X
تبلیغات
ایران شناسی

ایران شناسی
ایران شناسی 

استان خراسان شمالی:

مجاورت : شمال: کشور ترکمنستان   جنوب:استان خراسان رضوی  جنوب غربی: استان سمنان    شرق: استان خراسان رضوی   غرب: استان گلستان

آب و هوا:  دارای آب و هوای متنوعی است ولی آب و هوای غالب در این منطقه؛ سردکوهستانی است ارتفاع متوسط: ۹۹۰M دما:۶/۱۳  º c

وسعــــت: ۲۸۴۳۴ کیلومتر مربع

جمعـیــت:  بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۵۷۲/۸۱۱ نفر

تقسیمات: 6 شهرستان ،۱۵ بخش ،۴۰ دهستان و۸۶۲ روستای دارای سکنه

شهرستانها: آشخانه - اسفراین - بجنورد/مرکز استان - جاجرم - شیروان - مانه و سَمَلقان - فاروج 

موقعيت جغرافيايي – استان خراسان شمالي: 

استان خراسان شمالى 28434 كيلومتر مربع مساحت دارد . آشخانه ، اسفراين ، بجنورد ، جاجرم ، شيروان و فاروج مجموع شهرستان‏هاى اين استان هستند. مركز استان خراسان شمالى ، شهرستان بجنورد است. استان خراسان شمالى در سال 1385، حدود 811572 نفر جمعيت داشته است. از اين تعداد حدود 392458 نفر در نقاط شهرى و 419114 نفر در نقاط روستايى يا غير ساكن وعشاير بوده ‏اند. استان خراسان شمالى از نظر موقعيت طبيعى به دو بخش شمالى و جنوبى تقسيم مي‏شود. بخش شمالى كوهستانى است كه در نواحى پست آن ، دشت‏هاى حاصلخيزى ايجاد شده و شرايط مناسبى براى توسعه كشاورزى و دامدارى فراهم آمده است. بخش جنوبى آن از دشت‏ها و تپه‏هاى كم ارتفاع تشكيل شده كه با فقر پوشش گياهى مواجه است. 

آب و هوا – استان خراسان شمالي: 

استان خراسان شمالى  در ناحيه معتدل شمالى قرار گرفته و بطور كلى آب و هوايى متغير دارد. دماى هواى استان از سمت شمال به سمت جنوب افزايش مي‏ يابد ، ولى از ميزان بارش سالانه آن كاسته مي‏شود. نواحى مرتفع استان آب و هواى سرد كوهستانى دارند. برخى مناطق بجنورد ، شيروان و نواحى جنوب آلاداغ و قسمت‏هايى از شهرستان‏هاى اسفراين و جاجرم داراى آب و هواى معتدل است. 

تاريخ و فرهنگ – استان خراسان شمالي: 

استان خراسان شمالي ، که در گذشته بخشي از خراسان بزرگ بود ، همواره عرصه دايمي ظهور و سقوط قدرت ها و حکومت ها در تاريخ گذشته ايران بوده است. در اين سرزمين پهناور اقوام و حکومت هاي ترک و تازي و تاتار، غز و قجر و قبچان ، مغول ، ترکمن و افغان حوادث بي شمار آفريده اند. جغرافيدانان قديم ،سرزمين ايران بزرگ (ايرانشهر) را به هشت اقليم تقسيم کرده بودند که خراسان بزرگترين و آبادترين اقليم آن بوده است. اين استان در زمان ساسانيان بوسيله يک اسپهبد اداره مي شد که به او (پادگوسبان) مي گفتند و چهار قسمت خراسان آن روز را اداره مي کردند. خراسان در دوران اسلامي به چهار قسمت تقسيم مي شد که هر قسمت آن بنام يکي از چهار شهر بزرگ نيشابور، مرو، هرات و بلخ ناميده مي شد. در سال 31هجري قمري اعراب روانه خراسان شدند و طي همين دوره ساکنين خراسان به دين اسلام گرويدند. سرزمين خراسان تا سال 205هجري قمري در تصرف خاندان بني عباس بود. ولي در سال 283هجري قمري بدست طاهريان ، استقلال يافت و در سال 287هجري قمري جزو قلمرو سامانيان گرديد. در سال 384هجري قمري سلطان محمود غزنوي خراسان را متصرف شد و در سال 429هجري قمري طغرل اول سلجوقي نيشابور را تصرف کرد. سلطان محمود غزنوي چندين بار با سلجوقيان جنگيد و ترکان غزنوي،سلطان سنجر سلجوقي را به سختي شکست دادند. در سال 552 هجري قمري خراسان به تصرف خوارزمشاهيان درآمد و در قرن هفتم هجري قمري بر اثر حملات مغول ها ، اين سرزمين ضميمه متصرفات ايلخانان مغول گرديد. در قرن هشتم هجري ، سربداران پرچم استقلال را در سبزوار برافراشتند و در سال 873 هجري قمري خراسان به تصرف امير تيمور گورکاني درآمد و شهر هرات نيز پايتخت اعلام شد. در سال 913 هجري قمري خراسان به تصرف ازبکان درآمد. پس از مرگ نادرشاه افشار (1160هجري قمري) ، خراسان به تصرف افاغنه درآمد و در دوران قاجاريه با دخالت و حمايت استعمار انگليس از افاغنه به منظور حفظ  سرحدات هندوستان ، سرانجام عهدنامه پاريس(1273هجري قمري)منعقد گرديد و ايران متعهد گرديد که در امور داخلي افغانستان دخالتي نداشته باشد و در همين دوره خراسان به دو قسمت تقسيم شد: قسمت شرقي در افغانستان تحت الحمايه انگليس شد و قسمت غربي در تصرف ايران باقي ماند. به عبارت ديگر، پرجمعيت ترين نواحي خراسان از ايران جدا شد. 

مسافرت و اقامت – استان خراسان شمالي: 

کليه شهرستانهاي استان خراسان شمالي از نظر راه هاي ارتباطي (هوايي و زميني) ، مخابرات و سيستم هاي درماني تجهيز شده اند و مسافرت به آن ها به راحتي و آساني ميسر است. کليه شهرهاي استان داراي انواع هتل و امکانات اقامتي مي باشند و با فرهنگ جهانگردي نيز آشنايي کامل دارند. معروفترين سوغاتي استان خراسان زعفران است. استان خراسان شمالي امروز از نظر جاذبه هاي طبيعي يکي از مناطق ديدني ايران است. درياچه هاي طبيعي و آب معدني ، تفرجگاه ها ، مناطق حفاظت شده ، ارتفاعات و قله ها و... از جاذبه هاي اين منطقه به شمار مي روند.  

مکان های دیدنی و تاریخی - استان خراسان شمالی: 

استان خراسان شمالي از جاذبه هاي طبيعي و تاريخي با ارزشي برخوردار است كه بيش ترين آن ها در شهرستان اسفراين قرار گرفته و شامل قلعه هاي متعدد, امام زاده ها و شهرهاي تاريخي مي شود. شهرستان هاي شيروان, بجنورد و جاجرم نيز در برگيرنده جاذبه هاي متعدد تاريخي و طبيعي هستند كه در مجموع سبب بالا رفتن ارزش هاي جهانگردي ابن منطقه شده اند.    

صنايع و معادن - استان خراسان شمالی:  

در استان خراسان شمالي صنايع؛ بيش تر به صورت دستي رواج دارد و صنايع ماشيني محدود به كارخانه هاي مواد غذايي و سنگ بري هستند. صنايع دستي اين منطقه را انواع قالي, جاجيم و گليم بافي تشكيل مي دهد. دراين منطقه معادن مختلفي نيز وجود دارند كه كم تر به بهره برداري رسيده اند.   

کشاورزی و دام داری - استان خراسان شمالی: 

كشاورزي اصلي ترين شغل ساكنان استان خراسان شمالي بوده كه به گونه سنتي و نيمه صنعتی رواج دارد. مهم ترين فرآورده های كشاورزی اين استان؛ پنبه،‌ گندم، جو،‌ زيره، حبوبات، سبزيجات، گياهان صنعتی، جاليزی و علوفه ای است. در اين منطقه هم چنين انواع محصولات باغي چون: آلو، گيلاس، آلبالو، انگور و سيب نيز به عمل مي آيد. به دليل وجود مراتع غني, دام داري اين ناحيه نيز از رونق خاصي برخوردار بوده و انواع محصولات دامي جزو توليدات اهالي به شمار مي آيند. دام داری ساكن و دام داری نيمه كوچ نشينی در تمام نقاط استان خراسان شمالي رواج دارد و پرورش زنبورعسل، كرم ابريشم و طيور نيز در كنار دام داري صورت مي گيرد. ‌فرآورده های دامي به ويژه روغن،‌ پشم, گوشت و پوست، علاوه بر تأمين نياز داخلی،‌ به سايرنقاط نيز فرستاده می شود.   

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان خراسان شمالی: 

بر اساس نظر محققين؛ واژه خراسان بازمانده گونه کهن واژه «خاور» و متشکل از دو جزء «خور» به معنای خورشيد و «آسان» به معنی آمدن است. يعنی جايی که خورشيد از آن برمی آيد و چون اين منطقه در خاورايران قرار گرفته, اين وجه تسميه به نظر درست مي آيد. واژه شمالي نيز به سبب جدا شدن از خراسان سابق و قرار داشتن در شمال ايران به ادامه آن داده شده است.

درباره تاريخ اين خطه از ايران زمين بايستي گفت: به طور كلي خراسان جزء ساتراپی پهناور پرثوه بوده است.اين ايالت پهناور دردوره باستاني قرارگاه و کشور نيرومند اشکانيان شد و درآغاز تاريخ ايران باستان، مادها را به سوی خود کشانيد. خراسان شمالي گذشته از جايگاه طبيعی، جغرافيايی و دارا بودن منابع سرشار زير زمينی، از لحاظ تاريخی نيز از کهن سال ترين مناطق ايران به شمار می رود و از گذشته های دور دارای فرهنگی درخشان بوده است. هريك از شهرستان هاي اين خطه؛ داراي سرنوشت تاريخي طولاني و شنيدني هستند كه در قسمت هاي مربوطه به طور كامل آورده شده است.  

مشخصات جغرافيايي - استان خراسان شمالی: 

استان خراسان شمالي يكي از جديد ترين استان هاي ايران است كه از تجزيه استان بزرگ خراسان (سابق) به وجود آمده است. اين منطقه؛ شش شهرستان با نام هاي بجنورد, جاجرم, اسفراين, فاروج, شيروان, مانه و سملقان را دربرمي گيرد. مركزاين استان؛ شهربجنورد است كه در مركز استان و در درازاي جغرافيايي 57 درجه و 19 دقيقه و پهناي جغرافيايي 37درجه و 28 دقيقه واقع شده است. اين منطقه داراي آب و هواي نيمه معتدل و مرطوب با زمستان های سرد و تابستان های گرم است. ميانگين بارش اين استان به 250 ميلي متر می رسد.

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان خراسان شمالي 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

بجنورد

جنگل گلستان

بجنورد- آشخانه- جنگل گلستان

عمارت مفخم- دره بازخانه و پا قلعه- امامزاده سلطان عباس- روستاي بدرانلو- سد شيرين دره- روستا و معبد اسپاخو- رباط قره بين- قلعه خان- امامزاده دلاور

2

بجنورد

اسفراين

بجنورد- اسفراين

عمارت مفخم- دره بازخانه و پا قلعه- امامزاده سلطان عباس- روستاي قره باشلو- چشمه مهنان- گردنه اسدلي- چشمه پلميس- روستاي بيدواز- درياچه سد بيدواز- پارك تفريحي بش قارداش

3

بجنورد

قوچان

بجنورد- شيروان- قوچان

عمارت مفخم- دره بازخانه و پا قلعه- امامزاده سلطان عباس- سد شورك و بارزو- روستاهاي گليان و قلعه زو- پارك تفريحي بابا امان- بناي چهار تاقي

4

بجنورد

جاجرم

بجنورد- جاجرم

عمارت مفخم- دره بازخانه و پا قلعه- امامزاده سلطان عباس- قلعه جلال الدين- بناي خواجه مهرزيار- مسجد جامع جاجرم- سرچشمه شوقان- كوه بهار


موضوعات مرتبط: خراسان شمالی
[ ] [ ] [ محمد شهسوارزاده ]

استان خراسان رضوی: 

مجاورت : شمال شرقی: کشورترکمنستان  شمال غربی:استان خراسان شمالی  شرق:افغانستان غرب: سمنان جنوب غربی:یزد جنوب:خراسان جنوبی

آب و هوا:بطور كلی دارای شرایط آب و هوایی معتدل و سردكوهستانی ارتفاع متوسط:۹۹۰M دما:۶/۱۳ º c

وسعــــت: ۱۵۰۰۰۰ کیلومترمربع

جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۰۷۹/۵۹۳/۵

تقسیمات: 20 شهرستان ،65 بخش ،163 دهستان و8861 آبادی  

شهرستانها: بردسکن - تایباد - تربت جام - تربت حیدریه - چناران - خواف - درگز یا کلات نادری - سبزوار - سرخس - فردوس - فریمان - قائن - قوچان - کاشمر - گناباد - مشهد/مرکز استان - نیشابور  

موقعيت جغرافيايي – استان خراسان  رضوي:  

استان خراسان رضوى با 150000 کيلومتر مربع مساحت ، يکي از مهم ترين استان هاي کشور است که در شمال شرقي ايران قرار گرفته است. تايباد ، تربت جام ، تربت حيدريه ، چناران ، خواف ، درگز ، سبزوار ، سرخس ، فردوس ، فريمان ، قوچان ، کاشمر ، گناباد ، مشهد ، نيشابور، برداسکن و.. مجموع شهرستان هاي اين استان هستند. مرکز استان خراسان رضوي ، شهرستان مشهد است که حرم مطهر حضرت رضا(ع) ، امام هشتم شيعيان در آن قرار گرفته است. استان خراسان رضوي در سال 1385 حدود 5593079 نفر جمعيت داشته است. از اين تعداد حدود 3811900 نفر در نقاط شهري و 1781179 نفر در نقاط روستايي يا غير ساکن و يا عشاير بوده اند. استان خراسان رضوي از نظر موقعيت طبيعي به دو بخش شمالي و جنوبي تقسيم مي شود. بخش شمالي کوهستاني است که در نواحي پست آن ، دشت هاي حاصلخيزي ايجاد شده و شرايط مناسبي براي توسعه کشاورزي و دامداري فراهم آمده است. بخش جنوبي آن از دشت هاي کويري با   تپه هاي کم ارتفاع تشکيل شده که با فقر پوشش گياهي مواجه است. 

آب و هوا – استان خراسان  رضوي:  

استان خراسان رضوي در ناحيه معتدل شمالى قرار گرفته و بطور كلى آب و هوايى متغير دارد. دماى هواى استان از سمت شمال به سمت جنوب افزايش مي ‏يابد ، ولى از ميزان بارش سالانه آن كاسته مي ‏شود. نواحى مرتفع استان (ارتفاعات هزارمسجد - بينالود) آب و هواى سرد كوهستانى دارند. مناطقى همچون قوچان ، و نواحى جنوب بينالود ، ارتفاعات هزارمسجد و قسمتى از شهرستان مشهد داراى آب و هواى معتدل كوهستانى ، و كوهپايه‏هاى استان داراى آب و هواى نيمه بيابانى ملايم (كوهپايه‏اى) و نواحى جنوبى آن داراى آب و هواى گرم و خشك بيابانى است.

تاريخ و فرهنگ – استان خراسان  رضوي:  

استان خراسان رضوى ، كه در گذشته بخشى از خراسان بزرگ بود ، همواره عرصه دايمى ظهور و سقوط قدرت‏ها و حكومت‏ها در تاريخ گذشته ايران بوده است. در اين سرزمين پهناور اقوام و حكومت‏هاى ترك و تازى و تاتار، غز و قجر و قبچان ، مغول ، تركمن و افغان حوادثى بى شمار آفريده‏اند. جغرافيدانان قديم ، سرزمين ايران بزرگ (ايرانشهر) را به هشت اقليم تقسيم كرده بودند كه خراسان بزرگترين و آبادترين اقليم آن بوده است. اين استان در زمان ساسانيان بوسيله يك سپهبد اداره مي ‏شد كه به او (پادگوسبان) مي ‏گفتند و چهار تن مرزبان تحت فرمان وى بودند كه هر كدام يكى از چهار قسمت خراسان آن روز را اداره مي ‏كردند. خراسان در دوران اسلامى به چهار قسمت تقسيم مي ‏شد كه هر قسمت آن بنام يكى از چهار شهر بزرگ نيشابور، مرو، هرات و بلخ ناميده مى‏شد. در سال 31 هجري قمري اعراب روانه خراسان شدند و طى همين دوره ساكنين خراسان به دين اسلام گرويدند. سرزمين خراسان تا سال 205 هجري قمري  در تصرف خاندان بنى عباس بود. ولى در سال 283 هجري قمري  بدست طاهريان ، استقلال يافت و در سال 287 هجري قمري  جزو قلمرو سامانيان گرديد. در سال 384 هجري قمري  سلطان محمود غزنوى خراسان را متصرف شد و در سال 429 هجري قمري طغرل اول سلجوقى نيشابور را تصرف كرد. سلطان محمود غزنوى چندين بار با سلجوقيان جنگيد و تركان غزنوى ، سلطان سنجر سلجوقى را به سختى شكست دادند. در سال 552 هجري قمري خراسان به تصرف خوارزمشاهيان درآمد و در قرن هفتم هجرى قمرى بر اثر حملات مغول‏ها ، اين سرزمين ضميمه متصرفات ايلخانان مغول گرديد. در قرن هشتم هجرى ، سربداران پرچم استقلال را در سبزوار برافراشتند و در سال 873 هجري قمري خراسان به تصرف امير تيمور گوركانى درآمد و شهر هرات نيز پايتخت اعلام شد. در سال 913 هجري قمري خراسان به تصرف ازبكان درآمد. پس از مرگ نادرشاه افشار (1160 هجري قمري) ، خراسان به تصرف افاغنه درآمد و در دوران قاجاريه با دخالت و حمايت استعمار انگليس از افاغنه به منظور حفظ سرحدات هندوستان ، سرانجام عهدنامه پاريس (1273 هجري قمري) منعقد گرديد و ايران متعهد گرديد كه در امور داخلى افغانستان دخالتى نداشته باشد و در همين دوره خراسان به دو قسمت تقسيم شد: قسمت شرقى در افغانستان تحت الحمايه انگليس شد و قسمت غربى در تصرف ايران باقى ماند. به عبارت ديگر، پرجمعيت‏ ترين نواحى خراسان از ايران جدا شد. با وجود تمام اين فراز و نشيب‏ها ، خراسان يكى از استان‏هاى آباد و حاصلخيز ايران به شمار مي ‏رود. استان خراسان رضوى از نظر جاذبه‏هاى طبيعى (با وجود محدوديت منابع آبى) يكى از مناطق ديدنى ايران است. درياچه ‏هاى كوچك چشمه‏ هاى طبيعى و آب معدنى ، تفرجگاه‏ها ، مناطق حفاظت شده ، ارتفاعات ، قله ‏ها وغارها و... از جاذبه ‏هاى اين منطقه به شمار مى‏روند. استان خراسان اماكن و بناهاى مذهبى و زيارتى متعددى را در خود جاى داده است ، از جمله مجموعه مقدس آستان رضوى حرم مطهر امام رضا(ع) و صدها آرامگاه و امامزاده كه همواره مورد توجه سياحان و زائران قرار دارند و افراد زيادى به منظور زيارت و سياحت به اين استان سفر مي ‏كنند. 

مسافرت و اقامت – استان خراسان رضوي: 

استان خراسان رضوي به جهت وجود بارگاه امام رضا (ع) يکي از استانهاي مسافر پذيرمي باشد.  کليه شهرستانهاي استان خراسان رضوي از نظر راه هاي ارتباطي (هوايي و زميني) ، مخابرات و سيستم هاي درماني تجهيز شده اند و مسافرت به آن ها به راحتي و آساني ميسر است. کليه شهرهاي استان داراي انواع هتل و امکانات اقامتي مي باشند و با فرهنگ جهانگردي نيز آشنايي کامل دارند. معروفترين سوغاتي استان خراسان زعفران است. استان خراسان رضوي امروز از نظر جاذبه هاي طبيعي يکي از مناطق ديدني ايران است. درياچه هاي طبيعي و آب معدني ، تفرجگاه ها ، مناطق حفاظت شده ، ارتفاعات و قله ها و... از جاذبه هاي اين منطقه به شمار مي روند.  

مکان های دیدنی و تاریخی - استان خراسان رضوی:  

استان خراسان رضوي يكي از مهم ترين قطب هاي گردشگري ايران است و از جاذبه هاي طبيعي و مكان هاي ديدني مذهبي و تاريخي بسيار ارزشمندي برخودار است. مهم‌ترين اماكن ديدني استان خراسان رضوي عبارت‌اند از: حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) و مجموعه‌ي آستان قدس رضوي، مسجد گوهرشاد، مدرسه‌ي پريزاد، مدرسه‌ي دودر، بقعه‌ي خواجه ربيع، بقعه‌ي گنبد سبز، آرامگاه نادرشاه افشار، مصلاي مشهد، طرقبه، شانديز، پارك وكيل‌آباد، كوه سنگي، بندگلستان، خواجه اباصلت، خواجه مراد و مقبره‌ي گوهرتاج (در مشهد)، مسجد پامنار، آرامگاه ملاهادي سبزواري، مناره‌ي خسروگرد، رباط مهر، آرامگاه سيدحسن غزنوي و مسجد جامع (در سبزوار)، گنبد هارونيه و آرامگاه فردوسي (در توس)، كتبيه‌ي نادري، عمارت خورشيد، ارغون‌شاه و مسجد كبود گنبد (در كلات نادري)، شهر عتيق، تپه بام و مدرسه‌ي عرضيه (در قوچان)، ‌آرامگاه شاه قاسم انوار و مقبره‌ي شيخ احمد جامي (در تربت جام)، برج كرات (در تايباد)، باغ گلشن (در طبس)، ارگ كلاه فرنگي، درياچه‌ي گل بي‌بي و آرامگاه بابا لقمان (درسرخس)، قدمگاه رباط عباسي و آرامگاه‌هاي عطار، كمال‌الملك و خيام (در نيشابور)، برج علي‌آباد، مناره‌ي فيروزآباد، باغ مزار و آرامگاه مدرس (در كاشمر) و مقبره‌ي شيخ حيدر و مسجد ملك (در تربت حيدريه)، سنگ فيروزه، زعفران، ادويه و مهر و تسبيح از سوغاتي‌هاي استان خراسان رضوي است.   

صنايع و معادن - استان خراسان رضوی: 

خراسان رضوي يكی از مهم ترين مراکز صنايع دستی ايران است، برخی از صنايع دستی آن، چون فيروزه، پوستين دوزی، فرش بافی و... شهرت جهانی دارند. خراسان رضوي به دليل جايگاه ويژه مکانی خود، که محل برخورد پديده های مهم و متفاوت زمين شناختی است، جايگاه مناسبی از لحاظ گنجايش و گوناگونی ذخاير معدنی دارد. ذخيره های زغال سنگ، مس، روی، آهن، منگنز، خاک نسوز، منيزيت، گل سفيد، سنگ های ساختمان، مانند مرمريت، تراورتن، سنگ آهن و گچ، دراستان يافت می شود. کاوش های پيرامون طبس، از وجود ذخاير بزرگ اورانيوم، راديوم و توريم خبر می دهد. اين منابع از لحاظ تأمين انرژی، از ارزش اقتصادی بالايی برخوردارند.  

ازگذشته های دور، بخش بزرگ توليدات خراسان را، فرآورده های کشاورزی و صنايع دستی به خود اختصاص می داده است. از اين رو بخش بزرگ کالای صادراتی استان خراسان در سطح ملّی، فرآورده های کشاورزی، چون گندم، زعفران، زرشک، کشمش، پوست دام، و در مورد هنر های دستی، فرش، فيروزه تراشيده شده، پوستين،... بوده است. علاوه بر آن، زوار مقداری از کالای ناحيه ای خود را برای فروش به مشهد آورده‎، به هنگام بازگشت، سوغات و بخشی از نيازهای مصرفی خويش را خريداری می کردند، که در افزايش بازرگانی خراسان، به ويژه شهر مشهد مؤثر بوده است.  

کشاورزی و دام داری - استان خراسان رضوی: 

استان خراسان رضوي به دليل شرايط ويژه اقليمی، وجود خاک های زراعی مرغوب، آب فراوان، دشت ها و درّه های بزرگ و حاصل خيز، دارای پيشينه درخشانی در امر کشاورزی است و می‎توان گفت، که سرزمين پر برکت خراسان رضوي، با آب و هوای گوناگون و منابع آب و خاک، از امکان‎های بالقوه بسيار بالايی برای گسترش کشاورزی برخوردار است. دشت های پهناور خراسان در نواحی گرم، معتدل و سرد گسترده شده‎اند. توليد فرآورده‎های سردسيری، نيمه گرمسيری وگرمسيری، مانند: گردو، بادام، سيب، گلابی، پسته، زعفران، خرما و مرکبات، از ويژه گی های خراسان است.

خراسان مهم ترين منطقه پرورش دام در ايران است. اين كار با روش های گوناگونی صورت می‎گيرد که مهم ترين عامل ايجاد اين اختلاف‎ها، آب و هوا، به ويژه ريزش باران است. پرورش دام دراستان خراسان رضوي به شکل های گوناگون کوچ نشينی، رمه گردانی، روستايی و تلفيق زراعت و دام داری و دام پروری صنعتی ديده می شود. مهم ترين دام هايی که درخراسان پرورش داده می شوند، گوسفند، بز، گاو، گاوميش و شتر است. فعاليت گاوداری به شيوه صنعتی برای توليد شير و گوشت در خراسان از اهميت زيادی برخوردار است. اين استان از نظر ظرفيت توليد شير و گوشت و توليدات دامي دارای اهميت زيادي در كشور است.  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان خراسان رضوی: 

واژه خراسان گويا بازمانده گونه کهن واژه «خاور» و متشکل از دو جز «خور» به معنای خورشيد و« آسان» به معنی آمدن است يعنی جايی که خورشيد از آن بر می آيد. پسوند رضوي آن به سبب وجود بارگاه مقدس حضرت رضا(ع) در اين استان به اين منطقه داده شده است. خراسان جزو ساتراپی پهناور پرثوه بوده است. اين ايالت پهناور، که سرانجام قرارگاه و کشور نيرومند اشکانيان شد، درآغاز تاريخ ايران باستان، مادها را به سوی خود کشانيد. جغرافی نگاران آورده‎اند که چون تنگدستی عمومی و عوامل نامطلوب طبيعی اين استان، با جايگاه شاهانه و زندگی پر تجمل پادشاهان هخامنشی ناسازگار بود، هرگاه که گذرشان به خراسان می‎افتاد، می‎کوشيدند تا هرچه زودتر سرزمين پارت ها را پشت سر گذارند. اما همين عوامل نامساعد طبيعی، اشکانيان، يعنی اين شاخه از مردمان هند و اروپايی را مردمی سخت کوش، بردبار، و دلير گردانيد و اين ويژگی های اخلاقی، نام آنان را بلند آوازه ساخت.

به هنگام ناتوانی هخامنشيان، از اين منطقه اشک نامی، که بنيان گذار خاندان اشکانی شناخته شده است، حکومت سلوکيان را از ميان بر داشت و حکومت نوينی را بنياد نهاد. در دوران ساسانی که ملوک الطوايفی بر چيده شد؛ خراسان باستانی يا ساتراپی پارت به شکل يکی از استان های ايران شهر درآمد و توسط سپاهبدی اداره می شد. در1303هـ. ش، که ادوارد توماس، ترجمه درست سنگ نبشته های پايکولی را منتشر ساخت، حدود خراسان باستانی به خوبی روشن شد. حدود چهار مرزبان نشين خراسان در روزگار ساسانيان، از دروازه‎های دريای مازندران، نزديک ری آغاز و با گذشتن از کوه های البرز و دره اترک تا درگز ادامه می يافت. سپس از بيابان تجن و مرو به جيحون و پامير رسيده، در آن جا در ادامه رود جيحون تا ستيغ هندوکش و از آن نقطه به سوی باختر به امتداد رشته هندوکش به جنوب متوجه شده از ناحيه هرات وکاشمر امروزی و خواف می گذشت و کُهستان / قهستان را بريده، دوباره به دروازه های دريای مازندران می پيوست.

گشودن منطقه بزرگی چون خراسان برای مسلمانان به آسانی ميسر نشد، از اوايل خلافت عمر، تا ميانه خلافت عثمان، يعنی در طی بيست سال، با وجود کوشش‎های پياپی سرداران اسلامی، سرزمين خراسان بر روی مسلمانان نا گشوده ماند، تا آن که عبدالله بن عامر از سوی عثمان مأمور گشودن آن منطقه شد. نخستين شهری که در خراسان به دست يکی از سرداران عبدالله در سال 31 هـ. ق، گشوده شد، طبس بود و گشودن ديگر نواحی تا زمان حکومت معاويه به سال 42 هـ. ق، و شايد هم تا مدت ها پس از آن تاريخ به درازا کشيد. در دو سده‎ای که خراسان زير نظر نماينده‎گان خلفای بغداد اداره می شد، اوضاع برای روی کار آمدن مردانی، که در آن سر زمين ادعای استقلال در سر داشتند، مساعد نبود. نخستين فرصتی که برای درست شدن آن آرمان ديرينه، روی نمود، اختلافی بود که بين امين و مأمون، فرزندان هارون الرشيد خليفه عباسی، بر سر جانشينی خليفه در گرفت. در اين کشمکش، مأمون از طاهر بن حسين، سردار سپاه خراسان کمک خواست. در جنگ‎هايی که ميان جنگ‎جويان آن دو برادر روی داد، همه جا طاهر بر سردار سپاه امين چيره گرديد و سرانجام در 198 هـ. ق، بغداد را محاصره و آن شهر را به نام مأمون عباسی گشود. همين که خلافت مأمون روشن شد, وی به پاس آن لشکرکشی های درخشان، در سال 205 هـ. ق، حکومت خراسان را به طاهر بن حسين واگذار کرد.

طاهر بن حسين پايتخت خراسان را از مرو به نيشابور منتقل ساخت و شالوده دودمانی را ريخت که نخستين حکومت مستقل حکم رانان ايرانی پس از يورش عرب ها به شمار می آيد. دوران حکم رانی طاهريان، که آغاز استقلال اين منطقه بود، از نيم سده گذشت و سرانجام در سال 295 هـ. ق، يعقوب ليس صفار، بنيان گذار دودمان صفاريان سيستان، با گرفتن شهر نيشابور، به فرمان روايی آنان پايان داد.

در سال 283 هـ. ق، عمروليث صفاری به خراسان لشکر کشيد وآن ايالت را جزو سيستان کرد. در سال 287 هـ. ق، امير اسماعيل سامانی خراسان را گشود و به سرزمين ورز رود يا ماورارءالنهر افزود. در دوران فرمان روايی صفاريان و سامانيان، زبان فارسی جان تازه ای يافت. ترجمه تاريخ وتفسير طبری در اين روزگار فراهم شد و محمد بن وصيف سيستانی و ابو عبدالله جعفر، سرشناس به رودکی، شعر فارسی را بر شالوده نوينی استوار ساختند. دوران 130 ساله فرمان روايی خاندان سامانی ( 261-389 هـ. ق ) بر خراسان و ماوراءالنهر، و خدمت بزرگی که پادشاهان آن خاندان به رستاخيز زبان فارسی و گسترش علم وادب نمودند، يکی از درخشان ترين فصل های تاريخ ايران را تشکيل می دهد.

پس از سامانيان، غزنويان ( 351-581 هـ. ق ) در سال 384 هـ. ق، بر خراسان و ماوراءالنهر چيره شدند. اينان نيز به تقليد فرزندان سامان، به گسترش علم و ادب و تشويق شاعران و نويسنده ‎گان فارسی زبان پرداختند. مهم ترين رويداد دوران 230 ساله حکم رانی غزنويان، تجزيه خراسان باستانی به دو بخش جداگانه بود، که در سال 451 هـ. ق، صورت گرفت. بخش بزرگی که شامل افغانستان کنونی است و پايتخت اش شهر غزنی بود، در دست غزنويان ماند و بقيه خراسان از آن سلجوقيان شد.

قلمرو پادشاهان سلجوقی نيز پس از 123 سال ( 429 – 552 هـ. ق ) به دست خوارزمشاهيان افتاد و حکومت خوارزمشاهيان هم پس از يک سده و نيم، در سال 617 هـ. ق، به دست لشگريان مغول بر چيده شد. هرات، پايتخت باستانی آريا - خراسان، که يکی از کهن سال ترين شهرهای خراسان باستانی بود، مانند بسياری ديگر از شهر ها در فتنه مغول آسيب بسيار ديد.

در اواخر سده 7 هـ. ق، که سلسله ايل خانان در ايران ايجاد شد، خراسان به قلمرو آنان افزوده شد و يکی از نمايند‎گان ايل خانان که پسر يا وارث تاج و تخت پادشاهی بود، بر خراسان حکومت می کرد. با درگذشت ابوسعيد بهادر خان ( 716 – 736 هـ. ق ) خاندان های آل کرت ( 643 – 783 هـ. ق ) که از ملوک ايران خاوری بودند در آن حدود حکومت داشته پايتخت‎شان شهر هرات بود. هم چنين از سال 783 هـ. ق سربداران در سبزوار به حکومت رسيده تا سال 788 هـ. ق، در آن نواحی حکومت داشتند. در سال 783 هـ. ق، تيمور لنگ خراسان را گشود، سپس هرات، پايتخت فرزندش شاهرخ شد. تنها شهری که در دوره فرمانروايی تيمور به اوج شکوفايی خود رسيد، سمرقند بود. سمرقند که در خاور بخارا و نزديک رود زرافشان قرار داشت پيش از آن نيز يکی از آبادترين و ثروتمندترين شهر های خراسان باستانی بود. دوره فرمانروايی جانشينان تيمور بر خراسان و ورز رود ماوراءالنهر از 807 تا 913 هـ. ق، به درازا كشيد. در اين مدت بيشتر شهرهای خراسان ازآرامش و آسايش برخوردار بود. سلطان ابو سعيد، نواده تيمور از 855 تا 872 هـ. ق، بر خراسان حکومت کرد و در جنگ با امير حسن بيگ، سرشناس به اوزون حسن، بنيان گذار دودمان بايندری يا ترکمانان آق قويونلو ( سفيد گوسفند) کشته شد.

دوره فرمان روايی جانشينان ابو سعيد به سال 913 هـ. ق، با افتادن خراسان به دست شيبک خان اوزبک به سر آمد. چيرگی شيبک خان اوزبک بر خراسان، آغاز يورش های پي گيری است، که در دوران پادشاهی شاه اسماعيل اوّل و شاه تهماسب صفوی موجب خرابی ها و آسيب های بسياری بر شهرهای هرات، نيشابور و توس ( مشهد) شد. شاه اسماعيل صفوی پس از گشودن مشهد، به دنبال ازبکان تاخت و در سال 916 هـ. ق، قلعه مرو را گشود و شيبک خان ازبک در روستای محمودآباد، در نزديکی مرو کشته شد. بدين ترتِب سراسرخاک خراسان تا کرانه آمويه به دست صفويان افتاد و مذهب شيعه امامی، کيش رسمی مردم اين منطقه شد.

خطريورش ازبکان بر خراسان پس از کشته شدن شيبک خان، هم چنان ادامه يافت و شاه اسماعيل به استوار ساختن هرات فرمان داد. درسال 921 هـ. ق، فرزند خود، تهماسب ميرزا را همراه لـله‎اش با عنوان سلطنت خراسان، به هرات فرستاد. اين اقدام آغاز رواج روش نويي بود، که تا اواخر دوران صفوی ادامه يافت، چنان که تهماسب نيز نخست اسماعيل ميرزا و سپس پسر بزرگ خود، محمّد ميرزای سر شناس به خدابنده را در سال 943 هـ. ق، با همان عنوان به شهر هرات فرستاد و عباس ميرزا، که بعد ها به شاه عباس بزرگ سرشناس شد، به سال 978 هـ. ق، در شهر هرات به دنيا آمد. به هر حال تا سال 1006 هـ. ق، که شاه عباس در نزديکی هرات، ازبکان را به کلی شکست داد، شهر های خراسان، چه در اثر يورش های اين مردمان سرکش و چپاول‎گر و چه در اثر آشوب های درونی، خرابی و زيان بسيار ديد.

در اواخر دوران صفوی، ملک محمود سيستانی، تون ( فردوس) را گرفت و در سال 1136 هـ. ق، خراسان را گشود و در مشهد استقرا يافت. در اين زمان شاه تهماسب صفوی و نادر قلی افشار برای نجات ايران با يک ديگر پيمان بسته نادر فرمانده سپاه ايران شد. سه سال بعد نادر مشهد را از ملک محمود سيستانی پس گرفت.

