگه رود سند در مشرق تا مرزهای یونان در مغرب می رسید. پس از انقراض هخامنشیان به دست اسکندر، جانشینان وی (سلوکی ها) مدت کوتاهی بر ایران تسلط یافتند که نتیجه آن آمیزش فرهنگ ایرانی و فرهنگ هلنی بود. در حدود سال ۲۵۰ قبل از میلاد پارت ها که یکی از قوم های سوارکار آریایی بودند از خراسان به سمت غرب و جنوب غربی پیشروی کردند. این امپراتوری تا سال ۲۲۴ پس از میلاد دوام یافت.

ساسانیان با پیروزی بر آخرین پادشاه پارتی در ۲۲۵ میلادی امپراتوری جدیدی به وجود آوردند که تا اواسط قرن هفتم میلادی دوام آورد.

عصر باستانی ایران مملو از میراث های فرهنگی و بناهای تاریخی فراوانی در تخت جمشید، پاسارگاد، شوش، شوشتر، همدان، فیروزآباد (نقش رستم)، تاق بستان، سروستان، و نیشابور است که ارزش دیداری فراوان دارند.

نفوذ اسلام در ایران در نیمه اول قرن هفتم میلادی پس از فروپاشی امپراتوری ساسانی روی داد. ایرانیان که از نابرابریهای اجتماعی دوره ساسانی ناخشنود بودند اسلام را پذیرفتند ولی هرگز مخالفت خود را با سلطه خلفای اموی و عباسی پنهان نمی کردند و در برابر ستمگری های حکومت های اموی و عباسی جنبش های استقلال طلبانه بسیاری را بر پا کردند.

ادامه جنگهای فرسایشی میان فرمانروایان محلی، قدرت آنان را تحلیل برد و زمینه را برای تسلط قوم های بیگانه آسیای مرکزی مانند تیموریان، ترکان سلجوقی و مغول ها فراهم ساخت. در دوره صفویان دومین امپراتوری بزرگ ایران پاگرفت و مذهب تشیع که تا آن زمان پیروان آن در محدودیت های بسیار به سر می بردند رسمیت یافت.

از آن پس جنگهای ایران-عثمانی و ایران- روسیه همواره با سرکوب داخلی و نقشه های استعماری، مرزهای ایران را به وسعت کنونی رساند. 

کانونهای زیارتی:

ایران برخاستگاه آیین زرتشت، یکی از دینهای بزرگ جهان است. اما هم اکنون دین رسمی ایران اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری می باشد. حدود ۵/۹۹ درصد مردم نیز مسلمان هستند. پیروان مذهب های اسلامی حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی، و زیدی در ایران از احترام و آزادی کامل برخوردارند. در قانوی اساسی دین های زرتشتی، مسیحی و کلیمی به رسمیت شناخته شده اند و پیروان آنها می توانند مانند مسلمانان با حقوق یکسان در زندگی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور شرکت کنند.

اقلیت های زرتشتی، ارمنی، کلیمی و آشوری و کلدانی در مجلس شورای اسلامی نمایندگان مستقل دارند.

با گسترش دین اسلام در ایران، آرامگاه های امامان و امام زادگان به تدریج به زیارتگاه تبدیل شدند، بر روی مزار آنان در هر محل بنایی شاخص و برجسته به وجود آمد. برجسته ترین هنرمندان زمان ذوق و نبوغ خود را با استفاده از امکانات موجود در ساختن و تزئین مکانهای دینی و زیارتی به کار بردند که در پیکر بسیاری از بارگاه های زیارتی ایران جلوه گر شده است.

زیارتگاه های ایران به دو دسته تقسیم می شوند:

یک) زیارتگاه هایی که ارزش زیارتی جهانی دارند مانند بارگاه امام رضا(ع) در شهر مشهد و آستانه حضرت معصومه (س) در قم. حیات اجتماعی و اقتصادی دو شهر مشهد و قم کاملا" به وجود این بارگاه ها و نقش زیارتی منبعث از آنان بستگی دارد.

دوم) زیارتگاه هایی که بیش تر ارزش زیارتی محلی و ناحیه ای دارند و در ناحیه های مختلف کشور واقع شده و مهم ترین آنها عبارتند از:

آرامگاه حضرت احمد بن موسی بن جعفر(ع) معروف به شاهچراغ در شیراز، آرامگاه حضرت عبدالعظیم(ع) و حضرت حمزه به موسی الکاظم(ع) در شهرری، بقعه سید جلال الدین اشرف به موسی الکاظم(ع) در آستانه اشرفیه و مقبره دانیال نبی(ع) در شوش و......

این آرامگاه ها که غالبا" دارای گنبد و بارگاه اند، به ویژه در روزهای آخر هفته زیارتگاه مردم محلی هستند. از سوی دیگر از آنجا که برخی از این آرامگاه ها در نقاط خوش آب و هوا قرار گرفته اند به نوعی نقش تفریحگاهی نیز دارند. غالبا" اطراف حرم امام زاده ها محل تمرکز برخی فعالیت های خدماتی و تجاری گردیده و با افزایش تعداد زائران به کانونهای تجاری مستقلی تبدیل شده اند.

در ایران به جز شیعیان پیروان دین ها و مذهب های دیگر مانند اهل تسنن، زرتشتیان، مسیحیان (ارمنیان) و کلیمیان نیز زندگی می کنند که همه آنها برای خود زیارتگاه ها و مکان های مقدس مذهبی دارند.

مهم ترین زیارتگاه ها و محل های مذهبی اهل تسنن یکی تربت شیخ جام در خراسان و دیگری مسجد جامع سنندج میباشد. زرتشتیان ایران که بیش تر در یزد و تهران زندگی می کنند همه ساله برای برگزاری مراسم خود به آذرگشنسب در تخت سلیمان، برج کاشمر در خراسان و دریاچه ارومیه مکان های مقدسی هستند که با گذشت سده های بسیار هم چنان مورد توجه زرتشتیان ایران اند.

ارمنیان در تابستان هر سال برای زیارت به کلیسای تاتاووس در نزدیکی ماکو سفر می نمایند. از زیارتگاه های یهودیان در ایران به قبر استرومردخای در همدان می توان اشاره کرد. 

فرهنگ و هنر:

غنای فرهنگی ایران در عرصه های مختلف از جمله انواع هنرهای شرقی، ادبیات و عرفان آوازه ای جهانی دارد. اسطوره ها، افسانه ها، حکمت و فلسفه، شعر، موسیقی، ادبیات عامه، صنعت های دستی، معماری و هنرهای تزئینی آن، بخشی در خور اعتنا از گنجینه های اندیشه بشری را تشکیل داده اند.

به موجب قانون اساسی زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی و هجرت پیامبر(ص) مبدا تاریخ رسمی کشور و روز اول فروردین نیز آغاز سال نو در ایران است. تقویم رسمی بر اساس سال خورشیدی تنظیم می شود. انجام امور رسمی کشور بر اساس تاریخ هجری خورشیدی و پرچم آن به رنگ های سبز و سفید و سرخ با علامت مخصوص است.

تقویم قمری نیز بطور رسمی در ایران اعلام میشود. سال قمری ۱۰ روز کمتر از سال خورشیدی است و روزهای انجام مراسم مذهبی بر اساس تقویم قمری تنظیم میشود و هر سال با سال قبل و بعد متفاوت میشود.

نیمی از مردم ایران به زبان فارسی یا گویش های مربوط به آن سخن می گویند. زبان فارسی از فصاحت و شیوایی خاصی برخوردار است. به همین دلیل بخشی از برجسته ترین آثار ادبی مشرق زمین به ویژه در حوزه های فرهنگی ایران از ورارود(ماوراالنهر) تا آسیای صغیر به زبان فارسی نوشته شده اند. بسیاری از قوم های آسیای مرکزی با وجود تسلط بر قلمرو جغرافیایی ایران پس از مدت کوتاهی از فرهنگ غنی ایران و زبان فارسی تاثیر پذیرفته اند.

جهانگردان به ویژه ایرانگردان حرفه ای علاقه بسیاری به بازدید از کوچ ایلها و عشیره ها نشان می دهند. ایلها و عشیره ها فرهنگ و سنت های قدیمی و آداب و رسوم باستانی را پاسداری و زنده نگه داشته اند. روش زندگانی کوچ نیشینان ایران چندان تفاوتی با زندگانی گذشتگان باستانی ما ندارد.

از این رو بازدید از ایلها و عشیره های ایران به جهانگردان کمک میکند تا با فرهنگ و زندگانی ایرانیان باستان آشنا شوند.

ایران بر سر راه آسیای مرکزی و ترکیه و کشورهای عربی قرار گرفته است و گروههای قومی متنوعی در آن زندگی میکنند که از آن جمله میتوان فارسها، کردها، لرها، بلوچ ها، بختیاری ها، ترک های آذری، تالش ها، ترکمن ها، قشقایی ها و عرب ها را نام برد. گروه های نژادی کوچکتری نیز در ایران زندگی می کنند. ترکمن ها در ترکمن صحرا و شمال خراسان زندگی می کنند. در ناحیه های مرکزی ایران ایل قشقایی که تبار ترکی دارد زندگی می کند. قوم های عرب بیشتر در خوزستان و به صورت پراکنده در کرانه های خلیج فارس زندگی می کنند. ترکیب قومی جامعه امروزی ایران در نتیجه گسترش ارتباطات و آمیزش فزاینده مردم با یکدیگر به مقدار زیادی در ریخته و علیرغم استقلال فرهنگی اقوام ایرانی، فضای اجتماعی نسبتا" یکسانی پدید آمده است. گروه های رنگین پوست که طور پراکنده در استان های جنوبی ایران دیده میشوند از بقایای مناسبات تجاری برده با زنگبار هستند.

اقلیت های هندی مقیم جنوب نیز بازماندگان بازرگانان هندی ساکن ایران در زمان های گذشته هستند. 

موقعیت و طبیعت:

ایران با مساحت ۱۶۴۸۰۰۰ کیلومتر مربع در جنوب غربی آسیا واقع شده است. دریای مازندران و کشورهای ترکمنستان، آذربایجان و ارمنستان در شمال، افغانستان و پاکستان در شرق و ترکیه و عراق در غرب، ایران را احاطه  کرده  است. سراسر مرزهای جنوبی ایران را کرانه های خلیج فارس و دریای عمان در برگرفته است.

مجموع مرزهای خشکی ایران ۵۱۷۰ کیلومتر و مجموع مرزهای آبی آن در شمال و جنوب ۲۵۱۰ کیلومتر است.

ایران در قلب خاورمیانه چون پلی دریای مازندران یعنی زیباترین دریاچه جهان را به خلیج فارس وصل می نماید. هم چنین مانند چهار راهی بر سر شرق و غرب پیوندگاه تجلیات فرهنگی، معنوی و سیاسی جهان شرق و غرب است. چشمه ساران زلال، انارستانها، باغ های پسته، ردیف درختان تبریزی، کوچ کاروانهای عشایر در فصلهای گوناگون، شبهای پرستاره، صخره ها، کوه ها، پستی ها و بلندی های پایان ناپذیر، آتشفشان های خاموش و پوشیده از برف، جنگل های انبوه رشته کوههای البرز و کرانه های دریای مازندران از جمله چشم اندازهای دیدنی و فراموش نشدنی طبیعت ایران اند که خاطره ای بی مانند در اذهان جهانگردان به جای می گذارند.

چهره دشت و هامون ایران در زمانهای مختلف متغیر است: زمانی پر از شن و سنگ، گاه پر از سیلاب، و زمانی پوشیده از برف و گل و لای یا مملو از گل و گیاه و سبزه است. هنرمندان ایرانی در نقشه ها و طرح های انواع آثار هنری غالبا" طبیعت را به عنوان نماد و نشانه آبادانی می دانستند. در چمن زارها، در باغ ها، در خانه ها، در مسجدها، در مکانهای مقدس به طور همیشگی آب جریان دارد. قرار گرفتن بیشتر اراضی در ارتفاع بیش از ۱۰۰۰ متر از دیگر ویژگی های مهم سرزمین ایران است.

رشته کوههای عظیم و بلند البرز از سوی شمال، کوههای زاگرس از سوی غرب و رشته کوههایی که از خراسان به بلوچستان کشیده شده اند از سوی شرق، سرزمین ایران را محصور نموده اند.

مهمترین قله های ایران عبارت اند از: دماوند در شمال شرقی تهران با ارتفاع ۵۶۷۱ متر، سبلان در غرب اردبیل با ارتفاع ۴۸۸۰ متر، سهند در جنوب تبریز با ارتفاع ۳۷۰۷ متر، تخت سلیمان درمرکز مازندران با ارتفاع ۴۸۲۰ متر، زردکوه در بختیاری با ارتفاع ۴۵۵۰ متر، دنا در شمال یاسوج با ارتفاع ۴۳۰۹ متر، تفتان در جنوب زاهدان با ارتفاع ۳۹۴۱ متر و ده ها قله دیگر که در سرتاسر ایران پراکنده اند.

مسافرینی که در فصل زمستان به کرانه های جنوبی ایران سفر میکنند با آب و هوای مطبوعی روبه رو میشوند، در حالی که در همان زمان در فارس و اصفهان برف و سرما و سیلاب چهره شهرها را دگرگون کرده است. در فصل تابستان هوای بیش تر مناطق ایران گرم میشود اما نه چندان گرم که طاقت فرسا باشد. بهار و پاییز به ویژه تعطیلات نوروزی برای جهانگردان و گردشگران داخلی زمان بسیار مناسبی برای سیر و سیاحت به شمار می آید. 

استان یزد

استان یزد: 

موقعیت : مرکز ایران

مجاورت : شمال:  استان اصفهان  شمال شرقی : استان خراسان جنوب غربی: استان فارس  جنوب شرقی : استان کرمان  غرب: استان اصفهان 

آب و هوا:  به علت قرار داشتن بر روی کمربند خشک جهانی دارای زمستانهای سرد و نسبتاً مرطوب و تابستانهای گرم و طولانی و خشک - ارتفاع متوسط :M ۱/۲۳۰  دما : º c ۱۸/۹ 

وسعــــت: ۱۲۰۰۰۰ کیلومتر مربع

جمعـیــت:  بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 990818 نفر

تقسیمات:  

شهرستانها:  ابرکوه - اردکان - بافق - تفت - خاتم - صدوق - طبس - مهریز - میبد - یزد/مرکز استان - گالری تصاویر

موقعيت جغرافيايي - استان یزد:  

استان‌ يزد با ۱۲۰۰۰۰ كيلومتر مربع‌ وسعت‌ در مركز ايران‌ قرار دارد و براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري‌، داراي‌ هفت‌ شهرستان‌ به‌ نام‌هاي‌ ابركوه‌، اردكان‌، بافق‌، تفت‌، مهريز، ميبد و يزد است‌. استان‌ يزد در سال‌ ۱۳۸۵ خورشیدی حدود 990818 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌. از اين‌ تعداد 789803 در نقاط‌ شهري‌ و 201015 نفر در نقاط ‌روستايي‌ ساكن‌ بوده‌اند. شهر يزد پرجمعيت‌ترين‌ شهر و مركز سياسي‌ - اداري‌ استان‌ يزد است‌. استان‌ يزد در قلمرو سلسله‌ جبال‌ مركزي‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ و از پستي‌ و بلندي‌ و چاله‌ها و كفه‌هاي‌ كويري‌متعددي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. اين‌ ناهمواري‌ها مشتمل‌ بر تپه‌هاي‌ پاي‌ كوهي‌، دشت‌ها، بيابان‌ها، نواحي‌ كويري‌ وتپه‌هاي‌ ماسه‌اي‌ است. 

‌در استان‌ دو رشته‌ كوه‌ متمايز از هم‌ وجود دارد. اولي‌ بخشي‌ از كوههايي‌ است‌ كه‌ در جهت‌شمال‌ غربي‌ - جنوب‌ شرقي‌ از مركز ايران‌ عبور مي‌كنند. و به‌ كوههاي‌ مركزي‌ ايران‌ معروف‌ هستند. دومي‌ شامل‌رشته‌ كوههايي‌ است‌ كه‌ در مناطق‌ مركزي‌، شمالي‌ و شرقي‌ استان‌ قرار دارند. رشته‌ شيركوه‌ كه‌ مانند ديواري‌قسمت‌هاي‌ مركزي‌ استان‌ را از بخش‌ غربي‌ آن‌ (چاله‌ ابرقو) جدا مي‌كند، همواره‌ از برف‌ و يخ‌ پوشيده‌ شده‌ و درتامين‌ آب‌ شهرهاي‌ يزد، تفت‌ و مهريز نقش‌ مهم‌ و اساسي‌ دارد. 

آب و هوا – استان یزد: 

اقليم‌ استان‌ يزد به‌ دو علت‌ اساسي‌ خشك‌ است‌. اول‌ آنكه‌ بر روي‌ كمربند خشك‌ جهاني‌ واقع‌ شده‌ وديگر آنكه‌ از درياهاي‌ آزاد عمان‌ و خليج‌فارس‌  و درياچه‌هاي‌ داخلي‌ و بادهاي‌ رطوبت‌زاي‌ دريايي‌ بسيار دوراست‌. عامل‌ مهم‌ اعتدال‌ نسبي‌ آب‌ و هواي‌ يزد كه‌ قابليت‌ زيست‌ نسبتاً مناسبي‌ به‌ آن‌ بخشيده‌ است‌، ارتفاعات‌مهمي‌ است‌ كه‌ در اطراف‌ آن‌ پديد آمده‌ و به‌ طور موضعي‌ در بهبودي‌ هواي‌ استان‌ اثر مي‌گذارند و لذا مناطقي‌ باارتفاع‌ بيش‌ از 2500 متر از اعتدال‌ و رطوبت‌ نسبي‌ بيشتري‌ برخوردار هستند. 

متوسط‌ دماي‌ هواي‌ استان‌ 9/18 درجه‌ سانتي‌گراد است‌. حداكثر مطلق‌ دما در تيرماه‌ برابر 43 و حداقل‌ آن‌ در دي‌ماه‌ برابر 2/7- درجه‌ سانتي‌گراد مي‌باشند. به‌ استثناي‌ منطقه‌  كوهستاني ‌شيركوه‌ ،  ساير نقاط‌ استان‌ يزد اقليم‌ گرم‌ و خشك‌ و بياباني‌ دارد كه‌ از غرب‌ و جنوب‌ غربي‌ به‌ طرف‌ شمال‌ شرقي‌و شرق‌ خشك‌تر مي‌شود. 

تاريخ و فرهنگ – استان يزد : 

سرزمين‌ يزد جلوه‌هايي‌ از باشكوه‌ترين‌ و درخشانترين‌ ميراث‌ فرهنگي‌ و تمدن‌ كهن‌ ادوارمختلف‌ تاريخي‌ ايران‌ را در خود جاي‌ داده‌ است‌. تاريخ‌ سكونت‌ انسان‌ در اين‌ خطه‌ از هزاره‌ سوم‌ پيش‌ از ميلادفراتر رفته‌ است‌، به‌ طوري‌ كه‌ در عهد پيشداديان‌ طوايف‌ در حال‌ كوچ‌ از بلخ‌ به‌ پارس‌، اين‌ سرزمين‌ را يزدان‌،ناميدند و از آن‌ زمان‌ به‌ بعد يزد محل‌ عبادت‌ شد. از مهم‌ترين‌ مراكز اسكان‌ اوليه‌ اين‌ سرزمين‌ به‌ مهرپادين‌(مهريز) فهرشان‌، پهره‌ (فهرج‌)، خورميش‌، ادر (اردكان‌)، شواز، قلاع‌ موبدان‌ (ميبد)، طرنج‌، عقدا و اشكذرمي‌توان‌ اشاره‌ كرد. شهر يزد به‌ عنوان‌ محلي‌ پاك‌ و مقدس‌ در رأس‌ تمام‌ آبادي‌هاي‌ مزبور قرار داشته‌ است‌. 

دره‌هاي‌ سرسبز و مناطق‌ ييلاقي‌، چشمه‌ سارها، ارتفاعات‌ و قله‌ها، غارها، حيات‌ وحش‌ و شكارگاهها و به‌ويژه‌ جاذبه‌هاي‌ كويري‌ از خصوصيات‌ جالب‌ توجه‌ طبيعت‌ يزد است‌ كه‌ برخي‌ از آنها جزء تفرجگاههاي‌ مهم‌مردم‌ استان‌ به‌ شمار مي‌آيد. 

استان‌ يزد از لحاظ‌ كنش‌هاي‌ فرهنگي‌ نيز جالب‌ توجه‌ است‌. اين‌ منطقه‌ از لحاظ‌ رفتارهاي‌ فرهنگي‌ مردم‌كانون‌ گوناگوني‌هاست‌ و در اين‌ بين‌ خصوصيات‌ فرهنگي‌ زرتشتيان‌ از پيشينه‌ تاريخي‌ درخشاني‌ برخوردار است‌.زرتشتيان‌ طبق‌ آئين‌ زرتشت‌ مراسم‌ ويژه‌اي‌ را در روزهاي‌ معيني‌ از سال‌ برگزار مي‌كنند كه‌ از ديدگاه‌ جهانگردي‌براي‌ افراد مسلمان‌ و پيروان‌ ساير اديان‌ جالب‌ توجه‌ و ديدني‌ است‌.

سوغاتي ها و صنايع دستي –  استان يزد:  

علاوه‌ بر منسوجات‌ و توليدات‌ پارچه‌اي‌، انواع‌ شيريني‌هاي‌ خاص‌ نيز تهيه‌ مي‌شود كه‌ در سراسرايران‌ و حتي‌ در اقصي‌ نقاط‌ جهان‌ طرفداران‌ فراوان‌ دارد. شيريني‌هاي‌ مهم‌ يزد عبارتند از: باقلوا، قطاب‌،لوزنارگيل‌، پشمك‌، نان‌ برنجي‌، حاج‌ بادام‌، حاج‌ پسته‌ و حاج‌ گردو، زولبيا، گوشه‌ فيل‌ و انواع‌ شيريني‌هاي‌خشك‌ كه‌ بسيار ظريف‌، شكيل‌ و خوشمزه‌ پخته‌ و عرضه‌ مي‌شوند. 

غذاهاي محلي –  استان يزد:   

در مناطق‌ مختلف‌ روستايي‌ و شهري‌ استان‌ يزد غذاهاي‌ ويژه‌اي‌ تهيه‌ مي‌گردند كه‌ از آن‌ جمله‌مي‌توان‌ به‌ انواع‌ آش‌ (آش‌ يزدي‌، آش‌ ماش‌، آش‌ سركه‌ شيره‌، آش‌ آبغوره‌، آش‌ تمبر هندي‌، آش‌ گندم‌ (آش‌ جو وشكمبه‌)، آبگوشت‌ ترش‌، انواع‌ كوفته‌ (كوفته‌ نخود، كوفته‌ برنج‌ و كوفته‌ لپه‌)، انواع‌ خورشت‌ (خورشت‌ به‌ آلو،خورشت‌ فسنجان‌ يزدي‌ و خورشت‌ باميه‌ و بادنجان‌)، بوناش‌، شولي‌، شفته‌، شولي‌ شلغم‌، لبوي‌ شلغم‌، قليه‌ كدو،بوراني‌ خيار، قطاب‌، باقلوا و ده‌ها نوع‌ خورشت‌ و چاشت‌ ديگر اشاره‌ نمود. 

مسافرت و اقامت - استان يزد :   

كليه‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌ يزد از نظر راههاي‌ ارتباطي‌، مخابرات‌ و سيستم‌هاي‌ درماني‌ تجهيز شده‌اندو مسافرت‌ و اقامت‌ در آنها بسيار آسان‌ است‌. اكثر شهرهاي‌ استان‌ اقامتگاههاي‌ مناسبي‌ دارند و مردم‌ استان‌ بافرهنگ‌ جهانگردي‌ كاملاً آشنا هستند. فرودگاه‌ يزد و پروازهاي‌ مستمر رفت‌ و برگشت‌ بين‌ تهران‌ و يزد از يك‌طرف‌ و عبور خط‌ آهن‌ تهران‌ - كرمان‌ از جوار برخي‌ از شهرستان‌هاي‌ استان‌، مسافرت‌ به‌ يزد و ساير شهرهاي‌ آن ‌را بسيار آسان‌ و راحت‌ نموده‌ است‌. 

مکان های دیدنی و تاریخی - استان یزد: 

استان يزد از مكان هاي ديدني و تاريخي بسياري برخوردار است كه برخي از مهم ترين آن ها عبارتند از: مسجد جامع كبير، مسجد كهن فرج، بقعه‌ي سيد ركن‌الدين، بقعه‌ي دوازده امام، دخمه‌ي زرتشتيان، آتشكده‌ي زرتشتيان (يزدان)، باغ دولت‌آباد، بانك شاهنشاهي، خانه‌ي تقديري، خانه‌ي مودت، مسجد ريگ، بادگيرها، گنبد عالي ابركوه، پرسبز، مجموعه‌ي خيرآباد، مسجد بيرون ابركوه، چهار سوق و بازارشاهي، مدرسه‌ي علميه‌ي امام خميني، رباط خرگوشي، تكيه‌ي اميرچقماق و مسجد جمعه‌ي نو (در يزد)، نارين قلعه (در ميبد)، مسجد جامع (در اردكان) و كاروان‌سراي خرانق..   

صنايع و معادن - استان یزد: 

استان يزد از دير باز منطقه ای صنعتی بوده و صنايع آن به دو صورت صنعتي و دستي رواج داشته است. فرش بافی، چاقو سازی، سبد بافی، سنگ تراشی، پارچه بافی، زيلو بافی، سراميك، سفال سازی، كرباس بافی، طلا و نقره كاری از صنايع دستی يزد هستند. اين استان از نظر صنايع كارخانه اي اکنون دارای کارخانه های توليدی بزرگ و کوچک است. علاوه برکارگاه های کوچک نساجی و شيرينی سازی، که شمار آن ها بسيار است، ده ها واحد توليدی ديگر وجود دارد که در رشته های گوناگون فعاليت می کنند. صنايع ماشينی ريسنده گی و بافنده گی از سال 1312 هـ. ش، در استان يزد پديد آمد. اساس اين دگرگونی وجود صدها کارگاه سنتّی بافنده گی و هزاران بافنده ماهر و هنرمند در اين منطقه بوده، که هم زمان با نخستين حرکت های صنعتی شدن ريسنده گی و بافنده گی در کشور، به مراکز توليدی کارخانه‎ای روی آوردند. استان يزد با دارا بودن 330 واحد توليدی نساجی، نيمی از منسوجات کشور را توليد و عرضه می کند و 70 در صد زمينه های اشتغال صنعتی استان يزد، به اين صنايع تعلق دارد. با وجود شرايط آب و هوايی و زيستی نامناسب منطقه، تشكيلات زمين شناختی اين استان، ذخيره های بزرگ معدنی را در دل خود، جای داده است، به طوری که می توان اين استان را منطقه ای معدنی ناميد. بزرگ ترين قطب های معدنی آهن ايران در استان يزد قرار دارد. هم چنين مي‎توان از معادن غنی سرب و روی مهدی آباد، کوشک، درّه انجير و منصور آباد، بوکسيت صدر آباد، معدن اورانيوم ساغند اردکان كه در نوع خود در خاورميانه بی‎نظير است، مس اردکان و تفت، نام برد. افزون بر آن، معدن های فلزی، سنگ های تزييني با کيفيت بسيار بالا، مانند: مرمر، مرمريت، گرانيت، چينی، ... و نيز موادی چون باريت، گچ، فسفات، نمک، ... به فراوانی در سطح استان يزد وجود دارد.   

کشاورزی و دام داری - استان یزد: 

كشاورزي استان يزد به دليل بارش اندك به گونه كشت آبی است و رونق چندانی ندارد. تلاش كشاورزان اين ناحيه براين است كه با بهره گيری از كم ترين آب و خاك حاصل خيز، توانسته اند كشاورزی را در محدوده ای اندك به ديگر بخش های اقتصادی پيوند دهند. از مهم ترين فرآورده های كشاورزی يزد می توان گندم، جو، آفتاب گردان، نباتات علوفه ای، جاليز، زيره، گوجه فرنگی، ‌بادمجان و سردرختی به ويژه انار، انجير و پسته را نام برد. دام پروری نيز به روش سنتی و صنعتی رواج دارد، اما به دليل كمبود علوفه رونق زيادی ندارد. مردم آبادی های پيرامون شهر يزد، به پرورش گوسفند، بز، گاو و شتر می پردازند. 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان یزد: 

يزد، يعنی آفريننده خوبی ها، پاكی ها و شهر خداست. نام گذاری اين شهر با واژه «يزش» به معنای ستايش و نيايش در زبان پارسی ميانه و با واژه يزدان يا يزتان به معنی پاك، مقدس، فرخنده و همچنين به معنی ذات خدا در ارتباط است. يزد در دوران هخامنشی و شايد پيش از آن «ايستاتيس» ناميده می شده که «هرفته» (فرافر) و «سريزد» كنونی، در 30 كيلومتری خاور شهر يزد بازمانده اين شهر است. استان يزد از تاريخی كهن برخوردار است، تا جايی كه بنای شماری از شهرهای آن، مانند: ميبد را به سليمان پيامبر، يزد را به ضحاک و اسکندر مقدونی و ابر کوه را به ابراهيم پيامبر نسبت داده‎اند. مجموعه آثار باستانی پراکنده موجود دراستان يزد به سهم خود، بازمانده شايان توجهی از تاريخ و فرهنگ کهن ايران است. کشاورزی و مدنيت يزد، در چهار کانون بزرگ مهريز و فهرج، يزد، رستاق و ميبد و اردکان، پا گرفته است. اين منطقه با قرار گرفتن در مسير شاه راه های باستانی ری ـ کرمان و پارس ـ خراسان، در ميانه هزاره نخست پيش از ميلاد، نقش مرزبانی ايالت ها و نگه بانی راه های بسياری را که به چهار سوی ايران می رفته، ايفا می‎کرده است.

منطقه يزد بی گمان، در دوران هخامنشی دارای راه های بزرگ و معتبر، راه داری و مراکز پستی و چاپاری بوده است. زيرا علاوه بر راه های شناخته شده باستانی، از روی مدارک پيشين، راه‎های فراموش شده‎ای نيز که در روزگار باستان به مرکز اقتصادی و فرهنگی ايران باستان می‎پيوسته‎اند به تازه‎ گی شناسايی شده‎اند.

منطقه يزد، در دوران ساسانی، به ويژه در روزگار قباد، انوشيروان و يزدگرد اوّل، ... از جايگاه اجتماعی و اقتصادی ويژه ای بر خوردار بوده و به عمران و آبادی آن، توجه بسيار شده است. در نخستين سده اسلامی، سرزمين يزد به دست مسلمانان افتاده قبايل عرب به سوی ايران سرازير شدند. گروهی نيز از قبيله های بنی تميم و بنی عامر، درکوی عرب ها ی يزد، استقرار يافتند. در سده 4 هـ. ق، که ديلميان بر بخش های باختر و جنوب ايران و عراق چيره گرديدند، جمعی از علويان هم به يزد آمده در کوی حسنيان سکونت گزيدند. بنيان گذار اين خاندان علاء الدوله ابوجعفر بود كه در 398 هـ. ق، از سوی سيّده خاتون، دختر عمه خود ( مادر مجدالدوله ديلمی ) به حکومت مستقل اصفهان و پيرامون آن منسوب گرديد. در سال 443 هـ. ق طغرل سلجوقی، شمس الملوک ظهير الدين ابومنصور فرامرز را به حکومت مستقل يزد و ابر کوه منصوب کرد. از سرشناس ترين افراد اين خاندان امام زاده سيّد جعفر ( ع ) است، که از سيّدهای عريضی بوده در سال 424 هـ. ق، در يزد در گذشت و مزارش هم چنان زيارتگاه مردم است.

حکم رانی ابومنصور فرامرز در روزگار فرمان روايی طغرل، آلب ارسلان و ملک شاه سلجوقی بوده نزد آنان احترام ويژه ای داشت. پس از وی به ترتيب فرزندش مؤيد الدوله ابومنصور علی بن فرامرز، علاءالدوله کاليجار و پسرش امير فرامرز، بر يزد حكومت كردند. اينان در نزد سلجوقيان، دارای احترام و اعتبار بودند. چون امير فرامرز پسر نداشت، حکومت يزد به دو دخترش واگذار و رکن الدين سام بن وردان روز، به اتابکی آنان گماشته شد. بدين ترتيب حکومت يزد، از آل کاکويه به اتابکان يزد انتقال يافت.

رکن الدين سام، پس از اندک زمانی، در سال 584 هـ. ق، از کار اتابکی دختران امير فرامرز کنار رفت و برادرش عزالدين، به اتابکی رسيد. اتابکان يزد با ايجاد پيوند های زناشويی، روابط دوستانه‎ای با سلجوقيان بر قرار کردند و مورد احترام و مشورت آنان بودند. پس از عزالدين ( در گذشته 615 هـ. ق )، وردان روز، اسفهسالار ابومنصور ( قطب الدين ) ( در گذشته 637 هـ. ق )، قطب الدين محمود، رکن الدين علاءالدوله ( در گذشته 662 هـ. ق )، طغان شاه، علاءالدوله ( در گذشته 673 هـ. ق )، رکن الدين يوسف شاه، و حاجی شاه بن يوسف شاه يكی پس از ديگری به اتابکی رسيده بر يزد و پيرامون آن حکومت کردند. اتابکان در آبادی و عمران يزد کوشش های بسياری کردند و بناهای زيادی از خود به يادگار گذاشتند. رکن الدين سام در نزديکی دروازه مهريز مدرسه اتابک را ساخت. وردان روز در بازار دلالان، مدرسه وردان روز را بنا کرد. محمود شاه در گسترش شهر کوشيد و کوی‎های بيرون شهر را درون حصار آورده ميدانی بزرگ نيز در شهر ساخت. مادرش مريم ترکان نيز روستای مريم آباد را بنا نهاد. در روزگار حمله چنگيز به ايران سلطان ابومنصور اتابک ( قطب الدين )، چيره گی مغولان را پذيرفت و جانشينان‎اش به عنوان دست نشانده‎ گان مغول، در حکومت يزد پايدار شدند و با کفايت و زيرکی، يزد را از سپاه مغول مصون داشتند.

در اين دوره به دليل امنيت و آرامش نسبی در يزد، بازرگانی و پيشرفت شهر ها و آبادی ها و مبادله کالاهای گوناگون، رونق يافت و کالاهای يزدی تا آن سوی آب های جنوبی ايران، به ويژه هندوستان راه يافت. راه داری و نگه داری راه ها، در دوران مغول و ايل خانان مورد توجه قرار گرفت و نگاه داری راه‎ها را به بزرگان و امرا واگذار کردند. در اوايل سده 8 هـ. ق، امنيت و نيز راه هايی که از منطقه يزد می‎گذشتند؛ گسترش يافت. اين مسأله نقش به سزايی در رونق بازرگانی و هم چنين شکوفايی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ايالت يزد داشت. حکومت حاجی شاه بن يوسف آخرين اتابک خاندان اتابکان يزد، در 718 هـ. ق به دست امير مبارزالدين محمّد بن مظفر از ميان رفت.

امير مظفر، بزرگ خاندان مظفر، از نواده گان غياث الدين خراسانی بود، که در دربار ايلخانان مغول وارد خدمت شد و به حکومت ميبد رسيد. پس از مرگ او، پسرش امير مبارزالدين محمّد در اوايل حکومت ابوسعيد بهادر خان ( 716 – 736 هـ. ق ) ايل خان مغول به حکومت ميبد و راه داری يزد انتخاب شد. در سال 718 هـ. ق، حاجی شاه بن يوسف، اتابک يزد را، در نبردی شکست داده وضمن پايان دادن به حکومت اتابکان يزد از سوی ابوسعيد بهادر خان، به حکومت يزد رسيد.

مبارزالدين محمّد، پس ازدرگذشت ابوسعيد بهادر خان، دم از استقلال زد و بر کرمان، شيراز و قلمرو حکومت ملوک شبان کاره، در جنوب ايران چيره شده در سال 723 هـ. ق، حکومت آل مظفر را تشکيل داد. يزد، در روزگار حکومت امير مبارزالدين، از نظر سياسی و اقتصادی دارای اهميت و اعتبار شد. اين جايگاه، نه تنها به خاطر تلاش مظفريان در يزد پديد آمد، بلکه شرايطی که در دوره مغول بر کشور حاکم شد، شهر های دور افتاده و به دور از هياهوی سياسی، چون يزد را مورد توجه نام داران قرار داد. طی يک سده حکم رانی مغول بر ايران، ناحيه يزد بيش از دو برابر گسترش يافت و با مديريت و تدبير امير مبارزالدين محمّد، به مرکز فعاليت های سياسی و اقتصادی تبديل يافت.

قلمرو امير مبارزالدين محمّد با در گذشت وی به سال 765 هـ. ق بين پسران‎اش بخش شد، به طوری که سلطان احمد، در کرمان، شاه محمود، در اصفهان، شاه يحيی، در يزد و شاه شجاع، در فارس و بخشی از خوزستان به حکومت پرداختند. كه از اين ميان شاه يحيی نسبت به آبادانی سرزمين يزد، تلاش بسيار کرد. در حکومت 77 ساله آل مظفر ( 718 – 795 هـ. ق ) منطقه يزد به اوج شکوفايی و بزرگی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی رسيد. در مدرسه ها، مسجدها، دارالسياده ها و خانقاه ها، علوم گوناگون رايج زمان، درس داده می شد. ويژه گی ديگر دوره مظفريان رونق صوفی گری در يزد است. ايجاد خانقاه ها ويژه مرشدان و مريدان صوفيان نبود، بلکه شاهان و شاه زاده گان مظفری و بزرگان هم بدان علاقه مند بوده صوفيان يزد، از احترام ويژه خاندان مظفری بر خوردار بودند. حکومت آل مظفر در سال 795هـ. ق به دست تيمور لنگ خاتمه يافت.

تيمور لنگ حکومت يزد را به يکی از نزديکان خود سپرد. اما پس از بازگشت تيمور به ماوراءالنهر، گروهی، از همدلی مردم نسبت به آل مظفر بهره برده به رهبری آبدار، يزد را از دست حاکم تيموری بيرون آوردند. سپس سلطان محمّد، پسر ابوسعيد طبسی، يزد را به دست آورده استقلال آن را اعلام نمود. با عدم توفيق حاکمان تيموری نايين، اصفهان و اردستان در برگرداندن نظم و امنيت به يزد، پير محمّد، پسر عمر شيخ و نوه تيمور لنگ حکم ران فارس، و نيز حاکم سيستان با سپاهی ره سپار يزد شده؛ يزد را محاصره و سرانجام گشودند. تيمور لنگ برای حفظ جايگاه هنری و اهميت يزد، دستور داد نسبت به مردم اين سامان نرمی نشان داده ماليات دو ساله را نگيرند. هم چنين فرمان داد تا برج و باروی شهر را بنا کرده دارالحکومه معروف به « دژ مبارکه نارين قلعه » را به طور شايسته ای بسازند.

ايالت يزد پس از مرگ تيمور، مدتی پهنه درگيری نوادگان تيمور، پير محمّد و اسکندر بود. شاهرخ پسر تيمور با پيروز شدن بر ديگران حکومت يزد را به امير جلال الدين، پسر چخماق سامی سپرد. وی با مردم يزد به خوبی رفتار کرد و برای عمران و آبادی اين سرزمين کوشش نمود و بناهای بسياری از خود بر جای نهاد، که برخی از آن ها هنوز برجای مانده از آثار تاريخی و ديدنی استان يزد به شمار می روند. پس از در گذشت امير جلال الدين، بيوه و فرزندانش دنباله کار را گرفته از خاندان خود، نام نيک به يادگار گذاشتند.

بازمانده گان تيمور، در همه جا دل گرم کننده هنرمندان، معماران و انديشمندان بودند و يزد نيز در اين زمان به شکوفايی اقتصادی، هنری و فرهنگی رسيد. کاشی کاری‎های مسجد جامع و ميدان امير چخماق و مسجد امير چخماق، مصلای عتيق، ... از آثار اين زمان است. مدرسه ها و کتاب خانه های بسياری چون مدرسه و کتاب خانه قطبيه سربلوک، مدرسه دارالصفا، مدرسه و کتاب خانه يوسف چهره، مدرسه و کتاب خانه اصيليّه سردهوک و کتاب خانه باورديه ايجاد شدند، که نويسنده گان، پژوهش گران و تاريخ نگارانی، چون شرف الدين علی يزدی، در آن ها پرورش يافتند.

با برآمدن ترکمانان قراقويونلو و آق قويونلو، يزد از دست تيموريان بيرون رفته اميران ترکمان، يکی پس از ديگری بر ايالت يزد حکومت کردند. حكومت طوايف گوناگون با تسلط شاه اسماعيل صفوی بر تمام ايران در 913 هـ. ق، خاتمه يافت. نعمت الله باقی، پسر ميرزا عبدالباقی، صوفی سرشناس، که در جنگ چالدران کشته شد، در زمان شاه تهماسب، دختر شاه اسماعيل را به زنی گرفته حاکم يزد شد. وی ديوان خانه عباسيه را ساخت و مسجد شاه تهماسب، در نزديکی ميدان بعثت کنونی از يادگارهای اوست. از ديگر آثار دوران صفوی مي‎توان به اين موارد نيز اشاره كرد : غياث آباد تفت که به دست مير ميران فرزند نعمت الله باقی ( ممدوح وحشی بافقی )، مدرسه شفيع ، مسجد شاه ولی تفت كه شاه ابوالوالی حاكم يزد آن را بنا نهاده است.

در هنگام حمله افغان ها، مردم رشيد و آزاده سرزمين يزد، به رهبری ميرزا عنايت سلطان، دلاوری های بسياری از خود نشان دادند؛ چنان كه محمود افغان، در گشودن يزد ناکام مانده راهی اصفهان گرديد. اشرف افغان، جانشين محمود، نيز پس از چهار سال نبرد توانست يزد را بگشايد. با روی کار آمدن نادرشاه افشار و بيرون راندن افغان ها از ايران، محمّد تقی خان، خواهر زاده عنايت سلطان به حکومت يزد منصوب شد. وی و فرزندانش، تا آخر دوره قاجار، در نقش حاکم يا مستوفی يزد خدمت های ارزنده ای به اين سرزمين کرده آثار تاريخی و بنا های ديدنی بسياری در يزد به يادگار گذاشتند. باغ دولت آباد، باغ ناصريه، مدرسه خان، ميدان خان، بازار خان، بازار قيصريه و... از آثار آنان است. اين منطقه در دوره قاجاريه و پس از آن در آرامش و آباداني به سر برده و هم اكنون نيز يكي از مهم ترين و ارزشمندترين مناطق ايران است.  

مشخصات جغرافيايي - استان یزد: 

استان يزد؛ با قرار گرفتن در بخش مرکزی فلات ايران در برگيرنده نا مناسب ترين عوامل طبيعی چيره بر فلات مرکزی ايران نيزاست. کويرهای بزرگ لوت و دشت کوير تا درياچه نمک قم و کوير نمک هرات و مروست تا کوير نمک ابر کوه و باتلاق گاوخونی استان يزد را فرا گرفته اند. بارش اندک همراه با تبخير شديد، دور بودن از دريا، نزديکی با کوير خشک و پهناور نمک، رطوبت نسبی کم همراه با گرمای بسيار، از عواملی هستند، که استان يزد را به گونه خشک ترين استان ايران در آورده است. گذشته از آن، در اين منطقه نوسان شديد درجه حرارت نيز وجود دارد. از نظر جغرافيايی بين 29 درجه و 48 دقيقه تا 33 درجه و 30 دقيقه پهنای شمالی و 52 درجه و 45 دقيقه تا 56 درجه و 30 دقيقه درازای خاوری از نصف النهار مبدا واقع شده است. اين استان از شمال خاوری به استان خراسان از شمال و باختر به استان اصفهان، ازجنوب باختری به استان فارس و از جنوب خاوری به استان كرمان محدود می شود. به دليل دور بودن از مرزهای ايران، در درازای تاريخ از بحران ها و فشارهای فرهنگی و نژادی مصون مانده است. استان يزد براساس سرشماري سراسري سال 1375 جمعيتي در حدود 828401 نفرجمعيت داشته و شهرستان هاي آن عبارتنداز: ابركوه، اردكان، بافق، تفت، خاتم,صدوق, طبس, مهريز، ميبد و يزد.

دشت رسوبی يزد، در فلات مركزی ايران، از حوزه های مهم جغرافيايی است كه از دامنه شيركوه در جنوب آغاز می شود و با شيب ملايمی تا كوير سياه كوه در شمال ادامه می يابد. با توجه به موقعيت جغرافيايی، اين استان در بر گيرنده نامناسب ترين عوامل طبيعی چيره بر فلات مرکزی ايران است. استان يزد گذشته از جايگاه ويژه طبيعی - جغرافيايی و دارا بودن منابع زيرزمينی، از لحاظ تاريخی و فرهنگی نيز از كهن ترين مناطق ايران به شمار می رود و از گذشته های دور دارای فرهنگی درخشان بوده است. كوه های اين استان جزو رشته كوه های مركزی ايران به شمار می روند. دشت های كويری آن، همانندی زيادی با دشت كوير و دشت لوت دارند. بلندترين ناحيه استان يعنی رشته كوه های شيركوه (4075 متر) در بخش جنوب باختری استان قرار گرفته و پست ترين ناحيه، شمال تا شمال خاوری را در بر می گيرد كه همراه با باتلاق های نمك است. راه هاي دست رسي به اين استان عبارتند از:

راه ری ـ اصفهان ـ يزد:‌ اين راه از ری به سوی جنوب رفته از قم و کاشان گذشته به شهر گبای ( اصفهان کنونی ) رسيده از آن جا شعبه ای از آن، از راه يزد به کرمان و از کرمان باز شعبه ای به سيستان، سند و کرانه های دريای مکران ( دريای عمان ) می پيوست.

راه يزد ـ سيستان: از سيستان تا يزد، راهی وجود داشته، که کوير را در دور افتاده ترين بخش هايش، يعنی بين « ده سلم » و گدارباروت، ميان بر می کرده است.

راه يزد به خراسان:‌ اين راه كه دارای ايستگاه های بسياری است، از يزد به سوی آنجيره و خزانه رفته از تل سياه و ساغند وپشت بادام گذشته به رباط محمّد رسيده از آن جا به ريگ و مهلب و رباط حوران، ... رفته، سر انجام به ترشيز ( کاشمر ) و از آن جا به نيشابور می پيوسته است.

در حال حاضر استان يزد دارای راه های زمينی و هوايی است. راه های زمينی آن، از گونه شوسه، آسفالته و راه آهن، عبارتند از:

1- راه های اصلی، فرعی، روستايی: اين راه ها، شامل راه های اصلی، فرعی، روستايی و مال رو است. راه های اصلی، استان را با استان های اصفهان، فارس، کرمان و خراسان پيوند می دهد و از راه های مهم ارتباطی شمال به جنوب و باختر به خاور ايران است.

استان يزد، در سال 1375 خورشیدی، دارای بيش از دو هزار کيلومتر راه اصلی آسفالته و راه های فرعی و روستايی بوده است. محور اصلی ارتباطی استان يزد، سرشناس به جاده سنتو، يکی از پر رفت و آمدترين شبکه های ارتباطی ايران، به ويژه در حمل و نقل بار با وسايط نقليه سنگين به شمار می رود. بندر های مهم هرمزگان و هم چنين بندر استراتژيک چابهار در استان سيستان و بلوچستان نيز تأثير زيادی در رونق اين راه ارتباطی داشته اند.

راه های فرعی، شهرستان های استان را به يک ديگر و يا شهرستان ها را به شهر يزد پيوند می دهند. راه های روستايی نيزکه درسال های اخير ايجاد شده، روستاها، دهستان ها و مراکز بخش ها را به يک ديگر پيوند می دهند و نقش ارزنده ای در زندگی اجتماعی روستاييان و کشاورزان منطقه ار لحاظ اقتصادی، ارتباطی و حمل بار دارند.  

2- راه آهن: راه آهن استان يزد؛ سبب پيوند اين استان با استان های اصفهان و کرمان و سبب ارتباط مراکز معدنی و صنعتی ايران است. راه آهن سراسری ايران، از تهران شروع و شاخه جنوب خاوری آن، پس از گذر از شهر قم، به دو بخش شده، يکی از طريق کاشان و اصفهان به يزد رسيده و ديگری پس از گذشتن از بافق به زرند و شهر کرمان می پيوندد.  

3- راه های هوايی: استان يزد از طريق راه های هوايی به بيش تر نقاط و مراکز استان های ديگر، مانند : تهران، شيراز، اصفهان، کرمان، بندر عباس، زاهدان، مشهد، ... بستگی دارد. فرودگاه شهيد صدوقی يزد دارای امکان های کافی برای پذيرش هواپيماهای مختلف بوده و می تواند خدمات فرودگاهی بايسته را برای پرواز های داخلی و خارجی تأمين کند. علاوه بر پرواز های هر روزه تهران – يزد و بر عکس، پرواز های ديگری به اصفهان، مشهد، زاهدان، بندر عباس، شيراز، کرمان، ... در اين فرودگاه انجام می شود. اخيراً پرواز های حج و زيارت سوريه نيز به طور مستقيم از فرودگاه شهيد صدوقی يزد انجام می شود. 

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان يزد 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

يزد

ميبد

يزد - ميبد

مسجد جامع- چاپارخانه- رباط شاه عباسي ميبد- مارين قلعه- برج كبوتر خانه- يخچال فره ميبد- برج محمود آباد- برج عبدالوهاب- مسجد جامع بسروئيه- موزه زيلوپلاس- كارخانه ساخت سفال و سراميك

2

يزد

اردكان

يزد - اردكان

پرستشگاه پيرهريشيت- پير سبز- شاهزاده- كاروانسراي رشتي- دربندهاي: مسجد العلما، سلطان، صدرالفضلا و حكيم ماشتر

3

يزد

ابركوه

يزد- تفت- ابركوه

يخچال خشتي- خانه آقازاده- گنبد عالي- پير حمزه سبز پوش- مناره هاتي نظاميه- مسجد جامع ابركوه- مسجد بيرون- سيد علي نقيا- ارگ شهرسن- گنبد سنگي هد- آرامگاه عزيزالدين سيفي

4

يزد

بافق

يزد - بافق

امامزاده عبدا… بافق- مسجد جامع بافق- نخلستان هاي انبوه- ارگ بافق- بقعه شيخ ضياء الدين- قاضي مير جعفر- قلعه كافر- باغ سرچشمه- پيرمراد- قلعه باقرآباد- قلعه صادق آباد- مناطق حفاظت شده (پرورش شتر- ماهي- شتر مرغ) جنگل ارس


 5

يزد

فهرج

يزد – بافق - فهرج

مسجد جامع فهرج (اولين مسجد در ايران)- مزار شهدا

6

يزد

مهريز

يزد - مهريز

مهر پادين- خورنيز- پير ناركي- سنگ نگاره كوه ارنان- كاروانسراي زين الدين- كوه ريگ- قلعه سريزد- حمام استهريج (موزه مردم شناسي) باغ پهلوان پور- عرمالبيز

7

يزد

توران پشت

يزد – تفت – ابركو ه- توران پشت

اولين روستا در ايران- بافت تاريخي عالي

8

يزد

آهن شهر

يزد- بافق- آهن شهر

سبك معماري ساختمانها- پارك تفريحي و بزرگترين فضاي سبز تفريحي استان- درياچه مصنوعي- معادن سرب، روي و آهن

9

يزد

ده بالا

يزد- تفت- ده بالا

كوهستاني با فاصله چند كيلومتري از استان برخلاف هواي گرم و خنك استان منطقه ييلاقي (طبيعت گردي)

10

يزد

طزرجان

يزد- تفت- طزرحان

كوهستاني- سد آبي طزرجان (طبيعت گردي)

11

يزد

تفت

يزد- ابركوه- تفت

بقعه شيخ خليل– آب انبار سرالسويه- سدر شاه ولي- برج كبوتر خانه- عقاب كوه- حسينيه شاه ولي– بقعه شيخ جنيدت توران پشت- قلعه گرمسير چشمه تا مهر

استان همدان

استان همدان: 

موقعیت : غرب ایران

مجاورت : شمال: استان زنجان  جنوب: استان لرستان  شرق: استان مرکزی   غرب: استان های کرمانشاه و کردستان 

 آب و هوا: سرد متوسط :M ۱/۷۴۹  دما : º c ۱۰/۹

وسعــــت: 493/۱۹ كيلومتر مربع‌

جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 1703267 نفر

تقسیمات:  شهرستان , 16 شهر , 18 بخش , و 68 دهستان

شهرستانها: اسدآباد - بهار - تویسرکان - رزن - کبودرآهنگ - ملایر - نهاوند - همدان/مرکز استان - گالری تصاویر

موقعيت جغرافيايي – استان همدان:  

استان‌ همدان‌ با 493/۱۹ كيلومتر مربع‌ مساحت‌ در غرب‌ ايران‌ قرار دارد. اسد آباد، بهار، تويسركان‌، رزن‌، كبودر آهنگ‌، ملاير، نهاوند و همدان‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌ همدان‌ مي‌باشند. استان‌ همدان‌ در سال‌ ۱۳8۵ خورشیدی حدود 1703267 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌ كه‌ از اين‌ تعداد 980771 نفر در نقاط‌ شهري‌ و 722496 نفر درنقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند. استان‌ همدان‌ منطقه‌اي‌ مرتفع ‌است‌ كه‌ كوهستان‌ الوند از شمال‌ غربي‌ به‌ جنوب‌ شرقي‌ آن‌ كشيده‌ شده‌ و جزو پيشكوه‌هاي‌ داخلي‌ زاگرس‌ است‌. اين‌ كوهستان‌ در جنوب‌ و غرب‌ شهر همدان‌ قرار گرفته‌ است‌. در ناحيه‌ شرقي‌ و شرق‌ ارتفاعات‌ الوند در ميان‌ كوه‌الوند و كوه‌ گرين‌ اراضي‌ پست‌ و دشت‌هاي‌ هموار استان‌ قرار دارد. 

آب و هوا – استان همدان: 

دشت‌هاي‌ وسيع‌ شمال‌ و شمال‌ شرقي‌ استان‌ در مسير بادهاي‌ شديد مي‌باشند. توده‌هاي‌ هوا به‌ راحتي‌اين‌ نواحي‌ را تحت‌ تاثير قرار مي‌دهند. در استان‌ همدان‌ وزش‌ باد تقريباً در تمام‌ ماههاي‌ سال‌ ادامه‌ دارد. انواع‌ جريان‌ بادهاي‌ اين‌ استان‌ عبارتند از: اول‌: بادهاي‌ شمال‌ و شمال‌ غربي‌ كه‌ بيشتر در فصل‌ بهار و زمستان‌ مي‌وزندو غالباً مرطوب‌ و باران‌زا است‌. دوم‌: بادهاي‌ غربي‌- شرقي‌ كه‌ بيشتر در فصل‌ پاييز مي‌وزد. سوم‌: بادهاي‌ محلي‌كه‌ بر اثر اختلاف‌ فشار بين‌ ارتفاعات‌ و دشت‌ها پديد مي‌آيد. (مانند بادكور در ناحيه‌ اسد آباد) با توجه‌ به‌ شرايط ‌اقليمي‌، مناسبترين‌ زمان‌ براي‌ مسافرت‌ به‌ همدان‌، از اواخر ارديبهشت‌ تا اواخر مهر ماه‌ است‌. در اين‌ مدت‌ علاوه ‌بر زيبايي‌ و سرسبزي‌هاي‌ پراكنده‌ در سراسر استان‌ همدان‌ تابش‌ آفتاب‌ و درجه‌ حرارت‌ بسيار مطلوب‌ است‌. بطور كلي‌ مناطق‌ مرتفع‌ استان‌ آب‌ و هواي‌ سرد كوهستاني‌ ومناطق‌ جنوبي‌ آن‌، آب‌ وهواي‌ معتدل‌ كوهستاني ‌دارد. 

تاريخ و فرهنگ – استان همدان:  

استان‌ همدان‌ يكي‌ از مناطق‌ تاريخي‌ ايران‌ و قديمي‌ترين‌ كانون‌هاي‌ تمدن‌ به‌ شمار مي‌رود. آثار تاريخي‌ موجود در اين‌ استان‌ قدمت‌ آنرا نشان‌ مي‌دهد. 

شهرستان‌ همدان‌ مركز استان‌ همدان‌ است‌ و در فاصله‌ ۳۳۷ كيلومتري‌ تهران‌ واقع‌ شده‌ و آب‌ و هواي ‌كوهستاني‌ سردسيري‌ دارد. زمستان‌هاي‌ پر برف‌ و تابستان‌هاي‌ كوتاه‌ و ملايم‌ دارد. بناهاي‌ شهر همدان‌ را به ‌دياآكو پادشاه‌ ماد (حدود ۷۰۰ سال‌ قبل‌ از ميلاد) نسبت‌ مي‌دهند. هرودوت‌ مي‌گويد: پادشاه‌ ماد اين‌ محل‌ را كه ‌اكباتان‌ و هگمتانه‌ ناميده‌ مي‌شد به‌ پايتختي‌ برگزيد و بعدها داريوش‌ بزرگ‌ آنرا مرمت‌ كرد. 

در زمان‌ اشكانيان‌، كه ‌تيسفون‌ پايتخت‌ كشور بود، همدان‌ پايتخت‌ و اقامتگاه‌ تابستاني‌ شاهان‌ اشكاني‌ شد. بعد از اشكانيان‌، ساسانيان ‌قصرهاي‌ تابستاني‌ خود را در اين‌ شهر بنا نمودند. در سال‌ ۲۳ هجري‌ كه‌ جنگ‌ نهاوند روي‌ داد، همدان‌ به‌ تصرف ‌اعراب‌ درآمد و از آنزمان‌ به‌ بعد گاهي‌ كانون‌ آبادي‌ و ثروت‌ و زماني‌ دچار چپاول‌ وفقر بوده‌ است‌. همدان‌ در زمان‌ ديلميان‌ (۳۱۹ هجري‌) لطمات‌ فراواني‌ ديد. در قرن‌ ششم‌ هجري‌، سلجوقيان‌ مركز خود را از بغداد به‌ اين‌ شهر منتقل‌ كردند. 

شهر همدان‌ كه‌ هميشه‌ مورد تاخت‌ و تاز سلاطين‌ و شاهان‌ بود، در زمان‌ تسلط‌ تيموريان‌ بر ايران ‌ويران‌ شد. در زمان‌ سلاطين‌ صفوي‌، شهر همدان‌ آباد گرديد و پس‌ از انقراض‌ صفويه‌ در سال‌ ۱۱۳۸ هجري همدان‌ به‌ تصرف‌ احمد شاه‌، والي‌ عثماني‌ درآمد ولي‌ به‌ همت‌ نادر شاه‌ افشار، همدان‌ از نيروهاي‌ مهاجم‌ عثماني ‌تخليه‌ گرديد و در سال‌ ۱۱۴۵ هجري‌، همدان‌ طبق‌ قرارداد دوباره‌ به‌ آغوش‌ ايران‌ بازگردانده‌ شد. شهر همدان‌ در مسير جاده‌ ابريشم‌ قرار داشته‌ است‌ و به‌ علت‌ قرار گرفتن‌ در مسير راههاي‌ اصلي‌ منطقه‌ غربي‌ ايران‌، در قرن‌هاي‌اخير همواره‌ از نظر بازرگاني‌ مورد توجه‌ بوده‌ است‌. 

صنايع‌ دستي‌ و سوغاتي‌ها – همدان: استان‌ همدان‌ از مناطقي‌ است‌ كه‌ فرآورده‌هاي‌ دستي‌ آن‌ از شهرتي‌ بسزا در سطح‌ كشور برخوردار است‌ و حتي‌' برخي‌ از صنايع‌ دستي‌ آن‌ مانند صنعت‌ سفالگري‌ اهميّت‌ صادراتي‌ و جهاني‌ دارد. اين‌ نوع ‌از صنايع‌ دستي‌، علاوه‌ بر جنبه‌ مصرفي‌، از ويژگي‌هاي‌ هنري‌ برخوردارند كه‌ به‌ صورت‌ طرح‌ها، نقوش‌ ورنگ‌هاي‌ گوناگون‌ متجلي‌ مي‌شوند. 

برجسته‌ترين‌ صنعت‌ دستي‌ استان‌، سفالگري‌ و سراميك‌ سازي‌ است‌ كه‌ مركز عمده‌ آن‌ "لالجين‌" در ۳۰ كيلومتري‌ همدان‌ است‌. اهم‌ صنايع‌ دستي‌ استان‌ عبارتند از: صنعت‌ سفالگري‌ و سفال‌ سازي‌، گليم‌ بافي‌، قاليبافي‌ و دوخت‌ لباس‌ كه‌ عمدتاً در ميان‌ عشاير مرسوم‌ است‌. معروفترين‌ سوغاتي‌هاي‌ استان‌ همدان‌ عبارتند از: سفال‌ و سراميك‌، فرش‌، گليم‌، قالي‌، جاجيم‌، محصولات‌ دستي‌ چرمي‌، گيوه‌، انگشت‌ پيچ‌، انگورشاني‌ و شيره‌انگور. 

غذاهاي‌ محلي‌ - استان همدان: 

سفره‌ همدان‌، سفره‌اي‌ رنگين‌ با فرهنگ‌ غذايي‌ ديرينه‌ است‌. در اين‌ سفره‌ به‌ مقتضاي‌ محيط‌ انواع ‌گوناگوني‌ از غذاها فراهم‌ مي‌شود. از آن‌ جمله‌ مي‌توان‌ به‌ انواع‌ آش‌ (آش‌ تلخينه‌، آش‌ آماش‌، آش‌ دوغ‌، آش‌ خيارچنبر، آش‌ غوره‌ و آش‌ كاچي‌) و انواع‌ آبگوشت‌ (آبگوشت‌ غوره‌، آبگوشت‌ به‌، آبگوشت‌ قورمه‌، آبگوشت‌ كلم‌ قمري‌و آبگوشت‌ كلم‌)، كوفته‌ همداني‌، رشته‌ ترشي‌، كباب‌ ريزي‌، شامي‌، كوكو پنير، دلمه‌ برگ‌ مو، شيريني‌ تخم‌ مرغ‌،حليم‌ همداني‌، خورشت‌ لوبيا، خورشت‌ گوجه‌ سبز، نان‌ نارگيلي‌، انواع‌ ترشي‌ (ترشي‌ رب‌ ميوه‌، فلفل‌ ترشي‌، شورفلفل‌، ترشي‌ ليته‌، ترشي‌ رب‌ ميوه‌)، كباب‌ كوره‌اي‌ و ده‌ها نوع‌ خورشت‌ و چاشت‌ ديگر اشاره‌ نمود.  

سفر و اقامت‌ - استان همدان:

اكثر شهرستان‌هاي‌ استان‌ همدان از نظر راههاي‌ ارتباطي‌، مخابرات‌ و سيستم‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند و مسافرت‌ به‌ آنها به‌ راحتي‌ ميسر است‌. كليه‌ شهرهاي‌ استان‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ مي‌باشند. 

مکان های دیدنی و تاریخی - استان همدان: 

در استان همدان نقاط ديدني و تاريخي فراواني وجود دارد كه عبارت اند از: آرامگاه بوعلي‌سينا، آرامگاه بابا طاهر، موزه و تپه‌ي هگمتانه، موزه‌ي تاريخ طبيعي، موزه‌ي بوعلي، مسجد جامع، برج قربان، گنبد علويان، شيرسنگي، گنج‌نامه، امام‌زاده شاه‌زاده حسين, امام‌زاده يحيي، تپه‌ي توشيجان، مسجد شيخ‌الملوك، مسجد سيف‌الدوله، حمام بلور و امام‌زاده زبيده‌خاتون (در ملاير)، ستون سلوكي، ميدان قيصريه، حمام حاج آقاتراب، سراب گيان، مقبره‌ي باباپيره و بند ليلي يادگار (در نهاوند)، مقبره‌ي حيقوق نبي، كاروان‌سراي شاه عباس، آبشار افشار، كمربسته سركان، كاروان سراي فرسنج، آرامگاه ميررضي‌الدين و مدرسه‌ي علميه‌ي شيخ عليخان زنگنه (در تويسركان)، حمام سنگي، قلعه‌ي كيكاوس (در كبودر آهنگ)، كتيبه‌ي سلطانيه، مسجد شاه‌ طهماسب، آب انبار شاه عباس، تالار دربند و كتيبه‌ي يادبود سيدجمال (در اسدآباد) و لالجين، دشت بهار و آرامگاه شيخ محمدبهاري (در بهار) و غار علي‌صدر (در روستاي علي‌صدر).   

صنايع و معادن - استان همدان: 

صنايع استان همدان در دو دسته صنايع دستي و كارخانه اي دسته بندي مي شوند. دراستان همدان؛ صنايع دستی بيش از صنايع ماشينی گسترش دارد. مهم ترين صنايع دستی استان قالی بافی، سفال گری، گيوه بافی، كفش دوزی، پوستين دوزی و دباغی است. قالی بافی همدان در سطح ملی مشهور است و قالی های ريز باف آن به خارج از كشور نيز صادر می شود. سفال گری از صنايع دستی مهم استان به ويژه لالجين در شهر بهار است. انواع اين ظروف و ابراز سفالی علاوه برمصرف محلی به خارج از آن نيز صادر می شود.

در استان همدان كارگاه ها و كارخانه های متعددی تاسيس شده كه به تدريج بر تعداد آن ها افزوده می شود. يكی از صنايع سبك استان كارخانه صنعتی توليد شيشه است كه در باختر ايران كم نظير بوده و از ظرفيت توليدی منحصر به فردي برخوردار است.

صنايع غذايی، نساجی, چرم سازی سلولزی، شيميايی، كانی غير فلزی، برق و الكترونيك نيز از مهم ترين صنايع سبك استان همدان است. مهم ترين فعاليت صنايع سنگين استان همدان عبارتند از: ريخته گری چدن و توليد ادوات كشاورزی، ماشين آلات ساختمانی و راه سازی، سوپاپ انواع خودرو و شركت فولاد همدان. استان همدان از نظر معادن نيز بسيار غنی است و مهم ترين معادن آن گرانيت، سنگ آهك، سنگ ساختمانی، فلدسپات، سرب، روی، نقره آهنگران، گچ،‌ ليمونيت، ‌سيليس، تراورتن و سنگ آهن است. رونق كشاورزی، دام داری و صنايع دستی در استان همدان سبب رونق بازرگانی در منطقه شده افراد بسياری در اين زمينه مشغول به كار هستند.  

کشاورزی و دام داری - استان همدان: 

كشت در سطح استان همدان به دو شكل ديم و آبی صورت می گيرد، اما بيش تر زمين هاي كشت شده به صورت ديم است. مهم ترين محصولات كشاورزی استان گردو، گندم، جو، سيب زمينی و چغندر قند است كه كشت گندم و جو حدود سه چهارم زمين هاي زير كشت را به خود اختصاص داده است. محصول گردو به ويژه در شهرستان تويسركان به دست می آيد. محصولات مهم ديگر استان در قسمت های كوهستانی، انواع ميوه ( به ويژه گلابی و سيب ) و در دامنه انگور غلات، حبوبات و صيفی جات است. استان همدان منطقه ای است كوهستانی كه در دامنه های رشته كوه الوند قرار گرفته و سرچشمه رود ها و جويبار های فراوانی است. مراتع بين دره ای آن از دير باز سبب جذب بخشی از دام داران و عشاير به اين منطقه بوده و با توجه به زمستان های نسبتا سرد و تابستان های معتدل، مراتع چرای بهاره و تابستانه را برای عشاير فراهم می كند. تا حدی كه عشاير استان های هم جوار نيز به اين استان كوچ ييلاقی می كنند. تابستان كوتاه خاصه در مناطق مرتفع شمال تويسركان و جنوب همدان سبب شده است كه ايلات و عشاير صرفا به دام داری بپردازند. شيوه دام داری در اين استان بيش ترسنتی است. در حال حاضر وجود مجتمع های دام داری صنعتی و نيمه صنعتی كه زير نظر مركز گسترش خدمات توليدی و عمرانی فعاليت دارند، توليد فرآورده    

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان همدان: 

نام همدان؛ نخستين بار در 1100 پيش از ميلاد در كتيبه تيگلات پالسر اولين حاكم آشوری به نام اموانه يا آمادای ضبط شده است. هرودت مورخ يونانيم نام همدان را اكباتان ثبت كرده است و بناي احداث شهر همدان را به ديااكو نخستين امپراتور ماد نسبت داده است. پس از ديااكو سه حكم ران ديگر در اين سرزمين حكومت كرده و در سال 553 پيش از ميلاد موسس سلسله هخامنشی مخالفت با آژی دهاك حاكم ماد را آغاز كرد و در 550 پيش از ميلاد همدان را متصرف شد. وی با انقراض سلسله ماد به واسطه مزايای طبيعی همدان، آن جا را مقر فرماندهی خود قرار داد. به هر حال آن چه مسلم است در تمام دوره تسلط مادها همدان مركز سياسی آن ها بوده است. هخامنشيان علاوه بر حفظ و توسعه آثار ديااكو و هوخشتره خود نيز ساختمان هايی در اكباتان احداث كردند.

مورخين و باستان شناسان عقيده دارند كه خزانه حكام هخامنشی در هگمتانه نگه داری می شد و كشف آثاری مانند الواح زرين و نفايس ديگر مويد اين نظريه است. با توجه به حفاری های متوالی كه در محله های شاه داراب و سرقلعه بند هگمتانه به عمل آمده و منجر به كشف ستون های سنگی و زمينه های نفيس شده است، ديگر در اين که كاخ حكم رانان هخامنشی در محل كنونی تپه هگمتانه وجود داشته، ترديدی نيست.

هر چند به غير از مجسمه شير سنگی و آثار به دست آمده از گورستان شمال خاوري ميدان سنگ شير، تا كنون آثار ديگری از دوره سلوكی در همدان به دست نيامده ولی همين مقدار آثار نيز می تواند دليل برحضور سلوكيان در شهر باستانی اكباتان باشد. آثار و شواهدی كه در تپه مصلی وجود دارد حكايت از تنها قلعه نظامی همدان در عهد اشكانيان دارد و چنين به نظر می رسد كه همدان در اين دوره نيز مورد توجه بوده است. حكام ساسانی هم با توجه به موقعيت ويژه همدان و نزديكی آن به تيسفون و شوش، كاخ های تابستانی خود را در همدان تدارك ديده بودند.

ديلميان در جنگ با كردهای حسنويه و كاكويه به اين شهر مسلط شده و آن را ويران كردند. چنان که پاره ای از مورخين از بين رفتن يكی از دو شير سنگی كه در كنار دروازه باب الاسد قرار داشته است را به اين دوران منسوب می کنند. در تقسيمات فتوحات ديلميان همدان از آن ركن الدوله شد و سپس شمس الدوله از طرف سيده خاتون زمامداری همدان را به دست آورده و فيلسوف بزرگ شرق، بوعلی سينا را به وزارت خويش برگزيد.

هر چند همدان از كشمكش های دوران ديالمه آسيب فراوانی ديد ليكن بعداز مدت كوتاهی در زمان سلاجقه دوباره عظمت از دست رفته خود را باز يافت. به طوری كه مدتی مركز حكومت سلجوقيان شد. همدان در زمان صفويان بسيار مورد توجه بود. به دنبال انقراض سلسله صفويه همدان به تصرف احمد پاشا والی بغداد در آمد، اما بعد توسط نادر شاه افشار از ترکان باز پس گرفته شد. استان همدان در دوره هاي قاجاريه و بعد ها به عنوان يكي از مهم ترين مناطق ايران؛ همواره آباد و مستقل بوده و هم اكنون نيز يكي از قطب هاي مهم و با اهميت ايران است.  

مشخصات جغرافيايي - استان همدان: 

استان همدان در باختر ايران و بين مدارهای 59 درجه و 33 دقيقه تا 49 درجه و 35 دقيقه پهنای شمالی و 34 درجه و 47 دقيقه تا 34 درجه و 49 دقيقه درازای خاوری از نيم روز گرينويچ قرار گرفته و حدود 2/1 درصد از كل مساحت ايران را در بر می گيرد. اين استان از شمال با استان هاي زنجان و قزوين، از جنوب به استان لرستان، از خاور به استان مركزی و از باختر به استان های كرمانشاه و كردستان محدود می شود. بلندترين نقطه استان همدان قله الوند با ارتفاع 3574 متر است. با توجه به شرايط اقليمی؛ مناسب ترين زمان برای مسافرت به همدان از اواخر ارديبهشت تا اواخر مهر ماه است. بر اساس آخرين سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين استان 1677789 نفر برآورد شده است و شهرستان هاي آن عبارتند از: اسد آباد، بهار، تويسركان، رزن، كبودر آهنگ، ملاير، نهاوند و همدان. راه هاي دسترسي به اين استان عبارتند از:

1- راه اصلی تهران – همدان به درازاي 341 كيلومتر

2- راه اصلی تهران – خسروی كه همدان در كيلومتر 375 اين مسير قرار دارد.

3- راه اصلی تهران – سنندج كه همدان در 343 كيلومتری اين مسير قرار دارد.

4- راه اصلی سنندج – همدان به طول 182 كيلومتر

5- محور زنجان – همدان به طول 275 كيلومتر

استان همدان در مركز خود دارای فرودگاه است

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان همدان 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

همدان

لالجين

همدان- غار عليصدر- لالجين

آرامگاه باباطاهر- گنبد علويان- موزه تاريخي طبيعي- موزه تپه هگمتانه- بازار همدان- مقبره استرو مردخاي- ميدان امام- آرامگاه بوعلي- موزه باغ نظري- برج قربان شير- سنگي- مجتمع عباس آباد- آبشار و كتيبه هاي گنجنامه

2

همدان

نهاوند

همدان- تويسرگان- نهاوند

گردوستانهاي سركان- مقبره حيقوق نبي(ع)- آرامگاه ميررضي الدين- خانه مسعودي- مدرسه شيخ عابد خان زنگنه- امامزاده اسماعيل زرهان- كاروانسرا و پل تاريخي فرسفج- حمام حاج آقا تراب- مقبره باباپيره- سراب گاماسياب سراب گيان- سراب ملوسان

3

همدان

تويسركان

همدان- ملاير- نهاوند- تويسركان

قلعه و آتشكده نوشيجان- پارك سيفيه- موزه لطفعليان- يخدان مير فتاح

استان هرمزگان

استان هرمزگان:

موقعیت : جنوب ایران 

مرکـــــز : بندرعباس

مجاورت : شمال: استان کرمان جنوب: خلیج فارس و دریای عمان شرق: استان سیستان و بلوچستان   غرب: استان‌های فارس و بوشهر 

آب و هوا: گرم و خشک ارتفاع  متوسط : M  ۱۰   دما : º c  ۲۶/۹

وسعــــت: 68476 کیلومتر مربع

جمعـیــت:  بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 1403674 نفر

تقسیمات:  شهرستان، 16 شهر، 21 بخش و 71 دهستان و 2170 آبادی دارای سکنه 

شهرستانها:  ابوموسی - بستک - بندر عباس/مرکز استان - بندر لنگه - جاسک - حاجی آباد - رودان - قشم - میناب - گالری تصاویر

موقعيت جغرافيايي – استان هرمزگان:  

استان‌ هرمزگان‌ با 68476 كيلومتر مربع‌ مساحت‌ در جنوب‌ ايران‌ و در شمال‌ خليج‌ فارس‌ قرار دارد. تنگه‌ هرمز يكي‌ از حساس‌ترين‌ و حياتي ‌ترين‌ راه‌هاي‌ آبي‌ عصر حاضر درقلمرو سياسي‌ اين‌ استان‌ واقع‌ شده‌است‌. بندرعباس‌، بندر لنگه، ميناب‌، رودان‌، قشم‌، جاسك‌، حاجي‌ آباد و ابوموسي‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌هرمزگان‌ را تشكيل‌ مي‌دهند. 

در آبان‌ ماه‌ 1385، استان‌ هرمزگان‌ 1403674 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌ كه‌ از اين‌ تعداد 661325 نفر درنقاط‌ شهري‌ و 740605 نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌ و 1744 نفرغير ساكن‌ بوده‌اند. بخش‌ عمده‌ استان‌ هرمزگان‌ را مناطق‌ كوهستاني‌ در بر گرفته‌ است‌. رشته‌ كوه‌ زاگرس‌ از سمت‌ شمال‌ شرقي‌ به ‌جنوب‌ شرقي‌ استان‌ امتداد يافته‌ و به‌ تپه‌ ماهورهاي‌ آهكي‌، شني‌ و به‌ زمين‌هاي‌ پست‌ ساحلي‌ موازي‌ خليج‌ فارس‌ و درياي‌ عمان‌ منتهي‌ مي‌گردد. 

آب و هوا - استان هرمزگان: 

استان‌ هرمزگان‌ در ناحيه‌ گرم‌ و خشك‌ ايران‌ قرار گرفته‌ و آب‌ و هواي‌ نيمه‌ بياباني‌ دارد. هواي‌ نوارساحلي‌ استان‌ در تابستان‌ها بسيار گرم‌ و مرطوب‌ و در زمستان‌ها بسيار معتدل‌ است‌. نزولات‌ جوي‌ استان‌ اندك‌است‌. رطوبت‌ نسبي‌ در نواحي‌ ساحلي‌ بسيار بالاست. 

‌تاريخ و فرهنگ – استان هرمزگان: 

تاريخ‌ استان‌ هرمزگان‌ با تاريخ‌ و جغرافياي‌ خليج‌ فارس‌ در هم‌ آميخته‌ است‌. تاريخ‌ مكتوب‌ بندر هرمز اززمان‌ اردشير بابكان‌ آغاز مي‌شود. گروهي‌ معتقدند كه‌ آباداني‌ بندر هرمز بين‌ سال‌هاي‌ 241-211 ميلادي‌ روي‌داده‌ و بعنوان‌ يكي‌ از مهم‌ترين‌ مراكز داد و ستد شرق‌ معروف‌ شده‌ است‌. در سال‌ 750-661 ميلادي‌ منطقه‌خليج‌ فارس‌ جزو خلافت‌ امويه‌ و سپس‌ جزو خلافت‌ عباسي،ميلادي 1285 - 750، بود .   

در اواخر قرن‌ هشتم‌ ميلادي‌ كه‌ داد و ستدهاي‌ دريايي‌ رونق‌ به‌ سزايي‌ داشت‌، گروهي‌ از مورخين‌، راه‌ دريايي‌خليج‌ فارس‌ را با اهميت‌تر از جاده‌ معروف‌ ابريشم‌ و يا يك‌ مسير مهمي‌ از آن‌ مي‌دانند. 

در سال‌ 1497 ميلادي‌،براي‌ اولين‌ بار استعمارگران‌ غربي‌ به‌ فرمانروايي‌ «واسكودوگاما» در بنادر خليج‌ فارس‌ پياده‌ شدند. در سال‌ 1506ميلادي‌، پرتغالي‌ها بعنوان‌ حفاظت‌ منافع‌ پرتغال‌ در برابر تجار مصري‌ و ونيزي‌، جزيره‌ هرمز را محاصره‌ كردند.بندر هرمز در اين‌ زمان‌ كليد تجاري‌ خليج‌ فارس‌ محسوب‌ مي‌شد و راه‌ ادويه‌ از كنار همين‌ بندر در تنگه‌ هرمزعبور مي‌كرد. 

شاه‌ اسماعيل‌ صفوي‌ در صدد اعاده‌ مالكيت‌ ايران‌ بر هرمز بود كه‌ به‌ سبب‌ گرفتاري‌هاي‌ ناشي‌ ازجنگ‌ با عثمانيان‌، موفق‌ به‌ راندن‌ پرتغالي‌ها نشد و با آنها پيماني‌ منعقد نمود. كه‌ طي‌ آن‌ تسلط‌ پرتغالي‌ها برخليج‌ فارس‌ تا مدتي‌ تثبيت‌ شد. اما شاه‌ عباس‌ بزرگ‌ به‌ كمك‌ انگليسي‌ها، به‌ حاكميت‌ پرتغالي‌ها در جزيره‌ هرمزو خليج‌ فارس‌ خاتمه‌ داد. 

در سال‌ 1004 (هجری قمری)هلندي‌ها، تجارتخانه‌اي‌ در بندر عباس‌ تاسيس‌ كردند و رقابت‌ بين‌ هلند و انگليس‌ شدت‌يافت‌. در اواخر دوره‌ سلطنت‌ شاه‌ صفوي‌، دولت‌ ايران‌ به‌ لغو معافيت‌ گمركي‌ واردات‌ و صادرات‌ هلندي‌ها اقدام‌كرد. دولت‌ ايران‌ به‌ هلندي‌ها اجازه‌ داد كه‌ در هر نقطه‌اي‌ از ايران‌ به‌ تجارت‌ ابريشم‌ اقدام‌ كنند. در همين‌ زمان‌هلندي‌ها، دژ مستحكمي‌ را در نزديكي‌ تجارتخانه‌ خود در بندر عباس‌ احداث‌ نمودند. 

ميرمهنا حاكم‌ جزيره‌ خارك‌ و بندر ريگ‌ به‌ بهانه‌ عدم‌ پرداخت‌ اجاره‌ بها، در سال‌ 1765 میلادی به‌ هلندي‌ها حمله ‌برد و آنها را از خليج‌ فارس‌ بيرون‌ راند. پس‌ از اين‌ ماجرا انگليس‌ در خليج‌ فارس‌، شيخ‌ نشين‌هاي‌ متعدد  كوچكي‌را ايجاد نمود تا از اتحاد آنها در مقابل‌ خود جلوگيري‌ كند. 

خليج‌ فارس‌ بعد از جنگ‌ جهاني‌ اول‌ به‌ عنوان‌ مهم‌ترين‌ كانون‌ نفت‌ و منبع‌ مهم‌ رشد صنايع‌، اهميت ‌اقتصادي‌ و استراتژيكي‌ مهمي‌ يافت‌. موقعيت‌ استراتژيكي‌ استان‌ هرمزگان‌ موجبات‌ توجه‌ ويژه‌ به‌ اين‌ منطقه‌ رابراي‌ دولت‌ها و كشورهاي‌ خارجي‌ الزامي‌ ساخت. 

صنايع دستي و سوغاتي ها - استان هرمزگان:   

صنايع‌ دستي‌ و سوغاتي‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: كوزه‌هاي‌ سفالي‌ معروف‌ به‌ حبله‌،پارچه‌هاي‌ گلابتون‌ دوزي‌ شده‌، شيريكي‌ پيچ‌، چادر شب‌، قالي‌ و فرش‌، سبد و حصير و انواعي‌ از صنايع‌ دستي‌دريايي‌ كه‌ مورد علاقه‌ جهانگردان‌ قرار مي‌گيرند. 

غذاهاي محلي - استان هرمزگان:

در مناطق‌ مختلف‌ شهري‌ و روستايي‌ استان‌ هرمزگان‌ غذاهاي‌ محلي‌ خاص‌ تهيه‌ مي‌شود كه‌ از آن‌جمله‌ مي‌توان‌ به‌ دم‌ پخت‌ ميگو، حريسه‌، قبولي‌، كوبه‌، انواع‌ ماهي‌ (هواري‌ ماهي‌ سوري‌، ماهي‌ سوري‌ و ماهي‌هور)، ميگو و سيب‌ زميني‌، دوپيازه‌، آب‌ پيازه‌، مهياوه‌ (مه‌يابه‌)، كارلنگ‌، خرماروغني‌، ترش‌ گارم‌ زنگي‌، ترشي‌ انبه‌و ده‌ها نوع‌ خورشت‌ و چاشت‌ ديگر اشاره‌ نمود.  

رقص و موسيقي محلي - استان هرمزگان:   

در مناطق جنوبي بويژه در بوشهر، هرمزگان و سيستان و بلوچستان، با تلفيق موسيقي با هنرهاي نمايشي از جمله رقص، به آن جنبه نمايشي نيز داده‌اند.مراسم زار از جمله مراسمي است كه در آن از موسيقي بهره ميگيرند.در جشنها و عروسيها و سوگواريها و مويه كردنها،نيز موسيقي جزء لاينفك مراسم است.موسيقي سواحل جنوب ايران ، به عقيده بعضي از شناسندگان آن، با موسيقي بوميان آفريقايي پيوندي عميق و ريشه دار يافته است.يكي از فرمهاي معمول در موسيقي محلي «سبالو» ناميده ميشود و آن آوازي است كه با دايره همراهي ميشود و به وسيله خوانندگاني كه دايره وار كنار هم مينشينند، اجرا ميگردد.خوانندگان همزمان با اجراي سبالو، شانه‌هاي خود را به طرف راست و چپ منظماً حركت ميدهند.رقص و موسيقي سبالو متاثر از موسيقي آفريقايي است.يكي ديگر از فرم‌هاي رايج موسيقي محلي «يزله» است.يزله به وسيله گروهي از خوانندگان غيرحرفه‌اي اجرا ميشود و فقط با دست زدن همراه است ودر اين موسيقي ملودي بيش از همه حايز اهميت است و به متن چندان اهميتي داده نميشود.علاوه بر موسيقي محلي(سازي و آوازي) موسيقي مذهبي نيز در اين استان بسيار رايج است.از نظر ساكنان اين منطقه،موسيقي مذهبي و به خصوص آن نوع موسيقي كه  در ماه محرم نواخته ميشود،اهميت بيشتري نسبت به ساير اشكال موسيقي محلي دارد.  

رقصهاي محلي نيز به مناسبتهاي مختلف از جمله اعياد مذهبي و ملي و عروسيها اجرا ميشوند و دربين آنها «رقص اوزا» به لحاظ شيوه اجرا، مضمون و   نقشهاي اجراكنندگان آن ، در خور توجه ويژه است.اين رقص كه عمدتاً توسط صيادان اجرا ميشود از مراسم ديدني مردم استان است و در آن رقصندگان دايره وار ميچرخند و همراه حركات موزون خودشعرهايي را ميخوانند.    

سفر و اقامت - هرمزگان - استان هرمزگان:  

مركز استان‌ هرمزگان‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي‌ (هوايي‌، دريايي‌، جاده‌اي‌ و راه‌آهن‌)، مخابرات‌ وسيستم‌هاي‌ درماني‌ تجهيز شده‌ و مسافرت‌ به‌ شهرهاي‌ آن‌ نيز آسان‌ است‌. بيشتر شهرستان‌هاي‌ استان‌ بخصوص ‌جزاير قشم‌ و كيش‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ مي‌باشند و مردم‌ آن‌ نيز با فرهنگ‌ جهانگردي‌ آشنايي ‌دارند. 

مکان های دیدنی و تاریخی - استان هرمزگان: 

مكان هاي ديدني و تاريخي استان هرمزگان عبارتند از: سواحل خليج فارس و درياي عمان, جنگل هاي مانگرو(حرا), معبد هندوها, مسجد گله داری، حمام گله داری, عمارت كلاه فرتگي, مسجد جامع دل گشا، امام زاده سيد مظفر, مسجد سبز كهنه, عمارت کلاه فرنگی، پل لاتيران, مسجد افغان و ملک عباس, قلعه لشتان, قلعه پرتغالي ها, قلعه قشم, قلعه نادري, غار خروس, شهر باستاني حرير, جاده دنيا, مسجد نور, كلبه حور, جزاير كيش, قشم و....    

صنايع و معادن - استان هرمزگان:

صنايع استان هرمزگان به دو دسته صنعتي و دستي تقسيم مي شوند كه صنايع دستي اين استان را لنج سازی، گلابتون دوزی، خوس دوزی، شک دوزی بافی، کم دوزی، کلاه دوزی، سوند بافی، سوزن دوزی، چادر شب بافی، فرش بافی، حصير بافی، تور بافی، گرگور سازی، سفال گری، سبد بافی، صنايع صدفی، عبا دوزی، درو پنجره جوبی، کرچاپ، بادله دوزی، مليله دوزی دور لباس، کوزه سازی تشكيل مي دهد.  

با توجه به قرار گرفتن اين استان در کنار دريای عمان و خليج فارس، مهم ترين صنايع رايج در اين استان عبارتند از: کارخانه های کنسرو ماهی، پودرماهی، قايق سازی، کشتی سازی و هم چنين صنايع نفتی. استان هرمزگان از نظر منابع معدنی توانمند بوده و علاوه بر نفت و گاز، معادن کروميت و خاک سرخ آن نيز مشهور است.

در جزيره ابوموسی معدن اکسيد سرخ آهن و هم چنين معدن خاک سرخ وجود دارد و آب های پيرامون آن، دارای نفت است. حدود 100 سال پيش، نخستين امتياز استخراج اين معدن ها، از سوی ناصرالدين شاه قاجار به مرحوم معين التجار بوشهری واگذار شد. نفت جزيره ابوموسی که به ميدان مبارک، در بخش دريايی خاوری جزيره محدود است، از نظر گونه و کيفيت، بهترين نفت در خليج فارس شناخته شده است. منابع نفت جزيره سوری که نقش مهمی در صادرات نفتی کشور دارند را می توان از مهم ترين منابع زيرزمينی اين شهرستان نام برد.

مهم ترين معدن های شهرستان بندر لنگه که به گونه پراکنده در نواحی بستک، تدرويه، پل غار، . . . وجود دارند، می توان معدن سنگ گچ، سنگ لاشه و شن و ماسه را نام برد. منابع نفت حوزه جزيره لاوان به نام های : رسالت، رشادت و سلمان، از ديگر منابع معدنی شهرستان لنگه به شمار می روند. جزيره فارور دارای معدن های زيادی نظير آهن، سنگ کاربيت، سنگ گرانيت، سنگ های سيليس، خاک سرخ و ديگر فلزات است.

بندرعباس دارای معدن آهک و گچ است که در 2 کيلومتری خاور و هم چنين باختر آن قرار دارند. از مهم ترين معدن های اين شهرستان، معدن گاز سورو، سرخون، گيشو، شن وماسه، نمک آبی را می توان نام برد. معدن هايی که مورد بهره برداری قرار گرفته اند، معادن سنگ گچ خمير، سنگ گچ کشکوييه و نمک در گور است.

ازمهم ترين معادن های شهرستان جاسک، که در بخش شمالی و در بخش بشاگرد قرار دارند می توان معادن آهک، آهن، سنگ نمک، پنبه نسوز، خاک سرخ، گوگرد، کروميت، سنگ گچ، تالک و منگنز را نام برد.

معدن کروميت شهرستان ميناب از منابع مهم استان هرمزگان است. کروميت استخراجی اين معدن ها به خارج از کشور صادر می شود و بهره برداری از آن ها از فعاليت های اقتصادی بسيار مهم به شمار می رود. استخراج سالانه ذخاير معدنی اين شهرستان، عبارت اند از: مجتمع معدنی کروميت فارياب، که شامل 32 معدن بزرگ و کوچک بوده، واندازه استخراج آن، 40 هزار تن می باشد و اندازه استخراج معدن سنگ گچ فارياب حدود 3 هزار تن و معدن مرمريت سرنی حدود 5 هزار تن بوده است. آهن، گوگرد، نمک و آهن، از ديگر معدن های شهرستان ميناب به شمار می روند.

شرکت ملی نفت ايران از چندين سال پيش اقدام به کاوش و حفاری در جزيره قشم کرده که در همه کاوش ها، به منابع گاز طبيعی دست يافته است. به دنبال اجرای پروژه هايی، مانند: صنايع فولاد، مس سرچشمه و نيروگاه حرارتی توانير، بهره برداری از گاز گورزين جزيره قشم آغاز شد و منابع گاز سلخ جزيره به دليل نامرغوب بودن (ترش) مورد استفاده قرار نگرفت.

کوه نمکدان (معدن نمک)، در 85 کيلومتری شهر قشم قرار گرفته است. اين منابع به گونه تپه های گنبدی شکل و به قطر 7 کيلومتر و بلندی 237 متر از سطح دريا قرار گرفته اند. انبارهای آن، 420 هزار تن برآورده شده است. معدن به گونه گنبد نمکی است، که در درون آن، يک جريان آب زيرزمينی گذشته و در مسير خود، به گونه پشمه های نمکی آشکار شده و در حوضچه های طبيعی گسترده می شود که پس از تبخير سطحی، نمک به جای می ماند. در بخش های سنگ های رسوبی بالای گنبد، گوگرد و سولفور فلزات دو ظرفيتی، مانند آهن و سرب با کيفيت پراکنده وجود دارد. در حال حاضر از معدن نمکدان، سه گونه نمک بهره برداری می شود: نمک آبی يا پاريو، نمک کوهی، نمک بلور يا ترکه. در جزيره قشم معدن سنگ لاشه، شن و ماسه نيز وجود دارد.

در جزيره لارک معدن های خاک سرخ، آهن و نمک وجود دارد. از گذشته های دور معدن خاک سرخ، در اين جزيره شناخته شده و مردم خليج فارس برای رنگ آميزی چوب، فلز، بدنه کشتی، پارچه، . . . از آن استفاده می کردند. اين معدن از پر درآمدترين معدن های ايران است. در جزيره هرمز معدن سنگ لاشه و نمک آبی نيز وجود دارد و از معدن نمک آن، سالانه تا 3 هزار تن بهره برداری می شود.  

کشاورزی و دام داری - استان هرمزگان: 

بيش تر جمعيت استان هرمزگان، در بخش کشاورزی به کار مشغول اند. شکل چيره توليد کشاورزی در هرمزگان، گونه های صيفی و سبزی، مانند: گوجه فرنگی، بادمجان، پياز، هندوانه، خيار، خربزه، باميه، است. نخلستان ها، که حدود 40 هزار هکتار از زمين های استان هرمزگان را به خود اختصاص داده است و بيش از هفت ميليون اصله درخت خرما را در بر می گيرد، با توجه به شمار نخل ها و توليد ساليانه آن ها، از جايگاه خوبی بر خوردار است. بيش از 4 ميليون اصله درخت خرما، در شهرستان های ميناب و رودان و بقيه در ساير نقاط هرمزگان کاشته شده است. بيش از صد گونه متفاوت نخل بومی در هرمزگان وجود دارد، که گونه های سرشناس آن، عبارت اند از: مهتری، شاهانی، خنيزی، زرک، هلو، مرداسنگ، آلو، مهتری، سلانی، سهمران، زامردان، پنجه عروس، نوعروس، . . .

مرکبات استان هرمزگان زمين های پهناوری را به خود اختصاص داده و فرآورده های آن شامل پرتقال، نارنگی، ليموترش، ليموشيرين، گريپ فروت و نارنج می شود. ليموترش از آن دسته مرکباتی است که در رودان به دليل آب و هوای مناسب، جايگاه ويژه ای پيدا کرده است از نظر ميزان توليد، دارای اهميت است و به عنوان فرآورده پايه استان به شمار می رود، . مرکبات استان هرمزگان مانند نارنگی ناحيه سياهو و ليموترش شهرستان رودان از مرغوبيت و شهرت ويژه ای برخوردار بوده و می توانند با مرکبات ديگر نواحی کشور رقابت کنند. فرآورده های ديگر کشاورزی استان هرمزگان، عبارت اند از: حنا، تنباکو، يونجه، انبه، حبوبات، سنجد و سيب زمينی، که 4 تا 5 هزار هکتار از زمين های استان به کشت آن ها اختصاص دارد.