پس از کشته شدن نادر شاه افشار در سال 1160 هـ. ق، در خبوشان ( قوچان)، عليقلی خان، برادرزاده‎اش به حکومت رسيد. وی در سال 1161 هـ. ق، به دست برادرش ابراهيم خان کشته شد و شاهرخ، پسر رضاقلی ميرزا و نواده نادرشاه به حکومت رسيد.

شاهرخ شاه تا سال 1210 هـ. ق، بر خراسان حکومت کرد و در همان سال به دست آغا محمّد خان قاجار از حکومت بر کنار شد و درگذشت. با قتل نادر ميرزا، پسر شاهرخ شاه، آخرين بازمانده افشار در سال 1217 هـ. ق، به دست فتح علی شاه قاجار، سراسر خراسان، از جمله شهر مشهد به دست قاجاريان افتاد.  

مشخصات جغرافيايي - استان خراسان رضوی: 

استان خراسان رضوي يكي از جديد ترين استان هاي ايران است كه از تقسيم استان خراسان بزرگ به وجود آمده است. مرکز اين استان ( شهر مقدس مشهد ) در پهناي شمالي 36 درجه و 17 دقيقه, درازاي خاوري 59 درجه و 36 دقيقه و ارتفاع970 متري از سطح دريا واقع شده است. اين استان از سمت شمال به خراسان شمالي و تركمنستان‏, از خاور به افغانستان, از جنوب به استان خراسان جنوبي, از باختر به استان سمنان و از جنوب باختري به استان يزد محدود شده است. شهرستان هاي مشهد, تايباد, تربت جام, تربت حيدريه, رشتخوار, قائنات, خواف, فردوس, چناران, سرخس, درگز, سبزوار, فريمان, قوچان, برداسكن, خليل آباد, كاشمر, گناباد, نيشابور و كلات شهرستان هاي اين استان هستند. راه های زمينی و هوايی استان به شرح زير است : راه های زمينی در خراسان رضوي به راه های جاده ای و راه های آهن بخش می شوند. راه های جاده‎ای خراسان رضوي، شامل محورهای زير هستند:

محور شمالی: اين راه از طريق مازندران، به محورهای شمال باختری خراسان شمالي می پيوندد. مسيراصلی آن، شهرستان های بجنورد، شيروان، قوچان، چناران و مشهد است. دنباله اين راه از طريق فريمان، تربت جام، تايباد، به دوغارون در مرز افغانستان رفته به راه های آن کشور می پيوندد. درازای اين مسير از مرز افغانستان تا شهر بجنورد در خراسان شمالي حدود 550 کيلومتر است.

محور باختری: اين راه بهترين مسير مشهد – تهران است، که پس از گذشتن از سمنان، دامغان و شاهرود، به راه های استان خراسان رضوي پيوسته و از شهرهای سبزوار و نيشابور گذشته در مشهد پايان می پذيرد. درازای اين مسير 892 کيلومتر است.

محور جنوبی: اين راه سبب پيوستن استان خراسان رضوي با خراسان جنوبي و شهرهای يزد، کرمان، زاهدان و زابل می شود. اين راه پس از گذشتن از تربت حيدريه، گناباد، فردوس و طبس، از طريق رباط پشت بادام، به يزد می رسد، که درازای آن 939 کيلومتر است. شاخه ديگر اين راه، از مسير ديهوک و راور به کرمان می‎رسد، که درازای مسير آن، 894 کيلومتر است. در حال حاضر اين مسير برای گذشتن اتومبيل های سواری و مسافرت های خانوادگی مناسب نيست.

راه سوم، راه مشهد – زاهدان است، که پس از گذشتن از شهر های گناباد، قائن و بيرجند در خراان جنوبي، به زاهدان می رسد. درازای اين مسير از مشهد تا زاهدان 975 کيلومتر است.

راه آهن : درازای راه آهن تهران - مشهد 925 کيلومتر است. انجام و تکميل طرح خط آهن مشهد– پيش از رسيدن به سرخس در مرز ايران و ترکمنستان، به درازای 160 کيلومتر در درون ايران کشيده شده و پس از مسيری ديگر به درازای 130 کيلومتر، نه تنها شبکه راه آهن آسيای مرکزی را به بندرهای خليج فارس می پيوندد، بلکه با کمک يک خط آهن جديد به درازای 3 هزار کيلومتر، سبب پيوند چين به اروپا می شود که از مسيری که در خاک شوروی پيشين قرار داشت کوتاه تراست. بخش ديگراين طرح، راه آهن مشهد – بافق است که ساختمان آن در دست اقدام است.

فرودگاه بين المللي شهر مشهد در رديف فرودگاه هاي بين المللي بوده و دارای تجهيزات و کادر تخصصی کافی در كشور است.

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان خراسان رضوي

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

مشهد

نيشابور

مشهد- نيشابور

قدمگاه- آرامگاه خيام- آرامگاه عطار- آرامگاه كمال الملك- امامزاده محمد محروق- آرامگاه فضل بن شاذان- دهكده و مسجد چوبي- ييلاق درود- ييلاق بوژان- آبشار يار

2

مشهد

كلات

مشهد- كلات

عمارت خورشيد- دروازه ارغونشاه- برج و باروي دربند ارغونشاه- كتيبه نادري- مسجد كبود گنبد- بند(سد) نادري- آبشار قره سو- آبشار ارتكند- ييلاق خانه زو

3

مشهد

تربت جام

مشهد – تربت جام

سد فريمان- ييلاق و رودخانه روستاي چنار- آرامگاه شيخ احمد جامي- رباط جام- آبگرم شاهدان گرماب- دره ارزنه

4

مشهد

گناباد

مشهد - گناباد

كاخك- آب انبار شريعت- قنات قصبه- مسجد جامع- مدرسه نجوميه- كاخ صوفيه- رباط زين آباد- بيدخت

5

مشهد

فردوس

مشهد - فردوس

آبگرم فردوس- مسجد كوشك- حمام كوشك- امامزاده سلطان محمد و سلطان ابراهيم

6

مشهد

درگز

مشهد- درگز

پارك جنگلي تندروه (چهلمير)- قلعه بنديان- بازارچه مرزي لطف آباد

7

مشهد

كاشمر

مشهد - كاشمر

امام زاده سيد مرتضي- امامزاده سيد حمزه- آرامگاه مدرس

8

مشهد

شانديز

مشهد - شهر توس - شانديز

آرامگاه فردوسي- بقعه هارونيه- بازار شهر شانديز- ييلاق ابرده- ييلاق زشك

9

مشهد

سرخس

مشهد - سرخس

درياچه بزنگان- سد دوستي- پل خاتون- بابا لقمان- شيلات- رباط شرف

10

مشهد

اخلمد

مشهد - اخلمد

ييلاق و آبشار زيباي اخلمد


موضوعات مرتبط: خراسان رضوی
[ ] [ ] [ محمد شهسوارزاده ]

استان خراسان جنوبی:

مجاورت : شمال: استان خراسان رضوی   جنوب غربی : استان کرمان  جنوب شرقی : استان سیستان و بلوچستان  شرق: کشور افغانستان غرب: استان یزد
آب و هوا: در نواحی شرقی معتدل و کوهستانی و در نواحی جنوبی و کویری دارای آب و هوای گرم و خشک و بیابانی - ارتفاع متوسط:۹۹۰M دما:۶/۱۳ º c
وسعــــت:  ۹۰۰۰۰کیلومتر مربع
جمعـیــت:  بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۴۲۰/۶۳۶ نفر

تقسیمات: 6 شهرستان ، 13 بخش ، 16 شهر و 40 دهستان

شهرستانها: بیرجند/مرکز استان - سربیشه - قائنات - نهبندان

موقعيت جغرافيايي – استان خراسان جنوبي: 

استان خراسان جنوبي ، با مساحتي معادل 90000 کيلومتر مربع در شرق ايران قرار دارد. اين استان از شمال به خراسان رضوي،از شرق به کشور افغانستان ، از جنوب شرقي به استان سيستان و بلوچستان ، از جنوب غربي به استان کرمان و از غرب به استان يزد محدود مي باشد. خراسان جنوبي 4 شهرستان دارد که عبارتند از: بيرجند ، قاينات ، سربيشه و نهبندان ، بر اساس آخرين آمار 1385 جمعيت اين استان 636420 نفر برآورد شده است که 326695 نفر شهرنشين و 309725 نفر روستانشين و يا غير ساکن بوده اند. 

آب و هوا – استان خراسان جنوبي:  

استان خراسان جنوبي ، ناحيه اي خشک و گرم است ، که از نظر موقعيت طبيعي به دو منطقه کوهستاني و دشتي تقسيم مي شود. مناطق کوهستاني عمدتا" در شمال و شمال شرقي آن قرار دارند ، و مناطق دشتي و هموار آن در قسمت هاي جنوب ، غرب و جنوب شرقي قرار گرفته اند. استان خراسان جنوبي جزو ناحيه گرم و خشک محسوب مي شود و بيش تر نواحي آن اقليمي خشک دارد و تنها نواحي کوهستاني آن از آب و هواي معتدل برخوردار است. آب و هواي استان را مي توان به شرح زير تقسيم بندي نمود: آب وهواي نيمه بياباني معتدل ، که مناطق شمالي و شمال شرقي استان را در برمي گيرد ، آب و هواي گرم و خشک بياباني ، که مناطق جنوب و غرب استان را در بر مي گيرد. بيش ترين درجه حرارت استان درتابستان ها 40 درجه    سانتي گراد بالاي صفر و کم ترين آن در زمستان ها 10 درجه زير صفر است. متوسط بارندگي استان نيز در حدود 200ميليمتر در سال است. 

تاريخ و فرهنگ – استان خراسان جنوبي:  

خراسان جنوبي در گذشته بخشي از سرزمين قهستان(معرب کوهستان)بود. قهستان در گذشته به ولايات جنوب خراسان اطلاق مي شد ، که از شمال شرق تا هرات و از غرب و جنوب تا کوير لوت و سيستان امتداد داشت و مرکز آن (قاين) بود. در روايات اساطيري بناي قهستان را به سام ابن نريمان نسبت داده اند و آن را بخشي از قلمرو فريدون پيشدادي مي دانند. در اين منطقه روستاهايي با نام هاي سلم آباد ، فريدون ، گيو و.... وجود دارند که مويد اين روايات هستند ، بر اساس کتيبه هاي به جا مانده از دوره هخامنشي و به گفته بعضي از مورخان يوناني ، قهستان سکونتگاه قوم ساگارت ، از اقوام آريايي بود. هرودوت مورخ يوناني مي نويسد: آن ها در رديف اقوام شرقي هستند و از سکنه ساتراپ چهاردهم هخامنشيان به شمار مي روند. از اواخر قرن پنجم هجري قمري قهستان به يکي از مراکز مهم فعاليت فرقه اسماعيليه به رهبري حسن صباح تبديل شد. زيرا از آنجايي که اين ناحيه از موقعيت مناسب اقليمي و طبيعي برخوردار نبود و مورد بي توجهي حکومت هاي مرکزي بود ، براي فعاليت هاي فرقه اسماعيليه داراي شرايط مساعدي بود. لذا ، بعد از منطقه الموت ، قهستان به مهم ترين مرکز فعاليت اسماعيليان تبديل شد ، که قلمروي در حدود ترشيز(کاشمر) تا نه (نهبندان) را در بر مي گرفت. صفويان ، که به امر تجارت اهميت زيادي مي دادند ، باعث رونق و گسترش تجارت در اين منطقه شدند و همچنين امنيت نسبتا" پايداري در آن حوالي ايجاد کردند. در آن زمان بيرجند ، که قصبه اي بيش نبود به عنوان حاکم نشين قاينات برگزيده شد و خاندان اميريه علم که خود را به حازم به خزيمه منتسب مي کردند ، در راس آن قرار گرفتند و بعدها در کليه تحولات صفحات شرقي و جنوب شرقي ايران نقش فعالي را ايفا نمودند. خراسان جنوبي تا 1383 خورشيدي ، بخشي از استان پهناور خراسان بود ، ولي در اين سال براساس تقسيمات جديد کشوري ، از آن منفک شد و خود مستقلا" به استان مجزايي تبديل گرديد. 

مسافرت و اقامت – استان خراسان جنوبي: 

کليه شهرستانهاي استان خراسان شمالي از نظر راه هاي ارتباطي (هوايي و زميني) ، مخابرات و سيستم هاي درماني تجهيز شده اند و مسافرت به آن ها به راحتي و آساني ميسر است. کليه شهرهاي استان داراي انواع هتل و امکانات اقامتي مي باشند و با فرهنگ جهانگردي نيز آشنايي کامل دارند. معروفترين سوغاتي استان خراسان زعفران است. استان خراسان شمالي امروز از نظر جاذبه هاي طبيعي يکي از مناطق ديدني ايران است. درياچه هاي طبيعي و آب معدني ، تفرجگاه ها ، مناطق حفاظت شده ، ارتفاعات و قله ها و... از جاذبه هاي اين منطقه به شمار مي روند.  

مکان های دیدنی و تاریخی - استان خراسان جنوبی: 

استان خراسان جنوبي از مكان هاي تاريخي و ديدني زيادي برخوردار است كه عبارتند از: سنگ نگاره و نقش كال جنگال, سنگ نگاره لاخ مزار, مسجد جامع چهار درخت, قلعه خورگ, مدرسه شوكتيه, قلعه شاه دژ, قلعه كهنه و تپه صيادان, تخت سردار, قلعه نيه, مزار پر سر, مزار پيرحاجيان مزار يا قدمگاه هماهنگ و مسجد گلستان.  

صنايع و معادن - استان خراسان جنوبی: 

صنايع استان خراسان جنوبي در دو دسته صنايع دستي و صنايع ماشيني قابل بررسي است. فرش بافی از هنرهای دستی مهم مردم بيرجند به شمار می رود و فرش ها با طرح های كاشان و محلی و قاليچه ها بيش تر با طرح های بلوچی، سيستانی، تركمنی و … توليد می شوند.   

کشاورزی و دام داری - استان خراسان جنوبی: 

فرآورده های كشاورزی استان خراسان جنوبي كه بيش تر در شهرستان بيرجند توليد مي شوند عبارتند از: زعفران، گندم، جو، ‌چغندر قند، پنبه، تره بار، گردو، سيب، عناب و آلو زرد. در اين منطقه دام داري بيش تر به صورت سنتي رواج دارد و انواع توليدات دامي در اين استان رواج دارد.   

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان خراسان جنوبی: 

بر اساس نظر محققين؛ واژه خراسان بازمانده گونه کهن واژه «خاور» و متشکل از دو جزء «خور» به معنای خورشيد و «آسان» به معنی آمدن است. يعنی جايی که خورشيد از آن برمی آيد و چون اين منطقه در خاورايران قرار گرفته, اين وجه تسميه به نظر درست مي آيد. درباره تاريخ اين خطه از ايران زمين بايستي گفت: به طور كلي خراسان جزء ساتراپی پهناور پرثوه بوده است.اين ايالت پهناور دردوره باستاني قرارگاه و کشور نيرومند اشکانيان شد و درآغاز تاريخ ايران باستان، مادها را به سوی خود کشانيد. تاريخ شهرستان هاي مختلف اين استان؛ در بخش هاي مربوطه به طور كامل آورده شده است.   

مشخصات جغرافيايي - استان خراسان جنوبی: 

استان خراسان جنوبي يكي از جديد ترين استان هاي ايران است كه از تجزيه استان بزرگ خراسان (سابق) به وجود آمده است. اين منطقه؛ سه شهرستان با نام هاي بيرجند, نهبندان و سربيشه را دربرمي گيرد. مركزاين استان؛ شهر بيرجند است كه درمركز استان و در درازاي جغرافيايي 57 درجه و 19 دقيقه و پهناي جغرافيايي 37درجه و 28 دقيقه واقع شده است. اين منطقه داراي آب و هواي نيمه معتدل و مرطوب با زمستان های سرد و تابستان های گرم است. ميانگين بارش اين استان به 250 ميلي متر می رسد.

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان خراسان جنوبي 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

بيرجند

روستاي چنشت

بيرجند- مزاركاهي- روستاي چنشت

امامزاده بي بي زينب خاتون- روستاي چنشت- غارهاي زيبا- امامزاده سيد حامد علوي

2

بيرجند

روستاي درميان

بيرجند- اسديه- روستاي درميان

بناهاي تاريخي محور بيرجند- شهر باستاني اسديه- قلعه تاريخي فورگ- روستاي فورگ- روستاي درميان

3

بيرجند

قاين

بيرجند- قاين

جاذبه هاي تاريخي و طبيعي

4

بيرجند

روستاي خور

بيرجند- خوسف- روستاي خور

شهر خوسف- آرامگاه ابن حسام خوسفي- روستاي خور

5

بيرجند

روستاي ماخونيك

بيرجند- سربيشه- روستاي ماخونيك

روستاي تاريخي ماخونيك- معادن بازالت سربيشه

6

بيرجند

كريمو

بيرجند- سرايان- منطقه ييلاقي مصعبي و كريمو

بناهاي تاريخي شهر سرايان- كاخك و روستاهاي زيباي مصعبي و كريمو- امامزاده سلطان كريم شاه- امامزاده مصيب

 

موضوعات مرتبط: خراسان جنوبی
[ ] [ ] [ محمد شهسوارزاده ]

استان چهار محال و بختیاری:

مجاورت : شمال: استان اصفهان  شمال غرب: استان لرستان   جنوب:استان کهکیلویه و بویراحمد  شرق:استان اصفهان  غرب:استان خوزستان
آب و هوا: به علت ماهیت کوهستانی مرتفع، که درمسیر بادهای مرطوب سیستم‌های مدیترانه‌ای قرار داشته و موجب صعود و تخلیه بار این سامانه‌ها می‌گردد، این استان دارای بارش نسبتاً مناسب است ارتفاع متوسط: ۰۰۰/۲ M  دما:۸/۱۲ º c
وسعــــت: ۲۸۵۵۹ کیلومتر مربع
جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۹۱۰/۸۵۷
تقسیمات: ۶ شهرستان ،۲۴ شهر، ۱۵ بخش و ۳۴ دهستان

شهرستانها: اردل - بروجن - شهرکرد/مرکز استان - فارسان - کوهرنگ - لردگان -            گالری تصاویر

موقعيت جغرافيايي – استان چهارمحال و بختياري:

استان چهار محال و بختياري با 28559 كيلومتر مربع‌ وسعت‌ و در قلمرو مركزي‌ رشته‌ كوههاي‌ زاگرس ‌بين‌ پيشكوههاي‌ داخلي‌ و استان‌ اصفهان استقرار يافته‌ است‌. اردل ، بروجن ‌، شهرکرد ، فارسان و لردگان 5 شهرستان اين‌ استان‌ مي‌باشند. شهركرد مركز استان‌ چهارمحال‌ و بختياري‌ است‌. استان‌ چهارمحال‌ و بختياري‌ درسال‌ 1385 حدود 857910 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌ كه‌ 442298 نفر آن‌ شهر نشين‌ ، 415612 نفر روستانشين‌ و يا ‌ غير ساكن‌ (كوچ‌ رو) بوده‌ است‌. 

آب و هوا  -  استان چهارمحال و بختياري:

استان چهار محال و بختياري در ناحيه‌ مركزي‌ سلسله‌ جبال‌ زاگرس‌ كه‌ از شمال‌ غربي‌ به‌ جنوب‌ شرقي‌ امتداد دارد واقع‌ شده‌ است‌. بلندترين‌ استان‌ در ناحيه‌ غربي‌ با 4548 متر ارتفاع‌ در قله‌ زرد كوه‌ بختياري‌ و پست‌ترين‌ نقطه‌ آن‌ در ناحيه‌ شرقي ‌چهارمحال‌ است‌ .كوههاي‌ استان‌ سرچشمه‌ اصلي‌ رودخانه‌هاي‌ دائمي‌ زاينده رود و کارون و در سراسر سال‌ پوشيده‌ از برف‌ هستند و جزو حوزه‌هاي‌ آبگير دائمي‌ ايران‌ به‌ شمار مي‌روند. به‌ دليل‌ شيب‌ ارتفاعات‌ بختياري‌ كه‌ از شمال‌ غربي‌ به‌ جنوب‌ شرقي‌ كشيده‌ شده‌اند ، همچنين‌ به‌ دليل‌ بلندي‌ عوارض‌ طبيعي‌ ، موقعيت‌ جغرافيايي‌ و توپوگرافي‌ ، آب‌ و هواي‌ استان‌ نسبتاً سرد است‌.

در ارتفاعات‌ بالاي‌ 2000 متر كه‌ مساحت‌ عمده‌ استان‌ را در برمي‌گيرد ريزش‌ برف‌ و باران‌ از اواسط‌ پاييز تا فروردين‌ ادامه‌ دارد ، ولي‌ در مناطق‌ پست‌ با بيش‌ از 40 درجه‌ حرارت‌ در تابستان ‌، حجم‌ نزولات‌ جوي‌ كمتر است‌.

فصل‌ سرما از اواسط‌ آبان‌ آغاز و 4 تا 5 ماه‌ ادامه‌ پيدا مي‌يابد. سردترين‌ ماههاي‌ سال ‌، دي‌ و بهمن‌ است‌. متوسط‌ درجه‌ حرارت‌ استان‌ 3/10+ درجه‌ سانتي‌گراد ، حداكثر مطلق‌ درجه‌ حرارت‌ 2/35+ و حداقل‌ مطلق‌ آن‌ 6/15-  درجه‌ سانتي‌گراد مي‌باشد. ميزان‌ بارندگي‌ سالانه ‌426 ميلي‌متر و تعداد روزهاي‌ يخبندان‌ 127 روز است‌. از ارديبهشت‌ تا آبان‌ جزو ماههاي‌ خشك‌ و ماههاي‌ آذر ، دي‌ ، بهمن‌ و اسفند جزو ماههاي‌ يخبندان‌ به‌ شمار مي‌رود. 

تاريخ و فرهنگ – استان چهارمحال و بختياري:

تاريخ‌ سرزمين چهارمحال و بختياري با تاريخ‌ ايل‌ بختياري‌ در هم‌ آميخته‌ است‌. بختياري‌ها شاخه‌اي‌ ازطوايف‌ لر هستند كه‌ در تاريخ‌ ايران‌ به‌ (لر بزرگ‌) مشهور شده‌اند. ايل بختياري به‌ دو دسته‌ بزرگ‌ هفت‌ لنگ‌ وچهار لنگ‌ تقسيم‌ مي‌شود. قلمرو تابستاني‌ يا ييلاقي‌ چهار لنگ‌ها در شمال‌ منطقه‌ و هفت‌ لنگ‌ها در جنوب‌ آن ‌واقع‌ است‌. منطقه‌ بختياري‌ گاهي‌ جزء استان‌ فارس و زماني‌ جزء حكومت‌ خوزستان بود.

حيات‌ عشايري‌ بختياري‌ها و ويژگي‌هاي‌ ناشي‌ از اين‌ نوع‌ زندگي‌ اجتماعي‌ باعث‌ شده‌ است‌ كه‌ آثار تاريخي ‌و باستاني‌ اندكي‌ در استان‌ بوجود آيد ، ولي‌ زيبايي‌هاي‌ طبيعي‌ آن‌ كم‌ نظير و جالب‌ توجه‌ است‌ ، بطوريكه‌ هر بيننده‌اي‌ را مجذوب‌ مي‌سازد. تالاب‌هاي‌ دل‌انگيز و زيبا ، تفرجگاههاي‌ مصفا ، حواشي‌ سرسبز رودخانه‌ها ، گلزارهاي‌ بي‌ نظير، چشمه‌هاي‌ آبگرم‌ و معدني‌ ، آبشارهاي‌ فرحبخش ‌، ارتفاعات‌ بلند ، برف‌ فراوان‌ زمستان‌ و دهها عنصر طبيعي‌ ديگر، جلوه‌هاي‌ بسيار زيبا و ديدني‌ فراهم‌ آورده‌ و زمينه‌هاي‌ مساعدي‌ را براي‌ بهره‌ برداري‌هاي ‌گردشگاهي‌ و ورزش‌هاي‌ زمستاني‌ بوجود آورده‌ است‌.

استان‌ چهار محال‌ و بختياري‌ از لحاظ‌ آداب‌ و رسوم‌ و كنش‌هاي‌ فرهنگي‌ يكي‌ از جالب‌ترين‌ مناطق‌ عشايري‌ ايران‌ است‌. مراسم‌ ويژه‌ عشايري‌ در ارتباط‌ با زندگي‌ كوچ‌ و كوچ‌ نشيني ‌، انجام‌ مراسم‌ ويژه‌ در اعياد ملي‌ و مذهبي‌ ، نحوه‌ ازدواج‌ و همسرگزيني ‌، چگونگي‌ انجام‌ سوگ‌ها و عزاهاي‌ خصوصي‌ و مذهبي ‌، موسيقي‌ و رقص‌ بومي ‌، نوع‌ پوشش‌ زنان‌ و مردان‌ و... از جمله‌ جاذبه‌هاي‌ فرهنگي‌ منطقه‌ محسوب‌ مي‌شوند. 

مسافرت و اقامت – استان چهارمحال و بختياري:

استان چهار محال و بختياري عليرغم‌ موقعيت‌ جغرافيايي‌ مرتفع‌ و كوهستاني‌ از شبكه‌ ارتباطي‌ مطلوبي‌ برخوردار است‌. شهرهاي‌ استان‌ داراي‌ جاده‌ آسفالت‌ و دسترسي‌ مناسب‌ مي‌باشند. انواع‌ تأسيسات ‌پذيرايي‌ و ميزباني‌ تجهيزات‌ زير بنايي‌ جهانگردي‌ در مركز استان‌ استقرار يافته‌اند. قطب‌هاي‌ جهانگردي‌ چلگرد و تالاب‌هاي‌ بروجن‌ و امام‌زاده‌ حمزه‌ علي‌ امكانات‌ پذيرايي‌ نسبتاً قابل‌ قبولي‌ دارند. 

مکان های دیدنی و تاریخی - استان چهار محال و بختیاری:

استان چهارمحال و بختياری از نظر جاذبه های طبيعی , تاريخی, اجتماعي و فرهنگي بسيار غنی و مهم است. کوه ها، غارها، رودها، آبشارها، تالاب ها، چشمه ها و رودخانه های زيادی در سطح استان پراکنده هستند که هر يک از آن ها؛ مناظر بديع و دل پذيری را به وجود آورده اند. پيوند آب با عناصر طبيعی مانند دره، سبزه زار و اقليم مناسب، آبشار زيبای آتشگاه را در فاصله 40 كيلومتری شهر لردگان به وجود آورده است. آبشار دره عشق که در اين استان واقع شده وارتفاع آن به بيش از صد متر می رسد, ازنظر ميزان ارتفاع در سرتاسر ايران كم نظير است. تالاب چغاخور با مساحتی حدود 2300 هكتار يكی از زيباترين و بزرگ ترين تالاب های استان است. قسمتی از رودخانه زاينده رود که يکی از زيباترين و بااهميت ترين رودهای ايران است و قسمتی از رودخانه كارون که تنها رودخانه قابل کشتي رانی ايران است، در اين استان جريان دارد. درمسير رودخانه بازفت که يكی از بكرترين و بديع ترين امكانات سياحتی منطقه است متراكم ترين و دست نخورده ترين محدوده های جنگلی با چشم اندازهای زيبا و چشم گير ديده می شود که به جنگل های بازفت مشهور هستند. كوه سوخته با ارتفاع حدود 4000 متری دارای چشم اندازهای جالب توجهی است که نگاه هر بيننده ای را به سوی خود می کشد. دنا يا دينار کوهستانی است که مورد استفاده و صعود كوهنوردان قرار می گيرد.

بناهای تاريخی منطقه نيز از اهميت زيادی برخوردار هستند. مساجد قديمی، سنگ نبشته های باستانی، حمام ها، قلعه ها، پل ها، مدرسه ها، گورستان ها و بناهای قديمی از جمله آثار تاريخی اين استان هستند که به دوره های مختلف تاريخی تعلق دارند. مسجد دستگرد و مسجد جامع كيان از آثار دوره صفويه هستند. مسجد اتابكان يكی از بناهای دوران اتابكان لرستان است. بنای امام زاده سيد علاء الدين نيز از مهم ترين آثار تاريخی اين منطقه به شمار می رود. بنای امام زاده حمزه علی علاوه بر قدمت تاريخی در دشت وسيعی گسترده شده است و به علت موقعيت طبيعی مناسب، آب و هوای دل پذير و ديگر جاذبه های پيرامون آن، همه ساله هزاران نفر از داخل و خارج استان به اين محل می آيند. شهرها و مناطق قديمی استان نيز از ديگر جاذبه های منطقه هستند. 

صنايع و معادن - چهار محال و بختیاری: 

صنايع استان چهارمحال و بختياري به دو دسته ماشيني و دستي تقسيم مي شوند. صنايع ماشيني استان چهرمحال و بختياري بيش تر درشهرهای شهركرد، بروجن و فارسان استقرار يافته‎اند.از مهم ترين كارخانه های صنعتی استان چهارمحال و بختياري می توان به كارخانه قند شهركرد، كارخانه ريسنده گی بروجن و صنايع شيرو لبنی شهركرد اشاره نمود.

در استان چهارمحال و بختياری توليد صنايع دستی بسيار رايج بوده و در ميان عشاير بختياری رونق به سزايی دارد. از صنايع دستی مهم استان می توان به قالی بافی، قفل سازی و انواع بافته های خانگي نظير كلاه نمدی، عبا، نمد، گهواره (ته ده) و كوبه دراشاره كرد كه توليد آن ها به طور عمده برای مصارف خانوار عشايری و روستايی صورت می گيرد.    

کشاورزی و دام داری - چهار محال و بختیاری:  

با توجه به ميزان نزولات جوی و جاری شدن رودخانه های پرآب، كشاورزی يكی از مهم ترين اركان اقتصادی به ويژه در شرق استان چهارمحال و بختياری محسوب می شود. از ميان محصولات سالانه اين استان غلات از اهميت قابل توجهی برخوردار است، به طوری كه بيش ترين درصد از كل سطح زير كشت محصولات سالانه به غلات اختصاص داده شده است. بعد از غلات، نباتات علوفه‎ای درصد بيش ترين ميزان سطح زير كشت محصولات سالانه را به خود اختصاص داده اند.

جامعه عشايری تحت تأثير شديد اقتصاد دام داری بوده از كوچ به عنوان تحرك اجتماعی و اقتصادی استفاده می كند. در سال های اخير تعداد كوچ كننده گان عشاير آرام آرام كاهش می‎يابد. قشلاق ايل بختياری در شمال شرقی استان خوزستان و در منطقه كوهستانی شهرستان های دزفول، شوشتر، مسجد سليمان، هفتگل، بهبهان و ايذه قراردارد. محدوده قشلاق ايل بختياری از طرف غرب به رودخانه دز، از طرف شرق به حد فاصل بين شهرستان های بهبهان و ايذه و از طرف جنوب به منطقه كوهستانی و دشت خوزستان محدود می شود.

منطقه ييلاقی عشاير بختياری محدوده های شهرستان های فارسان، ‌بروجن و قسمت هايی از شهرستان لردگان، ‌شهرستان فريدن در استان اصفهان و قسمت هايی از شهرستان اليگودرز در استان لرستان را دربرمی گيرد. هم چنين علاوه بر رمه های كوچنده، پرورش انواع دام، رايج ترين فعاليت عشاير و مردم روستاهای استان چهار محال و بختياری است.   

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - چهار محال و بختیاری:  

استان چهارمحال و بختياری با توجه به پيوند ديرينه‎اش با استان لرستان در بر گيرنده يكی از كهن ترين آثار تمدن كهن ايرانی است. حفظ و به كار بستن فرهنگ كهن اين خطه از جمله ويژه‎ گی های اين سرزمين بوده كه تا به امروز نيز تدوام يافته است.از تاريخ كهن چهار محال بختياری و حاكمان آن اطلاعات كاملی در دست نيست. از جمله حاكمان اين منطقه می‎توان از شخصی به نام « فرامرز» كه مذهب زرتشتی داشته و در اواخر دوره ساسانی مي زيسته نام برد كه بختياری ها نيز در معتقدات خود به عهد فرامرز گبر اشاره ها دارند.

در اوايل تسلط خلفای عباسی دو برادر در سرزمين لرستان كه به دو شعبه لر كوچك ( لرستان فعلی ) و لر بزرگ ( بختياری و كهگيلويه و بوير احمد ) تقسيم می شد، حكومت داشتند. حكومت سرزمين لر بزرگ با « بدر » بود تا اين كه بعدها اتابكان فضلوئيه قريب به سيصد سال بر بختياری حكومت كردند. در زمان يكی از اتابكان فضلوئيه ( اتابك تكله)، مغولان بر بختياری و كوه های آن دست يافتند، اما اين پيروزی دوام چندانی نداشت.

از آغاز سلسله صفوی تاريخ بختياری ها روشن تر است. در زمان صفويه يكی از تيره‎های بختياری موسوم به « آستريك » كه هم اكنون نيز طايفه كوچكی از بختياری است به رياست شخصی به نام « تاجمير » و با فرمان شاه اسماعيل اول بر بختياری حكومت می‎كرد. در همين زمان بختياری ها به دو بخش « هفت لنگ » و « چهارلنگ » كه در اصل يك تقسيم بندی مالياتی است، تفكيك شدند.

پس از دودمان تاجمير شخصی به نام ميرجهانگيرخان به حكومت بختياری ها منصوب شد. در زمان همين شخص تونل معروف به « كاركنان » يا « شاه عباس » در نزديكی محل تونل فعلی كوهرنگ حفر شد كه به دلايل نامعلومی عمليات حفاری آن ناتمام ماند.

پس از فوت مير جهانگيرخان برادر وی « مير خليل خان » از رياست طايفه آستريك خلع شد و طوايف بختياری و تعدادی از تيره ها در حيطه اقتدار محمد تقی خان چهار لنگ باقی ماندند. طوايف هفت لنگ نيز به رياست دو دسته خوانين « دوركی » و « بختياروند » از طوايف عمده هفت لنگ، گردن نهادند.

از اواسط پادشاهی قاجار، حسينقلی خان ( رئيس طايفه دوركی ) با شكست قطعی خوانين بختياروند ( بهداروند )، همه طوايف هفت لنگ را متحد ساخته و خود را « ايلخان » و برادرانش را « ايل بيگی » ناميد و رياست ايل هفت لنگ و اداره امور كل منطقه بختياری را به عهده گرفت. رياست اين طايفه تا همين اواخر در بازمانده گان اين دودمان موروثی بود. بررسی های تاريخی ايران از اواخر دوره صفويه به بعد نشان می دهد كه ايل بختياری و در رأس آن خوانين بختياری به دليل برخورداری از شرايط ويژه جغرافيايی قلمرو ايلی، سازمان قبيله ايی و نظام ايلی منسجم كه الزاماً اطاعت و فرمان برداری بی قيد و شرط گروه های فرودست از رهبران و سركرده گان فرادست را در پی داشت، در بيش تر حوادث و وقايع تاريخی ايران حضوری موثر و فعال داشتند كه برخی از نمونه های آن به شرح زير اشاره می شود :

- سواران بختياری از زبده تفنگ چيان نادرشاه بودند كه با فتح قندهار، دروازه هند را به روی لشكريان نادر گشودند.

- علی مردان خان بختياری با شكست افاغنه و بازسازی سلطنت انقراض يافته صفوی، ‌خود نيز مدعی سلطنت شد.

- محمد تقی خان چهار لنگ علم طغيان بر عليه حكومت قاجار برافراشت و « قلعه تل » مقر خود را در منطقه مالمير به عنوان مركز حكومت بختياری انتخاب كرد.

- در طول دوره حكومت سلسله های صفوی، ‌افشار، زنديه و قاجار عمده قشون سلاطين سلسله های مزبور از بختياری ها تشكيل می شد، به طوری كه علی قلی خان سردار اسعد فرزند حسين قلی خان اشاره دارد همواره صد نفر از سواران بختياری به رياست چند تن از خان زاده گان بختياری حفظ نظم تهران، حتی نگهبانی از دربار قاجار را بر عهده داشتند.

سران ايل بختياری در زمان حكومت قاجاراز قرب و منزلتی فراوان برخوردار بودند و برای خود تشكيلات و مقررات خاصی داشتند. حتی بعضی مواقع خان های ايل به عنوان عامل حكومتی تلقی می شدند. بختياري ها در طول تاريخ همواره در مناسبات سياسي ايران نقش مهم و تاثير گذاري را ايفا كرده اند. منطقه چهارمحال و بختياري در سال 1352 به عنوان يك استان مستقل درآمد و امروزه در برگيرنده شهرستان ها, شهرها و روستاهاي متعددي است.    

مشخصات جغرافيايي - چهار محال و بختیاری: 

استان چهار محال و بختياری در قلمرو مركزی رشته كوه های زاگرس بين پيش كوه‎های داخلی و استان اصفهان استقرار يافته است. اين استان از شمال و شرق به استان اصفهان، از غرب به استان خوزستان و از جنوب به استان كهگيلويه و بوير احمد محدود است. استان چهار محال و بختياری بين 31 درجه و 14 دقيقه تا 32 درجه و 47 دقيقه ی پهنای شمالی و 59 درجه و 49 دقيقه تا 51 درجه و 24 دقيقه ی درازای خاوری قرار گرفته است. اين استان منطقه ای كوهستانی است كه نزديک به 80 درصد آن را كوه ها و تپه ها در برگرفته اند. امتداد كوه ها از شمال باختر به جنوب خاوری بوده و هر چه از باختر به طرف خاور نزديك تر می شويم از ميزان ارتفاعات و تراكم كوه ها كاسته شده و به دره های باز و دشت های نسبتا وسيع هم چون دشت لار (زار )، فرادبند، لردگان، كيار، گندمان، ميزدج ختم می شود. براساس آخرين تقسيمات كشوري؛ استان چهارمحال و بختياری 6 شهرستان دارد كه مشتمل بر شهر كرد، بروجن، لردگان، فارسان, كوهرنگ (چلگرد) و اردل است. بر اساس آخرين تقسيمات كشوري سال 1375 جمعيت اين منطقه حدود 763912 نفر بوده است. استان چهار محال و بختياری منطقه ای عشايری است. نوع زندگی، آداب و رسوم حاكم بر جامعه بختياری و ساخت و بافت روستاها مبين نظام های كهنه و نو عشايری درمنطقه است كه از جمله جاذبه هاي اجتماعي و فرهنگي اين منطقه به شمار مي آيند

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان چهارمحال بختياري 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

شهركرد

كوهرنگ

شهركرد- فارسان- باباحيدر- چلگرد

كتيبه پيرغار- آبشار تونل اول- آبشار شيخ عليخان- دشت لاله- چشمه ديمه

2

شهركرد

بروجن

شهركرد- طاقانك- شلمزار- بروجن

تالاب چغاخور- امام زاده حمزه علي- سياه سردبروجن- تنگ صياد

3

شهركرد

حاشيه

 زاينده رود

شهركرد- سامان

موزه باستانشناسي- پل زمانخان- قلعه چالشتر- حاشيه زاينده رود

4

شهركرد

آبشار

 دره عشق

شهركرد- طاقانك- شلمزار- گهرو- ناغان- آبشار دره عشق

تالاب سولقان- تالاب علي آباد- رودخانه كارون- آبشار دره عشق

5

شهركرد

آبشار آتشگاه

شهركرد- بروجن- گرد بيشه- لردگان- آبشار آتشگاه

گرد بيشه- آبشار آتشگاه- چشمه برم


موضوعات مرتبط: چهار محال و بختیاری
[ ] [ ] [ محمد شهسوارزاده ]

استان تهران:

مجاورت : شمال:  استان مازندران  جنوب: استان قم  جنوب غرب :به استان مرکزی شرق:استان سمنان  غرب: استان قزوین
آب و هوا: هوای تهران در مناطق کوهستانی دارای آب و هوای معتدل و در دشت، نیمه بیابانی است. تهران در مرز شرایط جوی بری و اقیانوسی قرار گرفته و تمایل آن به موقعیت بری بیشتر از وضعیت اقیانوسی است.  ارتفاع  متوسط:    191/1   M   دما: 1/17 º c
وسعــــت: ۱۸۹۵۶ کیلومتر مربع
جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۳۶۶/۴۲۲/۱۳ نفر
تقسیمات: در سال ۱۳۸۳خورشیدی دارای ۱۳ شهرستان و ۴۴ شهر

شهرستانها: اسلام شهر - پاکدشت - تهران/مرکز استان - دماوند - رباط کریم - ری - ساوجبلاغ - شمیرانات - شهریار - فیروزکوه - کرج - ورامین - گالری تصاویر

موقعيت جغرافيايي – استان تهران: 

استان تهران با 18956 كيلومتر مربع‌ مساحت‌ در شمال‌ فلات‌ مركزي‌ ايران‌ قرار گرفته‌ است‌. اين‌ استان‌ از شمال‌ به‌ استان مازندران از جنوب‌ به استان قم ‌، از شرق‌ به استان سمنان‌ و از غرب‌ به‌ استان قزوين محدود شده‌ است‌. ابر شهر تهران مركز شهرستان‌ و مركز استان‌ تهران‌ و پايتخت‌ ايران‌ است‌. براساس‌آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري‌ ، شهرستان‌هاي‌ تهران ‌، دماوند ، ري ، ساوجبلاغ ، شميرانات ، شهريار، ورامين ، اسلام‌شهر و کرج‌ مجموع‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌ تهران‌ را تشكيل‌ مي‌دهند. استان‌ تهران‌ در آبان‌ ماه‌ 1385 حدود 366/422/13 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌. از كل‌ جمعيت‌ استان‌ در همين‌ سال‌ 431/260/12 نفر در نقاط‌ شهري‌ و 935/161/1 نفردر نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌ و يا غير ساكن‌ بوده‌اند. بلندترين‌ نقطه‌ استان‌ تهران‌ قله دماوند با 5678 متر ارتفاع‌ و پست‌ترين‌ قسمت‌ آن‌ با 790 متر ارتفاع‌ از سطح ‌دريا ، دشت‌ ورامين‌ در جنوب‌ شرقي‌ استان‌ است‌. رشته‌ كوه‌ البرز، در شمال‌ سوادكوه‌ و فيروزكوه‌ در شمال‌ شرقي‌ ، لواسانات ‌، قره‌ داغ‌ و شميرانات ، كوه‌هاي‌ حسن‌ آباد و نمك‌ در ناحيه‌ جنوب‌ و بي‌ بي‌ شهربانو و القادر در جنوب‌ شرقي‌ و ارتفاعات‌ قصر فيروزه‌ در شرق‌ قرار گرفته‌اند. 

آب و هوا – استان تهران: 

اقليم‌ استان تهران در نواحي‌ كويري‌ و جنوب‌ گرم‌ و خشك‌ ، در نواحي‌ پايكوهي‌ سرد و نيمه‌ مرطوب‌ و در نواحي‌ مرتفع‌ سرد با زمستان‌هاي‌ طولاني‌ است‌. گرم‌ترين‌ ماه‌هاي‌ سال‌ در مرداد و شهريور با متوسط‌ دماي‌30- 28 درجه‌ و سردترين‌ ماه‌ سال‌ دي‌ ماه‌ با يك‌ درجه‌ سانتي‌ گراد گزارش‌ شده‌ است‌. دماي‌ شهر تهران درزمستان‌ معتدل‌ و در تابستان‌ گرم‌ است‌. 

بخش‌ شمال‌ تهران‌ و شميرانات در تابستان‌ نيز معتدل‌ است‌. ميانگين‌ بارندگي‌ سالانه‌ استان‌ تهران‌ در حدود 400 ميلي‌ متر گزارش‌ شده‌ است‌. بيشترين‌ بارش‌ سالانه‌ در ماههاي‌ زمستان‌ روي‌ مي‌دهد. 

بطور خلاصه‌ مي‌توان‌ گفت‌ سراسر ماههاي‌ بهار و تابستان‌ و حتي‌ در ماه‌ پاييز دامنه‌هاي‌ جنوبي‌ البرز بويژه‌ در نواحي‌ كوهستاني ‌، دره‌اي ‌، رودخانه‌اي‌ و سواحل‌ درياچه‌هاي‌ پشت‌ سدهاي‌ بزرگ‌ امير کبير، لتيان و لار و درياچه‌هاي‌ طبيعي‌ جابان‌ و تار از ارزش‌ تفرجگاهي‌ قابل‌ توجهي‌ برخوردار است‌. همچنين‌ در تمام‌ طول‌ زمستان‌ نواحي‌ شمالي‌ استان تهران به‌ علت‌ پوشش‌ برفي‌ سنگين‌ به‌ ويژه‌ در دامنه‌ها و شيب‌هاي‌ البرز جنوبي ‌، شرايط ‌مساعدي‌ را براي‌ ورزش‌هاي‌ زمستاني‌ از جمله‌ اسكي‌ فراهم‌ مي‌آورد. 

فرهنگ و تاريخ – استان تهران: 

تهران‌ امروزي‌ كه‌ در رديف‌ بزرگترين‌ و پرجمعيت‌ترين‌ شهرهاي‌ جهان‌ قرار دارد ، فراز و نشيب‌هاي‌ تاريخي‌ فراوان‌ داشته‌ است‌. (طهران‌) كه‌ زماني‌ قريه‌اي‌ بيش‌ نبود ، امروز به‌ تهران بزرگ‌ با بيش‌ از سيزده ميليون‌ نفر جمعيت‌ تبديل‌ شده‌ است‌. اين‌ شهر در سال‌ 1200 هجري‌ قمري‌ به‌ پايتختي‌ ايران‌ برگزيده‌ شد. از آن‌ تاريخ‌ به‌ بعد به‌ مركز سياسي‌ ، اداري ‌، اقتصادي‌ ، فرهنگي‌ و هنري‌ كشور تبديل‌ شد. در طول‌ 200 سال‌ گذشته‌ دانشمندان‌ ، نويسندگان‌ ، هنرمندان‌ و شاعران‌ بزرگي‌ در تهران‌ زندگي‌ مي‌كنند يا زندگي‌ كرده‌ و مرحوم‌ شده‌اند. درهر حال‌ تهران‌ امروزي‌ به‌ مركز بزرگ‌ تحولات‌ تاريخي‌ و فرهنگي‌ تبديل‌ شده‌ است‌. 

سوغاتي ها و صنايع دستي – استان تهران: 

عمده‌ترين‌ صنايع‌ دستي‌ استان‌ را قلم‌ زني‌ روي‌ مس‌ و برنج‌ ، خراطي‌ و سبدبافي‌ ، خاتم‌كاري ‌، شيشه‌گري ‌، تراش‌ و نقاشي‌ روي‌ شيشه ‌، زيلوبافي ‌، نقاشي‌ روي‌ چرم‌ ، قاليبافي ‌، سفال‌گري ‌، حصيربافي‌ ، ورني‌بافي‌ ، دست‌بافي ‌، چاپ‌ باتيك ‌، جاجيم‌ و گليم‌ بافي ‌، رويه‌ پشتي ‌، جوال‌ ، خورجين ‌، رنگرزي‌ و ريسندگي ‌تشكيل‌ مي‌دهند. مراكز مهم‌ مبادله‌ شهر تهران‌ عبارتند از: مراكز خريد عتيقه‌ منوچهري ‌، مراكز خريد صنايع‌ دستي‌- خيابان‌ طالقاني‌ و استاد نجات‌ اللهي ‌، مركز خريد فرش‌ - بازار بزرگ‌ و خيابان‌ فردوسي‌ و مركز خريد كتاب‌ - روبروي‌ دانشگاه‌ تهران‌. 

رقص و موسيقي محلي – استان تهران:  

استان تهران بويژه شهر تهران مركز حكومت و كانون ظهور انواع فرهنگ‌هاي ايراني است. علاوه بر موسيقي اركستر ملي ، موسيقي ساير نواحي ايران از جمله آذربايجاني ، كردي ، لري ، مازندراني ، گيلاني و نيز ساير نقاط ايران در مراكز مختلف اين استان اجرا ميشود. اين نوع موسيقي ها معمولاً در برنامه ها و مراسم رسمي ، نمايشگاهها و تالارهاي عمومي به اجرا در مي‌آيد و مورد علاقه مردم است. در حال حاضر استان تهران مركز توسعه و اشاعه موسيقي ايراني بويژه اشكال سنتي (مقامي) و مدرن است. 

مسافرت  و اقامت  - استان تهران: 

سفر و اقامت‌ به‌ شهرهاي‌ استان‌ تهران بسيار سهل‌ و آسان‌ است‌. كليه‌ شهرهاي‌ استان‌ با شبكه‌ زنجيري‌ راه‌هاي‌ آسفالته‌ و مناسب‌ به‌ هم‌ اتصال‌ يافته‌اند و فرودگاه‌ بين‌ المللي‌ تهران‌ از تهران‌ به‌ كليه‌ شهرهاي ‌داراي‌ فرودگاه‌ كشور و اكثر شهرهاي‌ كشورهاي‌ جهان‌ پرواز مستمر دارد. اقامت‌ در شهر تهران‌ بدليل‌ فراواني‌ وتعداد هتل‌هاي‌ درجه‌ بندي‌ شده‌ با استانداردهاي‌ ملي‌ و بين‌ المللي‌ با رزواسيون‌ به‌ سهولت‌ انجام‌ مي‌پذيرد. سايرشهرهاي‌ استان‌ نيز امكانات‌ اقامتي‌ و پذيرايي‌ مناسبي‌ دارند. در شهر تهران‌ و تفرجگاههاي‌ اطراف‌ آن‌ رستوران‌هاي‌ متعدد و فراواني‌ وجود دارد كه‌ انواع‌ غذاهاي‌ ايراني‌ و خارجي‌ را سرو مي‌كنند.  

مکان های دیدنی و تاریخی - استان تهران:  

استان تهران که در زمينه گردشگری نيز از مكان هاي با اهميت ايران به شمار می آيد. اين منطقه دارای مکان های ديدنی، بناهای تاريخی وجاذبه های طبيعی زيادی است که هميشه نظر گردشگران و جهانگردان را به خود جلب كرده است.

شهرستان های اطراف تهران که در دامنه کوه های البرز قرار گرفته اند، به لحاظ جاذبه های طبيعی، غنی و منحصر به فرد هستند. دشت ها و دره های پرگل و زيبا که با چشم اندازهای بديع و کم نظير در دامنه قله سر به فلک کشيده دماوند گسترده شده اند، درهر فصل چشم انداز خاصی را به وجود می آورند و طبيعت دوستان را به تحسين وا می دارند. رودخانه های متعدد و پرآب و در راس آن ها رودخانه کرج و رودخانه جاجرود سبب به وجود آمدن روستاهای سرسبز، باغ های ميوه و نواحی ييلاقی با چشم اندازهای زيبا در مناطق اطراف استان شده اند. درياچه های طبيعی استان بيش تر در دامنه های دماوند گسترده شده اند و درياچه های مصنوعی چون درياچه سد اميرکبير از تجمع رودخانه های پرآب به وجود آمده اند. علاوه بر جاذبه های طبيعی، آثار تاريخی و فرهنگی زيادی نيز در شهرستان های مختلف استان تهران پراکنده شده اند که از مکان های ديدنی و مهم به شمارمی آيند. ری مهم ترين منطقه باستانی استان تهران است که قدمت طولانی و سابقه کهن آن سبب شده آثار تاريخی زيادی مانند باروی ری برين که به سده های قبل از ميلاد مربوط می شود، دراين شهر وجود داشته باشد. آستانه حضرت عبدالعظيم مهم ترين اثر تاريخی و مذهبی استان تهران است که در ری واقع شده است. برج و مقبره شبلی که به قرن 5 هجری قمری مربوط می شود و معروف ترين بنای تاريخی دماوند است که به همراه ده ها اثر تاريخی و باستانی و زيارتی اين شهرستان و شهرستان فيروزکوه از بناهای تاريخی و مکان های ديدنی خاور استان به شمار می آيند.

به لحاظ اين که شهر تهران در 200 سال گذشته همواره پايتخت حکومت بوده از عمارت ها و کاخ های زيادی برخورداراست که بيش تر به دوره صفويه و قاجاريه تعلق دارند. استان تهران علاوه بر جاذبه های طبيعی و تاريخی زيادی که دارد، از مراکز تفريحی و گردشگری، موزه ها، نمايشگاه های دايمی، سالن های سينمايی، مراکزمجلل و استاندارد اقامتی، مراکز بازی و تفريح، فرهنگ سراها، سالن های مجهز ورزشی، پارک ها و استخرهای مدرن و... نيز برخوردار بوده و همواره پذيراي گردشگران داخلي و خارجي است.  

صنايع و معادن - استان تهران: 

استان تهران يكی از كانون های عمده صنايع كشور است. برابرآخرين آمارهای منتشره، 40 درصد كل صنايع كشور در استان تهران قرار دارند. بيش تر اين صنايع درامتداد سه محور باختری، جنوبی و خاوری متراكم شده است. هم چنين 44 درصد كارگران كارگاه های صنعتی كل كشور در استان تهران كار می كنند. يكی از اركان اصلی اقتصاد استان تهران صنايع ماشينی وابسته است كه بيش تر آن ها به مونتاژ و توليد كالاهای مصرفی اشتغال دارند. توسعه اين صنايع بيش تر درامتداد راه های ورودی به تهران به ويژه در مسير تهران ـ كرج، تهران ـ دماوند‌، تهران ـ ساوه و تهران ـ قم است. صنايع استان را بر حسب نوع توليدات می توان به گروه های زير تقسيم كرد:

صنايع غذايی: شامل كارخانه قند سازی، روغن نباتی، لبنيات پاستوريزه، فرآورده های گوشتی، تصفيه قند، بيسكويت سازی، نان ماشينی، نوشابه سازی، كنسرو و مربا سازی و … سهم اين صنايع از كل صنايع مشابه آن ها در سطح كشور نزديك به 30 درصد است.

صنايع نساجی و چرم: شامل ريسنده گی و بافنده گی پنبه ای و پشم، تريكو، كف پوش، فرش ماشينی، موكت، پتو، حوله، تهيه انواع پوشاك، كفش، چرم، كيف و چمدان كه به تازه گی توليد برزنت و الياف نيز جزء اين رشته از صنايع درآمده است. سهم اين رشته از كل صنايع هم رشته خود در كشور نزديك به 50 درصد است.

صنايع كانی غير فلزی: اين رشته از صنايع شامل تهيه و توليد مصالح ساختمانی و لوازم بهداشتی خانه ها و شيشه است كه كارخانه سيمان از جمله آن هاست. اين صنايع 28 درصد صنايع كانی غير فلزی كشور هستند.

صنايع فلزی: اين رشته از صنايع، اتومبيل و مينی بوس، وانت، لوازم خانگی مانند بخاری، كولر، اجاق گاز، يخچال، ماشين لباس شويی و مانند آن ها و هم چنين مخازن تحت فشار، لوله پروفيل, پنجره و بسياری ديگراز فرآورده های فلزی را توليد می كنند و در باختر تهران (دو سوی مسير تهران – كرج) و خاور تهران (به سوی جاده تهران ـ آب علی) قرار دارند.

صنايع سلولزی: شامل موسسه هايی است كه به توليد كاغذ، مقوا، كارتن، كيسه و پاكت كاغذی، كاغذهای بهداشتی و توليدات چوبی مانند نئوپان، فيبر، كبريت و مداد اشتغال دارند.

صنايع شيميايی و دارويی: شامل كارخانه ها و كارگاه هايی است كه به توليد دارو، مواد بهداشتی، مواد ضدعفونی كننده، لاستيک و پلاستيک، رنگ های ساختمانی و صنعتی، پاك كننده های جامد و مايع، فرآورده های نفتی، روغن موتور و سموم دفع آفات نباتی اشتغال دارند.

صنايع برق و الكترونيک: شامل موسسه هايی است كه به مونتاژ وسايل برقی و الكتريكی، توليد كابل، باطری و لامپ اشتغال دارند. توليدات اين صنايع در سطح استان، نسبت به ديگر گروه های صنعتی چشم گير نيست، اما در مجموع كل كشور سهمی بسيار بالاتر از صنايع مشابه خود را در بر می گيرد.

از کل معدن های كشور 4/15 درصد آن ها در محدوده استان تهران است. معادن استان تهران را می توان به دسته های زير تقسيم كرد:

معادن فلزی: شامل مس، سرب، موليبدن، منگنز و آهن است. تقريبا همه منگنز استخراجی كشور از معادن منگنز استان تهران به دست می آيد كه در جنوب و جنوب باختری آن قرار دارند.

معادن غير فلزی: ‌در بر گيرنده ذخاير سنگ آهک و دولوميت است.

معادن خاک نسوز: شامل كائولن (خاك چينی) است كه 51 درصد توليد كل كشور از اين استان استخراج می شود. معدن های سنگ گچ استان نيز دارای ذخاير بزرگ است، معادن نيتونيت و خاك صنعتی در بخش های خاور و جنوب خاوری استان كشف شده است.

استان تهران يكی از مراكز مهم بازرگانی كشور است. مهم ترين صادرات و واردات از اين استان صورت می گيرد و تقريبا نيمی از مردم استان به كار بازرگانی و خدماتی اشتغال دارند. اقلام صادراتی تهران به ديگر نقاط كشور معمولا از فرآورده ها و توليدات صنعتی است. برخی از اقلام صادراتی استان تهران عبارتند از: انواع مواد غذايی از قبيل روغن نباتی، بيسكويت، نان ماشينی، نوشابه، كنسرو، انواع پارچه های پشمی، پنبه ای، تريكو، كف پوش ماشينی، موكت حوله، انواع لباس، ‌جوراب، كفش، كيف، چرم، كاغذ، مقوا، كارتن، كاغذهای بهداشتی، نئوپان، فيبر، دارو، لاستيک، پلاستيک، پاک كننده های جامد و مايع، فرآورده های نفتی، سموم دفع آفات گياهی، مصالح ساختمانی، لوازم بهداشتی، لباسشويی، انواع اتومبيل از قبيل كاميون، اتوبوس، مينی بوس، وانت و …، انواع لوازم خانگی از قبيل يخچال، لباسشويی، كولر، بخاری، اجاق گاز و …، مخازن تحت فشار، لوله و پروفيل، درب و پنجره و بسياری ديگر از مصنوعات فلزی، وسايل برقی و الكترونيكی، كابل، باتری، لامپ و غيره.

قسمتی از مهم ترين واردات استان تهران از ساير نقاط كشور نيز عبارتند از: غلات و فرآورده های آن، بنشن، انواع ميوه تره بار، برنج، لبنيات، قند و شكر، چای، انواع ماهی، كنسرو، كمپوت، عسل, دام زنده، مرغ و تخم مرغ، گياهان دارويی و صنعتی، پنبه، پشم، انواع پارچه، فرش های دستباف و ماشينی، انواع چوب و تيرآهن و … 

کشاورزی و دام داری - استان تهران: 

استان تهران يكی از قطب های اصلی اقتصاد كشوراست. تجمع كانون های عمده اقتصادی دراين استان و موقعيت سياسی ـ اداری و مركزيت آن باعث شده است بخش عمده امكانات صنعتی و خدماتی در محدوده آن متمركز شود. بخش كشاورزی نيز از جايگاهی چشم گير در بافت اقتصادی آن برخوردار است اما درمقايسه با ديگر بخش ها، سهم ناچيز و اندكی را به خود اختصاص داده است. دلايل عمده محدوديت كشاورزی در استان ويژه گی های طبيعی اين منطقه است. كمی بارش، نزديكی كويرها و بيابان ها، كمبود آب مورد نياز كشاورزی و تبديل زمين های كشاورزی به مناطق مسكونی و توليدی ـ صنعتی از مهم ترين دلايل اين رويكرد است. منطقه تهران را از نظر موقعيت طبيعی و كشاورزی به دو ناحيه می توان تقسيم كرد:

ناحيه كوهستانی معتدل كه در بر گيرنده نواحی شمالی استان مانند فيروزكوه، دماوند، لواسانات،‌ رودبار قصران، طالقان و بخش هايی از شمال ساوجبلاغ است، كه به علت ناهمواری های شديد سطح زمين وضعيت نامساعد جوی و اقليم سرد، مردم اين ناحيه بيش تر به فعاليت های باغ داری و دام داری می پردازند و سيب، گوجه سبز، گيلاس، زرد آلو و هلو از مهم ترين فرآورده های اين ناحيه به شمار می رود.

ناحيه ديگر شامل دشت ها و كوه پايه های جنوبی البرز است كه ورامين، ری، شهريار، رباط كريم، اشتهارد و بخش های مركزی و جنوبی ساوجبلاغ در اين ناحيه واقع شده اند. اين ناحيه برای كشاورزی مساعد است، اما در ناحيه هايی كه در نزديكی شوره زارها واقع شده اند، مشكلاتی در كار كشاورزی وجود دارد. محصولات عمده اين ناحيه را گندم، جو، يونجه، ذرت علوفه ای، گوجه فرنگی، خيار، ‌سبزی ها، سيب زمينی، نباتات علوفه ای، انگور، چغندر قند و پنبه تشكيل می دهد. از نواحی مهم كشاورزی استان تهران می توان به رودبار قصران در شمال خاوری تهران اشاره كرد كه زمين هاي حاصل خيز و باغ های پرشمار دارد. لواسانات؛ درباختر شهرستان دماوند از ديگر نواحی كشاورزی تهرا ن است كه دارای زمين های حاصل خيز است. دره های اين ناحيه نيز باغ های پرشمار دارد. در شهرستان كرج محصولاتی مانند چغندر قند، ميوه و فرآورده های دامی توليد می شود.

دره ها و دامنه های بلندی های البرز با مراتع سرسبز و غنی، موقعيتی مناسب برای فعاليت های دام داری دارند. در سطح استان، دام داری هم در دشت ها و هم در نواحی كوهستانی و كوه پايه ای رواج دارد، ولی سهم آن همه در اقتصاد استان ناچيز است. دام داری در استان تهران بيش تر به شيوه صنعتی رايج است و گاوداری های صنعتی بزرگ به همراه مراكز صنعتی پرورش طيور و توليد تخم مرغ و مرغ دراين استان داير هستند كه انواع فرآورده های دامی و لبنی را توليد مي كنند.  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان تهران: 

درباره وجه تسميه نام تهران برخی ازمحققين بر اين باور هستند که چون اهل تهران زمانی كه دشمن حمله می كرد به ‹‹ته ران›› يعنی زيرزمين می رفته اند؛ منطقه به اين نام موسوم شده است. برخی از تاريخ نگاران نيز معتقدند تهران جزو شهر قصران ری بود و روستاي بالاتر از آن مهران نام داشته است. «ران» به معنای دامنه است، مهران دامنه بالايی و قصران دامنه پايينی رشته كوه البرز بوده است. كسروی در پژوهش های خود به اين نتيجه رسيده است كه تهرام (تارم ـ كهران ـ گهران ـ گهرام ـ جهرم) به معنای منطقه گرمسير و شميران (شميرام ـ شميرم ـ شميلان ـ سميران ـ سميرم) به معنای منطقه های سردسيراست و نام تهران به معناي منطقه گرمسيري به كار مي رفته است. برخي ديگر نيز واژه تهران را از «طهر» به معناي پاكي مي دانند و گويند به دليل وجود رودخانه هاي فراوان و آب بسيار در اين منطقه به آن «طهران» گفته مي شده است. تهران امروزی كه در رديف يکی از پر جمعيت ترين استان هاي جهان قرار دارد، فراز و نشيب های تاريخی فراواني را پشت سر گذاشته است. ‹‹طهران›› كه زمانی روستاي كوچكي بيش نبوده، امروزه به «تهران بزرگ» با بيش ازده ميليون نفرجمعيت تبديل شده است.

درنخستين حركت های گسترش تهران در مسير شهر شدن، يعنی ساختن برج و باروهای شاه طهماسبی، كه بی ترديد مقطعی تاريخی است، روستای كهن سابق، از گم نامی به درآمد و در دوره های بعد تا پايان حكم رانی زنديه شهركی نام آورشد. تهران به گونه يك دهكده منطقه شمال ری و جنوبی ترين دهكده قصران، در تاريخ پيش از اسلام دارای پيشينه ای نامشخص است اما در پيوند با روستاهای شمالی ری و از آن ميان «مهران» بررسی شده است. به دليل ديرينگي و آباداني شهرری، روستاهاي اطراف آن كم و بيش در شرايط پيشرفته ای روزگار گذرانده اند. از تهران به طور خاص، در سده های نخستين هجرت نام و نشانی در آثار و منابع نيامده است و در قرن چهارم و متون آن زمان نيز از تهران سخنی ديده نمی شود. آن زمان براساس نوشته ها، شهرت دو روستای «دولاب» (محله ای در خاور تهران كنونی) و «علی آباد» (اطراف ايستگاه راه آهن تهران) بيش تراز دهكده تهران بوده است. حتی در دوره سلجوقيان، روستاي طرشت (خيابان آزادی كنونی) اعتباری داشته و خواجه نظام الملک شافعی مذهب، برای شنيدن درس مدرس شيعی به آن جا می رفته است.

حفاری های باستان شناسی در روستاهای قديمی قيطريه و دروس، سلطنت آباد، ری، كوه بی بی شهربانو و ديگر مراكز تمدن كهن پهنه تهران امروزی، نشان دهنده آن است که اين مراکز داستانی كمابيش مستقل از تهران دارند. براساس تحقيقات؛ اين روستا از قرن ششم هجری به اين سو، اندك اندك دارای نام و نشان شده ومورخان و جغرافي دانان مسلمان ايرانی و غير ايرانی، از آن سخن به ميان آورده اند. تهران به عنوان روستايی نه چندان معتبر در شمال ری، در دوره علويان زيدی طبرستان و سامانيان و آل بويه حيات اجتماعی خود را به عصر غزنويان رساند. به ويژه در عهد آل بويه، ری يكی از دو پايتخت اين سلسله بوده است. خون ريزی سلطان محمود غزنوی در ری و فرار ساكنان آن به كوهستان های قصران و سكونت اجباری در روستاهای شمالی و از آن ميان در روستاهای پهنه تهران، در پاره ای منابع آمده است.

تهران تا اندازه ای توسعه يافت كه در دوره مغولان منطقه اي شناخته شده بود و در دوره ايلخانان، از لحاظ نظامی و سوق الجيشی پايگاهی با اهميت به شمار آمد. پس از ويران گری های مغولان و مهاجرت ساكنان ری و شايد روستاهاي اطراف، روز به روز بر گسترده گی تهران افزوده شد به طوری كه در دوره تيموريان تهران به شهركی درون باغ و بستان های دل پذير تبديل شده بود كه ساخت بناهايی در بيرون ازآن, نيز شروع شده بود. دراوايل سلطنت صفويه تهران حياتی نيمه شهری يافته بود كه از لحاظ كالبدی و خصوصيات شهری وضع جديدی را طلب می كرد. با شهر شدن تهران هرچند باغ های موجود در آن تا زمان پايتختی باقی ماند، اما توسعه سكونت درآن فزونی يافت. تهران در دوره شاه طهماسب اول با پيدا كردن برج و بارو حالت ‹‹بلد اسلامی›› را پيدا كرد و به مرور با ايجاد دوازده محله و چهار امام زاده، مرمت بازارچه ها و مساجد، اقامت مردم اطراف و اكناف در آن و سكونت دادن قوای نظامی صورت کاملا جديدی به خود گرفت. در دوره پايانی صفويه جنبه حكومتی و سياسی و نظامی شهر تهران بر وضع اقتصادی و فرهنگی آن پيشی گرفت. به گونه ای كه در عصر نادری اردوگاه نظامی شد و ساكنان آن اكثرا غير بومی و دارای پيشه های غير توليدی بودند.

ييلاق های شمالی تهران همواره حاكمان و اميران و حتی پادشاهان را به سوی خود فرا می خواند و تابستان های گرم آنان را در تهران به بهار زيبا مبدل می كرد و گاه علاقه به اين ييلاق ها به اندازه ای بود كه گمان ايجاد پايتخت را در تهران فراهم می كرد به گونه ای كه در دوره كريم خان زند، مورخان به آن اشاره كرده اند. به دلايل متعدد اجتماعی، اين فرصت برای آغا محمد خان سرسلسله قاجاريان فراهم آمد و تهران، به صورت پايتختی درآمد كه نه تنها دو سلسله بر آن سلطنت كردند بلكه به عنوان مقر حكومت جمهوری اسلامی، هم اكنون يكی از مراكز بزرگ جهانی شده است. استان تهران هم اكنون دارای 12 شهرستان است و پرجمعيت ترين و پررونق ترين شهر كشور را در برگرفته است.  

مشخصات جغرافيايي - استان تهران:  

استان تهران از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان قم، از خاور به استان سمنان و از باختر به استان قزوين محدود شده و مركز آن شهر بزرگ تهران است. اين منطقه بين 34 تا 5/36 درجه پهنای شمالی و 50 تا 53 درجه درازای خاوری واقع شده و با رشته كوه های البرز از استان های شمالی ايران جدا شده است. درارتفاعات بالايی كوهستان البرز كه دارای شيب نسبتا تندی است، جمعيت اندکي ساكنند و شهرستان دماوند دراين ارتفاعات واقع شده است. موقعيت آب و هوايی استان تهران چه درمناطق كوهستانی و چه در دشت ها موجب پوشش گياهی ازنوع نيمه صحرايی شده و دشت كوير, رشته كوه های البرز و بادهای مرطوب و باران زای باختری سبب بروز آب و هوای متفاوت در آن شده است. هوای تهران درمناطق كوهستانی از نوع آب و هوای معتدل بوده و در دشت ها از نوع نيمه بارانی با ويژگی هايی است كه بيش تر از موقعيت جغرافيايی آن ناشی می شود. جمعيت استان تهران درسرشماری سال 1375 تعداد 10,398,643 نفر برآورد شده است. بيش از 35 درصد از كل بزرگ راه های ايران درمسيراستان تهران قرار دارند. اين بزرگ راه ها در دو محور تهران – قم تا استان مركزی و تهران ـ كرج تا قزوين و استان زنجان امتداد دارد. بخش عظيمی از رفت و آمد مسافرين و حمل و نقل سبک بين استان تهران و استان های ياد شده از طريق اين بزرگ راه ها انجام می گيرد. درازای جاده های درجه يک استان تهران نزديک به 1100 كيلومتر بوده كه در هفت محور ذيل اين استان را به استان های مجاور آن متصل می سازد. مسيرهاي ارتباطي استان تهران با ساير استان ها عبات است از:

ـ محور تهران ـ قزوين كه از طريق كرج درامتداد جنوبی رشته كوه البرز ادامه می يابد و مهم ترين جاده ترانزيتی كشور به حساب می آيد.

ـ محور تهران ـ قم كه از كنار درياچه حوض سلطان می گذرد و قديمی ترين راه ارتباطی تهران با شهرهاهی جنوبی كشور است.

ـ محور تهران ـ ساوه كه راه ارتباطی تهران با شهرهای استان های باختری و جنوب باختری كشور است.

ـ محور تهران ـ آمل كه از طريق جاده هراز با گذر از كوه های البرز مركزی به استان مازندران متصل می شود.

ـ محور تهران ـ قائم شهر كه بوسيله راه فيروزكوه و با عبور كوه های البرز به استان مازندران متصل می شود.

ـ محور تهران ـ چالوس كه درامتداد رودخانه كرج با عبور ازتونل كندوان،‌ در كنار رودخانه چالوس تا كنار دريای خزر ادامه می يابد.

ـ محور تهران ـ گرمسار كه از طريق اين شهر تهران را با استان سمنان مرتبط می سازد.

جاده های درجه 2 استان تهران نيز حدود هزار كيلومتر درازا دارند و بيش تر شهرها را با مراكز بخش ارتباط می دهند. اين راه ها كه بيش تر در دشت های ورامين و شهريار متمركزند, نقش اساسی در حمل و نقل فرآورده های روستايی به شهرها به ويژه تهران را بر عهده دارند.

ـ راه آهن: راه آهن تهران در 3 محور جنوبی، خاوری و باختری امتداد يافته است.

- محور جنوبی استان تهران را با استان های اصفهان، يزد، كرمان از يک سو و استان های لرستان و چهار محال و بختياری و خوزستان از سوی ديگر، از طريق استان مركزی مرتبط می سازد.

- محورخاوری استان تهران را با استان های سمنان و خراسان از يک طرف و استان مازندران از طرف ديگر متصل می سازد.

- محور باختری، تهران را از طريق شهرستان كرج با استان های قزوين، زنجان، آذربايجان شرقی ،‌ آذربايجان غربی و سرانجام با كشور تركيه مرتبط می گرداند.

تهران دارای 3 فرودگاه است. فرودگاه بين المللی مهرآباد مشهورترين فرودگاه اين استان است. راه های هوايی تهران به 2 بخش پروازهای داخلی و خارجی تقسيم می شوند.