استان هرمزگان از لحاظ دام داری جايگاه ويژه ای دارد. برابر برآوردها، يک ميليون دام محلی و ساکن و يک ميليون دام عشاير کوچ رو استان های فارس و کرمان، در زمستان از مراتع هرمزگان استفاده می کنند، که به دليل چرای بی رويه و عدم کنترل درست، مراتع بازدهی خود را از دست داده و به مراتع فقير تبديل شده اند. از اين رو دام های استان با وجود کميت مناسب، از کيفيت پايينی برخوردار است. مردم اين استان بيش از هر دام ديگری به پرورش بز می پردازند. گونه ای بز بومی در هرمزگان پرورش می يابد، که به بز «تالی» يا بز «جزيره ای» سرشناس است که خود را با شرايط آب و هوايی منطقه سازش داده است. 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان هرمزگان: 

استان هرمزگان از لحاظ تاريخی ديرينه گی زيادی دارد. بندرها و جزيره های هرمزگان، در دوران های گوناگون پيش از اسلام اهميت داشته و از جايگاه ويژه ای برخوردار بوده اند. دريای پارس (درياي عمان و خليج فارس)، که استان هرمزگان نيز در کنار آن قرار گرفته، از کهن ترين درياهايی است که انسان شناخته است. ساکنان پيرامون آن، ازجمله مردم باستان هرمزگان، نخستين انسان هايی بوده اند که با فن دريا نوردی آشنا شده و به کشتی رانی پرداخته اند. دراين منطقه، دريانوردی و چيره گی بر راه آبی سبب پيدايش و رشد فرهنگ، بازرگانی دريايی و ايجاد دولت های با فرهنگ ازجمله ايلام شد.

ايلاميان از هزاره سوم پيش از ميلاد صدها سال بر خليج فارس و جزيره های استان هرمزگان، به ويژه جزيره های قشم، کيش، لارک، لنگه، و جاسک حکم رانی داشته و از آن ها به عنوان راه ارتباطی برای بازرگانی با هند باختری و درّه نيل استفاده می کرده اند.

مادهای آريايی نژاد، در آغاز سده 8هشتم پيش از ميلاد، حکومت «ماد» را به وجود آوردند. اين حکومت، در روزگار پادشاهی هووخشتره گسترش يافته توانمند شد و مرز جنوبی آن را کرانه های جنوبی دريای پارس تشکيل می داد. در اين زمان هرمزگان تابع ساتراپی (استان) درنگيانه و بخشی از کرمان بوده است. در روزگار هخامنشی، به ويژه داريوش بزرگ، ايرانيان اندک اندک در کرانه ها و آب های درياهای سياه و سرخ نيز رخنه کردند. داريوش بزرگ، دريا سالار يونانی خود، اسکولاخ (اسکيلاس) را مأمور بررسی کناره های دريای پارس کرد. اسکولاخ و همراهانش تمامی جزيره ها و کرانه های دريای مکران، خليج فارس، دريای سرخ و دريای باختر را در نورديده و آگاهی های ارزنده ای به دست آوردند. اين سفر دريايی از نظر بازرگانی و نظامی برای ايران سودمند بود، و باعث برقراری وابسته گی بازرگانی ميان هندوستان و دريای باختر گرديد. اشکانيان پس از چيره گی بر جانشينان اسکندر (سلوکی ها)، کرانه های خليج فارس از جمله استان هرمزگان را بر قلمرو خود افزودند و در برابر روميان، از دريای پارس و بين النهرين پاسداری کردند. در زمان ساسانيان، هرمزگان از مراکز مهم داد و ستد و پيوند بازرگانی به شمار می رفته است. چند سکّه نقره از اين دوران در اثر کاوش هايی که در اسکله سازی «سورو» انجام گرفت، به دست آمده است.

در نخستين سال های حکومت اسلامی، کرانه های هر دو سوی دريای پارس، از جمله استان هرمزگان به دست مسلمانان افتاد. ابوهوريره، از ياران پيامبر (ص) در روزگار عمر- خليفه دوم - بر بحرين و کرانه های باختری خليج فارس دست يافت و از آن جا به کرانه های خاوری آن يورش برد و تمامی دريای پارس و بندرها و جزيره های آن را بر قلمرو مسلمانان افزود. پس از چيره گی عرب ها، ديلميان نخستين دودمان ايرانی بودند، که بار ديگر بر سراسر جزيره ها، بندرها و آب های استان هرمزگان و ديگر نقاط خليج فارس چيره شدند.

هرمزگان، عمان و بندرها و جزيره های آن به ترتيب در سال های 323 و 534 هـ . ق، توسط علی (عمادالدوله)، و احمد (معزالدوله) به قلمرو آل بويه ملحق گرديدند. حکومت آل بويه، در زمان عضدالدوله گسترش يافت و در تمام مدت حکومتشان، فارس و هرمزگان در قلمرو فرمانروايی آن ها بود. پس از ديلميان، سلجوقيان کرمان از سال 454 تا 583 هـ . ق، بر منطقه خليج فارس، از جمله استان هرمزگان و عمان تسلط يافتند. در دوران سلجوقی، از سوی فرمان روايان اين خاندان، حاکمانی با عنوان«اتابک» به مناطق گوناگون ره سپار می شدند. اتابکان فارس برعمان، بحرين و کرانه ها و جزيره های خليج فارس دريای عمان(مکران) دست يافتند و حکومت آنان تا 661 هـ . ق، بر فارس و هرمزگان بر قرار بود. دراين سال سلجوق شاه سلغری بر هلاکو خان مغول شوريد، اما شکست خورد و حکومت فارس، هرمزگان و تمامی منطقه خليج فارس به دست مغولان افتاد. در دوره فترتی که بين سپری شدن حکومت ايلخانان مغول و برآمدن تيموريان وجود داشت، حکومت هرمزگان و خليج فارس با مظفريان بود. تيمور لنگ به سال 785 هـ . ق، سيستان را گشود و در يورش های بعدی خود، اصفهان، فارس، بوشهر، بندرها و جزيره های هرمزگان را به قلمرو خويش افزود. تيموريان تا سال 873 هـ . ق، که در ايران حکومت داشتند، خراج بندرها و جزيره های خليج فارس و دريای عمان(مکران) را دريافت می کردند.

در سال 913 هـ . ق، ناوگان پرتغالی ها به فرماندهی البوکرک با گشودن مسقط که خراج گذار امير هرمز بود، با سيف الدين، امير هرمز به جنگ پرداخته و با شکست وی هرمز را تابع و خراج گزار پرتغال کردند. پرتغالی ها در جزيره های هرمز، کيش، بحرين، قشم، نابند، و . . . دفتر بازرگانی و چندين دژ نظامی ساختند. از مرگ آلفونسو دو آلبوکرک (در ذيقعده سال 921 هـ . ق)، تا روزگار شاه عباس اوّل (996 – 1038 هـ . ق) حکومت پرتغال در دريای پارس توان داشت و در اين مدت مراکز بازرگانی دريای عمان (مکران) و خليج فارس، چون کيش، چابهار، هرمز، مسقط، بحرين، قشم، جاسک، . . . به سبب ستم کاری آنان رو به ويرانی نهاد.

شاه عباس اوّل صفوی پس از جنگ با عثمانی ها تصميم به آزاد ساختن جزيره های دريای پارس و بيرون راندن پرتغالی ها گرفت. شاه عباس بزرگ نه تنها بحرين را آزاد ساخت، بلکه جزيره های هرمز، کيش، قشم و بندرهای جاسک، چابهار, لنگه، . . . را از پرتغاليان پس گرفت. نادرشاه افشار (1149 – 1160 هـ . ق) در سال 1149 هـ . ق، با بيرون راندن افغان ها از ايران بر تمامی کرانه ها و جزيره های شمالی و جنوبی خليج فارس چيره شد. با مرگ نادر شاه افشار، شورشی دوباره سراسر کشور را فرا گرفت و کريم خان زند با خواستاران پادشاهی به جنگ پرداخت و سرانجام در 1179هـ . ق، بر سراسر فارس، جزيره ها و بندر های خليج فارس، . . . دست يافت و کارهای نيمه تمام نادر شاه را دنبال کرده و به پايان رسانيد.  

مشخصات جغرافيايي - استان هرمزگان: 

استان هرمزگان در جنوب ايران در كنار درياي عمان و خليج فارس واقع شده و شمال تنگه هرمز در 25 درجه و 34 دقيقه تا 28 درجه و 57 دقيقه ی پهنای جغرافيايی و 52 درجه و 41 دقيقه تا 59 درجه و 15 دقيقه ی درازای خاوری نسبت به نيم روز گرينويچ قرار دارد. اين استان از سوی شمال به استان کرمان، از خاور به استان های سيستان و بلوچستان و کرمان، از باختر به استان های فارس و بوشهر و از جنوب به دريای عمان و خليج فارس محدود است. تنگه هرمز يكی از حساس ترين و حياتی ترين گذرگاه های آبی عصر حاضر؛ در قلمرو سياسی استان هرمزگان قرار دارد. اين تنگه هلالی شكل 187 كيلومتر درازا دارد. عمق تنگه هرمز به دليل شيب تند كف آن از قسمت شمال به جنوب متغيير است. به طوری كه در نزديكی جزيره لارک در حدود 36 متر و در ساحل جنوبی نزديك شبه جزيره مسندام 180 متر است. هم چنين 14 جزيره کوچک و بزرگ به نام های ابوموسی، بنی فرور، تنب بزرگ، تنب کوچک، سيری، شتور، كيش، اردن، قشم، لاوان، لارك، هرمز، هندورابی، و هنگام در محدوده آب های ساحلی اين استان قرار دارند. بر اساس آخرين تقسيمات كشوری شهرستان های استان هرمزگان عبارتند از: ابوموسی، بستك, بندرعباس، بندر لنگه، جاسك، حاجی آباد، رودان (دهبارز)، قشم، ميناب

راه هاي دسترسي به استان هرمزگان عبارتند از:

راه های زمينی استان هرمزگان، شامل راه شوسه و راه آهن است. راه شوسه، شامل راه اصلی، راه فرعی و راه روستايی است.

راه اصلی شوسه در استان هرمزگان، راه بندرعباس به تهران است که از طريق اين راه، بندرعباس به تمامی نقاط کشور می پيوندد. اين راه محور اصلی ارتباطی استان و از پر رفت و آمد ترين شبکه های ارتباطی کشور، به ويژه در حمل ونقل بار با وسايط نقليه سنگين به شمار ميرود.

راه های فرعی هرمزگان، عبارتند از: سياهو، خوش هنگام، جاسک، جگين، گاوبندی دريا، بندر چارک، جايين احمدی، لنگه، گاوبندی، ستاق، مقام، گهره.

راه های شنی بين آبادی های استان است، که پل های آن با لوله و آب نما ساخته شده اند و هم چنين راه های مال رو که با گريدرزنی و شن ريزی ساخته شده اند، مانند راه های روستايی بشاگرد.

دو خط آهن تازه تأسيس بندرعباس – بافق و مشهد – سرخس، راه آهن ايران را به شبکه خط آهن آسيای مرکزی، پيوند می دهد. ازهمين مسيرها است، که کالاها بايد به روسيه يا از باختر به اروپا ارسال شوند. راه آهن بندرعباس، در راه روهای ترانزيتی (گذری) راه آهن جمهوری اسلامی ايران، دارای جايگاه ويژه ای است.

راه آهن بندرعباس - سرخس – بندرعباس. مسير: بندرعباس، سيرجان، بافق، يزد، قم، تهران، شاهرود، فريمان ( مشهد)، سرخس و برعکس، با درازای خط 2 هزار و 540 کيلومتر و گنجايش حمل و نقل سه ميليون تن بار در سال.

راه روی بندرعباس – بندرهای شمال (ترکمن – اميرآباد)، بندرعباس. مسير: بندرعباس، بافق، يزد، تهران، گرمسار، قايم شهر، بندر اميرآباد و يا ترکمن و برعکس، با درازای خط يک هزار و 878 کيلومتر و يک هزار و 947 کيلومتر و گنجايش حمل يک ميليون تن بار در سال.

راه روی بندرعباس – رازی – بندرعباس. مسير: بندرعباس، سيرجان، بافق، يزد، تهران، تبريز، رازی و برعکس، با درازای خط 2 هزار و 446 کيلومتر و گنجايش حمل بار دو ميليون تن در سال.

راه روی بندرعباس، جلفا، بندرعباس. مسير: بندرعباس، سيرجان، بافق، يزد، تهران، تبريز، جلفا و برعکس، با درازای 2 هزار و 470 کيلومتر با گنجايش حمل بار دو ميليون تن در سال.

راه روی بندرعباس، لطف آباد، بندرعباس. مسير: بندرعباس، بافق، تهران، مشهد، لطف آباد و برعکس، به درازای 2 هزار و 665 کيلومتر و گنجايش سه ميليون تن در سال.

به طور کلی ارتباطات و حمل ونقل د ر استان هرمزگان با توجه به وجود بندرها و اسکله های بزرگ و ورود و خروج کالا از اين استان، در شبکه حمل ونقل کشوری و ارتباطی دارای اهميت بسيار است.

حمل و نقل هوايی استان هرمزگان از طريق فرودگاه بندرعباس و فرودگاهای ديگر، از جمله فرودگاه کيش، قشم، لنگه، . . . اين استان انجام می شود.

از طريق بندرهای استان هرمزگان، حمل و نقل بار و مسافر به جزيره های ايران در خليج فارس و شيخ نشين ها و ديگر کشورها انجام می گيرد، و کالاها از طريق همين بندرها، به ويژه بندرعباس، بندر شهيد رجايی و بندر شهيد باهنر، . . . وارد يا صادر می شود. مهم ترين بندراستان هرمزگان، بندرعباس است. ساير بندرها، عبارتند از: لنگه، جاسک، خمير، سيريک، معلم، کنگ، کوهستک، چارک، تياب، بستانو، گچين، مغان (مغوييه)، بونجی، بريزک، . . . روزانه بيش از يک هزار کاميون وارد بندرعباس می شوند تا کالاهای گوناگون بخش کشاورزی، صنايع و مصالح ساختمانی را حمل کنند.

اسکله چوبی با استخوان بندی آهنی بندرعباس، در سال 1318 خورشیدی، به درازای 185 متر و پهنای 20/4 متر برای حمل و نقل و داد و ستدهای مرزی، در بندرعباس ساخته شد. بعدها ضمن بررسی جايگاه اين بندر و نياز بسيار به گسترش آن، در سال 1334 خورشیدی، محل مناسبی در 8 کيلومتری باختر شهر بندرعباس، يعنی محل کنونی اسکله ها و تأسيسات بندر پيشين، انتخاب شد و در آبان 1346 خورشیدی، تأ سيسات و اسکله های شماره 1 تا 7، اسکله صدور سنگ دلفين، اسکله «شرکت نفت دلفين» و اسکله و بندر «شهيد رجايی» در بندرعباس به بهره برداری رسيد. اين بندر گنجايش پهلو گرفتن هم زمان 7- 8 کشتی را تا ظرفيت 30 هزار تن داراست.

بندر شهيد رجايی، با پهنه ای حدود 25 کيلومترمربع، در حدود 30 کيلومتری باختر شهر بندرعباس قرار دارد. مجتمع بزرگ اين بندر، در سال 1363 خورشیدی، گشايش يافت و يکی از بندرهای بزرگ خاورميانه به شمار می رود. . اين بندر به لحاظ دارا بودن ترمينال های گوناگون و تأسيسات بسيار، بندری کامل و مدرن است و دارای يک حوضچه اصلی گردش و سه حوضچه برای پهلوگيری کشتی ها است. ترمينال های بندر شهيد رجايی، عبارتند از: ترمينال کانتينر شماره يک، کانتينر اصلی، کالای عمومی، کالای ويژه، غلات، تخليه روغن مايع، تأسيسات پهلوگيری کشتی ها، ترمينال نفتی، ترمينال کشتی های لش. ترمينال نفتی اسکله، 2 کشتی 70 هزارتنی را در يک زمان می تواند بپذيرد. تمامی اسکله ها مجهز به تأسيسات آب، برق، سوخت و تلفن است و کشتی ها می توانند از اين تسهيلات استفاده کنند. درازای موج شکن ها، در اين بندر 7 هزار متر است و تا انتهای موج شکن ها و شاخه های فرعی آن ها دارای جاده ماشين رو است. بندر شهيد رجايی دارای يازده انبار سرپوشيده نگاهداری کالا، هر يک به پهنه 9 هزار متر مربع است. آب مورد نياز بندر و کشتی ها با 3 دستگاه آب شيرين کن تأمين می شود. برق بندر از نيروگاه گازی بندرعباس تأمين می شود و خود بندر نيز دارای نيروگاه برق اضطراری است.

در خاور بندر شهيد رجايی، بندرگاه ترافيک کرانه ای و ماهی گيری قرار دارند، که دارای موج شکن، شامل 2 شاخه اصلی و 2 شاخه فرعی و بندرگاه کرانه ای، دارای 1173 متر اسکله و دروازه ورود و خروج ويژه است. بندرشهيد رجايی با راه آسفالته به ديگر نقاط کشور می پيوندد. به علاوه از راه آهن بافق - بندرعباس، می تواند کار کالا رسانی را انجام دهد. برای اين منظور 19 کيلومتر خط آهن در بندر ساخته شده است که به راه آهن بافق - بندرعباس می پيوندد.

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان هرمزگان 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

بندرعباس

خورآذيني

بندرعباس- ميناب

پنجشنبه بازار ميناب- قلعه هزاره- باغات انبه و نخلستان - صنايع دستي- جنگل حرا

2

بندرعباس

قشم

بندرعباس- قشم- روستاي لافت- روستاي طبل

سفر دريايي- منطقه آزاد قشم- غار خربس- پلاژ سيمين- دره ستاره ها- روستاي لافت- جنگل حرا

3

بندرعباس

كيش

بندرعباس- بندر خمير- بندر گنگ- بندر لنگه- كيش

آبگرم خمير- ساحل مهتابي- خانه فكري- سفر دريايي- منطقه آزاد كيش

4

بندرعباس

گنو

بندرعباس- هرمودر- ايسين- منطقه حفاظت شده گنو

پوشش گياهي منحصر- حيات وحش- اختلاف دما- مجتمع آبدرماني گنبد

5

بندرعباس

زيارت سيد سلطان محمد

بندرعباس- رودان- روستاي زيارت

باغات مركبات- پل آبنما-زيارت سيد سلطان محمد

6

بندرعباس

جزيره هرمز

بندرعباس- جزيره هرمز

سفر دريايي- قلعه هرمز- معدن خاك سرخ

استان مرکزی

استان مرکزی: 

نقشه استان مرکزی

مرکـــــز : اراک  

موقعیت :  مرکز ایران  

مجاورت : شمال:استان‌های تهران و قزوین   جنوب :استان‌های لرستان و اصفهان  شرق:استان‌های تهران، قم و اصفهان    غرب: استان همدان

آب و هوا: استان‌ مركزي‌ داراي‌ آب‌ و هواي‌ نيمه‌ بياباني‌ ، معتدل‌ كوهستاني‌ و سرد كوهستاني‌ است‌. ارتفاع متوسط: ۴۹۱/۱  M   دما: ۸/۱۶ º c

وسعــــت:  ۲۹٬۵۳۰ کیلومتر مربع

جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 1351257 نفر

تقسیمات:  ۸ شهرستان، ۱۵ بخش، ۱۹ شهر، ۶۰ دهستان و ۱٬۳۹۴ آبادی دارای سکنه و ۴۶ آبادی خالی از سکنه  

شهرستانها: آشتیان - اراک/مرکز استان - تفرش - خمین یا کمره - دلیجان - زرندیه - ساوه - سربند یا شازند - محلات  

ادامه نوشته

استان مازندران

استان مازندران:

نقشه استان مازندران

مرکـــــز : ساری  

موقعیت : شمال ایران

مجاورت : شمال: دریای مازندران جنوب: استان تهران و سمنان  شرق:استان گلستان   غرب: استان گیلان 

آب و هوا: آب‌ و هواي‌ مازندران‌ در كانون‌هاي‌ مختلف‌ جغرافيايي‌ متفاوت‌ و گوناگون‌ است‌ ارتفاع متوسط: ۴۰  M   دما: ۱۵ º c

وسعــــت: ۴۶۶۴۵ کیلو متر مربع

جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی  2922432 نفر

تقسیمات:  14 شهرستان ، 38 شهــر، 34 بخش و 100 دهستان  

شهرستانها: آمل - بابل - بابلسر - بهشهر - تنکابن یا شهسوار - جویبار - چالوس - رامسر - ساری/مرکز استان - سواد کوه - قائمشهر یا شاهی - محمود آباد - نور - نوشهر - نکا 

ادامه نوشته

استان لرستان

استان لرستان:

مرکز: خرم آباد

موقعیت : غرب ایران

مجاورت : شمال: استانهای مرکزی و همدان   جنوب: استان خوزستان  شرق: استان اصفهان   غرب: استانهای کرمانشاه و ایلام   

آب و هوا: سه‌ نوع‌ آب‌ و هواي‌ متفاوت‌ در این منطقه وجود دارد‌: سرد كوهستاني‌ - معتدل‌ مركزي‌ - گرم‌ جنوبي‌  ارتفاع متوسط:    ۱۲۵/۱  M   دما: ۴/۱۷ º c

وسعــــت: 28559 کیلومتر مربع

جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 1716527 نفر

تقسیمات: 9 شهرستان، 10 شهر، 20 بخش، ه81 دهستان و 2842 آبادی دارای سکنه  

شهرستانها: ازنا - الیگودرز - بروجرد - پلدختر - خرم آباد/مرکز استان - دلفان - دورود - سلسله یا الشتر - کوهدشت 

موقعيت جغرافيايي – استان لرستان:   

استان‌ لرستان‌ با 28559 كيلومتر مربع‌ مساحت‌ در غرب‌ ايران‌ قرار دارد. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ در سال‌ 1385، شهرستان‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: خرم‌ آباد ، بروجرد ، اليگودرز، دورود ، كوهدشت ‌، ازنا ، دلفان ‌، سلسله‌ و پلدختر که شهرستان‌ خرم‌آباد مركز استان‌ لرستان‌ است‌. اين‌ استان‌ از شمال‌ به ‌استان‌هاي‌ مركزي‌ و همدان ‌، از جنوب‌ به‌ استان‌ خوزستان‌ ، از شرق‌ به‌ استان‌ اصفهان‌ و از غرب‌ به‌ استان‌هاي‌ كرمانشاه‌ و ايلام‌ محدود است.‌ اين‌ استان‌ در سال‌ 1385 حدود 1716527 نفر جمعيّت‌ داشته‌ است‌ كه‌ 1020150 نفر آن‌ در نقاط‌ شهري‌ و 691448 نفر آن‌ در نقاط‌ روستايي‌ و 4929 نفر آن غير ساکن بوده اند. استان‌ لرستان‌ سرزمين‌ كوهستاني‌ است‌. اشترانكوه‌ با 4050 متر ارتفاع‌ بلندترين‌ نقطه‌ استان‌ لرستان‌ است‌ و پست‌ترين‌ نقطه‌ آن‌ در جنوبي‌ترين‌ ناحيه‌ استان‌ واقع‌ شده‌ و حدود 500 متر از سطح‌ درياي‌ آزاد ارتفاع‌ دارد. 

آب و هوا  - استان لرستان:   

استان‌ لرستان‌ داراي‌ سه‌ نوع‌ آب‌ و هواي‌ متفاوت‌ است‌ كه‌ عبارتند از: آب‌ و هواي‌ ناحيه‌ سرد كوهستاني‌ كه‌ زمستان‌هاي‌ سرد و تابستان‌هاي‌ معتدل‌ دارد و مناطق‌ بروجرد ، دورود ، ازنا ، نورآباد و الشتر را در بر مي‌گيرد. آب‌ و هواي‌ ناحيه‌ معتدل‌ مركزي‌ كه‌ بهار آن‌ از اوايل‌ اسفند آغاز و تا ارديبهشت‌ ماه‌ ادامه‌ مي‌يابد و شهرستان‌ خرم‌آباد در قلمرو اين‌ ناحيه‌ قرار دارد. آب‌ و هواي‌ ناحيه‌ گرم‌ جنوبي‌ كه‌ به‌ علّت‌ تأثيربادهاي‌ گرم‌ خوزستان ‌، تابستان‌هاي‌ گرم‌ و زمستان‌هاي‌ نسبتاً معتدل‌ دارد و پلدختر و ناحيه‌ پايي‌ در قلمرو اين‌ نوع‌ آب‌ و هوا قرار دارند.

تاريخ و فرهنگ – استان لرستان:   

استان‌ لرستان‌ از مناطق‌ باستاني‌ ايران‌ است‌ و آثار ديرينه‌اي‌ را در خود جاي‌ داده‌ است‌. اقوام‌ مهاجر در هزاره‌ سوم‌ و چهارم‌ پيش‌ از ميلاد در كوهساران‌ زاگرس‌ اسكان‌ يافته‌ و سرزمين‌ بين‌النهرين‌ (دورود نواحي‌ امروزي‌) را تصرف‌ كردند. به‌ استناد نوشته‌هاي‌ كتيبه‌هاي‌ بابلي ‌، آشوري‌ و ايلامي ‌، ساكنان‌ كوهساران ‌زاگرس‌ طايفه‌هايي‌ مانند: لولوبي ‌، مانايي ‌، كاسي ‌، گوتي ‌، آمادا و پارسوا بوده‌اند. 

انقراض‌ كاسي‌ها در هزاره‌ دوّم‌ پيش‌ از ميلاد ، با يورش‌ دولت‌ مقتدر ايلام‌ صورت‌ گرفت‌. اسكندر مقدوني‌ در حمله‌ به‌ ايران‌ اين‌ نواحي‌ را تصرف‌ كرد. در دوره‌ ساسانيان‌ ، پشتكوه‌ و پيشكوه‌ را شخصي‌ از خاندان‌ معروف‌ هرمزان‌ اداره‌ مي‌كرد. اعراب‌ درسال‌ 21 هجري‌ قمري‌ ، پس‌ از فتح‌ حلوان‌ نواحي‌ شمالي‌ را گرفتند و در سال‌ 21 هجري‌ قمري ‌، نهاوند و قسمت ‌جنوبي‌ لرستان‌ را نيز به‌ تصرف‌ خود در آوردند. در سال‌ 22 هجري‌ قمري ‌، حسنويه‌ كرد اين‌ منطقه‌ را به‌ تصرف ‌خود درآورد و خاندان‌ او تا سال‌ 500 هجري‌ قمري‌ بر لرستان‌ تسلط‌  داشتند. 

همزمان‌ با استيلاي‌ مغول‌ بر ايران ‌، لرستان‌ به‌ دو قسمت‌ لربزرگ‌ و لركوچك‌ تقسيم‌ شد. اتابكان‌ لربزرگ‌ كه ‌اصلاً از كردان‌ شام‌ بودند ، از حدود نيمه‌ اول‌ قرن‌ هشتم‌ تا نيمه‌ اول‌ قرن‌ نهم‌ هجري‌ قمري‌ حكومت‌ كردند. اتابكان ‌لركوچك‌ (1006 - 508 هجري قمري) كه‌ چندين‌ امير معتبر داشتند ، موقعيت‌ خود را تا دوره‌ صفويه‌ حفظ‌ كردند و درسال 1006هجري‌ قمري‌ توسط‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ منقرض‌ شدند. پس‌ از آن‌ حكومت‌ لرستان‌ به‌ خاندان‌ اميري‌ به‌ نام‌ حسين محول‌ شد كه‌ تا اوايل‌ دوره‌ قاجار حكومت‌ كردند. از آن‌ پس ‌، حكومت‌ لرستان‌ را گاهي‌ حكام ‌بروجرد و زماني‌ حكام‌ شوشتر به‌ عهده‌ داشته‌اند.

استان‌ لرستان‌ از نظر فرهنگي‌ نيز يكي‌ از مناطق‌ ويژه‌ ايران‌ است‌ كه‌ مجموعه‌اي‌ از سنن‌ ديرين‌ و باستاني‌ راپديد آورده‌ است‌. برخي‌ از پژوهشگران ‌، لران‌ را شاخه‌اي‌ از نژاد ايراني‌ مي‌دانند كه‌ در نيمه‌ اوّل‌ هزاره‌ اول‌ پيش‌ ازميلاد از شرق‌ درياي‌ مازندران به اين‌ منطقه‌ مهاجرت‌ كرده‌اند. مردم‌ لرستان‌ كنوني ‌، با بختياري‌ها و كردها پيوند نژادي دارند. زبان‌ مردم‌ اين‌ استان‌ لُري‌ و لَكي‌ است‌. لك‌ها بيشتر در كوهدشت‌ و الشتر و لرها در اطراف‌ خرم‌آباد مستقرند. گويش‌هاي‌ لري‌ و لكي ‌، دستوري‌ ويژه‌ و واژه‌هاي‌ بي‌ شماري‌ دارند. 

مسافرت و اقامت – استان لرستان:  

شهرهاي‌ بزرگ‌ استان‌ لرستان‌ از نظر راههاي‌ ارتباطي ‌، مخابرات‌ و سيستم‌هاي‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند و مسافرت‌ به‌ آن‌ها آسان‌ است‌. شهرهاي‌ بزرگ‌ استان‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ مي‌باشند و با فرهنگ‌ جهانگردي‌ نيز آشنايي‌ كامل‌ دارند. شهر بروجرد و خرم‌آباد از اين‌ نظر موقعيت‌ بهتري‌ دارند. 

مکان های دیدنی و تاریخی - استان لرستان:  

استان لرستان از مكان هاي طبيعي و تاريخي بسياري برخوردار است كه مهم ترين آن ها عبارتند از: اشتران كوه و قله هاي برفگير آن, غار تمندر, غار بزنويد, غارهاي سفيد كوه در اطراف خرم آباد, غار منو در اطراف دورود, غارسراب سفيد در حوالي بروجرد, غار دوشه, غار زيباي كلماكره, درياچه زيباي گهر, تالاب هاي تنگ فني, درياچه مصنوعي كيو, رودخانه سيمره, آبشاربيشه, آبشار آب سفيد, آبشار افرينه,آبشار تاف, آبشار راوك, چشمه هاي سياب, تنگ قلعه, پايين گردنه آستان, ونايي, آب ارم, آب گرداب دارابي, آب اراز, اسل مساله بيك, چشمه كيمهان, چشمه قلقلي, قلعه فلك الافلاك, مناره آجري خرم آباد, گرداب سنگي خرم آباد, سنگ نوشته, پل شاپوري, مقبره زيد بن علي, درياچه كيو, آبشار نوژيان, امام زاده پير امام, امام زاده قاسم, مقبره شاه زاده ابراهيم, معبد سرخ دم لري, گنبد شاه محمد و تنگ ملاويو. 

صنايع و معادن - استان لرستان:

صنايع استان لرستان را مي توان به دو دسته صنايع دستي و كارخانه اي تقسيم كرد. اين استان به واسطه تاريخ و تمدن كهن خود از دست ساخت هاي فلزي و برنزهاي مشهوري برخوردار است. دوره مفرغ را دوره طلايي و شكوفايي هنر و تمدن لرستان مي نامند زيرا صنعت كاران مفرغ در اين منطقه با استفاده از ساده ترين شيوه هاي صنعت ريخته گري, قالب سازي و تراشكاري, آثار و اشياي بسيار ارزشمند و هنرمندانه از خود به جاي گذاشته اند؛ به طوري كه اين آثار زينت بخش موزه هاي بزرگ جهان است. انواع مفرغ ها و آثار مكشوفه دراين استان شامل سلاح و جنگ افزار, قطعات زين و برگ اشياي زينتي, اشياي نذري و ظروف غذاخوري مي شوند. توسعه صنعتی استان لرستان در سال های گذشته، به علت سياست توجه به نقاط محروم و استقرار و ايجاد كارخانه های صنعتی متعدد روبه رشد است. از جمله صنايع راه اندازی شده می توان به صنايع ساختمانی، فلزی، سراميك، غذايی، پوشاك، شيميايی و صنايع دستی اشاره كرد. لرستان از لحاظ معادن طبيعی، استانی غنی به شمار می آيد. از اين جمله معادن می توان به سنگ تراورتن (در چگنی و كوهدشت)، مرمريت (در ازنا، اليگودرز و بروجرد)، فلدسپات، تالك و سيليس (در بروجرد و اليگودرز و ازنا)، سنگ گچ (در دورود و كوهدشت)، سنگ آهك (درخرم آباد و كوه دشت) و سرب و روی (در اليگودرز) اشاره کرد كه بخشی از آن ها مورد بهره برداری قرار گرفته است.   

کشاورزی و دام داری - استان لرستان: 

استان لرستان با توجه به برخورداری از هوای متنوع و رودهای پر آب و خاك آبرفتی حاصل خيز، استعدادی ويژه در كشت محصولات كشاورزی دارد. غلات، چغندر قند و حبوبات، مهم ترين فرآورده های كشاورزی آن محسوب می شوند. در نواحی جنوبی و پاره ای مناطق ديگر استان، محصولات گرمسيری نيز توليد می شود. بازده توليدات كشاورزی استان لرستان به دليل استفاده از روش های سنتی، به ويژه در زمين های ديم كوهستانی و پايكوهی، چندان چشم گير نيست. به جهت وجود مراتع سرسبز و غني دام داري و دام پروري در اين استان پررونق است و در تمام استان رواج كامل دارد. در نواحی مرطوب، پرورش گاو و در ميان عشاير و روستاهای خشك تر پرورش گوسفند، بز، مرغ، خروس، غاز، بوقلمون، مرغابی و ديگر طيور رايج است. عده ای از اهالی استان هم به پرورش و نگه داری زنبور و توليد عسل اشتغال دارند. درسال های اخير، برای افزايش بازدهی توان دام داری اين استان، در اطراف شهرهای آن، واحدهای مرغ داری و گاوداری صنعتی نيز تاسيس شده است.    

مشخصات جغرافيايي - استان لرستان: 

استان لرستان در باختر ايران واقع شده و از شمال به استان های مركزی و همدان، از جنوب به استان خوزستان، از خاور به استان اصفهان و از باختر به استان های كرمانشاه و ايلام محدود مي شود. اين استان از نظر جغرافيايی بين 46 درجه و 51 دقيقه تا 50 درجه و 3 دقيقه درازای خاوری و 32 درجه و 37 دقيقه تا 34 درجه و 22 دقيقه پهنای شمالی قرار گرفته است. پست ترين نقطه استان لرستان با ارتفاع 500 متر از سطح دريای آزاد در جنوبی ترين ناحيه آن واقع شده است و قله سن بران اشتران كوه با 4050 متر ارتفاع، بلندترين نقطه استان لرستان به حساب می آيد كه در شرق استان واقع شده است. استان لرستان دارای آب و هوای متنوعی است. در زمستان هنگامی كه در شمال استان برف و كولاك و سرمای شديد جريان دارد، قسمت های جنوبی آن از هوای مطبوع و بارانی برخوردار است. بررسی های اقليمی نشان می دهند كه خرم آباد زمستانی معتدل و تابستانی گرم دارد. بروجرد زمستانی سرد و تابستانی معتدل دارد. اليگودرز نيز زمستانی بسيار سرد و تابستانی معتدل دارد. ازنا, اليگودرز, بروجرد, پل دختر, خرم آباد, دلفان, دورود, سلسله و كوهدشت؛ شهرستان هاي استان لرستانند كه هريك دربرگيرنده شهرها و روستاهاي متعددي هستند. بر اساس سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين استان 1656000 نفر برآورد شده است. راه هاي دست رسي به استان لرستان عبارتند از:

- خط آهن تهران ـ اهواز که از شهرستان های ازنا و درود نيز می گذرد.

ـ راه خرم آباد ـ بروجرد به سوی شمال خاوری به درازای 100 كيلومتر كه با ادامه راه به سوی شمال خاوری به درازای 203 كيلومتر به اراك و به درازای 500 كيلومتر به تهران پيوسته است. هم چنين خرم آباد از 60 كيلومتری همين راه از محلی بنام دو راهی، با راهی به درازای 37 كيلومتر به شهر اصفهان پيوسته است.

ـ راه خرم آباد ـ اهواز به سمت جنوب به درازای 375 كيلومتر.

ـ راه خرم آباد ـ الشتر به سوی شمال به درازای 53 كيلومتر. از 40 كيلومتری همين راه، راهی فرعی به هرسين می پيوندد و از اين طريق خرم آباد با راهی به درازای 180 كيلومتر به كرمانشاه پيوسته است.  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان لرستان: 

در هزاره سوم و چهارم پيش از ميلاد بعضی از اقوام مهاجر با تصرف سرزمين بين النهرين (ميان دو رود) در كوه های زاگرس اسكان يافتند. نام اين اقوام به استناد كتيبه های بابلی، آشوری، ايلامی و در آثار بر جای مانده از سارگن- پادشاه مقتدر آكد (2030 – 2048 ق . م) - «لولوبی»، «مانايی»، «كاسی»، «گوتی»، «نايدی»، «آمادا» و «پارسوا» ذکر شده است. تاريخ نگاران، در آريايی بودن لولوبی ها و مانايی ها ترديد دارند؛ اما شواهد تاريخی حاکی از آن است که كاسی ها در سال 1600 قبل از ميلاد در لرستان كنونی می زيسته اند و محدوده حكومتی آن ها از شمال و خاور لرستان تا اطراف همدان توسعه داشته است. اين قوم، در هزاره دوم پيش از ميلاد به قصد تصرف بابل دراين شهر نفوذ كردند و بعد از شکست اول از حمورابی (حاکم بابل)، بالاخره توانستند در بابل مستقر شده و دومين سلسله شاهان آن جا را تاسيس كنند. با انقراض اين سلسله نوپا (در هزاره دوم پيش از ميلاد) توسط دولت مقتدر ايلام، كاسی ها به سمت زاگرس عقب نشينی کردند و خراج گزار ايلام شدند. تا قبل از تسلط اسکندر مقدونی بر اين ناحيه، اين قوم مانند سدی در برابر توسعه طلبی آشوری ها، در مناطق خاوری مقاومت می كردند. بعد از مدتی، قدرت اين قوم كوه نشين به حدی رسيد كه شاهان سلسله هخامنشی هنگامی كه از مسير فارس به شوش يا از مسير بابل به اكباتان می گذشتند، هديه هايی برای ايلات كوهستانی بين راه می فرستادند تا مسير عبور آن ها را امن نگاه دارند.

در دوره ساسانيان،‌ پشتكوه و پيشكوه را خاندان معروف هرمزان اداره می كردند. هرمزان، آخرين فرمان روای اين خاندان بود که با حمله اعراب در سال 16 هـ . ق به اسارت درآمد. اعراب پس از فتح «حلوان»، نواحی شمالی لرستان را گرفتند و چند سال بعد در سال 21 هـ . ق، توانستند نهاوند و قسمت جنوبی لرستان را نيز ضميمه محدوده حکومت خود کنند. سال بعد هنگامی که عمر مناطق تصرف شده را بين لشگريان کوفه و بصره تقسيم می کرد، لرستان ضميمه کوفه شده و از آن پس جزو ايالت جبال (عراق عجم) به حساب می آمد و تا ميانه سده چهارم هجری قمری، حكم ران اين منطقه از بغداد يا كوفه تعيين می شد. درهمين قرن، حسنويه كرد اين منطقه را به تصرف خود درآورد و خاندان او تا سال 500 هـ . ق بر لرستان تسلط داشتند.

هم زمان با استيلای قوم مغول بر ايران، لرستان به دو قسمت لر بزرگ و لر كوچك تقسيم شد. هر يك از اين دو قسمت از پيش از استيلای مغول تا مدت زمانی پس از انقراض ايلخانان، امرای نيمه مستقل داشتند. اتابكان لر بزرگ از كردان شام بودند كه در اواسط قرن ششم هجری از راه آذربايجان رهسپار ايران شدند و در محدوده اشتران كوه و جلگه های شمالی آن سکونت کردند. آن ها تا نيمه اول قرن نهم هجری (500 – 827 هـ . ق) حكومت كردند و ايذج (مال امير) را- که خرابه های زيادی از آن باقی مانده- پايتخت خود قرار دادند. سلسله اتابکان با کشته شدن غياث الدين كاووس (آخرين اتابک) به دست سلطان ابراهيم منقرض شد. اما اتابكان لركوچك (580 – 1006 هـ. ق) با اين كه چندين امير معتبر داشتند و حكومتشان نيز طولانی تر بود، هيچ وقت اهميت و اعتبار لر بزرگ را پيدا نكردند. آن ها موقعيتشان را تا زمان صفويه حفظ كردند و حتی قلمرو حكومت خود را تا باختر كوه های پشتكوه توسعه دادند. در سال 1006 هـ . ق با كشته شدن شاهوری - آخرين فرد اين سلسله - به فرمان شاه عباس اول، اين سلسله نيز برافتاد و حكومت لرستان به حسين نامی محول شد. خاندان اين والی تا اوايل روی كار آمدن سلسله قاجار، بر لرستان حكومت كردند و حكومت پشتكوه را نيز زمانی حكام بروجرد و زمانی حكام شوشتر به عهده داشتند. اين استان هم اكنون يكي از مناطق آرام و امن جمهوري اسلامي ايران است. 

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان لرستان

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

خرم آباد

بروجرد

خرم آباد- بروجرد

قلعه فلك الافلاك، موزه مردم شناسي- گرداب سنگي- مناره آجري- مسجد جامع- امامزاده جعفر- بازار سرپوشيده- صنايع دستي ورشو سازي- روستا و سراب ونائي

2

خرم آباد

اليگودرز

خرم آباد- دورود- ازنا- اليگودرز

قلعه فلك الافلاك، موزه مردم شناسي- گرداب سنگي- مناره آجري- امامزاده قاسم- تونل برفي- دره تخت خان- كمندان- روستاي دربند- تيان- سراب رودك- آبشار آب سفيد

3

خرم آباد

نورآباد

خرم آباد- الشتر- نورآباد

قلعه فلك الافلاك، موزه مردم شناسي- گرداب سنگي- مناره آجري- پارك جنگلي مخملكوه- سراب كاكا رضا- سراب كهمان- سراب زز- زندگي عشايري

4

خرم آباد

كوهدشت

خرم آباد- كوهدشت

قلعه فلك الافلاك، موزه مردم شناسي- گرداب سنگي- مناره آجري- پل تاريخي كشكان- رودخانه كشكان- پارك جنگلي بلوران- امامزاده ابوالوفا- امامزاده محمد- سايت باستاني سرخ دم لكي

5

خرم آباد

پلدختر

خرم آباد- پلدختر(1)

قلعه فلك الافلاك، موزه مردم شناسي- گرداب سنگي- مناره آجري- پارك جنگلي شوراب- پل كلهر- پل پلدختر- رودخانه كشكان- تالابهاي نه گانه بين المللي پلدختر- پل گاوميشان

6

خرم آباد

پلدختر

خرم آباد- پلدختر(2)

قلعه فلك الافلاك، موزه مردم شناسي- گرداب سنگي- مناره آجري- گوشه شهنشاه- غار كوگان- كاروانسراي چشمك- قلعه نصير- پل زال

7

خرم آباد

سپيد دشت

خرم آباد- سپيد دشت(آبشار بيشه)

قلعه فلك الافلاك، موزه مردم شناسي- گرداب سنگي- مناره آجري- سنگ نوشته روستاي كمالوند- آبشار گريت- آبشار بيشه- منطقه سپيد دشت

استان گیلان

استان گیلان: 

مرکـــــز : رشت 

موقعیت : شمال ایران

مجاورت : شمال:جمهوری ترکمنستان   جنوب: استان سمنان  غرب:استان مازندران و دریای مازندران

آب و هوا: معتدل مدیترانه ای ارتفاع متوسط:    7-   M   دما: 8/15 º c

وسعــــت:  ۱۴۷۱۱  کیلومتر مربع

جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 2404861 نفر

تقسیمات:  16 شهر و 16 بخش و 45 دهستان

شهرستانها: آستارا - آستانه اشرفیه - اَملَش - بندانزلی - رشت/مرکز استان - رضوانشهر - رودبار - رودسر - شفت - صومعه سرا - طالش یا هشت پر - فومَن - لاهیجان - لنگرود 

موقعيت جغرافيايي -  استان گيلان:  

استان‌ گيلان‌ با پهنه‌اي‌ به‌ مساحت‌ 14711 كيلومتر مربع‌ در ميان‌ رشته‌ كوه‌هاي‌ البرز و تالش‌ در ساحل‌ درياي‌ مازندران و شمال‌ ايران‌ قرار گرفته‌ است‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ سال‌ 1385، شهرستان‌هاي‌ استان‌ گيلان‌ عبارتند از: آستارا ، آستانه‌ اشرفيه‌ ، بندرانزلي ‌، رشت ‌، رودبار، رودسر، شفت‌ ، صومعه‌سرا ، طالش ‌، فومن ‌، لاهيجان‌ و لنگرود. شهر رشت‌ مركز استان‌ گيلان‌ است‌. استان‌ گيلان‌ با استان‌هاي ‌اردبيل‌ در غرب ‌، مازندران‌ در شرق ‌، زنجان‌ در جنوب‌ و كشور تازه‌ استقلال‌ يافته‌ آذربايجان‌ و درياي‌ مازندران در شمال‌ هم‌ مرز و همسايه‌ است‌. اين‌ استان‌ در سال‌ 1385، حدود 2404861 نفر جمعيّت‌ داشته‌ است‌ كه‌ 1295751 نفر آن‌ در نقاط‌ شهري‌ و 1109110 نفر بقيه‌ در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند. ناهمواري‌هاي‌ استان‌ از غرب‌ به‌ شرق‌ شامل‌: طالش‌، ماسوله‌ و پشته‌ كوه‌ و رشته‌ كوه‌ البرز است‌ كه‌ از سه‌ بخش‌ غربي‌ ، مركزي‌ و شرقي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. البرزغربي‌ مانند حصاري‌ استان‌ گيلان‌ را در بر گرفته‌ است‌ و بلندترين‌ قله‌ آن‌ در گيلان‌ فك‌ يا دلفك‌ (آشيانه‌ عقاب‌) نام‌ دارد. جلگه‌هاي‌ استان‌ گيلان‌ درميان‌ دريا و كوهستان‌ تا ارتفاع‌ يكصد متري‌ سطح‌ دريا گسترش‌ يافته‌اند كه‌ به‌ سه‌ قسمت‌ عمده‌ تالش ‌، گيلان‌ غرب‌ و گيلان‌ شرق‌ تقسيم‌ مي‌شوند. 

آب و هوا - استان گيلان:  

اقليم‌ سرزمين‌ گيلان به‌ آب‌ و هواي‌ معتدل‌ مازندراني‌ معروف‌ است‌. كوهستان‌ تالش‌ با جهت‌ شمالي‌ ، جنوبي‌ و كوهستان‌ البرز با امتداد غربي‌ - شرقي‌ ، مانند سدي‌ از عبور بخار آب‌ درياي‌ مازندران‌ و بادهاي ‌مرطوب‌ شمال‌ غربي‌ به‌ داخل‌ ايران‌ جلوگيري‌ مي‌كند و به‌ علّت‌ ارتفاع‌ زياد موجب‌ بارندگي‌هاي‌ فراوان‌ در استان ‌گيلان‌ مي‌شود. تبخير گسترده‌ درياي‌ مازندران‌ ضمن‌ افزايش‌ رطوبت‌ هوا در تابستان‌ و كاهش‌ آن‌ در زمستان ‌، مي‌انجامد. از اين‌ رو ، يخ‌ بندان‌ زمستاني‌ در نواحي‌ كناره‌اي‌ دريا بسيار كم‌ گزارش‌ شده‌ است‌. ميزان‌ بارندگي‌ دراستان‌ گيلان‌ به‌ بادهاي‌ مرطوبي‌ بستگي‌ دارد كه‌ در زمستان‌ از شمال‌ غرب‌ در بهار از شرق‌ و در تابستان‌ و پاييز ازغرب‌ مي‌وزند. اين‌ بادها ، هواي‌ مرطوب‌ دريا را به‌ سوي‌ جلگه‌ گيلان‌ مي‌رانند و موجب‌ بارندگي‌هاي‌ فراوان‌ وطولاني‌ مي‌شوند. در سال‌ 1385، ميزان‌ بارندگي‌ در رشت 1015/4 ميليمتر و تعداد روزهاي‌ يخبندان‌ سالانه‌ آن‌20 روز و روزهاي‌ باراني‌ آن‌ 156 روز گزارش‌ شده‌ است‌. متوسط‌ حداقل‌ دماي‌ رشت‌ 6/3 درجه‌ سانتي‌گراد و متوسط‌ حداكثر دماي‌ آن‌ 20/9 درجه‌ ثبت‌ شده‌ است‌. 

تاريخ و فرهنگ - استان گيلان:  

تاريخ‌ گيلان تا شش‌ قرن‌ پيش‌ از ميلاد ، يعني‌ تا زماني‌ كه‌ تاريخ‌ نگاران‌ يونان ‌، گوشه‌هايي‌ از تاريخ‌ ايران‌ را روشن‌ كرده‌اند ، تاريك‌ و مبهم‌ است‌ و تنها با تكيه‌ بر پاره‌اي‌ كاوش‌هاي‌ باستان‌ شناختي‌ مي‌توان ‌گوشه‌هايي‌ از آن‌ را روشن‌ كرد. آثار به‌ دست‌ آمده‌ از سرزمين‌هاي‌ سواحل‌ جنوب‌ درياي‌ مازندران به‌ دوره ‌پيش‌ از آخرين‌ يخ‌بندان‌ (بين‌ 50 تا 150 هزار سال‌ پيش‌) تعلّق‌ دارند. پيشينه‌ تمدن‌ گيلان‌ به‌ چند هزار سال‌ پيش‌از ميلاد مسيح‌ مي‌رسد. در آن‌ دوره‌ (كاسي‌)ها براي‌ دستيابي‌ به‌ زمين‌هاي‌ بهتر به‌ نواحي‌ ديگر مهاجرت‌ كردند. درهمين‌ زمان ‌، گروهي‌ از قوم‌هاي‌ مهاجر من‌جمله‌ آريايي‌ها به‌ علّت‌ تغيير آب‌ و هوا و افزايش‌ سرماي‌ قطبي‌ به‌ اين ‌منطقه‌ كوچ‌ كردند و از آميزش‌ مهاجران‌ و ساكنان‌ بومي‌ منطقه ‌، چندين‌ قوم‌ جديد تشكيل‌ شد كه‌ در اين‌ ميان‌ دوقوم‌ (گيل‌) و (ديلم‌) اكثريت‌ داشته‌اند. در سده‌ ششم‌ پيش‌ از ميلاد ، گيلانيان‌ با كوروش‌ هخامنشي‌ متفق‌ شدند و دولت‌ ماد را سرنگون‌ كردند. زمانيكه‌ سلسله‌ هخامنشي‌ سرنگون‌ شد ، كشور به‌ تصرف‌ اسكندر و سپس‌ سلوكي‌ها درآمد. در زمان‌ سلوكيان ‌، فرمانروايان‌ محلي‌ گيلان ‌، با استقلال‌ كامل‌ حكومت‌ مي‌كردند. در زمان‌ساسانيان‌ ، گيلان‌ تا اندازه‌اي‌ استقلال‌ خود را از دست‌ داد. در زمان‌ خلفاي‌ عباسي ‌، علويان‌ در كوهستان‌هاي‌ ديلم ‌زندگي‌ مي‌كردند و مي‌كوشيدند دست‌ خلفاي‌ عباسي‌ را از ديگر نقاط‌ ايران‌ كوتاه‌ كنند. چنين‌ بود كه‌ بناي‌ اتحاد ديلميان‌ و علويان‌ پي‌ريزي‌ شد. در حدود سال‌ 290 هجري‌ قمري ‌، مردم‌ گيلان‌ و ديلم‌ به‌ مذهب‌ شيعه‌ روي ‌آوردند. از همين‌ دوره‌ در تاريخ‌ ايران‌ سلسله‌هايي‌ با منشاء گيلاني‌ و ديلمي‌ پديد آمدند. يكي‌ از مهمترين‌ اين ‌سلسله‌ها (آل‌ بويه‌) بود. در قرن‌ هشتم‌ هجري‌ قمري (اولجايتو) مغول‌ موفق‌ شد به‌ طور موقت‌ بر اين‌ سرزمين‌ پيروز شود. گيلانيان‌ در روي‌ كار آمدن‌ خاندان‌ صفوي‌ نقش‌ مهمي‌ ايفا كردند ولي‌ در زمان‌ سلطنت‌ شاه ‌عباس‌ اوّل‌ ، گيلان ‌استقلال‌ خود را از دست‌ داد. در سال‌ 1071 هجري‌ قمري‌ شماري‌ از قزاقان‌ روس‌ به‌ قصد غارت‌ به‌ گيلان‌ هجوم ‌برده‌ و دست‌ به‌ چپاول‌ زدند. نادر شاه‌ به‌ علّت‌ علاقه‌ زياد به‌ افزايش‌ قدرت‌ نيروي‌ دريايي ‌، گيلان‌ را مورد توجه‌ جدي‌ قرار داد. گيلك‌ها در پيروزي‌ انقلاب‌ مشروطه‌ نيز سهي‌ عمده‌ داشتند و آنان‌ در سال‌ 1287 هجري قمري پس‌ از دو روز پيكارعليه‌ قزاقان‌ محّمد عليشاه‌ ، تهران‌ را فتح‌ كردند. نقش‌ مردم‌ گيلان‌ در نهضت‌ مشروطه‌ نمونه‌هاي‌ درخشان‌ تاريخ‌ اين‌ خطه‌ است‌. استان‌ گيلان‌ از نظر فرهنگي‌ نيز يكي‌ از مناطق‌ ويژه‌ ايران‌ است‌ كه‌ مجموعه‌اي‌ از سنن‌ ديرين‌ و باستاني‌ را پديد آورده‌ است‌. زبان‌ مردم‌ گيلان‌ نيز تحت‌ تأثير تنوع‌ قومي‌ ، گويش‌هاي‌ گوناگون‌ دارد كه‌ مهّم‌ترين‌ آن‌ها گيلكي ‌، تالشي‌ و ديلمي‌ است‌. 

مسافرت و اقامت‌ - استان گيلان: 

كليه‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌ گيلان‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي ‌، مخابرات‌ و سيستم‌هاي‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند و مسافرت‌ به‌ آن‌ها آسان‌ است‌. كليه‌ شهرهاي‌ استان‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌اند و مردم‌ آن‌ نيز با فرهنگ‌ جهانگردي‌ آشنايي‌ دارند. 

مکان های دیدنی و تاریخی - استان گیلان: 

مكان هاي ديدني و تاريخي استان گيلان عبارتند از: باغ سردار محتشم, باغ مشكوه (سالار), تالاب امير كلايه بخش شير جو پشت, تالاب انزلی, چشمه آب شور لاكان, چشمه چشما گل سه شنبه, چشمه آب معدنی سجيران, چشمه آب معدنی زمزمه, چشمه آب معدنی علی زاخونی, چشمه آب معدنی سنگرود, چشمه آب گرم ماستخور, دره گوهر رود كرانه شرقی سفيد رود, منطقه حفاظت شده امير كلايه, منطقه حفاظت شده سلكه, منطقه حفاظت شده لوندويل, منطقه حفاظت شده ليسار, منطقه حفاظت شده ناواسالم, منطقه حفاظت شده آلالان, منطقه حفاظت شده سيا كشم, منطقه حفاظت شده سرخانكل, آب انبار رستم آباد, آرامگاه ميزا كوچك خان, آرامگاه سيد ابوالقاسم, آرامگاه مير نظام الدين و دكتر حشمت, آرامگاه امام زاده سيد حسين و ابراهيم,‌ آرامگاه پير جنگلی بازكيا, آرامگاه دكتر محمد معين, آرمگاه آقا سيد محمود مرندی, آرامگاه پيرموسی, آرامگاه كاشف السلطنه, آرامگاه بابا ولی (قادر پيغمبر), آرامگاه پير قطب الدين باغچه سرا, آرامگاه پير حسن و پير مسعود, آرامگاه شيخ ابوالوجيه, آرامگاه امام زاده مير شمس الدين, آرامگاه آقا سيد محمد نجفی, امام زاده آقا مير جمال الدين, امام زاده سيد علی غزنوی, امام زاده سيد ابو جعفر سادات, امام زاده عون بن محمد ماسوله, امام زاده شفيع, اسپيه مزگت يا سفيد مسجد, برج ساعت, برج ساعت, بقعه امام زاده صالح, بقعه بی بی حوريه, بقعه امام زاده آقا سيد ابوالحسن, بقعه شيخ زاهد گيلانی, بقعه مير شمس الدين لاهيجی, بقعه چهار پادشاهان, بقعه ملا عاقل, بقعه آقا سيد اسماعيل و آقا سيد ابراهيم, بقعه آقا سيد محمد, بقعه آقا سيد رضا كيا, بقعه امام زاده محمد حنيفه, بقعه آقا سيد ابوجعفر, بقعه امام زاده اسحاق, بقعه دوازده تن, بقعه آقا سيد حسن, بقعه آقا سيد حسين كيا, بقعه آقا سيد محمد, بقعه سيد جلال الدين اشرف, بقعه سيد محمود, بقعه سيد شرف شاه, بقعه آقا سيد محمد يمئی, بقعه آقا شاه (عكاشه), بقعه آقا سيد دانيال, بقعه خواهر امام, بقعه آقا سيد عباس و سيد اسماعيل, بقعه آقا سيد قاسم, بقعه آقا سيد احمد و آقا سيد حيدر, بقعه پير, بقعه پير محله رانكوه, بقعه آقا سيد معين و مبين, بقعه سيد ابو جعفر ثايری , بقعه مرتضی و سيد ابراهيم, بقعه امام زاده آقا سيد ابوالحسن, بقعه عون بن علی بن محمد ماسوله, بقعه آقا سيد ابراهيم و آقا سيد عبدالله , تپه باستانی مارليك, تی تی كاروان سرا, پل خشتی بخش گوله, پل خشتی نياكو, پل خشتی كسيم, پل غازيان, پل ميان پشته, پل آجری لنگرود, پل تالش دولاب,‌ پل تاريخي, پل خشتی كسما, پل مرغانه پرد, پل آجری تميجان, حمام های قديمی گلشن و طاهر گوراب, حمام گلشن, حمام قديمی ديلمان, حمام حاج آقا بزرگ, حمام های پير سرا، شاهزاده گلستان, حمام حاج ميرزا احمدی, حمام قديمی كيا كلايه, حمام قديمی آق اولر, خانه ميرزا احمد ابريشمی, خانه قديمی محمد صادقی, خانه سردار معتمد رشتی, خانه سيد اسماعيل ضيابری, خانه سيد علی مقيمی, خانه ديوان بيگی, خانه قديمی منجم, خانه قديمی دريا, خانه قديمی رييس زاده, خانه محبی, خانه منجم باشی, روستای تاريخی ماسوله, ساختمان معتمدی, ساختمان گمرك, ساختمان شهرداری , ساختمان اداره پست, ساختمان استان داری سابق, عمارت كلاه فرنگی, عمارت سردار امجد, عمارت نصرالله خان سردار, قلعه صلصال ليسار, قلعه رودخان شفت, قلعه ساسان, قلعه بندين, قلعه رود خان, قلعه مسجد كلده, كاروان سرای لات, كاخ ميان پشته, كاخ قشلاقی ضرغام السلطنه, كاخ اختصاصی رضا شاه, كاخ ناهار خوران, مجموعه ميدان, مدرسه شاپور, مسجد جامع, مسجد اكبريه, مسجد صفی (سفيد), مسجد جامع جور, مسجد جامع امير بنده, مناره گسكر, مناره مسجد جامع, مناره رود خان, مناره سلجوقی, مناره مسجد جامع و موزه رشت.  

صنايع و معادن - استان گیلان: 

صنايع استان گيلان بيش تر مرتبط با بخش كشاورزی و صنايع وابسته به آن است. صنايع نساجی، شيميايی والكترونيك و هم چنين صنايع دستی استان گيلان بسيار معروف است. از معادن شناخته شده استان گيلان می توان به معادن زغال سنگ، ‌خاك نسوز، سنگ ساختمانی، نفت، گاز، سنگ آهك، گرانيت، ميكا و … اشاره كرد. مهم ترين صنايع دستی استان گيلان عبارتند از: سبد بافی، حصير بافی، مرواری بافی، خيزران بافی (بامبو بافی)، سفال گری، نمد بافی، دست بافت های ابريشمی، پشمی و نخی، گليم و جاجيم و بافی، قالی بافی، چموش دوزی، صنايع دستی چوبی و كروی نقش دار.   

کشاورزی و دام داری - استان گیلان: 

گيلان منطقه ای با خاك حاصل خيز و اقتصاد كشاورزی پررونق است. گيلان از نظر نوع زمين زير كشت و محصولات كشاورزی، به دو منطقه كلی تقسيم می شود:

- منطقه جلگه ای: اين منطقه با بهره گيری از خاك حاصل خيز، شبكه آبرسانی وسيع، هوای معتدل و مرطوب، به كانون كشت برنج، چای، توتون، بادام زمينی، حبوبات، صيفی جات و مركبات تبديل شده است.

- منطقه كوهستانی: اين منطقه با خاك و شبكه آبرسانی مناسب به كانون های كشت گندم و جو، يونجه، ‌زيتون و فندق تبديل شده است. دام داري نيز دراين منطقه رايج است ولي كشاورزي رونق بيش تري دارد.  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان گیلان: 

نام گيلان برگرفته از نام قوم گيل است كه پيش از مهاجرت آريايي ها به همراه قوم ديلم در اين منطقه مي زيسته اند. تاريخ گيلان تا شش قرن پيش از ميلاد، تاريك و مبهم است و تنها با تكيه بر پاره ای اشاره ها، گمانه ها و كاوش های باستان شناختی است كه می توان گوشه هايی از تاريخ اين منطقه را روشن كرد. آثار به دست آمده از اين كاوش ها نشان دهنده آنند که سرزمين های سواحل جنوب دريای مازندران (خزر) به دوره پيش از آخرين يخ بندان (بين 50 تا 150 هزار سال پيش) تعلق دارند. با مهاجرت آريايی ها و ديگر قوم ها به اين سرزمين، از آميزش مهاجران و ساكنان بومی منطقه، قوم های جديدی پديد آمده اند كه در اين دو قوم « گيل » و « ديلم » اكثريت داشته اند. ازهمان آغاز، فرمان روايان اين دو قوم از آزادی كامل برخوردار بوده اند و هيچ گاه، در برابر بيگانگان و يا در مقابل حاكمان ديگر، تسليم نشده اند و حتی به اطاعت دولت ماد نيز در نيامده اند.

درقرن ششم پيش ازميلاد، گيلانيان با كوروش هخامنشی متحد شده و دولت ماد را سرنگون كردند. گيلانيان، در جريان محاصره و تسخير بابل، به ياری كوروش شتافتند. در زمان ساسانيان، گيلان تا اندازه ای استقلال خود را از دست داد و اردشير بابكان بر اين قوم پيروز شد. او به ياری ارتشی مركب از 300 هزار مرد جنگی و نزديك به 10 هزار سوار، گيلان را تسخير كرد. اين ارتش به زودی از هم پاشيد و كارآيی خود را از دست داد. در اواخر پادشاهی قباد كه هرج و مرج در ايران پديد آمده بود، گيل ها بنای سركشی و تعرض به همسايگان را گذاشتند. خسرو انوشيروان در آغاز سلطنت خود ارتشی بزرگ به گيلان فرستاد و گيلانيان را ناگزير كرد به درگاه كسرا به عذر خواهی بروند. انوشيروان آن ها را بخشيد و در دوران ساسانيان، گيلان هم چنان زير فرمان شاهان ساسانی باقی ماند.

پس از پيروزی اعراب بر ايرانيان، گيلان به مأمن علويان تبديل شد. ديلميان نيز كه در مخالفت با خلفای عباسی در حدود دو قرن در كوهستان ها پناه گرفته بودند، به مرور با علويان متحد شدند. نخستين علوی كه به ديلم پناه برد، يحيی بن عبدالله از نوادگان امام حسن (ع) بود. پس از وی، انبوهی از علويان به آن جا راه يافتند. در حدود سال 290 هجری قمری، مردم گيلان و ديلم كم كم به مذهب علويان روی آوردند و در گسترش آن نيز كوشش بسيار كردند.

از سال 290 هـ . ق در تاريخ ايران، سلسله هايی با منشاء گيلانی و ديلمی پديد آمدند و دايره نفوذ خود را گسترش دادند. يكی از مهم ترين اين سلسله ها آل بويه بود كه حتی به بغداد، مركز خلفای عباسی نيز لشگر كشيد و خليفه عباسی را شكست داد. از اين تاريخ به بعد، كم كم دست خلفای عباسی از ايران كوتاه شد. از اين قرن تا زمان حمله مغولان، فرقه های مختلف اسلامی، از جمله اسماعيليه در اين ناحيه نفوذ داشتند.

فاتحان مغول در قرن هفتم، ارتشی بزرگ را برای تصرف ايران فرستادند. اما به دليل راه های سخت گيلان، تا اوايل سده هشتم هجری قمری بر اين بخش از ايران دست نيافتند. سرانجام اولجايتو موفق شد اين سرزمين را به تصرف خود در آورد، ولی نتوانست برای مدت درازی آن را در اختيار داشته باشد.

گيلانيان دربه قدرت رسيدن صفويان نقش مهمی ايفا كردند. در سال 900 هجری قمری، شيخ زادگان اردبيلی از اولاد شيخ صفی، سلطان حميد و فرزندش را پذيرفتند. مردم گيلان كه از مريدان خانقاه اردبيل بودند، به شايستگی از شيخ زادگان اردبيلی پذيرايی كردند. گيلان، در زمان سلطنت شاه عباس اول استقلال خود را از دست داد. نادر شاه افشار كه علاقه زيادي به افزايش قدرت نيروی دريايی ايران داشت، چندين كارگاه كشتی سازی در اين استان، به ويژه در لنگرود، تاسيس كرد.

پيش از روی كار آمدن نادر شاه، روس ها نخستين حملات خود را به ايران آغاز كردند. در سال 1071 هجری قمری، شماری از قزاقان روس به قصد غارت گيلان، با چند كشتی به ساحل گيلان حمله كردند و در برخی از مناطق آن دست به چپاول زدند، که نادر شاه با قدرت آنان را به سرزمين خودشان بازگرداند. 

مشخصات جغرافيايي - استان گیلان: 

استان زيباي گيلان در جنوب درياي خزر؛ ميان رشته كوه های البرز و تالش در شمال ايران جای گرفته است. اين استان به واحد جغرافيايی جنوب دريای مازندران تعلق دارد و با استان های: اردبيل در باختر، مازندران درخاور، زنجان در جنوب و كشور تازه استقلال يافته آذربايجان و دريای خزر در شمال همسايه است. استان گيلان بين 36 درجه و 36 دقيقه تا 38 درجه و 27 دقيقه پهناي شمالي و 48 درجه و 25 دقيقه تا 50 درجه و 34 دقيقه طول شرقی از نصف النهار گرينويچ قرار دارد و رود تمشك كه بين چابكسر و رامسر جاری است، آن را از استان مازندران جدا می كند. كوه های اين استان قسمتی از مجموعه ناهمواری های جنوب دريای مازندران است كه از دره رود آستارا در شمال تا كوه های سوماموس در خاور كشيده شده كه نتيجه حركات كوه زايی اواخر دوران سوم می باشد. اين كوه ها شامل دو بخش خاوري و باختري است. چشم انداز شمالی كناره های استان گيلان را دريای مازندران نيلگون و تا حدودی آرام تشكيل می دهد و چشم انداز جنوبی آن را (جز بخش باختری كه بيشتر آن مرتفع و مردابی است)، جنگل های انبوه دامنه های البرز پوشانده است. در فراسوی جنگل ها، قله های سر به فلك كشيده و پوشيده از برف خود نمايی می كنند كه زيبايی خا صی به منطقه بخشيده اند. پيرامون كناره های دريای مازندران را باغ های مركبات، شالی زارها و كشت زارهای سرسبز پوشانده و جلوه هايی شگفت انگيز را پديد آورده اند. آب و هوای دشت گيلان علی رغم قرار گرفتن در حد فاصل چند منطقه با ساختار های آب و هوايی مختلف هم چون معتدل بری، زير استوايی خشك، و مديترانه ای، خود دارای ساختار مديترانه ای است كه از يك نواختی خاصی نيز برخوردار است. 

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان گيلان 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

رشت

لنگرود

رشت- بندر كياشهر- لاهيجان- لنگرود

تالاب بوجان و صفرا بسته- اسكله و ساحل بندر كياشهر- ساحل عسگرآباد- تالاب بين المللي امير كلايه- موزه چاي ايران- بقعه چهار پادشاهان- مسجد اكبريه- حمام گلشن- بام سبز و تله كابين-  بقعه شيخ زاهد گيلاني- ساحل چمخاله و چاف- پل خشتي- ليلا كوه

2

رشت

چابكسر

رشت- آستانه- لاهيجان- لنگرود- رودسر- چابكسر

تله كابين (لاهيجان)- بافت قديمي و تالاب زربيجار(املش)- چشمه سفيد آب- گنبد 8 ضلعي پير محله- غارديارجان- چشمه سجيران- چشمه دمكش- ييلاق جواهر دشت- و ييلاق سرو لات(چابكسر)

3

رشت

آستارا

رشت- صومعه سرا- رضوانشهر- تالش-آستارا

پارك جنگلي دكتر درستكار- پارك جنگلي و ساحل گيسوم- قلعه ليسار(تالش)- ساحل صدف- مرداب استيل- آبشار لوندويل- بقعه امام زاده قاسم- بهشت كاكتوسان- بازارچه مرزي- آبگرم علي داشي و منطقه حيران(آستارا)

4

رشت

امامزاده ابراهيم

رشت- شفت- چوبر- امامزاده ابراهيم

بقعه آقا سيد شريف- پارك جنگلي چوبر- امامزاده اسحق- بقعه بابا ركاب- بقعه امامزاده ابراهيم (شفت)

5

رشت

قلعه رودخان

رشت- شفت- نصير محله- قلعه رودخان

موزه- عمارت كلاه فرنگي- پارك محتشم- آرامگاه ميرزا كوچك خان- بقعه شيخ عبدالقادر گيلاني(شفت)- آبشار خركش- دژ تاريخي و مسير جنگلي قلعه رودخان

6

رشت

ماسوله

رشت- فومن- ماسوله

استخر عينك- پارك دانشجو- بقعه داناي علي(رشت)- شهرك تاريخي ماسوله- كاروانسراي قديمي- لارچشمه- غار فوشه- چشمه آب معدني زمزم(ماسوله)

7

رشت

تالش

رشت- بندر انزلي- رضوانشهر- تالش

كاخ ميان پشته- فانوس دريايي- برج ساعت- اسكله و موج شكن- تالاب بين المللي انزلي- بقاع متبركه بي بي حوريه- سفيد مسجد- آبشار ويسادار- پارك جنگلي دكتر درستكار- پارك جنگلي و ساحل گيسوم- ييلاقات آق اولر(مريان)

8

رشت

ديلمان

رشت- آستانه اشرفيه-

سياهكل- ديلمان

موزه- عمارت كلاه فرنگي- بارگاه سيد جلال الدين اشرف- آرامگاه دكتر معين- تي تي كاروانسرا- لونك- چشمه لاريخاني- اسپيلي- ديلمان- حمام قديمي ديلمان- بقعه شاه شهيدان- قله درفك

9

رشت

بندر انزلي

رشت- خمام- حسن رود- بندرانزلي

موزه- كتابخانه ملي- آرامگاه ميرزا كوچك خان- عمارت كلاه فرنگي- خانه ابريشمي- ساحل جفرود و حسن بكنده- بازار منطقه آزاد و تجاري كاسپين(حسن رود)- موج شكن- فانوس دريايي- برج ساعت- بقاع متبركه بي بي حوريه- تالاب بين المللي (بندر انزلي)

10

رشت

داماش

رشت- سراوان- امام زاده هاشم- رستم آباد- رودبار- منجيل- لوشان- داماش

پارك جنگلي- موزه مساكن روستايي سراوان(اكو موزه)- كاروانسراي لات و بقعه امام زاده هاشم- سد تاريك- رودخانه سپيدرود- چشم انداز شهري(رستم آباد)- تپه مارليك- سد و درياچه منجيل- سرو هزار ساله- چشمه كلشتر- توربين بادي(منجيل)- پل خشتي لوشان- چشمه آب معدني و سوسن چلچراغ داماش- روستاي انبوه

11

رشت

ارتفاعات ماسال

رشت- صومعه سرا- ماسال

مناطق مشهد ميرزا- ييلاق شالما- طاسكوه- ريزه مندان- اسب ريسه- چلي- اولسلنگاه و شنبه راه(ماسال)

استان گلستان

استان گلستان:

مرکـــــز : گرگان

موقعیت : شمال ایران

مجاورت : شمال: جمهوری ترکمنستان    جنوب:استان سمنان   غرب:استان مازندران و دریای مازندران

آب و هوا:  بیشتر  آب‌وهوای معتدل مدیترانه‌ارد ولی جلگهٔ گرگان به لحاظ مجاورت با صحرای ترکمنستان، دوری از دریا و کاهش ارتفاعات، آب و هوای نیمه بیابانی و گرم دارد. ارتفاع متوسط: 160   M  دما:18 º c

وسعــــت: ۲۲۰۰۰ کیلومتر مربع

جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی  1617087 نفر

تقسیمات:  16 شهر و 16 بخش و 45 دهستان

شهرستانها: آزاد شهر - آق قلا - بندترکمن - بندرگز - رامیان - علی آباد - کردکوی - کلاله - گرگان/مرکز استان - گنبدکاووس - مینودشت 

موقعيت جغرافيايي – استان گلستان: 

استان‌ گلستان‌ با مساحتي‌ 22000كيلومتر مربع‌ در ناحيه‌ جنوب‌ شرقي‌ درياي‌ مازندران واقع‌ شده‌ است‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري‌ در سال‌ 1385، شهرستان‌هاي‌ استان‌ گلستان‌ عبارتند از: بندر تركمن ‌، علي‌آباد ، بندر گز، كردكوي‌ ، گرگان‌ ، گنبد كاووس‌ و مينودشت‌. شهر گرگان‌ مركز استان‌ گلستان‌ مي‌باشد. استان‌ گلستان در سال‌ 1385، حدود 1617087 نفر جمعيّت‌ داشته‌ است‌. كه‌ از اين‌ تعداد 795126 نفر درنقاط‌ شهري‌ و 819584 نفر در نقاط‌ روستايي‌ و 2377 نفر در نقاط عشايري‌ سكونت‌ داشته‌اند. 

استان‌ گلستان‌ از لحاظ‌ ناهمواري‌ به‌ دو قسمت‌ جلگه‌اي‌ و كوهستاني‌ تقسيم‌ مي‌شود. امتداد و جهت‌ رشته‌ كوه‌هاي‌ البرز، مانند ديواري‌ مرتفع‌ و طولاني ‌، خط‌ ساحلي‌ و جلگه‌هاي‌ كناره‌اي‌ درياي‌ مازندران را محصور كرده ‌است‌ و شيب‌ زمين‌ از ارتفاعات‌ به‌ سوي‌ جلگه‌ و درياي‌ مازندران كاهش‌ مي‌يابد. در قسمت‌ جلگه‌هاي‌ سواحل‌ جنوبي‌ و شرقي‌ درياي‌ مازندران ، در اثر حركات‌ زمين‌ ساختي‌ و بادهاي‌ محلي ‌، تپه‌هاي‌ ماسه‌اي‌ ساحلي‌ تشكيل‌ شده‌ و سد طبيعي‌ و كم‌ ارتفاعي‌ بين‌ جلگه‌ و دريا پديد آمده‌ است‌. در البرز شرقي ‌، جهت‌ و امتداد رشته‌ كوه‌ها به‌ سوي ‌شمال‌ شرق‌ است‌ و به‌ تدريج‌ از ارتفاع‌ آن‌ها كاسته‌ مي‌شود. رشته‌ كوه‌ جنوبي ‌، آن‌ (ابر كوه‌) است‌ كه‌ بلندترين‌ نقطه‌ آن‌ در (قله‌ شاوار) به‌ 3945 متر مي‌رسد. رشته‌ كوه‌ شمالي‌ آن‌ (شاهكوه‌) است‌ كه‌ به‌ صورت‌ ديواري‌ در مقابل ‌جلگه‌ گرگان‌ قرار دارد و ارتفاع‌ آن‌ در قله‌ (پيرگرد) به‌ حدود 3204 متر مي‌رسد. 

آب و هوا – استان گلستان:   

استان‌ گلستان‌، با توجه‌ به‌ موقعيت‌ جغرافيايي ‌، تحت‌ تأثير عرض‌ و ارتفاع‌ جغرافيايي‌ ، رشته‌ كوه‌هاي ‌البرز، دوري‌ و نزديكي‌ به‌ دريا ، بيابان‌هاي‌ جنوبي‌ تركمنستان ‌، وزش‌ بادهاي‌ محلي‌ و ناحيه‌اي‌ و پوشش‌ متراكم ‌جنگلي‌ قرار دارد و آب‌ و هواي‌ گوناگوني‌ دارد. شمال‌ شرقي‌ استان‌ ، به‌ ويژه‌ در شرق‌ درياي‌ مازندران و حد فاصل ‌گرگان‌ رود تا مرز تركمنستان ‌، به‌ علت‌ دوري‌ از اثرات‌ درياي‌ مازندران ، كاهش‌ ارتفاعات‌ البرز شرقي ‌، وسعت‌ جلگه‌ ساحلي‌ و نزديكي‌ به‌ بيابان‌هاي‌ قره‌ قوم‌ و قزل‌ قوم‌ (در جمهوري‌هاي‌ آسياي‌ ميانه‌) خشكي‌ و گرماي‌ هوا مواجه ‌است‌ و دورترها به‌ نيمه‌ خشك‌ (نيمه‌ بياباني‌) تبديل‌ مي‌شود. در اين‌ منطقه‌ ، ميزان‌ بارندگي‌ سالانه‌ اندك‌ است‌ و به‌ علت‌ كاهش‌ رطوبت‌ هوا ، گرماي‌ آن‌ افزايش‌ مي‌يابد و اختلاف‌ شديدي‌ بين‌ دماي‌ شب‌ و روز و دماي‌ سردترين‌ و گرم‌ترين‌ ماههاي‌ سال‌ به‌ وجود مي‌آيد. در منطقه‌ جنوب‌ غرب‌ استان‌ به‌ علّت‌ نزديكي‌ به‌ ارتفاعات‌ ، از جمله‌ در شهرهاي‌ كلاله‌ و مينودشت‌ ، تغييرات‌ ديگري‌ در آب‌ و هواي‌ استان‌ ايجاد مي‌شود و با افزايش‌ و اعتدال‌ دما ، شرايطي‌ مشابه‌ آب‌ و هواي‌ معتدل‌ مرطوب‌ مازندراني‌ پديد مي‌آيد. 

تاريخ و فرهنگ – استان گلستان:   

سابقه‌ سكونت‌ و استقرار جماعت‌هاي‌ انساني‌ در ناحيه‌ گرگان‌ به‌ هزاره‌ قبل‌ از ميلاد مي‌رسد. شهرباستاني‌ جرجان‌ كه‌ اينك‌ آثار آن‌ در نزديكي‌ شهر گرگان‌ فعلي‌ به‌ جامانده‌ است‌ ، در گذشته‌ يكي‌ از شهرهاي‌ مهم ‌ايران‌ بود كه‌ در مسير جاده‌ ابريشم‌ نيز قرار داشته‌ است‌. گرگان‌ امروزي‌ كه‌ در گذشته‌ استر آباد نام‌ داشت‌. يكي‌ ازشهرهاي‌ قديمي‌ ايران‌ است‌. تركمن‌ها در شمال‌ استان‌ بويژه‌ در شهرهاي‌ گنبد و بندرتركمن‌ زندگي‌ مي‌كنند. اقدام ‌ديگري‌ از جمله‌ بلوچ ‌، ترك‌ ، افغان‌ و ارمني‌ نيز در استان‌ گلستان‌ زندگي‌ مي‌كنند كه‌ بسياري‌ خصايص‌ قومي‌ و فرهنگي‌ خود را حفظ‌ كرده‌اند. مردم‌ اين‌ استان‌ در شهرستان‌هاي‌ گنبد و بندر تركمن اكثراً سني‌ مذهب‌ و در سايرشهرستان‌ها شيعه‌ دوازده‌ امامي‌ هستند. 

مسافرت و اقامت – استان گلستان:    

اكثر شهرهاي‌ استان‌ گلستان‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي ‌، مخابرات‌ و خدمات‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند ومردم‌ آن‌ با صنعت‌ جهانگردي‌ آشنايي‌ كامل‌ دارند. شهرهاي‌ استان‌ گلستان‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي ‌مي‌باشند. 

مکان های دیدنی و تاریخی - استان گلستان: 

جاذبه هاي طبيعي استان گلستان عبارتند از: پارک ملي گلستان، تالاب گميشان، پناه گاه حيات وحش ميان كاله، آبشارلو، آبشار شيرآباد، آبشارباران كوه، آبشار زيارت، آبشار كبودوال، پارک جنگلي دلند، پارک جنگلي قرق، جزيره آشوراده، منطقه جنگلي نهارخوران و منطقه حفاظت شده جهان نما.

بناهاي تاريخي و ديدني اين استان نيز عبارتند از: مسجد جامع، آرامگاه مختوم قلي فراغلي، امام زاده روشن، پل آقا قلا، امام زاده نور (اسحاق)، امام زاده هنديجان، بازار قديمي، برج رادكان باختري، پنج شنبه بازار قلا، تورنگ تپه، جمعه بازارگرگان، جمعه بازار گنبد، دوشنبه بازارتركمن، سد اسكندري (ديوار دفاعي)، قلعه ماران، كاخ اختصاصي، كاخ شاهين، كاخ آغا محمد خان، مدرسه سردار، مدرسه دارالشفاء، مسجد گلشن، مسجد امام حسن عسگري (ع)، مسجد و مدرسه كريم آبشار، موزه گرگان و ميل گنبد قابوس.

جاذبه هاي طبيعي و تاريخي بالا به همراه جلوه هاي زندگي مردم و عشاير منطقه که ديدني هاي جذاب استان گلستان هستند در مجموع اين منطقه را از توان بالاي گردشگري برخوردار کرده است. 

صنايع و معادن - استان گلستان: 

صنايع استان گلستان به دو بخش صنعتي و دستي تقسيم مي شوند.مهم ترين صنايع دستي استان گلستان شامل قالي و قاليچه، پشتي هاي تركمن، جاجيم هاي كوهستاني و صنايع دستي روستايي است. از مهم ترين صنايع كارخانه اي مي توان به كارخانه پنبه پاک كني، آرد، نئوپان، قند، كنسرو، فيبرعايق، شير پاستوريزه و مجموعه اي از كارگاه هاي ساخت ماشين آلات كشاورزي اشاره كرد.  

کشاورزی و دام داری - استان گلستان: 

گلستان يكي از قطب هاي اقتصادي مهم كشور در زمينه كشاورزي، دامداري و صنايع وابسته به آن ها است. در اين منطقه، شهر گرگان نقش مركزيت اداري و بازرگاني دارد و جريان توسعه اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي استان را هدايت مي كند. مهم ترين محصولات کشاورزي استان گلستان عبارتند از پنبه، گندم، جو، دانه هاي روغني (سويا و آفتابگردان)، و سيب زميني. هم چنين باغ هاي سيب، آلو، قطره طلا و مركبات به فراواني در اين منطقه وجود دارند. دام داري نيز در کنار كشاورزي گسترش يافته و پرورش گاو بيش تر در كوه پايه هاي جنوبي و پرورش گوسفند و بز بيش تر در اراضي جلگه اي و مرتفع رواج دارد. پرورش زنبور عسل، به علت شرايط مساعد گياهي و اقليمي درنواحي كوه پايه اي و كوهستاني رواج و توسعه يافته و مراكز متعددي را به خود اختصاص داده است. توليد عسل در اين استان به خصوص در شهرستان گرگان، قسمتي از احتياجات منطقه را تامين مي كند. با توجه به شرايط آب و هوايي مناسب و رويش درختان توت، پرورش كرم ابريشم از گذشته هاي دور در اين استان رواج داشته است. به طوري كه در شهرستآن هاي گنبد و مينودشت پرورش كرم ابريشم از اهميت خاصي برخوردار است. 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان گلستان: 

استان گلستان نام خود را از گرگان به گلستان تغيير داده و به نظر مي رسد به علت آباداني و صفاي طبيعي اين منطقه؛ نام گلستان به آن داده شده است. استان گلستان محل سكونت اقوام تركمن است كه بخش ديگري از اين ايل بزرگ نيز در جمهوري تركمنستان زندگي مي كنند.

نام تركمن نخستين بار در دايره المعارف چيني قرن هشتم ميلادي آمده است. هم چنين تركمن را نام قومي از اقوام زرد پوست ترک زبان دانسته اند كه از چندين هزار سال پيش در شمال درياچه «ايسيک گول» (بالخاش) در شمال مغولستان زندگي مي كرده اند. نويسندگان ايران براي نخستين بار در قرن پنجم هجري قمري به قومي ترک نژاد به نام ترک يا تركمانان كه در آسياي مركزي ساكن بوده اند، اشاره مي کنند.

طوايف تركمن «گوگلان»، «يمرلي» و «آل علي» در جلگه هاي «كوپت داغ» و بعدا «ساريق» ها، «ارساري» ها و «سالر» ها در اطراف قوچان و بجنورد از شهرهاي خراسان سكني گزيدند و «يموت» ها به سمت شمال خراسان و رود اترک روي آورده و در قرن شانزدهم ميلادي، طوايف تركمن تمام ساحل خاوري خزر تا گرگان را تصرف کردند. در سال هاي بعد كه از اقتدار شاهان ايران و خوانين كاسته شد، تركمن ها به ترديج سلطه خود را به طرف خاور تا مرو گسترش دادند. بدين گونه اين سرزمين در طي چند قرن پهنه تاخت و تاز طوايف غز شده و توده هاي وسيع آن ها همراه مغول ها به ايران آمدند. با لشكركشي تيمور به ايران و ديگر كشورهاي مجاور، به همراه ديگر ايلات جا به جا شدند و با گذشتن از اين سرزمين، بار ديگر همراه صفويه به ايران بازگشتند. پس از تيمور، سلسله هاي تركمانان «قراقويونلو» وسپس «آق قويونلو» به عنوان نيرومند ترين گروه ها به ترتيب در باختر و شمال ايران و سپس در ايران مركزي و جنوبي ظهور كردند.

در زمان صفويه، شاه عباس صفوي براي حفظ ايالات خاوري از تاخت و تاز تركمن ها و ازبكان، كردهاي جنگ جو را از ولايات باختري به اين سامان كوچ داد و پنج ولايت كرد نشين در امتداد كليه مرزها از استرآباد تا چناران به وجود آورد. اما كوچ كرد ها مانع تاخت و تاز تركمنان نشد چرا كه آن ها حريفاني هم زور بودند و هيچ يک از طرفين نمي توانستند به فتح نهايي دست يابند و اين خطه هم چنان درگير هرج و مرج باقي ماند. با وقوع جنگ هاي بين قبيله اي از يک سو و يورش خان هاي بخارا و خيوه از سوي ديگر، آشوب مناطق تركمن نشين را فرا گرفت. اين منازعات همراه با فشارهاي امپراطوري روسيه به ويژه در مرزهاي جنوب باختري، سبب افزايش سيل مهاجرت تركمن ها به نواحي رود گرگان شد و اين مهاجرت منجر به جنگ هايي بين ساكنان قبلي اين نواحي با مهاجمان شد. براثر فشار طوايف يموت كه به تازگي به اين نواحي آمده بودند، طوايف گوگلان به سمت كوه هاي گلي داغ رانده شدند. باوجود مخالفت و نزاع بين تركمن ها و همسايه هاي آن ها، تركمن ها به تدريج تا قره سو و شمال خراسان را به تصرف خويش درآوردند. اين طوايف كه دربيش تر اوقات نقش مهمي در تعيين و تغيير حكومت هاي وقت ايفا مي كردند، به سبب شيوه معيشت عشايري (دام داري و كوچ )، دراندک زماني به مهاجميني تبديل مي شدند كه هر حاكميتي ناگزيراز مقابله با آن ها مي شد. ماموران سلسله قاجار كه خود به كمک عشاير، به ويژه تركمنان به حاكميت رسيده بودند، با دست آويز قرار دادن شكايت مردم، بر تركمن هاي يک جا نشين ظلم و ستم روا مي داشتند. جنگ مرو بزرگ ترين حادثه سياسي در تاريخ تركمن ها در عصر قاجار به سال 1276 هجري قمري است. تمايل دولت روس به تصرف خانات خيوه، بخارا و نيز تحريكات انگليس در افغانستان و لشكركشي دولت ايران به منظور گرفتن ماليات و خراج از تركمن ها را مي توان از جمله دلايل شروع اين جنگ دانست. تركمن ها كه قادر به پرداخت خراج نبودند به كمک خان خيوه ارتش قاجار را شكست دادند. در نتيجه از نفوذ دولت ايران بيش از پيش كاسته شد و اين نواحي تحت تسلط ترکمن ها باقي ماند و تا مدت ها بعد از اين واقعه، خان نشين هاي خيوه به همراهي تركمن ها تا ناحيه خراسان مي تاختند و پس از غارت شهرهاي اين نواحي، مردم زيادي را به اسارت مي گرفتند. اين تهاجمات را عباس ميرزا قاجار با آزاد كردن تعداد زيادي اسير ايراني از چنگ تركمن ها و به اسيري بردن عده زيادي از آن ها پاسخ داد.

اين لشگركشي دولت مركزي كه با خون ريزي توام بود به آرامش نسبي در منطقه منجر شد. پيش از آن كه قرن نوزدهم پايان يابد، آخرين تزارهاي روس با فتح تاشكند، بخارا، خان نشين خيوه و فرغانه، خان نشين هاي آسياي ميانه را خراج گزار روسيه كردند و تنها بخشي از سرزمين تركمن ها در كنار مرز ايران باقي ماند. در اين زمان دولت روسيه طوايف يموت را كه عمده ترين نيروي تركمن ها محسوب مي شد، با دست آويز تامين امنيت راه هاي تجاري سركوب كرد. با شكست بزرگ تركمن در سال 1300 هـ . ق، آخرين نقطه تركمنستان و بقيه نواحي شمال خراسان (از درياي خزر تا رود تجن) به امپراطوري روسيه اضافه شد. امضا قرارداد تحديد مرز آخال (1301 هـ . ق) بين دولتين ايران و روس، مرز ميان دو كشور را از روي نشانه هاي جغرافيايي تعيين كرد و زندگي تركمن ها را كه در آن هنگام در دو طرف مرز به امر كوچ مشغول بودند، مختل نمود.

با تحديد مرزها، تركمنان حالت مردمي را يافتند كه به دو دولت ماليات مي دادند و در يک سو بخشي از خانواده و در سوي ديگر احشام و چوپانان تركمني زندگي مي كردند. تركمن ها كه نمي خواستند مالياتي به دولت روسيه بپردازند به ايران مهاجرت نمودند، اما دراين جا نيز با حكومت ايران كه مايل به جمع آوري ماليات و محدود كردن قدرت نظامي و پايان دادن به اغتشاشات تركمن ها بود، مواجه شدند. با اين همه، گرچه پس از تحديد مرزها، تركمن هاي اترک و گرگان رسما ايراني محسوب مي شدند، اما چنين مي گفتند كه هيچ ايراني از مرز قلمرو آنان نمي گذرد، مگر اين كه ريسماني به گردن داشته باشد.

درعرصه نبرد مشروطه خواهان و مستبدان، تركمانان در صف مستبدان و مخالفين مشروطه قرار گرفتند و به غارت شهرها و روستاهاي طرف دار انقلاب پرداختند. محمد علي ميرزا- پادشاه قاجار- كه بر ضد مجلس و مشروطه دست به كودتا زده بود، پس از بركناري، در ميان تركمن ها هم دستاني يافت و آن ها نيز به اميد غارت و گسترش نفوذ خود به ولايات هم جوار، با او همراه شدند كه با شكست تركمن ها و پيروزي قواي مجاهدين مشروطه خواه، تركمن ها به سرزمين هاي محل سكناي خود عقب نشيني كردند.

در دسامبر 1916 ميلادي، سپاهيان روس با آتش و شمشير در ادامه تعقيب تركمن هاي ساكن آسياي ميانه كه دست به شورش زده بودند، از ولايت استر آباد گذشته و بي رحمانه يموت ها و زنان و كودكانشان را سركوب كردند. حكومت ايران كه قادر به برخورد با اين مداخله نظامي روسيه نبود، درمقابل تصرف اين نواحي و نيز برخوردهاي نظامي عكس العمل نشان نداد و اين نواحي عملا به دست روس ها افتاد.

پس از انقلاب اكتبر(1917. م) در روسيه، حكومت شوروي در سال (1918. م) سپاهيان روس را از ايران خارج كرد و مناطق اشغالي را به دولت ايران باز گرداند. تركمن ها را در درازاي تاريخ سراسر جنگ و ستيز، از آن هنگام كه در متن هاي تاريخي براي نخستين بار نام آن ها ذكر شده، همه حكومت ها (حتي آن ها كه خود تركمن بودند) پس از به قدرت رسيدن سركوب كرده اند. آن ها سال ها بين دو مرز ايران و شوروي سابق در حال رفت و آمد بودند و عملا در تابعيت هيچ كدام قرار نداشتند، گاه خراج گذار اين دولت ها بودند و گاه مردم ساكن آن نواحي را غارت كرده و آنان را به عنوان برده خريد و فروش مي كردند. تركمن ها در ميان خود نيز با دشمني، جنگ و ستيز پايان ناپذيري بر سر چراگاه روبرو بودند. چنان که دشمني بين آتاباي ها و گوگلان ها، آتاباي ها و جعفرباي ها، تكه ها با گوگلان ها و …. پايان ناپذير به نظر مي رسيد. اين منازعات تا زماني كه اقدامات حكومت ايران يعني گسيل ارتش به سوي تركمن هاي يموت و گوكلان در سال 1303 هـ . ش به آخرين شورش تركمن ها انجاميد، ادامه داشت.

در اين شورش، تركمن ها در پي كسب استقلال سرزمين هاي تركمن نشين بودند، كه اين امر به اتحاد تمامي قبايل تركمن (يموت و گوكلان) منجر شده بود. از آن رو قبايل تركمن كه قرن ها بر سر آب و مرتع دام با يک ديگر درگير بودند، دشمني را كنار نهادند و به منظور ايجاد خود مختاري در نواحي تركمن نشين، به نفاق بين ايل ها و طوايف پايان دادند. با اين همه، با وجود قدرت نظامي قابل توجه تركمن ها، دولت مركزي ايران در سال 1304 هـ . ش با روش هاي مختلف و حمله نظامي و استفاده از سلاح هاي مدرن و تحريم اقتصادي، آن ها را سركوب كرد. عده اي ازسران شورشي اعدام شدند و گروهي به آن سوي مرزها گريختند. حكومت مركزي سركوب خود را با سوزاندن آلاچيق ها و تخته قاپو كردن تركمن ها تسريع كرد. گرچه با آغاز جنگ جهاني دوم و اشغال ايران توسط متفقين و تضعيف دولت مركزي، فرصتي كوتاه به دست آمد و گروهي از تركمن ها نيز به زندگي كوچ نشيني روي آوردند، اما دوران آن كوتاه بود و با قدرت گيري مجدد دولت پايان گرفت. سرانجام فشارهاي حكومت بر تركمنان تعديل يافت و به سبب جاذبه هاي اقتصادي و كشاورزي بعد از اصلاحات ارضي (سال 1341 هـ . ش)، گروهي از تركمن ها به كشت و زرع و عده اي به شهرها روي آوردند. اين قوم هم اکنون در صلح و صفا در محدوده استان گلستان زندگي مي کنند و بيش تر آن ها يک جا نشين شده اند.  