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان تهران 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

تهران

ديزين

آزاد راه تهران- كرج- جاده چالوس

سد اميركبير- پيست اسكي بين المللي ديزين پيست اسكي خور (ارنگه رود) - شهرستانك - كاخ قاجاري- غار يخ مراد

2

تهران

ورامين

تهران - ري - ورامين

چشمه علي- ديوارري- تپه ميل ورامين- معبد آناهيتا- برج طغرل

3

تهران

امامزاده داود

تهران- جاده كن، سولقان

غار بيوك آقا- روستاي سنگان – آبشار سنگان- آستانه مقدس امام زاده داود

4

تهران

فيروزكوه

تهران- جاجرود- دماوند- فيروزكوه

درياچه تار- غار رودافشان- روستاي جليزمند (تنگ واشي)- پارك جنگلي سرخه حصار- چشمه آب معدني اعلاء- دره زيباي هرانده- رودخانه نمرود- غار بورنيك- درياچه تار

5

تهران

بهشت زهرا

تهران- شهر ري- بهشت زهرا

حرم حضرت عبدالعظيم- قبور شهدا- بهشت زهرا- حرم مطهر امام خميني (ره)

6

تهران

لواسانات

تهران- جاده لشكرك- لواسانات- جاده اوشان به فشم و شمشك

دشت هويج (كجار)- قلعه دختر- غار هملون- دره تلخاب- روستاي لالان- آبشار شكراب- پيست شمشك


موضوعات مرتبط: تهران
[ ] [ ] [ محمد شهسوارزاده ]

استان بوشهر:

مجاورت : شمال:استان خوزستان و قسمتی از کهگیلویه و بویراحمد  جنوب:خلیج فارس و قسمتی از استان هرمزگان شرق:استان فارس غرب: خلیج فارس
آب و هوا:به علت نزدیکی به استوا و کمی ارتفاع به طورکلی دارای آب و هوای گرم از نوع بیابان کناری است که در داخل استان گرم و خشک و در سواحل گرم و نمناک است ارتفاع  متوسط: 20M دما:۲/۲۴ º cوسعـــت: ۲۷۶۵۳ کیلومتر مربع
جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۲۶۷/۸۸۶ نفر 
تقسیمات: 8 شهرستان، 17 بخش، 13 شهر، 36 دهستان و 6 صدم آبادی دارای سکنه

شهرستانها: بوشهر/مرکز استان - تنگستان - دشتستان يا برازجان  - دشتی یا خورموج - دیر - دیلم - کنگان - گناوه - گالری تصاویر

موقعيت‌ جغرافيايي – استان بوشهر:

استان بوشهر حدود 27653 كيلومتر مربع‌ مساحت‌ و 60 كيلومتر ساحل‌ دارد و در شمال خليج فارس ‌در جنوب‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ و اهميت‌ سوق‌ الجيشي‌ و اقتصادي‌ قابل‌ توجهي‌ دارد. شهرستان‌هاي‌ بوشهر ، تنگستان ، دشتستان ، دشتي ، دير، ديلم ، کنگان و گناوه در اين‌ استان‌ قرار دارند و مركز سياسي‌ - اداري‌ آن‌ ، شهر بوشهر است‌. استان‌ بوشهر در سال‌ 1385حدود 886267 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌. از اين‌ تعداد 577465 نفر در نقاط‌ شهري‌ و 308802 نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته و يا‌ غير ساكن‌ بوده‌اند. استان بوشهر از نظر موقعيت‌ طبيعي‌ از دو قسمت‌ جلگه‌اي‌ و كوهستاني‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. قسمت‌ جلگه‌اي‌ آن‌ در امتداد خليج فارس كشيده‌ شده‌ است‌. اكثر شهرها و مراكز جمعيتي‌ استان‌ در محدوده‌ اين‌ جلگه‌ها استقراريافته‌اند. قسمت‌ كوهستاني‌ استان ‌، از دو رشته‌ كوه‌ گچ‌ترش‌ و نوكند تشكيل‌ شده‌ كه‌ در سراسر طول‌ استان‌ به ‌موازات‌ هم‌ امتداد يافته‌اند.

آب‌ و هوا – استان بوشهر:

آب‌ و هواي‌ استان‌ در نوار ساحلي‌ گرم‌ و مرطوب‌ و در قسمت‌هاي‌ داخلي ‌، گرم‌ و خشك‌ صحرايي‌ است‌. در اين‌ استان‌ دو فصل‌ محسوس‌ وجود دارد ، زمستان‌ نسبتاً خنك‌ شامل‌ ماه‌هاي‌ آذر، دي‌ ، بهمن‌ و اسفند و تابستان‌ گرم‌ و خشك‌ كه‌ ساير ماه‌هاي‌ سال‌ را در بر مي‌گيرد. فصول‌ پاييز و بهار اين‌ استان‌ بسيار زودگذر است‌. متوسط‌ دماي‌ سالانه‌ استان‌ 24 درجه‌ سانتي‌ گراد گزارش‌ شده‌ است‌ كه‌ بيشترين‌ مقدار آن‌ در تابستان‌ با 50 درجه‌ و كمترين‌ مقدار آن‌ در زمستان‌ با 6 درجه‌ سانتي‌گراد ثبت‌ شده‌ است‌. گرماي‌ متوسط‌ خنك‌ترين‌ ماه‌ اين‌ استان‌ ، دردي‌ ماه‌ با 15 درجه‌ سانتي‌گراد گزارش‌ شده‌ است. در اين‌ استان‌ ما بين‌ دهم‌ ارديبهشت‌ تا دهم‌ مهرماه‌ (حدود 140روز) ميزان‌ گرما به‌ بيش‌ از 40 درجه‌ سانتي‌گراد مي‌رسد.

تاريخ‌ و فرهنگ‌ - استان بوشهر:

استان‌ بوشهر به‌ علت‌ موقعيت‌ استراتژيكي‌ مناسب‌ براي‌ احداث‌ پايگاه‌ دريايي‌ و بندرگاه‌، مورداستفاده‌ پادشاهان‌ عيلام‌ قرار گرفته‌ بود. در زمان‌ هخامنشيان‌ سرزمين بوشهر جزو ساتراپ‌ پارس‌ بود. خليج فارس و به‌ تبع‌ آن‌ استان بوشهر به‌ دليل‌ موقعيت‌ سوق‌ الجيشي‌ و اهميت‌ اقتصادي‌ و بازرگاني ‌، در طول‌ تاريخ‌ همواره‌ از سوي‌ كشورها و دولت‌ها براي‌ تبادل‌ علم‌ و ثروت‌ و گسترش‌ قدرت‌ سياسي‌ مورد توجه‌ قرار گرفته ‌است‌. اولين‌ يورش‌ دولت‌هاي‌ اروپايي‌ به‌ سواحل‌ خليج‌ فارس‌ در سال‌ 1506 ميلادي‌ با حمله‌ پرتغالي ها‌ براي ‌مقابله‌ با تجار مصري‌ و ونيزي‌ صورت‌ گرفت‌. در سال‌ 1031 هجري‌ قمري‌ شاه‌ عباس‌ صفوي‌ با انگليسي‌ها متحد شد و دست‌ پرتغالي‌ها را از خليج‌ فارس‌ كوتاه‌ كرد. از سال‌ 1148 هجري قمري نادر شاه‌ بوشهر را كه‌ دهكده‌اي‌ بيش ‌نبود ، مورد توجه‌ قرار داد و بوشهر را به‌ يك‌ بندر يا اسكله‌ كشتي‌سازي‌ تبديل‌ كرد. در اواخر سلطنت‌ نادرشاه‌ افشار، ايران‌ 23 تا 25 فروند كشتي‌ در خليج ‌فارس‌ مستقر كرده‌ بود. 

مراسم‌ گلين‌ يا قبله‌ دعا:

فلسفه‌ برگزاري‌ اين‌ مراسم‌ در ارتباط‌ با خشكسالي‌ است‌ بدين‌ معنا كه‌ وقتي‌ خشكسالي ‌پديد آيد ، مردان‌ روستا شخصي‌ را به‌ نام‌ گلين‌ بر مي‌گزينند و نمد چوپاني‌ بر تنش‌ مي‌پوشانند و از پشم‌ گوسفند ريشي‌ براي‌ او تهيه‌ مي‌كنند و ريسماني‌ بلند بر كمرش‌ مي‌بندند و كلاهي‌ حصيري‌ بر سرش‌ مي‌گذارند و دو شاخ‌ به‌ كلاهش‌ وصل‌ مي‌كنند و زنگوله‌اي‌ بر گردنش‌ مي‌آويزند و خانه‌ به‌ خانه‌ در روستا مي‌گردانند. به‌ هر خانه‌ كه‌ مي‌رسند مقداري‌ گندم ‌، جو و يا تخم‌ مرغ‌ مي‌گيرند. سرانجام‌ گلين‌ آنچه‌ را كه‌ گرد آمده‌ است‌ چند قسمت‌ مي‌كند و دور از چشم‌ همراهان‌ ريگي‌ را در داخل‌ يكي‌ از قسمت‌ها پنهان‌ مي‌كند. سهم‌ كسي‌ كه‌ در آن‌ ريگ‌ باشد پا به‌ فرار مي‌گذارد و ديگران‌ او را به‌ قصد كتك‌ زدن‌ دنبال‌ مي‌كنند. آن‌ شخص‌ خود را به‌ خانه‌اي‌ مي‌رساند و از اوتقاضاي‌ كمك‌ مي‌كند كه‌ براي‌ سه‌ روز يا يك‌ هفته‌ او را ضمانت‌ كند تا كتكش‌ نزنند و در عوض‌ متعهد مي‌شود كه‌ طي‌ اين‌ مدت‌ باران‌ خواهد باريد. اگر تا مدت‌ تعيين‌ شده‌ باران‌ نباريد ، به‌ سراغ‌ ضامن‌ مي‌روند و اگر اين‌ بار نيزضمانتش‌ را تكرار كرد ، تأمل‌ مي‌كنند و گرنه‌ به‌ سراغ‌ شخصي‌ كه‌ فرار كرده‌ بود مي‌روند و او را كتك‌ مفصلي‌ مي‌زنند. مردم‌ معتقدند با اين‌ مراسم‌ خداوند به‌ آنان‌ ترحم‌ مي‌كند و بارش‌ آغاز مي‌شود. 

مراسم‌ زار ( ليوا):

اجراي‌ اين‌ مراسم‌ معمولاً در شب‌هاي‌ چهارشنبه‌ برگزار مي‌شود. زنان‌ و مردان‌ لباس‌هاي‌ مخصوصي‌ را مي‌پوشند ، عطر مخصوص‌ به‌ صورت‌ و تن‌ خود مي‌پاشند و خود را براي‌ رقص‌ و اجراي‌ مراسم ‌زار آماده‌ مي‌كنند. هفت‌ روز قبل‌ از اجراي‌ مراسم‌ دواي‌ مخصوصي‌ كه‌ معجوني‌ خاص‌ است‌ تهيه‌ مي‌كنند. باباي ‌زار، بيمار را مدت‌ هفت‌ روز دور از چشم‌ ديگران‌ نگه‌ مي‌دارد و در اين‌ مدت‌ معجون‌ تهيه‌ شده‌ را برتن‌ بيمارمي‌مالد و مقداري‌ هم‌ به‌ وي‌ مي‌خوراند و دود آن‌ را بخور مي‌دهد. در مجلس‌ رقص ‌، باباي‌ زار مريض‌ را با چوب‌ خيزران‌ مي‌زند. قبل‌ از شروع‌ مجلس‌ سفره‌ مفصلي‌ پهن‌ مي‌شود كه‌ در آن‌ انواع‌ غذاها و خون‌ قرباني‌ بيمار وجود دارد. شخص‌ مبتلا تا خون‌ نخورد باد به‌ حرف‌ در نمي‌آيد. در هنگام‌ رقص‌ و پايكوبي‌ ، شخص‌ مبتلا نيز با حركات‌ موزون‌ خود كم‌ كم‌ از حالت‌ عادي‌ خارج‌ شده‌ و در حالت‌ خلسه‌ فرو مي‌رود. در اين‌ حالت‌ تنها باباي‌ زارمي‌تواند با وي‌ حرف‌ بزند و از زار مي‌خواهد كه‌ مركب‌ خود (شخص‌ مبتلا) را رها كند. شخص‌ زار بعد از خلاص ‌شدن‌ ، در جرگه‌ اهل‌ هوا در مي‌آيد و هميشه‌ بايد لباس‌ تميز و سفيد بپوشد و خود را معطر كند و هيچ‌ كار خلافي ‌نكند وگرنه‌ زار دوباره‌ آزارش‌ مي‌دهد.  

صنايع‌ دستي و سوغات -‌ بوشهر:

انواع‌ صنايع‌ دستي‌ و سوغاتي‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: قالي ‌، گبد ، گليم ‌، نمد ، حصير، گيوه‌ ، زنبيل ‌، سبد ، جارو ، سفال ‌، قليان‌ ، مشك‌ آب‌ ، دولچه ‌، تور ماهيگيري‌ و شيريني‌ مسقطي‌. 

موسيقي محلي – استان بوشهر‌:

سبالو يكي‌ از فرم‌هاي‌ معمولي‌ در موسيقي‌ محلي‌ بوشهر است‌ و آن‌ آوازي‌ است‌ كه‌ با دايره‌ همراهي‌ مي‌شود. خوانندگان‌ همزمان‌ با اجراي‌ سبالو ، شانه‌هاي‌ خود را به‌ طرف‌ راست‌ و چپ‌ منظماً حركت ‌مي‌دهند. سبالو متأثر از موسيقي‌ آفريقا است‌.

يزله‌ يكي‌ ديگر از موسيقي‌هاي‌ محلي‌ است‌ كه‌ به‌ وسيله‌ خوانندگان‌ غير حرفه‌اي‌ اجرا مي‌شود و فقط‌ بادست‌ زدن‌ همراه‌ است‌. 

غذاهاي‌ محلي – استان بوشهر‌:

اسم‌ غذاهاي‌ رايج‌ در مناطق‌ شهري‌ و روستايي‌ استان‌ بوشهر كه‌ به‌ روش‌هاي‌ مختلفي‌ تهيّه ‌مي‌گردند عبارتند از: انواع‌ ماهي‌ (قليه‌ ماهي ‌، دم‌ پختك‌ ماهي‌ ، ماهي‌ شكم‌ گرفته‌ ، كباب‌ ماهي ‌، ماهي‌ شورپلو ، عرقگيرماهي ‌، هواري‌ ماهي ‌، ماهي‌ تنوري‌) ، انواع‌ خوراك‌ (خوراك‌ ميگو ، خوراك‌ چغندر، خوراك‌ سيب‌ زميني‌ وخوراك‌ فاسوليه‌) ، كباب‌ ميگو ، شنيسل‌ ميگو ، كباب‌ مرغ‌ ، دلمه‌ برنج‌ ، پهني‌ چغندر، انواع‌ خورشت‌ (خورشت‌ جگر، خورشت‌ گل‌ كلم ‌، خورشت‌ كلم‌ پيچ ‌، خورشت‌ بادنجان‌ و خورشت‌ لوبيا سبز) ، حلواي‌ عسلي‌ ، دال‌ عدس‌ ، شله‌ ، گمنه ‌، دم‌پخت‌ ماش‌ و ده‌ها نوع‌ خورشت‌ و چاشت‌ ديگر. 

مسافرت و اقامت‌ - استان بوشهر:

سفر و اقامت‌ دراستان بوشهر و شهرهاي‌ آن‌ از اقصا نقاط‌ ايران‌ و خليج فارس به‌ دليل‌ وجود شبكه ‌راههاي‌ هوايي ‌، دريايي‌ و زميني‌ بسيار سهل‌ و آسان‌ است‌. شهر بوشهر با امكانات‌ اقامتي‌ بسيار مناسب‌ وخدمات‌ جهانگردي‌ استاندارد تجهيز شده‌ است‌.

مکان های دیدنی و تاریخی - استان بوشهر: 

استان بوشهر از جمله استان های مهم جنوب ايران است که از نظر تاريخی, طبيعی, اجتماعي و فرهنگي دارای جاذبه های متعددی است. تالاب حله يكی از تالاب های مشهور سراسر قلمرو جنوبی ايران محسوب می شود که فضای سرسبز و دل پذيری در اطراف خود دارد. منطقه حفاظت شده نای بند که در شهرستان بوشهر واقع شده، از نظر تنوع جانوران وحشی منحصر به فرد است. غار چهل خانه در شمال سعدآباد دشتستان، مجموعه بسيار زيبايی را دردل کوه تشکيل داده و يکی از جلوه های زيبای طبيعی استان محسوب می شود. رودخانه های متعددی نيز در اين استان جريان دارند که سواحل آن ها را می توان جزو جاذبه های طبيعی و مهم استان به شمار آورد. علاوه بر اين موارد می توان از چشمه های آب گرم استان نيز به عنوان مکان های جالب توجه استان نام برد که در اين ميان چشمه آب گرم نيلو و چشمه آب گرم گنويه اهميت بيش تری دارند. جزيره خارک که در شهرستان گناوه واقع شده است از مهم ترين جاذبه های طبيعی منطقه و يکی از جزاير زيبای خليج فارس به شمار مي آيد. اين جزيره از مناطق بسيار قديمی منطقه بوده و دارای آثار تاريخی متعددی است.
بناهای تاريخی و قديمی زيادی که در سراسر استان وجود دارند، باعث رونق جهانگردی در اين منطقه شده اند. اين بناها شامل مساجد، کليساها و عمارت های قديمی هستند که بيش تر درمرکز شهرستان قرار گرفته اند. مسجد توحيد (مسجد برازجانی ها) از قديمی ترين مساجد بوشهر است. امام زاده عبدالمهيمن در شهر بوشهر واقع شده و كليسای بوشهر نيز متعلق به ارامنه گريگوری است. قدمت آثار كشف شده در برخی از مناطق قديمی استان به هزاره اول تا سوم پيش از ميلاد می رسد. وجود تپه های تاريخی قديمی مانند تل خندق و تل مرو حاکی از قدمت طولانی منطقه است. ازميان بناهای قديمی که در استان بوشهر وجود دارند کاخ کوروش و کاخ سنگ سياه دارای اهميت بيش تری هستند. منطقه كوشک اردشير يکی از بناهای شهرستان دشتی است که بنای آن بسيار شبيه به كاخ اردشير در فيروزآباد است. برج قلعه خورموج نيز يكی از آثار شكوه مند تاريخی است که بقايای قلعه عظيم خورموج است و در مجموع جاذبه هاي متعدد استان بوشهر را تشكيل مي دهند.   

صنايع و معادن - استان بوشهر: 

اقتصاد استان بوشهر به بخش های كشاورزی، دام داری، شيلات و تا حدودی به صنعت متكی است. صنايع استان بوشهر به دو بخش صنايع دستی و صنايع ماشينی تقسيم می شود. صنايع جديد استان؛ غالبا متوسط كوچك و عموما تبديلی هستند. درصنايع متوسط بوشهر و دشتستان و در صنايع كوچك ابتدا شهرستان دشتستان و سپس بوشهر و شهرستان های دشتی و گناوه به ترتيب دارای اهميت هستند. به غيرازشركت ملی صنايع دريايی و نيروگاه اتمی، مالكيت صنايع استان؛ بيش تر به بخش خصوصی تعلق دارد. اين واحدهای صنعتی شامل صنايع غذايی و دارويی، شيميايی، كانی غير فلزی، برق و الكترونيك، فلزی و ريخته گری، ماشين سازی، ‌تجهيزات خودرو، نيروی محركه و لوازم و ابزار صيادی است كه عمده ترين آن ها را صنايع غذايی و دارويی و ماشين سازی تجهيزات تشكيل می دهند.

صنايع دستی از گذشته های دور نقش مهمی در زندگی و معيشت روستاييان داشته است. صنايع دستی استان بوشهر در حال حاضر بيش تر تأمين كننده نيازهای بومی منطقه است. مهم ترين صنايع دستی منطقه عبارتند از: كشتی و لنج سازی، توربافی، قالی بافی، گبه بافی، ‌گليم، نمد، كوزه، سفال، حصير بافی، سوزن دوزی، گيوه دوزی، زنبيل و سبدبافی، جارو (پيش وينگی)، سفال گری، نوعی قليان به نام چليم، غشك، ‌نوعی مشك مخروطی شكل سه پايه برای نگه داری آب بنام دولچه و نوعی شيرينی مخصوص بوشهر به نام مسقطی.  

کشاورزی و دام داری - استان بوشهر: 

كشاورزی استان از نظر نوع محصولات توليدی و روش های توليد به دو قسمت محصولات زراعی و محصولات درختی تقسيم می شوند. مهم ترين محصولات زراعی را گندم، جو آبی و ديم، تنباكو، پياز، كنجد، سبزی، صيفی و نباتات علوفه ای تشكيل می دهد. درزمينه باغ داری استان بوشهر امكانات زيادی ندارد. بيش ترين باغ های منطقه را نخلستان ها تشكيل می دهند، هم چنين باغ های محدود و كوچك مركبات نيز به طور پراكنده به چشم می خورند. شهرستان دشتستان ازلحاظ توليد سالانه خرما و مركبات مقام اول و دوم را در استان كسب كرده اند. ميزان توليد خرما در حدود هشتاد هزار تن و ميزان توليد مركبات حدود ده هزار تن است.

امكانات دام داری استان بوشهر ازنظر تأمين خوراك و علوفه دام اندك است. دام داری در اين منطقه به شيوه سنتی انجام می گيرد، درنتيجه توليد گوشت و شير آن ها قابل توجه نيست. بيش ترين دام های استان را بز، گوسفند و گاو و شتر تشكيل می دهد. پرورش زنبور عسل نيز در اين استان از اهميت نسبی برخوردار است و در حدود 1500 كندوی جديد و 1000 كندوی سنتی در استان وجود دارد. يكی از مهم ترين فعاليت های اقتصادی استان بوشهر صيد ماهی است. ولی به واسطه استفاده از وسايل قديمی و روش های سنتی صيادان، ‌امر صيد ماهی كه يك منبع مهم اقتصادی به شمار می رود، نقش واقعی خود را باز نيافته است. البته شركت شيلات ايران اقدام به صيد صنعتي در اين منطقه مي نمايد و به همين سبب كارخانه ها و مشاغل جنبي نيز در اين منطقه تشكيل شده است. 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان بوشهر:  

بنای بوشهر به اردشير ساسانی نسبت داده مي شود كه نام اصلی آن ‹‹رام اردشير›› بود. گفته می شود كه ‹‹رام اردشير›› به مرور زمان به ‹‹ريشهر›› تبديل شد. به نظر می رسد كه بوشهر تحريف شده ريشهر ـ همان شهر قديمی ـ است. به طوری كه از اسناد و اطلاعات بر می آيد، اين منطقه به علت موقعيت مناسب برای احداث پايگاه دريايی و بندرگاه، مورد استفاده پادشاهان عيلام قرار می گرفته است. در زمان هخامنشيان كه كشورايران به بيست ساتراپ نشين (استان) تقسيم می شد، سرزمين بوشهر جزء ساتراپ نشين پارس بود.

داريوش فرمان داد تا کانالی از خليج فارس به دريای سرخ حفر کنند. اين كانال محققا راهی بود كه به جای كانال سوئز امروز می توانست خليج فارس و دريای عمان را از طريق دريای سرخ مستقيما به مصر و مديترانه اتصال دهد. مقابر كنده شده بر سطح سنگی جزيره خارك دليل بر حضور سربازان هخامنشی در استان بوشهر است كه برای نگهبانی از چنين راه طولانی تدارك شده بود.

خليج فارس به دليل موقعيت سوق الجيشی و به لحاظ اهميت اقتصادی و بازرگانی، در طول تاريخ همواره از سوی كشورها و دولت ها برای تبادل علم و ثروت و گسترش قدرت مورد توجه قرار گرفته است. اولين يورش دولت های اروپايی به سواحل خليج فارس در سال 1506 ميلادی با حمله پرتغالی ها تحت عنوان محافظت و حراست از منافع پرتغال در برابر تجار مصری و ونيزی صورت گرفت. در سال 1031 هجری قمری شاه عباس با انگليسی ها متحد شد و دست پرتغالی ها را از خليج فارس كوتاه كرد. از سال 1148 هجری قمری نادر شاه بوشهر را كه آن زمان دهكده ای بيش نبود مورد توجه قرار داد و مشغول آماده كردن بوشهر به عنوان يك بندر و اسكله كشتی سازی با استفاده از چوب جنگل مازندران شد. هم چنين برای تامين ارتباط جزاير و سواحل خليج فارس در صدد تاسيس نيروی دريايی برآمد. در سال 1149 هجری قمری لطيف خان را به ايالت دشتستان و ناخدايی كل سواحل خليج فارس انتخاب و اعزام كرد. اين شخص برای تهيه ناوگانی در خليج فارس، بوشهر را مركز دريايی خود قرار داد. در اواخر سلطنت نادرشاه ايران 23 تا 25 فروند كشتی جنگی در خليج فارس داشت. بدين ترتيب از زمان نادر شاه بوشهر روی به پيشرفت نهاد و حتی مدتی بندر عباس را نيز تحت الشعاع خود قرار داد.

پس از قتل نادرشاه در اثر هرج و مرجی كه در ايران پديد آمد، كشتی های جنگی توسط حكم رانان و شيوخ اطراف خليج فارس ضبط شد. هم چنين بندر بوشهر و بندرعباس نيز اهميت سابق خود را از دست دادند. تجار هلندی كه در سال 1623 ميلادی روابط تجاری خود را با ايران شروع كرده بودند, پس از قتل نادر شاه ايران را ترك كردند و بصره را مركز تجارت خود قرار دادند.

اما پس از مدتی در اثر دسيسه رقبای انگليسی و به منظور نزديكی بيش تر با دهانه خليج فارس، تاسيسات تجاری خود را به خارك منتقل كردند و در عين حال از پرداخت اجاره بهای خارك به ميرمهنا حاکم بندر ريگ و جزيره خارک خودداری نمودند. مير مهنا در سال 1756 به تاسيسات هلندی ها حمله برد، دژ آن ها را تسخير كرد، و آن ها را از جزيره بيرون راند. اما به سبب اين كه در دفعات متعدد بنای سركشی و تمرد از دستورات كريم خان زند را گذاشت و آرامش خليج فارس را برهم زد، کريم خان او را شكست داد و جزيره خارك و بندر ريگ را تصرف كرد. درهمين زمان نفوذ انگليسی ها در سواحل و جزاير خليج فارس و به خصوص سرزمين بوشهر رو به گسترش نهاده موفق شدند اجازه تاسيس تجارت خانه ای را در بوشهر با امتيازات فوق العاده به دست آورند. سلسله قاجاريه كه پس از زنديه روی كار آمد چندان نفوذی در خليج فارس نداشت. در زمان ناصرالدين شاه ارتش ايران هرات را اشغال كرد و به دنبال آن حالت جنگی بين ايران و انگليس به وجود آمد. به دنبال اين مسأله ناوگان انگليس در خليج فارس مركب از هشت كشتی جنگی و تعدادی ناوگان بخاری و بادی به ايران حمله كردند و جزيره خارك را متصرف شدند.

پنج روز پس از آن قوای انگليسی در حوالی بوشهر در خاك ايران پياده شدند و شروع به پيش روی به سوی برازجان كردند. قوای ايران برازجان را تخليه و عقب نشينی كرده بود. بنابراين قوای انگليس انبار اسلحه و مهمات برازجان را منفجر كرد و سپس به بوشهر بازگشت. سرانجام در نبردی كه در نهم ژانويه 1857 ميلادی در خوشاب بين ايران و انگليس رخ داد، انگليسی ها موفق شدند سپاه ايران را شكست دهند. پيش از جنگ اول جهانی بار ديگر دولت انگليس منطقه بوشهر را مورد تجاوز قرار داد و در سال 1913 ميلادی جنگ سختی بين نيروی انگليس و دليران دلواری در گرفت. درجريان اين جنگ رييس علی دلواری و مردم تنگستان و دشتستان نقش برجسته ای ايفا كردند. رييس علی در سال 1327 هـ . ق با كمك تفنگ چی های تنگستانی، بوشهر را از عناصر مستبد وابسته به دربار محمد علی شاه پاك كرد و اداره گمرگ و انتظامات و ديگر ادارات را تسخير كرد. اين كار دليران تنگستان بر انگليسی ها كه اداره گمرك را در اجاره داشتند، گران آمد و آنان برای تضعيف مشروطه خواهان و استمرار سلطه بر حيات اقتصادی و سياسی جنوب ايران به جنگ با دليران تنگستانی پرداختند و در اين راه از ديگر خوانين جنوب ايران ياری جستند. جنگ بين رييس علی و دليران تنگستان از يك طرف و انگليسی ها و خوانين متحد آنان از سوی ديگر به طور متوالی و پراكنده تا شوال 1333 هـ . ق ادامه يافت و انگليسی ها نتوانستند بر رييس علی و يارانش تفوق يابند. تا اين كه در گير و دار حمله انگليسی ها به بوشهر در شب 23 شوال 1333 هـ . ق ( سوم سپتامبر 1915 م ) هنگامی كه رييس علی در محلی به نام «تنگك صفر» قصد شبيخون به قوای انگليسی ها را داشت، از پشت مورد هدف گلوله يكی از هم راهان خاين قرار گرفت و در دم به شهادت رسيد. بوشهر در زمان جنگ تحميلي عراق به ايران نيز ايفاگر نقش هاي اقتصادي و استراتژيكي مهمي بود و هم اكنو ن از نظر استراتژيكي, اقتصادي و گردشگري براي ايران داراي اهميت بسياري است. استان بوشهر در سال 1352 به استاني مستقل تبديل شد كه با دربرگرفتن شهرستان ها, شهرها و روستاهاي متعدد از جمله مناطق مهم جنوب ايران است.   

مشخصات جغرافيايي - استان بوشهر:  

استان بوشهر در جنوب ايران واقع شده و بين 27 درجه و 14 دقيقه پهناي شمالی و 50 درجه و 6 دقيقه تا 52 درجه و 58 دقيقه درازاي خاوري از نيم روز گرينويچ قرار گرفته است. اين استان از شمال به استان های خوزستان و كهگيلويه و بوير احمد، ‌از جنوب به خليج فارس و قسمتی از استان هرمزگان، از خاور به استان فارس و از باختر به خليج فارس محدود است. استان بوشهر با خليج فارس بيش از 600 كيلومتر مرز آبی دارد و از اهميت سوق الجيشی, اقتصادی و گردشگري قابل توجهی برخوردار است. به طور كلی آب و هوای بوشهر در نواحی ساحلی گرم و مرطوب و در قسمت های داخلی گرم و خشك صحرايی است. در استان بوشهر دو فصل محسوس وجود دارد: زمستان نسبتا خنك، شامل ماه های آذر، دی، بهمن، ‌اسفند و تابستان گرم و خشك و طولانی. پاييز و بهار اين استان نيز بسيار زودگذر است. شهرستان های استان بوشهر عبارتند از: بندر بوشهر, بندر ديلم, بندر گناوه, تنگستان(اهرم), دشتستان(برازجان), دشتی (خورموج), بندردير, بندر كنگان. اين منطقه به واسطه كمی ارتفاع از دريا- شهر بوشهر از سطح دريای آزاد تنها پنج متر بالاتر است - و نزديكی به خط استوا و دريای گرم، سرزمين گرم و مرطوبی است. بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسكن در سال 1375، جمعيت استان بوشهر 727373 نفر بوده است. دسترسي به استان بوشهر از سه طريق هوايي, زميني و دريايي امكان پذير است. مسيرهاي زميني دسترسي به اين راه ها عبارتند از:

راه ‌آسفالته بوشهر – برازجان به سمت شمال خاوري به درازاي 70 كيلومتر

راه آسفالته اصلی بوشهر – برازجان – گناوه به سمت شمال باختري به درازاي 158 كيلومتر

راه آسفالته اصلی گناوه – بندر ماه شهر به درازاي 201 كيلومتر

راه آسفالته اصلی بندر ماه شهر – اهواز به درازاي 153 كيلومتر

راه‌ آسفالته اصلی بوشهر – برازجان – گناوه – بندر ماه شهر – اهواز به درازاي 512 كيلومتر

راه آسفالته اصلی بوشهر – كازرون به سمت شمال خاوري به درازاي 162 كيلومتر

راه ارتباطی بين بوشهر – بندر گناوه 72 كيلومتر

راه اصلی گناوه – بندر ديلم به سمت شمال باختري به درازاي 67 كيلومتر

راه خورموج تا شهر اهرم به سمت شمال باختري به درازاي 30 كيلومتر و از همين راه به درازاي 52 كيلومتر تا بندر بوشهر ادامه دارد. در ميان شهرهاي استان؛ شهر بوشهر(مرکز استان) دارای فرودگاهی بين المللی است و پروازهاي گوناگوني در آن انجام مي شود. هم چنين از طريق لنج ها و كشتي ها از راه دريا نيز امكان دسترسي به اين منطقه وجود دارد. 

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان بوشهر 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

بوشهر

ديلم

بوشهر- بندر ريگ- گناوه- ديلم

امامزاده سليمان بن علي- مركز خريد ديلم- روستاي حصار- نخلستانهاي آب پخش- زيارتگاه بي مره

2

بوشهر

عسلويه

بوشهر- دلوار- دير- بندر طاهري- عسلويه

كلات بوجير- منطقه نمونه گردشگري دلوار- تل بردي- قلعه بردستان- منزل و موزه شهيد رئيسعلي دلواري- خور دلوار- شهر قديمي سيراف- روستاي هاله- منطقه ناي بند

3

بوشهر

عسلويه

بوشهر- خورموج- اهرم- بردخون دير- بندر طاهري- عسلويه

نخلستانهاي اهرم- قلعه زايرخضرخان- قلعه محمدخان دشتي- كوه نمك جاشك-چشمه هاي آبگرم اهرم- روستاي هاله- عمارت شيرينه و منطقه توريستي نبگه

4

بوشهر

دشتستان

بوشهر- دشتستان

كاروانسراي مشير- كاخهاي هخامنشي- آبشار زيراه - چهل خانه- منطقه طبيعي زيراه

5

بوشهر

پشت پر

بوشهر- پشت پر

آبشار رودفارياب- كوشك اردشير- گور دختر

 

موضوعات مرتبط: بوشهر
[ ] [ ] [ محمد شهسوارزاده ]

مجاورت : این استان از شمال با استان کرمانشاه  از جنوب با استان خوزستان  از شرق با  استان لرستان   و از غرب با کشور عراق  همسایه است.

آب و هوا: آب و هوای این استان درمناطق میانی  دارای آب و هوای معتدل، در مناطق کوهستانی شمال و شمال شرقی دارای آب و هوای سردسیر با زمستانی طولانی، و درمناطق جلگه ای غرب و جنوب غربی دارای آب و هوای گرمسیری است.

وسعــــت: مساحت این استان  ۱۹۶۸۰ کیلومتر مربع  است.

جمعـیــت:  بر اساس سرشماری آمار و نفوس سال ۱۳۸۵ خورشیدی  ۷۸۷/۵۴۵ نفر است.

تقسیمات: بر اساس تقسیمات کشوری این استان ۷ شهرستان، و ۱۷ شهردارد.

شهرستانها: آبدانان - ایلام/مرکز استان - ایوان - دره شهر - دهلران - شیروان و چرداول - مهران - گالری تصاویر

موقعيت جغرافيايي – استان ايلام:

استان ايلام با ۱۹۶۸۰ كيلومتر مربع‌ مساحت‌ در غرب‌ كشور واقع‌ شده‌ است‌. بر اساس‌ آخرين ‌تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ در سال‌ ۱۳۸۵ خورشیدی،  شهرستان‌هاي‌ استان‌ ايلام‌ عبارتند از: آبدانان ، ايلام ، ايوان ، دره شهر، دهلران ، شيروان ، چرداول و مهران. شهر ايلام‌ مركز استان‌ ايلام‌ است‌. اين‌ استان‌ از جنوب‌ با استان خوزستان ازشرق‌ با استان لرستان و از شمال‌ با استان کرمانشاه و از سمت‌ غرب‌ با ۴۲۵ كيلومتر مرز مشترك‌ با كشور عراق‌ همجوار است‌. اين‌ استان‌ در سال‌ ۱۳۸۵ خورشیدی، حدود ۵۴۵۷۸۷ نفر جمعيّت‌ داشت‌ كه‌ از اين‌ تعداد ۳۳۱۲۳۱ نفر درنقاط‌ شهري‌ و ۲۱۴۵۵۶ نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند.

ناهمواري‌هاي‌ استان‌ ايلام‌ ، از چين‌خوردگي‌هاي‌ موازي‌ در جهت‌ شمال‌ غربي‌ و جنوب‌ شرقي‌ به‌ وجودآمده‌اند. كوههاي‌ استان‌ ايلام‌ عمدتاً به‌ دوران‌ دوم‌ و سوم‌ زمين‌ شناسي‌ مربوط‌ است‌. نواحي‌ شمالي‌ و شمال‌ شرقي‌ استان ايلام كوهستاني‌ و نواحي‌ غرب‌ و جنوب‌ غربي‌ آن‌ از اراضي‌ پست‌ و كم‌ ارتفاع‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. کبير کوه‌ و دينار کوه مهم‌ترين‌ ارتفاعات‌ استان‌ مي‌باشد.

در نواحي‌ كوهستاني‌ شمال‌ و شمال‌ شرقي‌ استان‌ و بين‌ رشته‌ كوهها ، دشت‌هاي‌ كم‌ وسعتي‌ مانند: هليلان ‌، شيروان ، ايلام و غيره‌ قرار دارند و در قسمت‌هاي‌ جنوب‌ غربي‌ و غرب‌ استان‌ نيز دشتهاي‌ وسيع‌ و گرمسيري دهلران ، دشت‌ عباس‌ واقع‌ شده‌اند كه‌ در شرق‌ به‌ جلگه خوزستان متصل‌ مي‌شوند.

آب و هوا – استان ايلام:

استان ايلام از نظر شرايط‌ اقليمي‌ جزو مناطق‌ گرمسيري‌ كشور محسوب‌ مي‌شود ، ولي‌ به‌ علّت‌ وجود ارتفاعات‌ كبيركوه‌ و ديناركوه‌ ، اختلاف‌ درجه‌ حرارت‌ و بارندگي‌ در بخش‌هاي‌ شمالي‌ ، جنوبي‌ و غربي‌ آن‌ زياد است‌. به‌ طوري‌ كه‌ مناطق‌ سه‌ گانه‌ سردسيري ‌، گرمسيري‌ و معتدل‌ در اين‌ استان‌ شكل‌ گرفته‌ است‌: مناطق‌ كوهستاني‌ شمال‌ و شمال‌ شرقي‌ استان‌ نسبتاً سردسير با زمستان‌هاي‌ طولاني‌ است ‌، مناطق‌ جلگه‌اي‌ غرب‌ وجنوب‌ غربي‌ استان‌ گرمسير است‌ و مناطق‌ مياني‌ آن‌ آب‌ و هواي‌ معتدل‌ دارد.

براساس‌ گزارش‌ ايستگاه‌  سينوپتيك‌ ايلام‌ در سال‌ ۱۳۸۵ خورشیدی، در شهر ايلام‌ حداكثر مطلق‌ حرارت‌ در ماه‌ مرداد ۳۸ درجه‌ سانتي‌گراد و حداقل‌ آن‌ در بهمن‌ ماه‌ ۴/۰ درجه‌ سانتيگراد گزارش‌ شده‌ است‌. ميزان‌ بارندگي‌ سالانه‌ آن‌ نيز ۴/۵۷۸ ميليمتر و تعداد روزهاي‌ يخبندان‌ آن‌ در فصل‌ زمستان‌ ۲۷ روز ثبت‌ شده‌ است‌.

تاريخ و فرهنگ – استان ايلام:

مطالعات‌ و كشفيات‌ محدود باستان‌شناسي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ قوم‌ (گوتي‌) در حدود ۴۰۰۰ سال ‌پيش‌ از ميلاد در اين‌ نواحي‌ بسر مي‌برده‌ است‌. قوم‌ (كاسي‌) يا (كاسيت‌) بعد از گوتي‌ها احتمالاً از نواحي‌ قفقاز به ‌اين‌ نواحي‌ مهاجرت‌ كرده‌اند. قوم‌ كاسي‌ يكبار به‌ قصد تصرف‌ بابل‌ به‌ بين‌النهرين‌ هجوم‌ برده‌ و شكست‌ خورده ‌است‌. سپس‌ در حمله‌ ديگري‌ به‌ حكومت‌ بابل‌ پايان‌ داده‌ و نزديك‌ به‌ ۶ قرن‌ حكومت‌ كرده‌ است‌. كشف‌ آثاربرنزي‌ در لرستان ‌، ايلام‌ و طالش‌ تمدن‌ باستاني‌ اين‌ قوم‌ را به‌ هم‌ مرتبط‌ ساخته‌ است.‌ الهه‌ مورد پرستش‌ (كاسي‌ها) رب‌النوع‌ آفتاب‌ به‌ نام‌ (سورياش‌) بوده‌ كه‌ از ارباب‌ انواع‌ آريايي‌ نيز به‌ شمار مي‌رود. سرزميني‌ كه‌ اكنون‌ ايلام‌ نام‌ دارد ، بنا به‌ اسناد تاريخي‌ فراوان‌ بخشي‌ از كشور عيلام‌ باستان‌ بوده‌ است‌.

در كتيبه‌هاي‌ بابلي‌ ، ايلام‌ را (آلامتو) يا (آلام‌) خوانده‌اند كه‌ به‌ قولي‌ به‌ معناي‌ كوهستان‌ يا كشور طلوع‌ خورشيد است‌. مدّتي‌ پس‌ از سقوط‌ ايلام ‌، حوزه‌ فرمانروايي‌ آن‌ به‌ دو منطقه‌ تحت‌ نفوذ پارس‌ها در شرق‌ و مادها در غرب‌ تقسيم‌ شد. اقوام‌ ساكن‌ زاگرس‌ در دوره‌ هخامنشي‌ جزئي‌ از امپراطوري‌ هخامنشي‌ بوده‌ است‌. وجود آثارباستاني‌ فراواني‌ از دوره‌ ساساني‌ در استان‌هاي‌ ايلام‌ و لرستان ‌، نشان‌ مي‌دهد كه‌ اين‌ منطقه‌ در آن‌ زمان‌ اهميّت‌ ويژه‌اي‌ داشته‌ است‌. در اواخر قرن‌ چهارم‌ هجري‌ قمري ‌، حسنويه‌ كرد بر ايلام‌ و لرستان‌ فعلي‌ حكومت‌ مي‌كرده ‌است‌ و تا اوايل‌ قرن‌ ششم‌ هجري‌ قمري ‌، حكومت‌ اين‌ خاندان‌ ادامه‌ داشته‌ است‌. در فاصله‌ سال‌هاي‌ ۵۷۰ تا ۱۰۰۶ هجري قمري، اتابكان‌ لُر بر پشتكوه‌ و لرستان حكومت‌ كرده‌اند ، اين‌ خاندان‌ بعدها مقر حكومت‌ خود را به‌ پشتكوه‌ (ايلام‌ كنوني‌) منتقل‌ كردند. آخرين‌ والي‌ پشتكوه‌ پس‌ از كودتاي‌ ۱۲۹۹ خورشیدی‌ به‌ نحوي‌ مسالمت‌آميز، منطقه‌ تحت‌ حكومت‌ خود را رها كرده‌ و در كشور عراق‌ اقامت‌ گزيد.

از سال‌ ۱۳۰۹ خورشیدی در تقسيمات‌ كشوري‌ ، ايلام‌ جزء استان‌ پنجم‌ يعني کرمانشاه گرديد. سپس‌ به‌ علّت‌ موقعيت‌ مهّم‌ سياسي‌ - مرزي‌ و محروميت‌هاي‌ فراوان‌ به‌ فرمانداري‌ كل‌ تبديل‌ شد و اكنون‌ يكي‌ از استان‌هاي‌ مهّم‌ كشورمحسوب‌ مي‌شود. استان‌ ايلام‌ از جمله‌ مناطق‌ عشاير نشين‌ سرزمين‌ ايران‌ است‌ كه‌ در دهه‌هاي‌ اخير، مناسبات‌ سنتي‌ مبني‌ بر كوچ‌ در بسياري‌ از نواحي‌ آن‌ در حال‌ منسوخ‌ شدن‌ است‌. ولي‌ در نظام‌ فرهنگي‌ ، اعتقادات‌ ، ارتباطات‌ اجتماعي ‌، سنت‌ها ، آداب‌ و ديگر رفتارهاي‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ مردم‌ اين‌ خطه ‌، آثار اين‌ نوع‌ شيوه ‌معيشت‌ و زندگي‌ اجتماعي‌ هنوز مشاهده‌ مي‌شود. 

صنايع‌ دستي‌ و سوغات – استان ايلام:

استان‌ ايلام‌ منطقه‌اي‌ عشاير نشين‌ است‌ و صنايع‌ دستي‌ آن‌ بويژه‌ گليم‌ گل‌ بر جسته‌ شهرت‌ ملي‌ دارد. از مهّم‌ترين‌ صنايع‌ دستي‌ استان‌ مي‌توان‌ به‌ اين‌ موارد اشاره‌ كرد: فرش‌ كرك ‌، ابريشم ‌، گليم‌ گل‌برجسته‌ ، جاجيم ‌، نمد ، فرنجي‌ ، قتره‌ ، صنايع‌ چوبي‌ و... استان‌ ايلام‌ همانند ساير مناطق‌ ايراني‌ سوغاتي‌هاي‌ محلي‌ خاص‌ دارد كه‌ اهم‌ آن‌ها عبارتند از: سقز محلي‌(صمغ‌ درخت‌ بنه‌) ، شيرين‌ بژي‌ برساق‌ ، شيرين‌ عسگري‌ ، شيريني‌ كُله‌ كُنجي ‌، روغن ‌حيواني‌ معروف‌ به‌ كرمانشاهي‌. 

موسيقي و رقص‌ بومي‌ - استان ايلام:

در موسيقي‌ ايلام‌ از سازهاي‌ دوزله‌ ، جفتان ‌، سرنا ، شيپور، ضرب‌ ، دهل ‌، شمشال ‌، ني‌ و كمانچه‌ استفاده‌ مي‌شود و اين‌ سازها در آيين‌هايي‌ مانند: عروسي‌ ، جنگ‌ و عزا كاربرد دارند. (دوزله‌ و جفتان) برخلاف‌ همه‌ سازهاي‌ ايراني‌ كه‌ تك‌ صدا هستند ، دو صدايي‌ است‌ و قابليت‌ همراهي‌ با سازهاي‌ چند صدايي‌ رادارد. (چوبي‌) موسيقي‌ رقص‌ ايلام‌ است‌ و به‌ صورت‌ انفرادي‌ و يا دسته‌ جمعي‌ اجرا مي‌شود. اين‌ موسيقي‌ درگذشته‌ افزون‌ بر كاربرد هنري‌ و موسيقيايي‌ به‌ عنوان‌ آمادگي‌ رزمي‌ و بدني‌ نيز كارآيي‌ داشته‌ است‌. (فتا پاشا ، لرزانه ، سوارسوار، صي سماع ، قلاوي ، سه حارو گريانه) از جمله نواها و ريتم هاي اين نوع رقص است که در مناطق کرد و لر نشين کشور رايج است. (هوره‌) نيز موسيقي‌ آوازي‌ مردمان‌ غرب‌ كشور و به‌ ويژه‌ مردم‌ ايلام‌است.‌ هوره‌ كه‌ از آوازها و نيايش‌هاي‌ اساطيري‌ ايران‌ است ‌، از هزاره‌هاي‌ قبل‌ از ميلاد مسيح‌ تا به‌ امروز رواج‌ دارد.

موسيقي‌ آيين‌هاي‌ سوگواري‌ نوع‌ ديگري‌ از موسيقي‌ در استان‌ ايلام‌ است‌ كه‌ در آيين‌ چمري‌ با سرنا و دهل ‌اجرا مي‌شود و در اين‌ مراسم‌ مردم‌ ايل‌ها و روستاها در محلي‌ بنام‌ (چمرجا) جمع‌ مي‌شوند و همراه‌ با نواي‌ ساز و دهل‌ و آواز همسرايان‌ نوعي‌ رقص‌ را ارائه‌ مي‌دهند. اين نوع موسيقي (نمايش‌ تعزيه‌) ‌ در ايام‌ عاشورا نيز كاربرد فراوان ‌دارد. 

مکان های دیدنی و تاریخی – استان ايلام:   

سرزمين ايلام با كوهستان هاي سلسله وار و دشت هاي پهناور؛ زيستگاه انواع گونه هاي گياهي و جانوري است كه چشم اندازهاي زيباي طبيعي را در اين منطقه به وجود آورده اند. اين منطقه كه بر دامنه كوه هاي خود چشم انداز سبزي از جنگل هاي بلوط را دارد؛ در بر گيرنده رودخانه ها و آبشارهاي زيادي است كه هر يك جاذبه هاي خاص و مناظر روح پروري را به نمايش مي گذارند. ايلام كه از بكر ترين مناطق سرزمين ايران است ؛ از قابليت هاي برجسته و با ارزشي در زمينه گردشگري طبيعي برخوردار است.

پيشينه تاريخي و باستاني اين خطه از ايران سبب شده جاذبه هاي باارزشي در اين منطقه وجود داشته باشد كه نام آن ها يادآور اساتير افسانه اي ايران باستان است. جاذبه هاي اجتماعي و فرهنگي استان ايلام از ديگر زيبايي هاي منطقه هستند كه بر جاذبه هاي گردشگري استان مي افزايد. فصل بهار كه زمان رويش گل هاي زيبا و وحشي در اين خطه است و فصل تابستان با رودخانه هاي خروشان و آبشارهاي زيبا مناسب ترين زمان سفر به استان ايلام است.  

صنايع و معادن  – استان ايلام:

بخش صنعت سهم ناچيزی از اشتغال را نسبت به بخش خدمات و كشاورزی به خود اختصاص داده است. صنعت استان ايلام بيش تر در صنايع خانگی و كارگاهی خلاصه می شود. زماني منابع معدنی استان منحصر به منابع رسوبی بوده ولي هم اكنون منابع نفت و گاز نيز در اين منطقه شناسايي شده است.

استان ايلام منطقه ای عشاير نشين است و به همين دليل از صنايع دستي پر رونقي نيز برخوردار است. مهم ترين صنايع دستي استان عبارتند از: فرش كرك، ابريشم، گليم گل برجسته، جاجيم، نمد، فرنجی، قتره و صنايع چوبی. از ديگر صنايع دستی ايلام می توان به سياه چادر، رسن، گيوه كه با توجه به فراوانی مواد اوليه مانند پشم و موی بز توليد آن ها از گذشته هاي دوررايج بوده, اشاره نمود. استان ايلام همانند ساير مناطق ايرانی دارای سوغاتی های محلی خاص خود است كه مهم ترين آن ها عبارتند از: سقز محلی (صمغ درخت بنه)، شيرينی بژی بر ساق، ‌شيرينی گمگه، حلوای كله كنجی، روغن حيوانی معروف به روغن كرمانشاهي.   

کشاورزی و دام داری – استان ايلام:  

كشاورزی در بيش تر نقاط استان به صورت سنتی انجام شده و مراحل مختلف آن از كاشت، داشت و برداشت با استفاده از اصول و روش های ابتدايی و سنتی صورت می گيرد. مهم ترين محصول كشاورزی استان، گندم است. در اين استان امكانات بالقوه فراوانی برای توسعه و گسترش دام داری و دام پروری وجود دارد و هم اكنون نيز بخش مهمی از درآمد و حتی اشتغال مردم استان ايلام در بخش كشاورزی متمركز شده است. آب و هوای متنوع، وجود كوهستان ها، جنگل ها و مراتع نسبتا سرسبز و انواع گل و گياه در بهار و تابستان و وجود مناطق گرمسيری و سردسيری در كنار هم بهترين شرايط را برای پرورش زنبور عسل فراهم آورده است.    

وجه تسميه و پيشينه تاريخي – استان ايلام:  

سرزمينی كه اكنون استان ايلام نام دارد، بنا به اسناد تاريخی فراوان، بخشی از كشور عيلام باستان بوده است. اين كشور در حدود ۳۰۰۰ سال پيش از ميلاد به وجود آمده و تا سال ۶۴۰ پيش از ميلاد به حيات اجتماعی خود ادامه داده است. در اين سال، به فرمان آشور بانی پال به خاك و خون كشيده شده و منقرض شده است. از شهرهای اين كشور، به اسامی ‹‹شوش›› پايتخت اصلی، ‹‹ماداكتو›› پايتخت تابستانی، اهواز، خايدالو، ماساباتيك و كابيانه اشاره شده است.

در كتيبه های بابلی، عيلام را ‹‹آلامتو›› يا ‹‹آلام›› خوانده اند كه به قولی به معنای كوهستان يا ‹‹كشور طلوع خورشيد›› است. مدتی پس از سقوط عيلام، ‌حوزه فرمان روايی آنان به دو منطقه تحت نفوذ پارس ها در خاور و مادها در باختر تقسيم شد. هر چند مناطق مسكونی زاگرس در دوره هخامنشی جزيي از امپراطوری هخامنشی به شمار می آمده، اما درظاهرارتش هخامنشی برای عبور از زاگرس ناچار به پرداخت باج به كوه نشينان مقتدر آن بوده است.

بنا به نوشته مورخان يونانی، در زمان سلوكيه، ساكنين زاگرس بيش تر اوقات با اقوام مهاجم و بيگانه در نبرد بوده اند. وجود آثار باستانی فراوانی از دوره ساسانی در استان های ايلام و لرستان، نشان می دهد كه اين منطقه در آن زمان بسيار آباد و با اهميت بوده است. اسامی شهرهايی مانند ‹‹ماسبندان››، ‹‹مهرگان كدك››، ‹‹دارشهر››، ‹‹سيمره››، ‹‹اريوخ›› و ‹‹شيروان›› اين نظر را تاييد می كند. محل دقيق برخی از اين شهرها هنوز روشن نشده است. در اواخر دوره ساسانی، خاندان فيروزان بر اين سرزمين و خوزستان حكومت داشته اند كه آخرين آن ها پس از شكست در جنگ جولا به دارالخلافه اعزام شده است. بعد از تسخير ايران به وسيله عرب های مسلمان، احتمال دارد كه اين ناحيه جزيي از ايالت كوفه شده و اسامی شهرهای ماسبندان، مهرگان و سيمره معرب شده باشند.

در اواخر قرن چهارم هجری قمری، حسنويه كرد بر لرستان و ايلام فعلی حكومت می كرده است و تا اوايل قرن ششم هجری قمری حكومت اين خاندان ادامه داشته است. از سال ۵۷۰ تا ۱۰۰۶ هجری قمری، اتابكان لر بر لرستان و پشتكوه حكومت كرده اند. آخرين اتابك لر به نام شاهوردي خان را شاه عباس صفوی به قتل رسانده و حسين خان سيلورزی جد واليان ابوقداره را به حكومت لرستان و پشتكوه منصوب كرده است. اين خاندان پس از مدتی، مقر حكومت خود را به پشتكوه (ايلام كنونی) منتقل كرده اند و غلام رضا خان والی ابوقداره، آخرين والی پشتكوه پس از كودتای ۱۲۹۹ شمسی به نحوی نسبتا مسالمت آميز، منطقه تحت حكومت خود را رها كرده و به كشور عراق رفته است.

از سال ۱۳۰۹ خورشیدی در تقسيمات كشوری، ايلام جزو استان پنجم يعنی كرمانشاه شد. سپس به علت موقعيت مهم سياسی و مرزی و محروميت های فراوان به فرمان داری كل تبديل شد و اكنون يكی از استان های مهم كشورمحسوب می شود.  

سرآبله‌ - ايلام‌: روستاي‌ سرآبله‌ در ۱۸ كيلومتري‌ شمال‌ شرق ايلام و ميان‌ كوه‌هاي‌ پيران‌ و خورهه‌ واقع‌ شده‌است‌. رودخانه‌ چرداول‌ از کبير کوه سرچشمه‌ مي‌گيرد و پس‌ از عبور از روستا به‌ رود سيمره‌ مي‌ريزد. آب‌ و هواي‌روستا معتدل‌ و نيمه‌ مرطوب‌ است‌. (طاق‌ بستان‌) مهّم‌ترين‌ اثر تاريخي‌ روستا به‌ دوره‌ هخامنشيان‌ مربوط‌ است‌.

سرتنگ‌ سفلي‌ - ايلام‌: روستاي‌ سرتنگ‌ سفلي‌ از توابع‌ شهرستان‌ ايلام‌ در يك‌ منطقه‌ تپه‌اي‌ واقع‌ شده‌ است‌ ورودخانه‌ (گنگير) از جنوب‌ آن‌ مي‌گذرد. كوه‌هاي‌ (پايه‌) (گاومهر) كوه‌ بانكول‌ و تنگ‌ (شميران‌) در پيرامون‌ روستاقرار دارند. آب‌ و هواي‌ روستا معتدل‌ و خشك‌ است‌. يك‌ آتشكده‌ دوره‌ ساساني‌ و يك‌ مسجد قديمي‌ ازجاذبه‌هاي‌ تاريخي‌ و مذهبي‌ اين‌ روستاست. 

مساجد قديمي -‌ استان ايلام: مردم‌  استان ايلام فعلي‌ در سده‌هاي‌ اخير داراي‌ مناسبات‌ اجتماعي‌ مبتني‌ بر كوچ‌ بوده‌اند و همين‌ دليل‌ نيزبه‌ ندرت‌ شهري‌ به‌ مفهوم‌ واقعي‌ قديمي‌ و تاريخي‌ به‌ وجود آمده‌ است‌. لذا اكثر مساجد جامع‌ استان‌ در قرن‌ اخيراحداث‌ شده‌اند. شايد بتوان‌ مسجد والي ايلام را قديمي‌ترين‌ مسجد استان‌ محسوب‌ كرد كه‌ قدمت‌ آن‌ به‌ ۹۰ سال‌ پيش‌ مي‌رسد و به‌ وسيله‌ والي‌ پشتكوه‌ بنا شده‌ و به‌ همين‌ نام‌ نيز معروف‌ است‌. از جمله‌ مساجد مهّم‌ استان‌ كه‌ برخي‌ از آن‌ها در سال‌هاي‌ اخير بازسازي‌ شده‌اند، مي‌توان‌ به‌ موارد زير اشاره‌ كرد: مسجد جامع‌ ايلام‌ جنب‌ پارك‌ کودک ايلام ، مسجد جامع‌ مهران‌ در بلوار جانبازان‌ ، مسجد قمربني‌ هاشم‌ مهران‌ دربلوار امام‌زاده‌ سيد حسن ‌، مسجد صاحب‌ الزمان‌ (زيارتگاه‌) ايلام ‌، مسجد جامع‌ صالح‌ آباد در روبروي‌ بخشداري ‌، مسجد جامع‌ ايوان‌ و مسجد جامع‌ دهلران‌.

قلعه‌ها و دژها – استان ايلام: قلاع‌ استان‌ عبارتند از: قلعه‌ اميرآباد روستاي‌ اميرآباد در كنار راه مهران - صالح‌آباد ، قلعه‌ زمستاني‌ والي‌ در ۱۷ كيلومتري‌ شهر مهران‌ ، قلعه‌ تاريخي‌ روستاي‌ هزاراني آبدانان مربوط‌ به‌ دوره‌ ساساني ‌، قلعه ‌تاريخي‌ پاقلفه‌ و كره‌ چكا در صالح‌آباد ، قلعه‌ ساساني‌ انجير در زرين‌ آباد ، آثار قلاع‌ تاريخي‌ دوره‌ ساساني‌ درروستاي‌ كلم‌ دره شهر، آثار تاريخي‌ پشت‌ قلعه‌ در شهرستان‌ آبدانان ‌، ديوار قلعه‌ تاريخي‌ گمول‌ در روستاي‌ باريكه ‌، قلعه‌ ساساني‌ در ميمه‌ زرين‌ آباد ، قلعه‌ اسماعيل‌ خان‌ در ارتفاعات‌ سيوان‌ كوه‌ مشرف‌ به‌ شهر ايلام ‌، آثار ساختماني‌از دوره‌ پيش‌ از تاريخ‌ دركان‌ گنبد صالح‌ آباد و ديواري‌ با سنگهاي‌ حجاري‌ شده‌ مربوط‌ به‌ دوره‌ پارت‌ و ساساني‌ در ميمه‌ زرين‌ آباد.

شهرها و تپه‌هاي‌ باستاني – استان ايلام‌: شهرها و تپه‌هاي‌ باستاني‌ استان‌ عبارتند از: شهر تاريخي‌ ماسبندان‌ درروستاي‌ سراب کلان شيروان‌ ، شهر باستاني‌ مهر جانقدق‌ در دره شهر، تپه‌ علي‌ كش‌ در نزديكي‌ شهر موسيان‌ ازشهرستان‌ دهلران ‌، تپه‌ سرگچله‌ در ۸ كيلومتري‌ شمال‌ شرق‌ دره‌شهر، تپه‌ كلك‌ موسيوند در دشت‌ آبادسيكان ‌، تپه‌ قلعه‌ زينل‌ در چم‌ كلان‌ ، تپه‌ قلعه‌ گُل‌ در نزديكي‌ دره‌شهر، تپه‌ ثبت‌ شده‌ دِشكله‌ در جنوب‌ روستاي‌ جهادآباد ، تپه‌ قلعه‌سِكه‌ سون‌ در جنوب‌ غربي‌ دره‌شهر، تپه‌ پاميل‌ در منتهي‌ اليه‌ حريم‌ شرقي‌ دره‌شهر، تپه‌ چغاسبز در خالصه‌ ، تپه‌فرهاد و تپه‌ سيكان‌ ، تپه‌هاي‌ تاريخي‌ دهلران‌ ، تپه‌ موسيان‌ در ۹ كيلومتري‌ جنوب‌ شرقي‌ دهلران ، تپه‌ محمد جعفر دركنار تپه‌ موسيان ‌، تپه‌ مرادآباد در مجاورت‌ تپه‌ موسيان‌ ، تپه‌ علي‌آباد در نزديكي‌ رود ميمه‌.

آتشكده‌ها – استان ايلام: آتشكده‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: آتشكده‌ سيكان‌ (چهار طاقي‌) در روستاي‌ سيكان ‌، آتشكده‌مهدي‌ آباد (چهار طاقي‌) در روستاي‌ مهدي‌ آباد دره شهر، آتشكده‌ سه‌ پا در زرنه‌ ايوان ، آتشكده‌ و معبد تاريخي‌ ميمه ‌زرين‌ آباد و آتشكده‌ دو طبقه‌ در منطقه‌ چرداول‌ كه‌ جملگي‌ از آثار دوران‌ ساساني‌ مي‌باشند.

كتيبه‌ها و سنگ نوشته‌ها – استان ايلام:  سنگ‌ نوشته‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: سنگ‌ نوشته‌ تنگ‌ قوچعلي‌ در مسير تونل‌ آزادي ‌ايلام‌ و سنگ‌ نوشته‌ شهر ميمه‌ (زرين‌ آباد) در محل‌ ميدان‌ اصلي‌ شهر ميمه‌.

بقعه‌ها و امامزاده‌ها – استان ايلام: امام‌زاده‌هاي‌ استان‌ عبارتند از:  امام‌زاده‌ سيد اكبر در ۱۰ کيلومتري دهلران ‌، امام‌زاده‌ سيد حسن‌ در ۳ كيلومتري‌ جاده‌  مهران - دهلران‌ ، زيارتگاه‌ سيد ابراهيم‌ قتال‌ در جاده‌ مرزي‌ مهران ‌، زيارتگاه‌ عباس‌ در دهلران‌ ، زيارتگاه‌ سيد فخرالدين‌ در نزديكي‌ آبشار آبتاف ‌، زيارتگاه‌ جابر انصاري‌ در شهرستان دره شهرزيارتگاه‌ سيد صلاح‌الدين‌ محمد در آبدانان ‌، زيارتگاه‌ عباس‌ در شيروان‌ ، زيارتگاه‌ باقر در روستاي‌ علياي‌ شيروان و چرداول زيارتگاه‌ سيد عبدالله در نزديكي‌ سراب‌ ايوان ‌، زيارتگاه‌ حاجي‌ حاضر در ايوان‌ و زيارتگاه‌ مادرزليخا در روستاي‌ فرهاد آباد دره‌شهر.

تفرجگاه‌هاي‌ جنگلي‌ - استان ايلام: تفرجگاه‌هاي‌ جنگلي‌ استان‌ عبارتند از: تفرجگاه‌هاي‌ جنگلي‌ مله‌ پنجاو ، حاجي‌ بختيار و آبزا ، منجل ‌، تنگ‌ ارغوان‌، كلم‌ بدره ‌، تجريان‌ در اطراف‌ شهر ايلام ، تفرجگاه‌ جنگلي‌ كنار سه‌ مهران و رودخانه‌ كنجان‌ چم‌ در ۶ كيلومتري‌ صالح‌آباد شهرستان‌ مهران ‌، مناظر زيباي‌ تنگ‌ قير در چرداول چشم‌اندازهاي‌ طبيعي کبير کوه و مناظر كناره‌ رودخانه‌ سيمره‌ در شهرستان دره شهر مناظر طبيعي‌ كوه‌ اناران‌ در شهرستان آبدانان مناظر طبيعي‌ و تفريحگاه‌ سهراب‌ در آبدانان‌ ، گردشگاه‌ ييلاقي‌ خوران ايوان در ۷ كيلومتري‌ شهر ايوان‌ وچنار طبيعي‌ و تاريخي‌ روستاي‌ تختان‌ در حد فاصل‌ ميمه‌ زرين‌ آباد به‌ آبدانان‌.

رودخانه‌ها – استان ايلام:  رودخانه‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: رودخانه‌هاي‌ سورك ‌، شيروان ‌، كازاب ‌، كلال‌ رود ، هزارخاني ‌، گيلان‌ كورگه ‌، گيلان‌ چيقا چلام ‌، آب‌ آفتاب ‌، آب‌ چيكا ، آب‌ زنگاون ‌، تنگ‌ گراو ، جزمان‌ رود ، چرداول ‌، چوار، خوش‌ و سده‌ در شهرستان ايلام.  رودخانه‌هاي‌ آبدانان‌ ، آب‌ دره‌ جكه ‌، آب‌ ساركده ‌، آب‌ مورموري ‌، چاي‌ قره‌ تپه‌ ، گلال‌ چينه ‌، نصريان ‌، آب‌ تختان‌ ، آب‌ چلات ‌، آب‌ سيول‌ ، آب‌ فتح‌ ، حزوزان‌ ، فسيل ‌، دويريج ‌، مال‌ حاضري ‌، ورازان‌ ، گوران‌ و... در شهرستان دهلران. رودخانه‌هاي‌ آب‌ رگزاه‌ ، پالشك‌ آب ‌، آب‌ مزاورد ، آب‌ كنات‌ ، آب‌ تيمه ‌، تاشمورت ‌، تلخاب ‌، تنگ‌ خشول ‌، كل‌ كلا ، گلدار خوش ‌، سياه‌ آب‌ و... در شهرستان مهران.

مناطق حفاظت شده حيات وحش و شكارگاه‌ها - استان ايلام: استان ايلام يكي‌ از زيستگاه‌هاي‌ مهّم‌ حيات‌ وحش‌ غرب‌ ايران‌ به‌ شمار مي‌رود. در مناطق‌ كوهستاني‌ وجنگل‌هاي‌ استان‌ ايلام‌ ، جانوران‌ مختلفي‌ از قبيل‌: كل ‌، بز، قوچ‌ و ميش‌ كوهي ‌، خرس ‌، پلنگ‌ ، كفتار، گراز، گرگ‌ ، روباه‌ ، شغال‌ ، خرگوش ‌، جوجه‌ تيغي ‌، راسو ، سنجاب‌ و پرندگاني‌ چون‌ عقاب ‌، شاهين‌ ، سار، كركس ‌، كبك‌معمولي‌، تيهو، كبك‌ دري ‌، كبوتر، قمري‌، داركوب ‌، جغ د، كلاغ‌ و زاغ‌ در بيشه‌ها و در بيابان‌ها درّاج‌، هوبره‌ و آهوزندگي‌ مي‌كنند. تعداد زيادي‌ از پرندگان‌ مهاجر، مخصوصاً غاز ، پرستو و چلچله‌ در زمستان‌ به‌ مناطق‌ گرمسيري ‌استان‌ مهاجرت‌ مي‌كنند. شكارگاه‌هاي‌ مهّم‌ استان‌ ايلام‌ به‌ تفكيك‌ شهرستان‌ عبارتند از:۱- شکارگاه هاي ايلام شامل‌: كوه‌هاي‌ ماتشت ‌، شره‌ زول ‌، قلارك‌ ، سيوان ‌، سياه‌ كوه ‌، بولي‌ شلم ‌، بانكول ‌، قلندر، گچان‌ ، سيوان‌ بدره‌ ، انارگ‌ بولي‌ ، اللهخدا ، زمزمان‌ ، شاليان‌ و كاوران ‌۲- شکارگاه هاي دهلران شامل‌: كوه‌ گنجي‌ ويس‌ ، در بند كوه‌ ، تنگ‌ شورشيرين ‌، باجك ‌، نصريان‌ ، بيشه‌ دراز، بان‌ سرو، ويژه‌ دروند ، كوه‌ نخجير، پشته‌ شوهان ‌، بان‌ رحمان ‌، گلان‌ و... ۳- شكارگاه‌هاي‌ شيروان و چرداول شامل‌: كوه‌ سفيد قلاجه ‌، ارتفاعات‌ سيوان‌ بدره ‌، تنگ‌ قير، ارتفاعات‌ زنجيره‌ وتنگ‌ ساروبن‌. ۴- شكارگاه‌هاي‌ دره شهر شامل‌: زرانگوش ‌، شيخ‌ مكان ‌، تنگ‌ بهرام ‌، چوبينه‌ ، گاوميشان‌ ، فيلمان‌ ، پشته‌ مهتابي ‌، ماژين ‌، ارتفاعات‌ و دامنه هاي کبير کوه. حفاظت‌ محيط‌ زيست‌ استان‌ ايلام ‌، به‌ منظور حفظ‌ و احياي‌ حيات‌ وحش‌ برخي‌ از نواحي‌ استان‌ را(محدوده‌ شكار ممنوع‌) اعلام‌ كرده‌ است‌ كه‌ عبارتند از: ماشت‌ ، شش‌ كلان‌ (رنو) ، شره‌زول ‌، قلندر، گچان‌ وبانكسول‌.  

مشخصات جغرافيايي – استان ايلام:  

استان ايلام در حدود ۴/۱ درصد مساحت كل كشور را تشكيل می دهد. اين استان در غرب دامنه سلسله كوه هاي زاگرس بين ۳۱ درجه و ۵۸ دقيقه تا ۳۴ درجه و ۱۵ دقيقه پهنای شمالی از خط استوا و ۴۵ درجه و ۲۴ دقيقه تا ۴۸ درجه و ۱۰ دقيقه درازای شرقی از نيمروز گرينويچ در گوشه غربی ايران قرار گرفته است. استان ايلام از جنوب با استان خوزستان، از شرق با استان لرستان، از شمال با استان كرمانشاه و از سمت غرب با ۴۲۵ كيلومتر مرز مشترك با كشور عراق هم جوار است. بر اساس آخرين تقسيمات كشوری استان ايلام مشتمل بر ۷ شهرستان بوده است. مركز استان؛ شهر ايلام است كه به علت زيبايی های طبيعی فراوانی كه دارد، عروس زاگرس نام گرفته است.

به طور كلی نواحی شمالی و شمال شرقی استان ايلام كوهستانی و نواحی جنوب غربی و غرب آن از اراضی پست و كم ارتفاع تشكيل يافته است. مهم ترين ارتفاعات استان ايلا م را كبير كوه و ديناركوه تشكيل مي دهند. استان ايلام از نظر شرايط اقليمی جزو مناطق گرمسيري كشور محسوب می شود اما به علت وجود ارتفاعات، اختلاف درجه حرارت و بارندگی در بخش های شمالی، جنوبی و غربی آن زياد است. به طوری كه می توان از نظر اقليمی، مناطق سه گانه سردسيری، گرمسيری و معتدل را در اين استان به خوبی مشاهده نمود. بارندگی های سالانه فراوان از يك سو و نقش استان ايلام به عنوان زهكش آب های سطحی سلسله كوه هاي زاگرس از سوی ديگر، موجب پيدايش رودخانه های زيادی شده كه به منظور استفاده از آب آن ها سدهای انحرافی و كانال های متعددی نيز ساخته شده است. مسيرهاي متعددي براي دسترسي به استان ايلام وجود دارد كه مهم ترين آن ها جاده تهران – همدان- كرمانشاه – ايلام است. اين منطقه از راه هاي داخلي نيز برخوردار است كه برخي از آن ها ناهموار بوده و مشكلاتي را به وجود مي آورند. اين منطقه هم چنين دارای فرودگاهی برای پروازهای داخلی است كه به پايتخت ايران پرواز دارد. 

مسافرت و اقامت – استان ايلام:

اكثر شهرهاي استان ايلام‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي ‌، مخابرات‌ و خدمات‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند ومسافرت‌ به‌ آنها بسيار سهل‌ و آسان‌ است‌. شهر ايلام‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ است‌.  