مشخصات جغرافيايي - استان گلستان:

استان گلستان درقسمت شمال خاوري ايران و بين 36 درجه و 30 دقيقه تا 38 درجه و 8 دقيقه ي پهناي شمالي و 53 درجه و 51 دقيقه تا 56 درجه و 19 دقيقه ي درازاي خاوري از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. اين استان از شمال با درياي خزر، از خاور با استان خراسان، از باختربا استان مازندران و از جنوب با استان سمنان همسايه است. استان گلستان، با توجه به موقعيت جغرافيايي خود، تحت تاثير پهناي جغرافيايي، ارتفاع و امتداد رشته كوه هاي البرز، ارتفاع سطح زمين، دوري و نزديكي به دريا، بيابان هاي جنوبي تركمنستان، وزش بادهاي محلي و ناحيه اي و پوشش متراكم جنگلي قرار دارد و به همين سبب، از آب و هوا هاي گوناگوني برخورداراست. چنان که در شمال خاوري استان به علت دوري از اثرات درياي خزر و … آب و هواي معتدل مرطوب خزري رفته رفته به اقليم نيمه خشک تبديل مي شود و ميزان بارندگي ساليانه كاهش مي يابد. براساس سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين استان 1419201 نفر برآورد شده است.

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان گلستان 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

گرگان

پارك ملي گلستان

گرگان- علي آباد- آزادشهر- مينودشت- گاليكش- پارك ملي گلستان

تورنگ تپه-امام زاده قرن آباد- پارك جنگلي قرق- آبشار كبود وال- پارك جنگلي دلند- جنگل راميان- آبشار و غار شير آباد- قلعه مارال- دشت قلعه- پارك ملي گلستان- آبشار لوه- دهكده هاي ييلاقي چه جا- الستان - سياه مرزكوه

2

گرگان

بي بي شيروان

گرگان- آق قلا- اينچه برون- كلاله- گنبد كاووس- بي بي شيروان

پل آق قلا- ديوار دفاعي گرگان- گل فشانهاي اينچه ويارخ يازف- تالاب اينچه- تالابهاي آلاكل، آجي كل و آلماكل- بازارچه مرزي- مقبره مختومقلي فراغي- مدرسه كريم ايشان- برج گنبد قابوس- سد وشمگير- آبادان تپه

3

گرگان

توسكستان

گرگان- كردكوي- رادكان- جهان نما– شاهكوه- توسكستان

امامزاده روشن آباد- تپه تاريخي موزي آيش- جاده شاه عباسي- دهكده ييلاقي درازنو- ارتفاعات البرز- دهكده ييلاقي جهان نما- تنگه هاي لوليان و علي رضا- ديوار تميشه- آبشار و روستاي زيارت- منطقه شكار ممنوع جلچلي- قلعه شاه نشين- پارك جنگلي كردكوي- برج رادكان- تنگه شمشير بر- غار گنج خانه- شهر باستاني تميشه

4

گرگان

گميشان

گرگان- كردكوي- بندر گز- بندر تركمن- گميشان

تپه تاريخي چهل دين- اسكله تفريحي بندر گز- دوشنبه بازار- خليج گرگان- امامزاده ظاهر ابراهيم النگ- تالاب گميشان- اسكله تفريحي بندر تركمن- گل فشان نفتيجه- قدمگاه بهاء الدين نقش بندي- ميدان سواركاري بندر تركمن- جزيره آشوراده و شبه جزيره ميانكاله

 

استان کهگیلویه و بویر احمد

استان کهگیلویه و بویر احمد: 

مرکـــــز : یاسوج  

موقعیت : جنوب غربی ایران

وسعــــت:  ۱۶۲۴۹ کیلومتر مربع  

جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 634299 نفر

تقسیمات: 

شهرستانها: دنا - دهدشت یا کهگیلویه - گچساران - یاسوج یا بویراحمد/مرکز استان 

موقعيت جغرافيايي – استان کهگيلويه و بويراحمد:   

 استان‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد با 16264 كيلومتر مربع‌ وسعت‌ در جنوب‌ غربي‌ مركز ايران‌ واقع‌ شده‌است‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ در سال‌ 1385، شهرستان‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: كهگيلويه‌ (بامركزيت‌ دهدشت‌) ، بويراحمد (با مركزيت‌ ياسوج‌) و گچساران‌. شهر ياسوج‌ مركز استان‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد مي‌باشد. اين‌ استان ‌، از شمال‌ با استان‌ چهارمحال‌ و بختياري ‌، از جنوب‌ با استان‌هاي‌ فارس‌ و بوشهر، از شرق‌ با استان‌هاي‌ اصفهان‌ و فارس‌ و از غرب‌ با استان‌ خوزستان‌ همسايه‌ است. ‌اين‌ استان‌ در سال‌ 1385، حدود 634299 نفر جمعيّت‌ داشته‌ كه‌ از اين‌ تعداد 302192 نفر در نقاط‌ شهري ‌و 329849 نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند و 2258 نفر غير ساكن‌ بوده‌اند. استان‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد منطقه‌اي‌ ناهموار و كوهستاني‌ است‌ كه‌ در حدود 45 درصد مساحت‌ آن‌ از ارتفاعات‌ وتپه‌ ماهورها تشكيل‌ شده‌ است‌  و 15 درصد‌ مساحت‌ آن‌ را دشت‌ها و دره‌ها در بر گرفته‌اند. بلندترين‌ نقطه‌ استان‌ ، قلّه ‌دنا به‌ ارتفاع‌ 4409 متر و پست‌ترين‌ ناحيه‌ آن‌ ليشتر با ارتفاع‌ 500 متر از سطح‌ دريا مي‌باشد. در مناطق‌ سردسير، ارتفاعات‌ بلندتر و تپه‌ ماهورها بيشتر است‌ و در مناطق‌ گرمسير ارتفاعات‌ كوتاه‌تر و تپه‌ ماهور نيز كمتر است‌. عمده‌ اراضي‌ كشاورزي‌ استان‌ در دشت‌ها واقع‌ شده‌ است‌. 

آب و هوا – استان کهگيلويه و بويراحمد:   

در امتداد رشته‌ كوه‌هاي‌ اصلي‌ زاگرس‌ از شمال‌ شرقي‌ به‌ جنوب‌ غربي‌ در استان‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد ، از ارتفاع‌ كوه‌ها و مقدار بارندگي‌ و رطوبت‌ هوا به‌ طور محسوسي‌ كاسته‌ شده‌ و مشخصات‌ اقليمي‌ دوگانه‌اي‌ را پديد مي‌آورد. بدين‌ ترتيب‌ اين‌ استان‌ به‌ دو منطقه‌ سردسيري‌ و گرمسيري‌ تقسيم‌ شده‌ است.

‌منطقه‌ گرمسيري‌ در قسمت‌ جنوب‌ و غرب‌ استان‌ واقع‌ شده‌ و آب‌ و هوايي‌ گرم‌ و خشك‌ دارد و بادهاي‌ موسمي‌(فصلي‌) و محلي‌ متعددي‌ در اين‌ ناحيه‌ مي‌وزند. باران‌ اين‌ منطقه‌ از آبان‌ ماه‌ آغاز شده‌ و تا ارديبهشت‌ به‌ تناوب‌ ادامه‌ مي‌يابد. در اين‌ مناطق‌ يخبندان‌ بندرت‌ اتفاق‌ مي‌افتد. 

منطقه‌ سردسيري‌ در شمال‌ و شرق‌ استان‌ قرار دارد. بارش‌ اين‌ ناحيه‌ معمولاً از آبان‌ ماه‌ شروع‌ و تا ارديبهشت‌ ماه ‌به‌ تناوب‌ و معمولاً به‌ صورت‌ برف‌ ادامه‌ مي‌يابد. اين‌ قسمت‌ از استان‌ كه‌ در واقع‌ جنوبي‌ترين‌ بخش‌ زاگرس ‌مرطوب‌ است‌ با جنگل‌هاي‌ وسيع‌ و زيباي‌ بلوط‌ پوشيده‌ شده‌ و سرچشمه‌ رودهاي‌ بزرگي‌ است‌. در اين‌ استان‌ بادهايي‌ با جهات‌ مختلف‌ مي‌وزند كه‌ مهّم‌ترين‌ آن‌ها عبارتند از: 

*بادهاي‌ موسمي‌ كه‌ به‌ نام‌ باد شمال‌ و باد جنوب‌ معروف‌ هستند. باد شمال‌ از طرف‌ شمال‌ غربي‌ از درياي‌ مديترانه‌ و آب‌هاي‌ اطراف‌ آن‌ و گاهي‌ از اقيانوس‌ اطلس‌ به‌ داخل‌ منطقه‌ نفوذ مي‌كند. و موجب‌ بارندگي‌ مي‌شود. باد جنوب‌ از سمت‌ جنوب‌ و جنوب‌ غربي‌ به‌ ويژه‌ در اواخر بهار و تابستان‌ به‌ داخل‌ منطقه‌ نفوذ مي‌كند ومعمولاً با گرما همراه‌ است.‌    

*بادهاي‌ محلي‌ در نواحي‌ مختلف‌ نسبتاً محدود و كم‌ وسعت‌ استان‌ مي‌وزند كه‌ مهّم‌ترين‌ آن‌ها عبارتند از: بادآشوب ‌، باد زير روز، كوه‌ باد ، باد حيران‌ ، باد چوغان ‌، باد او و باد درخت‌رو. 

تاريخ و فرهنگ – استان کهگيلويه و بويراحمد:    

استان‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد در گذشته‌اي‌ نه‌چندان‌ دور جزء يكي‌ از بلوك‌هاي‌ مملكت‌ فارس‌ ومشتمل‌ بر دو قسمت‌ شمال‌ شرقي‌ كه‌ آن‌ را سردسير و كوهستاني‌ و پشت‌ كوه‌ و قسمت‌ جنوبي‌ و غرب‌ بود كه‌ آن‌ را نره‌ كوه‌ بهبهان‌ مي‌ناميدند. تا دوّم‌ تيرماه‌ 1342 خورشيدي ‌، قسمتي‌ از استان‌ فعلي‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد جزء استان‌ خوزستان‌ و قسمتي‌ نيز جزء استان‌ فارس‌ بود. پانزدهم‌ آبان‌ ماه‌ 1338خورشيدي ، قسمت‌ گرمسير بهبهان‌ به‌ شهرستان‌ كهگيلويه‌ با مركزيت‌ دهدشت‌ تبديل‌ شد. اين‌شهرستان‌ كماكان‌ جزء استان‌ خوزستان‌ و بقيه‌ منطقه‌ جزء استان‌ فارس‌ بود. به‌ دنبال‌ شورش‌ ايل‌ بويراحمد در22 تيرماه‌ 1342خورشيدي ، منطقه‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد طبق‌ تصويب‌ نامه‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ وقت ‌، از استان‌هاي‌ فارس‌ و خوزستان‌ جدا شد و به‌ يك‌ فرمانداري‌ كل‌ تبديل‌ شد و ياسوج‌ كه‌ تا آن‌ زمان‌ خالي‌ از سكنه‌ بود ، به‌ عنوان‌ مركزآن‌ تعيين‌ گرديد. در اسفندماه‌ 1352 خورشيدي‌ فرمانداري‌ كل‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد به‌ استان‌ تبديل‌ شد. به‌ استناد كتاب‌ (ممسني‌ در گذرگاه‌ تاريخ‌) مردم‌ لرستان‌ ، كهگيلويه‌ و بويراحمد ، ممسني‌ و حتي دشتستان‌ بوشهر با گذشته ‌تاريخي‌ مشترك‌ از يك‌ نژاد هستند و با يك‌ زبان‌ صحبت‌ مي‌كنند و آداب‌ و رسوم‌ و فرهنگ‌ مشابهي‌ دارند. كنش‌هاي‌ فرهنگي‌ مردم‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد از روابط‌ اجتماعي‌ موجود مبتني‌ بر نظام‌ عشيره‌اي‌ متأثراست‌. در اين‌ نظام‌ فرهنگي‌ تمام‌ رفتارهاي‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ مردم‌ تحت‌ تأثير مستقيم‌ روابط‌ قبيله‌اي‌ وعشيرتي‌ قرار دارند. 

صنايع دستي و سوغاتي ها – استان کهگيلويه و بويراحمد:   

در بين‌ عشاير كهگيلويه‌ و بويراحمد توليد دست‌ بافتهاي‌ مختلف‌ از ديرباز رواج‌ دارد. وجود مواد اوّليه‌ مورد نياز از جمله‌ انواع‌ پشم‌ ، زمينه‌ مناسبي‌ براي‌ تهيه‌ انواع‌ دست ‌بافتها فراهم‌ ساخته‌ است‌. دست‌ بافتهاي‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد كه‌ با استفاده‌ از مواد اوليه‌ مرغوب‌ و با رنگهاي‌ متنوع‌ گياهي‌ و در نقش‌هاي ‌سنتي‌ تهيّه‌ مي‌شود ، خريداران‌ و طرفداران‌ بسيار دارد و مرغوبيت‌ آن‌ باعث‌ شده‌ است‌ ، 90 درصد از توليدات ‌دست‌ بافت‌ استان‌ صادر شود. بافت‌ صنايع‌ دستي‌ در كهگيلويه‌ و بويراحمد متنوع‌ است‌ و مي‌توان‌ آن‌ها را به ‌بافته‌هاي‌ داراي‌ نظير قالي ‌، جانمازي ‌، پشتي ، خورجين‌ ، بافت‌هاي‌ بدون‌ گره‌ نظير گليم‌ و بافت‌هاي‌ ميلي‌ نظيرجوراب ‌، دستكش‌ و سوزن‌ دوزي ‌، تقسيم‌ كرد. اهم‌ صنايع‌ دستي‌ استان‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد عبارتند از: قالي‌ بافي‌ ، گبه‌ ، گليم‌ و گچمه‌. سوغاتي‌ مهّم‌ استان‌عبارتند از: قالي‌ ، گليم‌ ، گبه‌ ، جانمازي ‌، پشتي‌ ، خورجين ‌، سوزن‌ دوزي ‌، دستكش‌ و ديگر محصولات‌ صنايع‌ دستي‌عشايري‌ كه‌ خريد آن‌ها براي‌ بازديد كنندگان‌ يادگاري‌ جالب‌ و ماندني ‌است‌. 

موسيقي و رقص محلي – استان کهگيلويه و بويراحمد:   

موسيقي‌ در ايل‌ بويراحمد همانند ساير ايل‌هاي‌ ايران‌ از اصالت‌ و ويژگي‌هاي‌ محلي ‌برخوردار است‌. بويراحمدي‌ها براساس‌ ترانه‌هاي‌ رايج ‌، آهنگهاي‌ ويژه‌اي‌ دارند كه‌ تحت‌ عنوان‌ (قس‌) از آن‌ نام‌ مي‌برند و معروفترين‌ آن‌ها عبارتند از: قس‌ خوشگله ‌، قس‌ برنو، قس‌ ياريار و امثالهم‌. آلات‌ موسيقي‌ مورد استفاده‌ در موسيقي‌ محلي‌ بويراحمدي‌ عبارتند از: ساز (كرنا) ، دهل‌ (بين‌) و پيشه‌ كه‌ آلتي‌ شبيه‌ ني‌ ولي‌ از ني‌ كوتاه‌تراست‌. در بين‌ مردم‌ ايل‌ بويراحمد هنگام‌ شادي‌ و جشن‌ انجام‌ رقص‌هاي‌ محلي‌ رايج‌ است‌ و معمولاً مردان‌ دررقص‌هايي‌ همانند رقص‌ چوب‌ شركت‌ مي‌كنند. رقص‌هايي‌ كه‌ در بين‌ مردان‌ بويراحمد مرسوم‌ است‌. عبارتند از: رقص‌ دوپا ، رقص‌ سه‌ پا ، رقص‌ چوب‌ و چوب‌ بازي‌. چوب‌ بازي‌ مخصوص‌ مردان‌ دلير ايل‌ است‌ و موسيقي ‌خاصي‌ دارد. ابزار آن‌ (دياق‌) چوب‌ بلندي‌ به‌ طول‌ 2 متر و (تركه‌) چوب‌ كوچكي‌ به‌ طول‌ 75 سانتي‌ متر است‌ كه ‌عموماً يك‌ نفر (دياق) را به‌ دست‌ مي‌گيرد و نفر ديگر با (تركه‌) همراه‌ با نواختن‌ سازدهل‌ مي‌كوشد تا دياق‌دار رابزند. رقص‌هاي‌ ديگر رايج‌ در بويراحمد عبارتند از: مشتمل‌ بر صددسمايي ‌، يلعبه ‌، بختياري ‌، نرمه‌ نرمه‌ و تركي‌ شاه ‌فرنگي‌ . 

مسافرت و اقامت – استان کهگيلويه و بويراحمد:   

شهرهاي‌ استان‌ كهگيلويه‌ و بويراحمد از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي‌ زميني ‌، مخابرات ‌، و سيستم‌هاي ‌درماني‌ تا حدودي‌ تجهيز شده‌اند و مسافرت‌ به‌ آن‌ها به‌ راحتي‌ صورت‌ مي‌گيرد. فرودگاه‌ ياسوج‌ نيز راه اندازي شده ‌است‌. بعضي‌ از شهرهاي‌ استان‌ از جمله‌ ياسوج‌ داراي‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ مناسب‌ مي‌باشند. 

مکان های دیدنی و تاریخی - استان کهگیلویه و بویراحمد: 

استان کهگيلويه و بوير احمد از مناطق طبيعي و باارزشي برخوردار بوده و از توانمندي بالايي در زمينه جهانگردي برخوردار است. معروف ترين جاذبه هاي طبيعي اين استان را آبشار هاي متعددي چون آبشار مارگون، آبشاربهرام بيگي، آبشارياسوج و آبشارگنج بنار تشکيل مي دهند. باغ هاي زيبا، تالاب هاي طبيعي، غارها و اشکفت ها، چشمه هاي متعدد، درياچه هاي طبيعي دردل کوهستان هاي بزرگ و معروف و دامنه هاي مناسب اسکي و ورزش هاي مفرح زمستاني؛ تنها بخشي از جاذبه هاي طبيعي اين استان را تشکيل مي دهند. جلوه هاي زندگي عشايري، آداب و رسوم، لباس هاي سنتي، موسيقي و رقص هاي محلي عشاير اين استان در دل طبيعت زيبا و جذاب منطقه؛ بخش ديگري از ديدني هاي استان کهگيلويه و بوير احمد را تشکيل مي دهد. بناهاي تاريخي چون آتشکده خيرآباد، قلعه ها و روستاهاي تاريخي متعدد چون: دژسليمان، روستاي تاريخي ميمند، روستاي تاريخي مارگون، روستاي تاريخي سي سخت، روستاي تاريخي چرام، روستاي تاريخي دهدشت قديم و روستاي تاريخي لنده به همراه بقعه متبرکه امام زاده هايي چون: امام زاده عبدالله، امام زاده پنجه خل، امام زاده بي بي حكيمه، امام زاده شاه عباس، امام زاده سيد محمد، بقعه امام زاده حسن، بقعه امام زاده قاسم، بقعه امام زاده پهلوان، بقعه امام زاده چله خان و بقعه خضر تنها بخشي از مکان هاي تاريخي اين استان را تشکيل مي دهند که در قسمت هاي مختلف استان پراکنده شده اند. استان کهگيلويه و بوير احمد با مردمي مهربان و ميهمان دوست همراه با طبيعت و بناهاي جذاب خود؛ همواره چشم انتظار گردشگران و دوست داران طبيعت بکر و زيباست.    

صنايع و معادن - استان کهگیلویه و بویراحمد: 

صنايع استان کهگيلويه و بوير احمد به دو دسته صنايع دستي و صنايع کارخانه اي تقسيم مي شوند. صنايع دستي اين استان شامل: فرش بافي سنتي، ‌بافت انواع گليم، جاجيم، گبه، خورجين، سياه چادر، نمد و محصولاتي نظاير آن است كه بافت آن‎ها در اغلب خانه‎ها و در بيش تر مناطق روستايي و عشايري رواج دارد. با وجود ذخاير غني نفت، گاز و پراكنده گي ساير منابع معدني دراستان كهگيلويه و بويراحمد، فعاليت‎هاي صنعتي و معدني در‎اين استان، نسبت به ديگر مناطق كشور، رشد نيافته رونق چنداني ندارد. علاوه بر صنايع استخراج نفت در گچساران و كارخانه قند ياسوج، بقيه كارگاه‎هاي صنايع دستي و توليدي تازه تأسيس شده‎اند و در زمينه‎هاي صنايع غذايي، فلزي، نساجي و چرم، چوب و سلولزي، شيميايي و دارويي و صنايع ساختماني فعاليت مي‎كنند. با وجود اين ميزان فعاليت‎هاي صنعتي و معدني نسبت به فعاليت‎هاي بخش كشاورزي و خدمات بسيار كم است. معادن مهم استان كهگيلويه و بويراحمد به شرح زير است:

- معادن بوكسيت در روستاي سرفارياب دهدشت.

- معدن مس در روستاي خزنگاه بويراحمد.

- ذخاير فسفات در روستاي جان قلي ( تيام ) در منطقه سرفارياب

- دخاير گوگرد در روستاي نزاع عليا گچساران

- معادن سنگ‎هاي ساختماني در اكثر مناطق استان.

- معادن گچ در بيش تر مناطق استان.

علاوه بر معادن بالا، معادن ديگري از جمله شن و ماسه، خاک رس، سنگ آهك و سنگ نما نيز كه در مناطق مختلف استان پراكنده هستند مي‎توان نام برد. از اكثر‎اين معادن در فعاليت‎هاي ساختماني و راهسازي و توليد آجر و موزائيك استفاده مي‎شود.  

کشاورزی و دام داری - استان کهگیلویه و بویراحمد: 

مهم ترين ركن فعاليت اقتصادي مردم استان کهگيلويه و بويراحمد را دام پروري تشكيل مي‎دهد كه از ديرباز دراين منطقه رواج داشته است. دام پروري دراين استان به دو روش متحرک و ساكن وجود دارد كه نوع متحرک آن توسط عشاير كوچنده استان و به تبعيت از شرايط آب و هوايي و تغييرات فصلي، براي دسترسي به مراتع و علوفه مورد نياز، به صورت ييلاق و قشلاق انجام مي‎گيرد. علاوه بر دام پروري به شيوه‎هاي سنتي و بومي، درسال‎هاي اخير؛ تعدادي دام داري صنعتي، ‌متشكل ازگاوداري و پرواربندي گوسفند نيز به صورت پراكنده در سطح استان رواج يافته است. استان كهگيلويه و بويراحمد به سبب طبيعت مساعد، به ويژه تنوع گياهان جنگلي و وجود آب و هواي مساعد، شرايط مناسبي براي پرورش زنبورعسل دارد. علاوه بر رواج زنبورداري سنتي در مناطق روستايي، گسترش كندوهاي زنبورعسل به شيوه نوين درسال‎هاي اخير، باعث افزايش درآمد كشاورزان و زنبورداران شده است. مرغ داري صنعتي نيز در سال‎هاي اخير گسترش يافته و بخشي از نيازمندي‎هاي اهالي شهرنشين استان را تأمين مي‎كند. بعد از دام داري، ‌كشاورزي مهم ترين فعاليت اقتصادي ساكنان ‎اين استان را تشكيل مي‎دهد. به علت طبيعت خاص اين منطقه و وجود زمين هاي كوهستاني و تپه ماهوري، كشاورزي آن بيش تربه صورت ديم به ويژه كشت گندم صورت مي‎گيرد. علاوه بر كشت گندم و جو كه به صورت ديم و آبي در بيش تر مناطق استان رايج است، كشت برنج نيز درمناطق گرم و معتدل استان كه منابع آب كافي دارند، معمول است. محصولات مهم كشاورزي در ‎اين استان؛ غلات، حبوبات، نباتات علوفه‎اي، ذرت و صيفي جات است كه كشت آن‎ها در مناطق مختلف استان رواج دارد. موقعيت طبيعي مرتفع، به ويژه كمبود زمين‎هاي مسطح در مناطق خاور و شمال خاوري استان، باعث شده است كه باغ داري در دره‎هاي كوهستاني و بر روي ارتفاعات ناهموار و پرآب اين مناطق رواج يابد. درسايرمناطق مستعد استان نيز غرس انواع درختان، از جمله سيب، انگور، گردو و مركبات رونق يافته است. در ‎اين ميان توليد سيب، انار، خرما و انواع مركبات در مناطق كهگيلويه، گچساران و چرام اهميت بيش تري يافته است.   

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - کهگیلویه و بویراحمد:

كهگيلويه از سه كلمه «كوه»، «گيل» و «اويه» تركيب يافته است. از آن جا كه كلمه «او» پسوند مالكيت است، بنابراين معناي اين نام «منطقه كوهستاني گيل» است.

استرابون – جغرافي‎دان مشهور يونان باستان – كهگيلويه را بخشي از خاك اوكسي‎ها

( نام هخامنشي خوزستان ) مي‎داند. در دوره ساسانيان، قباد ساساني ارگان ( ارجان ) را در قسمت دشتي آن بنا نهاد كه «قباد خوره» ناميده مي‎شد. مناطق كوهستاني آن را نيز «رم زميگان » مي‎ناميدند. در دوران بعد از اسلام «قباد خوره» به نام شهرحاكم نشين آن ولايت ارگان ( ارجان )، و مناطق كوهستاني آن«رم زمينگان» به كهگيلويه شهرت يافت. در قرن‎هاي بعد كه شهر ارگان ويران شد افشارها و لرها سراسر آن را تصرف كردند، تمامي ‎اين خطه كهگيلويه و قسمت كوهستاني آن «پشت كوه» و سمت دشتي آن «زيركوه» ناميده شدند. استان كهگيلويه و بوير احمد در گذشته‎اي نه چندان دور جزو يكي از بلوک‎هاي مملكت فارس و شامل دو قسمت شمال خاوري - كه آن را سردسير و كوهستاني و پشت كوه - و قسمت جنوبي و باختر- كه آن را نره كوه و بهبهان مي‎ناميدند- بوده است. كهگيلويه در زمان‎هاي قديم، جزو لرستان بزرگ به شمار مي آمده است.  

مشخصات جغرافيايي - کهگیلویه و بویراحمد: 

استان كهگيلويه و بوير احمد در جنوب باختري ‎ايران، بين 30 درجه و 9 دقيقه تا 31 درجه و 32 دقيقه پهناي شمالي و 49 درجه و 57 دقيقه تا 50 درجه و 42 دقيقه درازاي خاوري واقع شده است. اين استان از شمال با استان چهار محال و بختياري، از جنوب با استان‎هاي فارس و بوشهر، از خاوربا استان‎هاي اصفهان و فارس و از باختر با استان خوزستان همسايه است. قله دنا با 4409 متر و ليشتر با 500 متر ارتفاع از سطح دريا به ترتيب بلندترين و پست ترين ناحيه استان هستند. كهگيلويه و بويراحمد از نظر آب و هوا به دو قسمت سردسيري و گرمسيري تقسيم مي شود. قسمت گرمسيري منطقه اي پست با ارتفاع متوسط حدود 900 متر از سطح دريا و قسمت سردسير منطقه اي مرتفع با ارتفاع متوسطي در حدود 2100 متر از سطح دريا است. استان كهگيلويه و بوير احمد به دو قسمت كهگيلويه و بويراحمد تقسيم شده است كه نيمي ‎از ايلات در منطقه كهگيلويه و نيمي ‎ديگر در منطقه بوير احمد زندگي مي كنند. ايلات مختلف استان درطول سال به ييلاق و قشلاق پرداخته و درجريان كوچ؛ جلوه‎هاي ويژه‎اي از زندگي عشاير و كوچ نشين را به نمايش مي‎گذارند. در سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين استان 540812 نفر برآورد شده است.

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان كهگيلويه و بوير احمد 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

ياسوج

دنا

ياسوج - دنا

تنگ گنجه اي- آبشار تون- درياچه كوه گل- چشمه ميشي- دشتك- قلل دنا- گردنه بيژن- آبشار بن رود

2

ياسوج

گچساران

ياسوج - گچساران

آبشتار تنگ تامرادي- گردنه مورگاه- گالونگ- گردنه شلالدون- باغ فردوس- پل مريم

3

ياسوج

دهدشت

ياسوج - دهدشت

چشمه بلقيس- آبشار ياسوج- سدكوثر- قلعه چرام- شهر تاريخي دهدشت

4

گچساران

دهدشت

گچساران - دهدشت

روستاي مارين- آتشكده خيرآباد- سدمارو

5

ياسوج

لوداب

ياسوج - لودآب

رود بشار- پل باستاني پاتاوه- آبشار بهرام بيگي- شهر باستاني زي زي(لوداب)- چهل چشمه مارگون- درياچه هاي زيلايي- شهنيز- دره سرد

6

ياسوج

كاكان

ياسوج - كاكان

تنگ مهريان- پيست اسكي- آبشار مارگون- باغات كاكان- چشمه نمك- آب نهر

7

ياسوج

سپيدان

ياسوج - سپيدان

تنگ سرخ- باغات گنج گان- منطقه بهشت گمشده(خرم ناز)

8

ياسوج

سي سخت

ياسوج - سي سخت

47 قلعه بيش از 4000 متر مربع- گونه هاي گياهي و جانوري كوه دنا- تونل هاي برفي- غار يخي

استان کرمانشاه

استان کرمانشاه: 

مرکـــــز : کرمانشاه  

موقعیت : غرب ایران 

مجاورت : شمال: استان کردستان   جنوب:استانهای لرستان و ایلام  شرقاستان همدان ه   غرب: کشور عراق

آب و هوا: دارای چهار فصل در یک زمان است برای نمونه قصرشیرین دارای آب و هوای گرم و سنقر و پاوه دارای آب و هوای سرد و کرمانشاه دارای آب و هوای معتدل هستند. ارتفاع  متوسط :   322/1   M  دما: 14 º c             

وسعــــت:  24434 کیلومتر مربع

جمعـیــت:  بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۱۸۷۹۳۸۵ نفر

تقسیمات: 11 شهرستان، 19 شهر، 24 بخش، 83 دهستان و 2793 آبادی درسال75  

شهرستانها: اسلام آباد غرب - پاوه یا اورامانات - جوانرود - سرپل ذهاب - سنقر - صحنه - قصرشیرین - کرمانشاه/مرکز استان - کنگاور - گیلان غرب - هرسین

موقعيت جغرافيايي – استان کرمانشاه:  

استان‌ كرمانشاه‌ با مساحتي‌ معادل 24434 كيلومتر مربع‌ در غرب‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ است‌. براساس ‌آخرين‌ تقسيمات‌ اداري‌ و كشوري‌ در سال‌ 1385، شهرستان‌هاي‌ استان‌ كرمانشاه‌ عبارتند از: اسلام‌ آباد غرب‌ ، پاوه ‌، جوانرود ، سرپل‌ ذهاب ‌، سنقر، صحنه‌ ، قصرشيرين‌ ، كرمانشاه ‌، كنگاور، گيلان‌ غرب‌ و هرسين‌. اين‌ استان‌ ازشمال‌ به‌ استان‌ كردستان ‌، از جنوب‌ به‌ استان‌هاي‌ لرستان‌ و ايلام‌ ، از شرق‌ به‌ استان‌ همدان‌ و از غرب‌ به‌ كشورعراق‌ محدود شده‌ است. ‌استان‌ كرمانشاه‌ در سال‌ 1385، حدود 1879385 نفر جمعيّت‌ داشت‌ كه‌ از اين‌ تعداد 1255319 نفردرنقاط‌ شهري‌ و 618718 نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌ و 5348‌ نفرغير ساكن‌ بودند. استان‌ كرمانشاه‌ مابين‌ فلات ‌ايران‌ و جلگه‌ بين‌ النهرين‌ در يك‌ ناحيه‌ كوهستاني‌ قرار دارد و سراسر آن‌ را قلل‌ و ارتفاعات‌ سلسله‌ جبال‌ زاگرس ‌فراگرفته‌ است‌. در بخش‌هايي‌ از دامنه‌هاي‌ كم‌شيب‌ و گسترده‌ اين‌ كوهستان‌ زمين‌هاي‌ كم‌ ارتفاع‌ و جلگه‌هاي ‌آبرفتي‌ به‌ وجود آمده‌ است‌. 

آب و هوا  - استان کرمانشاه: 

استان‌ كرمانشاه‌ در معرض‌ جبهه‌هاي‌ مرطوب‌ مديترانه‌اي‌ قرار دارد كه‌ در برخورد با هواي‌ سرد ارتفاعات‌ زاگرس‌ ، به‌ برف‌ و باران‌ تبديل‌ مي‌شوند. در استان‌ كرمانشاه‌ چهار اقليم‌ متفاوت‌ قابل‌ تشخيص‌ است. 

‌اوّل‌: (زمستان‌ ملايم‌ و تابستان‌ گرم‌ و خشك‌) كه‌ شهرستان‌هاي‌ قصرشيرين ‌، سرپل‌ ذهاب‌ و دهستان‌ ازگله‌ درجنوب‌ غربي‌ جوانرود را شامل‌ مي‌شود.  

دوّم‌: (زمستان‌ و تابستان‌ خنك)  كه‌ شهرستان‌هاي‌ پاوه‌ و جوانرود و بخش‌ كرند از توابع‌ شهرستان‌ اسلام‌آباد غرب‌ را دربر مي‌گيرد.  

سوم‌: اقليم‌ (نيمه‌ خشك‌ و استپي‌ خنك) كه ‌شهرستان‌هاي‌ سنقر و دهستان‌ پشت‌ دربند از توابع‌ شهرستان‌ كرمانشاه‌ را در بر مي‌گيرد.  

چهارم‌: اقليم‌ (نيمه‌ خشك‌ و استپي‌ گرم‌) كه‌ شهرستان‌هاي‌ كنگاور، صحنه‌ و هرسين‌ را شامل‌ مي‌شود. به‌ طور كلي‌ استان‌ كرمانشاه‌ از نظر آب ‌و هوايي‌ به‌ دو منطقه‌ گرمسير (غرب‌) و سردسير در ساير نواحي‌ تقسيم‌ مي‌شود    

بادهاي‌ مهّم‌ استان‌ كرمانشاه‌ عبارتند از: 

(بادهاي‌ غربي‌) كه‌ رطوبت‌ نسبي‌ اقيانوس‌ اطلس‌ و مديترانه‌ را به‌ قلمرو اين‌ استان‌ منتقل‌ مي‌كند و موجب‌ بارندگي‌ مي‌شود. اين‌ باد بيشتر در فصل‌هاي‌ زمستان‌ و بهار مي‌وزد. (بادهاي‌ شمال‌) كه‌ در فصل‌ تابستان‌ مي‌وزند و در اعتدال‌ آب‌ و هواي‌ بخشي‌ از استان‌ و كاهش‌ گرماي‌ آن‌ مؤثراند و (باد سام‌ يا سموم‌) كه‌ تنها در منطقه‌ نوار مرزي‌ مي‌وزد و هواي‌ آن‌ را در تابستان‌ها بسيار گرم‌ و غير قابل‌ تحمل ‌مي‌سازد و زيان‌هاي‌ بسياري‌ به‌ بار مي‌آورد. 

تاريخ و فرهنگ – استان کرمانشاه: 

اقوام‌ مهاجر (گوتي‌ يا كاسي‌) در هزاره‌ سوم‌ و چهارم‌ قبل‌ از ميلاد در كوهساران‌ زاگرس‌ سكونت‌ داشتند و سرانجام‌ بين‌ النهرين‌ را تصرف‌ كردند. به‌ استناد كتيبه‌هاي‌ بابل ، آشور و عيلام ‌، طوايفي‌ به‌ نام‌هاي ‌لولوبي‌ ، گوتي ‌، فايري ‌، آمودا و پارسِوا نيز در دامنه‌هاي‌ زاگرس‌ ساكن‌ بوده‌اند. لولوبي‌ها يا لولوها اجداد لرها محسوب‌ مي‌شوند و در زمان‌هاي‌ گذشته‌ در ذهاب ‌، شهرزور و سليمانيه‌ زندگي‌ مي‌كرده‌اند. براي‌ نخستين‌ بار نام‌ ماد به‌ صورت‌ (آماده‌اي‌) در حملات‌ آشوريان‌ به‌ نواحي‌ كردستان‌ فعلي‌ ذكرگرديده‌ است‌. بنابراين‌ مي‌توان‌ دريافت‌ كه‌ از هزار سال‌ قبل‌ از ميلاد قوم‌ ماد در دامنه‌هاي‌ زاگرس‌ سكونت‌ داشته‌ است‌. غير از مادها ، دو طايفه‌ ديگر به‌ نام‌ پارس‌ها و كردها نيز در شمار ساكنان‌ دامنه‌هاي‌ زاگرس‌ ذكر شده‌ است‌. ساخت‌ شهر كرمانشاه‌ به‌ بهرام‌ ، شاه‌ ساساني‌ منسوب‌ است‌ كه‌ در روزگار پدر فرمانروايي‌ ايالت‌ كرمان‌ را داشت‌ و بدين‌ جهت‌ به‌ (كرمانشاه‌) لقب‌ يافته‌ بود. كرمانشاه‌ پس‌ از شكست‌ ايرانيان‌ در نهاوند به‌ تصرف‌ عرب‌ها درآمد. درقرن‌ چهارم‌ هجري‌ قمري‌ سلسله‌ كوچكي‌ از اكراد به‌ نام‌ حسنويه‌ در ولايت‌ غرب‌ استقلال‌ يافتند. مؤسس‌ اين‌سلسله ‌، نزديك‌ 50 سال‌ حكمفرمايي‌ كرد و قلعه‌ بزرگ‌ سرماج‌ را در مجاورت‌ دينور به‌ عنوان‌ مقر و محل‌ دفاين‌ و نفايس‌ خود قرار داد. در سال‌ 441 هجري قمري سلطان‌ طغرل‌ سلجوقي‌ صد هزار سپاهي‌ به‌ تسخير قلعه‌ سرماج‌ فرستاد و پس‌ از 4 سال‌ آن‌ را تسخير كرد. در دوره‌ سلجوقيان ‌، كرمانشاه‌ شهري‌ آباد بود و خليفه‌ عباسي‌ براي‌ مقابله‌ با مسعود سلجوقي‌ بدين‌ شهر لشكر كشيد. 

در دوره‌ مغول‌ و در حمله‌ هلاكو به‌ بغداد ، اين‌ شهر آسيب‌ فراوان‌ ديد. اين‌ منطقه‌ در دوره‌ تيموريان ‌، در شمار بلاد همدان‌ به‌ شمار مي‌آمد و در قرون‌ نهم‌ و دهم‌ هجري قمري ‌، بارها مورد تهاجم‌ عثماني‌ها قرار گرفت‌. به‌ گفته‌ سياحان‌ خارجي‌ ، در روزگار صفويه ‌، كرمانشاه‌ شهري‌ پرنعمت‌ و آباد بود وكاروانسراها و پل‌هاي‌ متعدد داشت‌. خاصه‌ آن‌ كه‌ به‌ علّت‌ علاقه‌ شديد صفويه‌ به‌ اماكن‌ متبركه‌ و اهميّت‌ ارتباطي ‌آن‌ با كربلا و نجف‌ ، اين‌ شهر رونق‌ فراوان‌ يافت‌. در زمان‌ حكومت‌ نادر ، قلعه‌ قديمي‌ شهر ويران‌ و قلعه‌اي‌ ديگرساخته‌ شد. كريمخان‌ زند ، كرمانشاه‌ را تصرف‌ كرد و بالاخره‌ كرمانشاه‌ در عهد قاجار مركز ولايات‌ غرب‌ و والي‌ نشين‌ شد. محمّد علي‌ ميرزاي‌ دولتشاه ‌، فرزند فتحعليشاه‌ ، براي‌ مقابله‌ با عثمانيها در شهر كرمانشاه‌ استقرار گرفت‌. مردم‌ استان‌ كرمانشاه‌ همانند ديگر شهرهاي‌ ايران‌ ، در جنبش‌ مشروطيت ‌، نقش‌ فعالي‌ داشتند. 

كرمانشاه‌ درجنگهاي‌ جهاني‌ اوّل‌ و دوم‌ به‌ تصرف‌ قواي‌ بيگانه‌ درآمد. كرمانشاه‌ امروزي‌ استاني‌ آباد است‌ و مركز آن‌ شهركرمانشاه‌ مي‌باشد. استان‌ كرمانشاه‌ از مناطق‌ كردنشين‌ سرزمين‌ ايران‌ است‌. زبان‌ كردي‌ از خويشاوندان‌ نسبي‌ زبان‌ فارسي‌ است‌ و مشابهت‌هاي‌ فراوان‌ با قواعد دستوري‌ و ديگر خصوصيات‌ زبان‌ فارسي‌ دارد. زبان‌ كردي‌ گويش‌هاي‌ متفاوتي ‌دارد كه‌ از مهّمترين‌ آن‌ها مي‌توان‌ به‌ گويش‌هاي‌ كلهري ‌، اورامي ‌، سوراني‌ (جافي‌) ، لكي‌ و گويش‌ فارسي‌ اشاره‌ كرد. نژاد مردم‌ استان‌ كرمانشاه‌ آريايي‌ است‌. بر بستر خصوصيات‌ قومي ‌، نژادي ‌، زباني‌ و باورهاي‌ مذهبي‌ مردم ‌كرمانشاه‌ نظام‌ فرهنگي‌ مردم‌ استان‌ شكل‌ گرفته‌ و شاعران‌ و نويسندگان‌ مشهوري‌ از آن‌ برخواسته‌اند. 

صنايع دستي و سوغاتي ها – استان کرمانشاه:   

كرمانشاه‌ از دير باز يكي‌ از: مركز صنايع‌ دستي‌ ايران‌ بوده‌ است‌ اهم‌ صنايع‌ دستي ‌سوغاتي‌هاي‌ استان‌ كه‌ عمدتاً توسط‌ عشاير روستائيان‌ توليد مي‌شود، عبارتند از: قالي ‌، گليم‌ و جاجيم‌ ، جولاريسي ‌، موج ‌، چيغ ‌، وسايل‌ سنتي‌ آشپزخانه‌ و لوازم‌ چوبي‌ ، گيوه‌ و كفش‌ ، قلمزني ‌، حكاكي ‌، شيشه‌ گري ‌، حجاري ‌، فلز كاري ‌، نمد مالي ‌، چرم‌ سازي‌ و شيريني‌ كاك‌. 

غذاهاي محلي – استان کرمانشاه:   

در مناطق‌ شهري‌ ، روستايي‌ و در بين‌ عشاير استان‌ كرمانشاه‌ انواع‌ مختلفي‌ از غذاهاي‌ محلي‌ تهيّه ‌مي‌گردد كه‌ از آن‌ جمله‌ مي‌توان‌ به‌ انواع‌ آش‌ (آش‌ عباسعلي ‌، آشواسَلي‌ و آش‌ ماست‌) ، كوفته‌ برنجي‌ ، خام‌ كو (تپله‌) ، شامي‌ كباب ‌، شيرداغ ‌، شير برنج‌ ، زرد آلورون ‌، تماتاو، شي‌ريه‌ژ، كشكك ‌، چنگال ‌، خورشت‌ خلال‌ بادام ‌، حليم‌گوشت‌ ، قورمه ‌، دوغ‌ محلي ‌، نان‌ ساحن ‌، خوراك‌ گوجه ‌فرنگي ‌، خوراك‌دل‌ و جگر و ده‌ها نوع‌ خورشت‌ و چاشت‌ ديگراشاره‌ نمود.

رقص و موسيقي محلي – استان کرمانشاه:   

موسيقي‌ كردي‌ ، ابتدا منحصراً رزمي‌ و حماسي‌ بوده‌ است‌. بيت‌ خوان‌ها قديمي‌ترين‌ نواسازان‌ كردستان‌ غالباً بي‌ سواد بوده‌اند كه‌ از قرن‌ها پيش‌ تاكنون‌ داستان‌هاي‌ پهلواني‌ و رزمي‌ را به‌ شعر و تصنيف‌ تبديل‌ مي‌كرده‌ و با دهل‌ و سرنا مي‌نواخته‌اند. بعدها نواها ، ريتم‌ها و آهنگ‌هاي‌ بزمي‌ نيز وارد موسيقي‌ كردي‌ شده‌ است‌. انواع‌ سازهاي‌ كردي‌ در كرمانشاه‌ عبارتند از:  

*دهل ‌، سرنا و دوني‌: ‌ سازهايي‌ هستند که معمولاً در مراسم‌ عروسي‌ و عزا به‌ كار مي‌روند. صداي‌ اين‌ سازها هم‌ رقصنده‌ها را رهبري‌ مي‌كند و هم‌ در مراسم‌ سوگواري‌ مشهور (چمري‌) نواخته‌ مي‌شود. نوازندگان‌ عموماً كولي‌ها هستند كه‌ به‌ (قره‌چي‌) و (خراط‌) نيزمعروفند. 

*طبل ‌، شمشال‌ (بلور) و دف‌: نيز كه‌ توسط‌ كولي‌ها ساخته‌ مي‌شود. در مردم‌ حماسي‌ (رزمي‌) عرفاني‌ و طبي‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرند. امروز در هر روستاي‌ كردنشين‌ ايران‌ دست‌ كم‌ يك‌ گروه‌ موسيقي‌ وجود دارد. نوازنده‌ها و خواننده‌هاي‌ منطقه‌ ، تنها در صورتي‌ مي‌خوانند و مي‌نوازند كه‌ بتوانند (جذبه‌ روحاني‌) را درشنونده‌هاي‌ خود ايجاد كنند. تنبور نيز سازي‌ مقدس‌ است‌ كه‌ شايد هزاره‌هاي‌ عمر خود را پشت‌ سر گذاشته ‌است‌. نواختن‌ اين‌ ساز در بين‌ علويان‌ كوهپايه‌هاي‌ زاگرس‌ عموميت‌ دارد و بزرگان‌ و مراشد اين‌ نواحي ‌، كلاً از آن‌ آگاهي‌ دارند. رقص‌ كردي‌ تمرين‌ آميخته‌ به‌ تفريح‌ هست‌. در تمام‌ ريتم‌هاي‌ رقص‌ كردي‌ حالتي‌ از هم‌ داستاني‌ ويگانگي‌ و بدن‌ سازي‌ وجود دارد. در بيشتر رقص‌هاي‌ كردي ‌، دسته‌هاي‌ رقصندگان‌ در هم‌ گره‌ مي‌خورد و گام‌ آنها همواره‌ در يك‌ مسير حركت‌ مي‌كند و چنان‌ متوازي‌ است‌ كه‌ به‌ رژه‌ نظامي‌ شبيه‌ است‌. رقص‌هاي‌ معروف‌ كردي‌عبارتند از: گريانه‌ ، برودوا ، چپي‌ ، سه‌ پَرسه‌جار سه‌پا و فتَاح‌پاشايي‌.

مسافرت و اقامت – استان کرمانشاه:  

اكثر شهرهاي‌ استان‌ كرمانشاه‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي‌ ، مخابرات‌ و خدمات‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند و مردم‌ آن‌ با صنعت‌ جهانگردي‌ آشنايي‌ دارند. كرمانشاه‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ دارد. سفر در شهرهاي‌ استان‌ بسيار سهل‌ و آسان‌ است ‌، فرودگاه‌ بين‌ المللي‌ كرمانشاه‌ و مرز خسروي‌ دو مركز عمده‌ ورود و خروج‌ مسافرخارجي‌ است. 

مکان های دیدنی و تاریخی - استان کرمانشاه: 

استان کرمانشاه داراي مکان هاي تاريخي و ديدني بسياري است که شامل جاذبه هاي طبيعي و تاريخي متعدد مي شوند. استان چشمه ها، سراب ها و غارهاي متعدد چون: چشمه آب گرم، تنگ حمام، چشمه عبدي، چشمه هندي آباد، چشمه صيفور، سراب نيلوفر، سراب ياوري، سراب طاق روسان، سراب هاي خفر، سراب نوژي وران، سراب قنبر، غار شهربانو، غار هاي عسل، مرد و زان و غار انار در ارتفاعات بيستون، غار قوري قلعه در جنگل هاي اورامانات، غاركاوات، غارپروا، غارآسنگران، غارتايله نو، غاررتيل، غار كليسا، غار ميراوي، غار نوروزخان، غار جوجو، غار حاجي، غارهاي آوه زا و كبوتر، غار سيد شهاب و.... را در خود جاي داده است که هر يک از آن ها از جذابيت هاي خاص خود برخوردار است.

مکان هاي تاريخي و باستاني نيز از ديگر جاذبه هاي استان کرمانشاه به شمار مي رود که آتشكده چهارقاپو، بقعه امام زاده هاي متعدد، مسجد هاي بزرگ و با ارزش معماري چون مسجد جامع، قلعه هاي قديمي و متعدد چون قلعه بيستون، قلعه هژبر، قلعه مروان، قلعه شاهين، قلعه گه، قلعه خاموش، قلعه بزه رود، قلعه ساري اصلان، قلعه هرسين، قلعه منيژه، قلعه گبري، قلعه ژيان و زيارتگاه هايي چون: زيارتگاه شوقي علمي، زيارتگاه تخت تيمور، شاه زاده محمد ابراهيم، شهرهاي باستاني و قديمي چون شهر چمچال، کاروان سراهاي متعدد به همراه کم نظيرترين کتيبه ها و نقش هاي باستاني تنها بخشي از اين ديدني ها را تشکيل مي دهند که در نقاط مختلف استان پراکنده شده اند و گردشگرا ن را به سوي خود مي خوانند. 

صنايع و معادن - استان کرمانشاه: 

صنايع استان نيز به دو گروه صنايع دستي و ماشيني تقسيم مي شود . كرمانشاه از ديرباز به سبب موقعيت خاص جغرافيايي و نيازاهالي به لوازم و مواد اوليه زيستي مركز صنايع دستي بوده است و در بين مردم بومي افراد مستعد و ماهر در هر رشته پرورش يافته اند. از سوي ديگر شيوه معيشت عشايري استان زمينه هاي مساعدي را جهت گسترش صنايع دستي فراهم نموده است صنايع دستي اين استان مشتمل بر قالي، گليم، جاجيم و انواع گيوه است. بزرگ ترين صنعت كارخانه اي استان كرمانشاه تصفيه خانه نفت است كه كارخانه آن در كنار رود قره سو ساخته شده است. قديمي ترين كارخانه صنايع غذايي استان کرمانشاه، كارخانه قند اسلام آباد است. عمده ترين معادن اين استان نيز عبارتند از: آهن، سرب، گوگرد، آلوميت، كوارتزيت و …  

کشاورزی و دام داری - استان کرمانشاه: 

در استان كرمانشاه به علت شرايط آب و هوايي مناسب محصولات كشاورزي متعددي از قبيل : گندم، جو، چغندر قند، برنج، صيفي، سبزي و ميوه هايي چون : گردو، بادام، انار، سيب، مركبات و خرما توليد مي شود . ازآن جا که بيش تر ساكنين اين استان از گذشته هاي دورزندگي كوچ نشيني توأم با معيشتي بر اساس دام داري داشته اند، اين استان از مناطق عمده ايران در امر دام پروري به شمار مي آيد. هم چنين مرغ داري، زنبورداري و صيد ماهي نيز در کنار کشاورزي و دام داري رايج اسا و معمولاً گوشت مرغ و ماهي و عسل مورد نياز مردم در استان توليد مي شود.    

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان کرمانشاه:

نام كرمانشاه به بهرام شاه ساساني منسوب است كه در روزگار پدرش، فرمان روايي ايالات كرمان را داشت و بدين جهت به كرمانشاه لقب يافت. محدوده استان كرمانشاه، از هزاره هاي قبل از ميلاد؛ محل سکونت اقوام مختلف بوده است. درآثار سارگن – شاه اكو كه از سال 2048 تا 2030 قبل از ميلاد بر جنوب بين النهرين فرمان رانده از مردم زاگرس به عنوان « آريزان يا نخسي » ياد شده است. به استناد كتيبه هاي بابل، آشور و عيلام ساكنان دامنه هاي زاگرس طوايفي به نام هاي لولوبي، گوشي، هانائي، فايري، آموا و پارسوا بوده اند. در خصوص اصل و نژاد اين طوايف، نظرات متضادي ابراز شده است. طوايف آمادا و پارسوا آريايي و طوايف گوتي و كاسي نيز به احتمال زياد آريايي بوده اند، اما در آريايي بودن لولوبي ها و مانايي ها ترديد وجود دارد. لولوبي ها يا لولوها اجداد لرها، در گذشته دور در ذهاب كرمانشاه، شهر باستاني زور و سليمانيه زندگي مي كرده اند .

نام ماد براي نخستين بار به صورت « آماده اي » در جملات آشوريان به نواحي كردستان فعلي اتلاق شده است. بنابراين مي توان دريافت كه از هزار سال قبل از ميلاد قوم ماد در دامنه هاي زاگرس سكونت داشته اند. در روزگار ساسانيان، نواحي غرب و مخصوصا كرمانشاه مورد توجه شهرياران ساساني بوده و به علت نزديكي با تيسفون ( پايتخت ) ايام تابستان ( ييلاق ) را در آن مي گذرانده اند. قباد اول و خسرو اول ( انوشيروان ) ساساني نيز به اين ناحيه توجهي خاص داشته اند. در اخبار مورخان اسلامي به كرات آمده است كه خسرو اول انوشيروان در نواحي طاق بستان، قصرهايي ساخته كه در آن ها از بزرگان چيني، هندي، و قيصر روم و ديگر حكم رانان پذيرايي مي كرده است. خسرو دوم ملقب به پرويز نيز در اين منطقه باغ هاي زيبا ساخته بود كه درآن قصرها و عمارت هاي باشكوه وجود داشته است. عمران و آباداني جدي و پيوسته اين ناحيه وبه ويژه شهر كرمانشاه از دوران قاجار آغاز شده است. اين منطقه هم اکنون يکي از مناطق آباد، آرام و باصفاي ايران است که يادگارهاي بسيار زيادي از تاريخ گذشته را در خود جاي داده است.  

مشخصات جغرافيايي - استان کرمانشاه: 

استان كرمانشاه درميانه ضلع باختري ايران بين 33 درجه و 36 دقيقه تا 35 درجه و 15 دقيقه پهناي شمالي و 45 و 24 دقيقه تا 48 درجه و 30 دقيقه درازاي خاوري از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. اين استان از شمال به استان كردستان از جنوب به استان هاي لرستان و ايلام از خاور به استان هاي همدان و از باختر به كشورعراق محدود شده است. استان كرمانشاه ناحيه اي كوهستاني است كه مابين فلات ايران و جلگه بين النهرين قرار گرفته و سراسر آن را قله ها و ارتفاعات رشته کوه هاي زاگرس پوشانده است. استان كرمانشاه در معرض جبهه هاي مرطوب مديترانه اي قرار دارد كه در برخورد با ارتفاعات زاگرس، موجبات ريزش برف و باران را فراهم مي سازد. راه هاي دسترسي به اين استان عبارتند از:

- مسير تهران – خسروي كه از كرمانشاه عبور مي كند.

- مسير جلفا – بندر امام به طول 1421 كيلومتر كه در 744 كيلومتري از كرمانشاه عبور مي كند.

- مسير تهران – سنندج كه در فاصله 520 كيلومتري از كرمانشاه عبور مي كند.  

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان كرمانشاه 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

كرمانشاه

پاوه

كرمانشاه - پاوه

طاق بستان- سراب نيلوفر- بازارچه جوانرود- غار قوري قلعه- چشم انداز روستاي شمشير-پارك پياسه پاوه- چشمه بل- روستاي هجيج

2

كرمانشاه

قصرشيرين

كرمانشاه - قصرشيرين

طاق بستان- نمايشگاه يادمان دفاع مقدس(تنگه مرصاد)- كاروانسراي ماهيدشت- تپه چغاگاوانه- طاق گرا و زيج منيژه- رودخانه اروند- نخلستان قصر شيرين- كاخ خسرو چهارقاپي(آتشكده)- آبشار ريجاب- بايادگار- ابودجانه- مسجد عبدالله بن عمر- طاق گرا- دكان داوود- صنايع دستي كرند

3

كرمانشاه

كنگاور

كرمانشاه – صحنه - كنگاور

طاق بستان- معبد آناهيتاي كنگاور- دربند صحنه- اتاق شيرين و فرهاد -كتيبه بيستون- نقوش پارتي هيستقرات و گودرز- مجسمه هركول- سنگ بلاش- كاخ ساساني- فرهاد تراش- كاروانسراي صفوي- پل خسرو

استان کرمان

استان کرمان:

موقعیت : جنوب شرقی ایران

مجاورت : شمال: استانهای خراسان و یزد   جنوب: استان هرمزگان  شرق:استان سیستان و بلوچستان   غرب: استان فارس 

آب و هوا: ارتفاعات‌ و پستي‌ و بلندي‌هاي‌ استان ‌، شرايط‌ اقليمي‌ ويژه‌ ، آب‌ و هواي‌ متفاوتي‌ را در نواحي‌ مختلف ‌استان‌ بوجود آورده‌اند. ارتفاع متوسط:    754/1   M    دما: 5/15 º c

وسعــــت:  175069 کیلومتر مربع

جمعـیــت:  بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 2652413 نفر

تقسیمات:  ۱۱ شهرستان، ۷ شهر و ۳۱ بخش  

شهرستانها: بافت - بردسیر - بم - جیرفت - راور - رفسنجان - زرند - سیرجان - شهر بابک - کرمان/مرکز استان - کهنوج 

موقعيت جغرافيايي – استان کرمان: 

استان‌ كرمان‌ با 175069 كيلومتر مربع‌ وسعت‌ در جنوب‌ شرقي‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ است‌. اين‌ استان‌ بعد ازخراسان‌ دومين‌ استان‌ پهناور كشور است‌ و حدود 11 درصد از خاك‌ ايران‌ را در برگرفته‌ است‌. شهرهاي‌ مهم ‌استان‌ كرمان‌ عبارتند از: بافت ‌، بردسير، بم‌ ، جيرفت ‌، رفسنجان ‌، زرند ، سيرجان ‌، شهربابك ‌، كرمان‌ و كهنوج. 

استان ‌كرمان‌ در سال‌ 1385 حدود 2652413 نفر جمعيت‌ داشت‌ كه‌ از اين‌ تعداد 1552519 نفر در نقاط‌ شهري‌ ، 1089748 نفر در نقاط‌ روستايي‌ ساكن‌ بوده‌اند. و 10146 نفر آن‌ نيز غير ساكن‌ بوده‌ است‌. شهرستان‌ كرمان‌ به‌ عنوان‌ مركزاستان‌ با حدود 80 درصد جمعيت‌ شهرنشين ‌، توسعه‌ يافته ‌ترين‌ و وسيع‌ ترين‌ شهر استان‌ است‌.  

ارتفاعات‌ استان‌ كرمان‌ دنباله‌ رشته‌ كوههاي‌ مركزي‌ ايران‌ است‌ كه‌ از چين‌ خوردگيهاي‌ آتشفشاني‌ آذربايجان‌ شروع‌ و با انشعاباتي‌ در فلات‌ مركزي‌ تا بلوچستان‌ امتداد مي‌يابد اين‌ رشته‌ كوهها دشت‌هاي‌ وسيعي‌ را در سطح‌استان‌ پديد آورده‌اند. بلندترين‌ اين‌ ارتفاعات‌ كوههاي‌ بشاگرد كوهبنان‌ است‌ كه‌ قلل‌ ديگري‌ از قبيل‌ طغرل‌ الجرد ، پلوار، سيرچ ‌، ابارق‌ و تهرود را در ميان‌ خود جاي‌ داده‌ است‌. كوههاي‌ ديگري‌ كه‌ از يزد تا كرمان‌ و چاله ‌جازموريان‌ كشيده‌ شده‌اند ، قله‌هاي‌ مهمي‌ از قبيل‌ مدوار، شهر بابك‌ ، كوه‌ پنج‌ ، چهل‌ تن ‌، لاله‌زار، هزاربحر آسمان ‌و... در ميان‌ آنان‌ سر بر آسمان‌ كشيده‌اند. 

آب و هوا – استان کرمان:   

ارتفاعات‌ و پستي‌ و بلندي‌هاي‌ استان ‌، شرايط‌ اقليمي‌ ويژه‌ ، آب‌ و هواي‌ متفاوتي‌ را در نواحي‌ مختلف ‌استان‌ بوجود آورده‌اند. نواحي‌ شمال ‌، شمال‌ غربي‌ و مركزي‌ ، آب‌ و هواي‌ خشك‌ و معتدل‌ دارد و آب‌ و هواي ‌نواحي‌ جنوبي‌ و جنوب‌ شرقي‌ آن‌ گرم‌ و نسبتاً مرطوب‌ است‌. آب‌ و هواي‌ مركز استان‌ (شهر كرمان‌) خشك‌ و نيمه‌ معتدل‌ است‌ و حداكثر مطلق‌ درجه‌ حرارت‌ آن‌ 6/39 درجه‌ و حداقل‌ مطلق‌ درجه‌ حرارت‌ آن‌ 7- درجه‌ سانتي‌ گراد گزارش‌ شده‌ است‌. متوسط‌ درجه‌ حرارت‌ استان‌ در ماه‌هاي‌ فروردين‌ تا تير ماه‌ بين‌ 20 تا 25 درجه‌ سانتي‌گراد مي‌باشد. اين‌ ماهها مطلوب‌ترين‌ زمان‌ مسافرت‌ براي‌ گردش‌ و بازديد از ديدني‌هاي‌ استان‌ است.‌

تاريخ و فرهنگ – استان کرمان:  

استان‌ كرمان‌ از نظر جاذبه‌هاي‌ طبيعي‌ نيز يكي‌ از مناطق‌ جالب‌ توجه‌ ايران‌ است‌. چشمه‌هاي‌ آب‌معدني‌ و گرم‌ ، تفرجگاه‌ها ، فضاهاي‌ سبز، ارتفاعات‌ و قله‌ها ، درياچه‌ها و آبگيرها ، مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ و جاذبه‌هاي‌ ويژه‌ كويري‌ از جمله‌ عناصر زيباي‌ طبيعي‌ استان‌ هستند. نگاهي‌ به‌ سيماي‌ جهانگردي‌ شهرستان‌هاي ‌استان‌ توان‌هاي‌ بالقوه‌ و بالفعل‌ اين‌ استان‌ پهناور را بيش‌ از پيش‌ آشكار مي‌سازد. ذيلاً شهرهاي‌ استان‌ كرمان‌ ازنظر موقعيت‌ و جاذبه‌هاي‌ توريستي‌ مورد اشاره‌ قرار مي‌گيرند. سابقه‌ سكونت‌ و استقرار انسان‌ در سرزمين‌ كرمان به‌ هزاره‌ چهارم‌ قبل‌ از ميلاد مي‌رسد. اين‌ منطقه‌ يكي‌ ازقديمي‌ترين‌ نواحي‌ ايران‌ به‌ شمار مي‌رود و در گذر زمان‌ گنجينه‌هاي‌ فرهنگي‌ و تاريخي‌ گرانبهايي‌ در آن‌ پديدآمده‌ است‌ كه‌ جلوه‌هايي‌ از تمدن‌ و مدنيت‌ ايراني‌ را به‌ نمايش‌ مي‌گذارد. هر فضاي‌ تاريخي‌ كرمان‌ بيانگر بخشي‌ از زوايا و ابعاد زندگي‌ مردم‌ و حكومت‌هاي‌ محلي‌ اين‌ مرز و بوم‌ است‌. 

صنايع دستي و سوغاتي ها – استان کرمان: 

صنايع‌ دستي‌ و سوغاتي‌هاي‌ استان‌ كرمان‌ عبارتند از، پته‌ و انواع‌ قالي ‌، قاليچه‌ ، گليم ‌، جاجيم‌ ، خورجين‌ و ديگر صنايع‌ دست‌بافت‌ كه‌ جزء سوغاتي‌هاي‌ اين‌ منطقه‌ محسوب‌ مي‌شوند. پسته‌ كرمان‌ و رفسنجان‌ نيز بعنوان‌ اصلي‌ترين‌ سوغاتي‌ آن‌ شهرت‌ جهاني‌ دارد. 

غذاهاي محلي – استان کرمان: 

استان‌ كرمان‌ در كنار جمعيّت‌ ساكن‌ ، ايلات‌ كوچرو و عشايري‌ نيز دارد ، در نتيجه‌ سفره‌ كرمان ‌، سفره‌اي‌ رنگين‌ با فرهنگ‌ غذايي‌ ديرينه‌ است‌ در اين‌ سفره‌ به‌ مقتضاي‌ محيط‌ انواع‌ گوناگون‌ از غذاها فراهم‌ مي‌شود كه‌ از آن‌ جمله‌ مي‌توان‌ به‌ انواع‌ آش‌ (آش‌ شولي ‌، آش‌ جو، آش‌ مخلوط‌ و آش‌ كِرو) ، تُوكي ‌، گندم‌ شير، كاكل‌ كنف‌ شاهدانه‌ ، خوراك‌ لب‌ لبو، فله‌ تخم‌ مرغ ‌، قاتق‌ تخمه‌ ، قاتق‌ نِبه ‌، تافته‌ ، زيرجوش ‌، كشك‌ گردو، اشكنه‌ ، سردوش ‌، ماست‌ و رطب‌ ، كشك‌ كدو، آب‌ بنه‌ ياسيراب‌ بنه ‌، كله‌ جوش ‌، آب‌ كَرمو ، حليم‌  بادنجان ‌، كاچي ‌، كماچ ‌سحن ‌، قاتق‌ شير، چنك‌ مال ‌، نان‌ چرب‌ و شيرين‌ و ده‌ها نوع‌ خورشت‌ و چاشت‌ ديگر اشاره‌ نمود. 

عشاير و گذرگاههاي‌ ايلي‌ - استان کرمان :  

زيست‌ بوم‌هاي‌ عشايري‌ از فضاهاي‌ جالب‌ توجه‌ استان‌ كرمان‌ است‌. كه‌ از نظر توسعه‌ صنعت‌ جهانگردي‌ وايرانگردي‌ حائز اهميت‌ مي‌باشد. ايلات‌ كرمان‌ در دامنه‌ كوهستان‌هاي‌ پاريز، كوه‌ پنج‌ ، كوه‌ چهل‌ تن ‌، بيدخون‌ ، كوه‌شاه‌ ، كوه‌ هزار و ساردوئيه‌ زندگي‌ مي‌كنند كه‌ تا حدود بندر عباس‌ و ميناب‌ نيز بويژه‌ در فصل‌ زمستان‌ پراكنده ‌مي‌شوند. عشاير استان‌ به‌ سه‌ گروه‌ كاملاً كوچرو ، نيمه‌ كوچرو و اسكان‌ يافته‌ تقسيم‌ مي‌شوند: عشاير كاملاً كوچرو به‌ اقتضاي‌ شغل‌ دامداري‌ تابستان‌ها را در مناطق‌ كوهستاني‌ خوش‌ آب‌ و هوا و زمستان‌ها را در مناطق‌ گرمسيري‌ بسر مي‌برند.

عشاير سيرجان ‌، بافت‌ و جيرفت‌ از اين‌ گروه‌ به‌ شمار مي‌روند. عشاير نيمه‌ كوچرو شامل‌عشاير بومي‌ شهرستان‌ جيرفت‌ (منطقه‌ كهنوج‌ و جبال‌ بارز) و عشاير بومي‌ شهرستان‌ بم‌ مي‌باشند. عشاير اسكان‌ يافته‌ در منطقه‌ شهر بابك‌، در نواحي‌ ده‌ شتران ‌، مهند ، پا قلعه‌ و اطراف‌ جوزود زندگي‌ مي‌كنند. اين‌ گروه‌ در زمستان‌ها در روستاها و در سه‌ ماه‌ بهار و اوايل‌ فصل‌ تابستان‌ رمه‌ گرداني‌ مي‌كنند.

ايل‌ راههاي‌ عشاير استان‌عبارتند از: 

*تنگه‌ دلفارد كه‌ مسير عبور عشاير ساردوئيه‌ مي‌باشد و به‌ جلگه‌ جيرفت‌ و رودبار منتهي ‌مي‌شود. 

*گذرگاه‌ اسفندقه‌ كه‌ مسير عبور عشاير بافت‌ و جيرفت‌ است. 

*گذرگاه‌ دشت‌ آب‌ كه‌ مخصوص‌ عشاير بافت‌ است‌ كه‌ با عبور از اين‌ گذرگاه‌ به‌ جلگه‌ ارزوئيه ‌، صوغان‌ ، كلاشگرد جيرفت‌ و گروهي‌ هم‌ از طريق‌ كوه‌ شاه‌ احمدي‌ به‌ استان‌ ساحلي‌ هرمزگان‌ مي‌روند. 

*گذرگاه‌ چاه‌ قلعه‌ و پوزه‌ خون‌ كه‌ مسير عبور عشاير سيرجان‌ است‌ و تا استان‌هاي‌ ساحلي‌ امتداد مي‌يابد. 

مسافرت و اقامت – استان کرمان: 

كليه‌ شهرهاي‌ استان‌ از طريق‌ شبكه‌ ارتباطي‌ منطمي‌ به‌ هم‌ مرتبط‌ شده‌اند. قطار سراسري‌ ايران‌ ازاين‌ استان‌ عبور مي‌كند. فرودگاههاي‌ كرمان ‌، سيرجان‌ و جيرفت‌ امور حمل‌ و نقل‌ هوايي‌ كالا و مسافر را انجام ‌مي‌دهند. كليه‌ شهرهاي‌ استان‌ به‌ سيستم‌هاي‌ زير بنايي‌ انرژي‌ ، مخابرات‌ خدمات‌ بهداشتي‌ و درماني ‌، هتل‌ها و اقامتگاههاي‌ مناسب‌ جهانگردي‌ تجهيز شده‌اند. استان‌ كرمان‌ مردم‌ مهربان‌ و مهمان‌ نوازي‌ دارد.

مکان های دیدنی و تاریخی - استان کرمان: 

مكان هاي ديدني و تاريخي استان كرمان عبارتند از: كوير لوت, رودخانه هليل رود, كوه هاي هزار, جوپار, لاله زار, باغ بالا, خيبر, قبله, ارگ بم, خرابه هاي شهر كمادين, گنبد جبليه, مقبره خواجه اتابك, قلعه قهقه, قلعه كهنه, گنبد مشتاقيه, مسجد ملك, مسجد جامع, مسجد امام, قلعه سودك, گورستان دژيمند, باغ شاه زاده ماهان, مزار شاه نعمت الله ولي, قلعه ستگ, زيارت گاه شاه زاده حسين, حمام گنج علي خان, مجموعه وكيل, مجموعه ابراهيم خان, ميدان گنج علي خان, مسجد چهل ستون, آتشكده شاه فيروز, قلعه اردشير, قلعه دختر, موزه سكه, قلعه راين, ارگ جديد بم, گنبد سبز, تخت دريا قلي بيك و بازار كرمان.    

صنايع و معادن - استان کرمان: 

صنايع استان کرمان به دو دسته صنايع دستي و ماشيني تقسيم مي شوند. صنايع دستي شامل شال، پته و ترمه است كه به غير از پته دوزي باقي از رونق سابق برخوردار نيستند. صنايع دستي كارگاهي چون: قالي بافي، جاجيم بافي، گليم بافي و خورجين بافي از صنايع رايج اين استان به شمار مي رود. صنايع ماشيني استان به سه دسته كارگاهي كوچک، متوسط و بزرگ تقسيم مي شوند كه از اين صنايع مي توان سيمان، خانه سازي، نوشابه سازي، قند، ذغال سنگ و مس كه معروفيت جهاني دارد را نام برد. معادن استان در تامين مواد اوليه مورد نياز صنايع كشور نقش ارزنده اي بر عهده دارند. معادن سرشار آهن، ذغال سنگ، مس و ديگر فلزات چرخ هاي صنعت استان و كشور را به گردش در مي آورند. معادن ذغال سنگ قسمتي از نياز كارخانه ذوب آهن اصفهان را تامين مي كنند. منابع مس سرچشمه كرمان كه به گواهي كارشناسان از غني ترين و خالص ترين معادن مس درجهان به شمار مي رود، از مشخصه هاي ويژه اقتصادي استان کرمان محسوب مي شود.

از نظر اقتصادي منطقه ويژه و آزاد تجاري سيرجان اهميت استان كرمان را افزايش داده است. اين منطقه ويژه صرف نظر از تاثيراتي كه در توسعه اقتصادي كل استان داشته، ‌از ديدگاه توسعه جهانگردي نيز اهميت زيادي دارد. سيرجان گذرگاه اصلي انتقال كالا به كشورهاي خاور ايران و هم چنين اروپا و خليج فارس بوده و مسير رفت و برگشت كليه كالاهاي تجاري از بندر شهيد رجايي هرمزگان به كشورهاي آسياي ميانه، قفقاز و روسيه است. در واقع اين شهر محل اتصال كليه محورهاي ترانزيتي و حمل و نقل كالا از جنوب به شمال، خاور و باختر ايران و ساير كشورهاي شمالي، خاوري و باختري اروپا و خليج فارس است. راه ترانزيت اصلي زميني (جاده اي و ريلي) از طريق بندر شهيد رجايي به استان هاي بزرگ و صنعتي كشور(كرمان ـ فارس‌ ـ يزد)، از مسير اين شهرستان و منطقه ويژه اقتصادي عبور مي كند. اين منطقه به عنوان يك قطب اقتصادي ويژه بر بستر مزيت هاي باراندازي، در ساختار اقتصادي استان كرمان نقش و موقعيت قابل توجهي را احراز كرده است و در آينده نيز بر اهميت اين جايگاه اقتصادي افزوده خواهد شد. 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان کرمان:

نام كرمان در دوره هاي قبل از اسلام،‌ «بوتيا» و «كارامانيا» بوده است. برخي عقيده دارند كه كرمان دگرگون شده كلمه «كريمان» است و عده اي نيز آن را مشتق از «كارمانيا» قديم به معني «جايگاه دلاوري و نبرد» ذکر مي کنند. در حالي که تواريخ عرب و يهود، «كرمان» را فرزند هيتال يا هپتال از نبيره هاي نوح مي دانند، كتب فارسي از طهمورث به عنوان جد وي ياد مي کنند. هرودوت از شش نژاد فارسي نام مي برد كه يكي از آن ها «گرمانيان» است. مركز كرمان را در قديم «گواشير» و «بردشير» مي خواندند. «گواشير» در اصل «كوره اردشير» يعني شهر اردشير بوده که به تدريج «گواشير» شده است.

از لحاظ تاريخي سابقه سكونت و استقرار انسان در ديار كرمان به هزاره چهارم قبل از ميلاد مي رسد. اين منطقه يكي از قديمي ترين نواحي ايران به شمار مي رود و در گذر زمان، گنجينه هاي فرهنگي، تاريخي گرانبهايي در آن پديد آمده است كه نمايان گر روند تاريخي و حيات اقتصادي ـ اجتماعي آن است. وجود هر فضاي تاريخي در كرمان بيان گر بخشي از زوايا و ابعاد زندگي مردم و حكومت هاي اين مرز و بوم مي باشد. تاسيس و تخريب، مرمت و انهدام، همه نشان گر حيات پر جنب و جوش اين ديار ناشناخته است. کمي آثار تاريخي كرمان در مقايسه با شهرهايي چون اصفهان و شيراز به دليل آسيبي است كه حوادث ناگوار تاريخ در اين منطقه پديد آورده است. همين معدود آثار نيز نشانه توانايي، پايداري و كوشش هاي مردم اين خطه از كشور است. 

مشخصات جغرافيايي - استان کرمان:

استان كرمان در جنوب خاوري ايران واقع شده و از شمال با استان هاي خراسان و يزد، از جنوب با استان هرمزگان، از خاور با سيستان و بلوچستان و از باختر با استان فارس همسايه است. اين استان از نظر جغرافيايي بين 55 درجه و 25 دقيقه تا 32 درجه ي پهناي شمالي و 26 درجه و 53 دقيقه تا 29 درجه و 59 دقيقه ي درازاي خاوري از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. استان كرمان يکي از پهناورترين استان هاي ايران است که حدود 11 درصد از خاک ايران را در بر گرفته است. اين استان يكي از مرتفع ترين استان هاي كشوربوده و شهرستان بافت آن با 2250 متر ارتفاع از سطح دريا مرتفع ترين شهرستان استان است. ميزان بارندگي به حدود 120 ميلي متر در سال مي رسد. در سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين استان 2008565 نفر برآورده شده است. راه هاي دسترسي به استان کرمان عبارتنداز:

ـ راه آسفالته اصلي تهران ـ بندرعباس از رفسنجان و سيرجان عبور مي كند.

ـ راه آسفالته اصلي تهران ـ چابهار، نيز از شهر كرمان مي گذرد.

ـ راه آسفالته اصلي كرمان ـ فردوس ـ گناباد‌ ـ تربت حيدريه ـ مشهد به درازاي 910 كيلومتر، به سمت شمال خاور

ـ‌ راه آسفالته اصلي كرمان ـ جيرفت ـ كهنوج ـ بندر عباس به درازاي 546 كيلومتر، به سمت جنوب

ـ راه آسفالته اصلي كرمان ـ رفسنجان ـ شهر بابك ـ مهريز‌ ـ يزد به درازاي 585 كيلومتر، به سمت شمال باختر

ـ راه فرعي راور ـ شيطور به درازاي 112 كيلومتر، به سمت شمالباختر

ـ راه آسفاته اصلي كرمان ـ بافت به درازاي 156 كيلومتر، به سمت جنوب

ـ‌ راه اسفالته اصلي كرمان ـ زرند به درازاي 83 كيلومتر، به سمت شمال باختر

ـ راه آسفالته اصلي سيرجان ـ بافت به درازاي 129 كيلومتر، به سمت خاور

ـ راه آهن سراسري تهران ـ بندرعباس از استان كرمان، شهرستان سيرجان مي گذرد.

ـ راه آهن بافق ـ زرند ـ كرمان

ـ فرودگاه كرمان

ـ فرودگاه رفسنجان

ـ فرودگاه بم

ـ فرودگاه جيرفت

ـ فرودگاه سيرجان 

کشاورزي و دام داري - استان کرمان:

با توجه به شرايط اقليمي و ميزان منابع آب و موقعيت اجتماعي و روش كشت زمين ها، استان كرمان را به سه منطقه كشاورزي تقسيم مي کنند:

ـ مناطق كشاورزي خشک و كويري (رفسنجان، زرند، سيرجان و …)

ـ مناطق كشاورزي معتدل كوهستاني(بافت، بردسير و …)

ـ مناطق كشاورزي گرمسيري (بم، جيرفت، كهنوج و …)

ازمهم ترين محصولات كشاورزي اين استان مي توان گندم، جو، سيب زميني، پسته، حنا، وسمه، زيره، پنبه و چغندر قند را نام برد. دركرمان انواع محصولات سردسيري شامل گردو، بادام، گلابي، هلو، آلبالو، آلو، گيلاس و سيب درختي و هم چنين محصولاتي از قبيل مركبات (پرتقال، ليمو شيرين، ليمو ترش، نارنگي، نارنج و گريپ فروت) و خرما توليد مي شود. اين گونه محصولات در مناطق بم، جيرفت، شهداد و در جنوب خاوري شهرستان بافت كشت مي شوند. مركبات شهداد مرغوبيت خاص وشهرت خوبي در ايران دارند.از استان كرمان بيش از 95 درصد محصول پسته ايران به دست مي آيد و اين استان بيش از 5/87 درصد از باغات پسته كشور را به خود اختصاص داده است. در ميان شهرستان هاي استان كرمان كه باغ پسته دارند، رفسنجان با بيش از 70 درصد کل توليد پسته و تعداد باغ پسته، رتبه اول را دارا ست. دام پروري به سه روش روستايي، عشايري و صنعتي صورت مي گيرد. با اين همه به علت خاک نه چندان حاصل خيز منطقه و محدوديت مراتع سرسبز، دام پروري از رونق بالايي برخوردار نيست.

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان كرمان 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

كرمان

بم

كرمان- ماهان- راين- بم

مجموعه بازار- گنبد جبليه- مساجد امام و جامع- موزه دفاع مقدس- يخدان مويدي- باغ موزه هرندي- قبه سبز- موزه صنعتي- كتابخانه ملي- تخت درگاه قلي بيگ- قلعه اردشير- قلعه دختر- آستانه شاه نعمت الله- باغ شاهزاده- ارگ و آبشار راين- ارگ بم- منطقه ارگ جديد

2

كرمان

شهداد

كرمان- سيرچ- شهداد

مجموعه بازار- گنبد جبليه- مساجد امام و جامع- موزه دفاع مقدس- يخدان مويدي- باغ هرندي- قبه سبز- موزه صنعتي- كتابخانه ملي- تخت درگاه قلي بيگ- قلعه اردشير- قلعه دختر- آبگرم جوشان- كلوتهاي شهداد- قلعه شفيع آباد- آب انبار شهداد

3

انار

سيرجان

انار- دهج- شهر بابك- سيرجان

كاروانسراي انار- غار ايوب- روستاي ميمند- عمارت موسي خاني- باغ سنگي- بادگيرهاي چپوقي

4

كرمان

خبر

كرمان- بافت- خبر

مجموعه بازار- گنبد جبليه- مساجد امام و جامع- موزه دفاع مقدس- يخدان مويدي- باغ موزه هرندي- قبه سبز- موزه صنعتي- كتابخانه ملي- تخت درگاه قلي بيگ- قلعه اردشير- قلعه دختر- غار جفريز- طبيعت و پارك ملي خبر- غار طرنگ

5

جيرفت

گشوران

جيرفت- كهنوج- منوجان- قلعه گنج- گشوران

شهر دقيانوس- تپه باستاني كنار صندل- موزه- قلعه كهنوج- قلعه منوجان- تپه هاي باستاني- قلعه گنج

6

انار

كرمان

انار- رفسنجان- كرمان

مجموعه بازار- گنبد جبليه- مساجد امام و جامع- موزه دفاع مقدس- يخدان مويدي- باغ موزه هرندي- قبه سبز- موزه صنعتي- كتابخانه ملي- كاروانسراي انار- عمارت حاج آقا علي- خانه باقري

7

كرمان

راور

كرمان- زرند- كوهبان- راور

مجموعه بازار- گنبد جبليه- مساجد امام و جامع- موزه دفاع مقدس- يخدان مويدي- باغ موزه هرندي- قبه سبز- موزه صنعتي- كتابخانه ملي- تخت درگاه قلي بيگ- قلعه اردشير- قلعه دختر- موزه مردم شناسي زرند- آسياب آبي- قدمگاه خضر- آرامگاه بي بي عصمت- يخدان راور- يخدان راور- خانه فخري- مجموعه وكيلي طرز- سروهاي تاريخي طرز

8

كرمان

دلفارد

كرمان- ماهان- راين- دلفارد

مجموعه بازار- گنبد جبليه- مساجد امام و جامع- موزه دفاع مقدس- يخدان مويدي- باغ موزه هرندي- قبه سبز- موزه صنعتي- كتابخانه ملي- تخت درگاه قلي بيگ- قلعه اردشير- قلعه دختر- آستانه شاه نعمت الله ولي- باغ شاهزاده- عمارت شتر گلو- آبشار راين- ارگ راين- آبشار و طبيعت دلفارد

استان کردستان

استان کردستان:

موقعیت :  غرب کشور 

مرکـــــز :  سنندج 

مجاورت : شمال:استانهای آذربایجان غربی و زنجان  جنوب:  استان کرمانشاه   شرق: استان های همدان و زنجان    غرب:  کشورعراق

آب و هوا:  سرد کوهستانی ارتفاع متوسط:   373/1   M   دما:3/13 º c

وسعــــت:  28203 کیلومترمربع

جمعـیــت:  بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 1440156 نفر

تقسیمات:  8 شهرستان، 12 شهر، 21 بخش، 78 دهستان و 1765 آبادی دارای سکنه

شهرستانها: بانه - بیجار - دیواندره - سقز - سنندج/مرکز استان - قروه - کامیاران - مریوان 

موقعيت جغرافيائي – استان کردستان:  

استان‌ كردستان‌ با وسعتي‌ معادل‌ 28203 كيلومتر مربع‌ در غرب‌ ايران‌ و در مجاورت‌ كشور عراق‌ قراردارد. بر اساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ درسال‌ 1385، شهرستان‌هاي‌ استان‌ كردستان‌ عبارتند از: بانه‌ ، بيجار، سنندج ‌، ديواندره‌ ، سقز، قروه‌ ، كامياران‌ و مريوان‌. شهر سنندج‌ ، مركز استان‌ كردستان‌ است.‌  

اين‌ استان‌ كه‌ در دامنه‌ها و دشت‌هاي‌ پراكنده‌ سلسله‌ جبال‌ زاگرس‌ مياني‌ قرار گرفته‌ است ‌، از شمال‌ به‌ استانهاي‌ آذربايجان‌ غربي‌ و زنجان‌ ، از شرق‌ به‌ همدان‌ و زنجان ‌، از جنوب‌ به‌ استان‌ كرمانشاه‌ و از غرب‌ به‌ مرزبين‌المللي‌ ايران‌ با عراق‌ محدود است‌. اين‌ استان‌ در سال‌ 1385، حدود 1440156 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌ كه ‌از اين‌ تعداد 855819 نفر در نقاط‌ شهري‌ و 584337 نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند. 

استان‌ كردستان‌ منطقه‌اي‌ كاملاً كوهستاني‌ است‌. ناهواريهاي‌ استان‌ شامل‌ دو بخش‌ غربي‌ و شرقي‌ است ، قسمت‌ وسيعي‌ از سنندج ‌، مريوان‌ و سرزمين‌هاي‌ اطراف‌ آن‌ تا جنوب‌ كردستان‌ ناهمواريهاي‌ غربي‌ را تشكيل‌ مي‌دهد. شرق‌ سنندج‌ را ناهمواريهاي‌ شرقي‌ در بر گرفته‌ است‌. اين‌ ناحيه‌ با يك‌ حصار كوهستاني‌ متشكل‌ ازسنگ‌هاي‌ دگرگوني‌ و رسوبي‌ احاطه‌ شده‌ است‌. بلندترين‌ كوه‌هاي‌ اين‌ ناحيه‌ ، شاه‌نشين‌ در شمال‌ بيجار، شيدا درمركز و پنجه‌ علي‌ بين‌ قروه‌ و سقز مي‌باشد.

آب و هوا – استان کردستان:  

استان‌ كردستان‌ به‌ طور كلي‌ تحت‌ تأثير دو جريان‌ عمده‌ هواي‌ گرم‌ و سرد قرار دارد و اقليم‌هاي‌ گوناگوني‌ را به‌ وجود مي‌آورد. بيشترين‌ ميزان‌ بارش‌ جوي‌ در ناحيه‌ غربي‌ استان‌ حدود 800 ميلي‌ متر در سال‌ و كمترين ‌ميزان‌ بارندگي‌ آن‌ در ناحيه‌ شرقي‌ حدود 400 ميلميتر در سال‌ است‌. تمام‌ قلمرو استان‌ در بهار و تابستان ‌، آب‌ وهوايي‌ خنك‌ و معتدل‌ دارد. 

مقايسه‌ ارقام‌ ميانگين‌ دماي‌ ماه‌هاي‌ مختلف‌ سال‌ در مركز استان‌ نشان‌ مي ‌دهد كه‌ متوسط‌ دماي‌ روزانه‌ در ارديبهشت‌ ماه ‌ 16/1 و در مهر ماه‌ 9/16 درجه‌ سانتيگراد است‌. از اينرو 6 ماه‌ از سال‌ درمركز استان‌ كردستان‌ براي‌ جريان‌ جهانگردي‌ بهترين‌ ومناسب‌ترين‌ ايام‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد. سردترين‌ ماه‌ سال‌ درشهرستان‌ سنندج ‌، بهمن‌ ماه‌ با حداقل‌ دماي‌ يك‌ درجه‌ زير صفر است. 

تاريخ و فرهنگ – استان كردستان:    

تاريخ‌ كردستان‌ تا قبل‌ از اسلام‌ چندان‌ روشن‌ نيست‌. كردها اقوامي‌ آريايي‌ نژاد هستند كه‌ چندين‌ هزار سال‌ قبل‌ از ميلاد به‌ اين‌ منطقه‌ مهاجرت‌ كرده‌اند. در سال‌هاي‌ 16 تا 20 هجري‌ قمري ‌، قلعه‌ها و استحكامات‌ كردها به‌ تصرف‌ اعراب‌ درآمد. فتح‌ شهر (روز) و (ارادباذ) دو شهر كردنشين‌ در سال‌ 22 هجري قمري صورت ‌گرفت‌. در سال‌ 23 هجري قمري كه‌ سپاه‌ عرب‌ در ايالات‌ فارس‌ مشغول‌ فتوحات‌ بود ، اكراد فارس‌ در دفاع‌ از شهر فسا شركت‌ داشتند. ابوموسي‌ اشعري‌ در سال‌ 25 هجري قمري شورش‌ اكراد را سركوب‌ كرد. 

در سال‌ 90 هجري قمري اكراد فارس‌ سر به‌ شورش‌ برداشتند ولي‌ توسط‌ حجاج‌ بن‌ يوسف‌ ثقفي‌ سركوب‌ شدند. درسال‌ 224 هجري قمري يكي‌ از رهبران‌ كرد در شهر موصل‌ بر ضد خليفه‌ معتصم‌ سر به‌ شورش‌ برداشت‌ و خليفه‌ سردارمعروف‌ (آيتاخ‌) را به‌ جنگ‌ او فرستاد. (آيتاخ‌) در اين‌ جنگ‌ پيروز شد و بسياري‌ از اكراد را نيز به‌ قتل‌ رساند. درسال‌ 281 هجري قمري در زمان‌ خلافت‌ المقتدر بالله‌ ، بار ديگر اكراد سر به‌ شورش‌ برداشتند. در قرون‌ چهارم‌ ، پنجم‌ هجري‌ خاندان‌ (شداديا) كه‌ كرد بودند ، در دبيل‌ و گنجه‌ حكومت‌هاي‌ مستقلي‌ تشكيل‌ دادند. در سال‌ 359 هجري قمري ‌عضد الدوله‌ ديلمي‌ با كردهاي‌ موصل‌ درگير شد و پس‌ از غلبه ‌، قلاع‌ آن‌ها را ويران‌ كرد و سران‌ كرد را به‌ قتل ‌رسانيد.

يكي‌ از رويدادهاي‌ مهم‌ دوره‌ زمامداري‌ شرف‌الدوله‌ ديلمي‌ (379-372 هجري قمري) پيكار او در سال‌ 377 هجري قمري‌ با (بدربن‌ حسنويه‌) در كرمانشاه‌ است‌ كه‌ منجر به‌ پيروزي‌ بدر شد. (بدربن‌ حسنويه‌) در سال‌ 405 هجري قمري به‌ دست ‌يكي‌ از طايفه‌هاي‌ كرد كشته‌ شد و شمس‌الدوله‌ پسر فخرالدوله‌ ديلمي‌ تمامي‌ متصرفات‌ وي‌ را ضميمه‌ قلمروخود گردانيد.

شهرهاي‌ كردستان‌ در زمان‌ حمله‌ مغول‌ از قتل‌ و غارت‌ مصون‌ نماند و در زمان‌ تيمور و تركمانان‌ قره‌ قويونلوو آق‌ قويونلو، كردستان‌ و ديار بكر ميدان‌ تاخت‌ و تاز سپاهيان‌ تيمور شد. 

شاه‌ اسماعيل‌ اول‌ مؤسس‌ سلسله‌ صفوي‌ به‌ علت‌ پيروي‌ اكراد از مذهب‌ تسنن‌ روابط‌ حسنه‌اي‌ با آنها نداشت ، در مقابل‌ سلاطين‌ عثماني‌ در تقويت‌ هرچه‌ بيشتر كردها مي‌كوشيدند. 

با تشكيل‌ سلسله‌ زنديه‌ براي‌ نخستين‌ بار در تاريخ‌ ايران‌ سلسله‌اي‌ كرد نژاد به‌ سلطنت‌ رسيد. در سال‌ 1964ميلادي‌ ، قاضي‌ محمد همزمان‌ با اشغال‌ ايران‌ توسط‌ قواي‌ متفقين‌ و حمايت‌ دولت‌ روسيه‌ از او ، جمهوري‌ خلق ‌كردستان‌ را تشكيل‌ داد ولي‌ پس‌ از تخليه‌ كامل‌ ايران‌ از قواي‌ متفقين‌ و اعزام‌ سپاه‌ دولت‌ مركزي‌ به‌ آذربايجان‌ و كردستان ‌، اين‌ جمهوري‌ از هم‌ پاشيد. 

كردستان‌ امروزي‌ يكي‌ از نواحي‌ و استان‌هاي‌ مهم‌ و استراتژيك‌ سرزمين‌ ايران‌ به‌ شمار مي‌رود و همچنان‌ رو به‌ توسعه‌  و رشد است. 

استان‌ كردستان‌ از لحاظ‌ فرهنگي‌ جذابيت‌هاي‌ بسيار جالب‌ توجهي‌ دارد كه‌ نظير آن‌ در ساير نقاط‌ ايران‌ كمترديده‌ مي‌شود. زبان‌ ، شعر، رقص ‌، موسيقي‌ و آداب‌ و رسوم‌ به‌ جاي‌ مانده‌ در اين‌ پهنه‌ از سرزمين‌ ايران‌ ، قدمتي ‌ديرينه‌ دارد. زبان‌ كردي‌ يكي‌ از زبان‌هاي‌ گروه‌ هندي‌- اروپايي‌ است‌ و دستور زبان‌ ويژه‌اي‌ دارد. اين‌ زبان‌ در ايران ‌چند شاخه‌ مشخص‌ دارد كه‌ عبارتند از: شاخه‌ اورامي‌ كه‌ يك‌ لهجه‌ بسيار قديمي‌ با اصالت‌ تاريخي‌ است ‌، شاخه‌ سوراني‌ كه‌ مهم‌ترين‌ و رايج‌ترين‌ شاخه‌ زبان‌ كردي‌ به‌ شمار مي‌رود ، شاخه‌ كرمانشاهي‌ كه‌ در كرمانشاه‌ رايج‌ است‌. 

مسافرت و اقامت – استان کردستان: 

كليه‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي‌ ، مخابرات‌ و سيستم‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند و مسافرت‌ به‌ آنها به ‌آساني‌ صورت‌ مي‌گيرد. كليه‌ شهرهاي‌ استان‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ مي‌باشند و مردمي‌ مهربان‌ دارد. 

مکان های دیدنی و تاریخی - استان کردستان: 

استان کردستان به لحاظ تاریخ و قدمت طولانی و جغرافیای خاص خود از مکان های تاریخی و طبیعی با ارزشی برخوردار است که در مناطق مختلف استان پراکنده شده اند. جنگل های بلوط، آبشارها و رودخانه های خروشان، چشمه های طبیعی و کوه های سر به فلک کشیده؛ طبیعت زیبا و چشم نواز کردستان را رقم زده و یکی از زیباترین جلوه های گردشگری طبیعی ایران را در دامنه های زاگرس به وجود آورده است.

جاذبه های تاریخی و معماری منطقه که شامل قلعه های قدیمی، مسجد های تاریخی، حمام ها و... می شوند، همراه با آیین ها و فرهنگ رایج بین اقوام کرد از مهم ترین جاذبه های استان کردستان است. رقص های محلی و بومی اين استان که در مراسم شادی و سرور اجرا می شوند، هم از نظر مضمون و هم از نظر شكل درخور توجه است. موسيقی كردی يكی از بارزترين ويژه گی فرهنگی قوم كرد است. طراوت، شادابی، فضای عرفانی و درآميختگی مضامين با تاريخ گذشته كردها، بخشی ازخصوصيات موسیقی کردی است. مجموع جاذبه های طبیعی، تاریخی، اجتماعی و فرهنگی؛ استان کردستان را به منطقه ای دیدنی تبدیل کرده که بازدید از آن برای هر گردشگری جذاب و خاطره انگیز خواهد بود.  

صنايع و معادن - استان کردستان: 

صنايع استان كردستان به دو گروه ماشينی و دستی تقسيم می شوند. صنايع ماشينی استان مشتمل بر گروه های صنايع كانی غير فلزی، شيميايی، سلولزی، نساجی، چرم، غذايی، برق و الكترونيك هستند. در حال حاضر درنقاط شهری و روستايی كردستان عده كثيری به توليد محصولات گوناگون دستی كه هم مصرف خانگی و هم ارزش تجاری دارند مشغول هستند. فرش بافی، گليم بافی، نساجی، نازک كاری چوب، ‌گيوه دوزی، خراطی، سوزن دوزی، قلاب دوزی، پولک دوزی، منجوق دوزی و ساخت زينت آلات محلی، موج (كه در منازل به عنوان رختخواب پيچ مورد استفاده قرار می گيرد)، جانماز، شال بافی، دستبافت ها، جاجيم بافی و قالی بافی از صنايع دستی عمده اين استان است.    