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان ايلام 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

۱

ايلام

ايوان

ايلام- ايوان

درياچه سد ايلام- آبشارهاي سرطاف و گچان- تفرجگاههاي تنگ دالاو و تجريان- كاخ فلاحتي- قلعه والي- رودخانه هاي چوار و كاني شيخ- غارهاي طلسم ايوان و انفجاري ايوان- گردشگاه ييلاقي خوران ايوان- طاق شيرين و فرهاد

۲

ايلام

چرداول

ايلام- شيروان- چرداول

درياچه سد ايلام- آبشارهاي سرطاف و گچان- تفرجگاههاي تنگ دالاو و تجريان- كاخ فلاحتي- قلعه والي- رودخانه هاي چرداول و چنارچ- شهر باستاني شيروان- قلعه سام- پل كردوديت(پسر و دختر)- امامزاده عباس

۳

ايلام

دهلران

ايلام- مهران- دهلران

درياچه سد ايلام- آبشارهاي سرطاف و گچان- تفريحگاههاي تنگ دالاو و تجريان- كاخ فلاحتي- قلعه والي- رودخانه هاي پير محمد، تلخاب، كنجان چم، ساركده و چنگوله- آبشار چم آو- تالاب سياب دريوش- آبشار آبتاف- چشمه آبگرم دهلران- غارهاي خفاش، زينه گان و تايه گه- ويرانه هاي شهر سامرا- تنگ وديله- قلعه تاريخي شياق- سنگ نوشته هاي گل گل، تخت خان ورزين آباد- تپه علي كش- آتشكده و كوشك قينقر- امامزاده علي صالح (ع)- سيد اكبر و سيد ابراهيم

۴

ايلام

آبدانان

ايلام- دره شهر- آبدانان

درياچه سد ايلام- آبشارهاي سرطاف و گچان- تفريحگاههاي تنگ دالاو و تجريان- كاخ فلاحتي- قلعه والي- رودخانه هاي آبدانان و سيمره- درياچه دوقلوي سياه گاوآبدانان- غارهاي كناتاريكه و مژاره آبدانان- تفرجگاه كلم بدره- شهر باستاني دره شهر- شهر باستاني ماژين- دژ شيخ مكان- قلعه هاي پور اشرف، ميرغلام هاشمي، كلم و زينل- پل جم نمشت- پل گاوميشان- امامزاده بابا سيف الدين- امامزاده صالح(ع)


موضوعات مرتبط: ایلام
[ ] [ ] [ محمد شهسوارزاده ]

مجاورت: اين استان از شمال با استان های قم و سمنان، از شمال شرقی با استان خراسان، از شرق با استان يزد، از جنوب با استان های فارس و كهگيلويه و بوير احمد، از غرب با استان های چهار محال و بختياری و لرستان و از شمال غربی با استان مركزی همسایه است.

آب و هوا: آب و هوای این استان معتدل و دارای فصول منظم است.

وسعــــت: مساحت این استان ۱۰۵۹۳۷ کیلومتر مربع است.

جمعـیــت: بر اساس سرشماری آمار و نفوس سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۴۵۵۹۲۵۶ نفراست.

تقسیمات: بر اساس تقسیمات کشوری این استان ۱۸ شهرستان، ۳۸ بخش، ۶۷ شهر و ۱۱۷ دهستان دارد. 

شهرستانها: آران و بیدگل - اردستان - اصفهان/مرکز استان - برخوار و میمه - تیران و کرون - خمینی شهر یا سده - خوانسار - سمیرم - شهرضا یا قمشه - فریدن یا داران - فریدون شهر - فلاورجان - کاشان - گلپایگان - لنجان - مبارکه - نائین - نجف آباد - نطنز - گالری تصاویر

موقعيت جغرافيايي – استان اصفهان:

استان اصفهان با مساحتي‌ حدود ۱۰۵۹۳۷ كيلومتر مربع‌ در مركز ايران‌ واقع‌ شده‌ است‌ و از شمال‌ به‌ استان‌هاي‌ مرکزي‌ ، قم و سمنان‌ و از جنوب‌ به‌ استان‌هاي‌ فارس‌ و کهگيلويه و بوير احمد ازشرق‌ به‌ استان‌هاي‌ خراسان و يزد و از غرب‌ به‌ استان‌هاي ‌لرستان  و چهار محال و بختياري محدود است‌. شهر اصفهان‌ مركز استان‌ است‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري ‌، شهرستان‌هاي‌ استان‌ اصفهان‌ عبارتنداز: اصفهان ، اردستان‌ ، برخواروميمه‌ ، خميني شهر(همايون شهر يا سده) ، خوانسار ، سميرم ، شهرضا ، فريدن ، فريدون شهر ، فلاورجان کاشان ، گلپايگان ، لنجان‌ ، مباركه ‌، نائين ، نجف آباد و نطنز. در آبانماه‌ ۱۳۸۵ خورشیدی، جمعيت‌ استان‌ اصفهان‌ ۲۵۶/۵۵۹/۴ نفربوده‌ است‌. از اين‌ تعداد ۷۲۸/۷۹۸/۳ نفر در نقاط‌ شهري‌ و ۵۲۸/۷۶۰ نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌ و بقيه‌ غير ساكن‌ بوده‌اند. 

آب و هوا – استان اصفهان:

آب و هواي استان اصفهان بطور کلي معتدل خشک است ، حداکثر درجه حرارت آن در گرمترين روز تابستان ۴۰/۶ درجه و حداقل درجه حرارت آن در سردترين روز زمستان ۶/۱۰ درجه و متوسط درجه حرارت سالانه آن ۱۶/۷ درجه سانتي گراد ثبت شده است. تعداد روزهاي يخبندان استان ۷۶ روز و متوسط ميزان بارندگي سالانه آن نيز ۹/۱۱۶ ميلي متر گزارش شده است. شهر اصفهان از نظر آب و هوا ممتاز و فصول چهارگانه منظمي دارد و آغاز و پايان هر فصل آن بخوبي مشهود است.  

تاريخ و فرهنگ -  استان اصفهان:

در كتاب‌هاي‌ تاريخي ‌، اصفهان‌ را پايگاه‌ سپاهي‌ و دفاعي‌ معرفي‌ كرده‌اند كه‌ با افزايش‌ قلعه‌ها و دژها ، امنيت‌ آن‌ نيز براي‌ سكونت‌ و شهرسازي‌ تضمين‌ گرديده‌ است‌. وجود قلاع‌ متعدد تاريخي‌ مانند قلعه ‌آتشگاه‌ ، سارويه ‌، تبرك‌ ، كهن‌دژ، گارددژ و... مؤيد اين‌ نظر است‌. استقرار جلگه‌ اصفهان‌ در ميان‌ بيابان‌ و كوه‌هاي ‌خشك‌ مركزي‌ ايران‌ از يك‌ طرف ‌، و اهميت‌ و موقعيت‌ ارتباطي‌ خاص‌ آن‌ در مركز فلات‌ پهناور ايران‌ از طرف ‌ديگر، تاريخ‌ آن‌ را به‌ قدمت‌ كشور ايران‌ ، مرتبط‌ كرده‌ است‌.

استان اصفهان از جمله‌ استان‌هايي‌ است‌ كه‌ تركيب‌ قومي‌ مختلفي‌ دارد ، اكثريت‌ جمعيت‌ استان‌ را فارس‌ زبانها تشكيل‌ مي‌دهند ولي‌ بختياري‌ها ، ارمني‌ها ، يهودي‌ها و تا حدودي‌ آذري‌ها نيز در قسمت‌هايي‌ از آن‌ اسكان‌ دارند. زبان‌ رايج‌ مردم‌ استان‌ ، فارسي‌ است‌ و زبانهاي ‌اقليت‌هاي‌ ارمني‌ ، عبري‌ وهمچنين‌ لري‌ نيز رواج‌ دارد. ادبا ، شعرا و حكماي‌ صاحب‌ نظري‌ از اين‌ شهر برخاسته‌ و يا در آن‌ زيسته‌اند. 

صنايع دستي و سوغاتي ها – استان اصفهان:

استان اصفهان مظهر مهم‌ترين‌ كانون‌ صنايع‌ دستي‌ ايران‌ است‌. در اين‌ استان‌ علاوه‌ برصنايع‌ سنتي‌ استان‌ اصفهان‌ ، توليد ديگر صنايع‌ دستي‌ مهم‌ ساير مناطق‌ و استانهاي‌ ايران‌ نيز رواج‌ دارد. توليدات‌ صنايع‌ دستي‌ استان‌ اصفهان‌ به‌ دليل‌ رونق‌ نسبي‌ صنعت‌ توريسم‌ بازاري‌ درخور توجه‌ دارد. مهمترين‌ صنايع‌ دستي‌ رايج‌ استان‌ اصفهان‌ عبارتند از: قالي‌ بافي ‌، زري‌ بافي ‌، قلم‌ كاري‌ ، ميناسازي ‌، خاتم‌سازي ‌، منبت‌ كاري ‌، قلم‌ زني‌ ، نقره‌ كاري ‌، زيورآلات‌ زنانه ‌، كاشي ‌، سراميك‌ كه‌ همراه‌ با سوهان‌ و گز... در شمارسوغاتي‌هاي‌ مهّم‌ استان‌ اصفهان‌ به‌ شمار مي‌آيند.  

رقص و موسيقي محلي – استان اصفهان:

كانون موسيقي اصفهان يكي از مشهورترين مراكز موسيقي ايران است كه در عصر صفوي بويژه در زمان پايتخت بودن اصفهان به اوج شكوفايي رسيد. به همين دليل يكي از معروف ترين مقام موسيقي ايراني به نام (بيات اصفهان) جايگاه مهمي در موسيقي ايراني دارد. علاوه بر موسيقي محلي-  ايراني استان اصفهان ، موسيقي مسيحيان نيز در كليساهاي مسيحي نواخته ميشود. از انواع ديگر موسيقي استان اصفهان كه به اطراف اصفهان تعلق دارد ميتوان به موسيقي بختياري و آذربايجاني اشاره كرد.   

غذاهاي محلي - استان اصفهان :

غذاهاي‌ محلي‌ ويژه‌اي‌ در مناطق‌ شهري‌ و روستايي‌ استان‌ اصفهان‌ تهيه‌ مي‌گردند كه‌ از آن‌ جمله‌ مي‌توان‌ به‌ انواع‌ آش‌ (آش‌ هفت‌ قلم ‌، آش‌ شلغم‌ ، آش‌ حبوبات ‌، آش‌ جو ، آش‌ بلغور و آش‌ جو)، انواع‌ آبگوشت‌(آبگوشت‌ عدس‌ و آبگوشت‌ اسفناج‌) ، انواع‌ سوپ‌ (سوپ‌ لپه‌، سوپ‌ نخود و سوپ‌ گوجه‌فرنگي‌) ، اشكنه‌ اصفهاني ‌، انواع‌ خوراك‌ (خوراك‌ بادنجان ‌، خوراك‌ دست‌ پيچ‌ و خوراك‌ كباب‌ كدو) ، قيمه‌ ريزه‌ ، شامي‌ هويج‌ ، حريره‌ ، رشته‌شير، تاس‌ كباب‌ سيب ‌زميني‌ ، خاگينه‌ با شيره‌ ، دم‌ پختك‌ ماش‌ ، اسلامبولي‌ پلو ، كلم‌ پلو ، سگمات‌ ، رب‌ انار، كيك‌ كماج‌ ، هفت‌ ترشي‌ و ده‌ها نوع‌ خورشت‌ و چاشت‌ ديگر اشاره‌ نمود.  

مکان های دیدنی و تاریخی - استان اصفهان: 

اصفهان آميزه ای از ميراث های فرهنگی باشكوه و طبيعت زيباست كه پيشينه ای به قدمت تاريخ تمدن و فرهنگ ايران دارد. موقعيت طبيعی و جغرافيايی اصفهان در مرکز فلات ايران و خاک حاصل خيز سبب وجود جاذبه های طبيعی بسياری از جمله رشته كوه های عظيم و باشکوه، غارهای طبيعی و باستانی، روستاهای توريستی و تاريخی با شهرت جهانی، دشت های هموار، نواحی كويری، درياچه ها و آبشارهای زيبا، چشمه های معدنی، كرانه های زيبا و دل نشين رودخانه های مهمی چون زاينده رود، چشم اندازهای زيبای گياهی به همراه مناطق حفاظت شده متعدد با گونه های کم نظير گياهی و جانوری سبب شده اند که استان اصفهان نه فقط از نظر تاريخی و معماری بلکه از لحاظ جاذبه های طبيعی نيز در زمره مناطق جذاب و ديدنی ايران باشد.

موجوديت تاريخی اصفهان که به هزاره سوم قبل از ميلاد می رسد سبب شده که اين استان از سرزمين ايران يادگارهای با ارزشی از دوره های مختلف تاريخی دردل خود داشته باشد. گفته می شود شش هزار اثر تاريخی در استان اصفهان وجود دارد که هر يک از آثار اصفهان که در دوره خاصی ساخته شده اند، ياد آورعظمت آن دوره زمانی است. معماری با ارزش بناهای تاريخی اصفهان سبب شده که برخی ازآثار تاريخی منطقه مانند: ميدان بزرگ نقش جهان در فهرست آثار ثبت شده سازمان ملی يونسکو قرارگيرند. مسجدهای قديمی با ارزش معماری فوق العاده، کاخ های تاريخی با معماری بی نظير، آتشکده های باستانی، باغ های باشکوه، کاروان سراهای تاريخی، خانه ها و عمارت های قديمی با معماری خاص کوير همراه با بادگيرهای مخصوص، پل های تاريخی با ساختی کم نظير همراه با ديدنی ترين بازارهای شرق از ديدنی های تاريخی استان اصفهان هستند که در شهرستان های مختلف استان پراکنده شده و همواره نظر فرهنگ دوستان و جهانگردان را به خود جلب نموده است. مجموع آثارطبيعی و تاريخی ياد شده، اصفهان را در فهرست ديدنی ترين مناطق ايران قرار داده است. استان اصفهان نه تنها نماينده شايسته ای برای معرفی فرهنگ و تمدن غنی ايران به ميهمانان خارجی است، بلکه بازديد از اين استان؛ خاطرات زيبا و حس غرورانگيزی را در ذهن گردشگران داخلی نيز بر جای خواهد گذارد.  

صنايع و معادن  - استان اصفهان: 

صنايع اصفهان دارای قدمتی تاريخی است و صنعت كاران اصفهانی مشهورترين صنعت گران ايرانی به شمار می آيند. صنايع دستی استان اصفهان از دير باز به عنوان نماينده هنر اصيل مردم ايران، در جهان سرشناس شده است. از اين رو، اگر اصفهان را گاهواره صنايع دستی ايران بناميم، سخنی به گزاف نگفته ايم. نام اصفهان بی درنگ تصوير خاتم کاری، كاشی كاری، معرق، تابلوهای مينياتور، قالی های نفيس ابريشمی و نقش های زيبای پارچه قلم كار را تداعی می كند. استان اصفهان از کانون های مهم صنعت ايران به شمار می آيد. وجود مجتمع های صنعتی فولاد مبارکه، ذوب آهن، صنايع ريسندگی، پالايش گاه اصفهان، صنايع نظامی، صنايع خوراکی و. . . اهميت صنعتی اين استان را به خوبی نشان می دهد.

استان اصفهان دارای معادن متعددی نيز است كه در حال حاضر بخشی از اين معادن فعال بوده و مورد بهره برداری قرار گرفته و به مصرف صنايع سبک و سنگين می رسد و برخی به گونه نيمه فعال و تعطيل است كه با بررسی و پژوهش های بيش تری در آينده، در راستای گسترش صنايع كشور مورد استفاده قرار خواهد گرفت. مهم ترين معدن هايی كه در حال حاضر در اين استان مورد بهره برداری قرار دارد، عبارتند از :

- معدن های سرب و روی ايران كوه، كوه انجير و روستای تيران که در غرب شهرستان اصفهان قرار دارند.

- معدن سرب نخلک، در انارک نايين. اين معدن از گونه كربنات سرب است و دارای رگه های آهكی و قابل ملاحظه ای است.

- معدن سرب خانه سرمه نجف آباد که از لحاظ ذخيره، جايگاه بسيار خوبی دارد.

- معدن مس انارک که از دير باز مورد استفاده بوده، ولی از حدود ۶۰ سال پيش دولت به طور جدی تری به استخراج آن همت ورزيده است.

- معدن منگنز اردستان با ۷۵ درصد منگنز و مواد خارجی ناچيز از گونه عالی است.

در پيرامون اصفهان سه معدن بزرگ نمک، در رودشتين، جرقويه و حبيب آباد قهجاورستان وجود دارد.

- ناحيه ای در شمال موته به گستره ای حدود ۱۶۰ كيلومتر مربع، با ۹ بخش طلا دار جدا از هم، با ۱۵ كيلومتر فاصله، وجود دارد. معادن طلای موته در ۷ كيلومتری شمال روستای موته قرار دارند.

- علاوه بر معادن طلای موته معادن طلای تپه های بلبلی و گداركون نيز در اين استان وجود دارند.

- معادن تالک در دهستان جندق منطقه خور و بيابانک شهرستان نايين، در ناحيه كويری قراردارند.

- معادن زغال سنگ «كلهرود»، در نزديكی نطنز قرار دارند.

- معادن خاک نسوز سميرم در «پشته» قراردارند، كه بخشی از آن به مصرف نياز كارخانه ذوب آهن اصفهان ميرسد و بخشی برای نياز صنايع نسوز ايران به كاربرده می شود.

درناحيه موته سه معدن خاک نسوز به اين شرح وجود دارد. خاک نسوز «سنجيده»، در ۱۱۰ كيلومتری شمال اصفهان و ۳۱ كيلومتری شمال غربی ميمه، خاک نسوز «قرقچی» و خاک نسوز «تخت سرخ»، که در ۲۵ و ۲۷ كيلومتری شمال غربی ميمه واقع است.

مهم ترين معادن سنگ چينی اين منطقه نيزعبارتند از: چينی «لايبيد»، در ۱۰ كيلومتری جنوب غربی موته، چينی «گدار سرخ»، در ۱۰ كيلومتری غرب روستای موته، سنگ چينی «جاجرمی»، معادن تپه استخر و آبشوره، لوشاب، كوه كلفتی، طاق چشمه، صالح پيامبر، پيسه كوه، گدار شهرک، دره فراخ و معادن غرب لايبيد. ساير معادن استان اصفهان، عبارتند از: آهن نياسر كاشان، بنتونيت مهريجان، خاک كاشی ميمه، سيليس عباس بيگ، مرمريت موته، گرانيت مست كوه، گچ يا سولفات كلسيم حاجی قارا و لای بيد، فلئورين،. . .  

کشاورزی و دام داری - استان اصفهان: 

به طور كلی شرايط آب وخاک در استان اصفهان، چندان مساعد برای كشاورزی نبوده، تنها تراكم جمعيت و تلاش كشاورزان تا اندازه ای جبران اين نارسايی را می نمايد. افزون بر گندم، كه در همه شهرستان های استان كشت می شود، گوناگونی آب و هوا، اندازه آب های روی زمين و زير زمين، بازار مصرف و دانش كشاورزی سبب شده، كه كشتی بر كشت ديگر چيره باشد. در استان اصفهان كشت برنج تنها در ناحيه لنجان به واسطه آب زياد، و كشت سيب زمينی در فريدن به سبب خاک مساعد و كشت پنبه در كاشان و بخشی از شهرستان اصفهان انجام می شود. كشت ديم استان ويژه گندم، جو، نخود، عدس و اسپرس است. نواحی ديم كاری نيز محدود به بخشی از جنوب و شمال غربی استان است. مهم ترين فرآورد ه های سالانه و دايمی استان اصفهان، عبارتند از: گندم، جو، برنج (شلتوک)، ارزن، لوبيا، نخود، عدس، ماش، سيب زمينی، پياز، گوجه فرنگی، برگی، غده ای، خربزه، هندوانه، گرمک، چغندر قند، پنبه (وش)، توتون و تنباكو، كنجد و فرآورده های علوفه ای چون: اسپرس، يونجه، شبدر، ذرت علوفه ای، خوشه ای، دانه ای، شلغم، چغند، ماشک،. . .

استان اصفهان از دير باز به داشتن ميوه مرغوب سرشناس بوده است. تمامی ميوه ها - جز مركبات كه به دليل نامساعد بودن شرايط آب و هوايی به عمل نمی آيد - در باغ های پيرامون شهرها و روستاها به عمل می آيد. پراكندگی زمين های زير كشت درختان ميوه بيش تر در نواحی جنوب، مركز و غرب استان است. نواحی شرق و شمال استان به واسطه شرايط اقليمی و گونه خاك و اندازه آب موجود، كم تر از ديگر نواحی به كشت درختان اختصاص داده شده است. درختان اين نواحی بيش تر از گونه انار و انگور است. در صورتی كه در مركز استان بيش تر درختان ميوه، هسته دار و دانه دار، و در ناحيه سميرم درختان سيب كاشته می شود. در ناحيه شرق استان، در خور و بيابانک به دليل شرايط آب و هوايی، نخلستان های زيادی وجود دارد.

استان اصفها ن يكی از صادر كننده گان ميوه های درختی است. گلابی، به، گيلاس، زرد آلو، و انگور از مهم ترين ميوه های اين استان است. از جمله ميوه هايی كه در اين منطقه با مرغوبيتی كم نظير به دست می آيد، گونه ای زردآلو است، كه در محل آن را «شكر پاره» می نامند و گلابی كه گونه مرغوب آن را شاه ميوه می گويند. علاوه برآن، در «سده» يا «خمينی شهر» گونه ای ميوه به نام «سِبری» به دست می آيد كه از گلابی كوچک تر، ولی از لحاظ لطافت و پر آبی، برتر است.

درختان ديگر در كناره رودها، به ويژه رودخانه زاينده رود و در نواحی چشمه سارها كاشته شده است. گذشته از آن، در بيش تر روستاهای استان اصفهان، اين گونه درختان را به عنوان حريم ملكی كشت نموده و در هنگام نياز، از چوب آن ها در صنعت و سوخت بهره می برند. بيش تر اين درختان از گونه های تبريز، چنار، بيد و نارون است.

گوناگونی آب و هوا در استان اصفهان سبب به وجود آمدن روش های گوناگون دام داری شده است و همين گوناگونی آب و هوا و كمبود علوفه، سبب شده كه دام داری در اين منطقه چندان پيشرفتی نداشته باشد. با توجه به آگاهی های موجود و با وجود گوناگونی هايی كه از نظر استعداد های كشاورزی وجود دارد، به پرورش دام می پردازند.

پرورش گاو به روش های صنعتی، نيمه صنعتی، خرده پا و روستايی صورت می گيرد. گاوداری صنعتی به طور كلی به شكل ماشينی و مكانيزه و بيش تر به گونه مجتمع های شير وگوشت فعاليت دارند، كه در پيرامون شهرستان اصفهان و تا فاصله ۱۰۰ كيلومتری آن، مستقر هستند.

پرورش گوسفند در استان اصفهان با توجه به مراتع، به روش ثابت و متحرک انجام می شود. نزديک به ۳ ميليون رأس گوسفند با پرورش ثابت نگاه داری می شود و برای كمبود علوفه آن ها، از پس مانده های زراعی استفاده می شود. در اصفهان هم چنين واحد های صنعتی متعددی برای پرورش طيور و توليد گوشت سفيد، وجود دارد. استان اصفهان با داشتن نواحی مستعد پرورش زنبور عسل، يكی از مهم ترين استان ها در زمينه توليد عسل است. مهم ترين نواحی در اين زمينه، عبارت اند از: نجف آباد، خوانسار، گلپايگان و فريدون شهر.

پرورش ماهی نيز در مسير كانال های آب رسانی زاينده رود صورت می گيرد و سازمان كشاورزی استان اصفهان با اجرای طرح های پرورش ماهی كپور در لنجانات و كرانه های زاينده رود توليد مواد پروتيينی را گسترش می دهد.  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي  - استان اصفهان:

اصفهان به سبب پيشينه تاريخی کهن خود در طول تاريخ با نام هايی چون: آپادانا، آصف هان، اَسباهان، اِسبهان، اِسپهان، اسپينر، اسفاهان، اِسفهان، اصفهان، اصفهانک، انزان، بسفاهان، پارتاک، پارک، پاری، پرتيکان، جی، داراليهودی، سپاهان، شهرستان، گابا، گابيان، گابيه، گبی، گی، نصف جهان و يهوديه نيز خوانده شده است. بسياری از پژوهش گران بر اين باورند که اختصاص اين ناحيه در پيش از اسلام - به ويژه در دوران ساسانيان – به گرد آمدن سپاهيان مناطق جنوبی ايران، مانند : کرمان، فارس، خوزستان، سيستان،. . . وجه تسميه آن به «اِسپهان»، بوده و سپس در بعد از اسلام تحت تأثير زبان عربی به «اصفهان» تغيير شکل داده است.

منطقه مهم و استراتژيک اصفهان، در روزگار باستان از جايگاه ويژه ای بر خوردار بوده است. اين منطقه به دليل موقعيت جغرافيايی خاص، از دير باز در مسير مهاجرانی قرار داشته که فلات ايران را به سوی ديگر سرزمين ها می پيمودند. در نيمه دوم هزاره چهارم پيش از ميلاد مسيح، گروهی از ساکنان فلات مرکزی ايران از منطقه اصفهان کنونی راه دره رود کارون را پيش گرفته و به دشت حاصل خيز ايلام گام نهادند. شهر اصفهان، مرکز اين منطقه مهم؛ روزگاری پايتخت ايران به شمار می رفته است و در دوران ايلامی ها، استان کنونی اصفهان يکی از ايالت های کشور «اَنزان» يا «اَنشان» بوده است. در زمان هخامنشيان نام اين ايالت و مرکز آن، از اَنزان به گابيان (گابا / گاد و گای) تبديل يافته و به سبب آبادانی، محل زندگی پادشاهان هخامنشی نيز بوده است. در دوران اشکانيان اين منطقه يکی از ايالت های پهناور پادشاهی اشکانی بوده و حاکم شهر اصفهان پايتخت آن، عنوان شاه داشته است.

اردشير پاپکان مؤسس سلسله ساسانی، در تعقيب اردوان پنجم - آخرين پادشاه اشکانی - از مداين به منطقه اصفهان آمده، با غلبه بر ساتراب (استاندار) آن، اصفهان را گشود. در زمان ساسانيان، منطقه اصفهان اهميت بسياری داشته و جنبه دفاعی و نظامی آن، که مرکز گردآوری سپاه بوده، بر ارزش جغرافيايی اش، افزوده است. در اين دوره خانواده بزرگ ايرانی «اسپوهران» يا «هفا» بر اصفهان حکم رانی می کرده اند. بر اساس پاره ای از پژوهش ها، در اواخر اين دوران، يزدگرد به خواهش همسرش «شوشن دخت» يک کلنی يهودی در مرکز آن (گی) ايجاد کرد. گِی که بعدها «اليهوديه» يا کوی يهودی ها ناميده شد، آن بخش از شهر کنونیِ اصفهان است که بازار بزرگ اصفهان در آن قرار دارد. از اين روی، بيش تر مکان های اسلامی کنونی اين بخش، در گذشته متعلق به يهودی ها بوده است.

منطقه اصفهان درسال ۱۹ يا ۲۱ هجری قمری، در زمان عمر خليفه دوم به دست مسلمانان افتاد. اهميت منطقه اصفهان و شهر جی در اوايل اسلام به اندازه ای بود، که حجاج بن يوسف ثقفی به يکی از حاکمان اصفهان گفت : "ترا فرمانروايی شهری دادم که سنگش سرمه، مگسش زنبور عسل و گياهش زعفران باشد."

اصفهان تا اوايل سده ۴ هجری قمری، در قلمرو حکومت عباسيان بود. در اين دوران مرد آويج (مردآويچ/ مردآويز) فرزند زيار، که تابع فرمان روای علوی مازندران بود، خود را مستقل و فرمان روای ری خواند. در سال ۳۱۹ هجری قمری، با شکست دادن ماکان کاکی سردار ديلمی و فتح تبرستان توانست از کمک پسران بويه ماهی گير نيز برخوردار شده ايالت جبال (۳۱۹ هجری قمری) و هم چنين اصفهان را (۳۲۰ هجری قمری) به قلمرو خود بيافزايد. مردآويج که به زنده کردن آداب و سنن ملّی نياکان ايرانی خود پای بند بود، جشن های ملّی، از جمله جشن سده را با شکوه برگزار می نمود چنان که در ماه صفر سال ۳۲۳ هجری قمری، در کرانه زاينده رود، جشن سده را برگزار کرد. درمحرم سال ۴۳۳ هجری قمری، طغرل سلجوقی پس از يک سال محاصره در دومين لشگرکشی خود به اصفهان آن را گشود و حکومت ديالمه کاکويه را از اين منطقه بر انداخت. طغرل ۱۲ سال در اصفهان زندگی کرد و پانصد هزار دينار خرج ساختمان ها و امور خيريه، مسجدها و خانقاه ها کرد. اصفهان، در روزگار حکومت آلب ارسلان و وزارت خواجه نظام الملک توسی رو به گسترش و آبادانی نهاد و مردم در آسايش بودند. در زمان ملک شاه سلجوقی نيز اصفهان از مهم ترين و آبادترين ولايت ها به شمار می رفت و ملک شاه پس از قتل پدرش آلب ارسلان، اصفهان را به پايتختی خود برگزيد و ساختمان های بسيار از کوشک ها و باغ ها بنا کرد. ملک شاه هرگاه که فراغتی به دست می‎آورد، در باغ نقش جهان که خود بنا کرده بود، با وزيرش خواجه نظام الملک به سر می برده است. طغرل سوم، آخرين پادشاه سلجوقی بود که با شکست از خوارزم شاه اصفهان را به وی واگذار کرد.

پس از سال ۶۳۳ هجری قمری، که اصفهان توسط سپاهيان اوکتای قاآن، جانشين چنگيز گشوده شد، اين منطقه در سيطره مغولان قرار گرفت. عمق و غنای فرهنگی ايرانيان به اندازه ای بود که در کم تر از نيم قرن اين قوم خون ريز را آداب و فرهنگ آموختند. چنان که در زمان حکومت سلطان محمد اولجايتو که در آغاز سده 8 هجری قمری به حکومت رسيد در اصفهان همانند ديگر نقاط ايران مسجد و بناهای متعددی ساخته شد. يکی از مشهورترين و زيباترين اين آثار، محرابی است گچ بری در مسجد جامع اصفهان که به محراب اولجايتو معروف شده است.

هر چند پس از تأسيس سلسله صفوی به دست شاه اسماعيل صفوی در سال ۹۰۶ هجری قمری، وی تبريز را به عنوان پايتخت برگزيد؛ اما از سال ۱۰۰۰ هجری قمری شاه عباس بزرگ پايتخت را به اصفهان انتقال داده در طول ۴۲ سال حکومت خود، پيوسته به عمران و آبادی کشور، به ويژه اصفهان پرداخت. ايجاد ميدان بزرگ نقش جهان، عالی قاپو، مسجد شيخ لطف الله و سردرب قيصريه، مسجد امام، بازار شاهی، خيابان چهار باغ، شهرک جلفا، کليساهای تاريخی،. . . در شهر اصفهان نتيجه گام ها و تلاش های شاه عباس بزرگ است.

پس از شاه عباس، هر يک از شاهان صفوی نيز به نوعی در آبادانی اصفهان کوشيدند. شاه صفی بنای امام زاده اسماعيل را در محل آن، به خوبی تعمير و تزيين کرد. شاه عباس دوم بناهايی چون: کاخ پادشاهی چهل ستون و ساختمان پل خواجو و ساختمان های سلطنتی کرانه زاينده رود، مانند هفت دست، آيينه خانه، و نمک دان را ساخت و باغ پهناور سعادت آباد را ايجاد کرد. شاه سليمان کاخ هشت بهشت را بنا نمود و شاه سلطان حسين نيز مدرسه سلطانی يا مدرسه چهار باغ، سرای فتحيه (محل مهمانسرای شاه عباس) و بازارچه شاهی را بنا کرد.

در روزگار پادشاهی نادر شاه افشار، از گسترش اصفهان کاسته شد، زيرا وی پايتختی دايمی نداشت و به شهرهای خراسان علاقه بيش تری نشان می داد. از سوی ديگر نادر شاه تمامی تلاش خود را صرف يک پارچه گی بخشيدن به استقلال کشورکرد. در زمان زنديه نيز چون پايتخت کشور به شيراز انتقال يافت، منطقه و شهر اصفهان از اهميت و اعتبار افتاد و از جمعيت آن کاسته شد.

در دوران قاجاريان نيز، اگرچه پايتخت، ديگر به تهران منتقل شده بود؛ اما اصفهان هم چنان از اهميت زيادی برخوردار بود. در اين دوران در پاره ای از بنا ها تغييراتی داده شد. يکی از حاکمانی که در اين دوران مدت طولانی بر اين شهر حکم راند، ظل السلطان فرزند ناصرالدين شاه بود. هم اکنون نيزاستان اصفهان از مناطق درجه يک و با اهميت ايران است و شهر اصفهان - مرکز استان - در رديف شهرهای درجه اول دنيا، مانند : پکن، پاريس، روم، ونيز،. . . قرار داشته و از اهميت بسيار زيادی برخوردار است.   

روستاهاي‌ ويژه – استان اصفهان:  روستاهاي‌ جالب‌ توجه‌ استان اصفهان عبارتند از: ميمه‌، مورچه‌ خورت‌، مال‌واجرد، جزه‌ و دشتي‌ در شهرستان‌ اصفهان، قيص‌ آباد، نوگنبد و خور در شهرستان‌ نائين، قبركيخا و قلعه‌ سنگي ‌در شهرستان‌ سميرم، علويجه‌ در شهرستان‌ نجف آباد، چرمهين‌ در شهرستان‌ لنجان‌ و طرق‌ در شهرستان‌ نطنز كه هريك‌ آثاري‌ ديدني‌ دارند.

امامزاده‌ها و بقعه ها – استان اصفهان:  امام‌زاده‌هاي‌ شاهزاده‌ اسماعيل‌ (ابيانه)، شاهزاده‌ عبدالله‌ و شاهزاده‌ اسماعيل‌ (بيدگل‌)، شاهزاده‌ محمّد (بيدگل‌)، امام‌زاده‌ غائب‌ (کاشان)، امام ‌زاده‌ كرار، باقر، جعفر، ابراهيم، شوري‌، شاه‌ رضا ( اصفهان)، امام ‌زاده‌ علي‌ عباس‌ و بامير (نطنز)، سلطان‌ حسين‌ (مشهد اردهال‌)، امام‌زاده‌هاي‌ طاهر و منصور وقاسم‌بن‌علي‌النقي‌، قاسم‌بن‌موسي‌بن‌جعفر، ميرنشانه‌، درب‌ زنجير (کاشان). بقعه‌ ستي‌ فاطمه‌، (اصفهان‌) بقعه‌شاه‌ سيد علي‌ اكبر (شهرضا) از ديگر امامزاده‌ها و بقاع‌ متبركه‌ استان‌ اصفهان‌ هستند.

آرامگاه‌ها – استان اصفهان:  آرامگاه‌ مير فندرسكي، آرامگاه‌ شاه‌زادگان‌، آرامگاه‌ ميرزارفيعا، آرامگاه‌ واله، آرامگاه‌ هماي ‌شيرازي، آرامگاه‌ مير مَجد الدين‌ اسماعيل‌ باب‌ الدشتي‌، آرامگاه‌ سيد حجت‌ الاسلام‌ شفتي‌، آرامگاه‌ بابا قاسم‌، آرامگاه‌ الراشد بالله، آرامگاه‌ نظام‌ الملك‌ (دارالبطيخ‌)، آرامگاه‌ شهشهان‌ (علاء الدين‌ محمد)، آرامگاه‌ خاتون‌آبادي، آرامگاه‌ حاج‌ محمد جعفر آباده‌اي‌، آرامگاه‌ آقا حسين‌ خوانساري‌ يا قبه‌ العلما، آرامگاه‌ خواجه‌ سعد، آرامگاه‌ شيخ‌ ابوالقاسم‌ نصر آبادي‌، آرامگاه‌ سلطان‌ بخت‌ آغا در شهرستان‌  اصفهان. آرامگاه‌ بابا افضل‌ كاشاني‌ وآرامگاه‌ ملا فتح‌ الله‌ در شهرستان‌  کاشان آرامگاه‌ سيد واقف‌ در روستاي‌ افوشته‌ نطنز، آرامگاه‌ عبدالصمد نطنزي‌ (صمديه‌) و آرامگاه‌ مير احمد نخعي‌ (چهل‌ دختران‌) در شهرستان‌ نطنز.

مساجد – استان اصفهان: مساجد استان‌ اصفهان‌ عبارتند از: مسجد و مناره‌ برسيان‌، مسجد سين‌، مسجد كاج‌ و دشتي، مسجد قطبيه‌، مسجد ذوالفقار، مسجد درب‌ جوباره‌، مسجد اِزايران‌، مسجد جارچي‌، مسجد باغ‌ حاجي، مسجدآقانور، مسجد مصري، مسجد حكيم‌، مسجد حاجي‌ منوچهر، مسجد سليمان‌ بيك‌، مسجد لنبان‌، مسجد شيخ‌عليخان‌، مسجد ايلچي‌، مسجد عليقلي‌ آقا، مسجد مقصود بيك، مسجد سرخس‌، مسجد علي‌ نوش‌ آباد، مسجد علي‌ و مناره‌ آن‌، مسجد جامع‌ سبزه‌ ميدان‌، مسجد جامع‌ كاج‌، مسجد شعيا و مناره‌ آن، مسجد سيد، مسجد ورزنه‌، مسجد ركن‌ الملك ‌، مسجد هفتشويه‌ ، مسجد حاجي‌ محمد جعفر آباده‌اي‌ در شهرستان‌ اصفهان ، مسجد گار در دهكده‌ گار اصفهان‌. مسجد اشترجان‌ در دهكده‌ اشترگان‌ اصفهان‌. مسجد شفيعيه‌ در محله‌ باب‌ الدشت‌ دردشت‌ اصفهان‌. مسجد ركن‌ الملك‌ در تخت‌ فولاد اصفهان‌. مسجد وزير، مسجد تبريزي‌ها، مسجد درب‌ بلان‌، مسجد جامع‌ ابيانه‌، مسجد آقا بزرگ‌، مسجد حاجتگاه‌ ابيانه‌، مسجد ميانده‌ قهرود قمصر، مسجد وزير، مسجد جامع‌ كاشان‌، مسجد جامع‌ ميدان‌ كهنه‌، مسجد باباولي‌، مسجد آيت‌ الله رضوي‌ در شهرستان‌ کاشان مسجد پامنار زواره‌ در شهر زواره‌. مسجد دشت‌ راميان‌، مسجد امام‌ حسن‌ و مناره‌ آن‌، مسجد سفيد در شهرستان اردستان مسجد كوچه‌ مير در شهرستان‌ نطنز مسجد سرآور در شهرستان‌ گلپايگان مسجد جامع‌ خوانسار درشهرستان‌ خوانسار. مسجد جامع‌ نائين ‌، مسجد بابا عبدالله‌ در شهرستان‌ نائين مسجد جامع‌ ميمه‌ در شهرستان ‌برخوار و ميمه‌ كه‌ هر يك‌ از آنها از نظر قدمت‌، معماري‌ و تزئينات‌ جلوه‌هاي‌ ديداري‌ منحصر بفردي‌ دارند.

كليساها – استان اصفهان: كليساهاي‌ استپانوس‌، يوحنا، كاتارينه‌، نيكو غايوس‌، گريگور، ميناس‌، سركيس‌، كليساي‌ نرسس‌ ومريم‌ از ديگر كليساهاي‌ ارامنه‌ جلفا مي‌باشند.

كاروانسراها – استان اصفهان: كاروانسراهاي‌ شيخ‌ عليخان‌، جارچي‌ باشي، تيمچه‌ جهانگير، سراي‌ سفيد، ميرزاكوچك، ميراسماعيل‌ و خوانساري‌ها در بازار اصفهان‌ و كاروانسراهاي‌ مرنجاب، امين‌ الدوله‌، گمرك‌، موته‌ و گبرآباد دركاشان‌ و كاروانسراي‌ بازار زواره‌ در زواره‌، كاروانسراي‌ بهجت‌ آباد در جاده‌ اصفهان‌ - نطنز، كاروانسراي‌ چهاربرج‌ در جاده‌ اصفهان – کاشان ، كاروانسراي‌ گز در ۱۸ كيلومتري‌ شمال‌ اصفهان ‌، كاروانسراي‌ بهرام‌ در جاده‌ اصفهان – تهران ، كاروانسراي‌ مادر شاه‌ در شمال‌ اصفهان ‌، كاروانسراهاي‌ تقي‌ آباد ، گلگون‌ آباد ، ياغميش‌ و خرگوش‌ در جاده ‌اصفهان‌ و كاروانسراي‌ دمبي‌ در .... از جمله‌ ديگر كاروانسراهاي‌ شهرهاي‌ استان‌ اصفهان‌ مي‌باشند.

قلعه ها – استان اصفهان: قلعه‌ رستم‌ بافران‌ و قلعه‌ نيستانك‌ در نائين ، قلعه‌ فارفاآن‌ در اصفهان، قلعه‌ ترشك‌ در دهكده‌ مرق‌ اصفهان، قلعه‌ ديو، قلعه‌ جلالي‌ در شهرستان‌ کاشان، قلعه‌ نوسنگي‌ در شهرستان‌ سميرم، قلعه‌ بزي‌ در لنجان‌.

غارها – استان اصفهان: غار آهكي‌، كلهرود: اين‌ غار در روستاي‌ كلهرود در فاصله‌ ۸۵ كيلومتري‌ شمال‌ شهر اصفهان در دامنه‌ كوه‌هاي‌ كركس‌ قراردارد و طول‌ آن‌ در حدود ۱۰۰ متر است‌. غار آهكي‌، علويجه‌: اين‌ غار با ۱۰۰ متر مربع‌ مساحت‌ ، استالاگميت‌ و استالاكتيت‌هاي‌ زيبايي‌ دارد. غار شاه‌ شكر در كيلومتر ۳۰ جاده‌ شهرضا – سميرم، غار كوكولو در ۱۵ كيلومتري‌ غرب‌ اصفهان‌ وغار شاه‌ قنداب‌ در جنوب‌ شرقي‌ شهرضا و ديگر غارهاي‌ استان‌ اصفهان‌ هستند.

مناره‌ها و گنبدها – استان اصفهان: مناره‌ راهروان‌، مناره‌هاي‌ دارالضيافه‌، مناره‌ و گنبد مسجد شعيا، مناره‌ و گنبدهاي‌ مسجد شاه‌ و مناره‌هاي‌ دردشت‌ و بخت‌ آغا در اصفهان از ديگر مناره‌ و گنبدهاي‌ معروف‌ استان‌ اصفهان‌ مي‌باشند.

خانه هاي قديمي – استان اصفهان: خانه‌ اخوان‌ خرازي‌، خانه‌ پيرينا، خانه‌ جمال‌ قدسيه، خانه‌ شيخ‌ الاسلام‌ و خانه‌ حاج‌ محمدتقي‌ لواف‌ در  اصفهان و خانه‌ حبيبي‌ و خانه‌ صوت‌ الملك‌ در خوانسار و خانه‌ شريفيان‌، خانه‌ حاج‌ سيد آقا، خانه‌حكيم‌ باشي، خانه‌ حاج‌ صالح‌، خانه‌ لاجوردي‌ها و خانه‌ نراقي‌ و طباطبائي‌ها و ده‌ها خانه‌ ديگر در  کاشان ازجمله‌ خانه‌هاي‌ قديمي‌ استان‌ اصفهان‌ مي‌باشند.

آب انبارها و حمام هاي قديمي – استان اصفهان: آب‌ انبارهاي‌ مسير سيد علي‌، مسجد وزير، مدرسه‌ و مسجد ميان ‌چال، عبدالرزاق‌ خان‌ كاشي‌، گذرنو و آب‌ انبار بقعه‌ حبيب‌ بن‌ موسي‌ در كاشان‌ و آب‌ انبارهاي‌ محله‌ شهرينان‌، حاج‌ سيد صادق‌، حاج‌ سيد قاسم‌، حاج‌ سيد مرتضي‌، مسجدخاكي‌، دشت‌، حاج‌ ميررحيم‌ و ميدان‌ در شهرستان‌ اردستان‌ و آب‌ انبارهاي ‌مصلي‌، ميدان‌ و آب‌ انبار بزرگ‌ در شهر نائين و آب‌ انبار محله‌ شهيدان‌ در شهر هرند - اصفهان‌ از جمله‌ آب ‌انبارهاي‌ قديمي‌ اين‌ استان‌ مي‌باشند.

حمام‌ها – استان اصفهان: حمام‌هاي‌ عبدالرزاق‌ خان‌، بازار، ملاقطب، ميرعماد، طاهر، منصور، پنجه‌ شاه‌ و آقا در  کاشان‌ وحمام‌هاي‌ سلطان‌ ميراحمد، رهنان‌، گذرنو، شاه‌، خان‌، شاه‌ علي‌، شيخ‌ عبايي‌، شوري‌، ساروتقي‌ در اصفهان وحمام‌ افوشته‌ در نطنز و حمام‌ كلون‌ در نائين‌ از جمله‌ ديگر حمام‌هاي‌ قديمي‌  استان اصفهان مي‌باشند.

مدارس – استان اصفهان: مدرسه‌ بابا قاسم‌، مدرسه‌ جده‌، مدرسه‌ ميرزاحسين‌، مدرسه‌ كاسه‌ گران‌، مدرسه‌ نيماورد، مدرسه ‌جلاليه‌، مدرسه‌ شمس‌ آباد، مدرسه‌ بزرگ‌ صدر در  اصفهان و مدرسه‌ علوي‌ خوانسار از مدارس‌ قديمي ‌استان‌ اصفهان‌ مي‌باشند.

آبشارها – استان اصفهان: آبشار آب ملخ (در سميرم) و آبشار شالورا (در روستاي چرمهين).

قله‌ها – استان اصفهان: ارتفاعات‌ و قله‌هاي‌ استان‌ اصفهان‌ عبارتند از: شاهان‌ با ارتفاع‌ ۳۰۴۰ متر، صفه‌ با ارتفاع‌ ۲۲۳۲ متر، شاكوه‌ با ارتفاع‌ ۲۴۱۸ متر، كلاه‌ قاضي‌ با ارتفاع‌ ۲۵۳۴ متر، دزقلا با ارتفاع‌ ۳۲۵۱ متر، يخ‌ آب‌ با ارتفاع ‌۲۲۸۸ متر، ديزاب‌ با ارتفاع‌ ۲۶۷۸ متر، گرم‌ آباد با ارتفاع‌  ۳۳۵۹ متر وغيره. 

ميدان هاي جنگ – استان اصفهان: در اطراف‌ اصفهان چندين‌ ميدان‌ جنگ‌ وجود دارد كه‌ مورد علاقه‌ سياحان‌ و ايرانگردان‌ است‌. ازجمله‌ مي‌توان‌ به‌ ميدان‌ جنگ‌ سپاه‌ ايران‌ و عرب‌ به‌ فرماندهي‌ عصمت‌ بن‌ عبدالله‌ (سردار عرب‌) و براز جادويه‌(سردارايران‌) و ميدان‌ جنگ‌ نادر شاه‌ با اشرف‌ افغان‌ در محل‌ مورچه‌ خورت‌ و محل‌ جنگ‌ شاه‌ سلطان‌ حسين‌ با محمود افغان‌ در محل‌ جنگ‌ گلنباد اشاره‌ كرد. 

اصفهان يكي از مهم ترين مناطق گردشگري ايران در جهان است كه در رديف شهرهای درجه اول دنيا، مانند: پکن، پاريس، رم، ونيز، ...قرار داشته و به لحاظ ديرينه‌گی و ارزش های ويژه هنری، در مجموعه‌ي ميراث فرهنگی بشريت، طی آيينی جهانی از سوی «يونسکو» پاس داشته می شود. شهرستان اصفهان داراي دو چشم انداز است‎؛ بلندی شهرستان اصفهان از سطح دريا ۱ هزار و ۵۷۵ متر است و بخش دشتی آن، از آبرفت رودخانه زاينده رود تشكيل يافته و در پای دامنه های خاوری بلندی های زاگرس قرار گرفته است. از سوی جنوب باختری فاصله چندانی با دامنه كوه های زاگرس نداشته اما از شمال خاوری در فاصله دورتری از كوه های مركزی قرار گرفته است. صنايع اصفهان دارای قدمتی تاريخی است و صنعت كاران اصفهانی مشهورترين صنعت گران ايرانی به شمار می آيند. صنايع دستی اصفهان از ديرباز به عنوان نماينده هنر اصيل مردم ايران، در جهان سرشناس شده است. از اين رو، اگر اصفهان را گاهواره صنايع دستی ايران بناميم، سخنی به گزاف نگفته ايم. نام اصفهان بی درنگ تصوير خاتم کاری، كاشی كاری، معرق، تابلوهای مينياتور، قالی های نفيس ابريشمی و نقش های زيبای پارچه قلم كار را تداعی می كند. قدمت طولانی و معماری با ارزش بناهای تاريخی اصفهان سبب شده که برخي آثار تاريخی منطقه مانند ميدان بزرگ نقش جهان در فهرست آثار ثبت شده سازمان ملی يونسکو قرارگيرند. مجموع آثارطبيعی و تاريخی، اصفهان را در فهرست ديدنی ترين مناطق ايران قرار داده است. اصفهان نه تنها نماينده شايسته ای برای معرفی فرهنگ و تمدن غنی ايران به مهمانان خارجی است، بلکه بازديد از اين خطه؛ خاطرات زيبا و حس غرورانگيزی را در ذهن گردشگران داخلی نيز بر جای مي گذارد.  

مشخصات جغرافيايي  - استان اصفهان: 

استان اصفهان در مركز ايران، ميان كوه های مركزی ايران و دامنه های شرقی زاگرس، در ۳۰ درجه و ۴۳ دقيقه تا ۳۴ درجه و ۲۷ دقيقه پهنای شمالی و ۴۹ درجه و ۳۶ دقيقه تا ۵۵ درجه و ۳۱ دقيقه درازای شرقی نسبت به نيمروز گرينويچ قرار گرفته است. اين استان از شمال به استان های قم و سمنان، از شمال شرقی به استان خراسان، از شرق به استان يزد، از جنوب به استان های فارس و كهگيلويه و بوير احمد، از غرب به استان های چهار محال و بختياری و لرستان و از شمال غربی به استان مركزی محدود می شود. ارتفاع متوسط اصفهان از سطح دريا ۱۷۱۴متر است. درازای استان اصفهان از زرد كوه بختياری (كه سرچشمه زاينده رود است) تا باتلاق گاو خونی (كه آب ريز زاينده رود است)۳۰۰ كيلومتر و پهنای آن از كوه های قهرود (كه مرز شمالی آن است) تا روستای امين آباد( كه مرز جنوبی اين استان را تشكيل می دهد) ۲۴۰ كيلومتر نگاشته شده است. استان اصفهان از جاذبه های كويري‏،كوهستاني،رودخانه ای برخوردار بوده و از لحاظ جغرافيايی از مناطق با اهميت ايران به شمار می آيد. در استان اصفهان كل راه های موجود بيش از ۷۳۰۰ كيلومتر است.

مهم ترين آن ها عبارتند از:

۱. تهران، قم، اصفهان، شيراز، بوشهر، ۱۲۲۸ كيلومتر.

۲. اصفهان، اليگودرز، خرم آباد، انديمشک، اهواز، ۷۴۵ كيلومتر.

۳. اصفهان، فولاد شهر، شهر كرد، ۱۰۴ كيلومتر.

۴. اصفهان، شهرضا، بروجن، شهر كرد، ۲۰۷ كيلومتر.

۵. اصفهان، خوانسار، گلپايگان، خمين، اراک، ۲۸۸ كيلومتر.

۶. اصفهان، نايين، يزد، ۳۰۰ كيلومتر.

راه آهن اصفهان ـ تهران

راه آهن اصفهان ـ كاشان، ۲۷۱ كيلومتر

راه آهن اصفهان ـ يزد، ۲۸۵ كيلومتر

راه آهن اصفهان ـ زرين شهر، ۷۲ كيلومتر

فرودگاه بين المللی اصفهان در شمال شرقی شهر اصفهان واقع شده است. اين فرودگاه دارای دو باند به درازای ۴ هزار و پانصد متر و پهنای ۴۵ متر بوده و گنجايش آن در ۲۴ ساعت، ۵۰۰ پرواز است كه البته امكان دارد اين آمار جا به جا شود.

مسافرت و اقامت  - استان اصفهان:

استان اصفهان مظهر مهم‌ترين‌ كانون‌ صنايع‌ دستي‌ ايران‌ است‌. در اين‌ استان‌ علاوه‌ بر صنايع‌ دستي‌ كه‌ قدمت‌ و اشتهار ملي‌ دارند ، ديگر صنايع‌ دستي‌ مهم‌ ساير مناطق‌ و استانهاي‌ ايران‌ نيز رواج‌ دارد. توليدات‌ صنايع‌ دستي‌ استان‌ اصفهان‌ به‌ دليل‌ رونق‌ نسبي‌ صنعت‌ توريسم‌ بازاري‌ در خور توجه‌ دارد. مهم‌ترين‌ صنايع‌ دستي‌ رايج‌ استان‌ اصفهان‌ عبارتند از: قالي‌ بافي ‌، زري‌ بافي ‌، قلم‌ كاري ‌، مينا كاري ‌، خاتم‌ سازي ‌، منبت‌ كاري‌ ، قلم‌ زني‌ ، نقره‌ كاري‌ ، زيور آلات‌ دستي‌ زنانه‌ ، كاشي ‌، سراميك‌ كه‌ همراه‌ با سوهان‌ و گز و... در شمار سوغاتي‌هاي‌ مهّم  اصفهان‌ مي‌باشد.  

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان اصفهان

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

۱

اصفهان

آران و بيدگل

اصفهان- نطنز- كاشان- آران و بيدگل

محوطه باستاني- امامزاده-آبشار- روستاهاي تاريخي- تپه هاي ماسه اي- مساجد جامع- كوير- خانه هاي قديمي

۲

اصفهان

خور

اصفهان- نائين- انارك- خور

روستاهاي تاريخي- كوير- تالاب- مساجد جامع- قلعه تاريخي- تپه باستاني- غذاهاي سنتي و محلي

۳

اصفهان

زواره

اصفهان- نائين- اردستان- زواره

چشمه- يخچال- كاروانسرا- روستاي تاريخي

۴

اصفهان

خوانسار

اصفهان- ميمه- گلپايگان- خوانسار

پناهگاه حيات وحش- غار آهكي- كاروانسراي مادرشاه- قلعه- مساجد جامع- گلستان كوه- دشت لاله هاي واژگون- چشمه

۵

اصفهان

فريدونشهر

اصفهان- چادگان- فريدن- فريدونشهر

سد زاينده رود- پيست اسكي- منطقه اكوتوريستي– چشمه- آبشار- كليساي تاريخي و قبرستان ارامنه قلعه و غار تاريخي

۶

اصفهان

شهركرد

اصفهان- فلاورجان- باغ بهادران- شهركرد

پل و كبوترخانه- بقعه- منطقه اكوتوريستي- چشمه و آبشار- بيشه زارهاي طبيعي- روستاهاي تاريخي- زاينده رود

۷

اصفهان

دهاقان

اصفهان- مباركه- شهرضا- دهاقان

امامزاده شاه رضا- روستاهاي تاريخي- كاروانسرا- آسيابهاي آبي- باغ و چشمه هاي فراوان- خانه تاريخي- منطقه ييلاقي- سد تاريخي- مراكز اقامتي

۸

اصفهان

سميرم

اصفهان- شهرضا- سميرم

آبشار- سد و درياچه- منطقه ييلاقي- پيست اسكي- قلعه سنگي- يخچال هاي طبيعي- روستاي تاريخي- برگزاري جشنواره

۹

اصفهان

گلپايگان

اصفهان- داران- خوانسار- گلپايگان

دشت لاله هاي واژگون- سد و درياچه - پيست اسكي- برگزاري جشنواره- آتشكده


موضوعات مرتبط: اصفهان
[ ] [ ] [ محمد شهسوارزاده ]

مجاورت : این استان از شمال با جمهوری آذربایجان از جنوب  با استان زنجان از  شرق با استان گیلان  و از غرب با استان آذربایجان شرقی  همسایه است.

آب و هوا:  این منطقه در فصول بهار و تابستان مطبوع و خنک است.

وسعــــت: مساحت این استان ۱۸۰۵۰ کیلومتر مربع  است.

جمعـیــت:  بر اساس سرشماری آمار و نفوس سال ۱۳۸۵ خورشیدی   ۱۲۲۸۱۵۵ نفر می باشد.

تقسیمات: بر اساس تقسمیات کشوری این استان ۱۰ شهرستان و دارای ۱۷ شهر و ۲۱ بخش و ۶۳ دهستان دارد.

شهرستانها: اردبیل/مرکز استان - بیله سوار - پارس آباد - خلخال - کوثر - گرمی - مشگین شهر یا خیاو - نمین - نیر - گالری تصاویر

موقعيت جغرافيايي – استان اردبيل:

استان اردبيل با ۱۸۰۵۰ کيلومتر مربع وسعت در شمال غرب فلات ايران قرار دارد. اردبيل ، پيله سوار، گرمي ، خلخال ، مشگين شهر و پارس آباد از شهرهاي مهم استان و شهر تاريخي و مذهبي اردبيل ، مرکز آن است. استان اردبيل در سال ۱۳۸۵ خورشیدی حدود ۱۲۲۸۱۵۵ نفر جمعيت داشته است که ۷۱۵۵۹۷ نفر شهرنشين و ۵۵۸۵۱۲ نفر آن روستانشين و يا غير ساکن و عشاير بوده اند. استان اردبيل ۵/۲۸۲ کيلومتر با جمهوري آذربايجان مرز مشترک دارد. در ۱۵۹ کيلومتر از مرز مشترک رودهاي ارس و بالهارود جريان دارند. دو نقطه اصلاندوز و بيله سوار مغان با جمهوري آذربايجان ارتباط زميني دارد. محور اردبيل – آستارا (گردنه حيران) نزدکترين راه ارتباطي استان با مرکز کشور است. اين راه شهرستان هاي استان اردبيل را از راه رشت و قزوين به تهران وصل مي کند. قله سبلان با ۴۸۱۱ متر ارتفاع بلندترين نقطه اين استان است و در شمال غربي شهرستان اردبيل واقع شده است. 

آب و هوا – استان اردبيل:

جغرافياي عمومي شهرستان اردبيل از ارتفاعات کوهستان هاي سبلان ، طالش و بزغوش ، متاثر است. بيشتر نواحي اردبيل بيش از ۳ هزار متر از سطح دريا ارتفاع دارد. قله سبلان با ارتفاع ۴۸۱۱ متر در شمال غربي اين شهرستان واقع شده و در اعتدال هواي آن نقش عمدهاي دارد. شهرستان اردبيل از مناطق سردسير ايران است و بين ۵ تا ۸ ماه درسال سرد است. زمستان هاي بسيار سرد و تابستان هاي معتدل از ويژگي هاي آب و هوائي اردبيل است. 

تاريخ و فرهنگ - استان اردبيل:

تاريخ استان اردبيل با تاريخ سرزمين آذربايجان در آميخته است. بسياري از مورخان بناي شهر اردبيل را به فيروز پادشاه ساساني(۴۸۹-۴۵۷ ميلادي)نسبت مي دهند و برهمين اساس شهر اردبيل بيش از ۱۵۰۰ سال قدمت تاريخي دارد. اردبيل در زمان هخامنشيان اهميت سياسي و نظامي مهمي داشت و مرکز استقرار اردوي ايران جهت حفظ و نگهداري مرزهاي شمالي ايران بود. به روايت اوستا ، زردشت پيامبر ايراني در کنار رود(دائي يتا) که امروزه ارس ناميده مي شود به دنيا آمده و کتاب خود را در کوهستان سبلان تحرير کرده و براي ترويج دين خود به شهر اردبيل روي آورده است. در زمان حمله عرب ها به ايران(۲۲هجري قمري) اردبيل بزرگترين شهر آذربايجان بود که به دست اعراب افتاد. بين سال هاي ۲۶۷ تا ۳۱۷ هجري قمري اين شهر مرکز حکمراني طايفه بني ساج بود که حکومت را از مراغه به اردبيل انتقال داده بودند. اردبيل تا حمله مغول مرکز حکومت آذربايجان بود. شاه اسماعيل براي تشکيل حکومت واحد ايراني از اردبيل قيام کرد و تبريز را در سال ۹۰۶ هجري قمري پايتخت رسمي ايران قرار داد. در دوره صفوي اردبيل از لحاظ سياسي و اقتصادي سرآمد شهرهاي ايران بود. اين شهر در مسير شاهراه تجاري ايران و اروپا قرار داشت و ابريشم و مال التجاره وارده از گيلان از طريق اردبيل به اروپا صادر مي شد.  

صنايع دستي و سوغاتي ها – استان اردبيل:

صنايع‌ دستي استان اردبيل‌ بسيار متنوع‌ است‌. انواع‌ دست‌ باف‌هاي‌ فرش ‌، مسند ، شال‌ ، ورني ‌، گليم ‌، جاجيم‌ ، پشتي‌ ، قلاب ‌، خورجين‌ و انواع‌ صنايع‌ دستي‌ فلزي ، چوبي‌ ، مسي ‌، برنجي ‌، نقره‌ كاري‌ ، قلمكاري‌ ، خاتم‌ كاري‌ وسفال‌ گري‌ و... از نمونه‌هاي‌ صنايع‌ دستي‌ شهرها و روستاها و عشاير استان‌ اردبيل‌ را تشكيل‌ مي‌دهد. انواع‌شيريني‌ ، حلوا و عسل‌ اردبيل‌ نيز معروف‌ است‌.  

موسيقي محلي – استان اردبيل:

موسيقي‌ بومي‌ مردم‌ استان‌ اردبيل‌ از روزگاران‌ كهن‌ تاكنون‌ در حيات‌ (عاشيق‌)ها تداوم‌ و تكامل‌ يافته‌ است‌.عاشيق‌ها هنرمندان‌ خود ساخته‌اي‌ هستند كه‌ غم‌ها و شادي‌ها را بانواي‌ دلنشين‌ (ساز) و ترانه‌هاي‌ عاميانه ‌، درمجالس‌ عروسي‌ و قهوه‌ خانه‌ها ترنم‌ مي‌كنند.  

مکان های دیدنی و تاریخی – استان اردبيل:   

استان اردبيل به لحاظ طبيعی, تاريخی, اجتماعی و فرهنگی ازمناطق پررونق و ارزشمند ايران است. وضعيت خاص زمين شناسی و توپوگرافی منطقه باعث ايجاد جاذبه های طبيعی و چشم اندازهای بسيار زيبايی شده و بر غنای طبيعی منطقه افزوده است. در بيش تر شهرستان های استان؛ آثار طبيعی و تاريخی زيادی پراکنده شده اند. کوهستان پرشکوه سبلان با قله آتشفشانی سبلان و چشمه های آب گرم و درياچه های طبيعی كوچك ولی پرشمار، مهم ترين جاذبه طبيعی شهرستان اردبيل محسوب می شود. آبشار گورگور سبلان که در شهرستان گرمی واقع شده، گردنه ناو خلخال كه از داخل جنگل های طالش به جاده رشت وآستارا متصل می ‌شود و گردنه حيران که يکی اززيباترين و بی نظيرترين چشم اندازهای طبيعی ايران است‏, در اين استان واقع شده است. زندگی با صفا و دور از دنيای صنعتی عشاير شاهسون و ديگر ايل ها در دامنه های سبلان به راستی حيرت هر بازديد كننده ای را بر می انگيزد. استان اردبيل هم چنين دارای بناهای تاريخی و مکان های ديدنی زيادی است که برخی از آن ها هم چون بقعه شيخ صفی الدين اردبيلی شامل بناهای متعدد‎‎ از دوره های مختلف می شود و با رفتن به يک مکان ديدنی می توان از چندين اثر تاريخی و قديمی بازديد کرد. تپه های باستانی، حمام های قديمی، عمارت های بزرگ، گورستان های مشاهير و بقعه های مقدس و تاريخی از ديگر ديدنی های شهرستان اردبيل هستند كه در كنار صنايع دستی و جاذبه های اجتماعی و فرهنگی منطقه جاذبه های كم نظيری را فراهم كرده اند.    

صنايع و معادن – استان اردبيل:  

صنايع استان اردبيل در دو گروه صنايع دستی و صنايع ماشينی قابل بررسی است. صنايع دستی استان اردبيل بيش تر توسط عشاير و ساكنان شهرها و روستاهای كوچك منطقه صورت می گيرد. از مهم ترين صنايع دستی اين استان می‎توان به گليم، ‌مسند، شال بافی، بافت جوراب‎های پشمی، قلاب بافی، پشتی بافی، خورجين بافی، جاجيم، ورنی و بافته ‎های عشايری اشاره كرد. صنايع ماشينی اين منطقه نيز در راستای مواد اوليه موجود در معادن استان شكل گرفته اند. توجه به ويژگی های زمين شناسی و ساختاری تنوع منابع معدنی استان اردبيل در خور توجه است. در بخش شمالی استان، دشت مغان بخشی از حوضه هيدروكربوری گسترده ای است كه از گرگان تا حاشيه جنوبی دريای مازندران و شمال استان اردبيل ادامه دارد.

در قسمت جنوب شرقی استان (ماسوله ، خلخال) در رسوبات تخريبی - كربناتی آثاری از كانی سازی سرب، روی ، مس، باريت …… ديده شده است. در بخش وسيعی از استان، ولگانيسم شده سنوزوئيك و هم چنين گرانيتوئيدهای نفوذی اين زمان كه همراه با محلولهای هيدروترمالی و دگرسانی پيشرفته بوده سبب انباشت ذخاير فلزی مس، سرب، روی، طلا شده است. نواحی مورد نظر بخشی از نوار مس دارد قفقاز - سونگون است كه از طريق قوشه داغ، سيلان،مجدر،هشتجين، تامقطع طارم زنجان ادامه می يابد.   

کشاورزی و دام داری – استان اردبيل: 

مراتع كوه سبلان و ديگر كوه های استان اردبيل سبب وجود رونق نسبی در دام داری استان اردبيل شده است. در اين استان بيش از پنج ميليون واحد دامی، منشأ توليد و عرضه گوشت و ‌محصولات لبنی است. پرورش زنبور و توليد عسل مرغوب يكی ديگر از فعاليت‎های اقتصادی است كه در اردبيل رونق بسيار دارد و عسل به عنوان سوغات اين شهرستان شهرت ملی يافته است. پرورش نوعی ماهی قزل آلا نيز به نام رنگين كمان در درياچه طبيعی نئور اردبيل صورت می‎گيرد كه از نظر مزه و كيفيت غذايی از بهترين وخوش مزه‎ ترين ماهی ‎ها است.    

وجه تسميه و پيشينه تاريخي – استان اردبيل:  

واژه اردبيل واژه ای اوستايی است كه از دو كلمه آرتا (مقدس) و ويل (شهر) به معنی شهر مقدس تركيب شده است. به روايت اوستا زرتشت پيامبر ايرانی در كنار رود دائی يتا كه امروزه ارس ناميده می شود به دنيا آمد و كتاب خود را در سبلان نوشت و برای ترويج دين خود، روی به شهر بازان پيروز آورد. عده ای به او گرويدند و در اين ناحيه جنگی ميان زرتشتيان و بت پرستان روی داد كه در اين جنگ زرتشتيان بر همه روستاها و قصبه های اطراف اردبيل دست يافتند و به افتخار اين پيروزی آتشكده ای در اردبيل بنا كردند كه امروزه آثار آن در سه فرسنگی اين شهر در دهكده ای به نام آتشگاه باقی مانده است. اردبيل در دوره اشكانيان و در ميان شهرهای آذربايجان جايگاه ويژه ای داشت.

نوشته اند كه قهرمانان آذربايجان به نام دهام كه از پهلوانان و از نژاد كيان بوده اند، در اين دوره از اردبيل برخاسته اند. به اين ترتيب، بنای اردبيل را بسيار كهن تر از زمان ساسانی بايد دانست. پيش از دوره اسلامی آذربايجان دارای دو مركز اصلی بود: يكی از اين دو مركز گنجک (به ارمنی گنزک) بود كه همان تخت سليمان امروزی است، اما نام مركز ديگر در جغرافيای استرابن از قلم افتاده است. در دوره اسلامی اين دو مركز را شيز و اردبيل خوانده اند. می گويند اردبيل بدون شک مركز تابستانی آذربايجان بوده است. از اواسط تا اواخر دوره ساسانی، اردبيل به تنهايی مركز آذربايجان به شمار می رفت و سكه های دوره پارتی و ساسانی در اين منطقه با علامت اربارات ضرب می شده است. اردبيل به هنگام فتح آذربايجان به دست اعراب هم چنان پايتخت اين منطقه و مقر مرزبان آن بود.

در دوره ايلخانان گرچه تبريز، به عنوان شهر مهم آذربايجان رو به رشد بود و از لحاظ سياسی جايگزين اردبيل به شمار می آمد اما اردبيل نيز به عنوان دارالارشاد هنوز از جايگاهی خاص برخوردار بود. اردبيل در دوره صفوی از لحاظ سياسی و اقتصادی سرآمد شهرهای ايران بود. شاه اسماعيل صفوی قيام خود را از اردبيل آغاز كرد. اين شهر در مسير شاه راه تجاری ايران و اروپا قرار داشت و ابريشم وارده از گيلان، از طريق اردبيل به اروپا صادر می شد. اين امر در پيشرفت اقتصادی و افزايش درآمد مردم تاثيری مهم داشت. اردبيل دردوره قاجاريه رونق و شكوه گذشته را باز نيافت و وسعت آن به حدود يک سوم وسعت شيراز می رسيد. اين منطقه به دليل قابليت های بالای اقتصادي، فرهنگی و تجاری در سال ۱۳۷۲ خورشیدی به صورت استان جداگانه از آذربايجان شرقی درآمد و شهرستان ها، شهرها، دهستان ها و روستاهای زيادی را در برگرفت. هر چند اردبيل به استانی مستقل و جداگانه تبديل شده، اما تاريخ آن با تاريخ سرزمين آذربايجان چندان در آميخته كه بدون توجه به موقعيت تاريخی آذربايجان نمی‎توان سخن از موقعيت تاريخی اردبيل به ميان آورد.   

مشخصات جغرافيايي – استان اردبيل:

استان اردبيل در شمال غربی فلات ايران، حدود يك درصد مساحت ايران را تشكيل مي‎دهد. اين استان از شمال به رود ارس، دشت مغان و بالها رود در جمهوری آذربايجان، از شرق به رشته كوه ‎های طالش و بغرو در استان گيلان، از جنوب به رشته كوه ها، دره ها و جلگه‎های به هم پيوسته استان زنجان و از غرب به استان آذربايجان شرقی محدود است. از نظر مختصات جغرافيايی مدار‎های ۴۵ دقيقه و ۳۷ درجه و ۴۲ دقيقه و ۳۹ درجه شمالی، منتهی اليه شمالی و جنوبی، و نصف النهار‎های ۵۵ دقيقه و ۴۸ درجه و سه دقيقه و ۴۷ درجه منتهی اليه غربی و شرقی استان را مشخص می‎كنند. بر اساس آخرين تقسيمات كشوری اين استان دارای ۹ شهرستان و تعداد زيادی شهر، دهستان و روستا بوده است. شهرستان های استان اردبيل عبارتند از: اردبيل، بيله سوار، پارس آباد، خلخال، كوثر(گيوي)، گرمي، مشگين شهر، نمين و نير. بر اساس آخرين سرشماری رسمی سال ۱۳۸۵ جمعيت استان اردبيل ۱۲۲۸۱۵۵ نفر بوده است. بيش ترجمعيت استان؛ آذری زبان هستند و ميهمان نوازی و رعايت آداب و رسوم خاص آذری ها از ويژگی های مردم استان است.   

چشمه‌ها – استان ‌اردبيل: چشمه‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: چشمه‌ قينرجه‌ و آب‌ گرم‌ مويل‌ در اطراف‌ مشگين شهر آب‌ گرم‌ برجلو در ۴ كيلومتري‌ نير، آب‌ گرم‌ معدني‌ گرمخانه‌ در روستاي‌ گرمخانه‌  خلخال ، چشمه ‌سردابي‌ در روستاي‌ سرداب اردبيل‌، چشمه‌ هفت‌ بلوك ‌، چشمه‌ معدني‌ دانشگاه ‌، آب‌ پهن‌ ، آب‌ يل‌سويي ‌، آب‌چشم‌ و آب‌ گرم‌ بش‌باجي‌ لار، آب‌ گرم‌ قهوه‌خانه‌ همت‌ و آب‌ گرم‌ قهوه‌خانه‌ ممتاز در اردبيل‌.

درياچه‌ها و تالاب‌ها – استان اردبيل: درياچه‌ها و تالاب‌هاي‌ استان‌ اردبيل‌ عبارتند از: درياچه‌ سدخاكي‌ پيرالقير و تالاب ‌شورگُل‌.

مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ - استان اردبيل: مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ استان‌ اردبيل‌ عبارتند از: زيستگاه‌ حاجيلو ، زيستگاه‌ تنبق‌ ، زيستگاه‌ ارباب‌كندي‌ و مراتع‌ ييلاق‌ و قشلاقي مشگين شهر جنگل‌هاي‌ ديدني‌ فندقلو در اطراف‌ اردبيل ، منطقه‌ ييلاقي‌ شاغلادره‌ در جاده‌ اردبيل- آستارا ، غار هفت‌خانه‌ در روستاي‌ گرمخانه‌  خلخال و غار درو در  شاهرود خلخال‌ و ناحيه‌ سياحتي‌ خلخال‌.