کشاورزی و دام داری - استان کردستان:

استان كردستان از لحاظ اقتصاد كشاورزی و دام پروری يكی از قطب های اساسی ایران محسوب می شود. فعاليت های كشاورزی در اين استان به صورت ديمی و آبی انجام می گيرد. از توليدات كشاورزی اين استان می توان گندم، جو و حبوبات را نام برد. به علت وجود مراتع غنی و آب کافی، این منطقه از دام داری پررونقی برخوردار است. از ميان دام ها گوسفند و بره بيش ترين اهميت و تعداد را دارند. پرورش زنبور عسل در این استان از رونق زیادی برخوردار است و عسل از مهم ترین تولیدات کشاورزان کردستان به شمار می رود.    

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان کردستان: 

قوم کرد؛ در كوه ها و دره های ميان عراق و ارمنستان به ويژه در 60 كيلومتری شمال باختری موصل درعراق كه امروزه ‹‹ زخو›› ناميده می شود، ساكن بوده اند. گفته می شود اصطلاح كردستان را سلجوقيان برای تمايز نواحی كردنشين از ولايت جبال عراق وضع كرده اند که سرزمين های بين آذربايجان و لرستان و قسمتی از اراضی سلسله جبال زاگرس را كه مركز آن در ابتدا ناحيه بهار (در 18 كيلومتری شمال باختری همدان) و بعدها چمچال در نزديكی كرمانشاه امروزی ذکر شده، در بر می گرفته است.

قلعه ها و استحكامات كردها در بين سال های 16 تا 20 هـ . ق به تصرف اعراب در آمدند. کردها درخلال سال های فتح ايران به دست اعراب، همواره در نقاط مختلفی چون فسا، دارابجرد، زور و دارآباد در دفاع از ايران زمين شرکت داشته اند. اقوام کرد هم چنين در روزگار غلبه اعراب بر ايران، همواره از پيشتازان قيام در برابر ظلم و ستم اعراب بودند. قيام ها و شورش های سال های 90 و 148 هـ . ق کردهای فارس و موصل، که به ترتيب به دست حجاج ابن يوسف ثقفی و خالد برمكی سرکوب شدند، گواهان اين مدعايند.

در حمله کردها به اطراف اصفهان و فارس (231 هـ. ق)، يكی از سرداران ترک خليفه به نام وصيف پس از پيروزی بر اين مناطق، نزديک به پانصد نفر از افراد آن جا را به اسيری به عراق برد. در قرن های چهارم، پنجم و ششم هجری، شداديان كه كرد و از قبيله روادی بودند، حكومت های مستقلی را در نواحی كردنشين تشكيل دادند. دولت معروف ايوبی در مصر و شام نيز برخاسته از همين خاندان است. در دوران زمام داری شرف الدوله ديلمی ( 372 – 379 هـ ‌. ق) پيكار او با بدر بن حسنويه در كرمانشاه يكی از رويدادهای مهم است كه به پيروزی بدر و تسلط وی برعراق عجم و شكست شرف الدوله منجر شد. با کشته شدن بدر بن حسنويه در سال 405 هـ . ق به دست طايفه ای كرد به نام ‹‹جورقان››، شمس الدوله پسر فخرالدوله ديلمی بلافاصله شاپورخواست (خرم آباد)، دينور، بروجرد، نهاوند، اسد آباد و قسمتی از اهواز را ضميمه قلمرو خود كرد.

شهرهای كردستان درزمان حمله مغول از قتل و غارت مصون نماند و در زمان تيمور و تركمانان قره قويونلو و آق قويونلو، كردستان و «ديار بكر»، ميدان تاخت و تاز سپاهيان تيمور و تركمانان شد. شاه اسماعيل اول ـ موسس سلسله صفويه ـ به علت سنی بودن كردها رابطه ای با آن ها نداشت. درمقابل؛ سلاطين عثمانی در تقويت هرچه بيش تر كردها می كوشيدند. دولت ايران در دوره صفويه به قسمت وسيعی از كردستان آن روز كه دامنه های خاوری كوه های زاگرس را در بر می گرفت تسلط داشتند و نخستين كتاب درباره قوم كرد به زبان فارسی با نام ‹‹شرفنامه بدليسی›› در اين دوره تدوين شده است.

با تشكيل سلسله زنديه، ‌برای نخستين بار درتاريخ ايران؛ سلسله ای كرد نژاد به سلطنت رسيدند. در اواخر اين سلسله طايفه دنبلی - يكی از طوايف بزرگ كرد – نيز قسمتی از آذربايجان غربی را اشغال کرد و خوی را به عنوان مرکز حکومت خود برگزيد. در سال 1878 ميلادی شيخ عبيدالله نقشبندی با کمک کردها و تحت حمايت دولت عثمانی به فكر تاسيس كردستان مستقل افتاد. به اين ترتيب در سال 1880 ميلادی طرف داران وی، اطراف اروميه، ساوجبلاغ، مراغه و مياندوآب را به تصرف خود درآوردند و سپاهيان ايران به زحمت توانستند تجاوز آنان را دفع كنند. از ديگر تلاش ها در جهت استقلال نواحی کرد نشين می توان به شورش قاضی محمد در سال 1946 ميلادی اشاره کرد. وی هم زمان با حضور قوای متفقين در ايران و حمايت دولت روسيه شوروی، جمهوری خلق كردستان را به مركزيت مهاباد تشكيل داد، که پس از تخليه كامل ايران از قوای متفقين و اعزام ارتش دولت مركزی به نواحی آذربايجان و كردستان، اين شورش و جمهوری ناشی از آن نيز از هم پاشيد. کردستان همواره به دلیل شورش ها و بیم خطرحکومت مرکزی ازآنان؛ مورد بی مهری حکومت های وقت بود. پس از روی کار آمدن دولت جمهوری اسلامی، كردستان امروزی يكی ازآرام ترین دوره های تاریخی خود را می گذراند و از استان های مهم و استراتژيک سرزمين ايران به شمار می رود و بین مردم و دولت تفاهم و وفاق قابل توجهی وجود دارد و بدین لحاظ از امنیت کاملی برخوردار است.  

مشخصات جغرافيايي - استان کردستان: 

استان كردستان در مجاورت بخش خاوری كشور عراق قرار دارد. اين استان كه در دامنه ها و دشت های پراكنده سلسله کوه های زاگرس ميانی قرار دارد از شمال به استان های آذربايجان غربی و زنجان، از خاور به همدان و زنجان، از جنوب به استان كرمانشاه و از باختر به كشور عراق محدود می شود. استان كردستان از نظر جغرافيايی بين 34 درجه و 44 دقيقه تا 36 درجه و 30 دقيقه پهنای شمالی و 45 درجه و 31 دقيقه تا 48 درجه و 16 دقيقه درازای خاوری قرار دارد. این استان از لحاظ جغرافيای طبيعی تحت تاثير جريان هوای گرم و سرد بوده و اقليم های گوناگونی را به وجود می آورد. تمام نواحی استان در بهار و تابستان آب و هوايی خنک و معتدل و در زمستان سرد و برفی دارد. براساس سرشماری عمومی نفوس و مسكن سال 1375، جمعيت استان كردستان 1.346.383 نفر برآورد شده است

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان كردستان 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

سنندج

مريوان

سنندج- روستاي نگل- سروآباد- مريوان

جاذبه هاي طبيعي- اماكن تاريخي سنندج- درياچه آب شيرين زريوار- بازارچه مرزي باشماق مريوان

2

سنندج

سقز

سنندج- ديوان دره- سقز

غار باستاني كرفتو- قلعه زيويه- روستاي گردشگري پالنگان با پيشينه تاريخي

3

سنندج

اورامان تخت

سنندج- مريوان- دزلي- دره كي-اورامان تخت

جاذبه هاي طبيعي شامل بافت سنتي و روستاي آبشسار بل و … و روستاي هجيج

استان قزوین

استان قزوین:

مرکـــــز :  قزوین

موقعیت : 

مجاورت : شمال: گیلان   جنوب:  همدان شرق: تهران   غرب:  زنجان
آب و هوا: آب‌ و هواي‌ استان‌ قزوين‌ در نواحي‌ شمال‌ سرد و در نواحي‌ جنوب‌ معتدل‌ است‌.              ارتفاع  متوسط:    304/1   M   دما:2/13 º c
وسعــــت: ۱۵۸٬۲۰۰ کیلومتر
جمعـیــت:  بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی  1143200 نفر
تقسیمات:  ۵ شهرستان، ۱۹ بخش، ۲۳ شهر، ۴۴ دهستان و ۱۵۴۷ روستا

شهرستانها: آبیک و الوند - بوئین زهرا - تاکستان - قزوین/مرکز استان

موقعيت جغرافيايي - استان قزوين:

استان‌ قزوين‌ از نظر جغرافيايي ‌، مانند پلي‌ پايتخت‌ كشور را به‌ مناطق‌ شمالي‌ و غربي‌ كشور متصل ‌مي‌كند كه‌ طي‌ نيم‌ قرن‌ اخير به‌ يكي‌ از قطب‌هاي‌ مهم‌ توسعه‌ كشور تبديل‌ شده‌ است‌. استان‌ قزوين‌ در سال‌  1375 خورشيدي از استان‌ تهران‌ منفك‌ شد و همراه‌ با شهرستان‌ تاكستان‌ از استان‌ زنجان‌ به‌ عنوان‌ استان‌ قزوين‌ درتقسيمات ‌كشوري‌ جاي‌ گرفت‌. شهرستان‌ قزوين‌ و تاكستان‌ محدوده‌ سياسي‌ - اداري‌ اين‌ استان‌ را تشكيل‌ مي‌دهند. در سال ‌1385 خورشيدي استان‌ قزوين‌ 1143200نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌. از اين‌ تعداد 777975 نفر در نقاط‌ شهري‌ و 365225 نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند. استان‌ قزوين‌ از نظرموقعيت‌ طبيعي‌ به‌ دو بخش‌ كوهستاني‌ و دشتي‌ تقسيم‌ مي‌شود. منطقه‌ كوهستاني‌ آن‌ در شمال‌ استان‌ قرار دارد و دره‌هاي‌ البرز نيز در دامنه‌هاي‌ جنوبي‌ آن‌ كشيده‌ شده‌اند.

آب و هوا - استان قزوين:

آب‌ و هواي‌ استان‌ قزوين‌ در نواحي‌ شمال‌ سرد و در نواحي‌ جنوب‌ معتدل‌ است‌. و لذا در نواحي‌ شمالي‌ زمستان‌ سرد و پربرف‌ با تابستان‌ معتدل‌ و در نواحي‌ دشتي‌ ، زمستان‌ نسبتاً سرد و تابستان‌ گرم‌ دارد.

تاريخ و فرهنگ - استان قزوين:

قدمت‌ و سابقه‌ تاريخي‌ منطقه‌ قزوين‌ به‌ دوران‌ حكومت‌ مادها در قرن‌ نهم‌ پيش‌ از ميلاد مي‌رسد. در آن‌ زمان‌ ناحيه‌ قزوين‌ مورد تاخت‌ و تاز اقوام‌ مختلف‌ از جمله‌ ديالمه‌ طبرستان‌ قرار مي‌گرفت‌. قزوين‌ در اوايل ‌دوران‌ اسلامي‌ محل‌ استقرار نيروهاي‌ ‌ عرب‌ بود و در اوايل‌ دوره‌ صفوي‌ به‌ پايتختي‌ انتخاب‌ شد. در دوره‌ قاجار و معاصر نيز به‌ دليل‌ نزديكي‌ به‌ تهران‌ از كانون‌هاي‌ مهم‌ حكومتي‌ محسوب‌ مي‌شد. شخصيت‌هاي ‌برجسته‌ ادبي‌ و اجتماعي‌ مانند عبيد زاكاني ‌، علامه‌ قزويني ‌، علامه‌ دهخدا و عارف‌ قزويني‌ از شاعران‌ تواناي ‌دوران‌ مشروطيت‌ از اين‌ شهر برخاسته‌اند. 

صنايع دستي و سوغاتي ها – استان قزوين:

صنايع‌ دستي‌ و سوغاتي‌هاي‌ استان‌ قزوين‌ عبارتند از، سنگ‌هاي‌ (حكاكي‌ و حجاري‌شده‌) ، كاشي‌ سازي‌ ، آيينه‌ سازي ‌، منبت‌ كاري‌ ، گچبري ‌، قاليبافي‌ ، خوشنويسي‌ و خطاطي‌. 

مسافرت و اقامت – استان قزوين:

شهرهاي‌ قزوين‌ و تاكستان‌ از نظر راههاي‌ ارتباطي ‌، مخابرات‌ و سيستم‌هاي‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند و مسافرت‌ به‌ آنها به‌ راحتي‌ و آساني‌ ميسر است‌. قزوين‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ مناسب‌ است‌ و مردم‌استان‌ نيز با فرهنگ‌ جهانگردي‌ آشنايي‌ كامل‌ دارند.

مکان های دیدنی و تاریخی - استان قزوین: 

قزوين ازجمله مناطق زيبا, با فرهنگ و متمدن ايران است كه در كنار طبيعت زيبا, خدادادي و مناظر بهشت گونه خود از غناي تاريخي و فرهنگي قابل توجهي نيز برخوردار است. رودخانه هاي پرآب, قله هاي زيبا ومشهور, چشمه هاي آب گرم‏, حيات وحش, پوشش گياهي غني و درياچه هاي چشم نوازاين منطقه؛ در كنار آثار متعدد تاريخي, معماري, فرهنگي, باستاني و مردمان هنردوست, سخت كوش و متمدن؛ مجموعه كم نظيري را دراين خطه از كشور ايران به وجود آورده است كه ديدار از آن ها براي همه گروه هاي گردشگري جذاب است. قزوين بيش ترين آثارثبت شده تاريخي كشور را در خود جاي داده است. در اين منطقه مي توان در كنار طبيعت كم نظير و زيبا؛ مسجد هاي قديمي با ارزش معماري و تاريخي بالا, مدرسه هاي مهم و تاريخي‏, بازارهاي پررونق با انبوه اجناس و صنايع دستي, حمام ها و آب انبارهاي قديمي‏, تپه هاي متعدد باستاني كه نشان از تمدن باستاني منطقه دارد‏, شهرها, دهستان ها و روستاهاي قديمي با ارزش بالاي طبيعي و تاريخي‏, كاران سراهاي خاص دوره صفوي, قلعه هاي نظامي و مسكوني تاريخي‏, پل ها و بندهاي تاريخي و ده ها اثر قابل توجه ديگر را مشاهده كرد كه هر يك از آن ها قادراست ساعت ها بازديد كنندگان را سرگرم نموده و تاريخ و تمدن اين منطقه را به رخ بكشد. قزوين از جمله مناطق زيبا و با ارزش ايران در همه زمينه ها است كه همواره پذيراي گردشگران داخلي و خارجي بوده است.    

صنايع و معادن - استان قزوین:

استان قزوين ازمراكز مهم صنعتی كشور است كه داراي صنايع دستي و ماشيني با ارزشي است. صنايع دستی دراستان قزوين رونق چشمگيری دارد. مهم ترين صنايع دستی اين استان عبارتند از: سنگ تراشی و حكاكی، كاشی سازی، منبت كاری, گچ بری، قالی بافی، آيينه سازی‏. استان قزوين استقرار اين استان در نزديكی تهران و ممنوعيت احداث صنايع در محدوده 120 كيلومتری تهران، متقاضيان احداث واحدهای صنعتی را به سرمايه گذاری در اين استان راغب كرده است. از طرف ديگر وجود معادن متعدد و موقعيت مهم ارتباطی، ‌اهميت اين استان را به منظور سرمايه گذاری صنعتی دو چندان كرده است. استقرارشهر صنعتی البرز در 11 كيلومتری جنوب خاوری شهر قزوين، در زمينی به مساحت حدود 900 هكتار كه 347 كارخانه و حدود 70 كارگاه صنعتی و توليدی را در خود جای داده، بر اهميت صنعتی استان افزوده است. اين شهر صنعتی شامل مناطق صنعتی، تجاری، و مسكونی است. صنايع شهر صنعتی البرز به هفت گروه عمده صنعتی تقسيم شود که عبارتند از: صنايع فلزی، شيميايی، نساجی، سلولزی، الكتريكی، كانی غير فلزی و صنايع غذايی.   

کشاورزی و دام داری - استان قزوین:

استان قزوين يكی از مراكز مهم كشاورزی كشور است که به منظور بهره برداری از اين امكانات، ‌طی دهه های گذشته, با ايجاد سازمان های عمران و صنعتی كردن كشت و زرع توسعه يافته است. استفاده از ماشين آلات كشاورزی از قبيل تراكتور و كمباين، به كار گرفتن دفع آفات نباتی و كودهای شيميايی و به طوركلی فن آوری كشاورزی دراموركاشت و داشت، به نحو چشم گيری به رونق كشاورزی منطقه افزوده و تأثير بسياری درافزايش محصولات، از جمله گندم، جو، چغندرقند، حبوبات، پنبه، انگور، پسته، گردو، صيفی جات و انواع ميوه ها داشته است. در اين ميان انگور؛ بخش قابل توجهی از زمين های زير كشت استان را هم از لحاظ کيفی و هم از لحاظ کمی، به ويژه در نواحی تاكستان، به خود اختصاص داده است. اين دشت حاصل خيز با شبکه آب ياری طالقان رود که آب آن را به محدوده شمالی دشت قزوين انتقال می دهد، آب ياری می شود.

دام داري در استان قزوين بيش تر به دو شيوه سنتی و صنعتی صورت می گيرد. عشاير و كوچ نشيان با رمه گردانی در توليدات دامی مشاركت دارند. دام پروری صنعتی بيش تر به منظور توليد گوشت و شير و دام پروری سنتی برای تأمين مايحتاج خانواده و ايجاد درآمدی برای تأمين هزينه ها انجام می پذيرد. پرورش طيور نيز از ديگر فعاليت های اقتصادی روستايی استان قزوين است. مرغ داري هاي صنعتي زيادي در استان قزوين وجود دارند كه ازفعاليت پررونقي برخوردارند.   

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان قزوین: 

قزوين را در نوشته هاي قديمي؛ شهر باستاني "آرساس" يا "آرساسيا" و در تاريخ يونان شهر قديمي "راژيا" ناميده اند. قرار گرفتن آن بر سر راه "جاده ابريشم" سرنوشت قزوين را با فراز و فرودهاي تلخ و شيرين گره زده است. تاريخ نگاران ايرانی و عرب عقيده دارند كه واژه «قزوين» از جمله «اين كش وين» گرفته شده است، به اين شرح که وقتی سركرده سپاه كسرا به هنگام نبرد، در صف لشكريان خود خللی ديد، با عبارت «اين كش وين» (يعنی به آن كنج بنگر) زيردست خود را مأمور رفع خلل كرد و در نتيجه سپاهيان او پيروز شدند. آن گاه در آن محل؛ شهری بنا كردند و آن را «كشوين» ناميدند و در دوره اسلامی، عرب ها، اين واژه را معرب كرده و آن را «قزوين» ناميدند. عقيده يونانيان دراين مورد بر اين است که پيش از دوران هخامنشی، مردمی كه آن ها را «كاسی» يا «كاسيت» می ناميده اند، در كرانه باختری دريای قزوين می زيستند كه به گفته بعضی از تاريخ نگاران يونانی و آريايی جزو نژاد «ميت تانی» به حساب می آمدند. گفته مي شود اين قوم مدت ها پيش از مادها به ايران آمده و قرن ها در كرانه باختری دريای كاسپين (خزر) استقراريافته بود. نام قزوين نيز از نظر آنان، از نام دريای كاسپين گرفته شده است.

در مورد وجه تسميه نام قزوين نظر ديگری نيز وجود دارد. گفته می شود كه كوهستان های شمالی قزوين همواره زيستگاه مردمان سركش بوده و آبادی های دشت قزوين پيوسته دست خوش تاخت و تاز و تاراج طايفه های گوناگون قرار داشته است. به فرمان حاكم وقت، برای جلوگيری از تاخت و تاز كوه نشينان، يك دژ درمدخل كوهستان شمالی قزوين و دژ بزرگ ديگری برای استقرارسپاهيان در محل كنونی قزوين بنا كردند. اولی را «دژ بالا» و دومی را «دژ پايين» ناميدند که با گذشت زمان، نام «دژ پايين» دچار دگرگونی شده و به «دژپين»، «گژوين» و سپس «كشوين» تبديل شده است. در دوران شاپور ذوالاكتاف قلعه ای - در جای همان دژ - بنا كرده و همان کشوين ناميده شد. اين نام در دوره اسلامی معرب شده و به قزوين تغيير يافته است. در نظر ديگري گفته شده قزوين در اصل «كزوين» و مركب از «كزو» به معناي پسته و «ين» به معناي شهر- شهر پسته- بوده و بعد ها معرب شده و به قزوين تبديل شده است.

بر اساس اسناد و مدارك موجود، قدمت و تاريخ منطقه قزوين، به دوران حكومت مادها در قرن نهم پيش از ميلاد می رسد. كاوش ها و يافته هاي باستان شناسي در دشت قزوين، نشان گر مرحله يك جانشيني و كشاورزي در هزاره هفتم پيش از ميلاد و برخورداري ساكنان آن از صنايع اوليه و نظام اجتماعي است. منازل مسكوني، معبد، كارگاه هاي صنعتي، اشياي زينتي، مجسمه ها، انبارهاي غله و... از تمدن دير پاي مردمان اين ناحيه در هزاران سال پيش حكايت دارند. درآن زمان، ناحيه كوهستانی جنوب و جنوب باختری قزوين، جزيی از قلمرو مادها به شمارمی رفت كه همواره مورد تاخت و تاز اقوام و قبايل مختلف، از جمله اقوام ديالمه طبرستان، قرارمی گرفت. مؤلف «مرآت البلدان» بانی قزوين را شاپور ابن اردشير بابكان دانسته که شهر را جهت مقابله با حملات و سركشی های ديلميان ساخته و «شار شاپور» ناميده است.

قزوين دردوره های پيشين، از مراكز مهم تمدن ماقبل تاريخ بوده و شامل سرزمين های ميان شهريار، جلگه ری و دشت قزوين بوده است. بررسی های به دست آمده از تپه سگزآباد بويين زهرا، ‌نشان دهنده زيستگاه های انسانی متعددی در هزاره های پيش از ميلاد است. هم چنين دريک کيلومتری جاده كرج به قزوين، تعدادی تپه باستانی کشف شده كه تا حدی وضعيت زندگی اقوام اين ناحيه را در حدود هزاره چهارم قبل از ميلاد روشن می سازد. آثار و اشياء به دست آمده در سگزآباد قزوين، مربوط به دوران نو سنگی و ماقبل تاريخ است. ناحيه قزوين دردوران ماد، آباد بوده و در دوره هخامنشی ها مردان ناحيه قزوين، به دليری شهرت داشته اند. پيرنيا از مردمانی به نام «مرد» در ناحيه قزوين ياد می کند که از فرستادن نماينده به نزد اسكندر و اظهار اطاعت خودداری كردند.

روند شهرسازي و گسترش مناطق مسكوني در قزوين، پس از ورود اسلام به اين سرزمين در سال 24 هجري شتابي دو چندان گرفت و در مدتي كوتاه به عنوان « باب الجنه» يا «دروازه بهشت» ناميده شد. به روايت بلاذري در فتوح البلدان سعيدبن عاص بن اميه در سال هاي پيش از 35 هجري؛ قزوين را « شهري استوار و آباد» مي كند و ورود چهار هزار تن از مسلمانان به فرماندهي ربيع بن خثيم در سال 36 هجري با فرمان اميرالمومنين علي(ع) سيماي قزوين را دگرگون مي سازد.

اقدام محمدبن سنان عجلي در حدود سال 90 هجري گام بزرگ ديگري در توسعه شهر محسوب مي شود و زمينه ساز ساخت دو شهرك مهم « مباركيه و مدينه موسي» در كنار شهر كهن قزوين در سال هاي پيش از 169 هجري مي شود. به دنبال سفرهارون الرشيد در سال 192 هجري به ايران ، به دستور وي مسجد جامع عتيق قزوين بنا شده و بارويي گرداگرد شهرك هاي اقماري پيرامون قزوين كشيده مي شود و چنان كه ابن فقيه همداني و رافعي گزارش كرده اند، كلان شهر قزوين شكل مي گيرد.

وسعت قزوين در سال 253 هجري را مي توان از روايت تاريخ گزيده دريافت كه پس از بركشيدن حصار شهر توسط موسي بن بوقا، داراي دويست و شش برج و هفت دروازه بوده است. تعمير باروي شهر درسال 373 هجري به وسيله صاحب بن عباد – وزير دانشمند آل بويه – و بناي صاحب آباد در شمال خاوري شهر، بازسازي آن در سال 411 توسط امير شريف ابوعلي جعفري، اقدامات گسترده عمراني امير خمارتاش عمادي در دهه نخستين سده ششم و ساخت باروي تازه اي از آجر به سال 527 نشان از توسعه دايمي منطقه دارد.

انتخاب الموت به عنوان مركز اسماعيليان نزاري و چالش هاي فرهنگي ، سياسي و نظامي مربوط به آن ، منطقه قزوين را حدود 200 سال به كانون اصلي رويدادهاي مهم كشور تبديل كرد و بارها شاهد لشكركشي هاي ميليوني و آثار ويران گر آن بود. هرچند اميران سلجوقي ناگزير از فعاليت هاي عمراني نيز بودند و آثار پراكنده سلجوقي در جاي جاي استان نشان گر اين نكته و گسترش قزوين در قرن ششم هجري است .

مولف «آثار البلاد» قزوين را در آغاز قرن هفتم – پيش از حمله مغول –چنين توصيف كرده است: « شــهري بسيــار بزرگ و پر جمعيت است. در دشتي بسيار پهناور و هموار بنا شده و مهندسان در بناي شهر نقشه اي كشيده اند كه نظيرش وجود ندارد. زيرا دو شهر است يكي در آغوش ديگري آرميده. شهر كوچك را كه در وسط قراردارد شهرستان مي نامند كه براي خود دروازه و بارو دارد. شهر بزرگ تر كه پيرامون شهرستان واقع شده داراي برج و باروي ديگري است. باغستان ها و تاكستان ها گرداگرد باروي خارجي شهر دوم را فراگرفته و پس از آن كشت زارهاي سرسبز دو شهر را در بر دارد و دو رودخانه ديزج و ارنزك از آن مي گذرد»

وسعت اين شهر درهنگامه حمله ويران گر مغول به ايران به حدي رسيده كه به گزارش مستوفي در ظفرنامه افزون از يك ميليون نفر جمعيت داشته است. شهر قزوين در دوره ايلخاني پس از ركودي نسبي دوباره زندگي خود را باز مي يابد و چنان كه جهانگردان آورده اند در زمان تيموريان پس از سمرقند بزرگ ترين و آبادترين شهر ايران بوده است.

انتخاب قزوين به عنوان پايتخت صفويان درقرن دهم علاوه بر بازنمايي اهميت شهر، دوره درخشاني از عمران و توسعه شهري را رقم مي زند كه درآثار سفيران و بازرگانان غربي كه به ايران آمده اند؛ مشهود است. طراحي و ساخت نخستين خيابان ايراني، چهارباغ ها، ميدان ها، كاخ ها، مدارس، مساجد، بوستان هاي شهري و … كه به الگويي براي شهرسازي در سراسر ايران تبديل شد؛ از اين منطقه آغاز مي شود. حتي انتقال پايتخت در قرن يازدهم نيز رنگ فراموشي به آن نمي زند و تا پايان دوره افشاريان شاهد سازه هاي فراواني در جاي جاي شهر هستيم كه عمارت باشكوه ايوان نادري از آن جمله است.

در سراسر دوره قاجاريه، قزوين به عنوان يك منطقه حاكم نشين مستقل مرتبط با پايتخت مطرح بود و با وجود ركود نسبي اقتصاد و فرهنگ در آن دوره از اندك مراكز پر رونق ايران به شمار مي رفت.

پايداري قهرمانانه مردم اين سامان در برابر هجوم سپاه مغول و يورش ويران گر تيمور، به ويژه وارد كردن نخستين شكست به مهاجمان افغاني دردشت قزوين پس از سقوط اصفهان از نقش انكار ناپذير قزوينيان در تاريخ ايران حكايت دارد. مشاركت مردم قزوين در نهضت ضد استبدادي مشروطه سر آغاز فصل نويني در تاريخ معاصر ايران است كه تا انقلاب اسلامي تداوم مي يابد. پس از بي مهري هاي دهه هاي گذشته و تخريب بناهاي شكوهمندي هم چون ايوان و حياط نادري، عمارت خورشيد، عمارت ركنيه، دروازه ها و … ، رفته رفته استان قزوين به سوي عمران شهري گام برداشت واين روند با استقرار تشكيلات استاني به بعد شتابي بيش از پيش گرفت. 

مشخصات جغرافيايي - استان قزوین: 

استان قزوين در حوزه مركزي ايران بين 48 درجه و 45 دقيقه تا 50 درجه و 50 دقيقه درازاي خاوري و 35 درجه و 37 دقيقه تا 36 درجه و 45 دقيقه پهناي شمالي قرار گرفته است. اين استان از شمال به استان گيلان، از جنوب به استان مركزی، ازخاور به استان تهران و از باختر به استان های زنجان و همدان محدود مي شود و 1304 متر از سطح دريا ارتفاع دارد. استان قزوين با توجه به موقعيت جغرافيايی خود مانند پلی، پايتخت ايران را به مناطق شمالی و باختری و كشورهاي اطراف متصل می كند. قزوين به دليل موقعيت مناسب و توسعه كشاورزی، ‌صنعتی، مركزی و خدماتی يكی از قطب های مهم توسعه ايران به شمارمي آيد. آب وهوای ناحيه شمالی استان قزوين؛ كوهستانی است و ناحيه دشتی آن زمستان های سرد و تابستان های گرم وخشكی دارد. رشته كوه هاي البرز مركزي و كوه هاي رامند و خرقان از سه جهت استان قزوين را در بر گرفته و دشت گسترده اي را به وجود آورده اند كه از شمال به جنوب 75 كيلومتر و از خاور به باختر حدود 95 كيلومتر است. كم ترين نقطه استان قزوين از سطح دريا با 300 متر در منطقه طارم سفلي و كناره هاي درياچه سد سفيد رود واقع شده كه تفاوت آشكاري را از نظر توپوگرافي به وجود آورده است. بر اساس سرشماری سال 1375 جمعيت استان قزوين 968257 نفراعلام شده است. اين استان از لحاظ ساختار اجتماعی، ‌تركيب قومی متنوعی دارد. مهم ترين عشاير استان، از نظروابسته گی قومی عبارتند از: لرها و کردها، شاهسون ها و مراغی ها يا کله بزی ها.

مسيرهاي دسترسي به استان قزوين مناسب است و عبارت است از:

1- اتوبان بزرگ تهران- قزوين- زنجان.

2- جاده آستارا به درازاي 514 كيلومتر که در كيلومتر 148 به قزوين می رسد.

3- مسير عبوری تهران- خسروی به طول 743 كيلومتر.

4- هم چنين قزوين در مسير قطار سريع السير تهران- زنجان و قطار های عبوری ديگر قرار گرفته است.

قزوين دارای يک فرودگاه محلی نيز هست. 

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان قزوين 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

قزوين

تاكستان

قزوين- تاكستان

برج باراجين- عمارت شهرداري - كليساي ارامنه - منطقه حفاظت شده باشگل - خررود - مقبره پير تاكستان - قز قلعه - آبكلو - محوطه باستاني خله كوه - امامزاده زرلان - نرگه - امامزاده هفت صندوق - امامزاده صالح، نهاوند- عمارت بانك ملي قاجاري - امامزاده كمال ضيا آباد

2

قزوين

آوج

قزوين- بوئين زهرا- آوج

برج باراجين - عمارت شهرداري - كليساي ارامنه - چشمه آبگرم معدني خرقان - هفت چشمه- خرقان داغ - غار قلعه كرد - غار سفيد كوه - غارهاي عباس آباد - غار كوه سنگي - غار سلطانبلاغ - درياچه دريابك(پرسبانج) - آبشار طبيعي شاه دره - رودخانه خررود - رودخانه كلنجين آوه - رودخانه رودك - درخت چنار كهنسال پروان - برج هاي دوگانه خرقان - كاروانسراي شاه عباسي - قلعه لطفعلي خان - گبر قلعه - قلعه گوي چاقان - امامزاده محمد طاهر - امامزاده علاءالدين - امامزاده منصور - حسينيه منصور - قوشه امام هرائين - چهل دختران زرين دره

3

قزوين

الموت

قزوين- الموت

برج باراجين - عمارت شهرداري - كليساي ارامنه - قلعه حسن صباح - قلعه لمبسر - قلعه قسطين لار - قلعه بيدلان - قلعه نويزرشاه- قلعه ميمون دژ- درياچه اوان- طبيعت بكر الموت- دره شاهرود- غار حاجت خانه- غار ولي- غار سفيد آب- ايوان سنگي نياق- بقعه امامزاده علي اصغر

4

قزوين

طارم سفلي

قزوين- طارم سفلي

برج باراجين - عمارت شهرداري - كليساي ارامنه - قلعه شميران- برج هاي دوگانه شميران- برج ساسان- برج كوچك- چنار هزار ساله سيردان- باغهاي زيتون- آبشار ماهين- قلعه فردوس- نارين قلعه- جنگل شامه دشت- كليساي آلتين كش- امامزاده قاسم- مسجد جامع سيردان

استان قم

استان قم:

موقعیت :                    

مجاورت : شمال:  استان تهران  جنوب:  استان اصفهان  شرق:    غرب: 
آب و هوا: نیمه بیابانی (جزو اقليم کويری و خشک) ارتفاع  متوسط :    930  M   دما:19 º c
وسعــــت: ۱۴۶۳۱متر مربع
جمعـیــت:  بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۷۳۷/۰۴۶/۱ نفر

شهرستانها: قم/مرکز استان

موقعيت‌ جغرافيايي‌ - استان قم:  

استان‌ قم‌ با وسعتي‌ معادل‌ 14631 كيلومتر مربع‌ در جنوب‌ پايتخت‌ واقع‌ شده‌ است‌. براساس‌ آخرين ‌تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ در سال‌ 1375، شهرستان‌ قم‌ تنها شهرستان‌ استان‌ و شهر قم‌ مركز شهرستان‌ و استان‌ قم‌ مي‌باشد. اين‌ استان‌ از شمال‌ به‌ جلگه‌ ورامين‌ و شهرري‌ از استان‌ تهران‌ و ساوه‌ از استان‌ مركزي ‌، از جنوب‌ به ‌شهرستان‌هاي‌ محلات‌ و دليجان‌ از استان‌ مركزي‌ و كاشان‌ از استان‌ اصفهان‌ و كويرنمك ‌، از غرب‌ به‌ شهرستان‌هاي ‌آشتيان‌ و تفرش‌ از استان‌ مركزي‌ محدود است‌. اين‌ استان‌ در سال‌ 1385، حدود 1046737 نفر جمعّيت‌ داشته‌ است‌ كه‌ از اين‌ تعداد 983094 نفر در نقاط‌ شهري‌ و 63643 نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند. 

استان‌ قم‌ در قلمرو كوير مركزي‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ است‌. ناهمواري‌هاي‌ استان‌ قم‌ مشتمل‌ بر نواحي‌ كوهستاني‌ ، پايكوهي‌ و دشتي‌ است‌. شهر قم‌ به‌ علّت‌ مجاورت‌ با بيابان‌ و دوري‌ از دريا ، اقليمي‌ خشك‌ و كم‌ رطوبت‌ وبارشي‌ اندك‌ و نامناسب‌ دارد. بيشتر زمين‌هاي‌ اين‌ استان‌ قابليت‌ كشاورزي‌ ندارند و به‌ حاشيه‌ درياچه‌ نمك‌ يا مسيله‌ معروف‌اند.

آب‌ و هوا – استان قم:  

استان‌ قم‌ از نظر آب‌ و هوا ، اقليم‌ نيمه‌ بياباني‌ دارد و ميزان‌ بارش‌ سالانه‌ آن‌ در اطراف‌ حوض‌ سلطان‌ كمتر از 100 ميلي‌ متر است‌ كه‌ عمدتاً در فصول‌ سرد سال‌ (پاييز و زمستان‌) صورت‌ مي‌گيرد. در حالي‌ كه‌ درفصول‌ گرم‌ به‌ ويژه‌ تابستان ‌، نزولات‌ جوي‌ آن‌ بسيار نادر است‌. طبق‌ گزارش‌ ايستگاه‌هاي‌ سينوپتيك‌ استان‌ درسال‌ 1383، بيشترين‌ درجه‌ حرارت‌ ثبت‌ شده‌ با 6/31 درجه‌ به‌ مرداد ماه‌ و كمترين‌ آن‌ با 2/5 درجه‌ سانتيگراد به‌ دي‌ ماه‌ مربوط‌ است‌. همچنين‌ ماه‌هاي‌ ارديبهشت‌ ، خرداد ، شهريور و مهر مناسب‌ترين‌ زمان‌ براي‌ مسافرت‌ به‌استان‌ است‌. 

صنايع‌ دستي‌ و سوغات – استان قم:  

در سطح‌ استان‌ قم‌ و به‌ ويژه‌ در مناطق‌ روستايي‌ آن‌ توليد و عرضه‌ صنايع‌ دستي ‌متنوعي‌ رايج‌ است‌ كه‌ امروزه‌ عليرغم‌ كاهش‌ رونق‌ اوّليه‌ هنوز هم‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از جلوه‌هاي‌ هنرهاي‌ ايراني‌ وهمچنين‌ يكي‌ از منابع‌ درآمدي‌ خانوارهاي‌ روستايي‌ بشمار مي‌آيد. اهم‌ صنايع‌ دستي‌ استان‌ عبارتند از: قالي ‌، سراميك ‌، آجر، درودگري‌ و منبت‌ كاري‌ . اهم‌ سوغاتي‌هاي‌ استان‌ قم‌ عبارتند از: سوهان ‌، مهر و تسبيح‌ ، ظروف ‌سنگي ‌، ظروف‌ گچي‌ ، اشياء تزئيني ‌، چيني‌ و فرش‌ ابريشمي‌ و ميوه‌هايي‌ مانند انار و انجير. 

موسيقي محلي – استان قم: 

استان و شهر قم مركز آموزشها و مراسم ديني است. در برخي از مراسم ديني نواي موسيقي همراه با اشعاري خاص در هم آميخته ميشوند. از آنجاييكه موسيقي مراسم مذهبي به عنوان موسيقي سوگواري نيز شناخته شده است ، اين نوع موسيقي همواره يادآور غم‌ها و سوگواريهاست. اين نوع آهنگها معمولاً با فلوت ، ني ، سنج و طبل نواخته ميشوند. آهنگ‌هاي اين نوع موسيقي تحت تاثير انواع مقامهاي موسيقي ايراني  با گرايشهاي غمگنانه و سوگوارانه شكل گرفته اند. 

مسافرت و اقامت – استان قم: 

استان‌ قم‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي ‌، مخابرات‌ و سيستم‌هاي‌ درماني‌ تجهيز شده‌ و مسافرت‌ به‌ آن‌ها بسيار آسان‌ است‌. شهر قم‌ داراي‌ انواع‌ مهمانسرا ، هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ است‌ و مردم‌ آن‌ نيز با فرهنگ‌ جهانگردي ‌زيارتي‌ آشنايي‌ كامل‌ دارند.

مکان های دیدنی و تاریخی - استان قم: 

در سطح استان قم؛ درياچه نمک و درياچه حوض سلطان از اهميت توريستی و علمی زيادی برخوردار هستند. به طور کلی استان قم به دليل قرار گرفتن در مرکز ايران و همسايگی با دشت کوير از جاذبه های توريستی و بيابان گردی بسيار زيادی برخوردار بوده و پارک ملی کوير که آثار فرهنگی و تاريخی متعددی را در خود جای داده و مجموعه با ارزشی از ذخاير گياهی و جانوری متنوع را دارا است، از جاذبه های مهم طبيعی استان قم به شمار می آيد.

در استان قم بيش از 317 مورد تاريخي و مذهبي به ثبت رسيده كه به لحاظ جهانگردی مذهبی دارای پتانسيل و جايگاه ويژه ای است. آستانه مقدس حضرت معصومه(س) مهم ترين بنای تاريخی – مذهبی استان قم به شمار می آيد که در کنار ده ها اثر تاريخی ديگر همواره پذيرای بازديد کنندگان بی شمار اين استان می باشد.   

صنايع و معادن - استان قم: 

استان قم با توجه به قرار گرفتن بين دو قطب صنعتی مهم يعنی تهران و اصفهان و نيز امكاناتی كه در سال های اخير در آن به وجود آمده؛ به محل فعاليت صنعت كاران در رشته های ميانی و معدنی تبديل شده است. پايه و اساس صنعت قم را صنايع كانی غيرفلزی تشكيل می دهند و توليدات آن ها به اقصی نقاط كشور صادر می شود. در حال حاضر بيش از هزار واحد توليدی در قم به توليد گچ، آجر، آهک، سنگ و پودر سنگ مشغول هستند و محصولات آن ها علاوه بر تامين نيازهای استان به ساير نقاط به ويژه تهران نيز صادر می شود. قالی بافی، منبت كاری، سراميک، آجر پزی و درود گری نيز از مهم ترين صنايع دستی استان قم هستند كه دراين ميان منبت كاری و قالی بافی اهميت ويژه ای دارند. قالی های طرح قم از ارزش خاصی برخوردار بوده و در بازارهای داخلی و خارجی طرف داران زيادی دارد.   

کشاورزی و دام داری - استان قم: 

اساس اقتصاد قم برپايه كشاورزی، دام داری و صنعت (دستی و ماشينی) استوار شده است. كشاورزی در اين استان به صورت تلفيقی انجام می گيرد. روستاهای بخش كهک و خلجستان و تعدادی از روستاهای بخش مركزی به دليل كوهستانی بودن؛ دارای آب و هوای ملايم و بعضا سرد هستند كه در آن ها درختان ميوه سردسيری از قبيل: گردو، فندق، بادام، زردآلو و گيلاس به خوبی رشد كرده و به صورت باغ های كوچكی وجود دارند كه محصول خشك بار آن ها برای اقتصاد روستاها دارای اهميت زيادی است. ‌روستاهای بخش جعفرآباد و مركزی به دليل جلگه ای بودن دارای آب و هوای گرم هستند و محصولات آن ها بيش تر انار،ا نجير، صيفی، سبزی، پنبه، يونجه و گندم است. فرآورده های كشاورزی استان؛ شامل: گندم، جو، پنبه، چغندرقند، ذرت، آفتاب گردان و تره بار است كه از اين ميان، كشت جو از اهميت زيادی برخوردار است.

دام داری نيز از ديرباز در استان قم رايج بوده و برخی از ايلات و عشاير استان های باختری كشور زمستان ها را در اين استان می گذارنند. علاوه بر اين ها پرورش گاو، گوسفند و طيور به صورت صنعتی و سنتی نيز در سطح استان رونق قابل توجهی دارد.   

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان قم: 

درباره پيشينه قم وتاريخ بنای آن اختلاف نظر وجود دارد. نام قم سه بار در شاهنامه فردوسی آورده شده است. با اين وجود، برخی بنای شهر قم را به بعد از اسلام نسبت می دهند. گريشمن مناطقی چون قم، سيلک كاشان، ساوه و اساسا كناره های باختری کوير ايران را از قديمی ترين مناطق استقرار جمعيت های انسانی و تمدن های اوليه می داند. بر اين اساس قدمت قم و نواحی پيرامون آن، به چند هزار سال پيش می رسد. نتايج كاوش های باستان شناختی اخير در منطقه قم رود نيز اين ادعا را تأييد می کند.

قم در سال های 23 يا 24 هـ . ق هم زمان با اصفهان به تصرف اعراب درآمد. اعراب نام شهر را با الهام از نام يکی از روستاهای منطقه «کم» يا «قم» نهادند. ورود اعراب اشعری به قم، مورد استقبال زرتشتيان قرار گرفت. از دلايل اين استقبال می توان به هجوم پی در پی جنگل نشينان ديلمی به اين نواحی اشاره کرد. اتحاد و پيوند اعراب و زرتشتيان، چندان به درازا نکشيده منجر به درگيری هايی شد که سرانجام به تسلط بيش تر اشعری ها، بر روستاها و مزارع منطقه انجاميد. از اين پس روستاها و مزارع بيش تری با يک ديگر ادغام شده و فضای شهری قم را به وجود آوردند.

قم در دوره اشعريان پناهگاه نسبتا امنی برای «طالبين» و «علويان» شد. اشعری ها با توجه به گرايش های فکری خود، از ورود علويان حمايت و استقبال كرده موجب توجه و هجرت شان به اين شهر شدند. تا پيش از ايجاد اختلاف در بين عرب های اشعری، حکومت آنان بسيار چشمگير بود. اشعريان آشكارا به نشر گرايش های علوی می پرداختند. از پرداخت خراج سر باز می زدند و حتی فرستاده گان خلفا را نيز به شهر راه نمی دادند.

در قرون اوليه اسلام، علويان و شيعيان با بی رحمانه ترين وضع، تحت تعقيب و آزار حكام اموی و عباسی بودند. تعقيب و آزار خلفا از يک سو و انگيزه تبليغ گرايش های علوی از سوی ديگر، سبب شد كه آنان به مناطق دور دست سرزمين های اسلامی آن روزگار هجرت كنند. ايران و شهرهای آن ازجمله قم از مناطق مهمی بودند كه علويان پيوسته به سوی آن ها هجرت می كردند. با حضور علويان در قم، اين شهر به يک كانون مخالف بغداد تبديل شد. قيام عليه فرمان دار وقت در زمان هارون، يكی از شورش های معروف در قم بود.

مردم قم بعد از کشته شدن امام هشتم – علی بن موسی الرضا(ع) – چون مامون را قاتل امام خود می دانستند، هنگام بازگشت او از مرو به بغداد، دست به شورش زدند. مامون برای سركوبی شورش قم، علی بن هشام را با لشگر نيرومندی به جانب قم فرستاد تا شورشيان را سركوب و خراجی را كه از سال 204- 211 نپرداخته بودند،‌ دريافت کند. به دستور علی بن هشام تعدادی از سران اشعری و بزرگان شهر اعدام شدند، باروی شهر با خاک يكسان شد و خراج هفت ساله را نيز با ستم و زور از مردم گرفتند. علی بن هشام قبل از بازگشت به بغداد فردی به نام علی بن عيسی طلحی را به حكومت قم گماشت، اما هنوز چند سالی نگذشته بود كه مردم او را با يک شورش دوباره از قم بيرون نمودند. مامون دوباره فردی را مامور سركوبی اين شورش و گرفتن ماليات وصول نشده؛ كرد و اين بار مامور او با استفاده از آشنايی خود با بزرگان شهر مساله را با روش مسالمت آميز حل كرد.

با آگاهی از خبر فوت مامون (در سال 216 هـ . ق) مردم قم به مرکز حکومت حاکم وقت حمله کرده و او را از قم بيرون کردند. معتصم که بعد از مامون به خلافت رسيده و در بدو شروع خلافتش با شورش مردم قم مواجه شده بود، فرمانده كل سپاه خود را كه وصيف ترک نام داشت برای سركوبی شورش قم فرستاد و به او دستور داد كه شورشيان را تنبيه كند. در جريان اين حمله حصار شهر دوباره منهدم شد و اماكن زيادی از بين رفت. مهاجمين، بسياری از باغ ها، خانه ها و مزارع را آتش زدند و شهر به تلی از خاكستر تبديل شد. وصيف ترک بعد از اين سركوبی، محمد بن عيسی بادغيسی را از سوی خود به حكومت قم گماشته و خود به بغداد بازگشت. حاکم جديد سياست نرمش و مدارا را در پيش گرفت. اين آرامش تا سال 254 هـ . ق برقرار بود، اما با فوت محمد بن عيسی و روی كار آمدن متوكل عباسی، اوضاع دوباره دگرگون شد. متوكل كه شديدا موضع ضد علوی داشت, با ناسزاگويی به حضرت فاطمه(س) و امام علی(ع)، تخريب بقاع متبرک در كربلا و آب بستن بر تربت امام حسين(ع) و ساير شهدای كربلا، به مقدسات شيعيان اهانت كرد. اين امر واکنش شديد شيعيان از جمله مردم قم را به دنبال داشت. بالاخره اهالی قم با حمايت از حسين کوکبی خشم و بغض خود را نسبت به خلفا نشان دادند و او را ياری كردند تا دولت علوی را در محدوده طالقان، قزوين، زنجان و ابهر تشكيل دهد. به اين ترتيب قم و مناطق يادشده از پرداخت ماليات سرباز زدند.

بعد از مدتی، بار ديگر حسين كوكبی با مقداری پيش روی در منطقه طالقان قيام کرد و با تصرف قزوين و زنجان، توانست دولت علوی مستقل و كوچكی را به مدت كوتاهی برقرار كند، اما سرانجام از سپاه خليفه شكست خورد و به داعی كبير (علوی ديگری كه در منطقه طبرستان حكومت می کرد) پناه برد. عبدالرحمن بن مفلح مامورشد تا هم حسين كوكبی را سركوب كند و هم طغيان قم را فرونشاند. وی پس از گرفتن خراج چهار ساله و كشتار وحشيانه ای که باعث ترک ديار بيش تر مردم قم شد، از شهر خارج شده و در ری به موسی بن بغا پيوست تا به قصد سركوبی حسين كوكبی عزيمت كنند.

شورش بعدی مردم قم زمانی رخ داد كه معتمد، خليفه عباسی مشغول جنگ با يعقوب ليث صفاری بود. در زمان معتضد عباسی، نيز اهالی قم مجددا شورش كرده از پرداخت خراج خودداری نمودند. اين قيام نيز سركوب شد و عامل خليفه به قتل و غارت مردم شهر پرداخت. اين شورش و سركوب به طور مستمر تا زمان به قدرت رسيدن «آل بويه» كه به نوعی به مبارزه با خلفا به پا خاسته بودند، ادامه يافت. قم در اين دوره به خاطر توجه خاص حکام آل بويه مخصوصا ركن الدين ديلمی و صاحب بن عباد - وزير آل بويه - در ابعاد مختلف رشد و توسعه يافت. صاحب بن عباد كسی بود كه از حسن بن محمد قمی خواست تاريخ قم را به رشته تحرير درآورد و به اين ترتيب اولين كتاب مستقل در تاريخ قم نگاشته شد.

در زمان سلجوقيان تصدی امور مهم دولت سلجوقی از سوی قمی ها صورت می پذيرفت و فعاليت آن ها در صحنه سياسی باعث عمران و ترقی قم شد. با حمله مغول، قم بار ديگر به كلی منهدم شد. توجه برخی از حكام مسلمان مغول از جمله سلطان محمد اولجايتو به قم بر آبادانی منطقه افزود. در دهه های پايانی قرن هشتم هـ . ق و در تهاجم تيمور گوركانی شهر بار ديگر ويران و مردم آن قتل عام شدند. در اين حمله، ديوار شهر آن چنان تخريب شد كه تا زمان حكومت صفويه، مردم قم نتوانستند آن را بازسازی كنند. با تصرف قم (در سال 909 هـ . ق) توسط لشگريان اسماعيل صفوی که مذهب شيعه داشتند، قم دوباره مسير رشد و شکوفايی را در پيش گرفت. شهر قم در دوره صفويه از مراكز مهم فرهنگی و فقهی شيعه شد و علمای بزرگی از اين شهر برخاستند. نقش زيارتی و مذهبی اين شهر نيز در دوره صفويه توسعه يافت. شاه عباس اول (به علت دشمنی ديرينه صفويه با دولت عثمانی) به قصد کم کردن زوار عتبات عاليات در نجف، كربلا و كاظمين مردم را به زيارت حضرت امام رضا(ع) در مشهد و حضرت معصومه(س) در قم تشويق می نمود. اين كار، در واقع يک مبارزه فرهنگی و اقتصادی عليه دولت عثمانی بود و شاه عباس درصدد بود كه از اين طريق، توان اقتصادی دشمن را محدود كند. در اين دوره قم از نظر اقتصادی و صنعتی نيز مورد توجه بود، و برای رشد صنعتی و اقتصادی آن تلاش های زيادی انجام شد. از جمله اين تلاش ها زيبا سازی و تزيين بناهای حرم و وقف اموالی برای اين بارگاه بوده است. به هر حال، آثارمتعدد تاريخی بازمانده از عصر صفوی از يک سو و گزارش های سياحان خارجی كه در اين عصر از قم ديدن كرده اند از سوی ديگر، و هم چنين شواهد تاريخی و مذهبی ديگر، حكايت از آن دارند كه قم در عصر صفويه از شكوفايی خاصی برخوردار بوده است.

با حمله افغان ها به ايران و تصرف اصفهان، قم به عنوان خط مقدم دفاع از اصفهان دچار خسارات سنگينی شد. افغان ها که در قم مستقر شده بودند، تمام مدارس قم را به انبار غله و علوفه برای سربازان سواره نظام تبديل كردند. حضور افغان ها در قم در دوره هاي ديگر نيز خسارات اقتصادی مهمی را در بر داشته است. از اين ميان می توان به غارت تمام اشيای گران بهای آستانه حضرت معصومه(س) توسط اشرف افغان اشاره کرد که در راه اصفهان، و پس از شكست از نادر شاه در مهمان دوست دامغان انجام داد.

در سال 1208 هـ . ق قم به تسلط آقا محمد خان قاجار- اولين پادشاه سلسله قاجار - درآمد. خان قاجار با آتش زدن خانه ها و كشتن مردم، شهر مذهبی قم را بار ديگر دچار ويرانی و مصيبت كرد. بيش تر شاهان سلسله قاجار به خصوص فتح علی شاه قاجار، توجه مناسبی به اين شهر و بارگاه حضرت معصومه(س) داشتند.

در حال حاضر، قم يكی از مراكز مهم تشيع در ايران و جهان است و علما و محدثين بزرگی از اين منطقه برخاسته اند. وجود حوزه علميه قم بر اهميت مذهبی اين شهر فزونی خاصی بخشيده است. اين حوزه در سال 1340 هجری قمری با آمدن حاج شيخ عبدالكريم حايری به اين شهر بنيان گذاشته شد و در سال های بعد با ورود علمای ديگر، حوزه های علمی و روحانی كنونی قم تاسيس و توسعه يافتند.  

مشخصات جغرافيايي - استان قم: 

استان قم با دربرگرفتن كم تر از يك درصد از مساحت كل كشور؛ عنوان كوچك ترين استان ايران را دارد كه در سال 1373 از استان مركزی جدا و يک استان مستقل به مركزيت شهر قم شد. قم در قلمرو كوير مركزی ايران واقع شده است و از نظر جغرافيايي بين 50 درجه و 6 دقيقه تا 51 درجه و 58 دقيقه درازای خاوری و 34 درجه و 9 دقيقه تا 34 درجه و 11 دقيقه پهنای شمالی واقع شده است. استان قم؛ از طرف شمال به استان تهران، از خاور به استان سمنان, از جنوب به استان اصفهان و از طرف جنوب باختری تا شمال باختری به استان مركزی محدود می شود. بر اساس آخرين تقسيمات كشوری در سال 1375، اين استان دارای يک شهرستان و يک شهر بوده است. ارتفاع مركز شهرستان از سطح دريا 928 متر و ارتفاع بلندترين نقطه استان؛ در مناطق كوهستانى،3330 متر ارتفاع و پست ترين نقطه آن در حاشيه درياچه نمک قم حدود 700 متر است.

استان قم از شمال به استان های تهران و مركزی، از جنوب به استان های مركزی و اصفهان و از باختر به استان مركزی محدود است. استان قم به دليل ارتفاع اندک، بارش ناچيز، اقليم نامساعد و زمين های شور، بخشی از كوير مركزی ايران به شمار می رود و از نظر استفاده از زمين مطلوبيت چندانی ندارد. ميزان درجه حرارت در ماه های يادشده؛ بين 20 تا 25 درجه سانتيگراد است. با توجه به دما و آب و هوای اين استان ماه های ارديبهشت، خرداد، شهريور و مهر، مناسب ترين زمان برای سفر به استان قم است. راه های مهم شهرستان قم عبارتند از: 1- اتوبان قم – تهران به درازای 145 كيلومتر2- راه اصلی قم – تهران به سوی شمال 3- راه قم – كاشان به درازای 103 كيلومتر4- راه اصلی قم – سلفچگان به سوی جنوب باختری به درازای 40 كيلومتر 5- راه فرعی جنوب باختری به درازای 52 كيلومتر تا روستای نيزار قم – دليجان – اصفهان.

طبق سرشماری عمومی نفوس و مسكن در سال 1375، جمعيت استان قم در برابر 852946 نفر بوده است. از اين تعداد 16/ 91 درصد در نقاط شهری و 82/8 درصد در نقاط روستايی سكونت داشته و بقيه غير ساكنان بوده اند

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان قم 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

قم

بخش كهك

قم - كهك

مدرسه فيضيه - موزه آستانه - گنبد سبز - مدرسه جهانگيرخان - كوه خضرالنبي - مسجد جمكران- آثار تاريخي و اكوتوريسم بخش كهك- منزل ملاصدرا- ميل ميم- امامزاده اسماعيل- گورستان و تپه تاريخي صرم-غار و شنوه

2

قم

جاده گرمسار

قم - جاده گرمسار

مدرسه فيضيه- موزه آستانه- گنبد سبز- مدرسه جهانگيرخان- كوه خضرالنبي -كاروانسراي تاريخي دير گچين- قلعه سنگي محمد آباد كاج- درياچه نمك كوير

3

قم

سلفچگان

قم - جاده قديم سلفچگان

مدرسه فيضيه- موزه آستانه- گنبد سبز- مدرسه جهانگيرخان- كوه خضرالنبي -بارگاه مقدس امامزاده عبدا…

4

قم

سلفچگان

قم – سلفچگان (1)

مدرسه فيضيه- موزه آستانه- گنبد سبز- مدرسه جهانگيرخان- كوه خضرالنبي -سد پانزده خرداد- منطقه حفاظت شده پلنگ دره

5

قم

سلفچگان

قم – سلفچگان (2)

مدرسه فيضيه- موزه آستانه- گنبد سبز- مدرسه جهانگيرخان- كوه خضرالنبي -منطقه نمونه گردشگري دستجرد- گيو

6

قم

جاده اراك

قم – سلفچگان - جاده اراك

مدرسه فيضيه- موزه آستانه- گنبد سبز- مدرسه جهانگيرخان- كوه خضرالنبي -ميل تاريخي راهجرد- آب انبار تاريخي راهجرد

 

استان فارس

استان فارس:

مرکـــــز : شیراز           موقعیت : 

مجاورت : شمال: اصفهان  شمال غربی: استان کهگیلویه و بویراحمد   جنوب: هرمزگان  شرق: استان یزد و کرمان   غرب:استان بوشهر
آب و هوا: سه ناحیه آب و هوایی متمایز در استان فارس وجود دارد. نخست ناحیه کوهستانی شمال و شمال غربی با زمستانهای نسبتاً سرد و تابستانهای معتدل. دوم نواحی مرکزی با زمستانهای نسبتاً بارانی و معتدل و تابستان‌های گرم و خشک. ناحیه سوم در جنوب و جنوب شرقی دارای زمستانهای معتدل و تابستانهای بسیار گرم است. ارتفاع  متوسط:   491/1   M  دما: 8/16 º c
وسعــــت:  ۱۲۲۴۰۰ کیلومتر مربع
جمعـیــت:  بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 878/336/4  نفر
تقسیمات:   16 شهرستان 48 شهر 60 بخش و 185 دهستان

شهرستانها: آباده - ارسنجان - استهبان - اقلید - بوانات - جهرم - خرم بید - داراب - زرین دشت - سپیدان - شیراز/مرکز استان - فسا - فیروز آباد - قیر و کارزین - کازرون - لارستان - لامِرد - مرودشت - ممسنی - مهر - نی ریز

موقعيت جغرافيايي - استان فارس:

استان‌ فارس‌ با ۱۲۲۴۰۰ هزار كيلومتر مربع‌ وسعت‌ در جنوب‌ استان‌ اصفهان‌ قرار دارد. آباده ‌، استهبان‌ ، اقليد ، بوانات‌ ، جهرم ‌، داراب‌ ، سپيدان ‌، شيراز، فسا ، فيروز آباد ، كازرون‌ ، لار، لامرد ، مرودشت ‌، ممسني‌ ، نيريز شهرستانهاي‌ استان‌ فارس‌ هستند و شهر زيباي‌ شيراز مركز آن‌ مي‌باشد. استان‌ فارس‌ در سال‌ 1385 حدود  4336878 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌ كه‌ 2652947 نفر آن‌ شهر نشين ‌، 1683931 نفرروستانشين‌ و غير ساكن‌ و عشاير بوده‌ است‌.

كوههاي‌ زاگرس‌ با جهت‌ شمال‌ غربي‌ - جنوب‌ شرقي ‌، استان‌ فارس‌ را به‌ دو ناحيه‌ مشخص‌ طبيعي‌ شامل ‌ناحيه‌ شمال‌ - شمال‌ غربي‌ و ناحيه‌ جنوب‌ - جنوب‌ شرقي‌ تقسيم‌ كرده‌ است‌. ارتفاعات‌ ناحيه‌ شمالي‌ ازكوههاي‌ سميرم‌ شروع‌ و در جهت‌ شمال‌ غربي‌ امتداد مي‌يابد. ارتفاعات‌ ناحيه‌ جنوبي‌ كوههاي‌ اطراف‌ شيراز وكوههاي‌ مهارلو ، خرمن‌ و تودج‌ را در بر مي‌گيرد. ارتفاعات‌ غربي‌ در امتداد ارتفاعات‌ كهگيلويه‌ تا كوههاي‌ ممسني‌ و ارتفاعات‌ جنوبي‌ مشتمل‌ بر كوههاي‌ داراب‌ و ارتفاعات‌ تنگستان‌ مي‌باشد.

آب و هوا - استان فارس:

در استان‌ فارس‌ سه‌ ناحيه‌ مشخص‌ آب‌ و هوايي‌ وجود دارد. اول‌ ، ناحيه‌ كوهستاني‌ شمال‌ و شمال‌ غرب‌ كه‌ زمستان‌هاي‌ سرد معتدل‌ و پوشش‌ گياهي‌ مناسبي‌ دارد. دوم‌ ناحيه‌ مركزي‌ كه‌ در زمستان‌ها آب‌ و هواي ‌نسبتاً معتدل‌ توأم‌ با بارندگي‌ و در تابستان‌ها هوايي‌ گرم‌ و خشك‌ دارد. سوم‌ ناحيه‌ جنوب‌ و جنوب‌ شرقي‌ كه‌ به‌علت‌ كاهش‌ ارتفاع‌ و عرض‌ جغرافيايي‌ و نحوه‌ استقرار كوهها ميزان‌ بارندگي‌ آن‌ در فصل‌ زمستان‌ نسبت‌ به‌ دو فصل‌ بهار و پائيز كمتر است‌ و هواي‌ آن‌ نيز در زمستان‌ها معتدل‌ و در تابستان‌ها بسيار گرم‌ است‌. متوسط‌ حرارت ‌شهر شيراز 8/16 درجه‌ و حداكثر و حداقل‌ مطلق‌ دماي‌ آن‌ به‌ ترتيب‌ 2/29 و 7/4 درجه‌ سانتي‌ گراد است‌. 

تاريخ و فرهنگ - استان فارس:

استان‌ فارس‌ از قديمي‌ترين‌ مراكز تمدن‌ بشري‌ محسوب‌ مي‌شود و قرن‌ها مركز حكومت‌ شاهنشاهي‌ ايران‌ بوده‌ است‌. قبل‌ از اسلام‌ دو سردار بزرگ‌ ايراني‌ از اين‌ منطقه‌ برخاسته‌ و هر يك‌ سلسله‌ بزرگي‌ بنام‌ هخامنشي‌ (كورش‌) و ساساني‌ (اردشير بابكان‌) تشكيل‌ داده‌اند. بعد از انقراض‌ سلسله‌ هخامنشي‌ كه‌ نزديك‌ به ‌219 سال‌ در ايران‌ پادشاهي‌ كرده‌اند. اسكندر مقدوني‌ سلسله‌ سلوكيه‌ را در سال‌ 311 قبل‌ از ميلاد در ايران‌ تاسيس‌ و شهرهايي‌ در ناحيه‌ پارس‌ (فارس‌) بنا نهاد. در عين‌ حال‌ در قسمت‌ مركزي‌ پارس‌ در ناحيه‌ استخر قدرت‌هاي‌ محلي‌ با نام‌هاي‌ ايراني‌ روي‌ كار آمدند كه‌ از سال‌ 250 قبل‌ از ميلاد به‌ بعد بر روي‌ سكه‌هاي‌ آنها نوشته‌هايي‌ به‌ خط‌ پهلوي‌ و چهره‌هاي‌ ايراني‌ و آتشدان‌ ديده‌ مي‌شود. معذالك‌ ناحيه‌ پارس‌ تا زمان‌ آشيوخوس ‌چهارم‌ جزو امپراطوري‌ سلوكي‌ بوده‌ است‌. بعد از اينكه‌ پارتيان‌ ايالت‌ مركزي‌ دولت‌ سلوكي‌ را فتح‌ كردند پارس ‌استقلال‌ يافت‌. مسلمانان‌ نخستين‌ بار در دوره‌ خلافت‌ عمر اقدام‌ به‌ تسخير فارس‌ نمودند. درسال 17 هجري قمري يكي‌ ازسرداران‌ علاء ابن‌ حضرمي ‌، حاكم‌ بحرين ‌، از حاكم‌ ايراني‌ فارس‌ شكست‌ خورد. عليرغم‌ مقاومت‌ ايرانيان‌ در مقابل‌ مهاجمين‌ عرب‌ ، عاقبت‌ شهرهاي‌ استخر، توج ‌، فسا و شيراز به‌ تصرف‌ اعراب در آمد. امّا به‌ رغم‌ شورشهاي‌ متعدد آخر الامر تسليم‌ اعراب شدند. وسعت‌ قلمرو فارس‌ در زمان‌ خلفا بيش‌ از پيش‌ افزايش‌ يافت‌ يزد و نواحي‌ ديگر مجاور كوير نيز به‌ استخر ملحق‌ گرديد.

در زمان‌ ضعف‌ قدرت‌ خلافت‌ در قرن‌ 3 هجري قمري فارس‌ به‌ تصرف‌ يعقوب‌ ليث‌ ، مؤسس‌ سلسله‌ صفاريان‌ درآمد و شيراز پايتخت‌ صفاريان‌ شد. و برادرش‌ مسجد جامع‌ بزرگي‌ در اين‌ شهر بنا نهاد. پس‌ از آن‌ فارس‌ به‌ تصرف‌ آل‌بويه‌ در آمد. پس‌ از آل‌ بويه ‌، سلجوقيان‌ بر فارس‌ مسلط‌ شدند. در زمان‌ ضعف‌ سلاجقه‌ ، سنقر ابن‌ مودود سلسله‌ اتابكان‌ فارس‌ را تأسيس‌ كرد و تا سال‌ 543 هجري قمري اين‌ سلسله‌ برفارس‌ فرمانروايي‌ يافت‌ و پس‌ از چندي‌ فارس‌ به ‌دست‌ امراي‌ مغول‌ افتاد.

در سال‌ 754 هجري قمري سلسله‌ آل‌ مظفر، فارس‌ را تصرف‌ كرد و تا سال‌ 895 هجري قمري‌ بر فارس‌ فرمانروايي‌ كرد. درسال‌ 959 هجري قمري فارس‌ به‌ تصرف‌ شاه‌ اسماعيل‌ صفوي‌ درآمد. در زمان‌ وي‌ و جانشينانش ‌، فارس‌ و مركز آن‌ شيراز آبادي‌ و رونق‌ يافت‌. در جنگ‌ بين‌ افاغنه‌ و نادر شاه‌ ، شيراز و بسياري‌ از نقاط‌ ديگر فارس‌ رو به‌ ويراني‌ فراوان‌ نهاد. در زمان‌ فرمانروايي‌ كريم‌ خان‌ زند ، صلح‌ و آباداني‌ به‌ فارس‌ بازگشت‌.از زمان‌ قاجاريه‌ به‌ بعد به‌ جز شورش ‌سران‌ قشقايي‌ واقعه‌ مهمّي‌ روي‌ نداده‌ است‌. در زمان‌ سلسله‌ پهلوي‌ در فارس‌ اقدامات‌ مهّمي‌ در جهت‌ آباداني‌ رونق‌ فارس‌ و شيراز صورت‌ گرفت‌. در‌ بعد از انقلاب (1357 خورشيدي) نيز، شهرهاي‌ استان‌ فارس‌ رو به‌ آباداني‌ نهادند و شهر شيراز توسعه‌ فراوان‌ يافت‌. بر بستر همين‌ پيشينه‌ تاريخي‌ است‌ كه‌ امروزه‌ آثار متعدد و متنوع‌ تاريخي‌ و باستاني‌ در استان‌ به‌ جا مانده ‌است‌. هر يك‌ از اين‌ آثار داراي‌ ارزش‌هاي‌ جهاني‌ و گوياي‌ تاريخ‌ پر فراز و نشيب‌ اين‌ خطه‌ مي‌باشند.

استان‌ فارس‌ به‌ علت‌ موقعيت‌ جغرافيايي‌ و نزديكي‌ به‌ خليج‌ فارس‌ از دير باز اقامتگاه‌ اقوام‌ گوناگون‌ از جمله‌ آريايي ‌، سامي‌ و ترك‌ بوده‌ است‌ كه‌ تحت‌ تاثير و نفوذ فرهنگ‌ ايراني‌ در آمده‌اند. با وجود اين ‌، ايلات‌ و عشايرمنطقه‌ كه‌ شامل‌ ايلات‌ قشقايي ‌، ممسني ‌، خمسه‌ و كهگيلويه‌ مي‌باشند ، هنوز بخش‌ عمده‌اي‌ از فرهنگ‌ بومي ‌خود را حفظ‌ كرده‌اند و عامل‌ موثر ديگري‌ در جذب‌ ايرانگردان‌ مي‌باشند. اشاره‌ مختصر به‌ قدمت‌ تاريخي‌ وديدني‌هاي‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌ سيماي‌ تاريخي‌ و امكانات‌ ايرانگردي‌ آنرا بيش‌ از پيش‌ روشن‌ مي‌سازد. 

مسافرت و اقامت – استان فارس:

استان‌ فارس‌ يكي‌ از جهانگرد پذيرترين‌ مناطق‌ سرزمين‌ ايران‌ مي‌باشد. به‌ همين‌ دليل‌ نيز اين‌ استان‌ از نظر راههاي‌ ارتباطي‌ ، مخابرات‌ و سيستم‌هاي‌ درماني ‌، امكانات‌ پذيرايي‌ و ديگر تاسيسات‌ و تجهيزات‌ بسيار پيشرفته‌ مي‌باشد و مسافرت‌ به‌ كليه‌ شهرستان‌هاي‌ آن‌ بسيار آسان‌ است‌. كليه‌ شهرهاي‌ استان‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ است‌ و شهر شيراز از اين‌ حيث‌ در موقعيت‌ ممتازي‌ قرار دارد. مردم‌ استان‌ فارس‌ با فرهنگ‌ جهانگردي ‌آشنايي‌ كامل‌ دارند و ميزبان‌ خوبي‌ براي‌ ايرانگردان‌ و جهانگردان‌ مي‌باشند.

مکان های دیدنی و تاریخی - استان فارس: 

استان زيبای فارس که يکی از بزرگ ترين قطب های فرهنگی ايران به شمار می آيد از جمله مناطق بسيار ديدنی و مشهور ايران است که بخش مهمی از تاريخ تمدن کهن و بزرگ ايران را در برگرفته است. طبيعت جذاب و غنی استان فارس به همراه منحصر به فردترين آثار تاريخی و باستانی فارس را در رديف ممتاز ترين مناطق ايران قرار داده است. دره ها و تنگه های متعدد استان فارس، گردشگاه های طبيعی بسيار زيبايی را فراهم نموده اند که همواره پذيرای بازديد کنندگان و دوست داران طبيعت می باشند. تنگ بوان که از طبيعت زيبايی برخوردار است و تنگ خرقه(فيروزآباد) که دره ای سرسبز و خرم است و پوشش جنگلی زيبا، چشمه سارهای فراوان و باغ های پربار دارد، گردش گاه ميان جنگل كه مانند توده ‌ای انبوه در دامنه كوه ميان جنگل و در دو سوی جاده خود نمايی می ‌كند، و ... برخی از اين تنگه ها و گردشگاه ها هستند. مراتع و گل زارهای حاشيه درياچه های منطقه همراه با ماهی های آزاد و پرندگان وحشی چشم اندازهای زيبايی از اين درياچه ها در بهار و پاييز به وجود می آورند که بسيار جذاب و ديدنی هستند. رودخانه ها و آبشارهای جذاب و منحصر به فردی مانند آبشار مارگون سبب شده اند که اين استان توانمندی های قابل توجهی را در زمينه جاذبه های طبيعی داشته باشد و همراه با جاذبه های منحصر به فرد تاريخی خود، پذيرای طبيعت دوستان نيز باشد.

استان زيبای فارس در بر گيرنده کهن ترين آثار فرهنگی ايران است و شهرت جهانی اين استان بی سبب نيست. مجموعه کاخ های تخت جمشيد، کاخ ها و آرامگاه های شاهان اساتیری ایران، آتشکده های قديمی، قلعه ها و دژهای مستحکم، تپه های تاريخی، مسجد هايی که برخی از آن ها شاهکارهای معماری اسلامی هستند، باغ های تاريخی بسياری که به واسطه معماری ارزشمند خود شهرت جهانی دارند و ... بخشی از آثار ديدنی و تاريخی استان فارس هستند که هر ايرانی و غير ايرانی دوست دار فرهنگ و تمدن را به شدت تحت تاثيرقرار می دهد. 

صنايع و معادن - استان فارس: 

صنایع استان فارس در دو دسته کارخانه ای و دستی قابل بررسی و مطالعه است. صنايع دستی استان به علت زيبايی، جذابيت و مرغوبيت، جايگاه ويژه ای را در بازارهای داخلی و جهانی به خود اختصاص داده و فرش، گبه و خاتم آن از معروفيت خاصی برخوردار است. در بخش صنایع ماشینی؛ استان فارس ازمقام ارزشمندی دركشوربرخورداراست. صنایع ماشینی استان را بيش تر؛ صنايع الكترونيكی، شيميايی، ريسنده ‎گی، بافنده ‎گی و صنايع غذايی تشكيل داده است. بيش ترين سهم صنايع الكترونيكی به كارخانه های مخابراتی ايران (كما) تعلق دارد كه از سال 1348 در اين استان شروع به توليد كرده است. كارخانه لاستيک سازی دنا (بريجستون) يكی از چهار توليد كننده بزرگ لاستيک سازی ايران، دراين استان قرار دارد. در زمينه صنايع ريسنده‎گی، بافنده گی و چرم سازی، اين استان با 50 كارگاه بزرگ و كوچک، سهمی عمده در توليد محصولات نساجی و فرش بافی دارد. در فارس همراه با توليد محصولات كشاورزی، صنايع غذايی نيز رشد چشم گيری يافته است. براساس اطلاعات موجود، بيش از 200 واحد صنايع غذايی در اين استان فعاليت دارند كه توليد مواد غذايی نظير روغن، قند، شكر، ‌گوشت و … را بر عهده دارند. پالايشگاه شيراز از سال 1352 آغاز به كار كرده و فرآورده هايی مانند گاز مايع، بنزين معمولی، بنزين سوپر، و … را توليد می كند. در سال های اخير صنعت پتروشيمی استان نيز توسعه قابل توجهی يافته است. استان فارس، قطب الكترونيک كشور بوده و صنايع پتروشيمی آن از اهميت خاصی برخوردار است.    

کشاورزی و دام داری - استان فارس: 

استان فارس سهمی عمده در بخش های اقتصادی كشور به ويژه كشاورزی و صنعت دارد. اين استان در توليد گندم، ذرت و انجير در كشور مقام اول را داراست. طبق گزارش آمار نامه كشاورزی، اين استان با 1025059 هكتار سطح زير كشت پس از استان های آذربايجان شرقی و خراسان، رتبه سوم را در كل كشور دارد. بر اساس همين آمار، اين استان با 59/12 درصد توليد گندم در كشور رتبه دوم را داراست. دام داری از اركان مهم اقتصادی منطقه فارس است و وجود عشایر قشقایی که یکی از بزرگ ترین و اصیل ترین عشایر ایرانند که دام داری شغل اصلی آنان است سبب رونق دام داری در منطقه فارس شده است. 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان فارس: 

فارس در كتيبه های هخامنشی به صورت پارسه و در نوشته های يونانی به شكل پرسيس آمده و معرب آن فارس است. يونانيان نام ايالت پرسيس را به اشتباه بر تمام ايران اطلاق می كردند. درجنوب ايران تا كرانه های خليج فارس، سرزمينی گسترده است كه از روزگاران باستان، پارس ‌(فارس) نام داشته و از آغاز دوره اسلامی مركز آن شيراز بوده است. اين سرزمين، از چند هزار سال پيش زيست گاه پر رونق اقوام بومی ايران، و به ويژه، عيلاميان بوده و از اين قوم، آثار بسياری در گوشه و كنار فارس، هم چون كورنگون ممسنی، نقش رستم، تخت جمشيد، ( مرودشت) به جای مانده است.

سه هزار سال پيش از اين، قومی كه خود را آريايی می خواندند، ازجنوب روسيه امروزی به فلات ايران سرازير شدند و پس از زد و خوردهای فراوان با بوميان آن سامان، به پيروزی رسيدند و برای خود سكونت گاه هايی بر پا داشتند. بيش تر اين آرياييان، چوپان و گله دار و كوچ نشين بوده زندگی قبيله ای داشتند. دين آنان، گونه ای بينش توحيدی بود. آنان به خدای يگانه و بزرگی به نام اهورامزدا ايمان داشتند و نيروهای طبيعی، مانند :‌ آب، آتش، باد، خاک و خورشيد را دارای فره ايزدی پنداشته سرچشمه بدی ها و تاريكی ها را در وجود اهريمن می جستند. اين آرياييان، قبيله های بزرگی داشتند كه معروف تر از همه پارسيان، مادها، سكاها، بلخيان، سغديان، خوارزميان، هراتيان و پارتيان بودند. ‹‹ همه ی اين قبيله ها به يک زبان بزرگ، اما، با لهجه های متفاوت سخن می گفتند و سرزمين خود را به نام ‹‹ آريا وئيج›› (ايران ويج) می خواندند. پارسيان، يكی از اقوام ايرانی بودند كه در سه هزار سال پيش به فارس آمدند و در چند مكان، از جمله در انشان (ماليان در 46 كيلومتری شمال شيراز) و پاسارگاد ساكن شدند. پايتخت آنان، نخست، پاسارگاد بود كه بعدا، به همدان انتقال يافت. در اواخر سده هشتم قبل از ميلاد، مادها در ايران غربی نيرو گرفتند و گرد هم جمع شده، با آشوريان تاراج گر به زد و خورد پرداختند و صد سال بعد آنان را از پای درآورده حكومتی بزرگ بر پا داشتند كه 120 سال پايدار ماند، و سرانجام، فرمان روايی آنان توسط كوروش بزرگ فرو پاشيد.

كوروش بزرگ فرزند كمبوجيه (پادشاه پارسيان) و شاه دختی مادی بود و با كارهای درخشانش بزرگ ترين امپراتوری جهان آن روزگار را پديد آورد. ويژه گی های نخستين فرمان روای فارس چنان است كه مورخان او را پادشاهی دانا، مدير و مدبر و مفسران بزرگ قرآن چون علامه طباطبايی او را ذوالقرنين (که قرآن از او به نيکی ياد می کند) می دانند.

كوروش پس از نزديک به 30 سال فرمان روايی در جنگ با كوچ نشينان ماساگتی ـ ازاقوام سكايی آسيای ميانه ـ كشته شد و پسرش كمبوجيه جای او را گرفت و به مصر لشكر كشيد و آن سامان را به فرمان خود آورد ولی با شورش مغان رو به رو شد و پيش از گرفتن کين خويش در مصر در گذشت. آن گاه داريوش بر تخت امپراتوری هخامنشی نشست و 36 سال بر ايران فرمان راند. هخامنشيان نزديک به 218 سال بر اين سرزمين حكومت كردند تا اين كه اسكندر بر ايران تاخت و شاهنشاهی هخامنشی را برانداخت اما دولتش هفت سال بيش نپاييد و آرزوهايش بر باد رفت و او هرگز نتوانست حکومت این سرزمین متمدن و بزرگ را بیش از این در اختیار داشته باشد.

اگرچه حاكمان پارس به سلطه سلاطين اشكانی در روزگار قدرت آنان گردن نهادند، اما، پارس هرگز جزو امپراتوری اشكانی نشد. شاهان پارس قدرت خود را بر سواحل كارمانيا و سواحل عربستان بسط دادند. از روايات مربوط به اردشير اول ساسانی چنين برمی آيد كه در زمان او، پارس به ممالک كوچكی تقسيم شده بود. از سكه های كشف شده آن دوران می توان دريافت كه در آن زمان، تمدن يونانی، به كلی از پارس رخت بر بسته بود و سنت های تاريخی و اساطيری كهن و دين زردشتی استيلای كامل داشته است. بر اساس شواهد، در آن زمان پارس تنها سرزمينی بود كه در آن جا دين زردشتی حقيقی و نوشته های مقدس آن محفوظ مانده بود. به همين دليل، تجديد حيات آيين زردشتی، با قيام اردشير اول و كشور گشايی های او از پارس آغاز شد. اردشير اول دودمان ساسانيان را بنياد گذاشت و دين زردشتی را در سراسر كشور ايران مستقر كرد. استخر كه پايتخت پارس بود، در دوره ی ساسانی شهری بزرگ و آباد بود. پس از بنيان گذاری امپراتوری ساسانی، پايتخت امپراتوری به تيسفون منتقل شد. 

با تصرف استخر و فيروزآباد در سال 28 هـ. ق تمامی فارس ضميمه متصرفات اعراب شد و به تدريج مردم فارس نيز مسلمان شدند. اعراب فاتح تقسيم ايالت فارس را به پنج ولايت كه هر يک را يک كوره می گفتند، از ساسانيان به ارث بردند و اين تقسيم بندی، تا حمله مغولان باقی ماند. پنج كوره فارس عبارت بودند از: كوره اردشير خوره كه مركز آن شيراز بود. كوره شاپور خوره كه مركز آن شهر شاپور بود. كوره قباد خوره يا ارجان كه مركز آن ارجان بود. كوره استخركه مركز آن پرس پوليس بود. و كوره داراب گرد (دارابجرد) كه مركز آن شهری به همين نام بود. در زمان ضعف قدرت خلافت در قرن سوم هجری قمری، فارس به تصرف يعقوب ليث موسس سلسله ی صفاريان درآمد. وی شيراز را تصرف كرد و برادرش عمروليث، مسجد بزرگی در اين شهر ساخت كه هنوز پا بر جاست. پس از آن، فارس به تصرف آل بويه درآمد. عضدالدوله ی ديلمی بر بيش تر ايران و قسمتی از بين النهرين مسلط شد. از كارهای برجسته ی او ساختن بند امير بر رود كر بود. پس از آل بويه، سلجوقيان بر فارس مسلط شدند. در زمان ضعف سلاجقه، سنقر ابن مودود، دودمان اتابكان فارس را تاسيس كرد و اين دودمان، در 543 هجری قمری بر سرزمين فارس فرمان روايی يافت و آخرين فرمان روای آن، آبش خاتون، پس از يك سال سلطنت در 667 هجری قمری به همسری منكو تيمور، يكی از پسران هلاكوخان مغول، درآمد و از آن پس، سلطنت وی نامی بيش نبود و چندی نگذشت كه فارس به دست امرای مغول افتاد.

در 754 هجری قمری، امير مبارزالدين محمد، پادشاه سلسله ی آل مظفر، فارس را تصرف كرد. شاهان اين دودمان تا سال 795 هجری قمری، كه امير تيمور خاندان آل مظفر را برانداخت بر فارس فرمان روايی داشتند. در سال 909 هجری قمری، فارس تحت استيلای شاه اسماعيل صفوی درآمد. در زمان او و جانشينانش، فارس و مركز آن شيراز، آبادی و رونق يافت. در اين دوران، الله وردی خان و پسرش امام قلی خان فرمان روايان كاردان و با تدبير فارس درزيبا ساختن و آبادانی شهر شيراز كوشيدند. در جنگ ميان نادر شاه و افاغنه تحت فرمان اشرف افغان، فارس رنج و ويرانی فراوانی ديد. اين جنگ با شكست افاغنه در 1142 هجری قمری پايان يافت. پس از مرگ نادر، بار ديگر فارس دست خوش پريشانی شد اما، با برآمدن كريم خان زند صلح و آبادی به اين ناحيه بازگشت. از كاردانی و تدبير و دورانديشی كريم خان، آثار ارزشمندی، به ويژه در شهر شيراز به جای مانده است. پس از مرگ كريم خان (1193 هـ. ق)، بر سر جانشينی او ميان بازماندگانش اختلاف بسياری پديد آمد و سرانجام، لطف علی خان زند به فرمان روايی رسيد. پس از آن، فارس در جنگ های لطف علی خان زند و آقا محمد خان آسيب فراوان ديد. پس از دودمان زنديه، قاجاريه حاكم شد. پس از وفات فتح علی شاه (1125 هـ. ق) پسرش حسين علی ميرزا فرمان فرما كه در فارس بود به دعوی سلطنت برخاست، اما كاری از پيش نبرد.

پس از قاجار، ‌اگر چه فارس نقش ارتباطی مهم خود را از دست داد، ولی، به علت داشتن آثار گران سنگ سياسی و تاريخی و آرامگاه های دانشمندان، شاعران و عرفای بزرگی هم چون سعدی، حافظ، ابوعبداله خفيف، ملاصدرا، خواجو، شيخ روزبهان و بواسحاق كازرونی، سيبويه و … هم چنان به عنوان يكی از پرآوازه ترين استان های ايران با معروفيتی جهانی در گستره ی فرهنگ و ادب و عرفان جايگاه خود را حفظ كرد. 

مشخصات جغرافيايي - استان فارس: 

استان فارس 6/7 درصد مساحت کل جمهوری اسلامی ايران را به خود اختصاص داده است. استان فارس در جنوب منطقه مركزی ايران بين مدارهای 27 درجه و دو دقيقه و 31 درجه و 42 دقيقه عرض شمالی و 50 درجه و 42 دقيقه و 55 درجه و 36 دقيقه طول خاوری از نيمروز گرينويچ قرارگرفته است. اين استان از شمال با استان اصفهان و يزد، از باختر با استان های كهگيلويه و بوير احمد و بوشهر، از جنوب با استان هرمزگان و از خاور با استان كرمان همسايه است. استان پهناور فارس، منطقه ای چهار فصل بوده و از نظر آب و هوايی می توان سه منطقه ی سردسير، معتدل و گرمسير را دراین منطقه مشاهده كرد. متوسط دما در سردترين ماه سال بين 7- تا 2- درجه ی سانتی گراد و در گرم ترين ماه سال بين 35 تا 40 درجه سانتی گراد در نوسان است. جهت عمومی كوه های اين استان شمال خاوری – جنوب باختری است و هر چه از طرف شمال به جنوب پيش می رويم از ارتفاع كوهستان به طور عمومی كاسته می شود. محدوده استان فارس به دليل تنوع اقليمی و ساختارهای جغرافيايی طبيعی فضاهای خاص و منحصر به فردی را دارا است و از انواع دریاچه های طبیعی، رودخانه های دایمی و فصلی، چشمه های آب گرم و آب سرد برخوردار است. بر اساس سرشماری سراسری سال 1375 جمعیت استان فارس 3759954 نفر برآورد شده

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان فارس 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

شيراز

ايزدخواست

شيراز- مرودشت- بوانات- اقليد- آباده- ايزدخواست

عمارت كلاه فرنگي سورمق- كاروانسراي خان خوره- قلعه اسپاس- تخت جمشيد- نقش رستم- پاسارگاد- نقش رجب- امامزاده سيد علي ايزدخواست(ع)- امامزاده شاه نجف(ع)- چشمه ريز- جنگل بناب- آبشار تنگ براق- قدمگاه سده- تنگ بستانك

2

شيراز

سپيدان

شيراز- سپيدان

آبشار مارگون- پيست اسكي سپيدان- تنگ تيزآب- برم شش پير- چله گاه

3

شيراز

كازرون

شيراز- دشت ارژن- نورآباد- ممسني - كازرون

سرآب بهرام- دشت ارژن- هفت برم-تنگ بوان- شهر بيشاپور- غار شاپور- تنگ چوگان- درياچه پريشان- امامزاده سيد حسن (ع)- امامزاده بي بي زبيده

4

شيراز

داراب

شيراز- سروستان- استهبان- فسا- داراب

كاخ ساسان سروستان- شهر دارابگرد- مجموعه ييلاقي دهن آسياب- قمپ آتشكده- امامزاده پيرمراد- امامزاده يوسف(ع)- درياچه بختگان- آبشار تام- كاروانسراي ني ريز

5

شيراز

لار

شيراز- فيروزآباد- لامرد- لار

آتشكده فيروز آباد- قلعه دختر فيروز آباد- حمام وراوي- مقبره شيخ دانيال- غار سنگ شكنان- آبشار مرواريد شهر خفر- امامزاده پيرغار- شاه حبيب الله- حمام علي خان

استان سیستان و بلوچستان

استان سیستان و بلوچستان:

مرکـــــز : زاهدان    موقعیت :  جنوب شرقی ایران

مجاورت : شمال: استان خراسان- جنوب:دریای عمان  شرق: کشور پاکستان،کشور افغانستان- غرب: استان کرمان

آب و هوا: ين‌ استان‌ داراي‌ تابستان‌هاي‌ گرم‌، طولاني‌ و زمستان‌هاي‌ كوتاه‌ ست.                                  ارتفاع متوسط :   270/1    M     دما:18  º c  

وسعــــت: 187502 کیلومتر مربع

جمعـیــت:  بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۷۴۲/۴۰۵/۲

تقسیمات:7 شهرستان، 29 بخش، 16 شهر، 92 دهستان و 6038 آبادی دارای سکنه  

شهرستانها: ایرانشهر - چابهار - خاش - زابل - زاهدان/مرکز استان - سراوان - سرباز -              نیک شهر

موقعيت جغرافيايي – استان سيستان و بلوچستان:  

استان‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ با 187502 كيلومتر مربع‌ مساحت ‌، پس‌ از استان‌ خراسان‌ بزرگترين‌ استان‌ كشور است‌ و شهرستان‌هاي‌ آن‌ عبارتند از: ايرانشهر، چابهار، خاش‌، زابل‌ ، زاهدان ‌، سراوان‌ و نيك‌ شهر. شهرزاهدان‌ مركز استان‌ است‌. اين‌ استان‌ از دو ناحيه‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ تشكيل‌ شده‌ است‌ و در سمت‌ شرق‌ با كشورهاي‌ پاكستان‌ و افغانستان‌ مرز مشترك‌ دارد. در قسمت‌ جنوب‌ با درياي‌ عمان‌ و از قسمت‌ شمال‌ و شمال‌غرب‌ با استان‌ خراسان‌ و در قسمت‌ غرب‌ با استان‌ كرمان‌ و استان‌ هرمزگان‌ همجوار است‌.اين‌ استان‌ در سال‌ 1385، حدود 2405742 نفر جمعيّت‌ داشته‌ است‌ كه‌ از اين‌ تعداد 1193198 نفردر نقاط ‌شهري‌ و 1212544 نفر در نقاط ‌روستايي‌ ويا غيرساكن‌ بوده‌اند. 

استان‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ از نظر موقعيت‌ طبيعي‌ در اواخر دوران‌ سوم‌ زمين‌شناسي‌ در اثر جنبش‌هاي‌ كوه‌زايي‌ از دريا جدا شده‌ و از آن‌ پس‌ ابتدا با رسوبات‌ آهكي‌ از نوع‌ دريايي‌ و سپس‌ از رسوباتي‌ با مواد نسبتا ًدرشت‌ و نرم‌ روي‌ هم‌ انباشته‌ شده‌ است‌. قسمت‌ جنوبي‌ استان‌ كه‌ به‌ مكران‌ معروف‌ است ‌، يكي‌ از مناطق‌ درحال‌ فرونشستن‌ تدريجي‌ است‌ و علّت‌ آن‌ نيز ضخامت‌ زياد رسوبات‌ رس‌ ماسه‌اي‌ دوران‌ سوم‌ است‌. ارتفاعات ‌استان‌ به‌ دوران‌ دوم‌ و سوم‌ زمين‌شناسي‌ تعلّق‌ دارد و سنگ‌هاي‌ آن‌ اغلب‌ آهكي‌ و گچي‌ است. بعضي‌ از كوه‌هاي ‌اين‌ استان‌ (مانند: آتشفشان‌ تفتان‌) به‌ اواخر دوران‌ سوم‌ و اوايل‌ دوران‌ چهارم‌ تعلّق‌ دارد. ارتفاعات‌ سيستان‌ وبلوچستان‌ جزو رشته‌ كوه‌هاي‌ مركزي‌ ايران‌ و شامل‌ ناهمواريهاي‌ شرق‌ چاله‌ لوت‌ و ارتفاعات‌ ديواره‌ شرقي‌ وجنوبي‌ چاله‌ جازموريان‌ است‌. پهناي‌ كوهستان‌ها از شمال‌ به‌ جنوب‌ افزايش‌ مي‌يابد و در فاصله‌ ايرانشهر- كوهك‌ به‌ بيشترين‌ حد خود مي‌رسد. اين‌ ناهمواريها شامل‌ دو قسمت‌ كوه‌هاي‌ سيستان‌ و كوه‌هاي‌ بلوچستان ‌است. 

آب و هوا – استان سيستان و بلوچستان: 

منطقه‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ با توجه‌ به‌ موقعيت‌ جغرافيايي ‌، از يك‌ طرف‌ تحت‌ تأثير جريان‌هاي‌ جوي‌ متعدد و از طرفي‌ ديگر تحت‌ تأثير فشار زياد عرض‌هاي‌ متوسط‌ قرار دارد كه‌ مهّم‌ترين‌ پديده‌ مشهود اقليمي‌ آن ‌گرماست‌. پديده‌ قابل‌ توجه‌ در وضعيت‌ هواشناسي‌ اين‌ منطقه‌ ، بادهاي‌ شديد موسمي‌ ، طوفان‌ شن‌ ، رگبارهاي‌ سيل‌آسا ، رطوبت‌ زياد و مه‌ صبحگاهي‌ است‌. اين‌ استان‌ داراي‌ تابستان‌هاي‌ گرم ‌، طولاني‌ و زمستان‌هاي‌ كوتاه‌است ‌. سردترين‌ شهر استان‌ ، زاهدان‌ و گرم‌ترين‌ شهر آن‌ ايرانشهر است‌. نواحي‌ ساحلي‌ درياي‌ عمان‌ به‌ علّت‌ رطوبت‌ ناشي‌ از مجاورت‌ با دريا ، آب‌ و هواي‌ گرم‌ و رطوبت‌ نسبتاً بيشتري‌ دارد. استان‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ يكي‌ از خشك ‌ترين‌ استان‌هاي‌ كشور محسوب‌ مي‌شود. ميزان‌ بارندگي‌ از شرق‌ به‌ غرب‌ استان‌ افزايش‌ مي‌يابد و در نواحي‌ ساحلي‌ استان‌ ميزان‌ رطوبت‌ نسبي‌ بسيار بالاست‌. استان‌ سيستان‌ وبلوچستان‌ از جهات‌ مختلف‌ در معرض‌ بادهاي‌ موسمي‌ و فصلي‌ است‌ كه‌ اهم‌ اين‌ جريانات‌ بادي‌ عبارتند از: باد 120 روزه‌ سيستان‌ (لوار) ، باد قوس ‌، باد هفتم‌ (گاوكش‌) ، باد نم‌ بي‌ يا باد جنوب‌ ، باد هوشاك‌ ، بادهاي‌ مرطوب‌ وموسمي‌ اقيانوس‌ هند ، باد شمال‌ يا گوريچ‌ و باد غربي‌ يا گرد. 