تپه‌هاي‌ باستاني – استان اردبيل: تپه‌ قنبر (سلاح‌ تپه‌) در قريه‌ اُنار مشكين‌شهر، تپه‌ سايين‌ در روستاي‌ سايين‌ اردبيل ‌، تپه‌شمس‌ آباد در روستاي‌ شمس‌آباد كوراييم‌ اردبيل‌ ، تپه‌ كنازق‌ در روستاي‌ كنازق‌ از توابع‌ نمين‌ و دها تپه‌ ديگر كه‌ به‌ دوره‌هاي‌ قبل‌ و بعد از اسلام‌ مربوط‌ مي‌شوند.

پل‌هاي‌ تاريخي – استان اردبيل: پل‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: پل‌ سيد آباد (پير مادر) ، پل‌ يعقوبيه‌ و پل‌ ابراهيم‌ آباد بر روي‌رودخانه‌ باليقلي‌ چاي اردبيل و پل‌ الماس‌ ، پل‌ سرخ‌ و پل‌ شهرچاي‌ اردبيل‌.

قلعه‌ها – استان اردبيل:  قلعه‌ هير در جنوب‌ شرقي اردبيل قيز قلعه‌سي‌ در  گرمي و ديو قلعه‌سي‌ در روستاي‌ كويج مشگين شهر.

گورستان‌هاي‌ قديمي‌ - استان اردبيل: از گورستان‌هاي‌ قديمي‌ مي‌توان‌ به‌ گورستان‌ شام‌ اسبي‌ اردبيل‌ اشاره‌ كرد.

بقعه‌ها و امام‌زاده‌ها – استان اردبيل: بقاع‌ و امامزاده‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: امام‌زاده‌ دختر در محله‌ اوچ‌ دکان اردبيل‌، امام‌زاده‌ خلخال‌ در شهر خلخال، امام‌زاده‌ ميرزمان‌ و سيد ابراهيم‌ در روستاي‌ خمس‌ خلخال‌،آرامگاه‌ پير اشرف‌ در شهر اردبيل‌، بقعه‌ سيد دانيال‌ درروستاي‌ خانقاه‌ خلخال‌، مسجد حاج‌ فخر در اردبيل‌، مسجد جامع‌ و مسجد نو در روستاي‌ خمس‌ خلخال، مسجد جنت‌ سرا و مزار حسن‌ داش‌ در مشگين شهر.

خانه‌هاي‌ قديمي‌ - استان اردبيل: خانه‌ مرحوم‌ حسينقلي‌ صادقي‌ در كوچه‌ رحمانيه‌ در جنب‌ محله‌ طوي ‌، خانه‌ دكترمناف‌زاده‌ در كوچه‌ معصوم‌ شاه‌ ، خانه‌ مرحوم‌ مير فتاحي‌ در محله‌ تازه‌ميدان‌ ، خانه‌ مرحوم‌ حريريان‌ در كوچه‌ پيرشمس‌ الدين ‌، ساختمان‌ مدرسه‌ جعفري‌ اسلامي‌ در كوچه‌ قاجاريه‌ ، خانه‌ آقاي‌ آصف‌ در كوچه‌ معمار.

حمام‌هاي‌ تاريخي – استان اردبيل: حمام‌هاي‌ استان اردبيل عبارتند از: حمام‌ ملاهادي‌ در كوچه‌ ملاهادي‌ اردبيل‌ ، حمام‌ صفويه‌ در خيابان‌ نايبي‌ اردبيل‌، حمام‌ ابراهيم‌ آباد در كوچه‌ ابراهيم‌ آباد، حمام‌ زينال‌ در عالي‌قاپو (كوچه‌ زينال‌) حمام‌ منصوريه‌ در عالي‌قاپو، حمام‌ يعقوبيه‌ در محله‌ اوچ‌دكان، حمام‌ وكيل‌ در خيابان‌ امام‌ ‌، حمام‌ يساول در اونچي‌ ميدان‌، حمام‌ زندان‌ در كوچه‌ زندان‌، حمام‌ آقانقي‌ و حمام‌ ميرزا ايمان‌ كه‌ شبيه‌ حمام‌ حاج‌ شيخ‌ هستند. 

مسافرت و اقامت  - استان اردبيل:

شهرستان هاي استان اردبيل از نظر ارتباطي ، مخابرات و سيستم هاي درماني تجهيز شده اند و مسافرت به تمام نقاط آن بسيار آسان است. بيشترين امکان اقامتي و پذيرايي در مرکز استان متمرکز شده است ، ولي ساير شهرهاي استان نيز در حد قابل قبولي اماکن ميزباني و پذيرايي دارند. شبکه ارتباطي مناسب و فرودگاه اردبيل و دشت مغان مسافرت به استان را بسيار راحت و سهل نموده است. 

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان اردبيل

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

۱

اردبيل

سرعين

اردبيل- سرعين

آبهاي گرم و معدني گاوميش گلي- قره سو- ساري سو- اعصاب سوئي- پهنلو- قهوه سويي- ژنرال سوئي- مجتمع آبدرماني سبلان و بش باجيلار- پيست اسكي آلوارس- تپه باستاني آناهيتا- روستاي ييلاقي بيله درق

۲

اردبيل

مشگين شهر

اردبيل- مشگين شهر

قلعه قهقهه- آبهاي گرم معدني مشگين شهر(فينرجه، شاپيل، موئيل، قوتورسوئي و …) كوه سبلان- مقبره شيخ حيدر- موزه مشگين شهر- شيروان دره سي- محوطه باستاني شهريري

۳

اردبيل

گيوي و خلخال

اردبيل- گيوي و خلخال

آبگرم معدني گيوي- حمام سنگي- باغات ميوه شهر گيوي- چشمه ازناو خلخال- روستاي ازناو خوجين- منطقه آق داغ- موزه خلخال- جاده اسالم به خلخال

۴

اردبيل

اردبيل

اردبيل

مجتمع تفريحي شورابيل- درياچه نئور- بقعه شيخ صفي الدين- موزه مردم شناسي- پلها و خانه هاي قديمي- مجموعه بازار- مسجد جمعه- آبگرم و آبشار سردابه- مقبره شيخ جبرائيل

۵

اردبيل

نمين

اردبيل- نمين

جنگلهاي قندقلو- گردنه حيران- شيخ بدرالدين

۶

اردبيل

تير

اردبيل-تير

چشمه سارهاي بولاغلار- پل تاريخي- كاروانسراي شاه عباس- آبگرم برجلو قينرجه- قلعه بويني يوغون- سد يامچي نير

۷

اردبيل

پيله سوار

اردبيل- پيله سوار

بازارچه مرزي بيله سوار- سواحل رود ارس- قيز قلعه سي- كشتزارهاي منطقه

۸

اردبيل

پارس آباد

اردبيل- پارس آباد

قلعه اولتان- تپه نادري- باغات ميوه و كشت و صنعت مغان- زندگي عشايري

۹

اردبيل

گرمي

اردبيل- گرمي

درياچه گيلارلو- اجاق برزند  آلازار- كوهپايه اي بودن شهر- رودهاي شهر


موضوعات مرتبط: اردبيل
[ ] [ ] [ محمد شهسوارزاده ]

مجاورت : این استان از شمال و شمال شرق با کشورهای جمهوری آذربایجان و ارمنستان و ازغرب با کشورهای ترکیه و عراق و از جنوب با  استان کردستان و از  شرق با استان های آذربایجان شرقی و زنجان همسایه است.
آب و هوا: استان‌ آذربايجان‌ غربي‌ عمدتاً تحت‌ تأثير جريان‌ هواي‌ مرطوب‌ اقيانوس‌ اطلس‌ قرار دارد، ولي‌ دربرخي‌ از ماه‌هاي‌ زمستان‌ توده‌هاي‌ هواي‌ سردي‌ از طرف‌ شمال‌ هواي‌ مديترانه‌اي‌ آنرا متاثر كرده‌ و موجب‌ كاهش ‌قابل‌ توجه‌ دما مي‌شود.

وسعــــت: مساحت این استان ۴۳۶۶۰ کیلومتر مربع (با احتساب دریاچه ارومیه) است.

جمعـیــت:  بر اساس سرشماری آمار و نفوس سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۲۸۷۳۴۵۹ نفر می باشد.

تقسیمات:  ۱۴ شهرستان، ۲۶ بخش، ۱۰۳ دهستان و ۳۲۲۷ آبادی

شهرستانها: ارومیه/مرکز استان - اشنویه - بوکان - پیرانشهر - تکاب - چالدران یا سیه چشمه - خوی - سردشت - سلماس - شاهین دژ - ماکو - مهاباد - میاندوآب - نقده - گالری تصاویر

موقعيت جغرافيايي – استان آذربايجان غربي:

استان آذربايجان غربي با احتساب درياچه اروميه حدود ۴۳۶۶۰ کيلومتر مربع مساحت دارد و درشمال‌ غربي‌ ايران‌ قرار گرفته‌ است‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري‌ شهرستان‌هاي‌ اروميه‌ ، بوکان ، پيرانشهر، تکاب ، خوي ، سردشت ، سلماس ، شاهين دژ، ماکو ، مهاباد ، مياندوآب ، نقده ‌ و سيه‌چشمه‌ مجموع‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌ آذربايجان‌ غربي‌ را تشكيل‌ مي‌دهند. استان‌ آذربايجان‌ غربي‌ در سال ‌ ۱۳۸۵ خورشیدی حدود ۲۸۷۳۴۵۹ نفرجمعيت‌ داشته‌ است‌. از اين‌ تعداد  ۱۷۲۴۹۵۴ نفر در نقاط‌  شهري‌ و ۱۱۴۸۵۰۵ نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت ‌داشته‌ و يا غير ساكن‌ بوده‌اند.

استان آذربايجان غربي يکي از مناطق کوهستاني کشور است که توپو گرافي متنوع‌ و گسترده اي دارد. در سراسر ناحيه هم مرز آن با ترکيه و عراق ، کوههاي مرتفع برف گيري از شمال به جنوب کشيده شده است. آب هاي حاصل از ذوب برف کوه هاي مذکور بصورت رودخانه هاي متعددي در دره هاي منطقه جريان مي يابد و به سه حوزه عمده درياچه اروميه ، گسل عظيم خوي و دره رود کلوي سرازير مي شوند. سه ناحيه فوق پست ترين نقاط آذربايجان غربي به حساب مي آيد.‌  

آب و هوا - استان آذربايجان غربي:

استان‌ آذربايجان‌ غربي‌ عمدتاً تحت‌ تأثير جريان‌ هواي‌ مرطوب‌ اقيانوس‌ اطلس‌ قرار دارد، ولي‌ دربرخي‌ از ماه‌هاي‌ زمستان‌ توده‌هاي‌ هواي‌ سردي‌ از طرف‌ شمال‌ هواي‌ مديترانه‌اي‌ آنرا متاثر كرده‌ و موجب‌ كاهش ‌قابل‌ توجه‌ دما مي‌شود. براساس‌ داده‌هاي‌ آماري‌ ايستگاه‌هاي‌ هواشناسي‌ اروميه ، خوي ، ماکو و مهاباد ، درجه‌ حرارت‌ هوا در نقاط‌ مختلف‌ استان‌ متفاوت‌ است‌. متوسط‌ درجه‌ حرارت‌ از ۴/۹ درجه‌ سانتي‌گراد در ماكو تا۶/۱۱ درجه‌ سانتي‌ گراد در مهاباد متغير است‌. متوسط‌ درجه‌ حرارت‌ در اروميه‌ ۸/۹، در خوي‌ ۸/۱۰، در ماكو۴/۹ و در مهاباد ۶/۱۱ درجه‌ سانتي‌ گراد است‌. به‌ استناد همين‌ گزارش‌ حداكثر درجه‌ حرارت‌ در مرداد ماه‌ حدود۳۴ و حداقل‌ آن‌ در دي‌ ماه‌ حدود ۱۶- درجه‌ سانتي‌ گراد است‌. حداكثر تغيير گرماي‌ تابستان‌ ۴ و سرماي‌ زمستان ‌۱۵ درجه‌ مي‌باشد. شهرستان‌هاي‌ اروميه‌ و ماكو تابستان‌هاي‌ گرم‌ و زمستان‌هاي‌ سرد دارد. شهرستان‌ مهاباد تابستان‌هاي‌ خشك‌ و طولاني‌ و زمستان‌هاي‌ بسيار سرد دارد.شهرستان نقده و مياندوآب داراي هواي نيمه مرطوب با تابستان هاي ملايم وزمستان هاي سرد است. 

تاريخ و فرهنگ – استان آذربايجان غربي:

استان‌ آذربايجان غربي‌ يكي‌ از كانون‌هاي‌ تمدن‌ باستاني‌ ايران‌ است‌ و قلعه‌هاي‌ متعدد تاريخي ‌، صدها تپه ‌باستاني‌ با آثار مكشوفه‌ و ساير يادمان‌هاي‌ تاريخي‌ و ديني‌ اين‌ قدمت‌ ديرينه‌ را تائيد مي‌كنند. از طرف‌ ديگر، اين ‌استان‌ همواره‌ زيستگاه‌ مجموعه‌اي‌ از اقوام‌ و فرهنگ‌هاي‌ مختلف‌ بوده‌ است‌. هر يك‌ از اين‌ اقوام‌ و فرهنگ‌ها به‌ نحوي‌ در هم‌ تأثير گذاشته‌ و از همديگر متأثر شده‌اند. وجود مساجد ، كليساها و ويرانه‌ آتشگاه‌ها ، گوياي‌ بخشي ‌از تاريخ‌ تحولات‌ ديني‌ آن‌ است‌. تشيع در اروميه و ‌شهرهاي‌ شمالي‌ و تسنن‌ در نواحي‌ جنوبي‌ استان‌ از مذاهب ‌عمده‌ به‌ شمار مي‌روند. ساير اقليت‌هاي‌ آشوري‌ و ارامنه‌ به‌ كليساهاي‌ مسيحي‌ وابسته‌اند. آذري‌ها ، کردها ، آشوري‌ها و ارامنه‌ هر يك‌ ويژگي‌هاي‌ فرهنگي‌ ، آداب و سنن‌ مخصوصي‌ دارند كه‌ در نوع‌ خود جالب‌ توجه‌ است. 

مکان های دیدنی و تاریخی - استان آذربايجان غربي: 

استان آذربايجان غربی از نظر طبيعی و تاريخی از مناطق برجسته ايران است. وضعيت اقليمی، زمين شناسی و توپوگرافی استان باعث ايجاد عارضه های طبيعی بسياری در آن شده است که برخی از آن ها دارای ويژگی های منحصر به فردی هستند. برخی از جاذبه های طبيعی اين استان عبارتند از: درياچه اروميه که شورترين و بزرگ ترين درياچه داخلی ايران و بزرگ ترين آبگير دايمی آسيای غربی است، جزاير داخلی درياچه اروميه که زيستگاه نادرترين پرندگان هستند، پارک ملی درياچه اروميه که يكی از ۵۹ منطقه ذخاير طبيعی جهان و دارای لوح مخصوص پارک ها است، مناطق حفاظت شده حيات وحش و چشمه های متعدد آب گرم که بيش تر خاصيت درمانی دارند، تالاب ها، رودخانه ها، آبشارها و غارهای مختلف از جمله غار معروف کرفتو.

پيشينه تاريخی و سابقه کهن فرهنگی استان؛ سبب وجود جاذبه های تاريخي, جاذبه های اجتماعی و فرهنگی بسياری در منطقه شده است. مكان های تاريخی و مذهبی موجود در استان؛ گويای بخشی از تاريخ مذهبی اين منطقه است. مسجد جامع اروميه از مسجدهای قديمی استان به شمار می آيد. کليساهای قديمی زيادی نيز در سطح استان وجود دارند که از جاذبه های ديدنی آن به شمار می آيند. كليسای مارقويا يكی از قديمی ترين ابنيه مذهبی است و منسوب به حضرت قوما يكی از دوازده حواريون مسيح است. كليسای قديمی ماريوخنه و آتشكده آذرگشسب به همراه بازارهای قديمی با سبک معماری خاص، تپه های باستانی که قدمت برخی از آن ها به هزاره های پيش از ميلاد می رسد، شهرها و دهستان های تاريخی و قديمی مانند تپه های باستانی روستای حسنلو، قلعه های تاريخی، پل های قديمی، گورستان ها و قبور شعرا، عرفا و سياست مداران که جزو مناطق ديدنی استان به شمار می آيند به همراه زندگی ايلی جذاب با صنايع دستی كم نظير، در مجموع گويای توان بالای توريستی منطقه آذربايجان غربی هستند.   

صنايع و معادن – استان آذربايجان غربي:

صنايع استان آذربايجان غربی در زمينه های مواد معدنی و مواد اوليه موجود دراستان بر پا شده اند. معادن اين استان شامل معادن مصالح و سنگ های ساختمانی، گرانيت، ‌تراورتن، نمک آبی، نمک سنگی، ميكا، زرنيخ، تالک، خاک نسوز و پوكه معدنی است كه هم اكنون بهره برداری می شوند. هم چنين ذخايری از مواد معدنی سرب, روی, طلا در تكاب، ذغال سنگ در مياندوآب و خاك نسوز در بوكان كشف شده و آماده بهره برداری می شوند. هم چنين اقداماتی جهت شناسايی معادن سيليس و مواد معدنی فلزی و غير فلزی در استان صورت گرفته است.

استان آذربايجان غربی يكی از كانون های مهم صنايع دستی ايران است. دراين استان انواع فرش، گليم، ‌‌پارچه های دستی و صنايع چوبی تزيينی توليد می شود و علاوه بر آن كارگاه های صابون سازی، شمع سازی و چاقوسازی نيز درسطح استان به كار مشغولند. از ميان محصولات ياد شده, بافته های دستی و صنايع چوبی مانند انواع مجسمه های حيوانات‌، انواع وسايل بازی شطرنج، تخته نرد، جعبه و ميز آرايش بانوان و انواع نقاشی روی چرم دارای معروفيت ملی است.   

کشاورزی و دام داری – استان آذربايجان غربي:

استان آذربايجان غربی يكی از مناطق مستعد كشاورزی در ايران است. با وجود اين که اين استان تنها ۶/۲ درصد مساحت ايران را در بر می گيرد، اما اراضی آن بيش از ۶ درصد كل اراضی مزروعی كشور را شامل می شود. ويژه گی ها و خصوصيات طبيعی واقليمی استان بر توان بالقوه كشاورزی منطقه افزوده است. گندم و جو و محصولات باغی چون سيب و انگور از جمله مهم ترين توليدات كشاورزی استان آذربايجان غربی است.

وجود ايلات و عشاير كه تامين معيشت آن ها در درجه اول از طريق دام داری و در درجه دوم با كشاورزی انجام می گيرد؛ در رونق دام داری استان تأثير به سزايی داشته است. استان آذربايجان غربی با توجه به وجود مراتع نسبتا خوب خود توانسته نقش مهمی را در دام داری كشور ايفا نمايد. دام داری در اين منطقه به صورت صنعتی و سنتی رواج دارد و امروزه گرايش به سمت واحد های صنعتی در اين استان افزايش چشم گيری داشته است. اين استان در زمينه پرورش طيور نيز دارای نقش فعالی است كه اين فعاليت نيز به صورت صنعتی و سنتی رواج دارد. هم چنين بيش از ۲۵۰۰۰۰ كندوی زنبور عسل که نزديک به چهار پنجم آن ها مدرن هستند در سطح استان آذربايجان غربی به توليد عسل مشغولند. استان آذربايجان غربی در زمينه پرورش ماهی نيز فعال است و واحدهای متعدد استخر پرورش ماهی دراستان وجود دارد كه به پرورش ماهيان گرم آبی و ماهيان سرد آبی اختصاص يافته اند. علاوه بر پرورش ماهي, صيد ماهی نيز از سدهای ارس، مهاباد و ساير سدها، رودخانه ها و آبگيرهای طبيعی استان صورت می گيرد.   

وجه تسميه و پيشينه تاريخي – استان آذربايجان غربي:

سرنوشت تاريخی آذربايجان شرقی و غربی و وجه تسميه نام آن ها بسيارشبيه هم است. آذربايجان را با توجه به پيشينه تاريخی کهن اش، در زبان های مختلف به نام های گوناگون کمابيش مشابهی ناميده اند. در فارسی ميانه «آتورپاتكان»‌، در آثار كهن فارسی«آذربادگان»‌ يا «‌آذربايگان»، و در فارسی كنونی «آذربايجان» ناميده شده است. هم چنين در يونانی «آتروپاتنه»‌، در بيزانسی «آذربيگانون»، در ارمنی «آتراپاتاكان»، در سريانی «آذربايغان»‌ و در عربی «آذربيجان»‌ گفته اند. تاريخ باستانی آذربايجان با تاريخ قوم «ماد» درآميخته است. قوم ماد پس از مهاجرت به ايران آرام آرام قسمت های غربی ايران از جمله آذربايجان را تصرف كرد. مقارن اين ايام دولت هايی در اطراف آذربايجان وجود داشت كه از آن جمله می توان به دولت «آشور» در شمال بين النهرين، دولت «هيئتی» در آسيای صغير، دولت «اورارتو» در نواحی شمال و شمال غرب، اقوام «كادوسی» در شرق و «كاسی» ها در حوالی كوه های زاگرس اشاره كرد.

بعد از تاسيس دولت ماد، آذربايجان به ماد كوچک (درمقابل ماد بزرگ) ‌معروف شد و مشتمل بر شهرهای قديمی همدان، ری، ‌اصفهان و كرمانشاه بود. به عبارت ديگر ولاياتی كه در قرون اوليه اسلامی به ناحيه‌ جبال و بعدها به عراق عجم معروف بودند را در بر می گرفت. بعد از حمله اسكندر مقدونی به ايران، ‌سرداری به نام «آتورپات» در آذربايگان از اشغال آن توسط يونانيان ممانعت به عمل آورد. از آن به بعد اين سرزمين به نام آتورپاتكان معروف شد. آتورپات به پادشاهی رسيد و آن ناحيه را مستقل اعلام نمود. در طول دوره‌ حكومت سلوكی ها، ناحيه آتورپاتكان هم چنان مستقل ماند و يونانيان و جانشينان اسكندر نتوانستند آداب و رسوم و تمدن يونانی را در آن محل اشاعه دهند. آذربايجان در اين زمان پناهگاه زردشتيان و تكيه گاه فرهنگ ايرانی در مقابل فرهنگ يونانی شد. حكومت جانشينان آتورپات در آذربايجان در زمان اشكانيان نيز ادامه يافت و اين منطقه توانست كماكان استقلال خود را حفظ كند.

اردشير بابكان - مؤسس سلسله ساسانی – با استيلا برحكم رانان آذربايجان اين منطقه را در زمره امپراتوری بزرگ ساسانی در آورد. در دوره ساسانی معمولاً‌ يكی از مرزبانان را به حكومت آذربايجان می گماردند. در اواخر آن دوره حكومت آذربايجان در دست خاندان «فرخ هرمزد»‌ بوده پايتخت آن « شيز»‌ يا «‌گنزب»‌ نام داشت كه مطابق با ويرانه های ليلان در جنوب شرقی درياچه اروميه گزارش شده است.

پس از اشغال آذربايجان به دست اعراب، قبايل عرب از بصره، كوفه، شام و يمن برای سكونت به آن جا روی آورده با خريد زمين های وسيع، ‌‌كشاورزی را گسترش داده و افراد بومی را رعيت خود ساختند. امرای عرب برای حفظ زمين ها و احتمالاً‌ رعايای مسلمان خود، از حملات ديگر مردم آذربايجان كه به اسلام نگرويده بودند، باروهايی در اطراف املاك وسيع خود می كشيدند كه به تدريج داخل اين باروها به صورت شهرهای نسبتاً‌ مهم درآمد.

در سال ۱٩٨ هـجری قمری بابک خرم دين با استفاده از ضعف خلافت مرکزی مأمون - خليفه عباسی که درخراسان به سر می برد - قيام کرده قسمت های مهمی از شمال شرقی آذربايجان را دراختيار گرفت. از اين پس، از ‌سلطه دستگاه خلافت برآذربايجان تا حد زيادی کاسته شد. بقايای قلعه بابک بر بلندای کوهی در نزديکی کليبر واقع در آذربايجان شرقی هنوز باقی است.

سلسله های ايرانی بعد از اسلام مانند طاهريان، صفاريان، سامانيان و غزنويان كه از شرق ايران برخاسته حكومت های مستقلی تشكيل دادند، هيچ گاه نتوانستند قلمرو خود را به آذربايجان برسانند. دراين مدت كه از سال ۲۰۵ هجری قمری (تأسيس سلسله طاهريان)‌ شروع و تا سال ۴۲۹ هجری قمری (‌آ‎غاز حكومت سلجوقيان)‌ ادامه می يابد، حكومت های محلی متعددی قدرت را در آذربايجان به دست گرفتند. آخرين حكام مقتدر اين ايالت، ‌ساجيان (۳۱۷ ـ ۲۷۶ هجری قمری) بودند كه آن ها نيز عاقبت بر ضد خلفا قيام كردند. پس از سقوط ساجيان، سلسله های محلی ديگری در آذربايجان به قدرت رسيدند كه از آن جمله می توان از رواديان نام برد. در دوران حكومت ساجيان ‌(بنی ساج) ‌و حكومت بعد از آن حكم رانان قسمت شمالی رود ارس به حكام آذربايجان خراج می دادند كه از معروف ترين آنها شيروان شاهای، ‌خداوندان شكی، حكام گرجستان، رواديان و حكام ارمنستان بودند.

در آغاز قرن پنج هجری قمری (يازدهم ميلادی) ‌تركان «غز» به فرماندهی سلجوقيان، نخست با دسته های كوچك و سپس به تعداد بيش تر، راهی آذربايجان شده آن جا را به تصرف در آوردند. در ۵۳۱ هجری قمری(۱۱۳۶ ميلادی)‌ آذربايجان به دست«اتابك ايلدگز»‌ (‌الدگوز) افتاد كه تاحمله كم دوام جلال الدين خوارزم شاه (۳۱ ـ ‌۱۲۲۵ میلادی، ۲۸ ـ ‌۶۲۲ هجری قمری) ‌وی و اولادش بر آذربايجان حكومت كردند. با حمله مغولان و ورودهلاكوخان ايلخان (۱۲۵۶ میلادی، ‌۶۵۴ هجری قمری)‌، ‌آذربايجان مركز شاهنشاهی بزرگ وی شد كه از آموی تا شام امتداد داشت. با ضعف ايل خانان مغول، امرای مستقلی در آذربايجان قدرت يافتند که از آن جمله می توان به جلايريان، ‌چوپانيان و تركمانان اشاره كرد.

پس از تصرف آذربايجان به دست شاه اسماعيل اول صفوی (۱۵۰۲ میلادی، ‌۹۰۷ هجری قمری)‌ اين سرزمين سنگر گاه اصلی و مركز عمده‌ گرد آوری قوای نظامی برای شاهان صفوی شد. در زمان صفويه آذربايجان محل جنگ های خونين ميان سپاهيان ايران وعثمانی بود. پس ازسقوط دولت صفويه، نادر شاه افشار با کوتاه کردن دست عثمانيان از آذربايجان و يک پارچه کردن ايران، در دشت مغان رسماً تاجگذاری كرد. كريم خان زند در سال ۱۱۷۵ هجری قمری (۱۷۵۵ ميلادی)‌ آذربايجان را از دست خان های محلی كه پس از مرگ نادر شاه قيام کرده بودند، باز پس گرفت. اما پس از مرگ او بار ديگر خوانين محلی سر برآوردند، تا اين كه آغا محمد خان قاجار در سال ۱۲۰۵ هجری قمری (۱۷۸۵ ميلادی) ‌موفق شد كه آذربايجان را مطيع حکومت مرکزی كند. اين منطقه كه هم اكنون يكی از مناطق آباد و پررونق جمهوری اسلامی ايران است در سال ۱۳۱۶ خورشیدی به صورت استان مستقل درآمد كه در برگيرنده شهرها, دهستان ها و روستاهای بسياری است.   

مشخصات جغرافيايي – استان آذربايجان غربي:

آذربايجان غربی از نظر جغرافيايی بين ۳۵ درجه ۵۸ دقيقه تا ۳۹ درجه و ۴۷ دقيقه پهنای شمالی و ۴۴ درجه و ۲ دقيقه تا ۴۷ درجه و ۲۳ دقيقه درازای شرقی قرار گرفته است. آذربايجان غربی در شمال غربی ايران قرار داشته و از شمال به كشورهای جمهوری خود مختار نخجوان و ارمنستان، از شرق به كشورهای تركيه و عراق، از جنوب به استان كردستان و از غرب به استان های آذربايجان شرقی و زنجان محدود می شود. طول مرز آبی و خاكی اين استان با كشورهای همسايه، مجموعا ۸۲۳ كيلومتر است. اين استان از طرف شمال نزديك به ۱۳۵ كيلومتر، مرز آبی رودخانه ارس با نخجوان و ارمنستان و از طرف شمال و غرب نزديک به ۴۸۸ كيلومتر مرز خاكی با كشور تركيه دارد. هم چنين از طرف غرب نزديك به ۲۰۰ كيلومتر مرز خاكی با كشور عراق دارد.

رود ارس مرز ايران و جمهوری های نخجوان و ارمنستان را در آذربايجان غربی در بر می گيرد كه از محل تلاقی قره سو به ارس، شروع و در محل به هم پيوستن آق چای به ارس خاتمه می پذيرد. بخشی از اين مرز طبيعی را درياچه ارس - كه در پشت سد ايجاد شده- و بخش ديگر را قزل قشلاق از طرف جمهوری نخجوان تشكيل می دهد.

استان آذربايجان غربی طولانی ترين مرز داخلی را با استان آذربايجان شرقی دارد. اين مرز از پيوستن رود آق چای به ارس در باختر جلفا شروع شده، پس از عبور از خاور رود مزبور و قطع راه مرز به بازرگان و ناحيه ولديان خوی و راه آهن ايران - تركيه، درياچه اروميه را كه مرز طبيعی دو استان است، در جهت شمال غربی به جنوب شرقی پشت سر گذاشته، در جنوب درياچه، اين امتداد در جهت جنوب شرقی مسير زرينه رود «جغتو» از ميان مراغه و مياندوآب، چاراويماق هشترود و صايين قلعه و تكاب عبور نموده و در مرز زنجان خاتمه می يابد. مرز آذربايجان غربی و كردستان جهت غربی - شرقی داشته و از دره رود كلوی زاب کوچک شروع شده و پس ازعبور از ميان نواحی سردشت، بانه، بوكان، سقز و قطع شاخه های سيمينه رود و درياچه زرينه رود و عبور از جنوب تكاب در چهار طاق در نقطه اتصال سه استان زنجان، كردستان و آذربايجان غربی خاتمه می يابد. استان آذربايجان غربی كم ترين طول مرز را با استان زنجان دارد كه از طريق منطقه تكاب به ماه نشان از استان زنجان اتصال پيدا می كند و جهت آن شمال غربی - جنوب شرقی است و بيش تر اين ناحيه نيز از كوه های مرتفع پوشيده شده است.

استان آذربايجان غربی که مرکز آن شهر تاريخی اروميه است، براساس آخرين تقسيمات كشوری دارای ۱۴ شهرستان بوده كه عبارتند از: اروميه، اشنويه، بوكان، پيرانشهر، تكاب، چالدران (سيه چشمه)، خوی، سردشت، سلماس، شاهين دژ، ماكو، مهاباد، مياندوآب، نقده. اين استان در بر گيرنده شهرستان ها, شهرها, دهستان ها و روستاهای متعددی بوده و بر اساس آخرين سرشماری سراسری سال ۱۳۸۵ خورشیدی كشور, جمعيت آن ۲۸۷۳۴۵۹ نفر برآورد شده است.   

غارهاي تاريخي- استان آذربايجان غربي: غارهاي‌ استان‌ عبارتند از غار كهريز، فرهاد ،  دانيال ‌، بابا حسن ‌، تخت‌ قاداوكهل.

چشمه ها و مراكز آب درماني – استان آذربايجان غربي:  چشمه‌ها و مراكز آب‌ درماني‌ استان‌ آذربايجان‌ غربي‌ عبارتند از: چشمه‌هاي‌ معدني‌ ويشلق‌ و چشمه‌ قره‌شعبان‌ در جاده‌ خوي – تبريز ، چشمه‌ معدني‌ نوايي‌ و چشمه‌ معدني‌ زارعان‌ (زوران‌) در شمال‌ شرقي‌ خوي ‌، چشمه‌ معدني‌ خان‌ در جنوب‌ غربي‌ خوي‌ ، چشمه‌ معدني‌ دسته‌ دره‌ درشمال‌ غربي‌ خوي‌ ، چشمه‌ صدقيان‌ و آبگرم‌ ايستي‌سو در شهرستان‌ سلماس ‌، چشمه‌ معدني‌ شگفتي‌ در دهكده‌ شگفتي‌ سيه‌ چشمه ‌، آبگرم‌ قارنجه‌ در دهكده‌ قارنجه ‌، چشمه‌ معدني‌ رازي‌ در روستاي‌ قطور، آبگرم‌ باش‌ كندي‌ درجاده‌ ماكو - بازرگان‌ و چشمه‌ معدني‌ ديزج‌ در اطراف‌ ماكو.

قلعه ها – استان آذربايجان غربي : قلعه‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: گؤورچين‌ قلعه‌ در شهرستان‌ سلماس‌، قلعه‌ بخدك‌ (بختك‌) در روستاي‌ ميلان‌ مياندوآب‌ و قلعه‌ راوز در شهرستان‌ ماكو.

كليساها – استان آذربايجان غربي: كليساهاي‌ استان‌ عبارتند از : بالولان ‌، ماريوخنه ‌، سنت‌ جرج‌ ، مارقويا و دره‌ شام‌.

رودخانه ها – استان آذربايجان غربي: درياچه‌ها ، سواحل‌ و جزاير استان‌ عبارتند از: جزيره‌ آرزو ، و رودخانه‌هاي ‌باراندوزچاي ‌، شهرچاي‌ ، نازلوچاي‌ و زولاچاي‌ در شهرستان‌ اروميه‌. 

مسافرت و اقامت – استان آذربايجان غربي:

سفر به شهرهاي استان آذربايجان غربي به دليل امکانات مناسب حمل و نقل زميني ، هوايي و دريايي بسيار آسان است و مرکز آن اروميه فرودگاه بين المللي مجهزي دارد. جاده ترانزيتي و راه آهن ايران – اروپا از شمال استان عبور مي کند. شهر بازرگان ، در منتهي اليه شمال غربي استان و (ايران) يک مرکز مهم ورود و خروج توريسم و کالا محسوب مي شود. شهرک پلدشت در شمال استان نيز امکان ورود و خروج مسافر به جمهوري خود مختار نخجوان را ميسر    مي سازد. اقامت در شهرهاي مختلف استان نيز به دليل امکانات اقامتي و پذيرايي مناسب از قبيل هتل ، متل ، مهمانسرا ، بويژه با رزرواسيون به سهولت انجام مي پذيرد . 

مسيرهاي گردشگري عمومي كشور

استان آذربايجان غربي 

رديف

مبدأ سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

۱

اروميه

پيرانشهر

اروميه- اشنويه- پيرانشهر

دره شهدا - چشمه عين الروم - بازارچه مرزي – پردانان - هفت چشمه - آبگرم شيخ معروف

۲

اروميه

سردشت

اروميه- مهاباد- سردشت

غار سهولان - سدجزيره گردشگري مهاباد - مسجد جامع مهاباد - بازار سنتي - تالاب كاني برازان - حمام لج ميرآباد - جنگلهاي سردشت - آبشار شلماش - رودخانه زاب - چشمه گراو

۳

اروميه

تكاب

اروميه- مياندوآب- تكاب

رودخانه زرينه رود - موزه مياندوآب - تخت سليمان - زندان سليمان - آبگرم احمدآباد - چمن متحرك چملي - كوه بلقيس - غار كرفتو

۴

اروميه

مرز بازرگان

اروميه- ماكو- پلدشت- مرز بازرگان

كاخ باغچه جوق - مسجد حضرت ابوالفضل (ع) - دخمه شيرين و فرهاد - دشت بورالان - منطقه عشايري - عمارت كلاه فرنگي - دامنه هاي آرارات - چشمه ثريا - تالاب آغ گل – سد ارس - رودخانه ارس - ساختمان شهرباني سابق بازرگان - سد بارون

۵

اروميه

چالدران

اروميه- سلماس- خوي- قره ضياءالدين- چالدران

مسجد مطلب خان - بازار سنتي - دروازه سنگي - پل قطور - مرز رازي - تفرجگاه فيرورق - مزارع آفتاب گردان - آبشار خوي - كليساي سورپ سرگيس - قلعه تاريخي بسطام قره كليسا - دشت تاريخي چالدران - مقبره سيد صدرالدين - كليساي زرزر - كتيبه خان تختي


موضوعات مرتبط: آذربايجان غربي
[ ] [ ] [ محمد شهسوارزاده ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار تعداد مهمان
ايران شناسي