تاريخ و فرهنگ – استان سيستان و بلوچستان:    

استان‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ به‌ لحاظ‌ خصوصيات‌ طبيعي‌ و پيشينه‌ اسكان ‌، از دو منطقه‌ كاملاً متمايز سيستان‌ و بلوچستان‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. سيستان‌ امروزي‌ قسمت‌ شمال‌ استان‌ است‌. مورخين‌ بناي ‌سيستان‌ را به‌ گرشاسب‌ يكي‌ از نوادگان‌ كيومرث‌ نسبت‌ داده‌اند. ناحيه‌ مذكور به‌ دليل‌ موقعيت‌ خاص‌ استراتژيكي ‌و جغرافيايي‌ در تمام‌ دوران‌ تاريخي‌ از اهميّت‌ به‌ سزايي‌ برخوردار بوده‌ است‌. كتيبه‌هاي‌ بيستون‌ و تخت‌ جمشيد سيستان‌ را يكي‌ از ممالك‌ شرقي‌ داريوش‌ ذكر كرده‌اند. نام‌ سيستان‌ از(سكا) كه‌ يكي‌ از اقوام‌ آريايي‌ بود ، گرفته‌ شده‌ است‌. (سكاها) در حدود سال‌ 128 پيش‌ از ميلاد سيستان‌ را به‌ تصرف‌ خود در آورده‌اند. در عصر ساسانيان‌ تا قرن‌ اوّل‌ اسلام‌ ولايت‌ سيستان‌ موقعيت‌ ممتازي‌ به‌ دست‌ آورده‌ بود.  در زمان‌ اردشير بابكان ‌، سيستان‌ جزو متعلقات‌ دولت‌ ساساني‌ به‌ شمار مي‌آمد و در سال‌ 23 هجري‌ قمري ‌، اعراب‌ مسلمان‌ به‌ اين‌ سرزمين‌ دست‌ يافتند و سرانجام‌ در زمان‌ معاويه‌ مردم‌ اين‌ خطه‌ به‌ اطاعت‌ كامل‌ اسلام‌ درآمدند. اولين‌ فرمانرواي‌ معروف‌ اين‌ سرزمين‌ (يعقوب‌ ليث‌ صفاري) بود. سيستان‌ تا چند قرن‌ تحت‌ سلطه‌ امراي ‌صفاري‌ باقي‌ ماند. صفاريان ‌، سامانيان ‌، غزنويان‌ و سلجوقيان‌ هر يك‌ مدّتي‌ اين‌ سرزمين‌ را تحت‌ سلطه‌ خود داشته‌اند. در زمان‌ مغولان ‌، خرابي‌هاي‌ زيادي‌ در سيستان‌ بوجود آمد. در سال‌ 914 هجري‌ قمري‌ ، شاه‌ اسماعيل‌ صفوي‌ سيستان‌ را تصرف‌ نمود و در زمان‌ حكومت‌ نادرشاه ‌، اختلاف‌هاي‌ داخلي‌ سبب‌ خرابي‌هاي‌ زيادي‌ در اين‌ سرزمين‌ شد. قديمي ترين‌ نام‌ بلوچستان‌ (مكا) است‌ و به‌ مرورمكران‌ تبديل‌ شده‌ است‌. مكران‌ به‌ قسمت‌ جنوبي‌ بلوچستان‌ گفته‌ مي‌شود. كلمه‌ بلوچستان‌ نيز از زماني‌ به‌ اين ‌سرزمين‌ اطلاق‌ شد كه‌ بلوچ‌ها در آن‌ سكونت‌ اختيار كردند. طبق‌ آثار بدست‌ آمده‌ از تپه‌هاي‌ بلوچستان ‌، تاريخ‌ اين‌ سرزمين‌ به‌ 3000 سال‌ پيش‌ از ميلاد مي‌رسد. در زمان‌خلافت‌ خليفه‌ دوم ‌، اين‌ سرزمين‌ به‌ وسيله‌ اعراب‌ فتح‌ و يكي‌ از سرداران‌ عرب‌ به‌ حكومت‌ آن‌ منصوب‌ شد. درسال‌ 304 هجري‌ قمري ‌، بلوچستان‌ به‌ وسيله‌ ديلمان‌ فتح‌ شد. سلجوقيان‌ ، بلوچستان‌ را اشغال‌ نمودند و بلوچستان‌ تابع‌ كرمان‌ شد. بعد از حكومت‌ نادر، بلوچستان‌ اسماً جزو ايران‌ بود و حكومت‌ محلي‌ مستقلي‌ نداشت‌. در زمان‌ محمّد شاه‌ قاجار ناحيه‌ ايرانشهر به‌ تصرف‌ وي‌ درآمد ، پس‌ از آن‌ رفته‌ رفته‌ تمامي‌ نواحي ‌ساحلي‌ بلوچستان‌ زير سلطه‌ حكومت‌ مركزي‌ قرار گرفت‌. مجموعه‌ اقوام‌ ساكن‌ در استان‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ همراه‌ با سنن‌ و شيوه‌هاي‌ خاص‌ زندگي ‌، به‌ تنهايي‌ يكي ‌از جاذبه‌هاي‌ بي‌ نظير و چشمگير منطقه‌ است‌. دو ايل‌ مهّم‌ (براهويي‌ و بلوچ‌) در منطقه‌ سيستان‌ و بلوچستان ‌زندگي‌ مي‌كنند. نحوه‌ معيشت‌ و زيست‌ ، الگوهاي‌ سكونت‌ ، سنت‌ها و آداب‌ و رسوم‌ و سرانجام‌ ايل‌ راه‌ها ازجمله‌ جاذبه‌هاي‌ فرهنگي‌ و ديدني‌ اين‌ شيوه‌ زندگي‌ است‌. گروهي‌ از دانشمندان‌ و سخن‌ سرايان‌ به‌ ايالت‌ سيستان‌ منسوب‌اند كه‌ به‌ آنان‌ سنجري‌ و سگزي‌ گويند. شعراي‌ به‌ نام‌ سيستان‌ عبارتند از: (ابوالحسن‌ علي‌ بن‌ جولوغ‌ فرخي ‌گزي‌) ، (ابوالفرج‌ سجزي‌) ، (قاضي‌ احمد) و (ابوسعيد سگزي‌). در دوران‌ طلايي‌ سيستان‌ مشاهيري‌ از آن‌ برخاسته‌اند كه‌ عبارتند از: فرخي‌ سيستاني‌ ، يعقوب‌ ليث‌ و رستم. 

مسافرت و اقامت  - استان سيستان و بلوچستان:  

اكثر شهرهاي‌ استان‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي‌ مخابرات‌ و سيستم‌هاي‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند و عمدتاً داراي‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ مي‌باشند و با فرهنگ‌ جهانگردي‌ آشنايي‌ نيز دارند. شهر چابهار كه‌ به‌ بندري‌ آزاد تبديل‌ شده‌ از هر حيث‌ آماده‌ پذيرايي‌ ايرانگردان‌ و جهانگردان‌ است. 

مکان های دیدنی و تاریخی - استان سیستان و بلوچستان: 

استان سیستان و بلوچستان از مکان های تاریخی و دیدنی زیادی برخوردار است. باغ های مركبات ايرانشهر، پارک تفتان، پارک جنگلی بمپور، پناهگاه حيات وحش، جنگل های نخل، انواع چشمه های آب گرم، رودخانه سرباز و تمساح های آن، غارتيس، غاركوه پيرک، كوه تفتان، گردشگاه های كشمان، گردشگاه ماليه – گوربند، منطقه حفاظت شده بزمان و گل فشان های طبیعی استان از مهم ترین جاذبه های طبیعی سیستان و بلوچستان است. آتشكده كركوی، بنای امام زاده های متعدد، تپه های باستانی و با ارزش، شهرهای تاریخی، قلعه های باستانی، مسجدهایی با ارزش معماری بالا به همراه جاذبه های دیگرچون: صنایع دستی جذاب، موسیقی جالب وشنیدنی، مردمانی با فرهنگ ها و قومیت های مختلف از مهم ترین و جذاب ترین دیدنی های استان سیستان و بلوچستان است.    

صنايع و معادن - استان سیستان و بلوچستان: 

صنايع استان سیستان و بلوچستان به دو دسته صنایع دستی و صنایع کارخانه ای تقسیم می شوند. صنايع دستی در بين ايلات و عشاير استان؛ موقعيت مهمی دارد و از لحاظ تأمين درآمد، پس از كشاورزی و دام داری در رتبه سوم اهمیت قراردارد. حصيربافی، قالی بافی، سوزن دوزی، چادربافی، پشتی بافی، خامه دوزی، سفره بافی، جوال بافی، نمد مالی و سكه دوزی مهم ترين صنايع دستی عشاير سيستان و بلوچستان هستند. انواع صنایع کارخانه ای چون: صنايع غذايی، نساجی، پوشاک و صنايع شيميايی؛ بیش تر در اطراف زاهدان و شهرهای بزرگ فعاليت دارند. ساير صنايع استان بيش تر مشتمل بركارگاه‎های فلزكاری، ريخته گری، ساخت لوازم خانگی و تانكر سازی است. صنايع شيلات و ماهی گيری نظير پرورش ميگو و ماهی نيز در سواحل دريای عمان در سيستان رايج است. معادن كشف شده استان سيستان و بلوچستان عبارتند از: معدن مس در شمال باختری زاهدان با ذخيره ای بيش از 15 ميليون تن، ‌معدن كروميت در نواحی خاش و معدن منگنز در منطقه كوتيج. از ديگر معادن مهم استان، معادن سنگ مرمر، سنگ آهک، تراورتن و شن و ماسه سيليسی را می توان نام برد. هم چنين دريای عمان يكی از منابع بسيار غنی نمک است. استخراج نمک ازآب دريا همواره در روستاهای ساحلی رايج بوده است و زمينه بسيار ارزان و مناسبی برای گسترش آن وجود دارد.   

کشاورزی و دام داری - استان سیستان و بلوچستان:

مهم ترين محصول منطقه سيستان و بلوچستان گندم است كه درصد قابل توجهی از زمين‎های زيركشت را به خود اختصاص داده است. بعد از گندم، ‌جو بيش ترين سطح زير كشت را دارد. از جمله محصولات ديگر اين منطقه، يونجه، توتون، كنجد و محصولات جاليزی و سبزيجات را می توان نام برد. زراعت در بلوچستان برخلاف آن چه ظاهراً به نظر می رسد، ‌امكانات بالقوه زيادی برای رشد دارد. شرايط آب و هوایی مناسب برای رشد و پرورش گياهان منطقه گرمسيری و آب و هوای متنوع، امكان كشت و برداشت مكرر يک محصول در فصول مختلف را فراهم نموده است.

گندم با سيلاب های بهاری آبياری می شود و بازده محصول آن ها نسبت به عمل كرد كل كشور از وضعيت خوبی برخوردار است. جو نيز به صورت آبی در بیش تر مناطق و به صورت ديم در چابهار، ‌ايرانشهر و سراوان كشت می شود و بيش تر به مصرف دام های مختلف می رسد. برنج نيز درزمین های كوه پايه‎ای و در مسير رودخانه ها كشت می شود. در مناطقی كه در سال دوبار محصول برداشت می شود، محصول ديم؛ غالبا برنج است.

علاوه بر محصولات فوق، يونجه نيز به عنوان مهم ترين منبع غذايی دام ها در بلوچستان كاشته می شود. بخش ديگری از فعاليت های كشاورزی استان سیستان و بلوچستان را باغ داری تشکیل می دهد كه مهم ترين محصول آن انگور است. بيش ترين درصد تاكستان های استان در منطقه سيستان قرار دارد. از سايردرختان ميوه، می توان به انار، ‌انجير، توت، سيب، مركبات و موز اشاره كرد. هم چنين درختان انبه، پاپايا (خربزه درختی)، نارگيل، زيتون خوراكی، چيكو، كائوچو و نيشكر نيز در شرايط آب و هوايی اين استان رشد می کنند. محصول باغ های بلوچستان در دره های كوهستانی متمركز شده و درختانی چون خرما، ‌غالب زمين های زراعی را محصور نموده است.  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان سیستان و بلوچستان: 

نام قديم سيستان «زرنگا» يا «زرنگ» بود، كه پس از مهاجرت «سكاها» به طرف جنوب، و استقرارشان در اين منطقه در زمان فرهاد دوم اشكانی، به نام آنان «سكستان» نام گرفت. شهر زرنگ در حال حاضر جزء افغانستان بوده و در محل آن روستای كوچكی به نام «نادعلی» قرار دارد. در نزديكی اين روستا، تل بزرگی است كه بر فراز آن، هنوز آثار خرابه‎های ارگ، قلعه و باروی آن ديده می شود. در تپه های بلوچستان نيز آثاری به دست آمده كه تاريخ اين سرزمين را به 3000 سال پيش از ميلاد می ‎رساند. آن چه مسلم است، ‌كوروش کبير هنگام لشگركشی به هند، ‌مكران را نيز تصرف كرد. لفظ زرنگ، قديمی ترين نام سيستان و زاولستان است كه در كتيبه داريوش، «زرنگار» آمده است. به عقيده محققين «زرنگ»، «زريه»، «زريا» و «دريا» به زبان امروزی، همه يک مفهوم داشته و مراد از آن ها دريای «زره» يا «هامون» بوده است. نيم روز، ‌نام ديگر سيستان و به معنی جنوب است. بنای بيش تر سيستان را به پهلوانان اسطوره‎ای ايران چون زال، سام و رستم نسبت می دهند و فردوسی نيز در شاهنامه، از گردان بلوچ سخن گفته است.

از سوی ديگر سرزمينی كه اكنون بلوچستان ناميده می ‎شود، درگذشته به«مكا» و«مكه» شهرت داشته است. هم چنين از دير باز اين منطقه را «مكران» ناميده‎اند كه به نظر می ‎آيد تركيبی از دو واژه «اراينا يا ايرنيا» و «مكا» باشد كه در سانسكريت به معنی سرزمين باتلاق ها است. چرا كه در زمان قديم درسرزمين بلوچستان باتلاق‎های بسياری وجود داشته است. كلمه بلوچستان نيز از زمانی به اين سرزمين اطلاق شد كه بلوچ ها در آن سكونت كردند. مورخين بنای سيستان را به گرشاسب – يكی از نواده گان كيومرث – نسبت داده‎اند. سيستان در زمان هخامنشيان، منطقه‎ای آباد بود. اين امر در كتيبه بيستون و كتيبه های تخت جمشيد كه سيستان را يكی از ممالک خاوری داريوش ذكر كرده‎اند، ‌منعكس شده است. سكاها در حدود 128 پيش از ميلاد، سيستان را به تصرف خود درآورده و در پهنه آن استقرار يافته‎اند.

اسكندر مقدونی هنگام بازگشت از هندوستان در اين سرزمين در اثر وجود ريگ های روان، بيابان های خشک و بی آب و سرسختی مردمان اين سرزمين، ‌بيش تر سپاهيان خويش را از دست داد. با فتح سيستان به دست اردشير بابكان اين منطقه در زمره متعلقات دولت ساسانی قرار گرفت. در زمان خلافت خليفه دوم، اين سرزمين به وسيله عرب‎ها فتح و يكی از سرداران عرب به عنوان حاكم آن منصوب شد، ‌ولی در اثر مخالفت ها و جنگ های مردم بلوچستان با وی، سرزمين را ترک كرد. در سال 304 هجری قمری، سرزمين بلوچستان به وسيله ديلميان فتح شد و در زمان حكومت سلجوقيان در كرمان، ‌منطقه بلوچستان نيز توسط آن ها اشغال و تابع كرمان شد.

سرزمين سيستان در سال 23 هـ . ق به تصرف اعراب درآمد. دفاع و مخالفت مردم اين سرزمين تا زمان معاويه (که آنان را به اطاعت واداشت و عبدالرحمان فاتح سيستان را به حكومت آن جا منصوب کرد) به صورت شورش ها و قيام های محلی ادامه داشت؛ به گونه ای که فرمان دار عرب را مجبور به ترک اين سرزمين کردند.

اولين فرمان روای ايرانی اين سرزمين؛ در پس از اسلام يعقوب ليث صفاری بود كه از رودخانه سند تا رود كارون را تحت فرمان داشت. عمرو ليث - برادر وی - نتوانست اين موقعيت مهم را حفظ كند و سرانجام به دست اسماعيل سامانی در بغداد به قتل رسيد. با وجود اين، سيستان تا چندين قرن تحت سلطه امرای صفاری باقی ماند و طاهراز نواده گان عمرو تا 295 هجری قمری ايالت فارس و كرمان و سيستان را تحت فرمان خود داشت و پس از وفات او سلسله صفاری روی به ضعف گذاشت. پس از صفاريان، سامانيان، غزنويان، و سلجوقيان نيز هر يک مدتی در اين سرزمين فرمان راندند. در زمان مغولان و تيموريان، ‌خرابی های زيادی در سيستان به وجود آمد كه به از بين رفتن سدها، كانال‎ها و مناطق آباد سيستان انجاميد. درسال 914 هـ . ق، شاه اسماعيل صفوی سيستان را تصرف كرد. پس از شاه اسماعيل – در زمان حكومت نادرشاه – اختلافات داخلی سبب خرابی های زيادی در اين سرزمين گرديد. سرانجام سپاهيان ايران در 1865 ميلادی، سيستان را از دست امرای سركش بازستاندند. در سال های بعد نيز اين منطقه دستخوش حوادث و وقايع زيادی شد. كشمكش های افغانستان با ايران بر سر ادعاهای آن كشور نسبت به سيستان منجر به دخالت بريتانيا به عنوان داور شد. هيأت تشكيل شده توسط بريتانيا، ‌سيستان را در امتداد خطی از بند سيستان برهيرمند به طرف كوه ملک سياه در باختر گودرز، بين ايران و افغانستان تقسيم نمود. با اين كار، قسمتی كه اروپاييان عنوان «سيستان خاص» به آن داده‎اند (در مقابل «سيستان خارجی» كه به افغانستان واگذار شد) به ايران تعلق گرفت. این سرزمین همواره از فراز و نشیب های تاریخی زیادی برخوردار بوده و سرگذشت طولانی تاریخی داشته است.  

مشخصات جغرافيايي - استان سیستان و بلوچستان: 

استان سيستان و بلوچستان ‌درجنوب خاوری ايران و در مختصات جغرافيايی 25 درجه و 3 دقيقه تا 31 درجه و 28 دقيقه پهنای شمالی و 58 درجه و 47 دقيقه تا 63 درجه و 19 دقيقه درازای خاوری واقع شده است. این استان؛ از دو ناحيه تشكيل يافته که از لحاظ طبيعی با يك ديگر كاملا متفاوت هستند. اين استان پهناور از خاوربا كشورهای پاكستان و افغانستان، از جنوب با دريای عمان ، از شمال و شمال باختر با استان خراسان و از باختر با استان های كرمان و هرمزگان هم جوار است. ناحيه سيستان که 8117 كيلومتر مربع وسعت دارد و در قسمت شمالی استان واقع شده است. اين ناحيه حوزه مسطح و مسدودی است كه از آبرفت های دلتای قديمی و فعلی رود هيرمند تشكيل شده است. ناحيه بلوچستان با مساحت 179385 كيلومتر مربع يک منطقه وسيع كوهستانی است كه حد شمالی آن كوير لوت و حد جنوبی آن دريای عمان است. مرزهای طولانی آبی و خشكی استان؛ با كشورهای افغانستان، پاكستان و كشورهای حوزه خليج فارس، موقعيت ويژه ای به اين استان بخشيده و سبب ايجاد شرايط خاصی در آن شده است. جمعیت این استان برابر سرشماری سراسری سال 1375 حدود 1703094 نفر برآورد شده است. 

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان سيستان و بلوچستان 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

زاهدان

زابل

زاهدان- سه راهي دشتك- زابل

شهر سوخته- كوه خواجه- دهانه غلامان- قلعه مچي- روستاي قلعه نو- آسياب بادي سيستان- ارگ سه كوهه- طبيعت زيباي چاه نيمه

2

زاهدان

خاش

زاهدان- دهپابيد- اسكل آباد و نوك آباد- تفتان- خاش

آتشفشان نيمه فعال تفتان- قلعه ايرندگان- قبرستان هفتاد ملا- پست قديمي مير جاده- ساختمان قديمي دادگستري- غار لاديز- گودواره سيك ها

3

ايرانشهر

چابهار

ايرانشهر- سرباز- چابهار

قلعه ناصري- قلعه به پور- محوطه تاريخي اسپيدژ- قلعه دامن- رودخانه سرباز- پوشش گياهي و حيات وحش( مامن تمساح پوزه كوتاه كاندو)

4

سروان

چابهار

سروان- ناهوك- نيكشهر- چابهار

مركز توليد سفال كلپورگان- دره نگاران- قلعه سب- قلعه كنت- قلعه زابلي- قلعه دزك- مسجد دزك

5

چابهار

كنارك

چابهار- كنارك

سواحل درياي عمان و منطقه آزاد چابهار- گلفشان- كوههاي بدلند- قلعه پرتغاليها- جنگل هاي زيباي حرا- سواحل ديدني گواتر

 

استان سمنان

استان سمنان: 

مرکـــــز : سمنان       موقعیت :  

مجاورت : شمال: استان‌های خراسان شمالی، گلستان و مازندران  جنوب:استان‌های یزد و اصفهان  شرق: استان خراسان رضوی   غرب: استان‌های تهران و قم

آب و هوا: سمنان‌ در نواحي‌ كوهستاني‌ سرد ، در دامنه‌ كوهها معتدل‌ و در حواشي‌ كوير گرم‌ است‌.  ارتفاع متوسط:   171/1   M   دما:7/17 º c

وسعــــت: ۹۵۸۱۵ كيلومتر مربع

جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی  ۷۴۲/۵۸۹  نفر 

تقسیمات:  ۴ شهرستان 16 شهر ۱2 بخش و ۲۸ دهستان  

شهرستانها: دامغان - سمنان/مرکز استان - شاهرود - گرمسار

موقعيت جغرافيايي –  استان سمنان:  

استان‌ سمنان‌ با 95815 كيلومتر مربع‌ وسعت‌ در شرق‌ استان‌ تهران‌ قرار دارد. سمنان ‌، شاهرود ، دامغان‌ و گرمسار چهار شهر معروف‌ اين‌ استان‌ مي‌باشند. استان‌ سمنان‌ در سال‌ 1385حدود 589742 هزار نفر جمعيت‌ داشته ‌است‌ كه‌ 440559 نفر آن‌ شهرنشين‌ و 149183 نفر آن‌ روستانشين‌ بوده‌ است‌. شهر سمنان‌ مركز استان‌ سمنان‌ و شهر شاهرود از نظر جمعيت‌ بزرگترين‌ شهر استان‌ است‌. استان ‌سمنان‌ در دامنه‌هاي‌ جنوبي‌ سلسله‌ جبال‌ البرز واقع‌ شده‌ كه‌ ارتفاع‌ آن‌ از شمال‌ به‌ جنوب‌ كاهش‌ مي‌يابد و به ‌دشت‌ كوير منتهي‌ مي‌شود. اين‌ استان‌ به‌ دو بخش‌ كوهستاني‌ و دشت‌هاي‌ پايكوهي‌ تقسيم‌ مي‌شود. نواحي ‌كوهستاني‌ آن‌ توان‌هاي‌ معدني‌ و گردشگاهي‌ مناسبي‌ دارد و دشت‌هاي‌ پايكوهي‌ آن‌ نيز شهرهاي‌ بسيار قديمي ‌ايران‌ را در ميان‌ خود جاي‌ داده‌ است. 

آب و هوا – استان سمنان:  

آب‌ وهواي‌ استان‌ سمنان‌ در نواحي‌ كوهستاني‌ سرد ، در دامنه‌ كوهها معتدل‌ و در حواشي‌ كوير گرم‌ است‌. آب‌ و هواي‌ شهر دامغان‌ به‌ علت‌ وزش‌ بادهاي‌ شديد شمالي‌ و بارندگي‌هاي‌ ناشي‌ از بادهاي‌ نواحي‌ گرگان‌ و مازندران‌ زمستان‌هاي‌ سرد و تابستان‌هاي‌ معتدل‌ دارد. شهر سمنان‌ تابستان‌هاي‌ گرم‌ و زمستان‌هاي‌ معتدل‌ دارد. آب‌ و هواي‌ شاهرود در قسمت‌هاي‌ شمالي‌ سرد و در قسمت‌هاي‌ مركز معتدل‌ و در قسمت‌هاي‌ جنوبي‌ گرم ‌است‌. شهر گرمسار تابستان‌هاي‌ بسيار گرم‌ و زمستان‌هاي‌ نسبتاً سرد و باراني‌ دارد. گرمسار در ناحيه‌ صحرايي‌ و خشك‌ قرار دارد.  

تاريخ‌ و فرهنگ‌ - استان سمنان: 

استان‌ سمنان‌ از يادگارهاي‌ تقسيمات‌ شانزده‌ گانه‌ اوستايي‌ دوران‌ باستان‌ است‌. در تمام‌ دوره‌ مادها و هخامنشيان‌ جزو ايالت‌ بزرگ‌ پارت‌ يا پرتو به‌ شمار مي‌رفت‌ و در زمان‌ ساسانيان‌ نيز اهميت‌ ويژه‌اي‌ داشته‌ است‌. ناحيه‌ سمنان‌ در دوره‌هاي‌ بعد از اسلام‌ جزو سرزمين‌ تاريخي‌ قومس‌ (كومش‌) به‌ شمار مي‌آمد اين ‌استان‌ با قدمتي‌ بيش‌ از دو هزار سال‌ ، بستر جنگ‌ها ، شكست‌ها و پيروزي ‌هاي‌ بي ‌شماري‌ بوده‌ است‌. جاده‌ ابريشم‌ از وسط‌ استان‌ سمنان‌ عبور مي‌كرده‌ است‌ و آثار متعدد تاريخي‌ از جمله‌ كاخ‌ها ، عمارات ‌، قلعه‌ها ،كاروانسراها ، آب‌ انبارها ، برج‌ها و باروها و... در اين‌ استان‌ به‌ جا مانده‌اند. كاخ‌هاي‌ آغا محمد خان‌ و فتحعلي‌ شاه در دامغان ‌، قصرهاي‌ شاه‌ عباس ‌، عين‌الرشيد و حرمسراي‌ سلطنتي‌ در گرمسار، عمارت‌ دختر ناصرالدين‌ شاه‌ در دامغان‌ قلعه‌هاي‌ سارو ، كوشمغان‌ و پاچنار در سمنان ‌، قلعه‌هاي‌ لاسگرد و بنكوه‌ در گرمسار و... از جمله‌ اين‌ آثارديدني‌ و تاريخي‌ است‌. استان‌ سمنان‌ از نظر جاذبه‌هاي‌ طبيعي‌ يكي‌ از مناطق‌ جالب‌ توجه‌ ايران‌ است‌. حواشي‌ رودخانه‌ها ، چشمه‌هاي‌ آب‌ معدني‌ و طبيعي ‌، تفرجگاهها ، جنگل‌ها و فضاهاي‌ سبز، مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ ، قله‌ها وارتفاعات‌ ، غارها و جاذبه‌هاي‌ ويژه‌ كويري‌ از جمله‌ اين‌ عناصر زيباي‌ طبيعي‌ هستند. استان‌ سمنان‌ از لحاظ‌ آداب‌ و رسوم‌ و كنش‌هاي‌ فرهنگي‌ مردم ‌، كانون‌ گوناگوني ‌هاست‌. انجام‌ مراسم‌ مربوط‌ به‌ اعياد ملي‌ و مذهبي‌ ، ازدواج‌ وهمسر گزيني ‌، سوگ‌ها و عزاهاي‌ خصوصي‌ و مذهبي‌ و ساير كنش‌هاي‌ فرهنگي‌ مردم‌ عليرغم‌ تفاوت‌هاي ‌محسوسي‌ كه‌ با ساير نقاط‌ با هم‌ دارند ، بسيار ديدني‌ و جالب‌ توجه‌ است‌. اين‌ استان‌ مهد شعرا و دانشمنداني‌ همچون‌ منوچهري‌ دامغاني ‌، ابن‌ يمين‌ فرومدي ‌، فروغي‌ بسطامي ‌، يغمايي‌ جندقي ‌، ذوقي‌ بسطامي‌ و عارفان‌ و دانشمنداني‌ چون‌ بايزيد بسطامي ‌، شيخ‌ ابوالحسن‌ خرقاني ‌، شيخ‌ علاءالدوله‌ سمناني‌ ، شيخ‌ سكاك‌ و بي‌بي‌منجمه‌ سمناني‌ بوده‌ است‌. از مشاهير متاخر نيز مي‌توان‌ به‌ حاج‌ علي‌ سمناني‌ ، فيض‌ سمناني ‌، ذبيح‌ الله‌ صفا وعلي‌ معلم‌ اشاره‌ كرد. از آداب‌ و رسوم‌ قابل‌ ذكر اهالي‌ استان‌ سمنان‌ مي‌توان‌ به‌ نپوشيدن‌ جامه‌ سياه‌ در هنگام ‌عزاداري‌ اشاره‌ كرد. اين‌ موضوع‌ ظاهراً نمايانگر انزجار مردم‌ اين‌ ديار از پرچم‌ سياه‌ عباسيان‌ است‌.

مسافرت  و اقامت – استان سمنان: 

سفر به‌ شهرهاي‌ استان‌ سمنان‌ سهل‌ و آسان‌ است‌. همه‌ شهرهاي‌ استان‌ به‌ امكانات‌ سفر و اقامت‌ تجهيز شده‌اند. مردم‌ استان‌ سمنان‌ بسياربه‌ فرهنگ‌ جهانگردي‌ آشنا هستند. 

مکان های دیدنی و تاریخی - استان سمنان: 

استان سمنان يكي از استان هاي مهم ايران است كه به سبب ويژگي هاي خاص موقعيتي و تاريخي خود؛ مجموعه اي از زيبايي ها و مناظر بديع طبيعي چون جاذبه هاي كويري و كوهستاني را همراه با جاذبه هاي منحصر به فرد تاريخي چون كاروان سراهاي تاريخي, قلعه هاي قديمي, آب انبارها و قنات هايي با معماري منحصر به فرد؛ مسجد هاي تاريخي؛ بقعه ها و آرامگاهاي مشاهير و... در يك جا به نمايش گذاشته است و مخاطبان و بازديد كنندگان از اين استان را با رضايت مندي از بازديد كم نظير خود بدرقه مي كند.    

صنايع و معادن - استان سمنان: 

استان سمنان از مراكز قابل توجه صنايع دستی و از قطب هاي صنعتي كشوربه شمار مي رود. دراين استان انواع صنايع دستی نظير قالی بافی، گليم بافی، نمد مالی، سراميك و سفال سازی و … وجود دارد كه هر يك از آن ها سوغاتی ارزشمندي برای ميهمانان استان به شمار مي آيند.

بر اساس اطلاعات موجود علاوه بر واحدهای صنعتی درحال توليد، واحد هاي قابل توجه ديگري نيز در دست ساختمان است كه از اين تعداد بيش ترين واحد در شهرستان سمنان (56%) و كم ترين واحد در شهرستان دامغان (13%) مستقر هستند.

نظر به وضعيت زمين شناسي منطقه, اين استان از نظر تنوع مواد معدنی نيز يكی از مناطق غنی كشور به شمار می آيد. معادن فعال استان را زغال سنگ، كروميت، گچ، نمك، سيليس، سولفات دوسود، دولوميت، پتاس، خاك های صنعتی، مس، سرب، روی، بوكسيت، منگنز، گوگرد، فسفات و...تشكيل مي دهند.   

کشاورزی و دام داری  - استان سمنان: 

استان سمنان به خاطر موقعيت جغرافيايی، اقليم بيابانی و نيمه بيابانی ومحدوديت های آب وخاك، از موقعيت كشاورزی مطلوبی برخوردار نيست. تنها دو درصد از كل مساحت استان زير كشت آبي و ديم است. عمده ترين محصولات اين استان را گندم، ‌جو، سيب زمينی، ‌پنبه ( وش ) بومی و ورامينی، يونجه، اسپرس، شبدر و چغندرقند تشكيل مي دهند.

از لحاظ دام داري اين منطقه به علت دارا بودن مراتع از وضعيت نسبتا” خوبي برخورداراست. استان سمنان با 5/5 ميليون هكتار مرتع و 5/2 ميليون واحد دامی يكی از قطب های دام پروری كشور به شمار مي آيد.   

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان سمنان: 

درباره وجه تسميه نام سمنان كه به اين منطقه اطلاق مي شود, عقايد و نظريات متفاوتی رايج ومعمول است که به برخی از آن ها اشاره می شود:

- در گذشته های دور در محل آتشكده بزرگ هريس در كومش (سمنان) شهری عظيم با بت خانه ای بزرگ با ساختمانی رفيع و با شكوه وجود داشته است. به همين علت احتمال می رود كه مردم اين سرزمين قبل از ظهور زرتشت، دارای مذهب «سمتی» يا «سمينه» بوده اند و بت خانه بزرگ آنان در محل سمنان فعلی واقع بوده است.

- برخی ديگر بر اين باورند كه سمنان در اصل «سكنان» منسوب به طوايف سكه ها می باشد و الف و نون آن نشانه نسبت و مكان است كه در واژه های گيلان و غيره مشاهده می شود.

- عده ای ديگر از اهالی سمنان عقيده دارند كه نام قديم سمنان (سيم لام) بوده كه بنای آن به دست دو نفر از فرزندان نوح پيغمبر به نام های (سيم النبی) و (لام النبی) انجام گرفته كه مقبره آنان در كوه های شمال خاوری سمنان در محلی موسوم به پيغمبران واقع است. بر اين اساس كلمه (سيم لام) در اثر كثرت استعمال به مرور زمان به سمنان تبديل شده است.

- برخی نيز افسانه بنای اوليه را به دو هزار سال قبل از ميلاد مسيح به دستور تهمورث ديوبند نسبت داده اند. در آن زمان شهر را به سمينا نام گذاری نموده اند كه به مررو زمان به سمنان تغيير يافته است.

- روايت ديگر حاكی از اين است كه نام قديم سمنان در زبان محلی «سه مه نان» بوده و منظور ساكنان آن اين بوده است كه محصولات كشاورزی اين منطقه نان و آذوقه اهالی را بيش از سه ماه تأمين نمی كند. بعدها به مرور زمان «سه مه نان» به سمنان تغيير يافته است. به هر حال آن چنان که از منابع و كتب تاريخی استنباط می شود سمنان يكی از مناطق كهن و قديمی ايران است كه در درازای تاريخ فراز و نشيب های زيادی را پشت سر گذاشته است.

استان سمنان در دوران باستان، بخشی از چهاردهمين ايالت تاريخی ورن ( ورنه ) از تقسيمات شانزده گانه اوستايی بود. برخی از دانشمندان اين ايالت را گيلان فعلی می دانند، ولی قدر مسلم اين كه ورن يا ورنه متشكل از صفحات جنوبی البرز، شمال سمنان، دامغان، خوار، دماوند، ‌فيروزكوه، شهميرزاد، لاسگرد، ده نمك و آهوان، قوشه، ‌ويمه و نقاط كوهستانی مازندران بوده است. اين منطقه در تمام دوره حكومت مادها و هخامنشيان، كوميسنه يا كوميشان ( قومس بعد از اسلام ) جزو ايالت بزرگ پارت يا پرتو به شمار می رفت. در اين دوره سمنان, شهر سرحدی ايالات پارت های پارت و ماد به شمار می رفت. به همين علت برخی از مورخان، زمانی اين شهر را جزو مادها و گاهی جزو پارت ها به حساب می آورند. اين ايالت كه در زمان ساسانيان به پشتخوارگر تغيير نام داده، شامل همان شهرهايی بود كه در ايالت ورن وجود داشتند. حد غربی اين ايالت، خوار ( گرمسار فعلی )، حد شرقی آن شاهرود و حد شمالی آن، كوهستان های جنوبی طبرستان بود.

سلوكيان بزرگ ترين عامل يونانی كردن مشرق بودند و به همين جهت، برای ادامه فرمان روايی خود نظر مساعد مردم را لازم داشتند و برای اين كار تقريبا شصت شهر در مشرق و ايالت پارت بنا كردند. يكی از اين شهرها آپاما يا لاسگرد فعلی است كه در 34 كيلومتری سمنان واقع شده و ديگری شهر هكتا پليس ( صد دورازه ) است كه عده ای آن را دامغان می دانند. اشكانيان ايالات ايران را به هيجده بخش وسيع تقسيم كردند كه يكی از ايالت های مهم آن كميسن قوميس يا قومس در نواحی سمنان و دامغان كنونی بود.

در آغاز قرن هفتم ميلادی تضادهای داخلی در زندگی سياسی – اجتماعی ايران بيش تر شد و مبارزه ای كه به خاطر قدرت و حكومت ميان گروه های گوناگون درگرفت، به تضعيف ايران انجاميد. درهمين زمان يزدگرد سوم، آخرين پادشاه سلسله ساسانی، سرگرم مبارزه با مهاجمان عرب بود كه به تازه گی به ايران تاخته بودند. اين مبارزه كه تا سال 651 ميلادی ادامه داشت، با فتح كامل ايران به دست اعراب خاتمه پذيرفت. اعراب نخست شهر بزرگ و آباد ری را تسخير كردند، سپس به شمال شرقی رفته و به سرزمين كومش ( شهرهای سمنان، دامغان، بسطام ) رسيدند و آن ر اتسخير كردند. 

سمنان در دوره های بعد از اسلام جزو سرزمين تاريخی قومس ( كومش ) به شمار می آمد. سمنان طی تاريخ دو هزار ساله خود شاهد فراز و نشيب ها، جنگ ها، شكست ها و پيروزی های بی شمار بوده است. در دوره های بعدی نيز منطقه سمنان مورد توجه خاص حكومت های مركزی قرار گرفت و منازعه ها ومناقشه های متعدد بر سر اين منطقه بين قدرتمندان درگرفت.

دردوران حكومت امويان و عباسيان به ويژه پس از قتل ابومسلم خراسانی به دست منصور دوانيقی، شورش و بلوا سراسر ايران را در برگرفت و نهضت های بی شماری به وقوع پيوست كه از مهم ترين آن ها قيام سنباد زردتشتی بود. در اندك زمان، زرتشتيان طبرستان و نواحی شمال قومس يعنی سنگسر (مهدی شهر)، شهميرزاد و فولاد محله، به دور رهبر اين نهضت جمع شدند و قومس و ری را به تصرف در آوردند، ولی در ساوه شكست خوردند و سنباد به قومس گريخت و پس از ضبط خزاين ابومسلم رو به طبرستان نهاد. وی پس از مدتی در دره های سنگسر و شهميرزاد به قتل رسيد.

ايالت كومش (قومس) از كانون های مهم اسماعيليان در قرن های ششم و هفتم هجری بود. به طوری كه در اين ايالت 150 قلعه در اختيار اين فرقه بود كه هر مجموعه از آن ها را يك كدخدا و هر قلعه مجزای آن را يك محتشم كه به منزله فرماندار كل يا حاكم بزرگ بود، زير نظر داشت.

سمنان در دوران مغول، هم چون ساير نقاط ايران از حمله و كشت و كشتار اين قوم در امان نماند و متحمل خسارات جانی و مالی بسيار شد. اين كشت و كشتار، در زمان تيمور لنگ نيز كه از سال 783 هجری حمله به ايران را شروع كرد، ادامه يافت.

پس از ظهور و استقرار حكومت صفويان، شاه اسماعيل صفوی به سركوب گردن كشان

ولايت ها پرداخت. از جمله، حاكم قلعه فيروزكوه را دستگير كرد و به اين ترتيب، ولايت فيروزكوه و خوار، سمنان و سنگسر به تصرف صفويان درآمد.

كريم خان زند با عنوان وكيل الرعايا مدت 29 سال در ايران سلطنت كرد، ولی در اين مدت شهرهای سمنان، دامغان، شاهرود، بسطام، را در اختيار بزرگان خانواده قاجار قرار داد. بعد از مرگ خان زند، آغا محمد خان شيراز را ترك كرد و به طرف كومش و دامغان رفت و با گرد‌ آوردن عده ای از افراد قبيله خود، سرانجام توانست به ولايت كومش ( سمنان، دامغان و بسطام ) و ولايت جنوبی دريای خزر دست يابد. پس از آغا محمد خان، برادر زاده وی به نام فتحعلی شاه قاجار بر اريكه سلطنت تكيه زد و از همان ابتدای سلطنت، خطه قومس را كه زادگاهش بود مورد توجه قرار دارد و ذوالفقار را به عنوان حاكم سمنان برگزيد. نام جغرافيايی قومس تا اواخر دوران قاجاريه بر سر زبان ها بود، ليكن در دوران حكومت پهلوي اول، سمنان در شمار شهرهای استان دوم، يعنی مازندران در آمد. اين منطقه هم اكنون به عنوان يكي از امن ترين وآبادترين مناطق ايران به صورت استاني درآمده است كه شهرستان ها, شهرها و روستاهاي جذاب و ديدني زيادي را در بر مي گيرد.    

مشخصات جغرافيايي - استان سمنان: 

استان سمنان يكي از استان هاي مهم ايران است كه از نظر مساحت، ششمين استان بوده و وسعت آن حدود چهار برابر استان تهران برآورد مي شود. اين استان بين مدارهای 34 درجه و 17 دقيقه تا 37 درجه عرض شمالی و 51 درجه و 58 دقيقه تا 57 درجه و 58 دقيقه طول شرقی قرار گرفته است. استان سمنان با مركزيت شهر سمنان، از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان اصفهان، از شرق به استان خراسان جنوبي و از غرب به استان تهران محدود شده است.

شهرستان های استان سمنان عبارتند از: سمنان، شاهرود، دامغان، و گرمسار. شهرهای سمنان، مهدی شهر، شهميرزاد، سرخه، شاهرود، بسطام، تجن، كلاته، خيج، ميامی، ‌بيارجمند، دامغان، گرمسار، ايوانكی و آردان نيز شهرهاي تابعه استان را تشكيل مي دهند.

مطالعات زمين شناسي انجام شده نشان می دهد كه قديمی ترين تشكيلات از سنگ های پاليوزوييك تا آبرفت های كوارترنری دراين منطقه وجود دارد. سنگ های دوران پاليوزوييك در شمال سمنان، اطراف شهميرزاد و جنوب ارتفاعات شمال دامغان و شاهرود وجود دارند. سنگ های دوران مزوزوييك در شمال شهميرزاد در حوالی شيخ چشمه سر و جام ديده می شود. رسوبات دوره دوران ترشياری از سمنان تا آهوان و طبقات گچدار در شمال سمنان ديده می شوند. سنگ های دوران كواترنری نيز از كوه هاي شمالي تا دشت كوير ديده مي شوند.

بر اساس سرشماري سراسري سال 1375 استان سمنان داراي 501446 نفرجمعيت بوده است. نژاد مردم سمنان آريايی است و به زبان فارسی با گويش سمنانی سخن می گويند.

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان سمنان 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

سمنان

ملاده

سمنان- مهديشهر- شهميرزاد- فولاد محله- ملاده

امامزاده سيد تاج الدين پرور- كاخ ملاده

2

سمنان

فيروزكوه

سمنان- مومن آباد- فيروزكوه

آرامگاه شيخ محمود مزدقاني

3

سمنان

ايوانكي

سمنان- سرخه- لاسجرد- ده نمك- آرادان- گرمسار- ايوانكي

مسجد امام هادي- حمام بيرون دژ- خانه حشمت- تلخ آب- قلعه ده نمك- خانه باقري

4

سمنان

دامغان

سمنان- مهدي شهر- شهميرزاد- فولاد محله- كياسر- دامغان

ميدان ارگ- مسجد جامع سمنان- راسته بازار- پير علمدار- مسجد تاريخانه

5

سمنان

ده محله

سمنان- عطاري- آهوان- قوشه- دامغان- مهماندوست- ده محله

كاروانسراي سنگي- كاروانسراي آجري- كاروانسراي قوشه- برج طغرل

6

سمنان

شاهرود

سمنان- دامغان- شاهرود

بازار دامغان- خانه عطاردي- مسجد شيخ علي اكبر- مسجد اخياني ها

7

شاهرود

آزاد شهر

شاهرود- بسطام- قلعه نوخرقان منطقه ابر- آزاد شهر

مدرسه شاهرخيه- حمام اميريه- جنگل ابر

8

شاهرود

فرومد

شاهرود- بدشت- ميامي- ابراهيم آباد- عباس آبد- فرومد

كاروانسراي بدشت- آرامگاه ابن يمين فرومدي

9

شاهرود

جهان آباد

شاهرود- ميامي- جهان آباد

خانه عطاردي- مسجد اخيانيها

10

شاهرود

حسين آباد

شاهرود-ميامي- بكران- نردين- حسين آباد

دشت شقايق- خانه عطاردي- موزه

11

شاهرود

بيارجمند

شاهرود- بدشت- ميامي- بيارجمند

كاروانسراي مياندشت

استان زنجان

استان زنجان:
 
مرکـــــز : زنجان  موقعیت :  شمال غرب فلات مرکزی ایران

مجاورت : شمال: استان های اردبیل و گیلان  جنوب: استان همدان   شرق:استان قزوین  جنوب غربی و غرب: استان های کردستان و آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی

آب و هوا:  در زمستان بسیار سرد و در تابستان معتدل می‌باشد.ارتفاع متوسط:620/1 M -دما :1/11 º  c

وسعــــت:  ۳۹۳۶۹ کیلومتر مربع

جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۶۰۱/۹۶۴ نفر

تقسیمات: 3 شهرستان، 13 بخش, 8 شهر, 44 دهستان و 981 آبادی دارای سکنه

شهرستانها: ابهر - ایجرود - خدابنده - خرمدره - زنجان/مرکز استان - طارم - ماه نشان

موقعيت جغرافيايي - استان زنجان: 

استان‌ زنجان‌ كه‌ آنرا (فلات‌ زنجان‌) نيز مي‌نامند در ناحيه‌ مركزي‌ شمال‌ غرب‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ است‌. زنجان ‌، ابهر و خدابنده‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌ زنجان‌ را تشكيل‌ مي‌دهند. در آبانماه‌ 1385، استان‌ زنجان‌ 964601 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌ كه‌ از اين‌ تعداد 559340 نفر در نقاط‌ شهري‌ و 405261 نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌ و بقيه‌ غير ساكن‌ بوده‌اند. استان‌ زنجان‌ از دو منطقه‌ كوهستاني‌ و جلگه‌اي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. مساحت اين استان حدود 39369 کيلومتر مربع است. مناطق‌ كوهستاني‌ آن‌ كه‌ اغلب‌ قلل‌ مرتفع‌ دارند در نواحي‌ شمالي‌ شهرستان‌ زنجان‌ قرار دارند و مناطق‌ جلگه‌اي‌ يا دشت‌هاي‌ آن‌ نيز ساير نقاط‌ استان‌ را در بر مي‌گيرد. در ناحيه‌ جنوبي‌ زنجان ‌، دشت‌ آبرفتي‌ نسبتاً مسطح‌ و وسيعي‌ وجود دارد كه‌ به‌ ارتفاعات‌ سلطانيه‌ در شمال‌ و ارتفاعات‌ قيدار در جنوب‌ محدود مي‌شود. در استان‌ زنجان‌ رودخانه‌هاي‌ متعددي‌ جريان‌ دارند كه‌ مهم‌ترين‌ و پرآب‌ترين‌ آنها رودخانه‌ (قزل‌ اوزن‌) است‌. 

آب و هوا – استان زنجان:  

استان‌ زنجان‌ تحت‌ تأثير ناهمواريها و تماس‌ غير مستقيم‌ با توده‌هاي‌ هواي‌ مرطوب‌ غربي‌ و شمالي‌ ، دو نوع‌ آب‌ و هواي‌ متفاوت‌ دارد : آب‌ و هواي‌ كوهستاني‌ زمستان‌هاي‌ سرد و پر برف‌ و تابستان‌هاي‌ معتدل‌ دارد و آب‌ و هواي‌ گرم‌ و نيمه‌ مرطوب‌ منطقه‌ طارم‌ عليا تابستان‌هاي‌ گرم‌ و زمستان‌هاي‌ ملايم‌ دارد و رطوبت‌ و ميزان ‌بارندگي‌ آن‌ نيز بالا گزارش‌ شده‌ است.

ميزان‌ بارندگي‌ در بهار و زمستان‌ بيشتر از ساير فصول‌ است‌. مدت‌ ماه‌هاي‌ خشك‌ استان‌ نسبتاً زياد و بادهاي‌ سرمه‌ (مه‌) و گرم‌ ، مهم‌ترين‌ بادهاي‌ استان‌ هستند. فصل‌ بهار و تابستان‌ ، مناسبترين‌ زمان‌ سفر به‌ اين‌ استان‌ است.‌ 

تاريخ و فرهنگ – استان زنجان:  

استان‌ زنجان‌ يكي‌ از نواحي‌ تاريخي‌ سرزمين‌ ايران‌ است‌. آثار دوران‌ پيش‌ از تاريخ‌ (هزاره‌ هفتم‌ تا اوايل‌ هزاره‌ سوم‌ قبل‌ از ميلاد) در اين‌ منطقه‌ شناسايي‌ شده‌ است‌. استقرارهاي‌ انساني‌ منطقه‌ ايجرود زنجان‌ درهزاره‌ سوم‌ و دوم‌ پيش‌ از ميلاد حكايت‌ از شكوفايي‌ و تداوم‌ تمدن‌ فلات‌ مركزي‌ ايران‌ در اين‌ ناحيه‌ دارد. ارزيابي ‌آثار نقوش‌ سياهرنگ‌ در روي‌ سفال‌هاي‌ نخودي‌ مكشوفه ‌، ارتباط‌ و ادامه‌ تمدن‌هاي‌ تپه‌ حصار دامغان ، تپه‌ سيلك‌ كاشان‌ و ايجرود زنجان‌ را نشان‌ مي‌دهد. بارزترين‌ آثار دوره‌ تاريخي‌ (هزاره‌ دوّم‌ قبل ازم ميلاد تا قرن‌ هفتم‌ ميلادي‌) ، نوعي‌ سفال‌ خاكستري‌ رنگ‌ سياه‌ است‌ كه‌ با همزماني‌ مهاجرت‌ اقوام‌ آريايي‌ به‌ اين‌ منطقه‌ مطابقت‌ دارد. ظروف‌ سفالي‌ قوري‌ مانند با لوله‌ نسبتاً بلندي‌ كه ‌با مراسم‌ تدفين‌ اموات‌ ارتباط‌ داشت‌ ، در كليه‌ قبور اين‌ دوره‌ كشف‌ شده‌ است‌. طبق‌ مدارك‌ آشوريها ، اين‌ منطقه ‌در قرن‌ نهم‌ قبل ازميلاد (آنديا) نام‌ داشته‌ و به‌ احتمال‌ ضعيف‌ اقوام‌ ساكن‌ آن‌ با اقوام‌ لولوبي‌ها و گوتي‌هاي‌ دامنه‌هاي‌ زاگرس‌ ارتباط‌ داشته‌اند. سكه‌هاي‌ دريك‌ و ريتون‌ كه‌ در خدابنده‌ كشف‌ شده‌ از آثار دوران‌ حكومت‌ هخامنشي ‌است‌. در دوران‌ اشكانيان‌ و ساسانيان ‌، دره‌هاي‌ زنجان‌ رود و قزل‌ اوزن‌ از رونق‌ بيشتري‌ برخوردار بود. از مهم‌ترين ‌اثر اين‌ دوران‌ مي‌توان‌ به‌ آتشكده‌ تشوير اشاره‌ نمود. دوران‌ اسلامي‌ (از قرن‌ هفتم‌ تا نوزدهم‌ ميلادي‌ برابر قرن‌ اول ‌تا چهاردهم‌ هجري‌) با فتح‌ ايران‌ در زمان‌ خلافت‌ عثمان‌ آغاز مي‌شود. متون‌ و آثار موجود نشان‌ مي‌دهد كه‌ اين‌منطقه‌ در سراسر دوران‌ اسلامي‌ به‌ ويژه‌ در قرون‌ چهارم‌ تا هشتم‌ هجري‌ قمري‌ در دوران‌ حكومت‌ لنگريان‌ ، سلجوقيان‌ و ايلخانيان‌ از شكوفايي‌ اقتصادي‌ ، فرهنگي‌ و هنري‌ جالب‌ توجهي‌ برخوردار بوده‌ است‌. يكي‌ ازدلايل‌ انتخاب‌ سلطانيه‌ به‌ پايتختي‌ ، رونق‌ اقتصادي‌ اين‌ منطقه‌ در قرون‌ هفتم‌ و هشتم‌ هجري‌ قمري‌ بوده‌ است‌. اين‌ منطقه‌ در حمله‌ مغول‌ آسيب‌ فراوان‌ ديد ، ولي‌ در دوره‌ سلطان‌ محمد خدابنده‌ ، سلطانيه‌ به‌ بزرگترين‌ پايتخت‌ دولت‌ ايلخاني‌ و سرزمين‌ اسلامي‌ تبديل‌ شد. به‌ فرمان‌ اولجاتيو ، بارويي‌ به‌ دور سلطانيه‌ كشيده‌ و در وسط‌ آن ‌، قلعه‌ بزرگي‌ ساخته‌ شد. اولجاتيو گنبد بزرگي‌ بعنوان‌ مقبره‌ خود بنا كرد كه‌ همان‌ گنبد معروف‌ خدابنده‌ است‌. درزمان‌ اولجاتيو، شهر سلطانيه‌ بعد از تبريز يكي‌ از مهم‌ترين‌ شهرهاي‌ ايلخانان‌ بود. پس‌ از انقراض‌ حكومت‌ ايلخاني‌ به‌ دست‌ سربداران‌ درقرن‌ نهم‌ هجري‌ قمري ‌، منطقه‌ زنجان‌ نيز، در فتنه‌ تيمور لنگ‌ بشدت‌ تخريب‌ شد. در دوران‌ حكومت‌ صفويه‌ و قاجاريه ‌، بويژه‌ در دوران‌ حكومت‌ شاه‌ طهماسب‌ وآغا محمد خان‌ قاجار، رونق‌ نسبي‌ اقتصادي‌ و فرهنگي‌ در زنجان‌ برقرار بوده‌ است‌. 

جشن حالا – استان زنجان:  در اوايل‌ فصل‌ پائيز، پس‌ از آنكه‌ محصولات‌ كشاورزي‌ از كشتزارها و خرمنگاه‌ جمع‌ آوري‌ و برداشت ‌شد ، اين‌ جشن‌ محصول‌ برپا مي‌شود. بدين‌ ترتيب‌ كه‌ در آغاز برداشت‌ محصول‌ از زمين‌ ، هر خانوار در حدود 20متر مربع‌ از مزرعه‌ گندم‌ خود را بعنوان‌ حالا باقي‌ مي‌گذارد. در روز جشن‌ ، تعدادي‌ از همسايگان‌ و وابستگان‌ را به‌جشن‌ دعوت‌ مي‌كنند و با قرباني‌ كردن‌ گوسفند و گاو و تدارك‌ پذيرايي ‌، مهمانان‌ را با ناهار پذيرائي‌ مي‌كنند. بيشتر مهمانان‌ از مرداني‌ كه‌ به‌ شغل‌ كشاورزي‌ مشغولند ، انتخاب‌ مي‌شوند. در اين‌ جشن‌ زنان‌ حضور ندارند. مهمانان‌ پس‌ از صرف‌ ناهار با گفتن‌ مبارك‌ باد و پربركت‌ باد و همراه‌ داشتن‌ ناني‌ بنام‌ نزيك‌ يا نذري‌ كه‌ از شير پرچربي‌ گوسفند تهيه‌ مي‌شود ، دستجمعي‌ به‌ محل‌ گندم‌ درو نشده‌ در كشتزاري‌ مي‌روند. اين‌ افراد دور گندم ‌باقيمانده‌ حلقه‌ مي‌زنند. يكي‌ از ريش‌ سفيدان‌ پس‌ از ذكر اسماءالله‌ و خواندن‌ صلوات‌ شروع‌ به‌ درو كردن‌ گندم ‌مي‌كنند ، بقيه‌ نيز مقداري‌ از گندم‌ را درو مي‌كنند. سپس‌ واژه‌ حالا را بطور دستجمعي‌ تكرار مي‌نمايند. پس‌ ازچند بار تكرار واژه‌ حالا ، همه‌ خوشه‌هاي‌ گندم‌ درو مي‌شوند. سپس‌ هر كس‌ هر چقدر كه‌ درو كرده‌ است‌ با خود مي‌برد و بعنوان‌ تبرك‌ و ايجاد بركت‌ خالي‌ مي‌كند. سپس‌ ريش‌ سفيدان‌ نان‌ نزيك‌ و ميوه‌ها را در ميان‌ مهمانان‌ تقسيم‌ مي‌كنند و مهمانان‌ پس‌ از گذاشتن‌ هديه‌ در دستمال‌ و گفتن‌ عبارت‌ بركت‌ به‌ خرمن‌ محل‌ حالا را ترك‌ مي‌كنند و بدين‌ ترتيب‌ جشن‌ پايان‌ مي‌پذيرد. اين‌ جشن‌ در ناحيه‌ انگوران‌ انجام‌ مي‌شود و احتمالاً با آئين ‌باستاني‌ زرتشتي‌ ارتباط‌ دارد. 

صنايع دستي و سوغاتي ها – استان زنجان: 

صنايع دستي و سوغاتي هاي زنجان عبارتند از چاقوهاي ساده و مركب ، فرش ، چاروق و مليله كاري ، نقره كاري و انواع گليم و جاجيم. 

غذاهاي محلي – استان زنجان: 

سفره غذايي زنجان  سفره اي رنگين با فرهنگ غذايي ديرينه است غذا هاي استان در ارتباط مستقيم با شيوه معيشت عشاير و روستايي مي باشد كه در مناطق شهري نيز متداول است از آن جمله مي توان به انواع آش ، آماج آش ، سوغاتي آشي ، تندر آشي ، آش ماست ، آش دوغ ، آش ترش ، آش رشته ، آش بلغور ، آش رشته ترش ، سوپ تره فرنگي ، چلوگوشت ، ترش ، خورشت اسفناج ، خورشت گوجه سبز ، خورشت لوبيا سبز، خورشت كدو حلوايي ، كوكوي شيرين ، نرگسي ، بوراني اسفناج ، سيب زميني برشته ، كله جوش ، شير برنج ، بيازو ، حلواي آرد گندم ، مشكفي  ، گلانك ، گلاس ، بقليو و ده ها نوع خورشت و چاشت ديگر اشاره نمود. 

رقص و موسيقي محلي – استان زنجان: 

موسيقي زنجان  بخشي از موسيقي محلي و مقامي آذربايجان است ، كه عمدتاً تحت تاثير موسيقي عاشيقي شكل گرفته است. موسيقي عاشيقي همراه با نواختن ساز و خواندن اشعار اجرا ميشود. عاشق ها با حضور در مراسم مختلف عروسي و شادي در اشاعه موسيقي در ميان مردم نقشي به سزا دارند. علاوه بر موسيقي عاشيقي ، موسيقي مقامي آذربايجان نيز در زنجان رواج دارد. 

مسافرت و اقامت – استان زنجان:   

شهر هاي استان زنجان از نظر راههاي ارتباطي ، مخابرات و سيستم هاي درماني تجهيز شده ومسافرت به كليه شهرهاي آن نيز بسار آسان است ، كليه شهرهاي استان داراي انواع هتل و امكانات اقامتي مي باشند و مردم آن نيز با فرهنگ جهان گردي آشنايي دارند. 

مکان های دیدنی و تاریخی - استان زنجان: 

استان زنجان از توانمندی های بالایی در زمینه توسعه صنعت جهانگردی و جلب گردشگر برخوردار است. جاذبه های طبیعی این استان شامل کوه ها، رودها، آبشارها، چشمه های آب معدنی، دریاچه های طبیعی و مصنوعی در شهرستان های مختلف استان پراکنده شده اند. رودخانه هاى بزرگ و مشهور با شعبات آن ها در كشتزارها و باغ هاى استان، چشمه هاى آب معدنى و آب سرد، غارهاى تاريخى و طبيعى، مناظر زيباى كشتزارها و باغ ها از جمله جاذبه هاى طبيعى استان هستند كه هر بيننده ای را به تحسين وا مى دارند.

با اين كه تاريخ این منطقه فراز و فرود های بسيار به خود ديده و گاهی شعله های خشم و جنگ، برگ های زيادی از تاريخ منطقه و حتی گاه تمام آن را در كام خود فرو برده است ولی به جهت عمق غنای هويت و فرهنگ اين منطقه، هنوز نیز استان زنجان امانت دار ميراث فرهنگی ارزشمند و قابل ملآحظه ای است که فرهنگ و هویت این سرزمین را به نمایش می گذارد. كاخ هاى با ارزش و قدیمی، مدرسه هاى تاريخى، مسجدهایی با معماری کم نظیر، بازارهاى قديمى، بقعه امام زاده ها، زيارتگاه ها و بناهاى تاريخى و مذهبى با معماری های ارزشمند بخشی از اين ميراث شايان توجه هستند. برخى از بناهاى موجود در استان، هم چون بنای بزرگ و تاریخی سلطانیه دارای ارزش هاى درجه يک جهانگردى و شهرت جهانی هستند. اين بنا که يكى از بزرگ ترين و باشكوه ترين بناهاى اسلامى محسوب می شود در خاور استان زنجان واقع شده است. برخی دیگر از بناهای تاریخی این استان با این که از دیرینگی و قدمت چندانی برخوردار نیستند ولی به لحاظ معماری و کاربری از بناهای منحصر به فرد ایران به شمار می آیند و از جمله آن ها می توان بنای کم نظیر رختشوی خانه را نام برد.  

صنايع و معادن - استان زنجان: 

استان زنجان دارای دو نوع صنایع دستی و ماشینی (کارخانه ای) است. صنايع دستی این استان از رشد و شكوفايی برخورداربوده و نمونه های بديع آفريده های دستان هنرمندان و متخصصان برجسته زنجانی امروزه مايه سربلندی و مباهات صنایع ایران در جهان است. به دليل موقعیت ترانزیتی و برخورداری از راه های مناسب و نزديكی به استان تهران این منطقه از امكانات توسعه صنعتی خوبی برخوردار شده است. كارخانه های مختلفی در شاخه های صنايع فلزی، شيميايی، دارويی، غذایی، ‌ريسنده گی و بافنده گی، ساختمانی، الكتريكی، چوبی و سلولزی فعال هستند. معادن فعال استان؛ كائولن، ‌فلدسپات و سيليس است و دیگر معادن که بیش تر شامل معادن سنگ می شوند در نقاط مختلف استان پراکنده شده اند. استان زنجان بزرگ ترین معدن روی خاورمیانه را در خود جای داده است.  

کشاورزی و دام داری - استان زنجان: 

شرايط جغرافيايی مشتمل بر تنوع آب و هوايی، برخورداری از منابع آب و حاصل خيزی خاک؛ استان زنجان به صورت يک متطقه مناسب كشاورزی درآورده است. بعضی از محصولات كشاورزی و باغی استان از نظر مقدار سطح زير كشت و توليد انگور مقام اول را در كشوردارد. كشاورزی در اين استان به صورت ديمی و آبی انجام می شود. استان زنجان يكی از قطب های مهم دام داری باخترایران، به شمار می آيد. انواع فعاليت ها دردو بخش به شيوه صنعتی و ستنی انجام می شود. استان زنجان در زمينه دام پروری صنعتی و توليد گوشت و شير در سطح كشور، جايگاه در خور توجهی را احراز نموده يكی از مهم ترين مراكز مرغ داری كشورنیز به شمار می رود.  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان زنجان: 

نام استان زنجان برگرفته از مركز استان يعنى شهر زنجان است. در مورد وجه تسميه شهر زنجان تاكنون نظرات گوناگونى ازسوى پژوهشگران و نويسندگان ارايه شده است. قديمى ترين نامى كه به اين منطقه اطلاق شده است، زنديگان به معناى اهل كتاب زند (معروف ترين كتاب آيين زردشتى ساسانى) و گان از پساوند اهل باستان است كه در دوره ساسانيان بر اين منطقه گذاشته شده است. گفته مى شود بناى شهر زنجان در زمان اردشير بابكان ساخته شده و در آن زمان نام شهين يعنى منسوب به شاه به آن اطلاق مى شده است. از اواخر دوره قاجاريه به علت استقرارايل خمسه فارس، نام خمسه نيز بر آن نهاده شد.

يافته هاى تاريخى و كاوش هاى باستان شناسى كه در نواحى مختلف استان زنجان انجام گرفته، گواهی بر قدمت تاريخى و ديرينگى آن است و آثار كشف شده در اين محدوده، استقرارهاى انسانى از دوران پيش از تاريخ تا دوران اسلامى را در اين منطقه ثابت مى كند. در بيش ترمنابع موجود، نويسندگان و پژوهشگران با استناد به يافته هاى باستان شناسى و متون تاريخى، پيشينه تاريخى استان زنجان را در چهار مرحله، دوران پيش از تاريخ تا دوران آغاز ادبيات شامل هزاره هفتم تا اوايل هزاره سوم پيش از ميلاد، دوران آغاز ادبيات و دوران تاريخى شامل اوايل هزاره سوم تا اواخرهزاره دوم پيش ازميلاد و دوران تاريخى جديد شامل اواخرهزاره دوم پيش از ميلاد تا اوايل قرن هفتم ميلادى و دوران اسلامى که طول زمانی آن از قرن 7 تا 19 ميلادى برابر با قرن 1 تا 14 هجرى قمرى برآورد می شود، مورد مطالعه قرار داده اند.

يافته هايى كه از غار تاريخى گليجک در37 كيلومترى جنوب باخترى شهر زنجان و در محدوده شهرستان ماه نشان به دست آمده، حدود سى هزار سال قدمت دارند و گواهی بر قدمت تاريخى منطقه زنجان در دوران پيش از تاريخ تا دوران آغاز ادبيات است. در منطقه ايجرود واقع در جنوب باخترى شهرستان زنجان، آثارى از دوران آغاز ادبيات به دست آمده است. زيستگاه هاى انسانى منطقه ايجرود در هزاره سوم و دوم پيش ازميلاد در هشت كانون باستانى و تداوم حيات آن ها تا هزاره اول قبل از ميلاد، حكايت از شكوفايى و تداوم تمدن فلات مركزى ايران در اين ناحيه دارد.

تاكنون 65 كانون تاريخى در منطقه زنجان شناسايى و مورد بررسى قرار گرفته اند كه بيش تر اين كانون ها در دره هاى زنجان رود، شاهرود و قزل اوزن شناسايى شده اند. بررسى ها و مطالعات موجود بر وجود نوعى سفال خاكسترى رنگ ساده، كه با مهاجرت اقوام آريايى در منطقه مطابقت دارد گواهی می دهد.

استناد به متون تاريخى نمايان گر آن است كه در اواخرهزاره دوم پيش از ميلاد و در اثر فشارهاى ناشى از كمبود منابع اقتصادى و كشاورزى و بروز جنگ هاى منطقه اى، اقوامى از منطقه ماوراء النهر و حوزه درياچه آرال به طرف باختر حركت كردند. گفته مى شود كه تيره اى از اين اقوام از طريق جنوب درياى خزر و به احتمال زياد از دره سفيد رود و از منتهى اليه شمال خاورى مرز طبيعى زنجان به اين منطقه وارد شده اند، البته گفته مى شود كه مهاجمان براى ورود به فلات ايران از چند راه استفاده نموده اند. برخى دانشمندان معتقدند كه گروهى از اقوام ياد شده از طريق جنوب خاورى درياى خزر و پس از عبور از رود اترک و گروه ديگر پس از عبور از كنار درياچه اروميه وارد فلات ايران شده اند. مطالعاتى كه در مظاهر فرهنگى و تمدنى منطقه زنجان صورت گرفته، تفاوت هايى را در اين زمينه نشان داده است. تفاوت هاى موجود در آثار كشف شده در تپه حسنلو و جنوب درياچه اروميه، با بقاياى موجود در اين نواحى و تراكم استقرارها و مشابهت اشيای تاريخى ناحیه خورين در باختر تهران و املش گيلان با آثار اين منطقه، گوياى اين مطلب است كه اقوام مهاجر از راه سوم كه دره سفيد رود است، به منطقه زنجان سرازير شده اند. گفته مى شود استقرار مهاجران در منطقه زنجان با آرامش صورت گرفته كه شايد تعداد اندک بوميان منطقه دليل اصلی اين امر بوده باشد.

طبق مدارک آشورى، منطقه زنجان در قرن نهم پيش ازميلاد آنديا نام داشته و به احتمال ضعيف اقوام مستقر در آن با اقوام لولوبيان و گوتيان مستقر در زاگرس مرتبط بوده اند. به هر حال اين منطقه از لحاظ جغرافياى تاريخى در آغاز هزاره اول قبل از ميلاد از شمال با كادوسيان و كاسپيان، از باختر با لولوبيان و گوتيان و از طرف جنوب خاورى و خاور با مادها هم مرز بوده است. اقوام مهاجر بعدها پس از جنگ هاى داخلى و منطقه اى فراوان يك سيستم حكومتى تحت عنوان پادشاهى ماد را بنيان گذارى نمودند.

در دوره اشكانيان و ساسانيان دره هاى زنجان رود و قزل اوزن از رونق زيادى برخوردار بوده اند. شواهد موجود از جمله آتشكده عظيم تخت سليمان در باختر و عبادتگاه بهستان در جنوب و آتشكده هاى ساسانى در طارم تاييد كننده اين نظريه است که این ناحیه در دوره اشکانیان و ساسانیان رونق به سزایی داشته و اين رونق در این دوره اتفاقی نبوده است و آن را می توان ناشی از توانمندی های طبیعی منطقه دانست. كشف برخى آثار مانند كشف سكه دريک هخامنشيان در حومه شهرستان خدابنده و پيدايش اتفاقى يک رينون از اين دوره و كشف آثار و اشياى ديگر حكايت از شكوفايى تمدن و فرهنگ اين منطقه در دوران هخامنشيان دارد. در كتب جغرافيايى صدراسلام بر وجود تمدن در دوره ساسانيان و اشكانيان در منطقه زنجان تاكيد شده است. منطقه زنجان در دوران اسلامى شاهد تحولات اساسى بوده است. اين دوران كه از قرن 7 تا 19 ميلادى برابر با قرن 1 تا 14 هجرى را شامل مى شود، مصادف با زمانى است كه مردم اين منطقه اسلام را پذيرفته اند. مدارک باستان شناسى و متون تاريخى موجود، از رونق تاریخی این منطقه در سده های میانی اسلام حکایت دارد. اين منطقه جغرافيايى، در سرتاسر دوران اسلامى به ويژه در قرن چهارم در دوران حكومت كنگريان و سده های پنجم تا هشتم هجرى قمری در دوران حكومت سلجوقيان وايلخانان درحد شكوفايى و از نظر سيستم اقتصادى و مظاهر فرهنگى و هنرى دارای رونق چشمگیری بوده است. بیش تر آثار تاریخی و مذهبی استان زنجان، مانند مساجد جامع قروه، سجاس، قلابر، كاروانسراهاى نيک پى، سرچم، آثار تاريخى سلطانيه، خدابنده و ابهر در این دوران ساخته شده اند و بررسی آن ها به خوبی بر دیرینگی تاریخ منطقه گواهی خواهد داد.

ایلخانان مغول، شهر سلطانیه در خاور استان زنجان را به عنوان مرکز حکومت خود انتخاب كردند و بر آبادانی این منطقه همت گماشتند و به همان اندازه که کمرهمت بر آبادانی منطقه سلطانیه بستند، از آبادانی شهرها و مناطق دیگر غافل شده و به تدریج مناطق اطراف سلطانیه و خصوصاً شهر زنجان بر اثر بی توجهی حاکمان وقت، روبه ویرانی و نابودی گذاشت. پس از انقراض حكومت ايلخانى به دست سربداران، منطقه زنجان، دوباره آرامش و آبادانی نسبی یافت و بار دیگر سلطانیه و مناطق همجوار آن دچار رکود و رخوت گردیدند. فتنه تيمور لنگ در قرن نهم منطقه زنجان را بار دیگر تحت تاثیر خود قرار داد و تقريباً به كلى نابود و علایم آبادانی از آن محو شد. دراين دوره شدت تخريب و فقر به حدى بود كه ادامه حيات تنها در روى تپه ها به صورت جزيى ديده مى شد. به اين ترتيب ملاحظه می شود که تنش هاى سياسى و كشمكش هاى نظامى تا قرن دهم مانع از رشد و اعتلاى اقتصادى و فرهنگى در منطقه زنجان شده است. در دوران حكومت صفويه و قاجاريه به خصوص دوران حكومت شاه طهماسب صفوى، شاه عباس صفوى و آقا محمد خان قاجار فعل و انفعالات انسانى كمك شايانی به رونق نسبى منطقه كرد. اعتلا و رونق نسبی منطقه زنجان، به دوران حکومت صفویه باز می گردد. اهتمام سران حکومت صفویه نسبت به آبادانی تمام مناطق ایران و ساخت کاروانسراها و راه های ارتباطی و امن نمودن این راه ها و همچنین نزدیکی به قزوین که مدتی مرکز حکومت شاهان صفوی بوده، از دلایل مهم رونق منطقه زنجان در دوره صفویه بوده است. بخش بزرگی از روستاها، بخش ها و شهرهاى فعلى محدوده استان زنجان با توجه به سيستم فئودالى تا اواخر قرن سیزدهم هجرى قمرى تكوين و استقرار يافته و ادامه حيات داده اند. این استان به دلیل اهمیت ارتباطی خود در دوره قاجاریه از رونق نسبی برخوردار بوده و هم اكنون نیز يكى از مناطق آباد و با اهميت ايران است كه نقش مهمى را در عرصه هاى مختلف اقتصادى و ارتباطى كشور ايفا كرده و روز به روز هم در جهت آبادانی و رونق بیش تر آن تلاش های پيگيری صورت می گیرد
 
مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان زنجان 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

زنجان

ماهنشان

زنجان- ماهنشان

كاروانسراي نيك وي- دودكش جن- قلعه بهستان- قلعه قشلاق- كليساي ماهنشان- درياچه خذعي لو

2

زنجان

دندي

زنجان-دندي

نقاره خانه و يخچال ابراهيم آباد- خانه اربابي گنج آباد- روستاي خورجهان- يافتي قلعه- معدن انگوران- تخت سليمان

3

زنجان

ايجرود

زنجان- ايجرود

روستاي گلاير و سد گلاير- روستاي خوعين

4

زنجان

طارم

زنجان- طارم

آتشكده الزين- آتشكده تشوير- كيلانكشر- روستاي گيدان- آتشكده سرچم

5

زنجان

خدابنده

زنجان- خدابنده

سلطانيه- مسجد جامع سجاس- مقبره قيدارالنبي- غار كتله خور

6

زنجان

ابهر

زنجان- ابهر

امامزاده يحيي صائين قلعه- حمام يال بان خرمدره- امامزاده ابهر- روستاي قروه

7

زنجان

قره پشتلو

زنجان- قره پشتلو

روستاي سهرين و دشت حفاظت شده سهرين- آبگرم ونتن- سد تهم

استان خوزستان

استان خوزستان: 

مرکـــــز :  اهواز    موقعیت :  جنوب غربی ایران

مجاورت : شمال:استان لرستان  شمال شرقی: استان اصفهان   شمال غربی : استان ایلام  جنوب:خلیج فارس  شرق و جنوب شرق: استان چهارمحال و بختیاری و استان کهکیلویه و بویراحمد   غرب: کشور عراق  

آب و هوا: دارای آب و هوای مختلف است: آب و هوایی نیمه بیابانی که شهرهای آبادان ، خرمشهر ، ماهشهر ، هندیجان ، دشتآزادگان و نواحی دزفول، بهبهان، رامهرمز، شوشتر و نواحی شمال اهواز را در بر می گیرد.آب وهوای استپ گرم که نواحی شمال دزفول، بهبهان، رامهرمز، شوشتر و شمال اهواز را دربرمی گیرد. ارتفاع متوسط:   23  M    دما:3/25 º  c

وسعــــت: ۶۴۶۶۴ کیلومتر مربع

جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی  ۹۷۹/۲۷۴/۴ نفر

تقسیمات: ۱۶ شهرستان، ۲۹ شهر،۳۶ بخش،۱۱۲ دهستان و ۳۸۸۰ آبادی مسکونی

شهرستانها: آبادان - امیدیه - اندیمشک - اهواز/مرکز استان - ایذه - باغملک  - بهبهان - خرمشهر - دزفول - دشت آزادگان - رامهرمز - شادگان - شوش - شوشتر - ماهشهر -    مسجد سلیمان

موقعيت جغرافيايي – استان خوزستان:  

استان خوزستان با مساحتي بالغ بر 64664 کيلومتر مربع در جنوب غربي ايران واقع شده است. بر اساس آخرين تقسيمات کشوري در سال 1385 ، شهرستان هاي استان خوزستان عبارتند از : آبادان ، انديمشک ، اهواز، ايذه ، باغملک ، بندرماهشهر ، بهبهان ، خرمشهر، دزفول ، دشت آزادگان ، رامهرمز، شادگان ، شوش ، شوشتر، و مسجد سليمان. استان خوزستان در سال 1385 ، حدود 4274979 نفر جمعيت داشت که از اين تعداد 2873564 نفر در نقاط شهري و 1401415 نفر در نقاط روستايي سکونت داشته اند.

استان خوزستان از نظر ناهمواري ها به دو قسمت جلگه اي و کوهستاني تقسيم مي شود. ناحيه جلگه اي خوزستان در قسمت جنوب و غرب استان از آبرفتهاي رودهاي کارون ، کرخه و جراحي تشکيل شده است. ناحيه کوهستاني خوزستان در قسمت شمال و شرق استان واقع شده و جزء بخش جنوبي رشته کوه زاگرس مي باشد. 

آب و هوا – استان خوزستان: 

استان خوزستان در مناطق کوهستاني و مرتفع تابستان هاي معتدل و زمستان هاي سرد و در نواحي کوهپايه اي آب و هواي نيمه بياباني دارد. در نواحي پست و جلگه اي به طرف جنوب و جنوب شرقي خصوصيات آب و هوا از نيمه بياباني به بياباني کناره اي تبديل مي شود. زمستان هاي اين ناحيه ، کوتاه و معتدل و تابستان هاي آن طولاني و گرم است. 

خوزستان تحت تاثير سه نوع باد قرار دارد: اول ، جريان سرد نواحي کوهستاني که در زمستان به طرف خليج فارس مي وزد و هواي سردي را همراه مي آورد. دوم ، بادهاي ساحلي که گاهگاهي در تابستان از طرف خليج فارس همراه با رطوبت زياد و گرما به سوي جلگه ها مي وزد و به باد شرجي معروف است. سوم ، بادي است که از طرف عربستان به نام (سموم) مي وزد و هميشه مقداري غبار خاک و شن همراه دارد و هنگام عبور از روي خليج فارس رطوبت زيادي را در خود ذخيره مي کند. 

تاريخ و فرهنگ – استان خوزستان:  

استان خوزستان يکي از کهن ترين کانون هاي تمدن بشري است. که قدمت آن در شوش به 6000 سال مي رسد. در هزاره چهارم قبل از ميلاد دولت مقتدر عيلام در شوش پايه گذاري شد و در هزاره اول پيش از ميلاد ، توسط آشوريان منقرض گرديد. در  سال 640 قبل ازميلاد شوش به دست آشوري ها تسخير و به دو بخش تقسيم شد. قسمت شمالي يعني (انزان) به دست پارس ها افتاد که از مدت ها پيش در اين ناحيه مسکن گزيده بودند و قسمت جنوبي آن به تصرف آشور در آمد. در سال 538 قبل ازميلاد کوروش هخامنشي به بابل لشکر کشيد و سرزمين عيلام را تصرف کرد و شهر شوش را به عنوان يکي از پايتخت هاي هخامنشي برگزيد. داريوش در سال 521 قبل ازميلاد شوش را مورد توجه قرار داد و در آن کاخ باشکوهي به نام (هديش) احداث کرد. با حمله اسکندر دوران اوج و شکوه سلطنت  خيره کننده هخامنشيان به پايان رسيد. پس از اسکندر دولت سلوکي به قدرت رسيد. در سال 187 قبل از ميلاد در اثر ضعف دولت سلوکي ، پارس و خوزستان متحد شد و از دولت سلوکي جدا شدند. مهرداد اول اشکاني(164-140قبل ازميلاد) شاه سلوکي را در جنگي شکست داد و شخصي از خاندان اشکاني را به حکومت خوزستان منصوب کرد. با قدرت گرفتن ساسانيان اين ناحيه به صورت خيره کننده اي رو به عمران و آبادي گذاشت. حکومت ساساني بناهاي زيادي در اهواز ، شوشتر و شمال انديمشک ايجاد کرد. پس از شکست ايران بدست اعراب حکومت خوزستان به  دست خلفاي اموي وعباسي افتاد. در اواسط سده سوم هجري قمري دولت عباسي رو به انحطاط گذاشت. يعقوب ليث از سيستان علم استقلال برافراشت و سرانجام در شوش و شوشتر استقرار يافت. در سال326هجري قمري معزالدوله ديلمي کرمان و خوزستان را تصرف کرد. از سال 443 هجري قمري تا سال 845 هجري قمري به ترتيب خوارزمشاهيان ، خاندان افشار، اتابکان فارس ، آل مظفر، آل جلاير، تيموريان بر تمام يا قسمتي از خوزستان حکومت کردند. در سال 845 هجري قمري   جنبش مذهبي مشعشعيان در اين نواحي شکل گرفت. پادشاهان صفوي چندين  بار براي سرکوب مشعشعيان و افشار لشکر کشيدند. نادر شاه افشار در سال 1142 هجري قمري روانه خوزستان شد. پس از در گذشت کريم خان زند خوزستان دچار هرج و مرج شد. در زمان فتحعلي شاه قاجار خوزستان به دو بخش تقسيم شد وپس از جنگ ايران و انگليس در سال 1273 هجري قمري تا چهل سال خوزستان آرام بود. در اين زمان عشاير عرب به چند بخش تقسيم شده و هر بخش شيخي جداگانه داشت. طي 80 سال گذشته استان خوزستان- غير از دوران جنگ  ايران و عراق(1359)همواره توسعه يافته و امروزه يکي از نواحي استراتژيک ايران به حساب مي آيد. 

مسافرت و اقامت – استان خوزستان:  

شهرهاي‌ استان‌ خوزستان‌ پس‌ از پايان‌ جنگ‌ )ايران و عراق)‌ به‌ سرعت‌ بازسازي‌ شده‌ و زيبايي‌ قبلي‌ خود را باز يافته‌اند و در حال‌ حاضر آماده‌ پذيرايي‌ از مسافران‌ و جهانگردان‌ مي‌باشند. اهواز، مركز استان‌ و اكثرشهرهاي‌ استان‌ خوزستان‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي ‌، مخابرات‌ و انواع‌ خدمات‌ توريستي‌ تجهيز شده‌اند و مسافرت‌به‌ آنها از طريق‌ راه‌آهن ‌، اتوبوس‌ ، سواري‌ و هواپيما صورت‌  مي‌گيرد. مردم‌ استان‌ خوزستان‌ خونگرم‌ و بسيارمهربان‌ هستند.   

مشخصات جغرافيايي - استان خوزستان:  

استان خوزستان یکی از دیدنی ترین مناطق ایران است که از جلوه های طبیعی و باستانی و تاریخی بسیار با ارزش و منحصر به فردی برخوردار است. این استان؛ نه تنها باستانی ترین بنای ایران( چغازنبیل) بلکه تنها رودخانه قابل کشتی رانی ایران را در بر گرفته است. رودخانه کارون در ترانه های عامیانه ایران؛ نامی آشنا برای همگان بوده و از جاذبه های خاصی برای ایرانیان برخورداراست. بعد از جنگ تحمیلی ایران و عراق منطقه جنگی خوزستان نیز به جاذبه ها و مکان های دیدنی آن افزوده شد. هرساله بازدیدکنندگان زیادی از منطقه های جنگی که یادآور سلحشوری های فرزندان با غیرت ایران زمین در برابر تجاوز خارجی است، بازدید می کنند و یاد و خاطره سلحشوران با غیرت ایران را گرامی می دارند.    

صنايع و معادن - استان خوزستان: 

صنعت نيز مانند كشاورزی در خوزستان سابقه طولانی دارد. در دوران ماقبل تاريخ (دوره عيلامی ها) انواع و اقسام ظروف و كوزه های سفالی در خوزستان ساخته شده است. در دوره ساسانيان؛ خوزستان دارای صنايع مهمی بوده و منسوجات آن به ويژه ديبا و حرير شوشتری، خز شوش و غيره معروف و مشهور بوده اند. صنعت خوزستان به دو گروه صنايع دستی و ماشينی تقسيم می شود. صنايع كارخانه ای را می توان برحسب مقدار مصرف مواد اوليه و كيفيت توليد به دو دسته عمده صنايع سنگين و صنايع سبک تقسيم كرد. از صنايع سنگين استان؛ می توان استخراج و تصفيه نفت مشتمل بر پالايشگاه آبادان، دستگاه تقطير مسجد سليمان، پالايشگاه گاز بيد بلند و صنعت پتروشيمی مشتمل بر مجتمع شيميايی رازی، مجتمع پتروشيمی آبادان، مجتمع شميايی خارک، مجتمع پترو شيمی ايران- ژاپن، كارخانه های نورد و لوله اهواز و ذوب آهن گازی اهواز را نام برد. صنايع سبک خوزستان عبارتند از: قند سازی، كاغذ سازی، بسته بندی خرما، صنعت ماهی گيری و صنعت توليد برق. در خوزستان معادن سرشاری وجود دارد كه برخی از آن ها از روزگاران گذشته شناخته و بهره برداری شده اند. از اين معادن معادن می توان به نفت، گاز، نمک، گوگرد، لاشه آهكی، سيليس، سنگ گچ و سنگ آهک اشاره کرد. 

کشاورزی و دام داری - استان خوزستان: 

كشاورزی در تمام منطقه خوزستان به ويژه در قسمت جلگه ای از اهميت خاصی برخوردار است، به همين دليل اين استان را«زرخيز» ناميده اند. از آن جا که جلگه خوزستان دنباله بين النهرين است، خاک و آب و هوای اين جلگه برای كشاورزی بسيار مناسب است. استان خوزستان به دو منطقه عمده كشاورزی تقسيم می شود: مناطق كشت فشرده شامل نواحی شمال باختری و مركزی و مناطق كشت گسترده شامل مناطق كوهستانی و خاور استان. محصولات عمده كشاورزی اين استان گندم، جو، برنج، نيشكر، خرما، مركبات است. پس از كشاورزی، دام پروری در اين استان دارای اهميت بوده و پرورش طيور نيز رايج است. استان خوزستان به جهت مجاورت با خليج فارس و جريان رودخانه های بزرگ و پر آب زمينه مساعدی برای پرورش و صيد ماهی دارد. از انواع دام های دايمی خوزستان می توان گوسفند، بز، گاو و گاوميش را نام برد. هم چنين بيش از 3 ميليون راس گوسفند و 2 ميليون و پانصد هزار راس بز دراين منطقه نگه داری می شود.  

کشاورزی و دام داری - استان خوزستان:

كشاورزی در تمام منطقه خوزستان به ويژه در قسمت جلگه ای از اهميت خاصی برخوردار است، به همين دليل اين استان را«زرخيز» ناميده اند. از آن جا که جلگه خوزستان دنباله بين النهرين است، خاک و آب و هوای اين جلگه برای كشاورزی بسيار مناسب است. استان خوزستان به دو منطقه عمده كشاورزی تقسيم می شود: مناطق كشت فشرده شامل نواحی شمال باختری و مركزی و مناطق كشت گسترده شامل مناطق كوهستانی و خاور استان. محصولات عمده كشاورزی اين استان گندم، جو، برنج، نيشكر، خرما، مركبات است. پس از كشاورزی، دام پروری در اين استان دارای اهميت بوده و پرورش طيور نيز رايج است. استان خوزستان به جهت مجاورت با خليج فارس و جريان رودخانه های بزرگ و پر آب زمينه مساعدی برای پرورش و صيد ماهی دارد. از انواع دام های دايمی خوزستان می توان گوسفند، بز، گاو و گاوميش را نام برد. هم چنين بيش از 3 ميليون راس گوسفند و 2 ميليون و پانصد هزار راس بز دراين منطقه نگه داری می شود.    

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان خوزستان 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

اهواز

انديمشك

اهواز- شوش- دزفول- انديمشك

زيگورات چغازنبيل- قلعه شوش- پل قديم دزفول- ايوان كرخه- سد و درياچه پشت سد- مناطق حفاظت شده حيات وحش- بقاع متبرك حضرت دانيال نبي(ع) و امامزاده عبدالله(ع)

2

اهواز

خرمشهر

اهواز- شادگان- آبادان- خرمشهر

مناطق عملياتي- شهادتگاه- بيمارستان صحرائي و جنگي- گلزار شهدا- پل هاي جنگي – غنائم جنگي- پالايشگاه، بندر و كشتيراني- بازارچه مرزي- جزيره مينو- تالاب بين المللي شادگان- مقام خضر- مدارس تاريخي- روستاي فنيخ در خرمشهر

3

اهواز

بهبهان

اهواز- رامهرمز- بهبهان

شهر تاريخي ارجان- پل ديلميان- طاق نصرت ساساني- گور هرمز ساساني- قلعه داوودلور

4

اهواز

مسجد سليمان

اهواز- شوشتر- مسجدسليمان

آبشارهاي شوشتر- بندميزان- بافت قديم- آتشكده- بردنشانده- چشمه آب معدني- سد شهيد عباسپور- بقاع متبرك شيخ شوشتري و شيخ انصاري- قدمگاه امام زمان

5

اهواز

ايذه

اهواز- باغملك- ايذه

منطقه ييلاقي ارتفاعات زاگرس- روستاي تفريحي مال آقا و امامزاده عبدالله- تالاب- غار اشكفت سلمان- سنگ نبشته كول فره- منطقه جانكي باغملك- مجسمه سوسن- امامزاده عبدالله باغملك- امامزاده ابراهيم (ع) ايذه

6

اهواز

هنديجان

اهواز- ماهشهر- هنديجان

صنايع بزرگ پتروشيمي- بازارچه مرزي- خليج هنديجان- بافت تاريخي هنديجان

استان خراسان شمالی

استان خراسان شمالی:

مجاورت : شمال: کشور ترکمنستان   جنوب:استان خراسان رضوی  جنوب غربی: استان سمنان    شرق: استان خراسان رضوی   غرب: استان گلستان

آب و هوا:  دارای آب و هوای متنوعی است ولی آب و هوای غالب در این منطقه؛ سردکوهستانی است ارتفاع متوسط: ۹۹۰M دما:۶/۱۳  º c

وسعــــت: ۲۸۴۳۴ کیلومتر مربع

جمعـیــت:  بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۵۷۲/۸۱۱ نفر

تقسیمات: 6 شهرستان ،۱۵ بخش ،۴۰ دهستان و۸۶۲ روستای دارای سکنه

شهرستانها: آشخانه - اسفراین - بجنورد/مرکز استان - جاجرم - شیروان - مانه و سَمَلقان - فاروج 

موقعيت جغرافيايي – استان خراسان شمالي: 

استان خراسان شمالى 28434 كيلومتر مربع مساحت دارد . آشخانه ، اسفراين ، بجنورد ، جاجرم ، شيروان و فاروج مجموع شهرستان‏هاى اين استان هستند. مركز استان خراسان شمالى ، شهرستان بجنورد است. استان خراسان شمالى در سال 1385، حدود 811572 نفر جمعيت داشته است. از اين تعداد حدود 392458 نفر در نقاط شهرى و 419114 نفر در نقاط روستايى يا غير ساكن وعشاير بوده ‏اند. استان خراسان شمالى از نظر موقعيت طبيعى به دو بخش شمالى و جنوبى تقسيم مي‏شود. بخش شمالى كوهستانى است كه در نواحى پست آن ، دشت‏هاى حاصلخيزى ايجاد شده و شرايط مناسبى براى توسعه كشاورزى و دامدارى فراهم آمده است. بخش جنوبى آن از دشت‏ها و تپه‏هاى كم ارتفاع تشكيل شده كه با فقر پوشش گياهى مواجه است. 

آب و هوا – استان خراسان شمالي: 

استان خراسان شمالى  در ناحيه معتدل شمالى قرار گرفته و بطور كلى آب و هوايى متغير دارد. دماى هواى استان از سمت شمال به سمت جنوب افزايش مي‏ يابد ، ولى از ميزان بارش سالانه آن كاسته مي‏شود. نواحى مرتفع استان آب و هواى سرد كوهستانى دارند. برخى مناطق بجنورد ، شيروان و نواحى جنوب آلاداغ و قسمت‏هايى از شهرستان‏هاى اسفراين و جاجرم داراى آب و هواى معتدل است. 

تاريخ و فرهنگ – استان خراسان شمالي: 

استان خراسان شمالي ، که در گذشته بخشي از خراسان بزرگ بود ، همواره عرصه دايمي ظهور و سقوط قدرت ها و حکومت ها در تاريخ گذشته ايران بوده است. در اين سرزمين پهناور اقوام و حکومت هاي ترک و تازي و تاتار، غز و قجر و قبچان ، مغول ، ترکمن و افغان حوادث بي شمار آفريده اند. جغرافيدانان قديم ،سرزمين ايران بزرگ (ايرانشهر) را به هشت اقليم تقسيم کرده بودند که خراسان بزرگترين و آبادترين اقليم آن بوده است. اين استان در زمان ساسانيان بوسيله يک اسپهبد اداره مي شد که به او (پادگوسبان) مي گفتند و چهار قسمت خراسان آن روز را اداره مي کردند. خراسان در دوران اسلامي به چهار قسمت تقسيم مي شد که هر قسمت آن بنام يکي از چهار شهر بزرگ نيشابور، مرو، هرات و بلخ ناميده مي شد. در سال 31هجري قمري اعراب روانه خراسان شدند و طي همين دوره ساکنين خراسان به دين اسلام گرويدند. سرزمين خراسان تا سال 205هجري قمري در تصرف خاندان بني عباس بود. ولي در سال 283هجري قمري بدست طاهريان ، استقلال يافت و در سال 287هجري قمري جزو قلمرو سامانيان گرديد. در سال 384هجري قمري سلطان محمود غزنوي خراسان را متصرف شد و در سال 429هجري قمري طغرل اول سلجوقي نيشابور را تصرف کرد. سلطان محمود غزنوي چندين بار با سلجوقيان جنگيد و ترکان غزنوي،سلطان سنجر سلجوقي را به سختي شکست دادند. در سال 552 هجري قمري خراسان به تصرف خوارزمشاهيان درآمد و در قرن هفتم هجري قمري بر اثر حملات مغول ها ، اين سرزمين ضميمه متصرفات ايلخانان مغول گرديد. در قرن هشتم هجري ، سربداران پرچم استقلال را در سبزوار برافراشتند و در سال 873 هجري قمري خراسان به تصرف امير تيمور گورکاني درآمد و شهر هرات نيز پايتخت اعلام شد. در سال 913 هجري قمري خراسان به تصرف ازبکان درآمد. پس از مرگ نادرشاه افشار (1160هجري قمري) ، خراسان به تصرف افاغنه درآمد و در دوران قاجاريه با دخالت و حمايت استعمار انگليس از افاغنه به منظور حفظ  سرحدات هندوستان ، سرانجام عهدنامه پاريس(1273هجري قمري)منعقد گرديد و ايران متعهد گرديد که در امور داخلي افغانستان دخالتي نداشته باشد و در همين دوره خراسان به دو قسمت تقسيم شد: قسمت شرقي در افغانستان تحت الحمايه انگليس شد و قسمت غربي در تصرف ايران باقي ماند. به عبارت ديگر، پرجمعيت ترين نواحي خراسان از ايران جدا شد. 

مسافرت و اقامت – استان خراسان شمالي: 

کليه شهرستانهاي استان خراسان شمالي از نظر راه هاي ارتباطي (هوايي و زميني) ، مخابرات و سيستم هاي درماني تجهيز شده اند و مسافرت به آن ها به راحتي و آساني ميسر است. کليه شهرهاي استان داراي انواع هتل و امکانات اقامتي مي باشند و با فرهنگ جهانگردي نيز آشنايي کامل دارند. معروفترين سوغاتي استان خراسان زعفران است. استان خراسان شمالي امروز از نظر جاذبه هاي طبيعي يکي از مناطق ديدني ايران است. درياچه هاي طبيعي و آب معدني ، تفرجگاه ها ، مناطق حفاظت شده ، ارتفاعات و قله ها و... از جاذبه هاي اين منطقه به شمار مي روند.  

مکان های دیدنی و تاریخی - استان خراسان شمالی: 

استان خراسان شمالي از جاذبه هاي طبيعي و تاريخي با ارزشي برخوردار است كه بيش ترين آن ها در شهرستان اسفراين قرار گرفته و شامل قلعه هاي متعدد, امام زاده ها و شهرهاي تاريخي مي شود. شهرستان هاي شيروان, بجنورد و جاجرم نيز در برگيرنده جاذبه هاي متعدد تاريخي و طبيعي هستند كه در مجموع سبب بالا رفتن ارزش هاي جهانگردي ابن منطقه شده اند.    

صنايع و معادن - استان خراسان شمالی:  

در استان خراسان شمالي صنايع؛ بيش تر به صورت دستي رواج دارد و صنايع ماشيني محدود به كارخانه هاي مواد غذايي و سنگ بري هستند. صنايع دستي اين منطقه را انواع قالي, جاجيم و گليم بافي تشكيل مي دهد. دراين منطقه معادن مختلفي نيز وجود دارند كه كم تر به بهره برداري رسيده اند.   

کشاورزی و دام داری - استان خراسان شمالی: 

كشاورزي اصلي ترين شغل ساكنان استان خراسان شمالي بوده كه به گونه سنتي و نيمه صنعتی رواج دارد. مهم ترين فرآورده های كشاورزی اين استان؛ پنبه،‌ گندم، جو،‌ زيره، حبوبات، سبزيجات، گياهان صنعتی، جاليزی و علوفه ای است. در اين منطقه هم چنين انواع محصولات باغي چون: آلو، گيلاس، آلبالو، انگور و سيب نيز به عمل مي آيد. به دليل وجود مراتع غني, دام داري اين ناحيه نيز از رونق خاصي برخوردار بوده و انواع محصولات دامي جزو توليدات اهالي به شمار مي آيند. دام داری ساكن و دام داری نيمه كوچ نشينی در تمام نقاط استان خراسان شمالي رواج دارد و پرورش زنبورعسل، كرم ابريشم و طيور نيز در كنار دام داري صورت مي گيرد. ‌فرآورده های دامي به ويژه روغن،‌ پشم, گوشت و پوست، علاوه بر تأمين نياز داخلی،‌ به سايرنقاط نيز فرستاده می شود.   

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان خراسان شمالی: 

بر اساس نظر محققين؛ واژه خراسان بازمانده گونه کهن واژه «خاور» و متشکل از دو جزء «خور» به معنای خورشيد و «آسان» به معنی آمدن است. يعنی جايی که خورشيد از آن برمی آيد و چون اين منطقه در خاورايران قرار گرفته, اين وجه تسميه به نظر درست مي آيد. واژه شمالي نيز به سبب جدا شدن از خراسان سابق و قرار داشتن در شمال ايران به ادامه آن داده شده است.

درباره تاريخ اين خطه از ايران زمين بايستي گفت: به طور كلي خراسان جزء ساتراپی پهناور پرثوه بوده است.اين ايالت پهناور دردوره باستاني قرارگاه و کشور نيرومند اشکانيان شد و درآغاز تاريخ ايران باستان، مادها را به سوی خود کشانيد. خراسان شمالي گذشته از جايگاه طبيعی، جغرافيايی و دارا بودن منابع سرشار زير زمينی، از لحاظ تاريخی نيز از کهن سال ترين مناطق ايران به شمار می رود و از گذشته های دور دارای فرهنگی درخشان بوده است. هريك از شهرستان هاي اين خطه؛ داراي سرنوشت تاريخي طولاني و شنيدني هستند كه در قسمت هاي مربوطه به طور كامل آورده شده است.  

مشخصات جغرافيايي - استان خراسان شمالی: 

استان خراسان شمالي يكي از جديد ترين استان هاي ايران است كه از تجزيه استان بزرگ خراسان (سابق) به وجود آمده است. اين منطقه؛ شش شهرستان با نام هاي بجنورد, جاجرم, اسفراين, فاروج, شيروان, مانه و سملقان را دربرمي گيرد. مركزاين استان؛ شهربجنورد است كه در مركز استان و در درازاي جغرافيايي 57 درجه و 19 دقيقه و پهناي جغرافيايي 37درجه و 28 دقيقه واقع شده است. اين منطقه داراي آب و هواي نيمه معتدل و مرطوب با زمستان های سرد و تابستان های گرم است. ميانگين بارش اين استان به 250 ميلي متر می رسد.

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان خراسان شمالي 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

بجنورد

جنگل گلستان

بجنورد- آشخانه- جنگل گلستان

عمارت مفخم- دره بازخانه و پا قلعه- امامزاده سلطان عباس- روستاي بدرانلو- سد شيرين دره- روستا و معبد اسپاخو- رباط قره بين- قلعه خان- امامزاده دلاور

2

بجنورد

اسفراين

بجنورد- اسفراين

عمارت مفخم- دره بازخانه و پا قلعه- امامزاده سلطان عباس- روستاي قره باشلو- چشمه مهنان- گردنه اسدلي- چشمه پلميس- روستاي بيدواز- درياچه سد بيدواز- پارك تفريحي بش قارداش

3

بجنورد

قوچان

بجنورد- شيروان- قوچان

عمارت مفخم- دره بازخانه و پا قلعه- امامزاده سلطان عباس- سد شورك و بارزو- روستاهاي گليان و قلعه زو- پارك تفريحي بابا امان- بناي چهار تاقي

4

بجنورد

جاجرم

بجنورد- جاجرم

عمارت مفخم- دره بازخانه و پا قلعه- امامزاده سلطان عباس- قلعه جلال الدين- بناي خواجه مهرزيار- مسجد جامع جاجرم- سرچشمه شوقان- كوه بهار

استان خراسان رضوی

استان خراسان رضوی: 

مجاورت : شمال شرقی: کشورترکمنستان  شمال غربی:استان خراسان شمالی  شرق:افغانستان غرب: سمنان جنوب غربی:یزد جنوب:خراسان جنوبی

آب و هوا:بطور كلی دارای شرایط آب و هوایی معتدل و سردكوهستانی ارتفاع متوسط:۹۹۰M دما:۶/۱۳ º c

وسعــــت: ۱۵۰۰۰۰ کیلومترمربع

جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۰۷۹/۵۹۳/۵

تقسیمات: 20 شهرستان ،65 بخش ،163 دهستان و8861 آبادی  

شهرستانها: بردسکن - تایباد - تربت جام - تربت حیدریه - چناران - خواف - درگز یا کلات نادری - سبزوار - سرخس - فردوس - فریمان - قائن - قوچان - کاشمر - گناباد - مشهد/مرکز استان - نیشابور  

موقعيت جغرافيايي – استان خراسان  رضوي:  

استان خراسان رضوى با 150000 کيلومتر مربع مساحت ، يکي از مهم ترين استان هاي کشور است که در شمال شرقي ايران قرار گرفته است. تايباد ، تربت جام ، تربت حيدريه ، چناران ، خواف ، درگز ، سبزوار ، سرخس ، فردوس ، فريمان ، قوچان ، کاشمر ، گناباد ، مشهد ، نيشابور، برداسکن و.. مجموع شهرستان هاي اين استان هستند. مرکز استان خراسان رضوي ، شهرستان مشهد است که حرم مطهر حضرت رضا(ع) ، امام هشتم شيعيان در آن قرار گرفته است. استان خراسان رضوي در سال 1385 حدود 5593079 نفر جمعيت داشته است. از اين تعداد حدود 3811900 نفر در نقاط شهري و 1781179 نفر در نقاط روستايي يا غير ساکن و يا عشاير بوده اند. استان خراسان رضوي از نظر موقعيت طبيعي به دو بخش شمالي و جنوبي تقسيم مي شود. بخش شمالي کوهستاني است که در نواحي پست آن ، دشت هاي حاصلخيزي ايجاد شده و شرايط مناسبي براي توسعه کشاورزي و دامداري فراهم آمده است. بخش جنوبي آن از دشت هاي کويري با   تپه هاي کم ارتفاع تشکيل شده که با فقر پوشش گياهي مواجه است. 

آب و هوا – استان خراسان  رضوي:  

استان خراسان رضوي در ناحيه معتدل شمالى قرار گرفته و بطور كلى آب و هوايى متغير دارد. دماى هواى استان از سمت شمال به سمت جنوب افزايش مي ‏يابد ، ولى از ميزان بارش سالانه آن كاسته مي ‏شود. نواحى مرتفع استان (ارتفاعات هزارمسجد - بينالود) آب و هواى سرد كوهستانى دارند. مناطقى همچون قوچان ، و نواحى جنوب بينالود ، ارتفاعات هزارمسجد و قسمتى از شهرستان مشهد داراى آب و هواى معتدل كوهستانى ، و كوهپايه‏هاى استان داراى آب و هواى نيمه بيابانى ملايم (كوهپايه‏اى) و نواحى جنوبى آن داراى آب و هواى گرم و خشك بيابانى است.

تاريخ و فرهنگ – استان خراسان  رضوي:  

استان خراسان رضوى ، كه در گذشته بخشى از خراسان بزرگ بود ، همواره عرصه دايمى ظهور و سقوط قدرت‏ها و حكومت‏ها در تاريخ گذشته ايران بوده است. در اين سرزمين پهناور اقوام و حكومت‏هاى ترك و تازى و تاتار، غز و قجر و قبچان ، مغول ، تركمن و افغان حوادثى بى شمار آفريده‏اند. جغرافيدانان قديم ، سرزمين ايران بزرگ (ايرانشهر) را به هشت اقليم تقسيم كرده بودند كه خراسان بزرگترين و آبادترين اقليم آن بوده است. اين استان در زمان ساسانيان بوسيله يك سپهبد اداره مي ‏شد كه به او (پادگوسبان) مي ‏گفتند و چهار تن مرزبان تحت فرمان وى بودند كه هر كدام يكى از چهار قسمت خراسان آن روز را اداره مي ‏كردند. خراسان در دوران اسلامى به چهار قسمت تقسيم مي ‏شد كه هر قسمت آن بنام يكى از چهار شهر بزرگ نيشابور، مرو، هرات و بلخ ناميده مى‏شد. در سال 31 هجري قمري اعراب روانه خراسان شدند و طى همين دوره ساكنين خراسان به دين اسلام گرويدند. سرزمين خراسان تا سال 205 هجري قمري  در تصرف خاندان بنى عباس بود. ولى در سال 283 هجري قمري  بدست طاهريان ، استقلال يافت و در سال 287 هجري قمري  جزو قلمرو سامانيان گرديد. در سال 384 هجري قمري  سلطان محمود غزنوى خراسان را متصرف شد و در سال 429 هجري قمري طغرل اول سلجوقى نيشابور را تصرف كرد. سلطان محمود غزنوى چندين بار با سلجوقيان جنگيد و تركان غزنوى ، سلطان سنجر سلجوقى را به سختى شكست دادند. در سال 552 هجري قمري خراسان به تصرف خوارزمشاهيان درآمد و در قرن هفتم هجرى قمرى بر اثر حملات مغول‏ها ، اين سرزمين ضميمه متصرفات ايلخانان مغول گرديد. در قرن هشتم هجرى ، سربداران پرچم استقلال را در سبزوار برافراشتند و در سال 873 هجري قمري خراسان به تصرف امير تيمور گوركانى درآمد و شهر هرات نيز پايتخت اعلام شد. در سال 913 هجري قمري خراسان به تصرف ازبكان درآمد. پس از مرگ نادرشاه افشار (1160 هجري قمري) ، خراسان به تصرف افاغنه درآمد و در دوران قاجاريه با دخالت و حمايت استعمار انگليس از افاغنه به منظور حفظ سرحدات هندوستان ، سرانجام عهدنامه پاريس (1273 هجري قمري) منعقد گرديد و ايران متعهد گرديد كه در امور داخلى افغانستان دخالتى نداشته باشد و در همين دوره خراسان به دو قسمت تقسيم شد: قسمت شرقى در افغانستان تحت الحمايه انگليس شد و قسمت غربى در تصرف ايران باقى ماند. به عبارت ديگر، پرجمعيت‏ ترين نواحى خراسان از ايران جدا شد. با وجود تمام اين فراز و نشيب‏ها ، خراسان يكى از استان‏هاى آباد و حاصلخيز ايران به شمار مي ‏رود. استان خراسان رضوى از نظر جاذبه‏هاى طبيعى (با وجود محدوديت منابع آبى) يكى از مناطق ديدنى ايران است. درياچه ‏هاى كوچك چشمه‏ هاى طبيعى و آب معدنى ، تفرجگاه‏ها ، مناطق حفاظت شده ، ارتفاعات ، قله ‏ها وغارها و... از جاذبه ‏هاى اين منطقه به شمار مى‏روند. استان خراسان اماكن و بناهاى مذهبى و زيارتى متعددى را در خود جاى داده است ، از جمله مجموعه مقدس آستان رضوى حرم مطهر امام رضا(ع) و صدها آرامگاه و امامزاده كه همواره مورد توجه سياحان و زائران قرار دارند و افراد زيادى به منظور زيارت و سياحت به اين استان سفر مي ‏كنند. 

مسافرت و اقامت – استان خراسان رضوي: 

استان خراسان رضوي به جهت وجود بارگاه امام رضا (ع) يکي از استانهاي مسافر پذيرمي باشد.  کليه شهرستانهاي استان خراسان رضوي از نظر راه هاي ارتباطي (هوايي و زميني) ، مخابرات و سيستم هاي درماني تجهيز شده اند و مسافرت به آن ها به راحتي و آساني ميسر است. کليه شهرهاي استان داراي انواع هتل و امکانات اقامتي مي باشند و با فرهنگ جهانگردي نيز آشنايي کامل دارند. معروفترين سوغاتي استان خراسان زعفران است. استان خراسان رضوي امروز از نظر جاذبه هاي طبيعي يکي از مناطق ديدني ايران است. درياچه هاي طبيعي و آب معدني ، تفرجگاه ها ، مناطق حفاظت شده ، ارتفاعات و قله ها و... از جاذبه هاي اين منطقه به شمار مي روند.  

مکان های دیدنی و تاریخی - استان خراسان رضوی:  

استان خراسان رضوي يكي از مهم ترين قطب هاي گردشگري ايران است و از جاذبه هاي طبيعي و مكان هاي ديدني مذهبي و تاريخي بسيار ارزشمندي برخودار است. مهم‌ترين اماكن ديدني استان خراسان رضوي عبارت‌اند از: حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) و مجموعه‌ي آستان قدس رضوي، مسجد گوهرشاد، مدرسه‌ي پريزاد، مدرسه‌ي دودر، بقعه‌ي خواجه ربيع، بقعه‌ي گنبد سبز، آرامگاه نادرشاه افشار، مصلاي مشهد، طرقبه، شانديز، پارك وكيل‌آباد، كوه سنگي، بندگلستان، خواجه اباصلت، خواجه مراد و مقبره‌ي گوهرتاج (در مشهد)، مسجد پامنار، آرامگاه ملاهادي سبزواري، مناره‌ي خسروگرد، رباط مهر، آرامگاه سيدحسن غزنوي و مسجد جامع (در سبزوار)، گنبد هارونيه و آرامگاه فردوسي (در توس)، كتبيه‌ي نادري، عمارت خورشيد، ارغون‌شاه و مسجد كبود گنبد (در كلات نادري)، شهر عتيق، تپه بام و مدرسه‌ي عرضيه (در قوچان)، ‌آرامگاه شاه قاسم انوار و مقبره‌ي شيخ احمد جامي (در تربت جام)، برج كرات (در تايباد)، باغ گلشن (در طبس)، ارگ كلاه فرنگي، درياچه‌ي گل بي‌بي و آرامگاه بابا لقمان (درسرخس)، قدمگاه رباط عباسي و آرامگاه‌هاي عطار، كمال‌الملك و خيام (در نيشابور)، برج علي‌آباد، مناره‌ي فيروزآباد، باغ مزار و آرامگاه مدرس (در كاشمر) و مقبره‌ي شيخ حيدر و مسجد ملك (در تربت حيدريه)، سنگ فيروزه، زعفران، ادويه و مهر و تسبيح از سوغاتي‌هاي استان خراسان رضوي است.   

صنايع و معادن - استان خراسان رضوی: 

خراسان رضوي يكی از مهم ترين مراکز صنايع دستی ايران است، برخی از صنايع دستی آن، چون فيروزه، پوستين دوزی، فرش بافی و... شهرت جهانی دارند. خراسان رضوي به دليل جايگاه ويژه مکانی خود، که محل برخورد پديده های مهم و متفاوت زمين شناختی است، جايگاه مناسبی از لحاظ گنجايش و گوناگونی ذخاير معدنی دارد. ذخيره های زغال سنگ، مس، روی، آهن، منگنز، خاک نسوز، منيزيت، گل سفيد، سنگ های ساختمان، مانند مرمريت، تراورتن، سنگ آهن و گچ، دراستان يافت می شود. کاوش های پيرامون طبس، از وجود ذخاير بزرگ اورانيوم، راديوم و توريم خبر می دهد. اين منابع از لحاظ تأمين انرژی، از ارزش اقتصادی بالايی برخوردارند.  

ازگذشته های دور، بخش بزرگ توليدات خراسان را، فرآورده های کشاورزی و صنايع دستی به خود اختصاص می داده است. از اين رو بخش بزرگ کالای صادراتی استان خراسان در سطح ملّی، فرآورده های کشاورزی، چون گندم، زعفران، زرشک، کشمش، پوست دام، و در مورد هنر های دستی، فرش، فيروزه تراشيده شده، پوستين،... بوده است. علاوه بر آن، زوار مقداری از کالای ناحيه ای خود را برای فروش به مشهد آورده‎، به هنگام بازگشت، سوغات و بخشی از نيازهای مصرفی خويش را خريداری می کردند، که در افزايش بازرگانی خراسان، به ويژه شهر مشهد مؤثر بوده است.  

کشاورزی و دام داری - استان خراسان رضوی: 

استان خراسان رضوي به دليل شرايط ويژه اقليمی، وجود خاک های زراعی مرغوب، آب فراوان، دشت ها و درّه های بزرگ و حاصل خيز، دارای پيشينه درخشانی در امر کشاورزی است و می‎توان گفت، که سرزمين پر برکت خراسان رضوي، با آب و هوای گوناگون و منابع آب و خاک، از امکان‎های بالقوه بسيار بالايی برای گسترش کشاورزی برخوردار است. دشت های پهناور خراسان در نواحی گرم، معتدل و سرد گسترده شده‎اند. توليد فرآورده‎های سردسيری، نيمه گرمسيری وگرمسيری، مانند: گردو، بادام، سيب، گلابی، پسته، زعفران، خرما و مرکبات، از ويژه گی های خراسان است.

خراسان مهم ترين منطقه پرورش دام در ايران است. اين كار با روش های گوناگونی صورت می‎گيرد که مهم ترين عامل ايجاد اين اختلاف‎ها، آب و هوا، به ويژه ريزش باران است. پرورش دام دراستان خراسان رضوي به شکل های گوناگون کوچ نشينی، رمه گردانی، روستايی و تلفيق زراعت و دام داری و دام پروری صنعتی ديده می شود. مهم ترين دام هايی که درخراسان پرورش داده می شوند، گوسفند، بز، گاو، گاوميش و شتر است. فعاليت گاوداری به شيوه صنعتی برای توليد شير و گوشت در خراسان از اهميت زيادی برخوردار است. اين استان از نظر ظرفيت توليد شير و گوشت و توليدات دامي دارای اهميت زيادي در كشور است.  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان خراسان رضوی: 

واژه خراسان گويا بازمانده گونه کهن واژه «خاور» و متشکل از دو جز «خور» به معنای خورشيد و« آسان» به معنی آمدن است يعنی جايی که خورشيد از آن بر می آيد. پسوند رضوي آن به سبب وجود بارگاه مقدس حضرت رضا(ع) در اين استان به اين منطقه داده شده است. خراسان جزو ساتراپی پهناور پرثوه بوده است. اين ايالت پهناور، که سرانجام قرارگاه و کشور نيرومند اشکانيان شد، درآغاز تاريخ ايران باستان، مادها را به سوی خود کشانيد. جغرافی نگاران آورده‎اند که چون تنگدستی عمومی و عوامل نامطلوب طبيعی اين استان، با جايگاه شاهانه و زندگی پر تجمل پادشاهان هخامنشی ناسازگار بود، هرگاه که گذرشان به خراسان می‎افتاد، می‎کوشيدند تا هرچه زودتر سرزمين پارت ها را پشت سر گذارند. اما همين عوامل نامساعد طبيعی، اشکانيان، يعنی اين شاخه از مردمان هند و اروپايی را مردمی سخت کوش، بردبار، و دلير گردانيد و اين ويژگی های اخلاقی، نام آنان را بلند آوازه ساخت.

به هنگام ناتوانی هخامنشيان، از اين منطقه اشک نامی، که بنيان گذار خاندان اشکانی شناخته شده است، حکومت سلوکيان را از ميان بر داشت و حکومت نوينی را بنياد نهاد. در دوران ساسانی که ملوک الطوايفی بر چيده شد؛ خراسان باستانی يا ساتراپی پارت به شکل يکی از استان های ايران شهر درآمد و توسط سپاهبدی اداره می شد. در1303هـ. ش، که ادوارد توماس، ترجمه درست سنگ نبشته های پايکولی را منتشر ساخت، حدود خراسان باستانی به خوبی روشن شد. حدود چهار مرزبان نشين خراسان در روزگار ساسانيان، از دروازه‎های دريای مازندران، نزديک ری آغاز و با گذشتن از کوه های البرز و دره اترک تا درگز ادامه می يافت. سپس از بيابان تجن و مرو به جيحون و پامير رسيده، در آن جا در ادامه رود جيحون تا ستيغ هندوکش و از آن نقطه به سوی باختر به امتداد رشته هندوکش به جنوب متوجه شده از ناحيه هرات وکاشمر امروزی و خواف می گذشت و کُهستان / قهستان را بريده، دوباره به دروازه های دريای مازندران می پيوست.

گشودن منطقه بزرگی چون خراسان برای مسلمانان به آسانی ميسر نشد، از اوايل خلافت عمر، تا ميانه خلافت عثمان، يعنی در طی بيست سال، با وجود کوشش‎های پياپی سرداران اسلامی، سرزمين خراسان بر روی مسلمانان نا گشوده ماند، تا آن که عبدالله بن عامر از سوی عثمان مأمور گشودن آن منطقه شد. نخستين شهری که در خراسان به دست يکی از سرداران عبدالله در سال 31 هـ. ق، گشوده شد، طبس بود و گشودن ديگر نواحی تا زمان حکومت معاويه به سال 42 هـ. ق، و شايد هم تا مدت ها پس از آن تاريخ به درازا کشيد. در دو سده‎ای که خراسان زير نظر نماينده‎گان خلفای بغداد اداره می شد، اوضاع برای روی کار آمدن مردانی، که در آن سر زمين ادعای استقلال در سر داشتند، مساعد نبود. نخستين فرصتی که برای درست شدن آن آرمان ديرينه، روی نمود، اختلافی بود که بين امين و مأمون، فرزندان هارون الرشيد خليفه عباسی، بر سر جانشينی خليفه در گرفت. در اين کشمکش، مأمون از طاهر بن حسين، سردار سپاه خراسان کمک خواست. در جنگ‎هايی که ميان جنگ‎جويان آن دو برادر روی داد، همه جا طاهر بر سردار سپاه امين چيره گرديد و سرانجام در 198 هـ. ق، بغداد را محاصره و آن شهر را به نام مأمون عباسی گشود. همين که خلافت مأمون روشن شد, وی به پاس آن لشکرکشی های درخشان، در سال 205 هـ. ق، حکومت خراسان را به طاهر بن حسين واگذار کرد.

طاهر بن حسين پايتخت خراسان را از مرو به نيشابور منتقل ساخت و شالوده دودمانی را ريخت که نخستين حکومت مستقل حکم رانان ايرانی پس از يورش عرب ها به شمار می آيد. دوران حکم رانی طاهريان، که آغاز استقلال اين منطقه بود، از نيم سده گذشت و سرانجام در سال 295 هـ. ق، يعقوب ليس صفار، بنيان گذار دودمان صفاريان سيستان، با گرفتن شهر نيشابور، به فرمان روايی آنان پايان داد.

در سال 283 هـ. ق، عمروليث صفاری به خراسان لشکر کشيد وآن ايالت را جزو سيستان کرد. در سال 287 هـ. ق، امير اسماعيل سامانی خراسان را گشود و به سرزمين ورز رود يا ماورارءالنهر افزود. در دوران فرمان روايی صفاريان و سامانيان، زبان فارسی جان تازه ای يافت. ترجمه تاريخ وتفسير طبری در اين روزگار فراهم شد و محمد بن وصيف سيستانی و ابو عبدالله جعفر، سرشناس به رودکی، شعر فارسی را بر شالوده نوينی استوار ساختند. دوران 130 ساله فرمان روايی خاندان سامانی ( 261-389 هـ. ق ) بر خراسان و ماوراءالنهر، و خدمت بزرگی که پادشاهان آن خاندان به رستاخيز زبان فارسی و گسترش علم وادب نمودند، يکی از درخشان ترين فصل های تاريخ ايران را تشکيل می دهد.

پس از سامانيان، غزنويان ( 351-581 هـ. ق ) در سال 384 هـ. ق، بر خراسان و ماوراءالنهر چيره شدند. اينان نيز به تقليد فرزندان سامان، به گسترش علم و ادب و تشويق شاعران و نويسنده ‎گان فارسی زبان پرداختند. مهم ترين رويداد دوران 230 ساله حکم رانی غزنويان، تجزيه خراسان باستانی به دو بخش جداگانه بود، که در سال 451 هـ. ق، صورت گرفت. بخش بزرگی که شامل افغانستان کنونی است و پايتخت اش شهر غزنی بود، در دست غزنويان ماند و بقيه خراسان از آن سلجوقيان شد.

قلمرو پادشاهان سلجوقی نيز پس از 123 سال ( 429 – 552 هـ. ق ) به دست خوارزمشاهيان افتاد و حکومت خوارزمشاهيان هم پس از يک سده و نيم، در سال 617 هـ. ق، به دست لشگريان مغول بر چيده شد. هرات، پايتخت باستانی آريا - خراسان، که يکی از کهن سال ترين شهرهای خراسان باستانی بود، مانند بسياری ديگر از شهر ها در فتنه مغول آسيب بسيار ديد.

در اواخر سده 7 هـ. ق، که سلسله ايل خانان در ايران ايجاد شد، خراسان به قلمرو آنان افزوده شد و يکی از نمايند‎گان ايل خانان که پسر يا وارث تاج و تخت پادشاهی بود، بر خراسان حکومت می کرد. با درگذشت ابوسعيد بهادر خان ( 716 – 736 هـ. ق ) خاندان های آل کرت ( 643 – 783 هـ. ق ) که از ملوک ايران خاوری بودند در آن حدود حکومت داشته پايتخت‎شان شهر هرات بود. هم چنين از سال 783 هـ. ق سربداران در سبزوار به حکومت رسيده تا سال 788 هـ. ق، در آن نواحی حکومت داشتند. در سال 783 هـ. ق، تيمور لنگ خراسان را گشود، سپس هرات، پايتخت فرزندش شاهرخ شد. تنها شهری که در دوره فرمانروايی تيمور به اوج شکوفايی خود رسيد، سمرقند بود. سمرقند که در خاور بخارا و نزديک رود زرافشان قرار داشت پيش از آن نيز يکی از آبادترين و ثروتمندترين شهر های خراسان باستانی بود. دوره فرمانروايی جانشينان تيمور بر خراسان و ورز رود ماوراءالنهر از 807 تا 913 هـ. ق، به درازا كشيد. در اين مدت بيشتر شهرهای خراسان ازآرامش و آسايش برخوردار بود. سلطان ابو سعيد، نواده تيمور از 855 تا 872 هـ. ق، بر خراسان حکومت کرد و در جنگ با امير حسن بيگ، سرشناس به اوزون حسن، بنيان گذار دودمان بايندری يا ترکمانان آق قويونلو ( سفيد گوسفند) کشته شد.

دوره فرمان روايی جانشينان ابو سعيد به سال 913 هـ. ق، با افتادن خراسان به دست شيبک خان اوزبک به سر آمد. چيرگی شيبک خان اوزبک بر خراسان، آغاز يورش های پي گيری است، که در دوران پادشاهی شاه اسماعيل اوّل و شاه تهماسب صفوی موجب خرابی ها و آسيب های بسياری بر شهرهای هرات، نيشابور و توس ( مشهد) شد. شاه اسماعيل صفوی پس از گشودن مشهد، به دنبال ازبکان تاخت و در سال 916 هـ. ق، قلعه مرو را گشود و شيبک خان ازبک در روستای محمودآباد، در نزديکی مرو کشته شد. بدين ترتِب سراسرخاک خراسان تا کرانه آمويه به دست صفويان افتاد و مذهب شيعه امامی، کيش رسمی مردم اين منطقه شد.

خطريورش ازبکان بر خراسان پس از کشته شدن شيبک خان، هم چنان ادامه يافت و شاه اسماعيل به استوار ساختن هرات فرمان داد. درسال 921 هـ. ق، فرزند خود، تهماسب ميرزا را همراه لـله‎اش با عنوان سلطنت خراسان، به هرات فرستاد. اين اقدام آغاز رواج روش نويي بود، که تا اواخر دوران صفوی ادامه يافت، چنان که تهماسب نيز نخست اسماعيل ميرزا و سپس پسر بزرگ خود، محمّد ميرزای سر شناس به خدابنده را در سال 943 هـ. ق، با همان عنوان به شهر هرات فرستاد و عباس ميرزا، که بعد ها به شاه عباس بزرگ سرشناس شد، به سال 978 هـ. ق، در شهر هرات به دنيا آمد. به هر حال تا سال 1006 هـ. ق، که شاه عباس در نزديکی هرات، ازبکان را به کلی شکست داد، شهر های خراسان، چه در اثر يورش های اين مردمان سرکش و چپاول‎گر و چه در اثر آشوب های درونی، خرابی و زيان بسيار ديد.

در اواخر دوران صفوی، ملک محمود سيستانی، تون ( فردوس) را گرفت و در سال 1136 هـ. ق، خراسان را گشود و در مشهد استقرا يافت. در اين زمان شاه تهماسب صفوی و نادر قلی افشار برای نجات ايران با يک ديگر پيمان بسته نادر فرمانده سپاه ايران شد. سه سال بعد نادر مشهد را از ملک محمود سيستانی پس گرفت.

پس از کشته شدن نادر شاه افشار در سال 1160 هـ. ق، در خبوشان ( قوچان)، عليقلی خان، برادرزاده‎اش به حکومت رسيد. وی در سال 1161 هـ. ق، به دست برادرش ابراهيم خان کشته شد و شاهرخ، پسر رضاقلی ميرزا و نواده نادرشاه به حکومت رسيد.

شاهرخ شاه تا سال 1210 هـ. ق، بر خراسان حکومت کرد و در همان سال به دست آغا محمّد خان قاجار از حکومت بر کنار شد و درگذشت. با قتل نادر ميرزا، پسر شاهرخ شاه، آخرين بازمانده افشار در سال 1217 هـ. ق، به دست فتح علی شاه قاجار، سراسر خراسان، از جمله شهر مشهد به دست قاجاريان افتاد.  

مشخصات جغرافيايي - استان خراسان رضوی: 

استان خراسان رضوي يكي از جديد ترين استان هاي ايران است كه از تقسيم استان خراسان بزرگ به وجود آمده است. مرکز اين استان ( شهر مقدس مشهد ) در پهناي شمالي 36 درجه و 17 دقيقه, درازاي خاوري 59 درجه و 36 دقيقه و ارتفاع970 متري از سطح دريا واقع شده است. اين استان از سمت شمال به خراسان شمالي و تركمنستان‏, از خاور به افغانستان, از جنوب به استان خراسان جنوبي, از باختر به استان سمنان و از جنوب باختري به استان يزد محدود شده است. شهرستان هاي مشهد, تايباد, تربت جام, تربت حيدريه, رشتخوار, قائنات, خواف, فردوس, چناران, سرخس, درگز, سبزوار, فريمان, قوچان, برداسكن, خليل آباد, كاشمر, گناباد, نيشابور و كلات شهرستان هاي اين استان هستند. راه های زمينی و هوايی استان به شرح زير است : راه های زمينی در خراسان رضوي به راه های جاده ای و راه های آهن بخش می شوند. راه های جاده‎ای خراسان رضوي، شامل محورهای زير هستند:

محور شمالی: اين راه از طريق مازندران، به محورهای شمال باختری خراسان شمالي می پيوندد. مسيراصلی آن، شهرستان های بجنورد، شيروان، قوچان، چناران و مشهد است. دنباله اين راه از طريق فريمان، تربت جام، تايباد، به دوغارون در مرز افغانستان رفته به راه های آن کشور می پيوندد. درازای اين مسير از مرز افغانستان تا شهر بجنورد در خراسان شمالي حدود 550 کيلومتر است.

محور باختری: اين راه بهترين مسير مشهد – تهران است، که پس از گذشتن از سمنان، دامغان و شاهرود، به راه های استان خراسان رضوي پيوسته و از شهرهای سبزوار و نيشابور گذشته در مشهد پايان می پذيرد. درازای اين مسير 892 کيلومتر است.

محور جنوبی: اين راه سبب پيوستن استان خراسان رضوي با خراسان جنوبي و شهرهای يزد، کرمان، زاهدان و زابل می شود. اين راه پس از گذشتن از تربت حيدريه، گناباد، فردوس و طبس، از طريق رباط پشت بادام، به يزد می رسد، که درازای آن 939 کيلومتر است. شاخه ديگر اين راه، از مسير ديهوک و راور به کرمان می‎رسد، که درازای مسير آن، 894 کيلومتر است. در حال حاضر اين مسير برای گذشتن اتومبيل های سواری و مسافرت های خانوادگی مناسب نيست.

راه سوم، راه مشهد – زاهدان است، که پس از گذشتن از شهر های گناباد، قائن و بيرجند در خراان جنوبي، به زاهدان می رسد. درازای اين مسير از مشهد تا زاهدان 975 کيلومتر است.

راه آهن : درازای راه آهن تهران - مشهد 925 کيلومتر است. انجام و تکميل طرح خط آهن مشهد– پيش از رسيدن به سرخس در مرز ايران و ترکمنستان، به درازای 160 کيلومتر در درون ايران کشيده شده و پس از مسيری ديگر به درازای 130 کيلومتر، نه تنها شبکه راه آهن آسيای مرکزی را به بندرهای خليج فارس می پيوندد، بلکه با کمک يک خط آهن جديد به درازای 3 هزار کيلومتر، سبب پيوند چين به اروپا می شود که از مسيری که در خاک شوروی پيشين قرار داشت کوتاه تراست. بخش ديگراين طرح، راه آهن مشهد – بافق است که ساختمان آن در دست اقدام است.

فرودگاه بين المللي شهر مشهد در رديف فرودگاه هاي بين المللي بوده و دارای تجهيزات و کادر تخصصی کافی در كشور است.

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان خراسان رضوي

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

مشهد

نيشابور

مشهد- نيشابور

قدمگاه- آرامگاه خيام- آرامگاه عطار- آرامگاه كمال الملك- امامزاده محمد محروق- آرامگاه فضل بن شاذان- دهكده و مسجد چوبي- ييلاق درود- ييلاق بوژان- آبشار يار

2

مشهد

كلات

مشهد- كلات

عمارت خورشيد- دروازه ارغونشاه- برج و باروي دربند ارغونشاه- كتيبه نادري- مسجد كبود گنبد- بند(سد) نادري- آبشار قره سو- آبشار ارتكند- ييلاق خانه زو

3

مشهد

تربت جام

مشهد – تربت جام

سد فريمان- ييلاق و رودخانه روستاي چنار- آرامگاه شيخ احمد جامي- رباط جام- آبگرم شاهدان گرماب- دره ارزنه

4

مشهد

گناباد

مشهد - گناباد

كاخك- آب انبار شريعت- قنات قصبه- مسجد جامع- مدرسه نجوميه- كاخ صوفيه- رباط زين آباد- بيدخت

5

مشهد

فردوس

مشهد - فردوس

آبگرم فردوس- مسجد كوشك- حمام كوشك- امامزاده سلطان محمد و سلطان ابراهيم

6

مشهد

درگز

مشهد- درگز

پارك جنگلي تندروه (چهلمير)- قلعه بنديان- بازارچه مرزي لطف آباد

7

مشهد

كاشمر

مشهد - كاشمر

امام زاده سيد مرتضي- امامزاده سيد حمزه- آرامگاه مدرس

8

مشهد

شانديز

مشهد - شهر توس - شانديز

آرامگاه فردوسي- بقعه هارونيه- بازار شهر شانديز- ييلاق ابرده- ييلاق زشك

9

مشهد

سرخس

مشهد - سرخس

درياچه بزنگان- سد دوستي- پل خاتون- بابا لقمان- شيلات- رباط شرف

10

مشهد

اخلمد

مشهد - اخلمد

ييلاق و آبشار زيباي اخلمد

استان خراسان جنوبی

استان خراسان جنوبی:

مجاورت : شمال: استان خراسان رضوی   جنوب غربی : استان کرمان  جنوب شرقی : استان سیستان و بلوچستان  شرق: کشور افغانستان غرب: استان یزد
آب و هوا: در نواحی شرقی معتدل و کوهستانی و در نواحی جنوبی و کویری دارای آب و هوای گرم و خشک و بیابانی - ارتفاع متوسط:۹۹۰M دما:۶/۱۳ º c
وسعــــت:  ۹۰۰۰۰کیلومتر مربع
جمعـیــت:  بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۴۲۰/۶۳۶ نفر

تقسیمات: 6 شهرستان ، 13 بخش ، 16 شهر و 40 دهستان

شهرستانها: بیرجند/مرکز استان - سربیشه - قائنات - نهبندان

موقعيت جغرافيايي – استان خراسان جنوبي: 

استان خراسان جنوبي ، با مساحتي معادل 90000 کيلومتر مربع در شرق ايران قرار دارد. اين استان از شمال به خراسان رضوي،از شرق به کشور افغانستان ، از جنوب شرقي به استان سيستان و بلوچستان ، از جنوب غربي به استان کرمان و از غرب به استان يزد محدود مي باشد. خراسان جنوبي 4 شهرستان دارد که عبارتند از: بيرجند ، قاينات ، سربيشه و نهبندان ، بر اساس آخرين آمار 1385 جمعيت اين استان 636420 نفر برآورد شده است که 326695 نفر شهرنشين و 309725 نفر روستانشين و يا غير ساکن بوده اند. 

آب و هوا – استان خراسان جنوبي:  

استان خراسان جنوبي ، ناحيه اي خشک و گرم است ، که از نظر موقعيت طبيعي به دو منطقه کوهستاني و دشتي تقسيم مي شود. مناطق کوهستاني عمدتا" در شمال و شمال شرقي آن قرار دارند ، و مناطق دشتي و هموار آن در قسمت هاي جنوب ، غرب و جنوب شرقي قرار گرفته اند. استان خراسان جنوبي جزو ناحيه گرم و خشک محسوب مي شود و بيش تر نواحي آن اقليمي خشک دارد و تنها نواحي کوهستاني آن از آب و هواي معتدل برخوردار است. آب و هواي استان را مي توان به شرح زير تقسيم بندي نمود: آب وهواي نيمه بياباني معتدل ، که مناطق شمالي و شمال شرقي استان را در برمي گيرد ، آب و هواي گرم و خشک بياباني ، که مناطق جنوب و غرب استان را در بر مي گيرد. بيش ترين درجه حرارت استان درتابستان ها 40 درجه    سانتي گراد بالاي صفر و کم ترين آن در زمستان ها 10 درجه زير صفر است. متوسط بارندگي استان نيز در حدود 200ميليمتر در سال است. 

تاريخ و فرهنگ – استان خراسان جنوبي:  

خراسان جنوبي در گذشته بخشي از سرزمين قهستان(معرب کوهستان)بود. قهستان در گذشته به ولايات جنوب خراسان اطلاق مي شد ، که از شمال شرق تا هرات و از غرب و جنوب تا کوير لوت و سيستان امتداد داشت و مرکز آن (قاين) بود. در روايات اساطيري بناي قهستان را به سام ابن نريمان نسبت داده اند و آن را بخشي از قلمرو فريدون پيشدادي مي دانند. در اين منطقه روستاهايي با نام هاي سلم آباد ، فريدون ، گيو و.... وجود دارند که مويد اين روايات هستند ، بر اساس کتيبه هاي به جا مانده از دوره هخامنشي و به گفته بعضي از مورخان يوناني ، قهستان سکونتگاه قوم ساگارت ، از اقوام آريايي بود. هرودوت مورخ يوناني مي نويسد: آن ها در رديف اقوام شرقي هستند و از سکنه ساتراپ چهاردهم هخامنشيان به شمار مي روند. از اواخر قرن پنجم هجري قمري قهستان به يکي از مراکز مهم فعاليت فرقه اسماعيليه به رهبري حسن صباح تبديل شد. زيرا از آنجايي که اين ناحيه از موقعيت مناسب اقليمي و طبيعي برخوردار نبود و مورد بي توجهي حکومت هاي مرکزي بود ، براي فعاليت هاي فرقه اسماعيليه داراي شرايط مساعدي بود. لذا ، بعد از منطقه الموت ، قهستان به مهم ترين مرکز فعاليت اسماعيليان تبديل شد ، که قلمروي در حدود ترشيز(کاشمر) تا نه (نهبندان) را در بر مي گرفت. صفويان ، که به امر تجارت اهميت زيادي مي دادند ، باعث رونق و گسترش تجارت در اين منطقه شدند و همچنين امنيت نسبتا" پايداري در آن حوالي ايجاد کردند. در آن زمان بيرجند ، که قصبه اي بيش نبود به عنوان حاکم نشين قاينات برگزيده شد و خاندان اميريه علم که خود را به حازم به خزيمه منتسب مي کردند ، در راس آن قرار گرفتند و بعدها در کليه تحولات صفحات شرقي و جنوب شرقي ايران نقش فعالي را ايفا نمودند. خراسان جنوبي تا 1383 خورشيدي ، بخشي از استان پهناور خراسان بود ، ولي در اين سال براساس تقسيمات جديد کشوري ، از آن منفک شد و خود مستقلا" به استان مجزايي تبديل گرديد. 

مسافرت و اقامت – استان خراسان جنوبي: 

کليه شهرستانهاي استان خراسان شمالي از نظر راه هاي ارتباطي (هوايي و زميني) ، مخابرات و سيستم هاي درماني تجهيز شده اند و مسافرت به آن ها به راحتي و آساني ميسر است. کليه شهرهاي استان داراي انواع هتل و امکانات اقامتي مي باشند و با فرهنگ جهانگردي نيز آشنايي کامل دارند. معروفترين سوغاتي استان خراسان زعفران است. استان خراسان شمالي امروز از نظر جاذبه هاي طبيعي يکي از مناطق ديدني ايران است. درياچه هاي طبيعي و آب معدني ، تفرجگاه ها ، مناطق حفاظت شده ، ارتفاعات و قله ها و... از جاذبه هاي اين منطقه به شمار مي روند.  

مکان های دیدنی و تاریخی - استان خراسان جنوبی: 

استان خراسان جنوبي از مكان هاي تاريخي و ديدني زيادي برخوردار است كه عبارتند از: سنگ نگاره و نقش كال جنگال, سنگ نگاره لاخ مزار, مسجد جامع چهار درخت, قلعه خورگ, مدرسه شوكتيه, قلعه شاه دژ, قلعه كهنه و تپه صيادان, تخت سردار, قلعه نيه, مزار پر سر, مزار پيرحاجيان مزار يا قدمگاه هماهنگ و مسجد گلستان.  

صنايع و معادن - استان خراسان جنوبی: 

صنايع استان خراسان جنوبي در دو دسته صنايع دستي و صنايع ماشيني قابل بررسي است. فرش بافی از هنرهای دستی مهم مردم بيرجند به شمار می رود و فرش ها با طرح های كاشان و محلی و قاليچه ها بيش تر با طرح های بلوچی، سيستانی، تركمنی و … توليد می شوند.   

کشاورزی و دام داری - استان خراسان جنوبی: 

فرآورده های كشاورزی استان خراسان جنوبي كه بيش تر در شهرستان بيرجند توليد مي شوند عبارتند از: زعفران، گندم، جو، ‌چغندر قند، پنبه، تره بار، گردو، سيب، عناب و آلو زرد. در اين منطقه دام داري بيش تر به صورت سنتي رواج دارد و انواع توليدات دامي در اين استان رواج دارد.   

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان خراسان جنوبی: 

بر اساس نظر محققين؛ واژه خراسان بازمانده گونه کهن واژه «خاور» و متشکل از دو جزء «خور» به معنای خورشيد و «آسان» به معنی آمدن است. يعنی جايی که خورشيد از آن برمی آيد و چون اين منطقه در خاورايران قرار گرفته, اين وجه تسميه به نظر درست مي آيد. درباره تاريخ اين خطه از ايران زمين بايستي گفت: به طور كلي خراسان جزء ساتراپی پهناور پرثوه بوده است.اين ايالت پهناور دردوره باستاني قرارگاه و کشور نيرومند اشکانيان شد و درآغاز تاريخ ايران باستان، مادها را به سوی خود کشانيد. تاريخ شهرستان هاي مختلف اين استان؛ در بخش هاي مربوطه به طور كامل آورده شده است.   

مشخصات جغرافيايي - استان خراسان جنوبی: 

استان خراسان جنوبي يكي از جديد ترين استان هاي ايران است كه از تجزيه استان بزرگ خراسان (سابق) به وجود آمده است. اين منطقه؛ سه شهرستان با نام هاي بيرجند, نهبندان و سربيشه را دربرمي گيرد. مركزاين استان؛ شهر بيرجند است كه درمركز استان و در درازاي جغرافيايي 57 درجه و 19 دقيقه و پهناي جغرافيايي 37درجه و 28 دقيقه واقع شده است. اين منطقه داراي آب و هواي نيمه معتدل و مرطوب با زمستان های سرد و تابستان های گرم است. ميانگين بارش اين استان به 250 ميلي متر می رسد.

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان خراسان جنوبي 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

بيرجند

روستاي چنشت

بيرجند- مزاركاهي- روستاي چنشت

امامزاده بي بي زينب خاتون- روستاي چنشت- غارهاي زيبا- امامزاده سيد حامد علوي

2

بيرجند

روستاي درميان

بيرجند- اسديه- روستاي درميان

بناهاي تاريخي محور بيرجند- شهر باستاني اسديه- قلعه تاريخي فورگ- روستاي فورگ- روستاي درميان

3

بيرجند

قاين

بيرجند- قاين

جاذبه هاي تاريخي و طبيعي

4

بيرجند

روستاي خور

بيرجند- خوسف- روستاي خور

شهر خوسف- آرامگاه ابن حسام خوسفي- روستاي خور

5

بيرجند

روستاي ماخونيك

بيرجند- سربيشه- روستاي ماخونيك

روستاي تاريخي ماخونيك- معادن بازالت سربيشه

6

بيرجند

كريمو

بيرجند- سرايان- منطقه ييلاقي مصعبي و كريمو

بناهاي تاريخي شهر سرايان- كاخك و روستاهاي زيباي مصعبي و كريمو- امامزاده سلطان كريم شاه- امامزاده مصيب

 

استان چهار محال و بختیاری

استان چهار محال و بختیاری:

مجاورت : شمال: استان اصفهان  شمال غرب: استان لرستان   جنوب:استان کهکیلویه و بویراحمد  شرق:استان اصفهان  غرب:استان خوزستان
آب و هوا: به علت ماهیت کوهستانی مرتفع، که درمسیر بادهای مرطوب سیستم‌های مدیترانه‌ای قرار داشته و موجب صعود و تخلیه بار این سامانه‌ها می‌گردد، این استان دارای بارش نسبتاً مناسب است ارتفاع متوسط: ۰۰۰/۲ M  دما:۸/۱۲ º c
وسعــــت: ۲۸۵۵۹ کیلومتر مربع
جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۹۱۰/۸۵۷
تقسیمات: ۶ شهرستان ،۲۴ شهر، ۱۵ بخش و ۳۴ دهستان

شهرستانها: اردل - بروجن - شهرکرد/مرکز استان - فارسان - کوهرنگ - لردگان -            گالری تصاویر

موقعيت جغرافيايي – استان چهارمحال و بختياري:

استان چهار محال و بختياري با 28559 كيلومتر مربع‌ وسعت‌ و در قلمرو مركزي‌ رشته‌ كوههاي‌ زاگرس ‌بين‌ پيشكوههاي‌ داخلي‌ و استان‌ اصفهان استقرار يافته‌ است‌. اردل ، بروجن ‌، شهرکرد ، فارسان و لردگان 5 شهرستان اين‌ استان‌ مي‌باشند. شهركرد مركز استان‌ چهارمحال‌ و بختياري‌ است‌. استان‌ چهارمحال‌ و بختياري‌ درسال‌ 1385 حدود 857910 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌ كه‌ 442298 نفر آن‌ شهر نشين‌ ، 415612 نفر روستانشين‌ و يا ‌ غير ساكن‌ (كوچ‌ رو) بوده‌ است‌. 

آب و هوا  -  استان چهارمحال و بختياري:

استان چهار محال و بختياري در ناحيه‌ مركزي‌ سلسله‌ جبال‌ زاگرس‌ كه‌ از شمال‌ غربي‌ به‌ جنوب‌ شرقي‌ امتداد دارد واقع‌ شده‌ است‌. بلندترين‌ استان‌ در ناحيه‌ غربي‌ با 4548 متر ارتفاع‌ در قله‌ زرد كوه‌ بختياري‌ و پست‌ترين‌ نقطه‌ آن‌ در ناحيه‌ شرقي ‌چهارمحال‌ است‌ .كوههاي‌ استان‌ سرچشمه‌ اصلي‌ رودخانه‌هاي‌ دائمي‌ زاينده رود و کارون و در سراسر سال‌ پوشيده‌ از برف‌ هستند و جزو حوزه‌هاي‌ آبگير دائمي‌ ايران‌ به‌ شمار مي‌روند. به‌ دليل‌ شيب‌ ارتفاعات‌ بختياري‌ كه‌ از شمال‌ غربي‌ به‌ جنوب‌ شرقي‌ كشيده‌ شده‌اند ، همچنين‌ به‌ دليل‌ بلندي‌ عوارض‌ طبيعي‌ ، موقعيت‌ جغرافيايي‌ و توپوگرافي‌ ، آب‌ و هواي‌ استان‌ نسبتاً سرد است‌.

در ارتفاعات‌ بالاي‌ 2000 متر كه‌ مساحت‌ عمده‌ استان‌ را در برمي‌گيرد ريزش‌ برف‌ و باران‌ از اواسط‌ پاييز تا فروردين‌ ادامه‌ دارد ، ولي‌ در مناطق‌ پست‌ با بيش‌ از 40 درجه‌ حرارت‌ در تابستان ‌، حجم‌ نزولات‌ جوي‌ كمتر است‌.

فصل‌ سرما از اواسط‌ آبان‌ آغاز و 4 تا 5 ماه‌ ادامه‌ پيدا مي‌يابد. سردترين‌ ماههاي‌ سال ‌، دي‌ و بهمن‌ است‌. متوسط‌ درجه‌ حرارت‌ استان‌ 3/10+ درجه‌ سانتي‌گراد ، حداكثر مطلق‌ درجه‌ حرارت‌ 2/35+ و حداقل‌ مطلق‌ آن‌ 6/15-  درجه‌ سانتي‌گراد مي‌باشد. ميزان‌ بارندگي‌ سالانه ‌426 ميلي‌متر و تعداد روزهاي‌ يخبندان‌ 127 روز است‌. از ارديبهشت‌ تا آبان‌ جزو ماههاي‌ خشك‌ و ماههاي‌ آذر ، دي‌ ، بهمن‌ و اسفند جزو ماههاي‌ يخبندان‌ به‌ شمار مي‌رود. 

تاريخ و فرهنگ – استان چهارمحال و بختياري:

تاريخ‌ سرزمين چهارمحال و بختياري با تاريخ‌ ايل‌ بختياري‌ در هم‌ آميخته‌ است‌. بختياري‌ها شاخه‌اي‌ ازطوايف‌ لر هستند كه‌ در تاريخ‌ ايران‌ به‌ (لر بزرگ‌) مشهور شده‌اند. ايل بختياري به‌ دو دسته‌ بزرگ‌ هفت‌ لنگ‌ وچهار لنگ‌ تقسيم‌ مي‌شود. قلمرو تابستاني‌ يا ييلاقي‌ چهار لنگ‌ها در شمال‌ منطقه‌ و هفت‌ لنگ‌ها در جنوب‌ آن ‌واقع‌ است‌. منطقه‌ بختياري‌ گاهي‌ جزء استان‌ فارس و زماني‌ جزء حكومت‌ خوزستان بود.

حيات‌ عشايري‌ بختياري‌ها و ويژگي‌هاي‌ ناشي‌ از اين‌ نوع‌ زندگي‌ اجتماعي‌ باعث‌ شده‌ است‌ كه‌ آثار تاريخي ‌و باستاني‌ اندكي‌ در استان‌ بوجود آيد ، ولي‌ زيبايي‌هاي‌ طبيعي‌ آن‌ كم‌ نظير و جالب‌ توجه‌ است‌ ، بطوريكه‌ هر بيننده‌اي‌ را مجذوب‌ مي‌سازد. تالاب‌هاي‌ دل‌انگيز و زيبا ، تفرجگاههاي‌ مصفا ، حواشي‌ سرسبز رودخانه‌ها ، گلزارهاي‌ بي‌ نظير، چشمه‌هاي‌ آبگرم‌ و معدني‌ ، آبشارهاي‌ فرحبخش ‌، ارتفاعات‌ بلند ، برف‌ فراوان‌ زمستان‌ و دهها عنصر طبيعي‌ ديگر، جلوه‌هاي‌ بسيار زيبا و ديدني‌ فراهم‌ آورده‌ و زمينه‌هاي‌ مساعدي‌ را براي‌ بهره‌ برداري‌هاي ‌گردشگاهي‌ و ورزش‌هاي‌ زمستاني‌ بوجود آورده‌ است‌.

استان‌ چهار محال‌ و بختياري‌ از لحاظ‌ آداب‌ و رسوم‌ و كنش‌هاي‌ فرهنگي‌ يكي‌ از جالب‌ترين‌ مناطق‌ عشايري‌ ايران‌ است‌. مراسم‌ ويژه‌ عشايري‌ در ارتباط‌ با زندگي‌ كوچ‌ و كوچ‌ نشيني ‌، انجام‌ مراسم‌ ويژه‌ در اعياد ملي‌ و مذهبي‌ ، نحوه‌ ازدواج‌ و همسرگزيني ‌، چگونگي‌ انجام‌ سوگ‌ها و عزاهاي‌ خصوصي‌ و مذهبي ‌، موسيقي‌ و رقص‌ بومي ‌، نوع‌ پوشش‌ زنان‌ و مردان‌ و... از جمله‌ جاذبه‌هاي‌ فرهنگي‌ منطقه‌ محسوب‌ مي‌شوند. 

مسافرت و اقامت – استان چهارمحال و بختياري:

استان چهار محال و بختياري عليرغم‌ موقعيت‌ جغرافيايي‌ مرتفع‌ و كوهستاني‌ از شبكه‌ ارتباطي‌ مطلوبي‌ برخوردار است‌. شهرهاي‌ استان‌ داراي‌ جاده‌ آسفالت‌ و دسترسي‌ مناسب‌ مي‌باشند. انواع‌ تأسيسات ‌پذيرايي‌ و ميزباني‌ تجهيزات‌ زير بنايي‌ جهانگردي‌ در مركز استان‌ استقرار يافته‌اند. قطب‌هاي‌ جهانگردي‌ چلگرد و تالاب‌هاي‌ بروجن‌ و امام‌زاده‌ حمزه‌ علي‌ امكانات‌ پذيرايي‌ نسبتاً قابل‌ قبولي‌ دارند. 

مکان های دیدنی و تاریخی - استان چهار محال و بختیاری:

استان چهارمحال و بختياری از نظر جاذبه های طبيعی , تاريخی, اجتماعي و فرهنگي بسيار غنی و مهم است. کوه ها، غارها، رودها، آبشارها، تالاب ها، چشمه ها و رودخانه های زيادی در سطح استان پراکنده هستند که هر يک از آن ها؛ مناظر بديع و دل پذيری را به وجود آورده اند. پيوند آب با عناصر طبيعی مانند دره، سبزه زار و اقليم مناسب، آبشار زيبای آتشگاه را در فاصله 40 كيلومتری شهر لردگان به وجود آورده است. آبشار دره عشق که در اين استان واقع شده وارتفاع آن به بيش از صد متر می رسد, ازنظر ميزان ارتفاع در سرتاسر ايران كم نظير است. تالاب چغاخور با مساحتی حدود 2300 هكتار يكی از زيباترين و بزرگ ترين تالاب های استان است. قسمتی از رودخانه زاينده رود که يکی از زيباترين و بااهميت ترين رودهای ايران است و قسمتی از رودخانه كارون که تنها رودخانه قابل کشتي رانی ايران است، در اين استان جريان دارد. درمسير رودخانه بازفت که يكی از بكرترين و بديع ترين امكانات سياحتی منطقه است متراكم ترين و دست نخورده ترين محدوده های جنگلی با چشم اندازهای زيبا و چشم گير ديده می شود که به جنگل های بازفت مشهور هستند. كوه سوخته با ارتفاع حدود 4000 متری دارای چشم اندازهای جالب توجهی است که نگاه هر بيننده ای را به سوی خود می کشد. دنا يا دينار کوهستانی است که مورد استفاده و صعود كوهنوردان قرار می گيرد.

بناهای تاريخی منطقه نيز از اهميت زيادی برخوردار هستند. مساجد قديمی، سنگ نبشته های باستانی، حمام ها، قلعه ها، پل ها، مدرسه ها، گورستان ها و بناهای قديمی از جمله آثار تاريخی اين استان هستند که به دوره های مختلف تاريخی تعلق دارند. مسجد دستگرد و مسجد جامع كيان از آثار دوره صفويه هستند. مسجد اتابكان يكی از بناهای دوران اتابكان لرستان است. بنای امام زاده سيد علاء الدين نيز از مهم ترين آثار تاريخی اين منطقه به شمار می رود. بنای امام زاده حمزه علی علاوه بر قدمت تاريخی در دشت وسيعی گسترده شده است و به علت موقعيت طبيعی مناسب، آب و هوای دل پذير و ديگر جاذبه های پيرامون آن، همه ساله هزاران نفر از داخل و خارج استان به اين محل می آيند. شهرها و مناطق قديمی استان نيز از ديگر جاذبه های منطقه هستند. 

صنايع و معادن - چهار محال و بختیاری: 

صنايع استان چهارمحال و بختياري به دو دسته ماشيني و دستي تقسيم مي شوند. صنايع ماشيني استان چهرمحال و بختياري بيش تر درشهرهای شهركرد، بروجن و فارسان استقرار يافته‎اند.از مهم ترين كارخانه های صنعتی استان چهارمحال و بختياري می توان به كارخانه قند شهركرد، كارخانه ريسنده گی بروجن و صنايع شيرو لبنی شهركرد اشاره نمود.

در استان چهارمحال و بختياری توليد صنايع دستی بسيار رايج بوده و در ميان عشاير بختياری رونق به سزايی دارد. از صنايع دستی مهم استان می توان به قالی بافی، قفل سازی و انواع بافته های خانگي نظير كلاه نمدی، عبا، نمد، گهواره (ته ده) و كوبه دراشاره كرد كه توليد آن ها به طور عمده برای مصارف خانوار عشايری و روستايی صورت می گيرد.    

کشاورزی و دام داری - چهار محال و بختیاری:  

با توجه به ميزان نزولات جوی و جاری شدن رودخانه های پرآب، كشاورزی يكی از مهم ترين اركان اقتصادی به ويژه در شرق استان چهارمحال و بختياری محسوب می شود. از ميان محصولات سالانه اين استان غلات از اهميت قابل توجهی برخوردار است، به طوری كه بيش ترين درصد از كل سطح زير كشت محصولات سالانه به غلات اختصاص داده شده است. بعد از غلات، نباتات علوفه‎ای درصد بيش ترين ميزان سطح زير كشت محصولات سالانه را به خود اختصاص داده اند.

جامعه عشايری تحت تأثير شديد اقتصاد دام داری بوده از كوچ به عنوان تحرك اجتماعی و اقتصادی استفاده می كند. در سال های اخير تعداد كوچ كننده گان عشاير آرام آرام كاهش می‎يابد. قشلاق ايل بختياری در شمال شرقی استان خوزستان و در منطقه كوهستانی شهرستان های دزفول، شوشتر، مسجد سليمان، هفتگل، بهبهان و ايذه قراردارد. محدوده قشلاق ايل بختياری از طرف غرب به رودخانه دز، از طرف شرق به حد فاصل بين شهرستان های بهبهان و ايذه و از طرف جنوب به منطقه كوهستانی و دشت خوزستان محدود می شود.

منطقه ييلاقی عشاير بختياری محدوده های شهرستان های فارسان، ‌بروجن و قسمت هايی از شهرستان لردگان، ‌شهرستان فريدن در استان اصفهان و قسمت هايی از شهرستان اليگودرز در استان لرستان را دربرمی گيرد. هم چنين علاوه بر رمه های كوچنده، پرورش انواع دام، رايج ترين فعاليت عشاير و مردم روستاهای استان چهار محال و بختياری است.   

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - چهار محال و بختیاری:  

استان چهارمحال و بختياری با توجه به پيوند ديرينه‎اش با استان لرستان در بر گيرنده يكی از كهن ترين آثار تمدن كهن ايرانی است. حفظ و به كار بستن فرهنگ كهن اين خطه از جمله ويژه‎ گی های اين سرزمين بوده كه تا به امروز نيز تدوام يافته است.از تاريخ كهن چهار محال بختياری و حاكمان آن اطلاعات كاملی در دست نيست. از جمله حاكمان اين منطقه می‎توان از شخصی به نام « فرامرز» كه مذهب زرتشتی داشته و در اواخر دوره ساسانی مي زيسته نام برد كه بختياری ها نيز در معتقدات خود به عهد فرامرز گبر اشاره ها دارند.

در اوايل تسلط خلفای عباسی دو برادر در سرزمين لرستان كه به دو شعبه لر كوچك ( لرستان فعلی ) و لر بزرگ ( بختياری و كهگيلويه و بوير احمد ) تقسيم می شد، حكومت داشتند. حكومت سرزمين لر بزرگ با « بدر » بود تا اين كه بعدها اتابكان فضلوئيه قريب به سيصد سال بر بختياری حكومت كردند. در زمان يكی از اتابكان فضلوئيه ( اتابك تكله)، مغولان بر بختياری و كوه های آن دست يافتند، اما اين پيروزی دوام چندانی نداشت.

از آغاز سلسله صفوی تاريخ بختياری ها روشن تر است. در زمان صفويه يكی از تيره‎های بختياری موسوم به « آستريك » كه هم اكنون نيز طايفه كوچكی از بختياری است به رياست شخصی به نام « تاجمير » و با فرمان شاه اسماعيل اول بر بختياری حكومت می‎كرد. در همين زمان بختياری ها به دو بخش « هفت لنگ » و « چهارلنگ » كه در اصل يك تقسيم بندی مالياتی است، تفكيك شدند.

پس از دودمان تاجمير شخصی به نام ميرجهانگيرخان به حكومت بختياری ها منصوب شد. در زمان همين شخص تونل معروف به « كاركنان » يا « شاه عباس » در نزديكی محل تونل فعلی كوهرنگ حفر شد كه به دلايل نامعلومی عمليات حفاری آن ناتمام ماند.

پس از فوت مير جهانگيرخان برادر وی « مير خليل خان » از رياست طايفه آستريك خلع شد و طوايف بختياری و تعدادی از تيره ها در حيطه اقتدار محمد تقی خان چهار لنگ باقی ماندند. طوايف هفت لنگ نيز به رياست دو دسته خوانين « دوركی » و « بختياروند » از طوايف عمده هفت لنگ، گردن نهادند.

از اواسط پادشاهی قاجار، حسينقلی خان ( رئيس طايفه دوركی ) با شكست قطعی خوانين بختياروند ( بهداروند )، همه طوايف هفت لنگ را متحد ساخته و خود را « ايلخان » و برادرانش را « ايل بيگی » ناميد و رياست ايل هفت لنگ و اداره امور كل منطقه بختياری را به عهده گرفت. رياست اين طايفه تا همين اواخر در بازمانده گان اين دودمان موروثی بود. بررسی های تاريخی ايران از اواخر دوره صفويه به بعد نشان می دهد كه ايل بختياری و در رأس آن خوانين بختياری به دليل برخورداری از شرايط ويژه جغرافيايی قلمرو ايلی، سازمان قبيله ايی و نظام ايلی منسجم كه الزاماً اطاعت و فرمان برداری بی قيد و شرط گروه های فرودست از رهبران و سركرده گان فرادست را در پی داشت، در بيش تر حوادث و وقايع تاريخی ايران حضوری موثر و فعال داشتند كه برخی از نمونه های آن به شرح زير اشاره می شود :

- سواران بختياری از زبده تفنگ چيان نادرشاه بودند كه با فتح قندهار، دروازه هند را به روی لشكريان نادر گشودند.

- علی مردان خان بختياری با شكست افاغنه و بازسازی سلطنت انقراض يافته صفوی، ‌خود نيز مدعی سلطنت شد.

- محمد تقی خان چهار لنگ علم طغيان بر عليه حكومت قاجار برافراشت و « قلعه تل » مقر خود را در منطقه مالمير به عنوان مركز حكومت بختياری انتخاب كرد.

- در طول دوره حكومت سلسله های صفوی، ‌افشار، زنديه و قاجار عمده قشون سلاطين سلسله های مزبور از بختياری ها تشكيل می شد، به طوری كه علی قلی خان سردار اسعد فرزند حسين قلی خان اشاره دارد همواره صد نفر از سواران بختياری به رياست چند تن از خان زاده گان بختياری حفظ نظم تهران، حتی نگهبانی از دربار قاجار را بر عهده داشتند.

سران ايل بختياری در زمان حكومت قاجاراز قرب و منزلتی فراوان برخوردار بودند و برای خود تشكيلات و مقررات خاصی داشتند. حتی بعضی مواقع خان های ايل به عنوان عامل حكومتی تلقی می شدند. بختياري ها در طول تاريخ همواره در مناسبات سياسي ايران نقش مهم و تاثير گذاري را ايفا كرده اند. منطقه چهارمحال و بختياري در سال 1352 به عنوان يك استان مستقل درآمد و امروزه در برگيرنده شهرستان ها, شهرها و روستاهاي متعددي است.    

مشخصات جغرافيايي - چهار محال و بختیاری: 

استان چهار محال و بختياری در قلمرو مركزی رشته كوه های زاگرس بين پيش كوه‎های داخلی و استان اصفهان استقرار يافته است. اين استان از شمال و شرق به استان اصفهان، از غرب به استان خوزستان و از جنوب به استان كهگيلويه و بوير احمد محدود است. استان چهار محال و بختياری بين 31 درجه و 14 دقيقه تا 32 درجه و 47 دقيقه ی پهنای شمالی و 59 درجه و 49 دقيقه تا 51 درجه و 24 دقيقه ی درازای خاوری قرار گرفته است. اين استان منطقه ای كوهستانی است كه نزديک به 80 درصد آن را كوه ها و تپه ها در برگرفته اند. امتداد كوه ها از شمال باختر به جنوب خاوری بوده و هر چه از باختر به طرف خاور نزديك تر می شويم از ميزان ارتفاعات و تراكم كوه ها كاسته شده و به دره های باز و دشت های نسبتا وسيع هم چون دشت لار (زار )، فرادبند، لردگان، كيار، گندمان، ميزدج ختم می شود. براساس آخرين تقسيمات كشوري؛ استان چهارمحال و بختياری 6 شهرستان دارد كه مشتمل بر شهر كرد، بروجن، لردگان، فارسان, كوهرنگ (چلگرد) و اردل است. بر اساس آخرين تقسيمات كشوري سال 1375 جمعيت اين منطقه حدود 763912 نفر بوده است. استان چهار محال و بختياری منطقه ای عشايری است. نوع زندگی، آداب و رسوم حاكم بر جامعه بختياری و ساخت و بافت روستاها مبين نظام های كهنه و نو عشايری درمنطقه است كه از جمله جاذبه هاي اجتماعي و فرهنگي اين منطقه به شمار مي آيند

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان چهارمحال بختياري 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

شهركرد

كوهرنگ

شهركرد- فارسان- باباحيدر- چلگرد

كتيبه پيرغار- آبشار تونل اول- آبشار شيخ عليخان- دشت لاله- چشمه ديمه

2

شهركرد

بروجن

شهركرد- طاقانك- شلمزار- بروجن

تالاب چغاخور- امام زاده حمزه علي- سياه سردبروجن- تنگ صياد

3

شهركرد

حاشيه

 زاينده رود

شهركرد- سامان

موزه باستانشناسي- پل زمانخان- قلعه چالشتر- حاشيه زاينده رود

4

شهركرد

آبشار

 دره عشق

شهركرد- طاقانك- شلمزار- گهرو- ناغان- آبشار دره عشق

تالاب سولقان- تالاب علي آباد- رودخانه كارون- آبشار دره عشق

5

شهركرد

آبشار آتشگاه

شهركرد- بروجن- گرد بيشه- لردگان- آبشار آتشگاه

گرد بيشه- آبشار آتشگاه- چشمه برم

استان تهران

استان تهران:

مجاورت : شمال:  استان مازندران  جنوب: استان قم  جنوب غرب :به استان مرکزی شرق:استان سمنان  غرب: استان قزوین
آب و هوا: هوای تهران در مناطق کوهستانی دارای آب و هوای معتدل و در دشت، نیمه بیابانی است. تهران در مرز شرایط جوی بری و اقیانوسی قرار گرفته و تمایل آن به موقعیت بری بیشتر از وضعیت اقیانوسی است.  ارتفاع  متوسط:    191/1   M   دما: 1/17 º c
وسعــــت: ۱۸۹۵۶ کیلومتر مربع
جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۳۶۶/۴۲۲/۱۳ نفر
تقسیمات: در سال ۱۳۸۳خورشیدی دارای ۱۳ شهرستان و ۴۴ شهر

شهرستانها: اسلام شهر - پاکدشت - تهران/مرکز استان - دماوند - رباط کریم - ری - ساوجبلاغ - شمیرانات - شهریار - فیروزکوه - کرج - ورامین - گالری تصاویر

موقعيت جغرافيايي – استان تهران: 

استان تهران با 18956 كيلومتر مربع‌ مساحت‌ در شمال‌ فلات‌ مركزي‌ ايران‌ قرار گرفته‌ است‌. اين‌ استان‌ از شمال‌ به‌ استان مازندران از جنوب‌ به استان قم ‌، از شرق‌ به استان سمنان‌ و از غرب‌ به‌ استان قزوين محدود شده‌ است‌. ابر شهر تهران مركز شهرستان‌ و مركز استان‌ تهران‌ و پايتخت‌ ايران‌ است‌. براساس‌آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري‌ ، شهرستان‌هاي‌ تهران ‌، دماوند ، ري ، ساوجبلاغ ، شميرانات ، شهريار، ورامين ، اسلام‌شهر و کرج‌ مجموع‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌ تهران‌ را تشكيل‌ مي‌دهند. استان‌ تهران‌ در آبان‌ ماه‌ 1385 حدود 366/422/13 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌. از كل‌ جمعيت‌ استان‌ در همين‌ سال‌ 431/260/12 نفر در نقاط‌ شهري‌ و 935/161/1 نفردر نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌ و يا غير ساكن‌ بوده‌اند. بلندترين‌ نقطه‌ استان‌ تهران‌ قله دماوند با 5678 متر ارتفاع‌ و پست‌ترين‌ قسمت‌ آن‌ با 790 متر ارتفاع‌ از سطح ‌دريا ، دشت‌ ورامين‌ در جنوب‌ شرقي‌ استان‌ است‌. رشته‌ كوه‌ البرز، در شمال‌ سوادكوه‌ و فيروزكوه‌ در شمال‌ شرقي‌ ، لواسانات ‌، قره‌ داغ‌ و شميرانات ، كوه‌هاي‌ حسن‌ آباد و نمك‌ در ناحيه‌ جنوب‌ و بي‌ بي‌ شهربانو و القادر در جنوب‌ شرقي‌ و ارتفاعات‌ قصر فيروزه‌ در شرق‌ قرار گرفته‌اند. 

آب و هوا – استان تهران: 

اقليم‌ استان تهران در نواحي‌ كويري‌ و جنوب‌ گرم‌ و خشك‌ ، در نواحي‌ پايكوهي‌ سرد و نيمه‌ مرطوب‌ و در نواحي‌ مرتفع‌ سرد با زمستان‌هاي‌ طولاني‌ است‌. گرم‌ترين‌ ماه‌هاي‌ سال‌ در مرداد و شهريور با متوسط‌ دماي‌30- 28 درجه‌ و سردترين‌ ماه‌ سال‌ دي‌ ماه‌ با يك‌ درجه‌ سانتي‌ گراد گزارش‌ شده‌ است‌. دماي‌ شهر تهران درزمستان‌ معتدل‌ و در تابستان‌ گرم‌ است‌. 

بخش‌ شمال‌ تهران‌ و شميرانات در تابستان‌ نيز معتدل‌ است‌. ميانگين‌ بارندگي‌ سالانه‌ استان‌ تهران‌ در حدود 400 ميلي‌ متر گزارش‌ شده‌ است‌. بيشترين‌ بارش‌ سالانه‌ در ماههاي‌ زمستان‌ روي‌ مي‌دهد. 

بطور خلاصه‌ مي‌توان‌ گفت‌ سراسر ماههاي‌ بهار و تابستان‌ و حتي‌ در ماه‌ پاييز دامنه‌هاي‌ جنوبي‌ البرز بويژه‌ در نواحي‌ كوهستاني ‌، دره‌اي ‌، رودخانه‌اي‌ و سواحل‌ درياچه‌هاي‌ پشت‌ سدهاي‌ بزرگ‌ امير کبير، لتيان و لار و درياچه‌هاي‌ طبيعي‌ جابان‌ و تار از ارزش‌ تفرجگاهي‌ قابل‌ توجهي‌ برخوردار است‌. همچنين‌ در تمام‌ طول‌ زمستان‌ نواحي‌ شمالي‌ استان تهران به‌ علت‌ پوشش‌ برفي‌ سنگين‌ به‌ ويژه‌ در دامنه‌ها و شيب‌هاي‌ البرز جنوبي ‌، شرايط ‌مساعدي‌ را براي‌ ورزش‌هاي‌ زمستاني‌ از جمله‌ اسكي‌ فراهم‌ مي‌آورد. 

فرهنگ و تاريخ – استان تهران: 

تهران‌ امروزي‌ كه‌ در رديف‌ بزرگترين‌ و پرجمعيت‌ترين‌ شهرهاي‌ جهان‌ قرار دارد ، فراز و نشيب‌هاي‌ تاريخي‌ فراوان‌ داشته‌ است‌. (طهران‌) كه‌ زماني‌ قريه‌اي‌ بيش‌ نبود ، امروز به‌ تهران بزرگ‌ با بيش‌ از سيزده ميليون‌ نفر جمعيت‌ تبديل‌ شده‌ است‌. اين‌ شهر در سال‌ 1200 هجري‌ قمري‌ به‌ پايتختي‌ ايران‌ برگزيده‌ شد. از آن‌ تاريخ‌ به‌ بعد به‌ مركز سياسي‌ ، اداري ‌، اقتصادي‌ ، فرهنگي‌ و هنري‌ كشور تبديل‌ شد. در طول‌ 200 سال‌ گذشته‌ دانشمندان‌ ، نويسندگان‌ ، هنرمندان‌ و شاعران‌ بزرگي‌ در تهران‌ زندگي‌ مي‌كنند يا زندگي‌ كرده‌ و مرحوم‌ شده‌اند. درهر حال‌ تهران‌ امروزي‌ به‌ مركز بزرگ‌ تحولات‌ تاريخي‌ و فرهنگي‌ تبديل‌ شده‌ است‌. 

سوغاتي ها و صنايع دستي – استان تهران: 

عمده‌ترين‌ صنايع‌ دستي‌ استان‌ را قلم‌ زني‌ روي‌ مس‌ و برنج‌ ، خراطي‌ و سبدبافي‌ ، خاتم‌كاري ‌، شيشه‌گري ‌، تراش‌ و نقاشي‌ روي‌ شيشه ‌، زيلوبافي ‌، نقاشي‌ روي‌ چرم‌ ، قاليبافي ‌، سفال‌گري ‌، حصيربافي‌ ، ورني‌بافي‌ ، دست‌بافي ‌، چاپ‌ باتيك ‌، جاجيم‌ و گليم‌ بافي ‌، رويه‌ پشتي ‌، جوال‌ ، خورجين ‌، رنگرزي‌ و ريسندگي ‌تشكيل‌ مي‌دهند. مراكز مهم‌ مبادله‌ شهر تهران‌ عبارتند از: مراكز خريد عتيقه‌ منوچهري ‌، مراكز خريد صنايع‌ دستي‌- خيابان‌ طالقاني‌ و استاد نجات‌ اللهي ‌، مركز خريد فرش‌ - بازار بزرگ‌ و خيابان‌ فردوسي‌ و مركز خريد كتاب‌ - روبروي‌ دانشگاه‌ تهران‌. 

رقص و موسيقي محلي – استان تهران:  

استان تهران بويژه شهر تهران مركز حكومت و كانون ظهور انواع فرهنگ‌هاي ايراني است. علاوه بر موسيقي اركستر ملي ، موسيقي ساير نواحي ايران از جمله آذربايجاني ، كردي ، لري ، مازندراني ، گيلاني و نيز ساير نقاط ايران در مراكز مختلف اين استان اجرا ميشود. اين نوع موسيقي ها معمولاً در برنامه ها و مراسم رسمي ، نمايشگاهها و تالارهاي عمومي به اجرا در مي‌آيد و مورد علاقه مردم است. در حال حاضر استان تهران مركز توسعه و اشاعه موسيقي ايراني بويژه اشكال سنتي (مقامي) و مدرن است. 

مسافرت  و اقامت  - استان تهران: 

سفر و اقامت‌ به‌ شهرهاي‌ استان‌ تهران بسيار سهل‌ و آسان‌ است‌. كليه‌ شهرهاي‌ استان‌ با شبكه‌ زنجيري‌ راه‌هاي‌ آسفالته‌ و مناسب‌ به‌ هم‌ اتصال‌ يافته‌اند و فرودگاه‌ بين‌ المللي‌ تهران‌ از تهران‌ به‌ كليه‌ شهرهاي ‌داراي‌ فرودگاه‌ كشور و اكثر شهرهاي‌ كشورهاي‌ جهان‌ پرواز مستمر دارد. اقامت‌ در شهر تهران‌ بدليل‌ فراواني‌ وتعداد هتل‌هاي‌ درجه‌ بندي‌ شده‌ با استانداردهاي‌ ملي‌ و بين‌ المللي‌ با رزواسيون‌ به‌ سهولت‌ انجام‌ مي‌پذيرد. سايرشهرهاي‌ استان‌ نيز امكانات‌ اقامتي‌ و پذيرايي‌ مناسبي‌ دارند. در شهر تهران‌ و تفرجگاههاي‌ اطراف‌ آن‌ رستوران‌هاي‌ متعدد و فراواني‌ وجود دارد كه‌ انواع‌ غذاهاي‌ ايراني‌ و خارجي‌ را سرو مي‌كنند.  

مکان های دیدنی و تاریخی - استان تهران:  

استان تهران که در زمينه گردشگری نيز از مكان هاي با اهميت ايران به شمار می آيد. اين منطقه دارای مکان های ديدنی، بناهای تاريخی وجاذبه های طبيعی زيادی است که هميشه نظر گردشگران و جهانگردان را به خود جلب كرده است.

شهرستان های اطراف تهران که در دامنه کوه های البرز قرار گرفته اند، به لحاظ جاذبه های طبيعی، غنی و منحصر به فرد هستند. دشت ها و دره های پرگل و زيبا که با چشم اندازهای بديع و کم نظير در دامنه قله سر به فلک کشيده دماوند گسترده شده اند، درهر فصل چشم انداز خاصی را به وجود می آورند و طبيعت دوستان را به تحسين وا می دارند. رودخانه های متعدد و پرآب و در راس آن ها رودخانه کرج و رودخانه جاجرود سبب به وجود آمدن روستاهای سرسبز، باغ های ميوه و نواحی ييلاقی با چشم اندازهای زيبا در مناطق اطراف استان شده اند. درياچه های طبيعی استان بيش تر در دامنه های دماوند گسترده شده اند و درياچه های مصنوعی چون درياچه سد اميرکبير از تجمع رودخانه های پرآب به وجود آمده اند. علاوه بر جاذبه های طبيعی، آثار تاريخی و فرهنگی زيادی نيز در شهرستان های مختلف استان تهران پراکنده شده اند که از مکان های ديدنی و مهم به شمارمی آيند. ری مهم ترين منطقه باستانی استان تهران است که قدمت طولانی و سابقه کهن آن سبب شده آثار تاريخی زيادی مانند باروی ری برين که به سده های قبل از ميلاد مربوط می شود، دراين شهر وجود داشته باشد. آستانه حضرت عبدالعظيم مهم ترين اثر تاريخی و مذهبی استان تهران است که در ری واقع شده است. برج و مقبره شبلی که به قرن 5 هجری قمری مربوط می شود و معروف ترين بنای تاريخی دماوند است که به همراه ده ها اثر تاريخی و باستانی و زيارتی اين شهرستان و شهرستان فيروزکوه از بناهای تاريخی و مکان های ديدنی خاور استان به شمار می آيند.

به لحاظ اين که شهر تهران در 200 سال گذشته همواره پايتخت حکومت بوده از عمارت ها و کاخ های زيادی برخورداراست که بيش تر به دوره صفويه و قاجاريه تعلق دارند. استان تهران علاوه بر جاذبه های طبيعی و تاريخی زيادی که دارد، از مراکز تفريحی و گردشگری، موزه ها، نمايشگاه های دايمی، سالن های سينمايی، مراکزمجلل و استاندارد اقامتی، مراکز بازی و تفريح، فرهنگ سراها، سالن های مجهز ورزشی، پارک ها و استخرهای مدرن و... نيز برخوردار بوده و همواره پذيراي گردشگران داخلي و خارجي است.  

صنايع و معادن - استان تهران: 

استان تهران يكی از كانون های عمده صنايع كشور است. برابرآخرين آمارهای منتشره، 40 درصد كل صنايع كشور در استان تهران قرار دارند. بيش تر اين صنايع درامتداد سه محور باختری، جنوبی و خاوری متراكم شده است. هم چنين 44 درصد كارگران كارگاه های صنعتی كل كشور در استان تهران كار می كنند. يكی از اركان اصلی اقتصاد استان تهران صنايع ماشينی وابسته است كه بيش تر آن ها به مونتاژ و توليد كالاهای مصرفی اشتغال دارند. توسعه اين صنايع بيش تر درامتداد راه های ورودی به تهران به ويژه در مسير تهران ـ كرج، تهران ـ دماوند‌، تهران ـ ساوه و تهران ـ قم است. صنايع استان را بر حسب نوع توليدات می توان به گروه های زير تقسيم كرد:

صنايع غذايی: شامل كارخانه قند سازی، روغن نباتی، لبنيات پاستوريزه، فرآورده های گوشتی، تصفيه قند، بيسكويت سازی، نان ماشينی، نوشابه سازی، كنسرو و مربا سازی و … سهم اين صنايع از كل صنايع مشابه آن ها در سطح كشور نزديك به 30 درصد است.

صنايع نساجی و چرم: شامل ريسنده گی و بافنده گی پنبه ای و پشم، تريكو، كف پوش، فرش ماشينی، موكت، پتو، حوله، تهيه انواع پوشاك، كفش، چرم، كيف و چمدان كه به تازه گی توليد برزنت و الياف نيز جزء اين رشته از صنايع درآمده است. سهم اين رشته از كل صنايع هم رشته خود در كشور نزديك به 50 درصد است.

صنايع كانی غير فلزی: اين رشته از صنايع شامل تهيه و توليد مصالح ساختمانی و لوازم بهداشتی خانه ها و شيشه است كه كارخانه سيمان از جمله آن هاست. اين صنايع 28 درصد صنايع كانی غير فلزی كشور هستند.

صنايع فلزی: اين رشته از صنايع، اتومبيل و مينی بوس، وانت، لوازم خانگی مانند بخاری، كولر، اجاق گاز، يخچال، ماشين لباس شويی و مانند آن ها و هم چنين مخازن تحت فشار، لوله پروفيل, پنجره و بسياری ديگراز فرآورده های فلزی را توليد می كنند و در باختر تهران (دو سوی مسير تهران – كرج) و خاور تهران (به سوی جاده تهران ـ آب علی) قرار دارند.

صنايع سلولزی: شامل موسسه هايی است كه به توليد كاغذ، مقوا، كارتن، كيسه و پاكت كاغذی، كاغذهای بهداشتی و توليدات چوبی مانند نئوپان، فيبر، كبريت و مداد اشتغال دارند.

صنايع شيميايی و دارويی: شامل كارخانه ها و كارگاه هايی است كه به توليد دارو، مواد بهداشتی، مواد ضدعفونی كننده، لاستيک و پلاستيک، رنگ های ساختمانی و صنعتی، پاك كننده های جامد و مايع، فرآورده های نفتی، روغن موتور و سموم دفع آفات نباتی اشتغال دارند.

صنايع برق و الكترونيک: شامل موسسه هايی است كه به مونتاژ وسايل برقی و الكتريكی، توليد كابل، باطری و لامپ اشتغال دارند. توليدات اين صنايع در سطح استان، نسبت به ديگر گروه های صنعتی چشم گير نيست، اما در مجموع كل كشور سهمی بسيار بالاتر از صنايع مشابه خود را در بر می گيرد.

از کل معدن های كشور 4/15 درصد آن ها در محدوده استان تهران است. معادن استان تهران را می توان به دسته های زير تقسيم كرد:

معادن فلزی: شامل مس، سرب، موليبدن، منگنز و آهن است. تقريبا همه منگنز استخراجی كشور از معادن منگنز استان تهران به دست می آيد كه در جنوب و جنوب باختری آن قرار دارند.

معادن غير فلزی: ‌در بر گيرنده ذخاير سنگ آهک و دولوميت است.

معادن خاک نسوز: شامل كائولن (خاك چينی) است كه 51 درصد توليد كل كشور از اين استان استخراج می شود. معدن های سنگ گچ استان نيز دارای ذخاير بزرگ است، معادن نيتونيت و خاك صنعتی در بخش های خاور و جنوب خاوری استان كشف شده است.

استان تهران يكی از مراكز مهم بازرگانی كشور است. مهم ترين صادرات و واردات از اين استان صورت می گيرد و تقريبا نيمی از مردم استان به كار بازرگانی و خدماتی اشتغال دارند. اقلام صادراتی تهران به ديگر نقاط كشور معمولا از فرآورده ها و توليدات صنعتی است. برخی از اقلام صادراتی استان تهران عبارتند از: انواع مواد غذايی از قبيل روغن نباتی، بيسكويت، نان ماشينی، نوشابه، كنسرو، انواع پارچه های پشمی، پنبه ای، تريكو، كف پوش ماشينی، موكت حوله، انواع لباس، ‌جوراب، كفش، كيف، چرم، كاغذ، مقوا، كارتن، كاغذهای بهداشتی، نئوپان، فيبر، دارو، لاستيک، پلاستيک، پاک كننده های جامد و مايع، فرآورده های نفتی، سموم دفع آفات گياهی، مصالح ساختمانی، لوازم بهداشتی، لباسشويی، انواع اتومبيل از قبيل كاميون، اتوبوس، مينی بوس، وانت و …، انواع لوازم خانگی از قبيل يخچال، لباسشويی، كولر، بخاری، اجاق گاز و …، مخازن تحت فشار، لوله و پروفيل، درب و پنجره و بسياری ديگر از مصنوعات فلزی، وسايل برقی و الكترونيكی، كابل، باتری، لامپ و غيره.

قسمتی از مهم ترين واردات استان تهران از ساير نقاط كشور نيز عبارتند از: غلات و فرآورده های آن، بنشن، انواع ميوه تره بار، برنج، لبنيات، قند و شكر، چای، انواع ماهی، كنسرو، كمپوت، عسل, دام زنده، مرغ و تخم مرغ، گياهان دارويی و صنعتی، پنبه، پشم، انواع پارچه، فرش های دستباف و ماشينی، انواع چوب و تيرآهن و … 

کشاورزی و دام داری - استان تهران: 

استان تهران يكی از قطب های اصلی اقتصاد كشوراست. تجمع كانون های عمده اقتصادی دراين استان و موقعيت سياسی ـ اداری و مركزيت آن باعث شده است بخش عمده امكانات صنعتی و خدماتی در محدوده آن متمركز شود. بخش كشاورزی نيز از جايگاهی چشم گير در بافت اقتصادی آن برخوردار است اما درمقايسه با ديگر بخش ها، سهم ناچيز و اندكی را به خود اختصاص داده است. دلايل عمده محدوديت كشاورزی در استان ويژه گی های طبيعی اين منطقه است. كمی بارش، نزديكی كويرها و بيابان ها، كمبود آب مورد نياز كشاورزی و تبديل زمين های كشاورزی به مناطق مسكونی و توليدی ـ صنعتی از مهم ترين دلايل اين رويكرد است. منطقه تهران را از نظر موقعيت طبيعی و كشاورزی به دو ناحيه می توان تقسيم كرد:

ناحيه كوهستانی معتدل كه در بر گيرنده نواحی شمالی استان مانند فيروزكوه، دماوند، لواسانات،‌ رودبار قصران، طالقان و بخش هايی از شمال ساوجبلاغ است، كه به علت ناهمواری های شديد سطح زمين وضعيت نامساعد جوی و اقليم سرد، مردم اين ناحيه بيش تر به فعاليت های باغ داری و دام داری می پردازند و سيب، گوجه سبز، گيلاس، زرد آلو و هلو از مهم ترين فرآورده های اين ناحيه به شمار می رود.

ناحيه ديگر شامل دشت ها و كوه پايه های جنوبی البرز است كه ورامين، ری، شهريار، رباط كريم، اشتهارد و بخش های مركزی و جنوبی ساوجبلاغ در اين ناحيه واقع شده اند. اين ناحيه برای كشاورزی مساعد است، اما در ناحيه هايی كه در نزديكی شوره زارها واقع شده اند، مشكلاتی در كار كشاورزی وجود دارد. محصولات عمده اين ناحيه را گندم، جو، يونجه، ذرت علوفه ای، گوجه فرنگی، خيار، ‌سبزی ها، سيب زمينی، نباتات علوفه ای، انگور، چغندر قند و پنبه تشكيل می دهد. از نواحی مهم كشاورزی استان تهران می توان به رودبار قصران در شمال خاوری تهران اشاره كرد كه زمين هاي حاصل خيز و باغ های پرشمار دارد. لواسانات؛ درباختر شهرستان دماوند از ديگر نواحی كشاورزی تهرا ن است كه دارای زمين های حاصل خيز است. دره های اين ناحيه نيز باغ های پرشمار دارد. در شهرستان كرج محصولاتی مانند چغندر قند، ميوه و فرآورده های دامی توليد می شود.

دره ها و دامنه های بلندی های البرز با مراتع سرسبز و غنی، موقعيتی مناسب برای فعاليت های دام داری دارند. در سطح استان، دام داری هم در دشت ها و هم در نواحی كوهستانی و كوه پايه ای رواج دارد، ولی سهم آن همه در اقتصاد استان ناچيز است. دام داری در استان تهران بيش تر به شيوه صنعتی رايج است و گاوداری های صنعتی بزرگ به همراه مراكز صنعتی پرورش طيور و توليد تخم مرغ و مرغ دراين استان داير هستند كه انواع فرآورده های دامی و لبنی را توليد مي كنند.  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان تهران: 

درباره وجه تسميه نام تهران برخی ازمحققين بر اين باور هستند که چون اهل تهران زمانی كه دشمن حمله می كرد به ‹‹ته ران›› يعنی زيرزمين می رفته اند؛ منطقه به اين نام موسوم شده است. برخی از تاريخ نگاران نيز معتقدند تهران جزو شهر قصران ری بود و روستاي بالاتر از آن مهران نام داشته است. «ران» به معنای دامنه است، مهران دامنه بالايی و قصران دامنه پايينی رشته كوه البرز بوده است. كسروی در پژوهش های خود به اين نتيجه رسيده است كه تهرام (تارم ـ كهران ـ گهران ـ گهرام ـ جهرم) به معنای منطقه گرمسير و شميران (شميرام ـ شميرم ـ شميلان ـ سميران ـ سميرم) به معنای منطقه های سردسيراست و نام تهران به معناي منطقه گرمسيري به كار مي رفته است. برخي ديگر نيز واژه تهران را از «طهر» به معناي پاكي مي دانند و گويند به دليل وجود رودخانه هاي فراوان و آب بسيار در اين منطقه به آن «طهران» گفته مي شده است. تهران امروزی كه در رديف يکی از پر جمعيت ترين استان هاي جهان قرار دارد، فراز و نشيب های تاريخی فراواني را پشت سر گذاشته است. ‹‹طهران›› كه زمانی روستاي كوچكي بيش نبوده، امروزه به «تهران بزرگ» با بيش ازده ميليون نفرجمعيت تبديل شده است.

درنخستين حركت های گسترش تهران در مسير شهر شدن، يعنی ساختن برج و باروهای شاه طهماسبی، كه بی ترديد مقطعی تاريخی است، روستای كهن سابق، از گم نامی به درآمد و در دوره های بعد تا پايان حكم رانی زنديه شهركی نام آورشد. تهران به گونه يك دهكده منطقه شمال ری و جنوبی ترين دهكده قصران، در تاريخ پيش از اسلام دارای پيشينه ای نامشخص است اما در پيوند با روستاهای شمالی ری و از آن ميان «مهران» بررسی شده است. به دليل ديرينگي و آباداني شهرری، روستاهاي اطراف آن كم و بيش در شرايط پيشرفته ای روزگار گذرانده اند. از تهران به طور خاص، در سده های نخستين هجرت نام و نشانی در آثار و منابع نيامده است و در قرن چهارم و متون آن زمان نيز از تهران سخنی ديده نمی شود. آن زمان براساس نوشته ها، شهرت دو روستای «دولاب» (محله ای در خاور تهران كنونی) و «علی آباد» (اطراف ايستگاه راه آهن تهران) بيش تراز دهكده تهران بوده است. حتی در دوره سلجوقيان، روستاي طرشت (خيابان آزادی كنونی) اعتباری داشته و خواجه نظام الملک شافعی مذهب، برای شنيدن درس مدرس شيعی به آن جا می رفته است.

حفاری های باستان شناسی در روستاهای قديمی قيطريه و دروس، سلطنت آباد، ری، كوه بی بی شهربانو و ديگر مراكز تمدن كهن پهنه تهران امروزی، نشان دهنده آن است که اين مراکز داستانی كمابيش مستقل از تهران دارند. براساس تحقيقات؛ اين روستا از قرن ششم هجری به اين سو، اندك اندك دارای نام و نشان شده ومورخان و جغرافي دانان مسلمان ايرانی و غير ايرانی، از آن سخن به ميان آورده اند. تهران به عنوان روستايی نه چندان معتبر در شمال ری، در دوره علويان زيدی طبرستان و سامانيان و آل بويه حيات اجتماعی خود را به عصر غزنويان رساند. به ويژه در عهد آل بويه، ری يكی از دو پايتخت اين سلسله بوده است. خون ريزی سلطان محمود غزنوی در ری و فرار ساكنان آن به كوهستان های قصران و سكونت اجباری در روستاهای شمالی و از آن ميان در روستاهای پهنه تهران، در پاره ای منابع آمده است.

تهران تا اندازه ای توسعه يافت كه در دوره مغولان منطقه اي شناخته شده بود و در دوره ايلخانان، از لحاظ نظامی و سوق الجيشی پايگاهی با اهميت به شمار آمد. پس از ويران گری های مغولان و مهاجرت ساكنان ری و شايد روستاهاي اطراف، روز به روز بر گسترده گی تهران افزوده شد به طوری كه در دوره تيموريان تهران به شهركی درون باغ و بستان های دل پذير تبديل شده بود كه ساخت بناهايی در بيرون ازآن, نيز شروع شده بود. دراوايل سلطنت صفويه تهران حياتی نيمه شهری يافته بود كه از لحاظ كالبدی و خصوصيات شهری وضع جديدی را طلب می كرد. با شهر شدن تهران هرچند باغ های موجود در آن تا زمان پايتختی باقی ماند، اما توسعه سكونت درآن فزونی يافت. تهران در دوره شاه طهماسب اول با پيدا كردن برج و بارو حالت ‹‹بلد اسلامی›› را پيدا كرد و به مرور با ايجاد دوازده محله و چهار امام زاده، مرمت بازارچه ها و مساجد، اقامت مردم اطراف و اكناف در آن و سكونت دادن قوای نظامی صورت کاملا جديدی به خود گرفت. در دوره پايانی صفويه جنبه حكومتی و سياسی و نظامی شهر تهران بر وضع اقتصادی و فرهنگی آن پيشی گرفت. به گونه ای كه در عصر نادری اردوگاه نظامی شد و ساكنان آن اكثرا غير بومی و دارای پيشه های غير توليدی بودند.

ييلاق های شمالی تهران همواره حاكمان و اميران و حتی پادشاهان را به سوی خود فرا می خواند و تابستان های گرم آنان را در تهران به بهار زيبا مبدل می كرد و گاه علاقه به اين ييلاق ها به اندازه ای بود كه گمان ايجاد پايتخت را در تهران فراهم می كرد به گونه ای كه در دوره كريم خان زند، مورخان به آن اشاره كرده اند. به دلايل متعدد اجتماعی، اين فرصت برای آغا محمد خان سرسلسله قاجاريان فراهم آمد و تهران، به صورت پايتختی درآمد كه نه تنها دو سلسله بر آن سلطنت كردند بلكه به عنوان مقر حكومت جمهوری اسلامی، هم اكنون يكی از مراكز بزرگ جهانی شده است. استان تهران هم اكنون دارای 12 شهرستان است و پرجمعيت ترين و پررونق ترين شهر كشور را در برگرفته است.  

مشخصات جغرافيايي - استان تهران:  

استان تهران از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان قم، از خاور به استان سمنان و از باختر به استان قزوين محدود شده و مركز آن شهر بزرگ تهران است. اين منطقه بين 34 تا 5/36 درجه پهنای شمالی و 50 تا 53 درجه درازای خاوری واقع شده و با رشته كوه های البرز از استان های شمالی ايران جدا شده است. درارتفاعات بالايی كوهستان البرز كه دارای شيب نسبتا تندی است، جمعيت اندکي ساكنند و شهرستان دماوند دراين ارتفاعات واقع شده است. موقعيت آب و هوايی استان تهران چه درمناطق كوهستانی و چه در دشت ها موجب پوشش گياهی ازنوع نيمه صحرايی شده و دشت كوير, رشته كوه های البرز و بادهای مرطوب و باران زای باختری سبب بروز آب و هوای متفاوت در آن شده است. هوای تهران درمناطق كوهستانی از نوع آب و هوای معتدل بوده و در دشت ها از نوع نيمه بارانی با ويژگی هايی است كه بيش تر از موقعيت جغرافيايی آن ناشی می شود. جمعيت استان تهران درسرشماری سال 1375 تعداد 10,398,643 نفر برآورد شده است. بيش از 35 درصد از كل بزرگ راه های ايران درمسيراستان تهران قرار دارند. اين بزرگ راه ها در دو محور تهران – قم تا استان مركزی و تهران ـ كرج تا قزوين و استان زنجان امتداد دارد. بخش عظيمی از رفت و آمد مسافرين و حمل و نقل سبک بين استان تهران و استان های ياد شده از طريق اين بزرگ راه ها انجام می گيرد. درازای جاده های درجه يک استان تهران نزديک به 1100 كيلومتر بوده كه در هفت محور ذيل اين استان را به استان های مجاور آن متصل می سازد. مسيرهاي ارتباطي استان تهران با ساير استان ها عبات است از:

ـ محور تهران ـ قزوين كه از طريق كرج درامتداد جنوبی رشته كوه البرز ادامه می يابد و مهم ترين جاده ترانزيتی كشور به حساب می آيد.

ـ محور تهران ـ قم كه از كنار درياچه حوض سلطان می گذرد و قديمی ترين راه ارتباطی تهران با شهرهاهی جنوبی كشور است.

ـ محور تهران ـ ساوه كه راه ارتباطی تهران با شهرهای استان های باختری و جنوب باختری كشور است.

ـ محور تهران ـ آمل كه از طريق جاده هراز با گذر از كوه های البرز مركزی به استان مازندران متصل می شود.

ـ محور تهران ـ قائم شهر كه بوسيله راه فيروزكوه و با عبور كوه های البرز به استان مازندران متصل می شود.

ـ محور تهران ـ چالوس كه درامتداد رودخانه كرج با عبور ازتونل كندوان،‌ در كنار رودخانه چالوس تا كنار دريای خزر ادامه می يابد.

ـ محور تهران ـ گرمسار كه از طريق اين شهر تهران را با استان سمنان مرتبط می سازد.

جاده های درجه 2 استان تهران نيز حدود هزار كيلومتر درازا دارند و بيش تر شهرها را با مراكز بخش ارتباط می دهند. اين راه ها كه بيش تر در دشت های ورامين و شهريار متمركزند, نقش اساسی در حمل و نقل فرآورده های روستايی به شهرها به ويژه تهران را بر عهده دارند.

ـ راه آهن: راه آهن تهران در 3 محور جنوبی، خاوری و باختری امتداد يافته است.

- محور جنوبی استان تهران را با استان های اصفهان، يزد، كرمان از يک سو و استان های لرستان و چهار محال و بختياری و خوزستان از سوی ديگر، از طريق استان مركزی مرتبط می سازد.

- محورخاوری استان تهران را با استان های سمنان و خراسان از يک طرف و استان مازندران از طرف ديگر متصل می سازد.

- محور باختری، تهران را از طريق شهرستان كرج با استان های قزوين، زنجان، آذربايجان شرقی ،‌ آذربايجان غربی و سرانجام با كشور تركيه مرتبط می گرداند.

تهران دارای 3 فرودگاه است. فرودگاه بين المللی مهرآباد مشهورترين فرودگاه اين استان است. راه های هوايی تهران به 2 بخش پروازهای داخلی و خارجی تقسيم می شوند.

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان تهران 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

تهران

ديزين

آزاد راه تهران- كرج- جاده چالوس

سد اميركبير- پيست اسكي بين المللي ديزين پيست اسكي خور (ارنگه رود) - شهرستانك - كاخ قاجاري- غار يخ مراد

2

تهران

ورامين

تهران - ري - ورامين

چشمه علي- ديوارري- تپه ميل ورامين- معبد آناهيتا- برج طغرل

3

تهران

امامزاده داود

تهران- جاده كن، سولقان

غار بيوك آقا- روستاي سنگان – آبشار سنگان- آستانه مقدس امام زاده داود

4

تهران

فيروزكوه

تهران- جاجرود- دماوند- فيروزكوه

درياچه تار- غار رودافشان- روستاي جليزمند (تنگ واشي)- پارك جنگلي سرخه حصار- چشمه آب معدني اعلاء- دره زيباي هرانده- رودخانه نمرود- غار بورنيك- درياچه تار

5

تهران

بهشت زهرا

تهران- شهر ري- بهشت زهرا

حرم حضرت عبدالعظيم- قبور شهدا- بهشت زهرا- حرم مطهر امام خميني (ره)

6

تهران

لواسانات

تهران- جاده لشكرك- لواسانات- جاده اوشان به فشم و شمشك

دشت هويج (كجار)- قلعه دختر- غار هملون- دره تلخاب- روستاي لالان- آبشار شكراب- پيست شمشك

استان بوشهر

استان بوشهر:

مجاورت : شمال:استان خوزستان و قسمتی از کهگیلویه و بویراحمد  جنوب:خلیج فارس و قسمتی از استان هرمزگان شرق:استان فارس غرب: خلیج فارس
آب و هوا:به علت نزدیکی به استوا و کمی ارتفاع به طورکلی دارای آب و هوای گرم از نوع بیابان کناری است که در داخل استان گرم و خشک و در سواحل گرم و نمناک است ارتفاع  متوسط: 20M دما:۲/۲۴ º cوسعـــت: ۲۷۶۵۳ کیلومتر مربع
جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۲۶۷/۸۸۶ نفر 
تقسیمات: 8 شهرستان، 17 بخش، 13 شهر، 36 دهستان و 6 صدم آبادی دارای سکنه

شهرستانها: بوشهر/مرکز استان - تنگستان - دشتستان يا برازجان  - دشتی یا خورموج - دیر - دیلم - کنگان - گناوه - گالری تصاویر

موقعيت‌ جغرافيايي – استان بوشهر:

استان بوشهر حدود 27653 كيلومتر مربع‌ مساحت‌ و 60 كيلومتر ساحل‌ دارد و در شمال خليج فارس ‌در جنوب‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ و اهميت‌ سوق‌ الجيشي‌ و اقتصادي‌ قابل‌ توجهي‌ دارد. شهرستان‌هاي‌ بوشهر ، تنگستان ، دشتستان ، دشتي ، دير، ديلم ، کنگان و گناوه در اين‌ استان‌ قرار دارند و مركز سياسي‌ - اداري‌ آن‌ ، شهر بوشهر است‌. استان‌ بوشهر در سال‌ 1385حدود 886267 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌. از اين‌ تعداد 577465 نفر در نقاط‌ شهري‌ و 308802 نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته و يا‌ غير ساكن‌ بوده‌اند. استان بوشهر از نظر موقعيت‌ طبيعي‌ از دو قسمت‌ جلگه‌اي‌ و كوهستاني‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. قسمت‌ جلگه‌اي‌ آن‌ در امتداد خليج فارس كشيده‌ شده‌ است‌. اكثر شهرها و مراكز جمعيتي‌ استان‌ در محدوده‌ اين‌ جلگه‌ها استقراريافته‌اند. قسمت‌ كوهستاني‌ استان ‌، از دو رشته‌ كوه‌ گچ‌ترش‌ و نوكند تشكيل‌ شده‌ كه‌ در سراسر طول‌ استان‌ به ‌موازات‌ هم‌ امتداد يافته‌اند.

آب‌ و هوا – استان بوشهر:

آب‌ و هواي‌ استان‌ در نوار ساحلي‌ گرم‌ و مرطوب‌ و در قسمت‌هاي‌ داخلي ‌، گرم‌ و خشك‌ صحرايي‌ است‌. در اين‌ استان‌ دو فصل‌ محسوس‌ وجود دارد ، زمستان‌ نسبتاً خنك‌ شامل‌ ماه‌هاي‌ آذر، دي‌ ، بهمن‌ و اسفند و تابستان‌ گرم‌ و خشك‌ كه‌ ساير ماه‌هاي‌ سال‌ را در بر مي‌گيرد. فصول‌ پاييز و بهار اين‌ استان‌ بسيار زودگذر است‌. متوسط‌ دماي‌ سالانه‌ استان‌ 24 درجه‌ سانتي‌ گراد گزارش‌ شده‌ است‌ كه‌ بيشترين‌ مقدار آن‌ در تابستان‌ با 50 درجه‌ و كمترين‌ مقدار آن‌ در زمستان‌ با 6 درجه‌ سانتي‌گراد ثبت‌ شده‌ است‌. گرماي‌ متوسط‌ خنك‌ترين‌ ماه‌ اين‌ استان‌ ، دردي‌ ماه‌ با 15 درجه‌ سانتي‌گراد گزارش‌ شده‌ است. در اين‌ استان‌ ما بين‌ دهم‌ ارديبهشت‌ تا دهم‌ مهرماه‌ (حدود 140روز) ميزان‌ گرما به‌ بيش‌ از 40 درجه‌ سانتي‌گراد مي‌رسد.

تاريخ‌ و فرهنگ‌ - استان بوشهر:

استان‌ بوشهر به‌ علت‌ موقعيت‌ استراتژيكي‌ مناسب‌ براي‌ احداث‌ پايگاه‌ دريايي‌ و بندرگاه‌، مورداستفاده‌ پادشاهان‌ عيلام‌ قرار گرفته‌ بود. در زمان‌ هخامنشيان‌ سرزمين بوشهر جزو ساتراپ‌ پارس‌ بود. خليج فارس و به‌ تبع‌ آن‌ استان بوشهر به‌ دليل‌ موقعيت‌ سوق‌ الجيشي‌ و اهميت‌ اقتصادي‌ و بازرگاني ‌، در طول‌ تاريخ‌ همواره‌ از سوي‌ كشورها و دولت‌ها براي‌ تبادل‌ علم‌ و ثروت‌ و گسترش‌ قدرت‌ سياسي‌ مورد توجه‌ قرار گرفته ‌است‌. اولين‌ يورش‌ دولت‌هاي‌ اروپايي‌ به‌ سواحل‌ خليج‌ فارس‌ در سال‌ 1506 ميلادي‌ با حمله‌ پرتغالي ها‌ براي ‌مقابله‌ با تجار مصري‌ و ونيزي‌ صورت‌ گرفت‌. در سال‌ 1031 هجري‌ قمري‌ شاه‌ عباس‌ صفوي‌ با انگليسي‌ها متحد شد و دست‌ پرتغالي‌ها را از خليج‌ فارس‌ كوتاه‌ كرد. از سال‌ 1148 هجري قمري نادر شاه‌ بوشهر را كه‌ دهكده‌اي‌ بيش ‌نبود ، مورد توجه‌ قرار داد و بوشهر را به‌ يك‌ بندر يا اسكله‌ كشتي‌سازي‌ تبديل‌ كرد. در اواخر سلطنت‌ نادرشاه‌ افشار، ايران‌ 23 تا 25 فروند كشتي‌ در خليج ‌فارس‌ مستقر كرده‌ بود. 

مراسم‌ گلين‌ يا قبله‌ دعا:

فلسفه‌ برگزاري‌ اين‌ مراسم‌ در ارتباط‌ با خشكسالي‌ است‌ بدين‌ معنا كه‌ وقتي‌ خشكسالي ‌پديد آيد ، مردان‌ روستا شخصي‌ را به‌ نام‌ گلين‌ بر مي‌گزينند و نمد چوپاني‌ بر تنش‌ مي‌پوشانند و از پشم‌ گوسفند ريشي‌ براي‌ او تهيه‌ مي‌كنند و ريسماني‌ بلند بر كمرش‌ مي‌بندند و كلاهي‌ حصيري‌ بر سرش‌ مي‌گذارند و دو شاخ‌ به‌ كلاهش‌ وصل‌ مي‌كنند و زنگوله‌اي‌ بر گردنش‌ مي‌آويزند و خانه‌ به‌ خانه‌ در روستا مي‌گردانند. به‌ هر خانه‌ كه‌ مي‌رسند مقداري‌ گندم ‌، جو و يا تخم‌ مرغ‌ مي‌گيرند. سرانجام‌ گلين‌ آنچه‌ را كه‌ گرد آمده‌ است‌ چند قسمت‌ مي‌كند و دور از چشم‌ همراهان‌ ريگي‌ را در داخل‌ يكي‌ از قسمت‌ها پنهان‌ مي‌كند. سهم‌ كسي‌ كه‌ در آن‌ ريگ‌ باشد پا به‌ فرار مي‌گذارد و ديگران‌ او را به‌ قصد كتك‌ زدن‌ دنبال‌ مي‌كنند. آن‌ شخص‌ خود را به‌ خانه‌اي‌ مي‌رساند و از اوتقاضاي‌ كمك‌ مي‌كند كه‌ براي‌ سه‌ روز يا يك‌ هفته‌ او را ضمانت‌ كند تا كتكش‌ نزنند و در عوض‌ متعهد مي‌شود كه‌ طي‌ اين‌ مدت‌ باران‌ خواهد باريد. اگر تا مدت‌ تعيين‌ شده‌ باران‌ نباريد ، به‌ سراغ‌ ضامن‌ مي‌روند و اگر اين‌ بار نيزضمانتش‌ را تكرار كرد ، تأمل‌ مي‌كنند و گرنه‌ به‌ سراغ‌ شخصي‌ كه‌ فرار كرده‌ بود مي‌روند و او را كتك‌ مفصلي‌ مي‌زنند. مردم‌ معتقدند با اين‌ مراسم‌ خداوند به‌ آنان‌ ترحم‌ مي‌كند و بارش‌ آغاز مي‌شود. 

مراسم‌ زار ( ليوا):

اجراي‌ اين‌ مراسم‌ معمولاً در شب‌هاي‌ چهارشنبه‌ برگزار مي‌شود. زنان‌ و مردان‌ لباس‌هاي‌ مخصوصي‌ را مي‌پوشند ، عطر مخصوص‌ به‌ صورت‌ و تن‌ خود مي‌پاشند و خود را براي‌ رقص‌ و اجراي‌ مراسم ‌زار آماده‌ مي‌كنند. هفت‌ روز قبل‌ از اجراي‌ مراسم‌ دواي‌ مخصوصي‌ كه‌ معجوني‌ خاص‌ است‌ تهيه‌ مي‌كنند. باباي ‌زار، بيمار را مدت‌ هفت‌ روز دور از چشم‌ ديگران‌ نگه‌ مي‌دارد و در اين‌ مدت‌ معجون‌ تهيه‌ شده‌ را برتن‌ بيمارمي‌مالد و مقداري‌ هم‌ به‌ وي‌ مي‌خوراند و دود آن‌ را بخور مي‌دهد. در مجلس‌ رقص ‌، باباي‌ زار مريض‌ را با چوب‌ خيزران‌ مي‌زند. قبل‌ از شروع‌ مجلس‌ سفره‌ مفصلي‌ پهن‌ مي‌شود كه‌ در آن‌ انواع‌ غذاها و خون‌ قرباني‌ بيمار وجود دارد. شخص‌ مبتلا تا خون‌ نخورد باد به‌ حرف‌ در نمي‌آيد. در هنگام‌ رقص‌ و پايكوبي‌ ، شخص‌ مبتلا نيز با حركات‌ موزون‌ خود كم‌ كم‌ از حالت‌ عادي‌ خارج‌ شده‌ و در حالت‌ خلسه‌ فرو مي‌رود. در اين‌ حالت‌ تنها باباي‌ زارمي‌تواند با وي‌ حرف‌ بزند و از زار مي‌خواهد كه‌ مركب‌ خود (شخص‌ مبتلا) را رها كند. شخص‌ زار بعد از خلاص ‌شدن‌ ، در جرگه‌ اهل‌ هوا در مي‌آيد و هميشه‌ بايد لباس‌ تميز و سفيد بپوشد و خود را معطر كند و هيچ‌ كار خلافي ‌نكند وگرنه‌ زار دوباره‌ آزارش‌ مي‌دهد.  

صنايع‌ دستي و سوغات -‌ بوشهر:

انواع‌ صنايع‌ دستي‌ و سوغاتي‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: قالي ‌، گبد ، گليم ‌، نمد ، حصير، گيوه‌ ، زنبيل ‌، سبد ، جارو ، سفال ‌، قليان‌ ، مشك‌ آب‌ ، دولچه ‌، تور ماهيگيري‌ و شيريني‌ مسقطي‌. 

موسيقي محلي – استان بوشهر‌:

سبالو يكي‌ از فرم‌هاي‌ معمولي‌ در موسيقي‌ محلي‌ بوشهر است‌ و آن‌ آوازي‌ است‌ كه‌ با دايره‌ همراهي‌ مي‌شود. خوانندگان‌ همزمان‌ با اجراي‌ سبالو ، شانه‌هاي‌ خود را به‌ طرف‌ راست‌ و چپ‌ منظماً حركت ‌مي‌دهند. سبالو متأثر از موسيقي‌ آفريقا است‌.

يزله‌ يكي‌ ديگر از موسيقي‌هاي‌ محلي‌ است‌ كه‌ به‌ وسيله‌ خوانندگان‌ غير حرفه‌اي‌ اجرا مي‌شود و فقط‌ بادست‌ زدن‌ همراه‌ است‌. 

غذاهاي‌ محلي – استان بوشهر‌:

اسم‌ غذاهاي‌ رايج‌ در مناطق‌ شهري‌ و روستايي‌ استان‌ بوشهر كه‌ به‌ روش‌هاي‌ مختلفي‌ تهيّه ‌مي‌گردند عبارتند از: انواع‌ ماهي‌ (قليه‌ ماهي ‌، دم‌ پختك‌ ماهي‌ ، ماهي‌ شكم‌ گرفته‌ ، كباب‌ ماهي ‌، ماهي‌ شورپلو ، عرقگيرماهي ‌، هواري‌ ماهي ‌، ماهي‌ تنوري‌) ، انواع‌ خوراك‌ (خوراك‌ ميگو ، خوراك‌ چغندر، خوراك‌ سيب‌ زميني‌ وخوراك‌ فاسوليه‌) ، كباب‌ ميگو ، شنيسل‌ ميگو ، كباب‌ مرغ‌ ، دلمه‌ برنج‌ ، پهني‌ چغندر، انواع‌ خورشت‌ (خورشت‌ جگر، خورشت‌ گل‌ كلم ‌، خورشت‌ كلم‌ پيچ ‌، خورشت‌ بادنجان‌ و خورشت‌ لوبيا سبز) ، حلواي‌ عسلي‌ ، دال‌ عدس‌ ، شله‌ ، گمنه ‌، دم‌پخت‌ ماش‌ و ده‌ها نوع‌ خورشت‌ و چاشت‌ ديگر. 

مسافرت و اقامت‌ - استان بوشهر:

سفر و اقامت‌ دراستان بوشهر و شهرهاي‌ آن‌ از اقصا نقاط‌ ايران‌ و خليج فارس به‌ دليل‌ وجود شبكه ‌راههاي‌ هوايي ‌، دريايي‌ و زميني‌ بسيار سهل‌ و آسان‌ است‌. شهر بوشهر با امكانات‌ اقامتي‌ بسيار مناسب‌ وخدمات‌ جهانگردي‌ استاندارد تجهيز شده‌ است‌.

مکان های دیدنی و تاریخی - استان بوشهر: 

استان بوشهر از جمله استان های مهم جنوب ايران است که از نظر تاريخی, طبيعی, اجتماعي و فرهنگي دارای جاذبه های متعددی است. تالاب حله يكی از تالاب های مشهور سراسر قلمرو جنوبی ايران محسوب می شود که فضای سرسبز و دل پذيری در اطراف خود دارد. منطقه حفاظت شده نای بند که در شهرستان بوشهر واقع شده، از نظر تنوع جانوران وحشی منحصر به فرد است. غار چهل خانه در شمال سعدآباد دشتستان، مجموعه بسيار زيبايی را دردل کوه تشکيل داده و يکی از جلوه های زيبای طبيعی استان محسوب می شود. رودخانه های متعددی نيز در اين استان جريان دارند که سواحل آن ها را می توان جزو جاذبه های طبيعی و مهم استان به شمار آورد. علاوه بر اين موارد می توان از چشمه های آب گرم استان نيز به عنوان مکان های جالب توجه استان نام برد که در اين ميان چشمه آب گرم نيلو و چشمه آب گرم گنويه اهميت بيش تری دارند. جزيره خارک که در شهرستان گناوه واقع شده است از مهم ترين جاذبه های طبيعی منطقه و يکی از جزاير زيبای خليج فارس به شمار مي آيد. اين جزيره از مناطق بسيار قديمی منطقه بوده و دارای آثار تاريخی متعددی است.
بناهای تاريخی و قديمی زيادی که در سراسر استان وجود دارند، باعث رونق جهانگردی در اين منطقه شده اند. اين بناها شامل مساجد، کليساها و عمارت های قديمی هستند که بيش تر درمرکز شهرستان قرار گرفته اند. مسجد توحيد (مسجد برازجانی ها) از قديمی ترين مساجد بوشهر است. امام زاده عبدالمهيمن در شهر بوشهر واقع شده و كليسای بوشهر نيز متعلق به ارامنه گريگوری است. قدمت آثار كشف شده در برخی از مناطق قديمی استان به هزاره اول تا سوم پيش از ميلاد می رسد. وجود تپه های تاريخی قديمی مانند تل خندق و تل مرو حاکی از قدمت طولانی منطقه است. ازميان بناهای قديمی که در استان بوشهر وجود دارند کاخ کوروش و کاخ سنگ سياه دارای اهميت بيش تری هستند. منطقه كوشک اردشير يکی از بناهای شهرستان دشتی است که بنای آن بسيار شبيه به كاخ اردشير در فيروزآباد است. برج قلعه خورموج نيز يكی از آثار شكوه مند تاريخی است که بقايای قلعه عظيم خورموج است و در مجموع جاذبه هاي متعدد استان بوشهر را تشكيل مي دهند.   

صنايع و معادن - استان بوشهر: 

اقتصاد استان بوشهر به بخش های كشاورزی، دام داری، شيلات و تا حدودی به صنعت متكی است. صنايع استان بوشهر به دو بخش صنايع دستی و صنايع ماشينی تقسيم می شود. صنايع جديد استان؛ غالبا متوسط كوچك و عموما تبديلی هستند. درصنايع متوسط بوشهر و دشتستان و در صنايع كوچك ابتدا شهرستان دشتستان و سپس بوشهر و شهرستان های دشتی و گناوه به ترتيب دارای اهميت هستند. به غيرازشركت ملی صنايع دريايی و نيروگاه اتمی، مالكيت صنايع استان؛ بيش تر به بخش خصوصی تعلق دارد. اين واحدهای صنعتی شامل صنايع غذايی و دارويی، شيميايی، كانی غير فلزی، برق و الكترونيك، فلزی و ريخته گری، ماشين سازی، ‌تجهيزات خودرو، نيروی محركه و لوازم و ابزار صيادی است كه عمده ترين آن ها را صنايع غذايی و دارويی و ماشين سازی تجهيزات تشكيل می دهند.

صنايع دستی از گذشته های دور نقش مهمی در زندگی و معيشت روستاييان داشته است. صنايع دستی استان بوشهر در حال حاضر بيش تر تأمين كننده نيازهای بومی منطقه است. مهم ترين صنايع دستی منطقه عبارتند از: كشتی و لنج سازی، توربافی، قالی بافی، گبه بافی، ‌گليم، نمد، كوزه، سفال، حصير بافی، سوزن دوزی، گيوه دوزی، زنبيل و سبدبافی، جارو (پيش وينگی)، سفال گری، نوعی قليان به نام چليم، غشك، ‌نوعی مشك مخروطی شكل سه پايه برای نگه داری آب بنام دولچه و نوعی شيرينی مخصوص بوشهر به نام مسقطی.  

کشاورزی و دام داری - استان بوشهر: 

كشاورزی استان از نظر نوع محصولات توليدی و روش های توليد به دو قسمت محصولات زراعی و محصولات درختی تقسيم می شوند. مهم ترين محصولات زراعی را گندم، جو آبی و ديم، تنباكو، پياز، كنجد، سبزی، صيفی و نباتات علوفه ای تشكيل می دهد. درزمينه باغ داری استان بوشهر امكانات زيادی ندارد. بيش ترين باغ های منطقه را نخلستان ها تشكيل می دهند، هم چنين باغ های محدود و كوچك مركبات نيز به طور پراكنده به چشم می خورند. شهرستان دشتستان ازلحاظ توليد سالانه خرما و مركبات مقام اول و دوم را در استان كسب كرده اند. ميزان توليد خرما در حدود هشتاد هزار تن و ميزان توليد مركبات حدود ده هزار تن است.

امكانات دام داری استان بوشهر ازنظر تأمين خوراك و علوفه دام اندك است. دام داری در اين منطقه به شيوه سنتی انجام می گيرد، درنتيجه توليد گوشت و شير آن ها قابل توجه نيست. بيش ترين دام های استان را بز، گوسفند و گاو و شتر تشكيل می دهد. پرورش زنبور عسل نيز در اين استان از اهميت نسبی برخوردار است و در حدود 1500 كندوی جديد و 1000 كندوی سنتی در استان وجود دارد. يكی از مهم ترين فعاليت های اقتصادی استان بوشهر صيد ماهی است. ولی به واسطه استفاده از وسايل قديمی و روش های سنتی صيادان، ‌امر صيد ماهی كه يك منبع مهم اقتصادی به شمار می رود، نقش واقعی خود را باز نيافته است. البته شركت شيلات ايران اقدام به صيد صنعتي در اين منطقه مي نمايد و به همين سبب كارخانه ها و مشاغل جنبي نيز در اين منطقه تشكيل شده است. 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان بوشهر:  

بنای بوشهر به اردشير ساسانی نسبت داده مي شود كه نام اصلی آن ‹‹رام اردشير›› بود. گفته می شود كه ‹‹رام اردشير›› به مرور زمان به ‹‹ريشهر›› تبديل شد. به نظر می رسد كه بوشهر تحريف شده ريشهر ـ همان شهر قديمی ـ است. به طوری كه از اسناد و اطلاعات بر می آيد، اين منطقه به علت موقعيت مناسب برای احداث پايگاه دريايی و بندرگاه، مورد استفاده پادشاهان عيلام قرار می گرفته است. در زمان هخامنشيان كه كشورايران به بيست ساتراپ نشين (استان) تقسيم می شد، سرزمين بوشهر جزء ساتراپ نشين پارس بود.

داريوش فرمان داد تا کانالی از خليج فارس به دريای سرخ حفر کنند. اين كانال محققا راهی بود كه به جای كانال سوئز امروز می توانست خليج فارس و دريای عمان را از طريق دريای سرخ مستقيما به مصر و مديترانه اتصال دهد. مقابر كنده شده بر سطح سنگی جزيره خارك دليل بر حضور سربازان هخامنشی در استان بوشهر است كه برای نگهبانی از چنين راه طولانی تدارك شده بود.

خليج فارس به دليل موقعيت سوق الجيشی و به لحاظ اهميت اقتصادی و بازرگانی، در طول تاريخ همواره از سوی كشورها و دولت ها برای تبادل علم و ثروت و گسترش قدرت مورد توجه قرار گرفته است. اولين يورش دولت های اروپايی به سواحل خليج فارس در سال 1506 ميلادی با حمله پرتغالی ها تحت عنوان محافظت و حراست از منافع پرتغال در برابر تجار مصری و ونيزی صورت گرفت. در سال 1031 هجری قمری شاه عباس با انگليسی ها متحد شد و دست پرتغالی ها را از خليج فارس كوتاه كرد. از سال 1148 هجری قمری نادر شاه بوشهر را كه آن زمان دهكده ای بيش نبود مورد توجه قرار داد و مشغول آماده كردن بوشهر به عنوان يك بندر و اسكله كشتی سازی با استفاده از چوب جنگل مازندران شد. هم چنين برای تامين ارتباط جزاير و سواحل خليج فارس در صدد تاسيس نيروی دريايی برآمد. در سال 1149 هجری قمری لطيف خان را به ايالت دشتستان و ناخدايی كل سواحل خليج فارس انتخاب و اعزام كرد. اين شخص برای تهيه ناوگانی در خليج فارس، بوشهر را مركز دريايی خود قرار داد. در اواخر سلطنت نادرشاه ايران 23 تا 25 فروند كشتی جنگی در خليج فارس داشت. بدين ترتيب از زمان نادر شاه بوشهر روی به پيشرفت نهاد و حتی مدتی بندر عباس را نيز تحت الشعاع خود قرار داد.

پس از قتل نادرشاه در اثر هرج و مرجی كه در ايران پديد آمد، كشتی های جنگی توسط حكم رانان و شيوخ اطراف خليج فارس ضبط شد. هم چنين بندر بوشهر و بندرعباس نيز اهميت سابق خود را از دست دادند. تجار هلندی كه در سال 1623 ميلادی روابط تجاری خود را با ايران شروع كرده بودند, پس از قتل نادر شاه ايران را ترك كردند و بصره را مركز تجارت خود قرار دادند.

اما پس از مدتی در اثر دسيسه رقبای انگليسی و به منظور نزديكی بيش تر با دهانه خليج فارس، تاسيسات تجاری خود را به خارك منتقل كردند و در عين حال از پرداخت اجاره بهای خارك به ميرمهنا حاکم بندر ريگ و جزيره خارک خودداری نمودند. مير مهنا در سال 1756 به تاسيسات هلندی ها حمله برد، دژ آن ها را تسخير كرد، و آن ها را از جزيره بيرون راند. اما به سبب اين كه در دفعات متعدد بنای سركشی و تمرد از دستورات كريم خان زند را گذاشت و آرامش خليج فارس را برهم زد، کريم خان او را شكست داد و جزيره خارك و بندر ريگ را تصرف كرد. درهمين زمان نفوذ انگليسی ها در سواحل و جزاير خليج فارس و به خصوص سرزمين بوشهر رو به گسترش نهاده موفق شدند اجازه تاسيس تجارت خانه ای را در بوشهر با امتيازات فوق العاده به دست آورند. سلسله قاجاريه كه پس از زنديه روی كار آمد چندان نفوذی در خليج فارس نداشت. در زمان ناصرالدين شاه ارتش ايران هرات را اشغال كرد و به دنبال آن حالت جنگی بين ايران و انگليس به وجود آمد. به دنبال اين مسأله ناوگان انگليس در خليج فارس مركب از هشت كشتی جنگی و تعدادی ناوگان بخاری و بادی به ايران حمله كردند و جزيره خارك را متصرف شدند.

پنج روز پس از آن قوای انگليسی در حوالی بوشهر در خاك ايران پياده شدند و شروع به پيش روی به سوی برازجان كردند. قوای ايران برازجان را تخليه و عقب نشينی كرده بود. بنابراين قوای انگليس انبار اسلحه و مهمات برازجان را منفجر كرد و سپس به بوشهر بازگشت. سرانجام در نبردی كه در نهم ژانويه 1857 ميلادی در خوشاب بين ايران و انگليس رخ داد، انگليسی ها موفق شدند سپاه ايران را شكست دهند. پيش از جنگ اول جهانی بار ديگر دولت انگليس منطقه بوشهر را مورد تجاوز قرار داد و در سال 1913 ميلادی جنگ سختی بين نيروی انگليس و دليران دلواری در گرفت. درجريان اين جنگ رييس علی دلواری و مردم تنگستان و دشتستان نقش برجسته ای ايفا كردند. رييس علی در سال 1327 هـ . ق با كمك تفنگ چی های تنگستانی، بوشهر را از عناصر مستبد وابسته به دربار محمد علی شاه پاك كرد و اداره گمرگ و انتظامات و ديگر ادارات را تسخير كرد. اين كار دليران تنگستان بر انگليسی ها كه اداره گمرك را در اجاره داشتند، گران آمد و آنان برای تضعيف مشروطه خواهان و استمرار سلطه بر حيات اقتصادی و سياسی جنوب ايران به جنگ با دليران تنگستانی پرداختند و در اين راه از ديگر خوانين جنوب ايران ياری جستند. جنگ بين رييس علی و دليران تنگستان از يك طرف و انگليسی ها و خوانين متحد آنان از سوی ديگر به طور متوالی و پراكنده تا شوال 1333 هـ . ق ادامه يافت و انگليسی ها نتوانستند بر رييس علی و يارانش تفوق يابند. تا اين كه در گير و دار حمله انگليسی ها به بوشهر در شب 23 شوال 1333 هـ . ق ( سوم سپتامبر 1915 م ) هنگامی كه رييس علی در محلی به نام «تنگك صفر» قصد شبيخون به قوای انگليسی ها را داشت، از پشت مورد هدف گلوله يكی از هم راهان خاين قرار گرفت و در دم به شهادت رسيد. بوشهر در زمان جنگ تحميلي عراق به ايران نيز ايفاگر نقش هاي اقتصادي و استراتژيكي مهمي بود و هم اكنو ن از نظر استراتژيكي, اقتصادي و گردشگري براي ايران داراي اهميت بسياري است. استان بوشهر در سال 1352 به استاني مستقل تبديل شد كه با دربرگرفتن شهرستان ها, شهرها و روستاهاي متعدد از جمله مناطق مهم جنوب ايران است.   

مشخصات جغرافيايي - استان بوشهر:  

استان بوشهر در جنوب ايران واقع شده و بين 27 درجه و 14 دقيقه پهناي شمالی و 50 درجه و 6 دقيقه تا 52 درجه و 58 دقيقه درازاي خاوري از نيم روز گرينويچ قرار گرفته است. اين استان از شمال به استان های خوزستان و كهگيلويه و بوير احمد، ‌از جنوب به خليج فارس و قسمتی از استان هرمزگان، از خاور به استان فارس و از باختر به خليج فارس محدود است. استان بوشهر با خليج فارس بيش از 600 كيلومتر مرز آبی دارد و از اهميت سوق الجيشی, اقتصادی و گردشگري قابل توجهی برخوردار است. به طور كلی آب و هوای بوشهر در نواحی ساحلی گرم و مرطوب و در قسمت های داخلی گرم و خشك صحرايی است. در استان بوشهر دو فصل محسوس وجود دارد: زمستان نسبتا خنك، شامل ماه های آذر، دی، بهمن، ‌اسفند و تابستان گرم و خشك و طولانی. پاييز و بهار اين استان نيز بسيار زودگذر است. شهرستان های استان بوشهر عبارتند از: بندر بوشهر, بندر ديلم, بندر گناوه, تنگستان(اهرم), دشتستان(برازجان), دشتی (خورموج), بندردير, بندر كنگان. اين منطقه به واسطه كمی ارتفاع از دريا- شهر بوشهر از سطح دريای آزاد تنها پنج متر بالاتر است - و نزديكی به خط استوا و دريای گرم، سرزمين گرم و مرطوبی است. بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسكن در سال 1375، جمعيت استان بوشهر 727373 نفر بوده است. دسترسي به استان بوشهر از سه طريق هوايي, زميني و دريايي امكان پذير است. مسيرهاي زميني دسترسي به اين راه ها عبارتند از:

راه ‌آسفالته بوشهر – برازجان به سمت شمال خاوري به درازاي 70 كيلومتر

راه آسفالته اصلی بوشهر – برازجان – گناوه به سمت شمال باختري به درازاي 158 كيلومتر

راه آسفالته اصلی گناوه – بندر ماه شهر به درازاي 201 كيلومتر

راه آسفالته اصلی بندر ماه شهر – اهواز به درازاي 153 كيلومتر

راه‌ آسفالته اصلی بوشهر – برازجان – گناوه – بندر ماه شهر – اهواز به درازاي 512 كيلومتر

راه آسفالته اصلی بوشهر – كازرون به سمت شمال خاوري به درازاي 162 كيلومتر

راه ارتباطی بين بوشهر – بندر گناوه 72 كيلومتر

راه اصلی گناوه – بندر ديلم به سمت شمال باختري به درازاي 67 كيلومتر

راه خورموج تا شهر اهرم به سمت شمال باختري به درازاي 30 كيلومتر و از همين راه به درازاي 52 كيلومتر تا بندر بوشهر ادامه دارد. در ميان شهرهاي استان؛ شهر بوشهر(مرکز استان) دارای فرودگاهی بين المللی است و پروازهاي گوناگوني در آن انجام مي شود. هم چنين از طريق لنج ها و كشتي ها از راه دريا نيز امكان دسترسي به اين منطقه وجود دارد. 

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان بوشهر 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

بوشهر

ديلم

بوشهر- بندر ريگ- گناوه- ديلم

امامزاده سليمان بن علي- مركز خريد ديلم- روستاي حصار- نخلستانهاي آب پخش- زيارتگاه بي مره

2

بوشهر

عسلويه

بوشهر- دلوار- دير- بندر طاهري- عسلويه

كلات بوجير- منطقه نمونه گردشگري دلوار- تل بردي- قلعه بردستان- منزل و موزه شهيد رئيسعلي دلواري- خور دلوار- شهر قديمي سيراف- روستاي هاله- منطقه ناي بند

3

بوشهر

عسلويه

بوشهر- خورموج- اهرم- بردخون دير- بندر طاهري- عسلويه

نخلستانهاي اهرم- قلعه زايرخضرخان- قلعه محمدخان دشتي- كوه نمك جاشك-چشمه هاي آبگرم اهرم- روستاي هاله- عمارت شيرينه و منطقه توريستي نبگه

4

بوشهر

دشتستان

بوشهر- دشتستان

كاروانسراي مشير- كاخهاي هخامنشي- آبشار زيراه - چهل خانه- منطقه طبيعي زيراه

5

بوشهر

پشت پر

بوشهر- پشت پر

آبشار رودفارياب- كوشك اردشير- گور دختر

 

استان ایلام

مجاورت : این استان از شمال با استان کرمانشاه  از جنوب با استان خوزستان  از شرق با  استان لرستان   و از غرب با کشور عراق  همسایه است.

آب و هوا: آب و هوای این استان درمناطق میانی  دارای آب و هوای معتدل، در مناطق کوهستانی شمال و شمال شرقی دارای آب و هوای سردسیر با زمستانی طولانی، و درمناطق جلگه ای غرب و جنوب غربی دارای آب و هوای گرمسیری است.

وسعــــت: مساحت این استان  ۱۹۶۸۰ کیلومتر مربع  است.

جمعـیــت:  بر اساس سرشماری آمار و نفوس سال ۱۳۸۵ خورشیدی  ۷۸۷/۵۴۵ نفر است.

تقسیمات: بر اساس تقسیمات کشوری این استان ۷ شهرستان، و ۱۷ شهردارد.

شهرستانها: آبدانان - ایلام/مرکز استان - ایوان - دره شهر - دهلران - شیروان و چرداول - مهران - گالری تصاویر

موقعيت جغرافيايي – استان ايلام:

استان ايلام با ۱۹۶۸۰ كيلومتر مربع‌ مساحت‌ در غرب‌ كشور واقع‌ شده‌ است‌. بر اساس‌ آخرين ‌تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ در سال‌ ۱۳۸۵ خورشیدی،  شهرستان‌هاي‌ استان‌ ايلام‌ عبارتند از: آبدانان ، ايلام ، ايوان ، دره شهر، دهلران ، شيروان ، چرداول و مهران. شهر ايلام‌ مركز استان‌ ايلام‌ است‌. اين‌ استان‌ از جنوب‌ با استان خوزستان ازشرق‌ با استان لرستان و از شمال‌ با استان کرمانشاه و از سمت‌ غرب‌ با ۴۲۵ كيلومتر مرز مشترك‌ با كشور عراق‌ همجوار است‌. اين‌ استان‌ در سال‌ ۱۳۸۵ خورشیدی، حدود ۵۴۵۷۸۷ نفر جمعيّت‌ داشت‌ كه‌ از اين‌ تعداد ۳۳۱۲۳۱ نفر درنقاط‌ شهري‌ و ۲۱۴۵۵۶ نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند.

ناهمواري‌هاي‌ استان‌ ايلام‌ ، از چين‌خوردگي‌هاي‌ موازي‌ در جهت‌ شمال‌ غربي‌ و جنوب‌ شرقي‌ به‌ وجودآمده‌اند. كوههاي‌ استان‌ ايلام‌ عمدتاً به‌ دوران‌ دوم‌ و سوم‌ زمين‌ شناسي‌ مربوط‌ است‌. نواحي‌ شمالي‌ و شمال‌ شرقي‌ استان ايلام كوهستاني‌ و نواحي‌ غرب‌ و جنوب‌ غربي‌ آن‌ از اراضي‌ پست‌ و كم‌ ارتفاع‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. کبير کوه‌ و دينار کوه مهم‌ترين‌ ارتفاعات‌ استان‌ مي‌باشد.

در نواحي‌ كوهستاني‌ شمال‌ و شمال‌ شرقي‌ استان‌ و بين‌ رشته‌ كوهها ، دشت‌هاي‌ كم‌ وسعتي‌ مانند: هليلان ‌، شيروان ، ايلام و غيره‌ قرار دارند و در قسمت‌هاي‌ جنوب‌ غربي‌ و غرب‌ استان‌ نيز دشتهاي‌ وسيع‌ و گرمسيري دهلران ، دشت‌ عباس‌ واقع‌ شده‌اند كه‌ در شرق‌ به‌ جلگه خوزستان متصل‌ مي‌شوند.

آب و هوا – استان ايلام:

استان ايلام از نظر شرايط‌ اقليمي‌ جزو مناطق‌ گرمسيري‌ كشور محسوب‌ مي‌شود ، ولي‌ به‌ علّت‌ وجود ارتفاعات‌ كبيركوه‌ و ديناركوه‌ ، اختلاف‌ درجه‌ حرارت‌ و بارندگي‌ در بخش‌هاي‌ شمالي‌ ، جنوبي‌ و غربي‌ آن‌ زياد است‌. به‌ طوري‌ كه‌ مناطق‌ سه‌ گانه‌ سردسيري ‌، گرمسيري‌ و معتدل‌ در اين‌ استان‌ شكل‌ گرفته‌ است‌: مناطق‌ كوهستاني‌ شمال‌ و شمال‌ شرقي‌ استان‌ نسبتاً سردسير با زمستان‌هاي‌ طولاني‌ است ‌، مناطق‌ جلگه‌اي‌ غرب‌ وجنوب‌ غربي‌ استان‌ گرمسير است‌ و مناطق‌ مياني‌ آن‌ آب‌ و هواي‌ معتدل‌ دارد.

براساس‌ گزارش‌ ايستگاه‌  سينوپتيك‌ ايلام‌ در سال‌ ۱۳۸۵ خورشیدی، در شهر ايلام‌ حداكثر مطلق‌ حرارت‌ در ماه‌ مرداد ۳۸ درجه‌ سانتي‌گراد و حداقل‌ آن‌ در بهمن‌ ماه‌ ۴/۰ درجه‌ سانتيگراد گزارش‌ شده‌ است‌. ميزان‌ بارندگي‌ سالانه‌ آن‌ نيز ۴/۵۷۸ ميليمتر و تعداد روزهاي‌ يخبندان‌ آن‌ در فصل‌ زمستان‌ ۲۷ روز ثبت‌ شده‌ است‌.

تاريخ و فرهنگ – استان ايلام:

مطالعات‌ و كشفيات‌ محدود باستان‌شناسي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ قوم‌ (گوتي‌) در حدود ۴۰۰۰ سال ‌پيش‌ از ميلاد در اين‌ نواحي‌ بسر مي‌برده‌ است‌. قوم‌ (كاسي‌) يا (كاسيت‌) بعد از گوتي‌ها احتمالاً از نواحي‌ قفقاز به ‌اين‌ نواحي‌ مهاجرت‌ كرده‌اند. قوم‌ كاسي‌ يكبار به‌ قصد تصرف‌ بابل‌ به‌ بين‌النهرين‌ هجوم‌ برده‌ و شكست‌ خورده ‌است‌. سپس‌ در حمله‌ ديگري‌ به‌ حكومت‌ بابل‌ پايان‌ داده‌ و نزديك‌ به‌ ۶ قرن‌ حكومت‌ كرده‌ است‌. كشف‌ آثاربرنزي‌ در لرستان ‌، ايلام‌ و طالش‌ تمدن‌ باستاني‌ اين‌ قوم‌ را به‌ هم‌ مرتبط‌ ساخته‌ است.‌ الهه‌ مورد پرستش‌ (كاسي‌ها) رب‌النوع‌ آفتاب‌ به‌ نام‌ (سورياش‌) بوده‌ كه‌ از ارباب‌ انواع‌ آريايي‌ نيز به‌ شمار مي‌رود. سرزميني‌ كه‌ اكنون‌ ايلام‌ نام‌ دارد ، بنا به‌ اسناد تاريخي‌ فراوان‌ بخشي‌ از كشور عيلام‌ باستان‌ بوده‌ است‌.

در كتيبه‌هاي‌ بابلي‌ ، ايلام‌ را (آلامتو) يا (آلام‌) خوانده‌اند كه‌ به‌ قولي‌ به‌ معناي‌ كوهستان‌ يا كشور طلوع‌ خورشيد است‌. مدّتي‌ پس‌ از سقوط‌ ايلام ‌، حوزه‌ فرمانروايي‌ آن‌ به‌ دو منطقه‌ تحت‌ نفوذ پارس‌ها در شرق‌ و مادها در غرب‌ تقسيم‌ شد. اقوام‌ ساكن‌ زاگرس‌ در دوره‌ هخامنشي‌ جزئي‌ از امپراطوري‌ هخامنشي‌ بوده‌ است‌. وجود آثارباستاني‌ فراواني‌ از دوره‌ ساساني‌ در استان‌هاي‌ ايلام‌ و لرستان ‌، نشان‌ مي‌دهد كه‌ اين‌ منطقه‌ در آن‌ زمان‌ اهميّت‌ ويژه‌اي‌ داشته‌ است‌. در اواخر قرن‌ چهارم‌ هجري‌ قمري ‌، حسنويه‌ كرد بر ايلام‌ و لرستان‌ فعلي‌ حكومت‌ مي‌كرده ‌است‌ و تا اوايل‌ قرن‌ ششم‌ هجري‌ قمري ‌، حكومت‌ اين‌ خاندان‌ ادامه‌ داشته‌ است‌. در فاصله‌ سال‌هاي‌ ۵۷۰ تا ۱۰۰۶ هجري قمري، اتابكان‌ لُر بر پشتكوه‌ و لرستان حكومت‌ كرده‌اند ، اين‌ خاندان‌ بعدها مقر حكومت‌ خود را به‌ پشتكوه‌ (ايلام‌ كنوني‌) منتقل‌ كردند. آخرين‌ والي‌ پشتكوه‌ پس‌ از كودتاي‌ ۱۲۹۹ خورشیدی‌ به‌ نحوي‌ مسالمت‌آميز، منطقه‌ تحت‌ حكومت‌ خود را رها كرده‌ و در كشور عراق‌ اقامت‌ گزيد.

از سال‌ ۱۳۰۹ خورشیدی در تقسيمات‌ كشوري‌ ، ايلام‌ جزء استان‌ پنجم‌ يعني کرمانشاه گرديد. سپس‌ به‌ علّت‌ موقعيت‌ مهّم‌ سياسي‌ - مرزي‌ و محروميت‌هاي‌ فراوان‌ به‌ فرمانداري‌ كل‌ تبديل‌ شد و اكنون‌ يكي‌ از استان‌هاي‌ مهّم‌ كشورمحسوب‌ مي‌شود. استان‌ ايلام‌ از جمله‌ مناطق‌ عشاير نشين‌ سرزمين‌ ايران‌ است‌ كه‌ در دهه‌هاي‌ اخير، مناسبات‌ سنتي‌ مبني‌ بر كوچ‌ در بسياري‌ از نواحي‌ آن‌ در حال‌ منسوخ‌ شدن‌ است‌. ولي‌ در نظام‌ فرهنگي‌ ، اعتقادات‌ ، ارتباطات‌ اجتماعي ‌، سنت‌ها ، آداب‌ و ديگر رفتارهاي‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ مردم‌ اين‌ خطه ‌، آثار اين‌ نوع‌ شيوه ‌معيشت‌ و زندگي‌ اجتماعي‌ هنوز مشاهده‌ مي‌شود. 

صنايع‌ دستي‌ و سوغات – استان ايلام:

استان‌ ايلام‌ منطقه‌اي‌ عشاير نشين‌ است‌ و صنايع‌ دستي‌ آن‌ بويژه‌ گليم‌ گل‌ بر جسته‌ شهرت‌ ملي‌ دارد. از مهّم‌ترين‌ صنايع‌ دستي‌ استان‌ مي‌توان‌ به‌ اين‌ موارد اشاره‌ كرد: فرش‌ كرك ‌، ابريشم ‌، گليم‌ گل‌برجسته‌ ، جاجيم ‌، نمد ، فرنجي‌ ، قتره‌ ، صنايع‌ چوبي‌ و... استان‌ ايلام‌ همانند ساير مناطق‌ ايراني‌ سوغاتي‌هاي‌ محلي‌ خاص‌ دارد كه‌ اهم‌ آن‌ها عبارتند از: سقز محلي‌(صمغ‌ درخت‌ بنه‌) ، شيرين‌ بژي‌ برساق‌ ، شيرين‌ عسگري‌ ، شيريني‌ كُله‌ كُنجي ‌، روغن ‌حيواني‌ معروف‌ به‌ كرمانشاهي‌. 

موسيقي و رقص‌ بومي‌ - استان ايلام:

در موسيقي‌ ايلام‌ از سازهاي‌ دوزله‌ ، جفتان ‌، سرنا ، شيپور، ضرب‌ ، دهل ‌، شمشال ‌، ني‌ و كمانچه‌ استفاده‌ مي‌شود و اين‌ سازها در آيين‌هايي‌ مانند: عروسي‌ ، جنگ‌ و عزا كاربرد دارند. (دوزله‌ و جفتان) برخلاف‌ همه‌ سازهاي‌ ايراني‌ كه‌ تك‌ صدا هستند ، دو صدايي‌ است‌ و قابليت‌ همراهي‌ با سازهاي‌ چند صدايي‌ رادارد. (چوبي‌) موسيقي‌ رقص‌ ايلام‌ است‌ و به‌ صورت‌ انفرادي‌ و يا دسته‌ جمعي‌ اجرا مي‌شود. اين‌ موسيقي‌ درگذشته‌ افزون‌ بر كاربرد هنري‌ و موسيقيايي‌ به‌ عنوان‌ آمادگي‌ رزمي‌ و بدني‌ نيز كارآيي‌ داشته‌ است‌. (فتا پاشا ، لرزانه ، سوارسوار، صي سماع ، قلاوي ، سه حارو گريانه) از جمله نواها و ريتم هاي اين نوع رقص است که در مناطق کرد و لر نشين کشور رايج است. (هوره‌) نيز موسيقي‌ آوازي‌ مردمان‌ غرب‌ كشور و به‌ ويژه‌ مردم‌ ايلام‌است.‌ هوره‌ كه‌ از آوازها و نيايش‌هاي‌ اساطيري‌ ايران‌ است ‌، از هزاره‌هاي‌ قبل‌ از ميلاد مسيح‌ تا به‌ امروز رواج‌ دارد.

موسيقي‌ آيين‌هاي‌ سوگواري‌ نوع‌ ديگري‌ از موسيقي‌ در استان‌ ايلام‌ است‌ كه‌ در آيين‌ چمري‌ با سرنا و دهل ‌اجرا مي‌شود و در اين‌ مراسم‌ مردم‌ ايل‌ها و روستاها در محلي‌ بنام‌ (چمرجا) جمع‌ مي‌شوند و همراه‌ با نواي‌ ساز و دهل‌ و آواز همسرايان‌ نوعي‌ رقص‌ را ارائه‌ مي‌دهند. اين نوع موسيقي (نمايش‌ تعزيه‌) ‌ در ايام‌ عاشورا نيز كاربرد فراوان ‌دارد. 

مکان های دیدنی و تاریخی – استان ايلام:   

سرزمين ايلام با كوهستان هاي سلسله وار و دشت هاي پهناور؛ زيستگاه انواع گونه هاي گياهي و جانوري است كه چشم اندازهاي زيباي طبيعي را در اين منطقه به وجود آورده اند. اين منطقه كه بر دامنه كوه هاي خود چشم انداز سبزي از جنگل هاي بلوط را دارد؛ در بر گيرنده رودخانه ها و آبشارهاي زيادي است كه هر يك جاذبه هاي خاص و مناظر روح پروري را به نمايش مي گذارند. ايلام كه از بكر ترين مناطق سرزمين ايران است ؛ از قابليت هاي برجسته و با ارزشي در زمينه گردشگري طبيعي برخوردار است.

پيشينه تاريخي و باستاني اين خطه از ايران سبب شده جاذبه هاي باارزشي در اين منطقه وجود داشته باشد كه نام آن ها يادآور اساتير افسانه اي ايران باستان است. جاذبه هاي اجتماعي و فرهنگي استان ايلام از ديگر زيبايي هاي منطقه هستند كه بر جاذبه هاي گردشگري استان مي افزايد. فصل بهار كه زمان رويش گل هاي زيبا و وحشي در اين خطه است و فصل تابستان با رودخانه هاي خروشان و آبشارهاي زيبا مناسب ترين زمان سفر به استان ايلام است.  

صنايع و معادن  – استان ايلام:

بخش صنعت سهم ناچيزی از اشتغال را نسبت به بخش خدمات و كشاورزی به خود اختصاص داده است. صنعت استان ايلام بيش تر در صنايع خانگی و كارگاهی خلاصه می شود. زماني منابع معدنی استان منحصر به منابع رسوبی بوده ولي هم اكنون منابع نفت و گاز نيز در اين منطقه شناسايي شده است.

استان ايلام منطقه ای عشاير نشين است و به همين دليل از صنايع دستي پر رونقي نيز برخوردار است. مهم ترين صنايع دستي استان عبارتند از: فرش كرك، ابريشم، گليم گل برجسته، جاجيم، نمد، فرنجی، قتره و صنايع چوبی. از ديگر صنايع دستی ايلام می توان به سياه چادر، رسن، گيوه كه با توجه به فراوانی مواد اوليه مانند پشم و موی بز توليد آن ها از گذشته هاي دوررايج بوده, اشاره نمود. استان ايلام همانند ساير مناطق ايرانی دارای سوغاتی های محلی خاص خود است كه مهم ترين آن ها عبارتند از: سقز محلی (صمغ درخت بنه)، شيرينی بژی بر ساق، ‌شيرينی گمگه، حلوای كله كنجی، روغن حيوانی معروف به روغن كرمانشاهي.   

کشاورزی و دام داری – استان ايلام:  

كشاورزی در بيش تر نقاط استان به صورت سنتی انجام شده و مراحل مختلف آن از كاشت، داشت و برداشت با استفاده از اصول و روش های ابتدايی و سنتی صورت می گيرد. مهم ترين محصول كشاورزی استان، گندم است. در اين استان امكانات بالقوه فراوانی برای توسعه و گسترش دام داری و دام پروری وجود دارد و هم اكنون نيز بخش مهمی از درآمد و حتی اشتغال مردم استان ايلام در بخش كشاورزی متمركز شده است. آب و هوای متنوع، وجود كوهستان ها، جنگل ها و مراتع نسبتا سرسبز و انواع گل و گياه در بهار و تابستان و وجود مناطق گرمسيری و سردسيری در كنار هم بهترين شرايط را برای پرورش زنبور عسل فراهم آورده است.    

وجه تسميه و پيشينه تاريخي – استان ايلام:  

سرزمينی كه اكنون استان ايلام نام دارد، بنا به اسناد تاريخی فراوان، بخشی از كشور عيلام باستان بوده است. اين كشور در حدود ۳۰۰۰ سال پيش از ميلاد به وجود آمده و تا سال ۶۴۰ پيش از ميلاد به حيات اجتماعی خود ادامه داده است. در اين سال، به فرمان آشور بانی پال به خاك و خون كشيده شده و منقرض شده است. از شهرهای اين كشور، به اسامی ‹‹شوش›› پايتخت اصلی، ‹‹ماداكتو›› پايتخت تابستانی، اهواز، خايدالو، ماساباتيك و كابيانه اشاره شده است.

در كتيبه های بابلی، عيلام را ‹‹آلامتو›› يا ‹‹آلام›› خوانده اند كه به قولی به معنای كوهستان يا ‹‹كشور طلوع خورشيد›› است. مدتی پس از سقوط عيلام، ‌حوزه فرمان روايی آنان به دو منطقه تحت نفوذ پارس ها در خاور و مادها در باختر تقسيم شد. هر چند مناطق مسكونی زاگرس در دوره هخامنشی جزيي از امپراطوری هخامنشی به شمار می آمده، اما درظاهرارتش هخامنشی برای عبور از زاگرس ناچار به پرداخت باج به كوه نشينان مقتدر آن بوده است.

بنا به نوشته مورخان يونانی، در زمان سلوكيه، ساكنين زاگرس بيش تر اوقات با اقوام مهاجم و بيگانه در نبرد بوده اند. وجود آثار باستانی فراوانی از دوره ساسانی در استان های ايلام و لرستان، نشان می دهد كه اين منطقه در آن زمان بسيار آباد و با اهميت بوده است. اسامی شهرهايی مانند ‹‹ماسبندان››، ‹‹مهرگان كدك››، ‹‹دارشهر››، ‹‹سيمره››، ‹‹اريوخ›› و ‹‹شيروان›› اين نظر را تاييد می كند. محل دقيق برخی از اين شهرها هنوز روشن نشده است. در اواخر دوره ساسانی، خاندان فيروزان بر اين سرزمين و خوزستان حكومت داشته اند كه آخرين آن ها پس از شكست در جنگ جولا به دارالخلافه اعزام شده است. بعد از تسخير ايران به وسيله عرب های مسلمان، احتمال دارد كه اين ناحيه جزيي از ايالت كوفه شده و اسامی شهرهای ماسبندان، مهرگان و سيمره معرب شده باشند.

در اواخر قرن چهارم هجری قمری، حسنويه كرد بر لرستان و ايلام فعلی حكومت می كرده است و تا اوايل قرن ششم هجری قمری حكومت اين خاندان ادامه داشته است. از سال ۵۷۰ تا ۱۰۰۶ هجری قمری، اتابكان لر بر لرستان و پشتكوه حكومت كرده اند. آخرين اتابك لر به نام شاهوردي خان را شاه عباس صفوی به قتل رسانده و حسين خان سيلورزی جد واليان ابوقداره را به حكومت لرستان و پشتكوه منصوب كرده است. اين خاندان پس از مدتی، مقر حكومت خود را به پشتكوه (ايلام كنونی) منتقل كرده اند و غلام رضا خان والی ابوقداره، آخرين والی پشتكوه پس از كودتای ۱۲۹۹ شمسی به نحوی نسبتا مسالمت آميز، منطقه تحت حكومت خود را رها كرده و به كشور عراق رفته است.

از سال ۱۳۰۹ خورشیدی در تقسيمات كشوری، ايلام جزو استان پنجم يعنی كرمانشاه شد. سپس به علت موقعيت مهم سياسی و مرزی و محروميت های فراوان به فرمان داری كل تبديل شد و اكنون يكی از استان های مهم كشورمحسوب می شود.  

سرآبله‌ - ايلام‌: روستاي‌ سرآبله‌ در ۱۸ كيلومتري‌ شمال‌ شرق ايلام و ميان‌ كوه‌هاي‌ پيران‌ و خورهه‌ واقع‌ شده‌است‌. رودخانه‌ چرداول‌ از کبير کوه سرچشمه‌ مي‌گيرد و پس‌ از عبور از روستا به‌ رود سيمره‌ مي‌ريزد. آب‌ و هواي‌روستا معتدل‌ و نيمه‌ مرطوب‌ است‌. (طاق‌ بستان‌) مهّم‌ترين‌ اثر تاريخي‌ روستا به‌ دوره‌ هخامنشيان‌ مربوط‌ است‌.

سرتنگ‌ سفلي‌ - ايلام‌: روستاي‌ سرتنگ‌ سفلي‌ از توابع‌ شهرستان‌ ايلام‌ در يك‌ منطقه‌ تپه‌اي‌ واقع‌ شده‌ است‌ ورودخانه‌ (گنگير) از جنوب‌ آن‌ مي‌گذرد. كوه‌هاي‌ (پايه‌) (گاومهر) كوه‌ بانكول‌ و تنگ‌ (شميران‌) در پيرامون‌ روستاقرار دارند. آب‌ و هواي‌ روستا معتدل‌ و خشك‌ است‌. يك‌ آتشكده‌ دوره‌ ساساني‌ و يك‌ مسجد قديمي‌ ازجاذبه‌هاي‌ تاريخي‌ و مذهبي‌ اين‌ روستاست. 

مساجد قديمي -‌ استان ايلام: مردم‌  استان ايلام فعلي‌ در سده‌هاي‌ اخير داراي‌ مناسبات‌ اجتماعي‌ مبتني‌ بر كوچ‌ بوده‌اند و همين‌ دليل‌ نيزبه‌ ندرت‌ شهري‌ به‌ مفهوم‌ واقعي‌ قديمي‌ و تاريخي‌ به‌ وجود آمده‌ است‌. لذا اكثر مساجد جامع‌ استان‌ در قرن‌ اخيراحداث‌ شده‌اند. شايد بتوان‌ مسجد والي ايلام را قديمي‌ترين‌ مسجد استان‌ محسوب‌ كرد كه‌ قدمت‌ آن‌ به‌ ۹۰ سال‌ پيش‌ مي‌رسد و به‌ وسيله‌ والي‌ پشتكوه‌ بنا شده‌ و به‌ همين‌ نام‌ نيز معروف‌ است‌. از جمله‌ مساجد مهّم‌ استان‌ كه‌ برخي‌ از آن‌ها در سال‌هاي‌ اخير بازسازي‌ شده‌اند، مي‌توان‌ به‌ موارد زير اشاره‌ كرد: مسجد جامع‌ ايلام‌ جنب‌ پارك‌ کودک ايلام ، مسجد جامع‌ مهران‌ در بلوار جانبازان‌ ، مسجد قمربني‌ هاشم‌ مهران‌ دربلوار امام‌زاده‌ سيد حسن ‌، مسجد صاحب‌ الزمان‌ (زيارتگاه‌) ايلام ‌، مسجد جامع‌ صالح‌ آباد در روبروي‌ بخشداري ‌، مسجد جامع‌ ايوان‌ و مسجد جامع‌ دهلران‌.

قلعه‌ها و دژها – استان ايلام: قلاع‌ استان‌ عبارتند از: قلعه‌ اميرآباد روستاي‌ اميرآباد در كنار راه مهران - صالح‌آباد ، قلعه‌ زمستاني‌ والي‌ در ۱۷ كيلومتري‌ شهر مهران‌ ، قلعه‌ تاريخي‌ روستاي‌ هزاراني آبدانان مربوط‌ به‌ دوره‌ ساساني ‌، قلعه ‌تاريخي‌ پاقلفه‌ و كره‌ چكا در صالح‌آباد ، قلعه‌ ساساني‌ انجير در زرين‌ آباد ، آثار قلاع‌ تاريخي‌ دوره‌ ساساني‌ درروستاي‌ كلم‌ دره شهر، آثار تاريخي‌ پشت‌ قلعه‌ در شهرستان‌ آبدانان ‌، ديوار قلعه‌ تاريخي‌ گمول‌ در روستاي‌ باريكه ‌، قلعه‌ ساساني‌ در ميمه‌ زرين‌ آباد ، قلعه‌ اسماعيل‌ خان‌ در ارتفاعات‌ سيوان‌ كوه‌ مشرف‌ به‌ شهر ايلام ‌، آثار ساختماني‌از دوره‌ پيش‌ از تاريخ‌ دركان‌ گنبد صالح‌ آباد و ديواري‌ با سنگهاي‌ حجاري‌ شده‌ مربوط‌ به‌ دوره‌ پارت‌ و ساساني‌ در ميمه‌ زرين‌ آباد.

شهرها و تپه‌هاي‌ باستاني – استان ايلام‌: شهرها و تپه‌هاي‌ باستاني‌ استان‌ عبارتند از: شهر تاريخي‌ ماسبندان‌ درروستاي‌ سراب کلان شيروان‌ ، شهر باستاني‌ مهر جانقدق‌ در دره شهر، تپه‌ علي‌ كش‌ در نزديكي‌ شهر موسيان‌ ازشهرستان‌ دهلران ‌، تپه‌ سرگچله‌ در ۸ كيلومتري‌ شمال‌ شرق‌ دره‌شهر، تپه‌ كلك‌ موسيوند در دشت‌ آبادسيكان ‌، تپه‌ قلعه‌ زينل‌ در چم‌ كلان‌ ، تپه‌ قلعه‌ گُل‌ در نزديكي‌ دره‌شهر، تپه‌ ثبت‌ شده‌ دِشكله‌ در جنوب‌ روستاي‌ جهادآباد ، تپه‌ قلعه‌سِكه‌ سون‌ در جنوب‌ غربي‌ دره‌شهر، تپه‌ پاميل‌ در منتهي‌ اليه‌ حريم‌ شرقي‌ دره‌شهر، تپه‌ چغاسبز در خالصه‌ ، تپه‌فرهاد و تپه‌ سيكان‌ ، تپه‌هاي‌ تاريخي‌ دهلران‌ ، تپه‌ موسيان‌ در ۹ كيلومتري‌ جنوب‌ شرقي‌ دهلران ، تپه‌ محمد جعفر دركنار تپه‌ موسيان ‌، تپه‌ مرادآباد در مجاورت‌ تپه‌ موسيان‌ ، تپه‌ علي‌آباد در نزديكي‌ رود ميمه‌.

آتشكده‌ها – استان ايلام: آتشكده‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: آتشكده‌ سيكان‌ (چهار طاقي‌) در روستاي‌ سيكان ‌، آتشكده‌مهدي‌ آباد (چهار طاقي‌) در روستاي‌ مهدي‌ آباد دره شهر، آتشكده‌ سه‌ پا در زرنه‌ ايوان ، آتشكده‌ و معبد تاريخي‌ ميمه ‌زرين‌ آباد و آتشكده‌ دو طبقه‌ در منطقه‌ چرداول‌ كه‌ جملگي‌ از آثار دوران‌ ساساني‌ مي‌باشند.

كتيبه‌ها و سنگ نوشته‌ها – استان ايلام:  سنگ‌ نوشته‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: سنگ‌ نوشته‌ تنگ‌ قوچعلي‌ در مسير تونل‌ آزادي ‌ايلام‌ و سنگ‌ نوشته‌ شهر ميمه‌ (زرين‌ آباد) در محل‌ ميدان‌ اصلي‌ شهر ميمه‌.

بقعه‌ها و امامزاده‌ها – استان ايلام: امام‌زاده‌هاي‌ استان‌ عبارتند از:  امام‌زاده‌ سيد اكبر در ۱۰ کيلومتري دهلران ‌، امام‌زاده‌ سيد حسن‌ در ۳ كيلومتري‌ جاده‌  مهران - دهلران‌ ، زيارتگاه‌ سيد ابراهيم‌ قتال‌ در جاده‌ مرزي‌ مهران ‌، زيارتگاه‌ عباس‌ در دهلران‌ ، زيارتگاه‌ سيد فخرالدين‌ در نزديكي‌ آبشار آبتاف ‌، زيارتگاه‌ جابر انصاري‌ در شهرستان دره شهرزيارتگاه‌ سيد صلاح‌الدين‌ محمد در آبدانان ‌، زيارتگاه‌ عباس‌ در شيروان‌ ، زيارتگاه‌ باقر در روستاي‌ علياي‌ شيروان و چرداول زيارتگاه‌ سيد عبدالله در نزديكي‌ سراب‌ ايوان ‌، زيارتگاه‌ حاجي‌ حاضر در ايوان‌ و زيارتگاه‌ مادرزليخا در روستاي‌ فرهاد آباد دره‌شهر.

تفرجگاه‌هاي‌ جنگلي‌ - استان ايلام: تفرجگاه‌هاي‌ جنگلي‌ استان‌ عبارتند از: تفرجگاه‌هاي‌ جنگلي‌ مله‌ پنجاو ، حاجي‌ بختيار و آبزا ، منجل ‌، تنگ‌ ارغوان‌، كلم‌ بدره ‌، تجريان‌ در اطراف‌ شهر ايلام ، تفرجگاه‌ جنگلي‌ كنار سه‌ مهران و رودخانه‌ كنجان‌ چم‌ در ۶ كيلومتري‌ صالح‌آباد شهرستان‌ مهران ‌، مناظر زيباي‌ تنگ‌ قير در چرداول چشم‌اندازهاي‌ طبيعي کبير کوه و مناظر كناره‌ رودخانه‌ سيمره‌ در شهرستان دره شهر مناظر طبيعي‌ كوه‌ اناران‌ در شهرستان آبدانان مناظر طبيعي‌ و تفريحگاه‌ سهراب‌ در آبدانان‌ ، گردشگاه‌ ييلاقي‌ خوران ايوان در ۷ كيلومتري‌ شهر ايوان‌ وچنار طبيعي‌ و تاريخي‌ روستاي‌ تختان‌ در حد فاصل‌ ميمه‌ زرين‌ آباد به‌ آبدانان‌.

رودخانه‌ها – استان ايلام:  رودخانه‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: رودخانه‌هاي‌ سورك ‌، شيروان ‌، كازاب ‌، كلال‌ رود ، هزارخاني ‌، گيلان‌ كورگه ‌، گيلان‌ چيقا چلام ‌، آب‌ آفتاب ‌، آب‌ چيكا ، آب‌ زنگاون ‌، تنگ‌ گراو ، جزمان‌ رود ، چرداول ‌، چوار، خوش‌ و سده‌ در شهرستان ايلام.  رودخانه‌هاي‌ آبدانان‌ ، آب‌ دره‌ جكه ‌، آب‌ ساركده ‌، آب‌ مورموري ‌، چاي‌ قره‌ تپه‌ ، گلال‌ چينه ‌، نصريان ‌، آب‌ تختان‌ ، آب‌ چلات ‌، آب‌ سيول‌ ، آب‌ فتح‌ ، حزوزان‌ ، فسيل ‌، دويريج ‌، مال‌ حاضري ‌، ورازان‌ ، گوران‌ و... در شهرستان دهلران. رودخانه‌هاي‌ آب‌ رگزاه‌ ، پالشك‌ آب ‌، آب‌ مزاورد ، آب‌ كنات‌ ، آب‌ تيمه ‌، تاشمورت ‌، تلخاب ‌، تنگ‌ خشول ‌، كل‌ كلا ، گلدار خوش ‌، سياه‌ آب‌ و... در شهرستان مهران.

مناطق حفاظت شده حيات وحش و شكارگاه‌ها - استان ايلام: استان ايلام يكي‌ از زيستگاه‌هاي‌ مهّم‌ حيات‌ وحش‌ غرب‌ ايران‌ به‌ شمار مي‌رود. در مناطق‌ كوهستاني‌ وجنگل‌هاي‌ استان‌ ايلام‌ ، جانوران‌ مختلفي‌ از قبيل‌: كل ‌، بز، قوچ‌ و ميش‌ كوهي ‌، خرس ‌، پلنگ‌ ، كفتار، گراز، گرگ‌ ، روباه‌ ، شغال‌ ، خرگوش ‌، جوجه‌ تيغي ‌، راسو ، سنجاب‌ و پرندگاني‌ چون‌ عقاب ‌، شاهين‌ ، سار، كركس ‌، كبك‌معمولي‌، تيهو، كبك‌ دري ‌، كبوتر، قمري‌، داركوب ‌، جغ د، كلاغ‌ و زاغ‌ در بيشه‌ها و در بيابان‌ها درّاج‌، هوبره‌ و آهوزندگي‌ مي‌كنند. تعداد زيادي‌ از پرندگان‌ مهاجر، مخصوصاً غاز ، پرستو و چلچله‌ در زمستان‌ به‌ مناطق‌ گرمسيري ‌استان‌ مهاجرت‌ مي‌كنند. شكارگاه‌هاي‌ مهّم‌ استان‌ ايلام‌ به‌ تفكيك‌ شهرستان‌ عبارتند از:۱- شکارگاه هاي ايلام شامل‌: كوه‌هاي‌ ماتشت ‌، شره‌ زول ‌، قلارك‌ ، سيوان ‌، سياه‌ كوه ‌، بولي‌ شلم ‌، بانكول ‌، قلندر، گچان‌ ، سيوان‌ بدره‌ ، انارگ‌ بولي‌ ، اللهخدا ، زمزمان‌ ، شاليان‌ و كاوران ‌۲- شکارگاه هاي دهلران شامل‌: كوه‌ گنجي‌ ويس‌ ، در بند كوه‌ ، تنگ‌ شورشيرين ‌، باجك ‌، نصريان‌ ، بيشه‌ دراز، بان‌ سرو، ويژه‌ دروند ، كوه‌ نخجير، پشته‌ شوهان ‌، بان‌ رحمان ‌، گلان‌ و... ۳- شكارگاه‌هاي‌ شيروان و چرداول شامل‌: كوه‌ سفيد قلاجه ‌، ارتفاعات‌ سيوان‌ بدره ‌، تنگ‌ قير، ارتفاعات‌ زنجيره‌ وتنگ‌ ساروبن‌. ۴- شكارگاه‌هاي‌ دره شهر شامل‌: زرانگوش ‌، شيخ‌ مكان ‌، تنگ‌ بهرام ‌، چوبينه‌ ، گاوميشان‌ ، فيلمان‌ ، پشته‌ مهتابي ‌، ماژين ‌، ارتفاعات‌ و دامنه هاي کبير کوه. حفاظت‌ محيط‌ زيست‌ استان‌ ايلام ‌، به‌ منظور حفظ‌ و احياي‌ حيات‌ وحش‌ برخي‌ از نواحي‌ استان‌ را(محدوده‌ شكار ممنوع‌) اعلام‌ كرده‌ است‌ كه‌ عبارتند از: ماشت‌ ، شش‌ كلان‌ (رنو) ، شره‌زول ‌، قلندر، گچان‌ وبانكسول‌.  

مشخصات جغرافيايي – استان ايلام:  

استان ايلام در حدود ۴/۱ درصد مساحت كل كشور را تشكيل می دهد. اين استان در غرب دامنه سلسله كوه هاي زاگرس بين ۳۱ درجه و ۵۸ دقيقه تا ۳۴ درجه و ۱۵ دقيقه پهنای شمالی از خط استوا و ۴۵ درجه و ۲۴ دقيقه تا ۴۸ درجه و ۱۰ دقيقه درازای شرقی از نيمروز گرينويچ در گوشه غربی ايران قرار گرفته است. استان ايلام از جنوب با استان خوزستان، از شرق با استان لرستان، از شمال با استان كرمانشاه و از سمت غرب با ۴۲۵ كيلومتر مرز مشترك با كشور عراق هم جوار است. بر اساس آخرين تقسيمات كشوری استان ايلام مشتمل بر ۷ شهرستان بوده است. مركز استان؛ شهر ايلام است كه به علت زيبايی های طبيعی فراوانی كه دارد، عروس زاگرس نام گرفته است.

به طور كلی نواحی شمالی و شمال شرقی استان ايلام كوهستانی و نواحی جنوب غربی و غرب آن از اراضی پست و كم ارتفاع تشكيل يافته است. مهم ترين ارتفاعات استان ايلا م را كبير كوه و ديناركوه تشكيل مي دهند. استان ايلام از نظر شرايط اقليمی جزو مناطق گرمسيري كشور محسوب می شود اما به علت وجود ارتفاعات، اختلاف درجه حرارت و بارندگی در بخش های شمالی، جنوبی و غربی آن زياد است. به طوری كه می توان از نظر اقليمی، مناطق سه گانه سردسيری، گرمسيری و معتدل را در اين استان به خوبی مشاهده نمود. بارندگی های سالانه فراوان از يك سو و نقش استان ايلام به عنوان زهكش آب های سطحی سلسله كوه هاي زاگرس از سوی ديگر، موجب پيدايش رودخانه های زيادی شده كه به منظور استفاده از آب آن ها سدهای انحرافی و كانال های متعددی نيز ساخته شده است. مسيرهاي متعددي براي دسترسي به استان ايلام وجود دارد كه مهم ترين آن ها جاده تهران – همدان- كرمانشاه – ايلام است. اين منطقه از راه هاي داخلي نيز برخوردار است كه برخي از آن ها ناهموار بوده و مشكلاتي را به وجود مي آورند. اين منطقه هم چنين دارای فرودگاهی برای پروازهای داخلی است كه به پايتخت ايران پرواز دارد. 

مسافرت و اقامت – استان ايلام:

اكثر شهرهاي استان ايلام‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي ‌، مخابرات‌ و خدمات‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند ومسافرت‌ به‌ آنها بسيار سهل‌ و آسان‌ است‌. شهر ايلام‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ است‌.  

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان ايلام 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

۱

ايلام

ايوان

ايلام- ايوان

درياچه سد ايلام- آبشارهاي سرطاف و گچان- تفرجگاههاي تنگ دالاو و تجريان- كاخ فلاحتي- قلعه والي- رودخانه هاي چوار و كاني شيخ- غارهاي طلسم ايوان و انفجاري ايوان- گردشگاه ييلاقي خوران ايوان- طاق شيرين و فرهاد

۲

ايلام

چرداول

ايلام- شيروان- چرداول

درياچه سد ايلام- آبشارهاي سرطاف و گچان- تفرجگاههاي تنگ دالاو و تجريان- كاخ فلاحتي- قلعه والي- رودخانه هاي چرداول و چنارچ- شهر باستاني شيروان- قلعه سام- پل كردوديت(پسر و دختر)- امامزاده عباس

۳

ايلام

دهلران

ايلام- مهران- دهلران

درياچه سد ايلام- آبشارهاي سرطاف و گچان- تفريحگاههاي تنگ دالاو و تجريان- كاخ فلاحتي- قلعه والي- رودخانه هاي پير محمد، تلخاب، كنجان چم، ساركده و چنگوله- آبشار چم آو- تالاب سياب دريوش- آبشار آبتاف- چشمه آبگرم دهلران- غارهاي خفاش، زينه گان و تايه گه- ويرانه هاي شهر سامرا- تنگ وديله- قلعه تاريخي شياق- سنگ نوشته هاي گل گل، تخت خان ورزين آباد- تپه علي كش- آتشكده و كوشك قينقر- امامزاده علي صالح (ع)- سيد اكبر و سيد ابراهيم

۴

ايلام

آبدانان

ايلام- دره شهر- آبدانان

درياچه سد ايلام- آبشارهاي سرطاف و گچان- تفريحگاههاي تنگ دالاو و تجريان- كاخ فلاحتي- قلعه والي- رودخانه هاي آبدانان و سيمره- درياچه دوقلوي سياه گاوآبدانان- غارهاي كناتاريكه و مژاره آبدانان- تفرجگاه كلم بدره- شهر باستاني دره شهر- شهر باستاني ماژين- دژ شيخ مكان- قلعه هاي پور اشرف، ميرغلام هاشمي، كلم و زينل- پل جم نمشت- پل گاوميشان- امامزاده بابا سيف الدين- امامزاده صالح(ع)

استان اصفهان

مجاورت: اين استان از شمال با استان های قم و سمنان، از شمال شرقی با استان خراسان، از شرق با استان يزد، از جنوب با استان های فارس و كهگيلويه و بوير احمد، از غرب با استان های چهار محال و بختياری و لرستان و از شمال غربی با استان مركزی همسایه است.

آب و هوا: آب و هوای این استان معتدل و دارای فصول منظم است.

وسعــــت: مساحت این استان ۱۰۵۹۳۷ کیلومتر مربع است.

جمعـیــت: بر اساس سرشماری آمار و نفوس سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۴۵۵۹۲۵۶ نفراست.

تقسیمات: بر اساس تقسیمات کشوری این استان ۱۸ شهرستان، ۳۸ بخش، ۶۷ شهر و ۱۱۷ دهستان دارد. 

شهرستانها: آران و بیدگل - اردستان - اصفهان/مرکز استان - برخوار و میمه - تیران و کرون - خمینی شهر یا سده - خوانسار - سمیرم - شهرضا یا قمشه - فریدن یا داران - فریدون شهر - فلاورجان - کاشان - گلپایگان - لنجان - مبارکه - نائین - نجف آباد - نطنز - گالری تصاویر

موقعيت جغرافيايي – استان اصفهان:

استان اصفهان با مساحتي‌ حدود ۱۰۵۹۳۷ كيلومتر مربع‌ در مركز ايران‌ واقع‌ شده‌ است‌ و از شمال‌ به‌ استان‌هاي‌ مرکزي‌ ، قم و سمنان‌ و از جنوب‌ به‌ استان‌هاي‌ فارس‌ و کهگيلويه و بوير احمد ازشرق‌ به‌ استان‌هاي‌ خراسان و يزد و از غرب‌ به‌ استان‌هاي ‌لرستان  و چهار محال و بختياري محدود است‌. شهر اصفهان‌ مركز استان‌ است‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري ‌، شهرستان‌هاي‌ استان‌ اصفهان‌ عبارتنداز: اصفهان ، اردستان‌ ، برخواروميمه‌ ، خميني شهر(همايون شهر يا سده) ، خوانسار ، سميرم ، شهرضا ، فريدن ، فريدون شهر ، فلاورجان کاشان ، گلپايگان ، لنجان‌ ، مباركه ‌، نائين ، نجف آباد و نطنز. در آبانماه‌ ۱۳۸۵ خورشیدی، جمعيت‌ استان‌ اصفهان‌ ۲۵۶/۵۵۹/۴ نفربوده‌ است‌. از اين‌ تعداد ۷۲۸/۷۹۸/۳ نفر در نقاط‌ شهري‌ و ۵۲۸/۷۶۰ نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌ و بقيه‌ غير ساكن‌ بوده‌اند. 

آب و هوا – استان اصفهان:

آب و هواي استان اصفهان بطور کلي معتدل خشک است ، حداکثر درجه حرارت آن در گرمترين روز تابستان ۴۰/۶ درجه و حداقل درجه حرارت آن در سردترين روز زمستان ۶/۱۰ درجه و متوسط درجه حرارت سالانه آن ۱۶/۷ درجه سانتي گراد ثبت شده است. تعداد روزهاي يخبندان استان ۷۶ روز و متوسط ميزان بارندگي سالانه آن نيز ۹/۱۱۶ ميلي متر گزارش شده است. شهر اصفهان از نظر آب و هوا ممتاز و فصول چهارگانه منظمي دارد و آغاز و پايان هر فصل آن بخوبي مشهود است.  

تاريخ و فرهنگ -  استان اصفهان:

در كتاب‌هاي‌ تاريخي ‌، اصفهان‌ را پايگاه‌ سپاهي‌ و دفاعي‌ معرفي‌ كرده‌اند كه‌ با افزايش‌ قلعه‌ها و دژها ، امنيت‌ آن‌ نيز براي‌ سكونت‌ و شهرسازي‌ تضمين‌ گرديده‌ است‌. وجود قلاع‌ متعدد تاريخي‌ مانند قلعه ‌آتشگاه‌ ، سارويه ‌، تبرك‌ ، كهن‌دژ، گارددژ و... مؤيد اين‌ نظر است‌. استقرار جلگه‌ اصفهان‌ در ميان‌ بيابان‌ و كوه‌هاي ‌خشك‌ مركزي‌ ايران‌ از يك‌ طرف ‌، و اهميت‌ و موقعيت‌ ارتباطي‌ خاص‌ آن‌ در مركز فلات‌ پهناور ايران‌ از طرف ‌ديگر، تاريخ‌ آن‌ را به‌ قدمت‌ كشور ايران‌ ، مرتبط‌ كرده‌ است‌.

استان اصفهان از جمله‌ استان‌هايي‌ است‌ كه‌ تركيب‌ قومي‌ مختلفي‌ دارد ، اكثريت‌ جمعيت‌ استان‌ را فارس‌ زبانها تشكيل‌ مي‌دهند ولي‌ بختياري‌ها ، ارمني‌ها ، يهودي‌ها و تا حدودي‌ آذري‌ها نيز در قسمت‌هايي‌ از آن‌ اسكان‌ دارند. زبان‌ رايج‌ مردم‌ استان‌ ، فارسي‌ است‌ و زبانهاي ‌اقليت‌هاي‌ ارمني‌ ، عبري‌ وهمچنين‌ لري‌ نيز رواج‌ دارد. ادبا ، شعرا و حكماي‌ صاحب‌ نظري‌ از اين‌ شهر برخاسته‌ و يا در آن‌ زيسته‌اند. 

صنايع دستي و سوغاتي ها – استان اصفهان:

استان اصفهان مظهر مهم‌ترين‌ كانون‌ صنايع‌ دستي‌ ايران‌ است‌. در اين‌ استان‌ علاوه‌ برصنايع‌ سنتي‌ استان‌ اصفهان‌ ، توليد ديگر صنايع‌ دستي‌ مهم‌ ساير مناطق‌ و استانهاي‌ ايران‌ نيز رواج‌ دارد. توليدات‌ صنايع‌ دستي‌ استان‌ اصفهان‌ به‌ دليل‌ رونق‌ نسبي‌ صنعت‌ توريسم‌ بازاري‌ درخور توجه‌ دارد. مهمترين‌ صنايع‌ دستي‌ رايج‌ استان‌ اصفهان‌ عبارتند از: قالي‌ بافي ‌، زري‌ بافي ‌، قلم‌ كاري‌ ، ميناسازي ‌، خاتم‌سازي ‌، منبت‌ كاري ‌، قلم‌ زني‌ ، نقره‌ كاري ‌، زيورآلات‌ زنانه ‌، كاشي ‌، سراميك‌ كه‌ همراه‌ با سوهان‌ و گز... در شمارسوغاتي‌هاي‌ مهّم‌ استان‌ اصفهان‌ به‌ شمار مي‌آيند.  

رقص و موسيقي محلي – استان اصفهان:

كانون موسيقي اصفهان يكي از مشهورترين مراكز موسيقي ايران است كه در عصر صفوي بويژه در زمان پايتخت بودن اصفهان به اوج شكوفايي رسيد. به همين دليل يكي از معروف ترين مقام موسيقي ايراني به نام (بيات اصفهان) جايگاه مهمي در موسيقي ايراني دارد. علاوه بر موسيقي محلي-  ايراني استان اصفهان ، موسيقي مسيحيان نيز در كليساهاي مسيحي نواخته ميشود. از انواع ديگر موسيقي استان اصفهان كه به اطراف اصفهان تعلق دارد ميتوان به موسيقي بختياري و آذربايجاني اشاره كرد.   

غذاهاي محلي - استان اصفهان :

غذاهاي‌ محلي‌ ويژه‌اي‌ در مناطق‌ شهري‌ و روستايي‌ استان‌ اصفهان‌ تهيه‌ مي‌گردند كه‌ از آن‌ جمله‌ مي‌توان‌ به‌ انواع‌ آش‌ (آش‌ هفت‌ قلم ‌، آش‌ شلغم‌ ، آش‌ حبوبات ‌، آش‌ جو ، آش‌ بلغور و آش‌ جو)، انواع‌ آبگوشت‌(آبگوشت‌ عدس‌ و آبگوشت‌ اسفناج‌) ، انواع‌ سوپ‌ (سوپ‌ لپه‌، سوپ‌ نخود و سوپ‌ گوجه‌فرنگي‌) ، اشكنه‌ اصفهاني ‌، انواع‌ خوراك‌ (خوراك‌ بادنجان ‌، خوراك‌ دست‌ پيچ‌ و خوراك‌ كباب‌ كدو) ، قيمه‌ ريزه‌ ، شامي‌ هويج‌ ، حريره‌ ، رشته‌شير، تاس‌ كباب‌ سيب ‌زميني‌ ، خاگينه‌ با شيره‌ ، دم‌ پختك‌ ماش‌ ، اسلامبولي‌ پلو ، كلم‌ پلو ، سگمات‌ ، رب‌ انار، كيك‌ كماج‌ ، هفت‌ ترشي‌ و ده‌ها نوع‌ خورشت‌ و چاشت‌ ديگر اشاره‌ نمود.  

مکان های دیدنی و تاریخی - استان اصفهان: 

اصفهان آميزه ای از ميراث های فرهنگی باشكوه و طبيعت زيباست كه پيشينه ای به قدمت تاريخ تمدن و فرهنگ ايران دارد. موقعيت طبيعی و جغرافيايی اصفهان در مرکز فلات ايران و خاک حاصل خيز سبب وجود جاذبه های طبيعی بسياری از جمله رشته كوه های عظيم و باشکوه، غارهای طبيعی و باستانی، روستاهای توريستی و تاريخی با شهرت جهانی، دشت های هموار، نواحی كويری، درياچه ها و آبشارهای زيبا، چشمه های معدنی، كرانه های زيبا و دل نشين رودخانه های مهمی چون زاينده رود، چشم اندازهای زيبای گياهی به همراه مناطق حفاظت شده متعدد با گونه های کم نظير گياهی و جانوری سبب شده اند که استان اصفهان نه فقط از نظر تاريخی و معماری بلکه از لحاظ جاذبه های طبيعی نيز در زمره مناطق جذاب و ديدنی ايران باشد.

موجوديت تاريخی اصفهان که به هزاره سوم قبل از ميلاد می رسد سبب شده که اين استان از سرزمين ايران يادگارهای با ارزشی از دوره های مختلف تاريخی دردل خود داشته باشد. گفته می شود شش هزار اثر تاريخی در استان اصفهان وجود دارد که هر يک از آثار اصفهان که در دوره خاصی ساخته شده اند، ياد آورعظمت آن دوره زمانی است. معماری با ارزش بناهای تاريخی اصفهان سبب شده که برخی ازآثار تاريخی منطقه مانند: ميدان بزرگ نقش جهان در فهرست آثار ثبت شده سازمان ملی يونسکو قرارگيرند. مسجدهای قديمی با ارزش معماری فوق العاده، کاخ های تاريخی با معماری بی نظير، آتشکده های باستانی، باغ های باشکوه، کاروان سراهای تاريخی، خانه ها و عمارت های قديمی با معماری خاص کوير همراه با بادگيرهای مخصوص، پل های تاريخی با ساختی کم نظير همراه با ديدنی ترين بازارهای شرق از ديدنی های تاريخی استان اصفهان هستند که در شهرستان های مختلف استان پراکنده شده و همواره نظر فرهنگ دوستان و جهانگردان را به خود جلب نموده است. مجموع آثارطبيعی و تاريخی ياد شده، اصفهان را در فهرست ديدنی ترين مناطق ايران قرار داده است. استان اصفهان نه تنها نماينده شايسته ای برای معرفی فرهنگ و تمدن غنی ايران به ميهمانان خارجی است، بلکه بازديد از اين استان؛ خاطرات زيبا و حس غرورانگيزی را در ذهن گردشگران داخلی نيز بر جای خواهد گذارد.  

صنايع و معادن  - استان اصفهان: 

صنايع اصفهان دارای قدمتی تاريخی است و صنعت كاران اصفهانی مشهورترين صنعت گران ايرانی به شمار می آيند. صنايع دستی استان اصفهان از دير باز به عنوان نماينده هنر اصيل مردم ايران، در جهان سرشناس شده است. از اين رو، اگر اصفهان را گاهواره صنايع دستی ايران بناميم، سخنی به گزاف نگفته ايم. نام اصفهان بی درنگ تصوير خاتم کاری، كاشی كاری، معرق، تابلوهای مينياتور، قالی های نفيس ابريشمی و نقش های زيبای پارچه قلم كار را تداعی می كند. استان اصفهان از کانون های مهم صنعت ايران به شمار می آيد. وجود مجتمع های صنعتی فولاد مبارکه، ذوب آهن، صنايع ريسندگی، پالايش گاه اصفهان، صنايع نظامی، صنايع خوراکی و. . . اهميت صنعتی اين استان را به خوبی نشان می دهد.

استان اصفهان دارای معادن متعددی نيز است كه در حال حاضر بخشی از اين معادن فعال بوده و مورد بهره برداری قرار گرفته و به مصرف صنايع سبک و سنگين می رسد و برخی به گونه نيمه فعال و تعطيل است كه با بررسی و پژوهش های بيش تری در آينده، در راستای گسترش صنايع كشور مورد استفاده قرار خواهد گرفت. مهم ترين معدن هايی كه در حال حاضر در اين استان مورد بهره برداری قرار دارد، عبارتند از :

- معدن های سرب و روی ايران كوه، كوه انجير و روستای تيران که در غرب شهرستان اصفهان قرار دارند.

- معدن سرب نخلک، در انارک نايين. اين معدن از گونه كربنات سرب است و دارای رگه های آهكی و قابل ملاحظه ای است.

- معدن سرب خانه سرمه نجف آباد که از لحاظ ذخيره، جايگاه بسيار خوبی دارد.

- معدن مس انارک که از دير باز مورد استفاده بوده، ولی از حدود ۶۰ سال پيش دولت به طور جدی تری به استخراج آن همت ورزيده است.

- معدن منگنز اردستان با ۷۵ درصد منگنز و مواد خارجی ناچيز از گونه عالی است.

در پيرامون اصفهان سه معدن بزرگ نمک، در رودشتين، جرقويه و حبيب آباد قهجاورستان وجود دارد.

- ناحيه ای در شمال موته به گستره ای حدود ۱۶۰ كيلومتر مربع، با ۹ بخش طلا دار جدا از هم، با ۱۵ كيلومتر فاصله، وجود دارد. معادن طلای موته در ۷ كيلومتری شمال روستای موته قرار دارند.

- علاوه بر معادن طلای موته معادن طلای تپه های بلبلی و گداركون نيز در اين استان وجود دارند.

- معادن تالک در دهستان جندق منطقه خور و بيابانک شهرستان نايين، در ناحيه كويری قراردارند.

- معادن زغال سنگ «كلهرود»، در نزديكی نطنز قرار دارند.

- معادن خاک نسوز سميرم در «پشته» قراردارند، كه بخشی از آن به مصرف نياز كارخانه ذوب آهن اصفهان ميرسد و بخشی برای نياز صنايع نسوز ايران به كاربرده می شود.

درناحيه موته سه معدن خاک نسوز به اين شرح وجود دارد. خاک نسوز «سنجيده»، در ۱۱۰ كيلومتری شمال اصفهان و ۳۱ كيلومتری شمال غربی ميمه، خاک نسوز «قرقچی» و خاک نسوز «تخت سرخ»، که در ۲۵ و ۲۷ كيلومتری شمال غربی ميمه واقع است.

مهم ترين معادن سنگ چينی اين منطقه نيزعبارتند از: چينی «لايبيد»، در ۱۰ كيلومتری جنوب غربی موته، چينی «گدار سرخ»، در ۱۰ كيلومتری غرب روستای موته، سنگ چينی «جاجرمی»، معادن تپه استخر و آبشوره، لوشاب، كوه كلفتی، طاق چشمه، صالح پيامبر، پيسه كوه، گدار شهرک، دره فراخ و معادن غرب لايبيد. ساير معادن استان اصفهان، عبارتند از: آهن نياسر كاشان، بنتونيت مهريجان، خاک كاشی ميمه، سيليس عباس بيگ، مرمريت موته، گرانيت مست كوه، گچ يا سولفات كلسيم حاجی قارا و لای بيد، فلئورين،. . .  

کشاورزی و دام داری - استان اصفهان: 

به طور كلی شرايط آب وخاک در استان اصفهان، چندان مساعد برای كشاورزی نبوده، تنها تراكم جمعيت و تلاش كشاورزان تا اندازه ای جبران اين نارسايی را می نمايد. افزون بر گندم، كه در همه شهرستان های استان كشت می شود، گوناگونی آب و هوا، اندازه آب های روی زمين و زير زمين، بازار مصرف و دانش كشاورزی سبب شده، كه كشتی بر كشت ديگر چيره باشد. در استان اصفهان كشت برنج تنها در ناحيه لنجان به واسطه آب زياد، و كشت سيب زمينی در فريدن به سبب خاک مساعد و كشت پنبه در كاشان و بخشی از شهرستان اصفهان انجام می شود. كشت ديم استان ويژه گندم، جو، نخود، عدس و اسپرس است. نواحی ديم كاری نيز محدود به بخشی از جنوب و شمال غربی استان است. مهم ترين فرآورد ه های سالانه و دايمی استان اصفهان، عبارتند از: گندم، جو، برنج (شلتوک)، ارزن، لوبيا، نخود، عدس، ماش، سيب زمينی، پياز، گوجه فرنگی، برگی، غده ای، خربزه، هندوانه، گرمک، چغندر قند، پنبه (وش)، توتون و تنباكو، كنجد و فرآورده های علوفه ای چون: اسپرس، يونجه، شبدر، ذرت علوفه ای، خوشه ای، دانه ای، شلغم، چغند، ماشک،. . .

استان اصفهان از دير باز به داشتن ميوه مرغوب سرشناس بوده است. تمامی ميوه ها - جز مركبات كه به دليل نامساعد بودن شرايط آب و هوايی به عمل نمی آيد - در باغ های پيرامون شهرها و روستاها به عمل می آيد. پراكندگی زمين های زير كشت درختان ميوه بيش تر در نواحی جنوب، مركز و غرب استان است. نواحی شرق و شمال استان به واسطه شرايط اقليمی و گونه خاك و اندازه آب موجود، كم تر از ديگر نواحی به كشت درختان اختصاص داده شده است. درختان اين نواحی بيش تر از گونه انار و انگور است. در صورتی كه در مركز استان بيش تر درختان ميوه، هسته دار و دانه دار، و در ناحيه سميرم درختان سيب كاشته می شود. در ناحيه شرق استان، در خور و بيابانک به دليل شرايط آب و هوايی، نخلستان های زيادی وجود دارد.

استان اصفها ن يكی از صادر كننده گان ميوه های درختی است. گلابی، به، گيلاس، زرد آلو، و انگور از مهم ترين ميوه های اين استان است. از جمله ميوه هايی كه در اين منطقه با مرغوبيتی كم نظير به دست می آيد، گونه ای زردآلو است، كه در محل آن را «شكر پاره» می نامند و گلابی كه گونه مرغوب آن را شاه ميوه می گويند. علاوه برآن، در «سده» يا «خمينی شهر» گونه ای ميوه به نام «سِبری» به دست می آيد كه از گلابی كوچک تر، ولی از لحاظ لطافت و پر آبی، برتر است.

درختان ديگر در كناره رودها، به ويژه رودخانه زاينده رود و در نواحی چشمه سارها كاشته شده است. گذشته از آن، در بيش تر روستاهای استان اصفهان، اين گونه درختان را به عنوان حريم ملكی كشت نموده و در هنگام نياز، از چوب آن ها در صنعت و سوخت بهره می برند. بيش تر اين درختان از گونه های تبريز، چنار، بيد و نارون است.

گوناگونی آب و هوا در استان اصفهان سبب به وجود آمدن روش های گوناگون دام داری شده است و همين گوناگونی آب و هوا و كمبود علوفه، سبب شده كه دام داری در اين منطقه چندان پيشرفتی نداشته باشد. با توجه به آگاهی های موجود و با وجود گوناگونی هايی كه از نظر استعداد های كشاورزی وجود دارد، به پرورش دام می پردازند.

پرورش گاو به روش های صنعتی، نيمه صنعتی، خرده پا و روستايی صورت می گيرد. گاوداری صنعتی به طور كلی به شكل ماشينی و مكانيزه و بيش تر به گونه مجتمع های شير وگوشت فعاليت دارند، كه در پيرامون شهرستان اصفهان و تا فاصله ۱۰۰ كيلومتری آن، مستقر هستند.

پرورش گوسفند در استان اصفهان با توجه به مراتع، به روش ثابت و متحرک انجام می شود. نزديک به ۳ ميليون رأس گوسفند با پرورش ثابت نگاه داری می شود و برای كمبود علوفه آن ها، از پس مانده های زراعی استفاده می شود. در اصفهان هم چنين واحد های صنعتی متعددی برای پرورش طيور و توليد گوشت سفيد، وجود دارد. استان اصفهان با داشتن نواحی مستعد پرورش زنبور عسل، يكی از مهم ترين استان ها در زمينه توليد عسل است. مهم ترين نواحی در اين زمينه، عبارت اند از: نجف آباد، خوانسار، گلپايگان و فريدون شهر.

پرورش ماهی نيز در مسير كانال های آب رسانی زاينده رود صورت می گيرد و سازمان كشاورزی استان اصفهان با اجرای طرح های پرورش ماهی كپور در لنجانات و كرانه های زاينده رود توليد مواد پروتيينی را گسترش می دهد.  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي  - استان اصفهان:

اصفهان به سبب پيشينه تاريخی کهن خود در طول تاريخ با نام هايی چون: آپادانا، آصف هان، اَسباهان، اِسبهان، اِسپهان، اسپينر، اسفاهان، اِسفهان، اصفهان، اصفهانک، انزان، بسفاهان، پارتاک، پارک، پاری، پرتيکان، جی، داراليهودی، سپاهان، شهرستان، گابا، گابيان، گابيه، گبی، گی، نصف جهان و يهوديه نيز خوانده شده است. بسياری از پژوهش گران بر اين باورند که اختصاص اين ناحيه در پيش از اسلام - به ويژه در دوران ساسانيان – به گرد آمدن سپاهيان مناطق جنوبی ايران، مانند : کرمان، فارس، خوزستان، سيستان،. . . وجه تسميه آن به «اِسپهان»، بوده و سپس در بعد از اسلام تحت تأثير زبان عربی به «اصفهان» تغيير شکل داده است.

منطقه مهم و استراتژيک اصفهان، در روزگار باستان از جايگاه ويژه ای بر خوردار بوده است. اين منطقه به دليل موقعيت جغرافيايی خاص، از دير باز در مسير مهاجرانی قرار داشته که فلات ايران را به سوی ديگر سرزمين ها می پيمودند. در نيمه دوم هزاره چهارم پيش از ميلاد مسيح، گروهی از ساکنان فلات مرکزی ايران از منطقه اصفهان کنونی راه دره رود کارون را پيش گرفته و به دشت حاصل خيز ايلام گام نهادند. شهر اصفهان، مرکز اين منطقه مهم؛ روزگاری پايتخت ايران به شمار می رفته است و در دوران ايلامی ها، استان کنونی اصفهان يکی از ايالت های کشور «اَنزان» يا «اَنشان» بوده است. در زمان هخامنشيان نام اين ايالت و مرکز آن، از اَنزان به گابيان (گابا / گاد و گای) تبديل يافته و به سبب آبادانی، محل زندگی پادشاهان هخامنشی نيز بوده است. در دوران اشکانيان اين منطقه يکی از ايالت های پهناور پادشاهی اشکانی بوده و حاکم شهر اصفهان پايتخت آن، عنوان شاه داشته است.

اردشير پاپکان مؤسس سلسله ساسانی، در تعقيب اردوان پنجم - آخرين پادشاه اشکانی - از مداين به منطقه اصفهان آمده، با غلبه بر ساتراب (استاندار) آن، اصفهان را گشود. در زمان ساسانيان، منطقه اصفهان اهميت بسياری داشته و جنبه دفاعی و نظامی آن، که مرکز گردآوری سپاه بوده، بر ارزش جغرافيايی اش، افزوده است. در اين دوره خانواده بزرگ ايرانی «اسپوهران» يا «هفا» بر اصفهان حکم رانی می کرده اند. بر اساس پاره ای از پژوهش ها، در اواخر اين دوران، يزدگرد به خواهش همسرش «شوشن دخت» يک کلنی يهودی در مرکز آن (گی) ايجاد کرد. گِی که بعدها «اليهوديه» يا کوی يهودی ها ناميده شد، آن بخش از شهر کنونیِ اصفهان است که بازار بزرگ اصفهان در آن قرار دارد. از اين روی، بيش تر مکان های اسلامی کنونی اين بخش، در گذشته متعلق به يهودی ها بوده است.

منطقه اصفهان درسال ۱۹ يا ۲۱ هجری قمری، در زمان عمر خليفه دوم به دست مسلمانان افتاد. اهميت منطقه اصفهان و شهر جی در اوايل اسلام به اندازه ای بود، که حجاج بن يوسف ثقفی به يکی از حاکمان اصفهان گفت : "ترا فرمانروايی شهری دادم که سنگش سرمه، مگسش زنبور عسل و گياهش زعفران باشد."

اصفهان تا اوايل سده ۴ هجری قمری، در قلمرو حکومت عباسيان بود. در اين دوران مرد آويج (مردآويچ/ مردآويز) فرزند زيار، که تابع فرمان روای علوی مازندران بود، خود را مستقل و فرمان روای ری خواند. در سال ۳۱۹ هجری قمری، با شکست دادن ماکان کاکی سردار ديلمی و فتح تبرستان توانست از کمک پسران بويه ماهی گير نيز برخوردار شده ايالت جبال (۳۱۹ هجری قمری) و هم چنين اصفهان را (۳۲۰ هجری قمری) به قلمرو خود بيافزايد. مردآويج که به زنده کردن آداب و سنن ملّی نياکان ايرانی خود پای بند بود، جشن های ملّی، از جمله جشن سده را با شکوه برگزار می نمود چنان که در ماه صفر سال ۳۲۳ هجری قمری، در کرانه زاينده رود، جشن سده را برگزار کرد. درمحرم سال ۴۳۳ هجری قمری، طغرل سلجوقی پس از يک سال محاصره در دومين لشگرکشی خود به اصفهان آن را گشود و حکومت ديالمه کاکويه را از اين منطقه بر انداخت. طغرل ۱۲ سال در اصفهان زندگی کرد و پانصد هزار دينار خرج ساختمان ها و امور خيريه، مسجدها و خانقاه ها کرد. اصفهان، در روزگار حکومت آلب ارسلان و وزارت خواجه نظام الملک توسی رو به گسترش و آبادانی نهاد و مردم در آسايش بودند. در زمان ملک شاه سلجوقی نيز اصفهان از مهم ترين و آبادترين ولايت ها به شمار می رفت و ملک شاه پس از قتل پدرش آلب ارسلان، اصفهان را به پايتختی خود برگزيد و ساختمان های بسيار از کوشک ها و باغ ها بنا کرد. ملک شاه هرگاه که فراغتی به دست می‎آورد، در باغ نقش جهان که خود بنا کرده بود، با وزيرش خواجه نظام الملک به سر می برده است. طغرل سوم، آخرين پادشاه سلجوقی بود که با شکست از خوارزم شاه اصفهان را به وی واگذار کرد.

پس از سال ۶۳۳ هجری قمری، که اصفهان توسط سپاهيان اوکتای قاآن، جانشين چنگيز گشوده شد، اين منطقه در سيطره مغولان قرار گرفت. عمق و غنای فرهنگی ايرانيان به اندازه ای بود که در کم تر از نيم قرن اين قوم خون ريز را آداب و فرهنگ آموختند. چنان که در زمان حکومت سلطان محمد اولجايتو که در آغاز سده 8 هجری قمری به حکومت رسيد در اصفهان همانند ديگر نقاط ايران مسجد و بناهای متعددی ساخته شد. يکی از مشهورترين و زيباترين اين آثار، محرابی است گچ بری در مسجد جامع اصفهان که به محراب اولجايتو معروف شده است.

هر چند پس از تأسيس سلسله صفوی به دست شاه اسماعيل صفوی در سال ۹۰۶ هجری قمری، وی تبريز را به عنوان پايتخت برگزيد؛ اما از سال ۱۰۰۰ هجری قمری شاه عباس بزرگ پايتخت را به اصفهان انتقال داده در طول ۴۲ سال حکومت خود، پيوسته به عمران و آبادی کشور، به ويژه اصفهان پرداخت. ايجاد ميدان بزرگ نقش جهان، عالی قاپو، مسجد شيخ لطف الله و سردرب قيصريه، مسجد امام، بازار شاهی، خيابان چهار باغ، شهرک جلفا، کليساهای تاريخی،. . . در شهر اصفهان نتيجه گام ها و تلاش های شاه عباس بزرگ است.

پس از شاه عباس، هر يک از شاهان صفوی نيز به نوعی در آبادانی اصفهان کوشيدند. شاه صفی بنای امام زاده اسماعيل را در محل آن، به خوبی تعمير و تزيين کرد. شاه عباس دوم بناهايی چون: کاخ پادشاهی چهل ستون و ساختمان پل خواجو و ساختمان های سلطنتی کرانه زاينده رود، مانند هفت دست، آيينه خانه، و نمک دان را ساخت و باغ پهناور سعادت آباد را ايجاد کرد. شاه سليمان کاخ هشت بهشت را بنا نمود و شاه سلطان حسين نيز مدرسه سلطانی يا مدرسه چهار باغ، سرای فتحيه (محل مهمانسرای شاه عباس) و بازارچه شاهی را بنا کرد.

در روزگار پادشاهی نادر شاه افشار، از گسترش اصفهان کاسته شد، زيرا وی پايتختی دايمی نداشت و به شهرهای خراسان علاقه بيش تری نشان می داد. از سوی ديگر نادر شاه تمامی تلاش خود را صرف يک پارچه گی بخشيدن به استقلال کشورکرد. در زمان زنديه نيز چون پايتخت کشور به شيراز انتقال يافت، منطقه و شهر اصفهان از اهميت و اعتبار افتاد و از جمعيت آن کاسته شد.

در دوران قاجاريان نيز، اگرچه پايتخت، ديگر به تهران منتقل شده بود؛ اما اصفهان هم چنان از اهميت زيادی برخوردار بود. در اين دوران در پاره ای از بنا ها تغييراتی داده شد. يکی از حاکمانی که در اين دوران مدت طولانی بر اين شهر حکم راند، ظل السلطان فرزند ناصرالدين شاه بود. هم اکنون نيزاستان اصفهان از مناطق درجه يک و با اهميت ايران است و شهر اصفهان - مرکز استان - در رديف شهرهای درجه اول دنيا، مانند : پکن، پاريس، روم، ونيز،. . . قرار داشته و از اهميت بسيار زيادی برخوردار است.   

روستاهاي‌ ويژه – استان اصفهان:  روستاهاي‌ جالب‌ توجه‌ استان اصفهان عبارتند از: ميمه‌، مورچه‌ خورت‌، مال‌واجرد، جزه‌ و دشتي‌ در شهرستان‌ اصفهان، قيص‌ آباد، نوگنبد و خور در شهرستان‌ نائين، قبركيخا و قلعه‌ سنگي ‌در شهرستان‌ سميرم، علويجه‌ در شهرستان‌ نجف آباد، چرمهين‌ در شهرستان‌ لنجان‌ و طرق‌ در شهرستان‌ نطنز كه هريك‌ آثاري‌ ديدني‌ دارند.

امامزاده‌ها و بقعه ها – استان اصفهان:  امام‌زاده‌هاي‌ شاهزاده‌ اسماعيل‌ (ابيانه)، شاهزاده‌ عبدالله‌ و شاهزاده‌ اسماعيل‌ (بيدگل‌)، شاهزاده‌ محمّد (بيدگل‌)، امام‌زاده‌ غائب‌ (کاشان)، امام ‌زاده‌ كرار، باقر، جعفر، ابراهيم، شوري‌، شاه‌ رضا ( اصفهان)، امام ‌زاده‌ علي‌ عباس‌ و بامير (نطنز)، سلطان‌ حسين‌ (مشهد اردهال‌)، امام‌زاده‌هاي‌ طاهر و منصور وقاسم‌بن‌علي‌النقي‌، قاسم‌بن‌موسي‌بن‌جعفر، ميرنشانه‌، درب‌ زنجير (کاشان). بقعه‌ ستي‌ فاطمه‌، (اصفهان‌) بقعه‌شاه‌ سيد علي‌ اكبر (شهرضا) از ديگر امامزاده‌ها و بقاع‌ متبركه‌ استان‌ اصفهان‌ هستند.

آرامگاه‌ها – استان اصفهان:  آرامگاه‌ مير فندرسكي، آرامگاه‌ شاه‌زادگان‌، آرامگاه‌ ميرزارفيعا، آرامگاه‌ واله، آرامگاه‌ هماي ‌شيرازي، آرامگاه‌ مير مَجد الدين‌ اسماعيل‌ باب‌ الدشتي‌، آرامگاه‌ سيد حجت‌ الاسلام‌ شفتي‌، آرامگاه‌ بابا قاسم‌، آرامگاه‌ الراشد بالله، آرامگاه‌ نظام‌ الملك‌ (دارالبطيخ‌)، آرامگاه‌ شهشهان‌ (علاء الدين‌ محمد)، آرامگاه‌ خاتون‌آبادي، آرامگاه‌ حاج‌ محمد جعفر آباده‌اي‌، آرامگاه‌ آقا حسين‌ خوانساري‌ يا قبه‌ العلما، آرامگاه‌ خواجه‌ سعد، آرامگاه‌ شيخ‌ ابوالقاسم‌ نصر آبادي‌، آرامگاه‌ سلطان‌ بخت‌ آغا در شهرستان‌  اصفهان. آرامگاه‌ بابا افضل‌ كاشاني‌ وآرامگاه‌ ملا فتح‌ الله‌ در شهرستان‌  کاشان آرامگاه‌ سيد واقف‌ در روستاي‌ افوشته‌ نطنز، آرامگاه‌ عبدالصمد نطنزي‌ (صمديه‌) و آرامگاه‌ مير احمد نخعي‌ (چهل‌ دختران‌) در شهرستان‌ نطنز.

مساجد – استان اصفهان: مساجد استان‌ اصفهان‌ عبارتند از: مسجد و مناره‌ برسيان‌، مسجد سين‌، مسجد كاج‌ و دشتي، مسجد قطبيه‌، مسجد ذوالفقار، مسجد درب‌ جوباره‌، مسجد اِزايران‌، مسجد جارچي‌، مسجد باغ‌ حاجي، مسجدآقانور، مسجد مصري، مسجد حكيم‌، مسجد حاجي‌ منوچهر، مسجد سليمان‌ بيك‌، مسجد لنبان‌، مسجد شيخ‌عليخان‌، مسجد ايلچي‌، مسجد عليقلي‌ آقا، مسجد مقصود بيك، مسجد سرخس‌، مسجد علي‌ نوش‌ آباد، مسجد علي‌ و مناره‌ آن‌، مسجد جامع‌ سبزه‌ ميدان‌، مسجد جامع‌ كاج‌، مسجد شعيا و مناره‌ آن، مسجد سيد، مسجد ورزنه‌، مسجد ركن‌ الملك ‌، مسجد هفتشويه‌ ، مسجد حاجي‌ محمد جعفر آباده‌اي‌ در شهرستان‌ اصفهان ، مسجد گار در دهكده‌ گار اصفهان‌. مسجد اشترجان‌ در دهكده‌ اشترگان‌ اصفهان‌. مسجد شفيعيه‌ در محله‌ باب‌ الدشت‌ دردشت‌ اصفهان‌. مسجد ركن‌ الملك‌ در تخت‌ فولاد اصفهان‌. مسجد وزير، مسجد تبريزي‌ها، مسجد درب‌ بلان‌، مسجد جامع‌ ابيانه‌، مسجد آقا بزرگ‌، مسجد حاجتگاه‌ ابيانه‌، مسجد ميانده‌ قهرود قمصر، مسجد وزير، مسجد جامع‌ كاشان‌، مسجد جامع‌ ميدان‌ كهنه‌، مسجد باباولي‌، مسجد آيت‌ الله رضوي‌ در شهرستان‌ کاشان مسجد پامنار زواره‌ در شهر زواره‌. مسجد دشت‌ راميان‌، مسجد امام‌ حسن‌ و مناره‌ آن‌، مسجد سفيد در شهرستان اردستان مسجد كوچه‌ مير در شهرستان‌ نطنز مسجد سرآور در شهرستان‌ گلپايگان مسجد جامع‌ خوانسار درشهرستان‌ خوانسار. مسجد جامع‌ نائين ‌، مسجد بابا عبدالله‌ در شهرستان‌ نائين مسجد جامع‌ ميمه‌ در شهرستان ‌برخوار و ميمه‌ كه‌ هر يك‌ از آنها از نظر قدمت‌، معماري‌ و تزئينات‌ جلوه‌هاي‌ ديداري‌ منحصر بفردي‌ دارند.

كليساها – استان اصفهان: كليساهاي‌ استپانوس‌، يوحنا، كاتارينه‌، نيكو غايوس‌، گريگور، ميناس‌، سركيس‌، كليساي‌ نرسس‌ ومريم‌ از ديگر كليساهاي‌ ارامنه‌ جلفا مي‌باشند.

كاروانسراها – استان اصفهان: كاروانسراهاي‌ شيخ‌ عليخان‌، جارچي‌ باشي، تيمچه‌ جهانگير، سراي‌ سفيد، ميرزاكوچك، ميراسماعيل‌ و خوانساري‌ها در بازار اصفهان‌ و كاروانسراهاي‌ مرنجاب، امين‌ الدوله‌، گمرك‌، موته‌ و گبرآباد دركاشان‌ و كاروانسراي‌ بازار زواره‌ در زواره‌، كاروانسراي‌ بهجت‌ آباد در جاده‌ اصفهان‌ - نطنز، كاروانسراي‌ چهاربرج‌ در جاده‌ اصفهان – کاشان ، كاروانسراي‌ گز در ۱۸ كيلومتري‌ شمال‌ اصفهان ‌، كاروانسراي‌ بهرام‌ در جاده‌ اصفهان – تهران ، كاروانسراي‌ مادر شاه‌ در شمال‌ اصفهان ‌، كاروانسراهاي‌ تقي‌ آباد ، گلگون‌ آباد ، ياغميش‌ و خرگوش‌ در جاده ‌اصفهان‌ و كاروانسراي‌ دمبي‌ در .... از جمله‌ ديگر كاروانسراهاي‌ شهرهاي‌ استان‌ اصفهان‌ مي‌باشند.

قلعه ها – استان اصفهان: قلعه‌ رستم‌ بافران‌ و قلعه‌ نيستانك‌ در نائين ، قلعه‌ فارفاآن‌ در اصفهان، قلعه‌ ترشك‌ در دهكده‌ مرق‌ اصفهان، قلعه‌ ديو، قلعه‌ جلالي‌ در شهرستان‌ کاشان، قلعه‌ نوسنگي‌ در شهرستان‌ سميرم، قلعه‌ بزي‌ در لنجان‌.

غارها – استان اصفهان: غار آهكي‌، كلهرود: اين‌ غار در روستاي‌ كلهرود در فاصله‌ ۸۵ كيلومتري‌ شمال‌ شهر اصفهان در دامنه‌ كوه‌هاي‌ كركس‌ قراردارد و طول‌ آن‌ در حدود ۱۰۰ متر است‌. غار آهكي‌، علويجه‌: اين‌ غار با ۱۰۰ متر مربع‌ مساحت‌ ، استالاگميت‌ و استالاكتيت‌هاي‌ زيبايي‌ دارد. غار شاه‌ شكر در كيلومتر ۳۰ جاده‌ شهرضا – سميرم، غار كوكولو در ۱۵ كيلومتري‌ غرب‌ اصفهان‌ وغار شاه‌ قنداب‌ در جنوب‌ شرقي‌ شهرضا و ديگر غارهاي‌ استان‌ اصفهان‌ هستند.

مناره‌ها و گنبدها – استان اصفهان: مناره‌ راهروان‌، مناره‌هاي‌ دارالضيافه‌، مناره‌ و گنبد مسجد شعيا، مناره‌ و گنبدهاي‌ مسجد شاه‌ و مناره‌هاي‌ دردشت‌ و بخت‌ آغا در اصفهان از ديگر مناره‌ و گنبدهاي‌ معروف‌ استان‌ اصفهان‌ مي‌باشند.

خانه هاي قديمي – استان اصفهان: خانه‌ اخوان‌ خرازي‌، خانه‌ پيرينا، خانه‌ جمال‌ قدسيه، خانه‌ شيخ‌ الاسلام‌ و خانه‌ حاج‌ محمدتقي‌ لواف‌ در  اصفهان و خانه‌ حبيبي‌ و خانه‌ صوت‌ الملك‌ در خوانسار و خانه‌ شريفيان‌، خانه‌ حاج‌ سيد آقا، خانه‌حكيم‌ باشي، خانه‌ حاج‌ صالح‌، خانه‌ لاجوردي‌ها و خانه‌ نراقي‌ و طباطبائي‌ها و ده‌ها خانه‌ ديگر در  کاشان ازجمله‌ خانه‌هاي‌ قديمي‌ استان‌ اصفهان‌ مي‌باشند.

آب انبارها و حمام هاي قديمي – استان اصفهان: آب‌ انبارهاي‌ مسير سيد علي‌، مسجد وزير، مدرسه‌ و مسجد ميان ‌چال، عبدالرزاق‌ خان‌ كاشي‌، گذرنو و آب‌ انبار بقعه‌ حبيب‌ بن‌ موسي‌ در كاشان‌ و آب‌ انبارهاي‌ محله‌ شهرينان‌، حاج‌ سيد صادق‌، حاج‌ سيد قاسم‌، حاج‌ سيد مرتضي‌، مسجدخاكي‌، دشت‌، حاج‌ ميررحيم‌ و ميدان‌ در شهرستان‌ اردستان‌ و آب‌ انبارهاي ‌مصلي‌، ميدان‌ و آب‌ انبار بزرگ‌ در شهر نائين و آب‌ انبار محله‌ شهيدان‌ در شهر هرند - اصفهان‌ از جمله‌ آب ‌انبارهاي‌ قديمي‌ اين‌ استان‌ مي‌باشند.

حمام‌ها – استان اصفهان: حمام‌هاي‌ عبدالرزاق‌ خان‌، بازار، ملاقطب، ميرعماد، طاهر، منصور، پنجه‌ شاه‌ و آقا در  کاشان‌ وحمام‌هاي‌ سلطان‌ ميراحمد، رهنان‌، گذرنو، شاه‌، خان‌، شاه‌ علي‌، شيخ‌ عبايي‌، شوري‌، ساروتقي‌ در اصفهان وحمام‌ افوشته‌ در نطنز و حمام‌ كلون‌ در نائين‌ از جمله‌ ديگر حمام‌هاي‌ قديمي‌  استان اصفهان مي‌باشند.

مدارس – استان اصفهان: مدرسه‌ بابا قاسم‌، مدرسه‌ جده‌، مدرسه‌ ميرزاحسين‌، مدرسه‌ كاسه‌ گران‌، مدرسه‌ نيماورد، مدرسه ‌جلاليه‌، مدرسه‌ شمس‌ آباد، مدرسه‌ بزرگ‌ صدر در  اصفهان و مدرسه‌ علوي‌ خوانسار از مدارس‌ قديمي ‌استان‌ اصفهان‌ مي‌باشند.

آبشارها – استان اصفهان: آبشار آب ملخ (در سميرم) و آبشار شالورا (در روستاي چرمهين).

قله‌ها – استان اصفهان: ارتفاعات‌ و قله‌هاي‌ استان‌ اصفهان‌ عبارتند از: شاهان‌ با ارتفاع‌ ۳۰۴۰ متر، صفه‌ با ارتفاع‌ ۲۲۳۲ متر، شاكوه‌ با ارتفاع‌ ۲۴۱۸ متر، كلاه‌ قاضي‌ با ارتفاع‌ ۲۵۳۴ متر، دزقلا با ارتفاع‌ ۳۲۵۱ متر، يخ‌ آب‌ با ارتفاع ‌۲۲۸۸ متر، ديزاب‌ با ارتفاع‌ ۲۶۷۸ متر، گرم‌ آباد با ارتفاع‌  ۳۳۵۹ متر وغيره. 

ميدان هاي جنگ – استان اصفهان: در اطراف‌ اصفهان چندين‌ ميدان‌ جنگ‌ وجود دارد كه‌ مورد علاقه‌ سياحان‌ و ايرانگردان‌ است‌. ازجمله‌ مي‌توان‌ به‌ ميدان‌ جنگ‌ سپاه‌ ايران‌ و عرب‌ به‌ فرماندهي‌ عصمت‌ بن‌ عبدالله‌ (سردار عرب‌) و براز جادويه‌(سردارايران‌) و ميدان‌ جنگ‌ نادر شاه‌ با اشرف‌ افغان‌ در محل‌ مورچه‌ خورت‌ و محل‌ جنگ‌ شاه‌ سلطان‌ حسين‌ با محمود افغان‌ در محل‌ جنگ‌ گلنباد اشاره‌ كرد. 

اصفهان يكي از مهم ترين مناطق گردشگري ايران در جهان است كه در رديف شهرهای درجه اول دنيا، مانند: پکن، پاريس، رم، ونيز، ...قرار داشته و به لحاظ ديرينه‌گی و ارزش های ويژه هنری، در مجموعه‌ي ميراث فرهنگی بشريت، طی آيينی جهانی از سوی «يونسکو» پاس داشته می شود. شهرستان اصفهان داراي دو چشم انداز است‎؛ بلندی شهرستان اصفهان از سطح دريا ۱ هزار و ۵۷۵ متر است و بخش دشتی آن، از آبرفت رودخانه زاينده رود تشكيل يافته و در پای دامنه های خاوری بلندی های زاگرس قرار گرفته است. از سوی جنوب باختری فاصله چندانی با دامنه كوه های زاگرس نداشته اما از شمال خاوری در فاصله دورتری از كوه های مركزی قرار گرفته است. صنايع اصفهان دارای قدمتی تاريخی است و صنعت كاران اصفهانی مشهورترين صنعت گران ايرانی به شمار می آيند. صنايع دستی اصفهان از ديرباز به عنوان نماينده هنر اصيل مردم ايران، در جهان سرشناس شده است. از اين رو، اگر اصفهان را گاهواره صنايع دستی ايران بناميم، سخنی به گزاف نگفته ايم. نام اصفهان بی درنگ تصوير خاتم کاری، كاشی كاری، معرق، تابلوهای مينياتور، قالی های نفيس ابريشمی و نقش های زيبای پارچه قلم كار را تداعی می كند. قدمت طولانی و معماری با ارزش بناهای تاريخی اصفهان سبب شده که برخي آثار تاريخی منطقه مانند ميدان بزرگ نقش جهان در فهرست آثار ثبت شده سازمان ملی يونسکو قرارگيرند. مجموع آثارطبيعی و تاريخی، اصفهان را در فهرست ديدنی ترين مناطق ايران قرار داده است. اصفهان نه تنها نماينده شايسته ای برای معرفی فرهنگ و تمدن غنی ايران به مهمانان خارجی است، بلکه بازديد از اين خطه؛ خاطرات زيبا و حس غرورانگيزی را در ذهن گردشگران داخلی نيز بر جای مي گذارد.  

مشخصات جغرافيايي  - استان اصفهان: 

استان اصفهان در مركز ايران، ميان كوه های مركزی ايران و دامنه های شرقی زاگرس، در ۳۰ درجه و ۴۳ دقيقه تا ۳۴ درجه و ۲۷ دقيقه پهنای شمالی و ۴۹ درجه و ۳۶ دقيقه تا ۵۵ درجه و ۳۱ دقيقه درازای شرقی نسبت به نيمروز گرينويچ قرار گرفته است. اين استان از شمال به استان های قم و سمنان، از شمال شرقی به استان خراسان، از شرق به استان يزد، از جنوب به استان های فارس و كهگيلويه و بوير احمد، از غرب به استان های چهار محال و بختياری و لرستان و از شمال غربی به استان مركزی محدود می شود. ارتفاع متوسط اصفهان از سطح دريا ۱۷۱۴متر است. درازای استان اصفهان از زرد كوه بختياری (كه سرچشمه زاينده رود است) تا باتلاق گاو خونی (كه آب ريز زاينده رود است)۳۰۰ كيلومتر و پهنای آن از كوه های قهرود (كه مرز شمالی آن است) تا روستای امين آباد( كه مرز جنوبی اين استان را تشكيل می دهد) ۲۴۰ كيلومتر نگاشته شده است. استان اصفهان از جاذبه های كويري‏،كوهستاني،رودخانه ای برخوردار بوده و از لحاظ جغرافيايی از مناطق با اهميت ايران به شمار می آيد. در استان اصفهان كل راه های موجود بيش از ۷۳۰۰ كيلومتر است.

مهم ترين آن ها عبارتند از:

۱. تهران، قم، اصفهان، شيراز، بوشهر، ۱۲۲۸ كيلومتر.

۲. اصفهان، اليگودرز، خرم آباد، انديمشک، اهواز، ۷۴۵ كيلومتر.

۳. اصفهان، فولاد شهر، شهر كرد، ۱۰۴ كيلومتر.

۴. اصفهان، شهرضا، بروجن، شهر كرد، ۲۰۷ كيلومتر.

۵. اصفهان، خوانسار، گلپايگان، خمين، اراک، ۲۸۸ كيلومتر.

۶. اصفهان، نايين، يزد، ۳۰۰ كيلومتر.

راه آهن اصفهان ـ تهران

راه آهن اصفهان ـ كاشان، ۲۷۱ كيلومتر

راه آهن اصفهان ـ يزد، ۲۸۵ كيلومتر

راه آهن اصفهان ـ زرين شهر، ۷۲ كيلومتر

فرودگاه بين المللی اصفهان در شمال شرقی شهر اصفهان واقع شده است. اين فرودگاه دارای دو باند به درازای ۴ هزار و پانصد متر و پهنای ۴۵ متر بوده و گنجايش آن در ۲۴ ساعت، ۵۰۰ پرواز است كه البته امكان دارد اين آمار جا به جا شود.

مسافرت و اقامت  - استان اصفهان:

استان اصفهان مظهر مهم‌ترين‌ كانون‌ صنايع‌ دستي‌ ايران‌ است‌. در اين‌ استان‌ علاوه‌ بر صنايع‌ دستي‌ كه‌ قدمت‌ و اشتهار ملي‌ دارند ، ديگر صنايع‌ دستي‌ مهم‌ ساير مناطق‌ و استانهاي‌ ايران‌ نيز رواج‌ دارد. توليدات‌ صنايع‌ دستي‌ استان‌ اصفهان‌ به‌ دليل‌ رونق‌ نسبي‌ صنعت‌ توريسم‌ بازاري‌ در خور توجه‌ دارد. مهم‌ترين‌ صنايع‌ دستي‌ رايج‌ استان‌ اصفهان‌ عبارتند از: قالي‌ بافي ‌، زري‌ بافي ‌، قلم‌ كاري ‌، مينا كاري ‌، خاتم‌ سازي ‌، منبت‌ كاري‌ ، قلم‌ زني‌ ، نقره‌ كاري‌ ، زيور آلات‌ دستي‌ زنانه‌ ، كاشي ‌، سراميك‌ كه‌ همراه‌ با سوهان‌ و گز و... در شمار سوغاتي‌هاي‌ مهّم  اصفهان‌ مي‌باشد.  

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان اصفهان

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

۱

اصفهان

آران و بيدگل

اصفهان- نطنز- كاشان- آران و بيدگل

محوطه باستاني- امامزاده-آبشار- روستاهاي تاريخي- تپه هاي ماسه اي- مساجد جامع- كوير- خانه هاي قديمي

۲

اصفهان

خور

اصفهان- نائين- انارك- خور

روستاهاي تاريخي- كوير- تالاب- مساجد جامع- قلعه تاريخي- تپه باستاني- غذاهاي سنتي و محلي

۳

اصفهان

زواره

اصفهان- نائين- اردستان- زواره

چشمه- يخچال- كاروانسرا- روستاي تاريخي

۴

اصفهان

خوانسار

اصفهان- ميمه- گلپايگان- خوانسار

پناهگاه حيات وحش- غار آهكي- كاروانسراي مادرشاه- قلعه- مساجد جامع- گلستان كوه- دشت لاله هاي واژگون- چشمه

۵

اصفهان

فريدونشهر

اصفهان- چادگان- فريدن- فريدونشهر

سد زاينده رود- پيست اسكي- منطقه اكوتوريستي– چشمه- آبشار- كليساي تاريخي و قبرستان ارامنه قلعه و غار تاريخي

۶

اصفهان

شهركرد

اصفهان- فلاورجان- باغ بهادران- شهركرد

پل و كبوترخانه- بقعه- منطقه اكوتوريستي- چشمه و آبشار- بيشه زارهاي طبيعي- روستاهاي تاريخي- زاينده رود

۷

اصفهان

دهاقان

اصفهان- مباركه- شهرضا- دهاقان

امامزاده شاه رضا- روستاهاي تاريخي- كاروانسرا- آسيابهاي آبي- باغ و چشمه هاي فراوان- خانه تاريخي- منطقه ييلاقي- سد تاريخي- مراكز اقامتي

۸

اصفهان

سميرم

اصفهان- شهرضا- سميرم

آبشار- سد و درياچه- منطقه ييلاقي- پيست اسكي- قلعه سنگي- يخچال هاي طبيعي- روستاي تاريخي- برگزاري جشنواره

۹

اصفهان

گلپايگان

اصفهان- داران- خوانسار- گلپايگان

دشت لاله هاي واژگون- سد و درياچه - پيست اسكي- برگزاري جشنواره- آتشكده

استان اردبیل

مجاورت : این استان از شمال با جمهوری آذربایجان از جنوب  با استان زنجان از  شرق با استان گیلان  و از غرب با استان آذربایجان شرقی  همسایه است.

آب و هوا:  این منطقه در فصول بهار و تابستان مطبوع و خنک است.

وسعــــت: مساحت این استان ۱۸۰۵۰ کیلومتر مربع  است.

جمعـیــت:  بر اساس سرشماری آمار و نفوس سال ۱۳۸۵ خورشیدی   ۱۲۲۸۱۵۵ نفر می باشد.

تقسیمات: بر اساس تقسمیات کشوری این استان ۱۰ شهرستان و دارای ۱۷ شهر و ۲۱ بخش و ۶۳ دهستان دارد.

شهرستانها: اردبیل/مرکز استان - بیله سوار - پارس آباد - خلخال - کوثر - گرمی - مشگین شهر یا خیاو - نمین - نیر - گالری تصاویر

موقعيت جغرافيايي – استان اردبيل:

استان اردبيل با ۱۸۰۵۰ کيلومتر مربع وسعت در شمال غرب فلات ايران قرار دارد. اردبيل ، پيله سوار، گرمي ، خلخال ، مشگين شهر و پارس آباد از شهرهاي مهم استان و شهر تاريخي و مذهبي اردبيل ، مرکز آن است. استان اردبيل در سال ۱۳۸۵ خورشیدی حدود ۱۲۲۸۱۵۵ نفر جمعيت داشته است که ۷۱۵۵۹۷ نفر شهرنشين و ۵۵۸۵۱۲ نفر آن روستانشين و يا غير ساکن و عشاير بوده اند. استان اردبيل ۵/۲۸۲ کيلومتر با جمهوري آذربايجان مرز مشترک دارد. در ۱۵۹ کيلومتر از مرز مشترک رودهاي ارس و بالهارود جريان دارند. دو نقطه اصلاندوز و بيله سوار مغان با جمهوري آذربايجان ارتباط زميني دارد. محور اردبيل – آستارا (گردنه حيران) نزدکترين راه ارتباطي استان با مرکز کشور است. اين راه شهرستان هاي استان اردبيل را از راه رشت و قزوين به تهران وصل مي کند. قله سبلان با ۴۸۱۱ متر ارتفاع بلندترين نقطه اين استان است و در شمال غربي شهرستان اردبيل واقع شده است. 

آب و هوا – استان اردبيل:

جغرافياي عمومي شهرستان اردبيل از ارتفاعات کوهستان هاي سبلان ، طالش و بزغوش ، متاثر است. بيشتر نواحي اردبيل بيش از ۳ هزار متر از سطح دريا ارتفاع دارد. قله سبلان با ارتفاع ۴۸۱۱ متر در شمال غربي اين شهرستان واقع شده و در اعتدال هواي آن نقش عمدهاي دارد. شهرستان اردبيل از مناطق سردسير ايران است و بين ۵ تا ۸ ماه درسال سرد است. زمستان هاي بسيار سرد و تابستان هاي معتدل از ويژگي هاي آب و هوائي اردبيل است. 

تاريخ و فرهنگ - استان اردبيل:

تاريخ استان اردبيل با تاريخ سرزمين آذربايجان در آميخته است. بسياري از مورخان بناي شهر اردبيل را به فيروز پادشاه ساساني(۴۸۹-۴۵۷ ميلادي)نسبت مي دهند و برهمين اساس شهر اردبيل بيش از ۱۵۰۰ سال قدمت تاريخي دارد. اردبيل در زمان هخامنشيان اهميت سياسي و نظامي مهمي داشت و مرکز استقرار اردوي ايران جهت حفظ و نگهداري مرزهاي شمالي ايران بود. به روايت اوستا ، زردشت پيامبر ايراني در کنار رود(دائي يتا) که امروزه ارس ناميده مي شود به دنيا آمده و کتاب خود را در کوهستان سبلان تحرير کرده و براي ترويج دين خود به شهر اردبيل روي آورده است. در زمان حمله عرب ها به ايران(۲۲هجري قمري) اردبيل بزرگترين شهر آذربايجان بود که به دست اعراب افتاد. بين سال هاي ۲۶۷ تا ۳۱۷ هجري قمري اين شهر مرکز حکمراني طايفه بني ساج بود که حکومت را از مراغه به اردبيل انتقال داده بودند. اردبيل تا حمله مغول مرکز حکومت آذربايجان بود. شاه اسماعيل براي تشکيل حکومت واحد ايراني از اردبيل قيام کرد و تبريز را در سال ۹۰۶ هجري قمري پايتخت رسمي ايران قرار داد. در دوره صفوي اردبيل از لحاظ سياسي و اقتصادي سرآمد شهرهاي ايران بود. اين شهر در مسير شاهراه تجاري ايران و اروپا قرار داشت و ابريشم و مال التجاره وارده از گيلان از طريق اردبيل به اروپا صادر مي شد.  

صنايع دستي و سوغاتي ها – استان اردبيل:

صنايع‌ دستي استان اردبيل‌ بسيار متنوع‌ است‌. انواع‌ دست‌ باف‌هاي‌ فرش ‌، مسند ، شال‌ ، ورني ‌، گليم ‌، جاجيم‌ ، پشتي‌ ، قلاب ‌، خورجين‌ و انواع‌ صنايع‌ دستي‌ فلزي ، چوبي‌ ، مسي ‌، برنجي ‌، نقره‌ كاري‌ ، قلمكاري‌ ، خاتم‌ كاري‌ وسفال‌ گري‌ و... از نمونه‌هاي‌ صنايع‌ دستي‌ شهرها و روستاها و عشاير استان‌ اردبيل‌ را تشكيل‌ مي‌دهد. انواع‌شيريني‌ ، حلوا و عسل‌ اردبيل‌ نيز معروف‌ است‌.  

موسيقي محلي – استان اردبيل:

موسيقي‌ بومي‌ مردم‌ استان‌ اردبيل‌ از روزگاران‌ كهن‌ تاكنون‌ در حيات‌ (عاشيق‌)ها تداوم‌ و تكامل‌ يافته‌ است‌.عاشيق‌ها هنرمندان‌ خود ساخته‌اي‌ هستند كه‌ غم‌ها و شادي‌ها را بانواي‌ دلنشين‌ (ساز) و ترانه‌هاي‌ عاميانه ‌، درمجالس‌ عروسي‌ و قهوه‌ خانه‌ها ترنم‌ مي‌كنند.  

مکان های دیدنی و تاریخی – استان اردبيل:   

استان اردبيل به لحاظ طبيعی, تاريخی, اجتماعی و فرهنگی ازمناطق پررونق و ارزشمند ايران است. وضعيت خاص زمين شناسی و توپوگرافی منطقه باعث ايجاد جاذبه های طبيعی و چشم اندازهای بسيار زيبايی شده و بر غنای طبيعی منطقه افزوده است. در بيش تر شهرستان های استان؛ آثار طبيعی و تاريخی زيادی پراکنده شده اند. کوهستان پرشکوه سبلان با قله آتشفشانی سبلان و چشمه های آب گرم و درياچه های طبيعی كوچك ولی پرشمار، مهم ترين جاذبه طبيعی شهرستان اردبيل محسوب می شود. آبشار گورگور سبلان که در شهرستان گرمی واقع شده، گردنه ناو خلخال كه از داخل جنگل های طالش به جاده رشت وآستارا متصل می ‌شود و گردنه حيران که يکی اززيباترين و بی نظيرترين چشم اندازهای طبيعی ايران است‏, در اين استان واقع شده است. زندگی با صفا و دور از دنيای صنعتی عشاير شاهسون و ديگر ايل ها در دامنه های سبلان به راستی حيرت هر بازديد كننده ای را بر می انگيزد. استان اردبيل هم چنين دارای بناهای تاريخی و مکان های ديدنی زيادی است که برخی از آن ها هم چون بقعه شيخ صفی الدين اردبيلی شامل بناهای متعدد‎‎ از دوره های مختلف می شود و با رفتن به يک مکان ديدنی می توان از چندين اثر تاريخی و قديمی بازديد کرد. تپه های باستانی، حمام های قديمی، عمارت های بزرگ، گورستان های مشاهير و بقعه های مقدس و تاريخی از ديگر ديدنی های شهرستان اردبيل هستند كه در كنار صنايع دستی و جاذبه های اجتماعی و فرهنگی منطقه جاذبه های كم نظيری را فراهم كرده اند.    

صنايع و معادن – استان اردبيل:  

صنايع استان اردبيل در دو گروه صنايع دستی و صنايع ماشينی قابل بررسی است. صنايع دستی استان اردبيل بيش تر توسط عشاير و ساكنان شهرها و روستاهای كوچك منطقه صورت می گيرد. از مهم ترين صنايع دستی اين استان می‎توان به گليم، ‌مسند، شال بافی، بافت جوراب‎های پشمی، قلاب بافی، پشتی بافی، خورجين بافی، جاجيم، ورنی و بافته ‎های عشايری اشاره كرد. صنايع ماشينی اين منطقه نيز در راستای مواد اوليه موجود در معادن استان شكل گرفته اند. توجه به ويژگی های زمين شناسی و ساختاری تنوع منابع معدنی استان اردبيل در خور توجه است. در بخش شمالی استان، دشت مغان بخشی از حوضه هيدروكربوری گسترده ای است كه از گرگان تا حاشيه جنوبی دريای مازندران و شمال استان اردبيل ادامه دارد.

در قسمت جنوب شرقی استان (ماسوله ، خلخال) در رسوبات تخريبی - كربناتی آثاری از كانی سازی سرب، روی ، مس، باريت …… ديده شده است. در بخش وسيعی از استان، ولگانيسم شده سنوزوئيك و هم چنين گرانيتوئيدهای نفوذی اين زمان كه همراه با محلولهای هيدروترمالی و دگرسانی پيشرفته بوده سبب انباشت ذخاير فلزی مس، سرب، روی، طلا شده است. نواحی مورد نظر بخشی از نوار مس دارد قفقاز - سونگون است كه از طريق قوشه داغ، سيلان،مجدر،هشتجين، تامقطع طارم زنجان ادامه می يابد.   

کشاورزی و دام داری – استان اردبيل: 

مراتع كوه سبلان و ديگر كوه های استان اردبيل سبب وجود رونق نسبی در دام داری استان اردبيل شده است. در اين استان بيش از پنج ميليون واحد دامی، منشأ توليد و عرضه گوشت و ‌محصولات لبنی است. پرورش زنبور و توليد عسل مرغوب يكی ديگر از فعاليت‎های اقتصادی است كه در اردبيل رونق بسيار دارد و عسل به عنوان سوغات اين شهرستان شهرت ملی يافته است. پرورش نوعی ماهی قزل آلا نيز به نام رنگين كمان در درياچه طبيعی نئور اردبيل صورت می‎گيرد كه از نظر مزه و كيفيت غذايی از بهترين وخوش مزه‎ ترين ماهی ‎ها است.    

وجه تسميه و پيشينه تاريخي – استان اردبيل:  

واژه اردبيل واژه ای اوستايی است كه از دو كلمه آرتا (مقدس) و ويل (شهر) به معنی شهر مقدس تركيب شده است. به روايت اوستا زرتشت پيامبر ايرانی در كنار رود دائی يتا كه امروزه ارس ناميده می شود به دنيا آمد و كتاب خود را در سبلان نوشت و برای ترويج دين خود، روی به شهر بازان پيروز آورد. عده ای به او گرويدند و در اين ناحيه جنگی ميان زرتشتيان و بت پرستان روی داد كه در اين جنگ زرتشتيان بر همه روستاها و قصبه های اطراف اردبيل دست يافتند و به افتخار اين پيروزی آتشكده ای در اردبيل بنا كردند كه امروزه آثار آن در سه فرسنگی اين شهر در دهكده ای به نام آتشگاه باقی مانده است. اردبيل در دوره اشكانيان و در ميان شهرهای آذربايجان جايگاه ويژه ای داشت.

نوشته اند كه قهرمانان آذربايجان به نام دهام كه از پهلوانان و از نژاد كيان بوده اند، در اين دوره از اردبيل برخاسته اند. به اين ترتيب، بنای اردبيل را بسيار كهن تر از زمان ساسانی بايد دانست. پيش از دوره اسلامی آذربايجان دارای دو مركز اصلی بود: يكی از اين دو مركز گنجک (به ارمنی گنزک) بود كه همان تخت سليمان امروزی است، اما نام مركز ديگر در جغرافيای استرابن از قلم افتاده است. در دوره اسلامی اين دو مركز را شيز و اردبيل خوانده اند. می گويند اردبيل بدون شک مركز تابستانی آذربايجان بوده است. از اواسط تا اواخر دوره ساسانی، اردبيل به تنهايی مركز آذربايجان به شمار می رفت و سكه های دوره پارتی و ساسانی در اين منطقه با علامت اربارات ضرب می شده است. اردبيل به هنگام فتح آذربايجان به دست اعراب هم چنان پايتخت اين منطقه و مقر مرزبان آن بود.

در دوره ايلخانان گرچه تبريز، به عنوان شهر مهم آذربايجان رو به رشد بود و از لحاظ سياسی جايگزين اردبيل به شمار می آمد اما اردبيل نيز به عنوان دارالارشاد هنوز از جايگاهی خاص برخوردار بود. اردبيل در دوره صفوی از لحاظ سياسی و اقتصادی سرآمد شهرهای ايران بود. شاه اسماعيل صفوی قيام خود را از اردبيل آغاز كرد. اين شهر در مسير شاه راه تجاری ايران و اروپا قرار داشت و ابريشم وارده از گيلان، از طريق اردبيل به اروپا صادر می شد. اين امر در پيشرفت اقتصادی و افزايش درآمد مردم تاثيری مهم داشت. اردبيل دردوره قاجاريه رونق و شكوه گذشته را باز نيافت و وسعت آن به حدود يک سوم وسعت شيراز می رسيد. اين منطقه به دليل قابليت های بالای اقتصادي، فرهنگی و تجاری در سال ۱۳۷۲ خورشیدی به صورت استان جداگانه از آذربايجان شرقی درآمد و شهرستان ها، شهرها، دهستان ها و روستاهای زيادی را در برگرفت. هر چند اردبيل به استانی مستقل و جداگانه تبديل شده، اما تاريخ آن با تاريخ سرزمين آذربايجان چندان در آميخته كه بدون توجه به موقعيت تاريخی آذربايجان نمی‎توان سخن از موقعيت تاريخی اردبيل به ميان آورد.   

مشخصات جغرافيايي – استان اردبيل:

استان اردبيل در شمال غربی فلات ايران، حدود يك درصد مساحت ايران را تشكيل مي‎دهد. اين استان از شمال به رود ارس، دشت مغان و بالها رود در جمهوری آذربايجان، از شرق به رشته كوه ‎های طالش و بغرو در استان گيلان، از جنوب به رشته كوه ها، دره ها و جلگه‎های به هم پيوسته استان زنجان و از غرب به استان آذربايجان شرقی محدود است. از نظر مختصات جغرافيايی مدار‎های ۴۵ دقيقه و ۳۷ درجه و ۴۲ دقيقه و ۳۹ درجه شمالی، منتهی اليه شمالی و جنوبی، و نصف النهار‎های ۵۵ دقيقه و ۴۸ درجه و سه دقيقه و ۴۷ درجه منتهی اليه غربی و شرقی استان را مشخص می‎كنند. بر اساس آخرين تقسيمات كشوری اين استان دارای ۹ شهرستان و تعداد زيادی شهر، دهستان و روستا بوده است. شهرستان های استان اردبيل عبارتند از: اردبيل، بيله سوار، پارس آباد، خلخال، كوثر(گيوي)، گرمي، مشگين شهر، نمين و نير. بر اساس آخرين سرشماری رسمی سال ۱۳۸۵ جمعيت استان اردبيل ۱۲۲۸۱۵۵ نفر بوده است. بيش ترجمعيت استان؛ آذری زبان هستند و ميهمان نوازی و رعايت آداب و رسوم خاص آذری ها از ويژگی های مردم استان است.   

چشمه‌ها – استان ‌اردبيل: چشمه‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: چشمه‌ قينرجه‌ و آب‌ گرم‌ مويل‌ در اطراف‌ مشگين شهر آب‌ گرم‌ برجلو در ۴ كيلومتري‌ نير، آب‌ گرم‌ معدني‌ گرمخانه‌ در روستاي‌ گرمخانه‌  خلخال ، چشمه ‌سردابي‌ در روستاي‌ سرداب اردبيل‌، چشمه‌ هفت‌ بلوك ‌، چشمه‌ معدني‌ دانشگاه ‌، آب‌ پهن‌ ، آب‌ يل‌سويي ‌، آب‌چشم‌ و آب‌ گرم‌ بش‌باجي‌ لار، آب‌ گرم‌ قهوه‌خانه‌ همت‌ و آب‌ گرم‌ قهوه‌خانه‌ ممتاز در اردبيل‌.

درياچه‌ها و تالاب‌ها – استان اردبيل: درياچه‌ها و تالاب‌هاي‌ استان‌ اردبيل‌ عبارتند از: درياچه‌ سدخاكي‌ پيرالقير و تالاب ‌شورگُل‌.

مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ - استان اردبيل: مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ استان‌ اردبيل‌ عبارتند از: زيستگاه‌ حاجيلو ، زيستگاه‌ تنبق‌ ، زيستگاه‌ ارباب‌كندي‌ و مراتع‌ ييلاق‌ و قشلاقي مشگين شهر جنگل‌هاي‌ ديدني‌ فندقلو در اطراف‌ اردبيل ، منطقه‌ ييلاقي‌ شاغلادره‌ در جاده‌ اردبيل- آستارا ، غار هفت‌خانه‌ در روستاي‌ گرمخانه‌  خلخال و غار درو در  شاهرود خلخال‌ و ناحيه‌ سياحتي‌ خلخال‌.

تپه‌هاي‌ باستاني – استان اردبيل: تپه‌ قنبر (سلاح‌ تپه‌) در قريه‌ اُنار مشكين‌شهر، تپه‌ سايين‌ در روستاي‌ سايين‌ اردبيل ‌، تپه‌شمس‌ آباد در روستاي‌ شمس‌آباد كوراييم‌ اردبيل‌ ، تپه‌ كنازق‌ در روستاي‌ كنازق‌ از توابع‌ نمين‌ و دها تپه‌ ديگر كه‌ به‌ دوره‌هاي‌ قبل‌ و بعد از اسلام‌ مربوط‌ مي‌شوند.

پل‌هاي‌ تاريخي – استان اردبيل: پل‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: پل‌ سيد آباد (پير مادر) ، پل‌ يعقوبيه‌ و پل‌ ابراهيم‌ آباد بر روي‌رودخانه‌ باليقلي‌ چاي اردبيل و پل‌ الماس‌ ، پل‌ سرخ‌ و پل‌ شهرچاي‌ اردبيل‌.

قلعه‌ها – استان اردبيل:  قلعه‌ هير در جنوب‌ شرقي اردبيل قيز قلعه‌سي‌ در  گرمي و ديو قلعه‌سي‌ در روستاي‌ كويج مشگين شهر.

گورستان‌هاي‌ قديمي‌ - استان اردبيل: از گورستان‌هاي‌ قديمي‌ مي‌توان‌ به‌ گورستان‌ شام‌ اسبي‌ اردبيل‌ اشاره‌ كرد.

بقعه‌ها و امام‌زاده‌ها – استان اردبيل: بقاع‌ و امامزاده‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: امام‌زاده‌ دختر در محله‌ اوچ‌ دکان اردبيل‌، امام‌زاده‌ خلخال‌ در شهر خلخال، امام‌زاده‌ ميرزمان‌ و سيد ابراهيم‌ در روستاي‌ خمس‌ خلخال‌،آرامگاه‌ پير اشرف‌ در شهر اردبيل‌، بقعه‌ سيد دانيال‌ درروستاي‌ خانقاه‌ خلخال‌، مسجد حاج‌ فخر در اردبيل‌، مسجد جامع‌ و مسجد نو در روستاي‌ خمس‌ خلخال، مسجد جنت‌ سرا و مزار حسن‌ داش‌ در مشگين شهر.

خانه‌هاي‌ قديمي‌ - استان اردبيل: خانه‌ مرحوم‌ حسينقلي‌ صادقي‌ در كوچه‌ رحمانيه‌ در جنب‌ محله‌ طوي ‌، خانه‌ دكترمناف‌زاده‌ در كوچه‌ معصوم‌ شاه‌ ، خانه‌ مرحوم‌ مير فتاحي‌ در محله‌ تازه‌ميدان‌ ، خانه‌ مرحوم‌ حريريان‌ در كوچه‌ پيرشمس‌ الدين ‌، ساختمان‌ مدرسه‌ جعفري‌ اسلامي‌ در كوچه‌ قاجاريه‌ ، خانه‌ آقاي‌ آصف‌ در كوچه‌ معمار.

حمام‌هاي‌ تاريخي – استان اردبيل: حمام‌هاي‌ استان اردبيل عبارتند از: حمام‌ ملاهادي‌ در كوچه‌ ملاهادي‌ اردبيل‌ ، حمام‌ صفويه‌ در خيابان‌ نايبي‌ اردبيل‌، حمام‌ ابراهيم‌ آباد در كوچه‌ ابراهيم‌ آباد، حمام‌ زينال‌ در عالي‌قاپو (كوچه‌ زينال‌) حمام‌ منصوريه‌ در عالي‌قاپو، حمام‌ يعقوبيه‌ در محله‌ اوچ‌دكان، حمام‌ وكيل‌ در خيابان‌ امام‌ ‌، حمام‌ يساول در اونچي‌ ميدان‌، حمام‌ زندان‌ در كوچه‌ زندان‌، حمام‌ آقانقي‌ و حمام‌ ميرزا ايمان‌ كه‌ شبيه‌ حمام‌ حاج‌ شيخ‌ هستند. 

مسافرت و اقامت  - استان اردبيل:

شهرستان هاي استان اردبيل از نظر ارتباطي ، مخابرات و سيستم هاي درماني تجهيز شده اند و مسافرت به تمام نقاط آن بسيار آسان است. بيشترين امکان اقامتي و پذيرايي در مرکز استان متمرکز شده است ، ولي ساير شهرهاي استان نيز در حد قابل قبولي اماکن ميزباني و پذيرايي دارند. شبکه ارتباطي مناسب و فرودگاه اردبيل و دشت مغان مسافرت به استان را بسيار راحت و سهل نموده است. 

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان اردبيل

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

۱

اردبيل

سرعين

اردبيل- سرعين

آبهاي گرم و معدني گاوميش گلي- قره سو- ساري سو- اعصاب سوئي- پهنلو- قهوه سويي- ژنرال سوئي- مجتمع آبدرماني سبلان و بش باجيلار- پيست اسكي آلوارس- تپه باستاني آناهيتا- روستاي ييلاقي بيله درق

۲

اردبيل

مشگين شهر

اردبيل- مشگين شهر

قلعه قهقهه- آبهاي گرم معدني مشگين شهر(فينرجه، شاپيل، موئيل، قوتورسوئي و …) كوه سبلان- مقبره شيخ حيدر- موزه مشگين شهر- شيروان دره سي- محوطه باستاني شهريري

۳

اردبيل

گيوي و خلخال

اردبيل- گيوي و خلخال

آبگرم معدني گيوي- حمام سنگي- باغات ميوه شهر گيوي- چشمه ازناو خلخال- روستاي ازناو خوجين- منطقه آق داغ- موزه خلخال- جاده اسالم به خلخال

۴

اردبيل

اردبيل

اردبيل

مجتمع تفريحي شورابيل- درياچه نئور- بقعه شيخ صفي الدين- موزه مردم شناسي- پلها و خانه هاي قديمي- مجموعه بازار- مسجد جمعه- آبگرم و آبشار سردابه- مقبره شيخ جبرائيل

۵

اردبيل

نمين

اردبيل- نمين

جنگلهاي قندقلو- گردنه حيران- شيخ بدرالدين

۶

اردبيل

تير

اردبيل-تير

چشمه سارهاي بولاغلار- پل تاريخي- كاروانسراي شاه عباس- آبگرم برجلو قينرجه- قلعه بويني يوغون- سد يامچي نير

۷

اردبيل

پيله سوار

اردبيل- پيله سوار

بازارچه مرزي بيله سوار- سواحل رود ارس- قيز قلعه سي- كشتزارهاي منطقه

۸

اردبيل

پارس آباد

اردبيل- پارس آباد

قلعه اولتان- تپه نادري- باغات ميوه و كشت و صنعت مغان- زندگي عشايري

۹

اردبيل

گرمي

اردبيل- گرمي

درياچه گيلارلو- اجاق برزند  آلازار- كوهپايه اي بودن شهر- رودهاي شهر

استان آذربایجان غربی

مجاورت : این استان از شمال و شمال شرق با کشورهای جمهوری آذربایجان و ارمنستان و ازغرب با کشورهای ترکیه و عراق و از جنوب با  استان کردستان و از  شرق با استان های آذربایجان شرقی و زنجان همسایه است.
آب و هوا: استان‌ آذربايجان‌ غربي‌ عمدتاً تحت‌ تأثير جريان‌ هواي‌ مرطوب‌ اقيانوس‌ اطلس‌ قرار دارد، ولي‌ دربرخي‌ از ماه‌هاي‌ زمستان‌ توده‌هاي‌ هواي‌ سردي‌ از طرف‌ شمال‌ هواي‌ مديترانه‌اي‌ آنرا متاثر كرده‌ و موجب‌ كاهش ‌قابل‌ توجه‌ دما مي‌شود.

وسعــــت: مساحت این استان ۴۳۶۶۰ کیلومتر مربع (با احتساب دریاچه ارومیه) است.

جمعـیــت:  بر اساس سرشماری آمار و نفوس سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۲۸۷۳۴۵۹ نفر می باشد.

تقسیمات:  ۱۴ شهرستان، ۲۶ بخش، ۱۰۳ دهستان و ۳۲۲۷ آبادی

شهرستانها: ارومیه/مرکز استان - اشنویه - بوکان - پیرانشهر - تکاب - چالدران یا سیه چشمه - خوی - سردشت - سلماس - شاهین دژ - ماکو - مهاباد - میاندوآب - نقده - گالری تصاویر

موقعيت جغرافيايي – استان آذربايجان غربي:

استان آذربايجان غربي با احتساب درياچه اروميه حدود ۴۳۶۶۰ کيلومتر مربع مساحت دارد و درشمال‌ غربي‌ ايران‌ قرار گرفته‌ است‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري‌ شهرستان‌هاي‌ اروميه‌ ، بوکان ، پيرانشهر، تکاب ، خوي ، سردشت ، سلماس ، شاهين دژ، ماکو ، مهاباد ، مياندوآب ، نقده ‌ و سيه‌چشمه‌ مجموع‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌ آذربايجان‌ غربي‌ را تشكيل‌ مي‌دهند. استان‌ آذربايجان‌ غربي‌ در سال ‌ ۱۳۸۵ خورشیدی حدود ۲۸۷۳۴۵۹ نفرجمعيت‌ داشته‌ است‌. از اين‌ تعداد  ۱۷۲۴۹۵۴ نفر در نقاط‌  شهري‌ و ۱۱۴۸۵۰۵ نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت ‌داشته‌ و يا غير ساكن‌ بوده‌اند.

استان آذربايجان غربي يکي از مناطق کوهستاني کشور است که توپو گرافي متنوع‌ و گسترده اي دارد. در سراسر ناحيه هم مرز آن با ترکيه و عراق ، کوههاي مرتفع برف گيري از شمال به جنوب کشيده شده است. آب هاي حاصل از ذوب برف کوه هاي مذکور بصورت رودخانه هاي متعددي در دره هاي منطقه جريان مي يابد و به سه حوزه عمده درياچه اروميه ، گسل عظيم خوي و دره رود کلوي سرازير مي شوند. سه ناحيه فوق پست ترين نقاط آذربايجان غربي به حساب مي آيد.‌  

آب و هوا - استان آذربايجان غربي:

استان‌ آذربايجان‌ غربي‌ عمدتاً تحت‌ تأثير جريان‌ هواي‌ مرطوب‌ اقيانوس‌ اطلس‌ قرار دارد، ولي‌ دربرخي‌ از ماه‌هاي‌ زمستان‌ توده‌هاي‌ هواي‌ سردي‌ از طرف‌ شمال‌ هواي‌ مديترانه‌اي‌ آنرا متاثر كرده‌ و موجب‌ كاهش ‌قابل‌ توجه‌ دما مي‌شود. براساس‌ داده‌هاي‌ آماري‌ ايستگاه‌هاي‌ هواشناسي‌ اروميه ، خوي ، ماکو و مهاباد ، درجه‌ حرارت‌ هوا در نقاط‌ مختلف‌ استان‌ متفاوت‌ است‌. متوسط‌ درجه‌ حرارت‌ از ۴/۹ درجه‌ سانتي‌گراد در ماكو تا۶/۱۱ درجه‌ سانتي‌ گراد در مهاباد متغير است‌. متوسط‌ درجه‌ حرارت‌ در اروميه‌ ۸/۹، در خوي‌ ۸/۱۰، در ماكو۴/۹ و در مهاباد ۶/۱۱ درجه‌ سانتي‌ گراد است‌. به‌ استناد همين‌ گزارش‌ حداكثر درجه‌ حرارت‌ در مرداد ماه‌ حدود۳۴ و حداقل‌ آن‌ در دي‌ ماه‌ حدود ۱۶- درجه‌ سانتي‌ گراد است‌. حداكثر تغيير گرماي‌ تابستان‌ ۴ و سرماي‌ زمستان ‌۱۵ درجه‌ مي‌باشد. شهرستان‌هاي‌ اروميه‌ و ماكو تابستان‌هاي‌ گرم‌ و زمستان‌هاي‌ سرد دارد. شهرستان‌ مهاباد تابستان‌هاي‌ خشك‌ و طولاني‌ و زمستان‌هاي‌ بسيار سرد دارد.شهرستان نقده و مياندوآب داراي هواي نيمه مرطوب با تابستان هاي ملايم وزمستان هاي سرد است. 

تاريخ و فرهنگ – استان آذربايجان غربي:

استان‌ آذربايجان غربي‌ يكي‌ از كانون‌هاي‌ تمدن‌ باستاني‌ ايران‌ است‌ و قلعه‌هاي‌ متعدد تاريخي ‌، صدها تپه ‌باستاني‌ با آثار مكشوفه‌ و ساير يادمان‌هاي‌ تاريخي‌ و ديني‌ اين‌ قدمت‌ ديرينه‌ را تائيد مي‌كنند. از طرف‌ ديگر، اين ‌استان‌ همواره‌ زيستگاه‌ مجموعه‌اي‌ از اقوام‌ و فرهنگ‌هاي‌ مختلف‌ بوده‌ است‌. هر يك‌ از اين‌ اقوام‌ و فرهنگ‌ها به‌ نحوي‌ در هم‌ تأثير گذاشته‌ و از همديگر متأثر شده‌اند. وجود مساجد ، كليساها و ويرانه‌ آتشگاه‌ها ، گوياي‌ بخشي ‌از تاريخ‌ تحولات‌ ديني‌ آن‌ است‌. تشيع در اروميه و ‌شهرهاي‌ شمالي‌ و تسنن‌ در نواحي‌ جنوبي‌ استان‌ از مذاهب ‌عمده‌ به‌ شمار مي‌روند. ساير اقليت‌هاي‌ آشوري‌ و ارامنه‌ به‌ كليساهاي‌ مسيحي‌ وابسته‌اند. آذري‌ها ، کردها ، آشوري‌ها و ارامنه‌ هر يك‌ ويژگي‌هاي‌ فرهنگي‌ ، آداب و سنن‌ مخصوصي‌ دارند كه‌ در نوع‌ خود جالب‌ توجه‌ است. 

مکان های دیدنی و تاریخی - استان آذربايجان غربي: 

استان آذربايجان غربی از نظر طبيعی و تاريخی از مناطق برجسته ايران است. وضعيت اقليمی، زمين شناسی و توپوگرافی استان باعث ايجاد عارضه های طبيعی بسياری در آن شده است که برخی از آن ها دارای ويژگی های منحصر به فردی هستند. برخی از جاذبه های طبيعی اين استان عبارتند از: درياچه اروميه که شورترين و بزرگ ترين درياچه داخلی ايران و بزرگ ترين آبگير دايمی آسيای غربی است، جزاير داخلی درياچه اروميه که زيستگاه نادرترين پرندگان هستند، پارک ملی درياچه اروميه که يكی از ۵۹ منطقه ذخاير طبيعی جهان و دارای لوح مخصوص پارک ها است، مناطق حفاظت شده حيات وحش و چشمه های متعدد آب گرم که بيش تر خاصيت درمانی دارند، تالاب ها، رودخانه ها، آبشارها و غارهای مختلف از جمله غار معروف کرفتو.

پيشينه تاريخی و سابقه کهن فرهنگی استان؛ سبب وجود جاذبه های تاريخي, جاذبه های اجتماعی و فرهنگی بسياری در منطقه شده است. مكان های تاريخی و مذهبی موجود در استان؛ گويای بخشی از تاريخ مذهبی اين منطقه است. مسجد جامع اروميه از مسجدهای قديمی استان به شمار می آيد. کليساهای قديمی زيادی نيز در سطح استان وجود دارند که از جاذبه های ديدنی آن به شمار می آيند. كليسای مارقويا يكی از قديمی ترين ابنيه مذهبی است و منسوب به حضرت قوما يكی از دوازده حواريون مسيح است. كليسای قديمی ماريوخنه و آتشكده آذرگشسب به همراه بازارهای قديمی با سبک معماری خاص، تپه های باستانی که قدمت برخی از آن ها به هزاره های پيش از ميلاد می رسد، شهرها و دهستان های تاريخی و قديمی مانند تپه های باستانی روستای حسنلو، قلعه های تاريخی، پل های قديمی، گورستان ها و قبور شعرا، عرفا و سياست مداران که جزو مناطق ديدنی استان به شمار می آيند به همراه زندگی ايلی جذاب با صنايع دستی كم نظير، در مجموع گويای توان بالای توريستی منطقه آذربايجان غربی هستند.   

صنايع و معادن – استان آذربايجان غربي:

صنايع استان آذربايجان غربی در زمينه های مواد معدنی و مواد اوليه موجود دراستان بر پا شده اند. معادن اين استان شامل معادن مصالح و سنگ های ساختمانی، گرانيت، ‌تراورتن، نمک آبی، نمک سنگی، ميكا، زرنيخ، تالک، خاک نسوز و پوكه معدنی است كه هم اكنون بهره برداری می شوند. هم چنين ذخايری از مواد معدنی سرب, روی, طلا در تكاب، ذغال سنگ در مياندوآب و خاك نسوز در بوكان كشف شده و آماده بهره برداری می شوند. هم چنين اقداماتی جهت شناسايی معادن سيليس و مواد معدنی فلزی و غير فلزی در استان صورت گرفته است.

استان آذربايجان غربی يكی از كانون های مهم صنايع دستی ايران است. دراين استان انواع فرش، گليم، ‌‌پارچه های دستی و صنايع چوبی تزيينی توليد می شود و علاوه بر آن كارگاه های صابون سازی، شمع سازی و چاقوسازی نيز درسطح استان به كار مشغولند. از ميان محصولات ياد شده, بافته های دستی و صنايع چوبی مانند انواع مجسمه های حيوانات‌، انواع وسايل بازی شطرنج، تخته نرد، جعبه و ميز آرايش بانوان و انواع نقاشی روی چرم دارای معروفيت ملی است.   

کشاورزی و دام داری – استان آذربايجان غربي:

استان آذربايجان غربی يكی از مناطق مستعد كشاورزی در ايران است. با وجود اين که اين استان تنها ۶/۲ درصد مساحت ايران را در بر می گيرد، اما اراضی آن بيش از ۶ درصد كل اراضی مزروعی كشور را شامل می شود. ويژه گی ها و خصوصيات طبيعی واقليمی استان بر توان بالقوه كشاورزی منطقه افزوده است. گندم و جو و محصولات باغی چون سيب و انگور از جمله مهم ترين توليدات كشاورزی استان آذربايجان غربی است.

وجود ايلات و عشاير كه تامين معيشت آن ها در درجه اول از طريق دام داری و در درجه دوم با كشاورزی انجام می گيرد؛ در رونق دام داری استان تأثير به سزايی داشته است. استان آذربايجان غربی با توجه به وجود مراتع نسبتا خوب خود توانسته نقش مهمی را در دام داری كشور ايفا نمايد. دام داری در اين منطقه به صورت صنعتی و سنتی رواج دارد و امروزه گرايش به سمت واحد های صنعتی در اين استان افزايش چشم گيری داشته است. اين استان در زمينه پرورش طيور نيز دارای نقش فعالی است كه اين فعاليت نيز به صورت صنعتی و سنتی رواج دارد. هم چنين بيش از ۲۵۰۰۰۰ كندوی زنبور عسل که نزديک به چهار پنجم آن ها مدرن هستند در سطح استان آذربايجان غربی به توليد عسل مشغولند. استان آذربايجان غربی در زمينه پرورش ماهی نيز فعال است و واحدهای متعدد استخر پرورش ماهی دراستان وجود دارد كه به پرورش ماهيان گرم آبی و ماهيان سرد آبی اختصاص يافته اند. علاوه بر پرورش ماهي, صيد ماهی نيز از سدهای ارس، مهاباد و ساير سدها، رودخانه ها و آبگيرهای طبيعی استان صورت می گيرد.   

وجه تسميه و پيشينه تاريخي – استان آذربايجان غربي:

سرنوشت تاريخی آذربايجان شرقی و غربی و وجه تسميه نام آن ها بسيارشبيه هم است. آذربايجان را با توجه به پيشينه تاريخی کهن اش، در زبان های مختلف به نام های گوناگون کمابيش مشابهی ناميده اند. در فارسی ميانه «آتورپاتكان»‌، در آثار كهن فارسی«آذربادگان»‌ يا «‌آذربايگان»، و در فارسی كنونی «آذربايجان» ناميده شده است. هم چنين در يونانی «آتروپاتنه»‌، در بيزانسی «آذربيگانون»، در ارمنی «آتراپاتاكان»، در سريانی «آذربايغان»‌ و در عربی «آذربيجان»‌ گفته اند. تاريخ باستانی آذربايجان با تاريخ قوم «ماد» درآميخته است. قوم ماد پس از مهاجرت به ايران آرام آرام قسمت های غربی ايران از جمله آذربايجان را تصرف كرد. مقارن اين ايام دولت هايی در اطراف آذربايجان وجود داشت كه از آن جمله می توان به دولت «آشور» در شمال بين النهرين، دولت «هيئتی» در آسيای صغير، دولت «اورارتو» در نواحی شمال و شمال غرب، اقوام «كادوسی» در شرق و «كاسی» ها در حوالی كوه های زاگرس اشاره كرد.

بعد از تاسيس دولت ماد، آذربايجان به ماد كوچک (درمقابل ماد بزرگ) ‌معروف شد و مشتمل بر شهرهای قديمی همدان، ری، ‌اصفهان و كرمانشاه بود. به عبارت ديگر ولاياتی كه در قرون اوليه اسلامی به ناحيه‌ جبال و بعدها به عراق عجم معروف بودند را در بر می گرفت. بعد از حمله اسكندر مقدونی به ايران، ‌سرداری به نام «آتورپات» در آذربايگان از اشغال آن توسط يونانيان ممانعت به عمل آورد. از آن به بعد اين سرزمين به نام آتورپاتكان معروف شد. آتورپات به پادشاهی رسيد و آن ناحيه را مستقل اعلام نمود. در طول دوره‌ حكومت سلوكی ها، ناحيه آتورپاتكان هم چنان مستقل ماند و يونانيان و جانشينان اسكندر نتوانستند آداب و رسوم و تمدن يونانی را در آن محل اشاعه دهند. آذربايجان در اين زمان پناهگاه زردشتيان و تكيه گاه فرهنگ ايرانی در مقابل فرهنگ يونانی شد. حكومت جانشينان آتورپات در آذربايجان در زمان اشكانيان نيز ادامه يافت و اين منطقه توانست كماكان استقلال خود را حفظ كند.

اردشير بابكان - مؤسس سلسله ساسانی – با استيلا برحكم رانان آذربايجان اين منطقه را در زمره امپراتوری بزرگ ساسانی در آورد. در دوره ساسانی معمولاً‌ يكی از مرزبانان را به حكومت آذربايجان می گماردند. در اواخر آن دوره حكومت آذربايجان در دست خاندان «فرخ هرمزد»‌ بوده پايتخت آن « شيز»‌ يا «‌گنزب»‌ نام داشت كه مطابق با ويرانه های ليلان در جنوب شرقی درياچه اروميه گزارش شده است.

پس از اشغال آذربايجان به دست اعراب، قبايل عرب از بصره، كوفه، شام و يمن برای سكونت به آن جا روی آورده با خريد زمين های وسيع، ‌‌كشاورزی را گسترش داده و افراد بومی را رعيت خود ساختند. امرای عرب برای حفظ زمين ها و احتمالاً‌ رعايای مسلمان خود، از حملات ديگر مردم آذربايجان كه به اسلام نگرويده بودند، باروهايی در اطراف املاك وسيع خود می كشيدند كه به تدريج داخل اين باروها به صورت شهرهای نسبتاً‌ مهم درآمد.

در سال ۱٩٨ هـجری قمری بابک خرم دين با استفاده از ضعف خلافت مرکزی مأمون - خليفه عباسی که درخراسان به سر می برد - قيام کرده قسمت های مهمی از شمال شرقی آذربايجان را دراختيار گرفت. از اين پس، از ‌سلطه دستگاه خلافت برآذربايجان تا حد زيادی کاسته شد. بقايای قلعه بابک بر بلندای کوهی در نزديکی کليبر واقع در آذربايجان شرقی هنوز باقی است.

سلسله های ايرانی بعد از اسلام مانند طاهريان، صفاريان، سامانيان و غزنويان كه از شرق ايران برخاسته حكومت های مستقلی تشكيل دادند، هيچ گاه نتوانستند قلمرو خود را به آذربايجان برسانند. دراين مدت كه از سال ۲۰۵ هجری قمری (تأسيس سلسله طاهريان)‌ شروع و تا سال ۴۲۹ هجری قمری (‌آ‎غاز حكومت سلجوقيان)‌ ادامه می يابد، حكومت های محلی متعددی قدرت را در آذربايجان به دست گرفتند. آخرين حكام مقتدر اين ايالت، ‌ساجيان (۳۱۷ ـ ۲۷۶ هجری قمری) بودند كه آن ها نيز عاقبت بر ضد خلفا قيام كردند. پس از سقوط ساجيان، سلسله های محلی ديگری در آذربايجان به قدرت رسيدند كه از آن جمله می توان از رواديان نام برد. در دوران حكومت ساجيان ‌(بنی ساج) ‌و حكومت بعد از آن حكم رانان قسمت شمالی رود ارس به حكام آذربايجان خراج می دادند كه از معروف ترين آنها شيروان شاهای، ‌خداوندان شكی، حكام گرجستان، رواديان و حكام ارمنستان بودند.

در آغاز قرن پنج هجری قمری (يازدهم ميلادی) ‌تركان «غز» به فرماندهی سلجوقيان، نخست با دسته های كوچك و سپس به تعداد بيش تر، راهی آذربايجان شده آن جا را به تصرف در آوردند. در ۵۳۱ هجری قمری(۱۱۳۶ ميلادی)‌ آذربايجان به دست«اتابك ايلدگز»‌ (‌الدگوز) افتاد كه تاحمله كم دوام جلال الدين خوارزم شاه (۳۱ ـ ‌۱۲۲۵ میلادی، ۲۸ ـ ‌۶۲۲ هجری قمری) ‌وی و اولادش بر آذربايجان حكومت كردند. با حمله مغولان و ورودهلاكوخان ايلخان (۱۲۵۶ میلادی، ‌۶۵۴ هجری قمری)‌، ‌آذربايجان مركز شاهنشاهی بزرگ وی شد كه از آموی تا شام امتداد داشت. با ضعف ايل خانان مغول، امرای مستقلی در آذربايجان قدرت يافتند که از آن جمله می توان به جلايريان، ‌چوپانيان و تركمانان اشاره كرد.

پس از تصرف آذربايجان به دست شاه اسماعيل اول صفوی (۱۵۰۲ میلادی، ‌۹۰۷ هجری قمری)‌ اين سرزمين سنگر گاه اصلی و مركز عمده‌ گرد آوری قوای نظامی برای شاهان صفوی شد. در زمان صفويه آذربايجان محل جنگ های خونين ميان سپاهيان ايران وعثمانی بود. پس ازسقوط دولت صفويه، نادر شاه افشار با کوتاه کردن دست عثمانيان از آذربايجان و يک پارچه کردن ايران، در دشت مغان رسماً تاجگذاری كرد. كريم خان زند در سال ۱۱۷۵ هجری قمری (۱۷۵۵ ميلادی)‌ آذربايجان را از دست خان های محلی كه پس از مرگ نادر شاه قيام کرده بودند، باز پس گرفت. اما پس از مرگ او بار ديگر خوانين محلی سر برآوردند، تا اين كه آغا محمد خان قاجار در سال ۱۲۰۵ هجری قمری (۱۷۸۵ ميلادی) ‌موفق شد كه آذربايجان را مطيع حکومت مرکزی كند. اين منطقه كه هم اكنون يكی از مناطق آباد و پررونق جمهوری اسلامی ايران است در سال ۱۳۱۶ خورشیدی به صورت استان مستقل درآمد كه در برگيرنده شهرها, دهستان ها و روستاهای بسياری است.   

مشخصات جغرافيايي – استان آذربايجان غربي:

آذربايجان غربی از نظر جغرافيايی بين ۳۵ درجه ۵۸ دقيقه تا ۳۹ درجه و ۴۷ دقيقه پهنای شمالی و ۴۴ درجه و ۲ دقيقه تا ۴۷ درجه و ۲۳ دقيقه درازای شرقی قرار گرفته است. آذربايجان غربی در شمال غربی ايران قرار داشته و از شمال به كشورهای جمهوری خود مختار نخجوان و ارمنستان، از شرق به كشورهای تركيه و عراق، از جنوب به استان كردستان و از غرب به استان های آذربايجان شرقی و زنجان محدود می شود. طول مرز آبی و خاكی اين استان با كشورهای همسايه، مجموعا ۸۲۳ كيلومتر است. اين استان از طرف شمال نزديك به ۱۳۵ كيلومتر، مرز آبی رودخانه ارس با نخجوان و ارمنستان و از طرف شمال و غرب نزديک به ۴۸۸ كيلومتر مرز خاكی با كشور تركيه دارد. هم چنين از طرف غرب نزديك به ۲۰۰ كيلومتر مرز خاكی با كشور عراق دارد.

رود ارس مرز ايران و جمهوری های نخجوان و ارمنستان را در آذربايجان غربی در بر می گيرد كه از محل تلاقی قره سو به ارس، شروع و در محل به هم پيوستن آق چای به ارس خاتمه می پذيرد. بخشی از اين مرز طبيعی را درياچه ارس - كه در پشت سد ايجاد شده- و بخش ديگر را قزل قشلاق از طرف جمهوری نخجوان تشكيل می دهد.

استان آذربايجان غربی طولانی ترين مرز داخلی را با استان آذربايجان شرقی دارد. اين مرز از پيوستن رود آق چای به ارس در باختر جلفا شروع شده، پس از عبور از خاور رود مزبور و قطع راه مرز به بازرگان و ناحيه ولديان خوی و راه آهن ايران - تركيه، درياچه اروميه را كه مرز طبيعی دو استان است، در جهت شمال غربی به جنوب شرقی پشت سر گذاشته، در جنوب درياچه، اين امتداد در جهت جنوب شرقی مسير زرينه رود «جغتو» از ميان مراغه و مياندوآب، چاراويماق هشترود و صايين قلعه و تكاب عبور نموده و در مرز زنجان خاتمه می يابد. مرز آذربايجان غربی و كردستان جهت غربی - شرقی داشته و از دره رود كلوی زاب کوچک شروع شده و پس ازعبور از ميان نواحی سردشت، بانه، بوكان، سقز و قطع شاخه های سيمينه رود و درياچه زرينه رود و عبور از جنوب تكاب در چهار طاق در نقطه اتصال سه استان زنجان، كردستان و آذربايجان غربی خاتمه می يابد. استان آذربايجان غربی كم ترين طول مرز را با استان زنجان دارد كه از طريق منطقه تكاب به ماه نشان از استان زنجان اتصال پيدا می كند و جهت آن شمال غربی - جنوب شرقی است و بيش تر اين ناحيه نيز از كوه های مرتفع پوشيده شده است.

استان آذربايجان غربی که مرکز آن شهر تاريخی اروميه است، براساس آخرين تقسيمات كشوری دارای ۱۴ شهرستان بوده كه عبارتند از: اروميه، اشنويه، بوكان، پيرانشهر، تكاب، چالدران (سيه چشمه)، خوی، سردشت، سلماس، شاهين دژ، ماكو، مهاباد، مياندوآب، نقده. اين استان در بر گيرنده شهرستان ها, شهرها, دهستان ها و روستاهای متعددی بوده و بر اساس آخرين سرشماری سراسری سال ۱۳۸۵ خورشیدی كشور, جمعيت آن ۲۸۷۳۴۵۹ نفر برآورد شده است.   

غارهاي تاريخي- استان آذربايجان غربي: غارهاي‌ استان‌ عبارتند از غار كهريز، فرهاد ،  دانيال ‌، بابا حسن ‌، تخت‌ قاداوكهل.

چشمه ها و مراكز آب درماني – استان آذربايجان غربي:  چشمه‌ها و مراكز آب‌ درماني‌ استان‌ آذربايجان‌ غربي‌ عبارتند از: چشمه‌هاي‌ معدني‌ ويشلق‌ و چشمه‌ قره‌شعبان‌ در جاده‌ خوي – تبريز ، چشمه‌ معدني‌ نوايي‌ و چشمه‌ معدني‌ زارعان‌ (زوران‌) در شمال‌ شرقي‌ خوي ‌، چشمه‌ معدني‌ خان‌ در جنوب‌ غربي‌ خوي‌ ، چشمه‌ معدني‌ دسته‌ دره‌ درشمال‌ غربي‌ خوي‌ ، چشمه‌ صدقيان‌ و آبگرم‌ ايستي‌سو در شهرستان‌ سلماس ‌، چشمه‌ معدني‌ شگفتي‌ در دهكده‌ شگفتي‌ سيه‌ چشمه ‌، آبگرم‌ قارنجه‌ در دهكده‌ قارنجه ‌، چشمه‌ معدني‌ رازي‌ در روستاي‌ قطور، آبگرم‌ باش‌ كندي‌ درجاده‌ ماكو - بازرگان‌ و چشمه‌ معدني‌ ديزج‌ در اطراف‌ ماكو.

قلعه ها – استان آذربايجان غربي : قلعه‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: گؤورچين‌ قلعه‌ در شهرستان‌ سلماس‌، قلعه‌ بخدك‌ (بختك‌) در روستاي‌ ميلان‌ مياندوآب‌ و قلعه‌ راوز در شهرستان‌ ماكو.

كليساها – استان آذربايجان غربي: كليساهاي‌ استان‌ عبارتند از : بالولان ‌، ماريوخنه ‌، سنت‌ جرج‌ ، مارقويا و دره‌ شام‌.

رودخانه ها – استان آذربايجان غربي: درياچه‌ها ، سواحل‌ و جزاير استان‌ عبارتند از: جزيره‌ آرزو ، و رودخانه‌هاي ‌باراندوزچاي ‌، شهرچاي‌ ، نازلوچاي‌ و زولاچاي‌ در شهرستان‌ اروميه‌. 

مسافرت و اقامت – استان آذربايجان غربي:

سفر به شهرهاي استان آذربايجان غربي به دليل امکانات مناسب حمل و نقل زميني ، هوايي و دريايي بسيار آسان است و مرکز آن اروميه فرودگاه بين المللي مجهزي دارد. جاده ترانزيتي و راه آهن ايران – اروپا از شمال استان عبور مي کند. شهر بازرگان ، در منتهي اليه شمال غربي استان و (ايران) يک مرکز مهم ورود و خروج توريسم و کالا محسوب مي شود. شهرک پلدشت در شمال استان نيز امکان ورود و خروج مسافر به جمهوري خود مختار نخجوان را ميسر    مي سازد. اقامت در شهرهاي مختلف استان نيز به دليل امکانات اقامتي و پذيرايي مناسب از قبيل هتل ، متل ، مهمانسرا ، بويژه با رزرواسيون به سهولت انجام مي پذيرد . 

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان آذربايجان غربي 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

۱

اروميه

پيرانشهر

اروميه- اشنويه- پيرانشهر

دره شهدا - چشمه عين الروم - بازارچه مرزي – پردانان - هفت چشمه - آبگرم شيخ معروف

۲

اروميه

سردشت

اروميه- مهاباد- سردشت

غار سهولان - سدجزيره گردشگري مهاباد - مسجد جامع مهاباد - بازار سنتي - تالاب كاني برازان - حمام لج ميرآباد - جنگلهاي سردشت - آبشار شلماش - رودخانه زاب - چشمه گراو

۳

اروميه

تكاب

اروميه- مياندوآب- تكاب

رودخانه زرينه رود - موزه مياندوآب - تخت سليمان - زندان سليمان - آبگرم احمدآباد - چمن متحرك چملي - كوه بلقيس - غار كرفتو

۴

اروميه

مرز بازرگان

اروميه- ماكو- پلدشت- مرز بازرگان

كاخ باغچه جوق - مسجد حضرت ابوالفضل (ع) - دخمه شيرين و فرهاد - دشت بورالان - منطقه عشايري - عمارت كلاه فرنگي - دامنه هاي آرارات - چشمه ثريا - تالاب آغ گل – سد ارس - رودخانه ارس - ساختمان شهرباني سابق بازرگان - سد بارون

۵

اروميه

چالدران

اروميه- سلماس- خوي- قره ضياءالدين- چالدران

مسجد مطلب خان - بازار سنتي - دروازه سنگي - پل قطور - مرز رازي - تفرجگاه فيرورق - مزارع آفتاب گردان - آبشار خوي - كليساي سورپ سرگيس - قلعه تاريخي بسطام قره كليسا - دشت تاريخي چالدران - مقبره سيد صدرالدين - كليساي زرزر - كتيبه خان تختي